Forwarded from حسینیه مجازی شهدا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#همسفر_من |#شهید_مرتضی_ابراهیمی
🔷 سال 94 آقا مرتضی چندین بار اقدام کرد به سوریه برود اما اجازه ندادند. ورتضی همیشه کیفش پشت میز کارش آماده بود تا اگر خبر دادند میتواند برود، آماده باشد.
🔷 همون شروع اغتشاشات بود و میدان گلها در مارلیک شلوغ شده بود، مرتضی با نیروهایش در میدان بود و تاکید داشت مراقب باشید به مردم آسیب نرسه! که ناگهان یک عده اوباش با سلاح سرد به سمت ما یورش آوردند، با قمه به جان چند تن از بچهها افتادند و مرتضی را هم زدند چند ضربه به پهلو میزنند و از پشت با قمه ریهاش را سوراخ میکنند، پیشانیاش هم کاملا باز شد.
💠 به نقل از خاطرات هم رزم شهید
✅شما هم می توانید با ارسال #لبیک_یا_سیدالشهدا به سامانه پیامکی ۱۰۰۰۰۵۲۳ به نیابت از شهید راه چنمی به اربعین حسینی مشرف شوید و در مسابقه #همسفر_من شرکت کنید.
🆔 @hoseinyehmajazy
🔷 سال 94 آقا مرتضی چندین بار اقدام کرد به سوریه برود اما اجازه ندادند. ورتضی همیشه کیفش پشت میز کارش آماده بود تا اگر خبر دادند میتواند برود، آماده باشد.
🔷 همون شروع اغتشاشات بود و میدان گلها در مارلیک شلوغ شده بود، مرتضی با نیروهایش در میدان بود و تاکید داشت مراقب باشید به مردم آسیب نرسه! که ناگهان یک عده اوباش با سلاح سرد به سمت ما یورش آوردند، با قمه به جان چند تن از بچهها افتادند و مرتضی را هم زدند چند ضربه به پهلو میزنند و از پشت با قمه ریهاش را سوراخ میکنند، پیشانیاش هم کاملا باز شد.
💠 به نقل از خاطرات هم رزم شهید
✅شما هم می توانید با ارسال #لبیک_یا_سیدالشهدا به سامانه پیامکی ۱۰۰۰۰۵۲۳ به نیابت از شهید راه چنمی به اربعین حسینی مشرف شوید و در مسابقه #همسفر_من شرکت کنید.
🆔 @hoseinyehmajazy
Forwarded from حسینیه مجازی شهدا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#همسفر_با_شهدا | #شهید_عباس_آبیاری
🔸دیگه تو محل پخش شده بود که تو اون مغازه یک پسر خوشتیپ و جوان هست. یه روز یه دختر جوانی رفته بود مغازه، میگه یک کیلو شیر میخوام! عباس سرش رو بالا نمیآره! میگه خامه میخوام؛ میبینه نه، عباس نگاهش نمیکنه؛ عصبی میشه و دختره میگه خب سرت رو بیار بالا؛ چرا سرت رو نمیاری بالا؟
🔸عباس میگه خانم! شما هرچی خواستی من برای شما آوردم؛ دیگه چی کار داری سرم رو بیارم بالا؟! اینجوری قدر خودش را داشت تا خدا خریدش!
💠به نقل از خاطرات مادر شهید
✅شما هم می توانید با ارسال #لبیک_یا_سیدالشهدا به سامانه پیامکی ۱۰۰۰۰۵۲۳ به نیابت از شهید راه چنمی به اربعین حسینی مشرف شوید و در مسابقه #همسفر_من شرکت کنید.
🆔 @hoseinyehmajazy
🔸دیگه تو محل پخش شده بود که تو اون مغازه یک پسر خوشتیپ و جوان هست. یه روز یه دختر جوانی رفته بود مغازه، میگه یک کیلو شیر میخوام! عباس سرش رو بالا نمیآره! میگه خامه میخوام؛ میبینه نه، عباس نگاهش نمیکنه؛ عصبی میشه و دختره میگه خب سرت رو بیار بالا؛ چرا سرت رو نمیاری بالا؟
🔸عباس میگه خانم! شما هرچی خواستی من برای شما آوردم؛ دیگه چی کار داری سرم رو بیارم بالا؟! اینجوری قدر خودش را داشت تا خدا خریدش!
💠به نقل از خاطرات مادر شهید
✅شما هم می توانید با ارسال #لبیک_یا_سیدالشهدا به سامانه پیامکی ۱۰۰۰۰۵۲۳ به نیابت از شهید راه چنمی به اربعین حسینی مشرف شوید و در مسابقه #همسفر_من شرکت کنید.
🆔 @hoseinyehmajazy