۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۹ سالروز اعدام #فرخرو_پارسا اولین وزیرزن در ایران است
«فرخرو پارسا» ، هنگامی که مادرش در تبعید به سر میبرد، در شهر قم به دنیا آمد.
فرخرو پارسا در رشته پزشکی تحصیل کرد اما چند سال پس از پایان تحصیلاتش آن را کنار گذاشت و به کارهای فرهنگی روی آورد.
او اولین زن در تاریخ ایران بود که توانست به مقام وزارت برسد. فرخ رو پارسا در کابینه دوم و سوم #امیرعباس_هویدا #وزارت_آموزش_و_پرورش را برعهده داشت و نخستین زنی بود که قدم به پارلمان ایران گذاشت.
فرخرو پارسا نه تنها پس از انقلاب ۵۷ از ایران خارج نشد، بلکه در زمانی که اغلب دولتمردان ایرانی در حال خروج از کشور بودند او برای همراهی یکی از بستگانش در درمانش در انگلیس بود ووقتی تصمیم میگیرد به ایران برگردد،به او توصیه میشود که به ایران نرود اما او میگوید: «من کاری نکردهام که بترسم و حتماً بر میگردم، ۲۹ دی ۱۳۵۷ به ایران بازمیگردد و بهمن ۵۷ او تا مدتها در منزل دوستان و بستگانش میماند تا اینکه طبق خبر روزنامه کیهان، در ۲۸ بهمن ۱۳۵۸ بازداشت میشود.
او معتقد بود بیگناهی وی در دادگاهی «عادلانه» ثابت خواهد شد.
قاضی پرونده پارسا، #صادق_خلخالی بود که او را به جرم «حیف و میل و غارت بیتالمال، اشاعه فساد و فحشا در فرهنگ مملکت با به کار گماردن افراد هرزه در سمتهای مهم وزارتی و ترتیب دادن اردوگاههای اختلاطی و زیر پا گذاشتن اخلاق اسلامی»، از مصادیق روشن «مفسدین فیالارض» و «کافر» تشخیص داد و او را محکوم به اعدام کرد.
او در مقام دفاع از خودش گفته است : متأسفم از این که اتهاماتی به من وارد شده که دلیل و اساس محکمی ندارد و این عمل باعث تشتت افکار من شدهاست. در اتهامات وارد شده به من، حتی دین مرا مورد تردید قرار دادهاند راجع به غارت بیتالمال که بزرگترین اتهام من است، باید بگویم من این مسئله را تکذیب میکنم، زیرا در تمام طول خدمت، من نه کار مالی و نه سروکاری با حساب و دفتر داشتم. اینها که به من اتهامات دزدی چند میلیونی وارد کردهاند، باید بگویند این پولها را من از چه طریقی و از کجا سرقت کردهام؟
در لحظه اعدام او طناب اعدامش سه بار پاره شده در صورتی که طبق احکام اسلام اگر یکبار طناب دار پاره شود او باید عفو شود!
در آخر خلخالی دستور میدهد او را با سیم بکسل اعدام کنند!
پ .ن : #تا_اسلام_کفن_نشود_این_وطن_وطن_نشود
#علیه_فراموشی
«فرخرو پارسا» ، هنگامی که مادرش در تبعید به سر میبرد، در شهر قم به دنیا آمد.
فرخرو پارسا در رشته پزشکی تحصیل کرد اما چند سال پس از پایان تحصیلاتش آن را کنار گذاشت و به کارهای فرهنگی روی آورد.
او اولین زن در تاریخ ایران بود که توانست به مقام وزارت برسد. فرخ رو پارسا در کابینه دوم و سوم #امیرعباس_هویدا #وزارت_آموزش_و_پرورش را برعهده داشت و نخستین زنی بود که قدم به پارلمان ایران گذاشت.
فرخرو پارسا نه تنها پس از انقلاب ۵۷ از ایران خارج نشد، بلکه در زمانی که اغلب دولتمردان ایرانی در حال خروج از کشور بودند او برای همراهی یکی از بستگانش در درمانش در انگلیس بود ووقتی تصمیم میگیرد به ایران برگردد،به او توصیه میشود که به ایران نرود اما او میگوید: «من کاری نکردهام که بترسم و حتماً بر میگردم، ۲۹ دی ۱۳۵۷ به ایران بازمیگردد و بهمن ۵۷ او تا مدتها در منزل دوستان و بستگانش میماند تا اینکه طبق خبر روزنامه کیهان، در ۲۸ بهمن ۱۳۵۸ بازداشت میشود.
او معتقد بود بیگناهی وی در دادگاهی «عادلانه» ثابت خواهد شد.
قاضی پرونده پارسا، #صادق_خلخالی بود که او را به جرم «حیف و میل و غارت بیتالمال، اشاعه فساد و فحشا در فرهنگ مملکت با به کار گماردن افراد هرزه در سمتهای مهم وزارتی و ترتیب دادن اردوگاههای اختلاطی و زیر پا گذاشتن اخلاق اسلامی»، از مصادیق روشن «مفسدین فیالارض» و «کافر» تشخیص داد و او را محکوم به اعدام کرد.
او در مقام دفاع از خودش گفته است : متأسفم از این که اتهاماتی به من وارد شده که دلیل و اساس محکمی ندارد و این عمل باعث تشتت افکار من شدهاست. در اتهامات وارد شده به من، حتی دین مرا مورد تردید قرار دادهاند راجع به غارت بیتالمال که بزرگترین اتهام من است، باید بگویم من این مسئله را تکذیب میکنم، زیرا در تمام طول خدمت، من نه کار مالی و نه سروکاری با حساب و دفتر داشتم. اینها که به من اتهامات دزدی چند میلیونی وارد کردهاند، باید بگویند این پولها را من از چه طریقی و از کجا سرقت کردهام؟
در لحظه اعدام او طناب اعدامش سه بار پاره شده در صورتی که طبق احکام اسلام اگر یکبار طناب دار پاره شود او باید عفو شود!
در آخر خلخالی دستور میدهد او را با سیم بکسل اعدام کنند!
پ .ن : #تا_اسلام_کفن_نشود_این_وطن_وطن_نشود
#علیه_فراموشی
👍2
خسرو بشارت، تا ساعاتی دیگر اعدام میشود
«آقای #خسرو_بشارت، زندانی عقیدتی محکوم به اعدام که در سلول انفرادی قزلحصار میباشد،امروز آخرین ملاقات خود را با خانواده داشته و احتمالا تا ساعاتی دیگر در سکوت اعدام خواهد شد.
وی و ۶ همپرونده ای او در دادگاهی ۲دقیقهای در شعبه ۲۸ بدون داشتن حق وکیل محاکمه و به اعدام محکوم شدند.
پرونده این افراد بخاطر نبود ادله در شعبه ۴۱ دیوان نقض شده بود.
اما شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مجددا این افراد به اعدام محکوم میکند.
نکته قابل توجه در این پرونده این است که انور خضری، کامران شیخه، قاسم آبسته و خسرو بشارت با احضار دادستانی با پای خود به دادستانی مراجعه کردند.
از میان احکام اعدام قاسم آبسته،ایوب کریمی،داوود عبداللهی،فرهاد سلیمی،انور خضری به ترتیب در روزهای چهاردهم آبان،هشتم آذرماه،دوازدهم دی ماه،سوم بهمن ماه سال گذشته و دوازدهم اردیبهشت ماه امسال در زندان قزلحصار اجرا شده است.»
از حساب ایکس آرش صادقی، فعال حقوق بشر
«آقای #خسرو_بشارت، زندانی عقیدتی محکوم به اعدام که در سلول انفرادی قزلحصار میباشد،امروز آخرین ملاقات خود را با خانواده داشته و احتمالا تا ساعاتی دیگر در سکوت اعدام خواهد شد.
وی و ۶ همپرونده ای او در دادگاهی ۲دقیقهای در شعبه ۲۸ بدون داشتن حق وکیل محاکمه و به اعدام محکوم شدند.
پرونده این افراد بخاطر نبود ادله در شعبه ۴۱ دیوان نقض شده بود.
اما شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مجددا این افراد به اعدام محکوم میکند.
نکته قابل توجه در این پرونده این است که انور خضری، کامران شیخه، قاسم آبسته و خسرو بشارت با احضار دادستانی با پای خود به دادستانی مراجعه کردند.
از میان احکام اعدام قاسم آبسته،ایوب کریمی،داوود عبداللهی،فرهاد سلیمی،انور خضری به ترتیب در روزهای چهاردهم آبان،هشتم آذرماه،دوازدهم دی ماه،سوم بهمن ماه سال گذشته و دوازدهم اردیبهشت ماه امسال در زندان قزلحصار اجرا شده است.»
از حساب ایکس آرش صادقی، فعال حقوق بشر
آرش صادقی فعال حقوق بشر وزندانی سیاسی : در این لحظات نزدیک به اذان صبح نگران وضعیت #خسرو_بشارت هستم و چقدر احساس ناتوانی میکنم از اینکه نتوانستم برای ۷برادرم که در زندان رجایی در جریان کامل پرونده آنها قرار گرفتم کاری بکنم.
نتیجه پرونده در یک روند دادرسی عادلانه به ازادی آنها منتج میشد.
#نه_به_اعدام
#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی #توماج_صالحى
#محمود_مهرابی #ما_ملت_کبیریم_ایران_رو_پس_میگیریم #اعتصابات_سراسری
#توماج_صالحی
#بچه_های_اکباتان #به_خیابان_برگردیم
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#اعدام
#حبیب_دریس
#رضا_رسايی
#مجاهد_کورکور
#عباس_دریس
#سپاه_تروریستی_پاسداران #خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#نه_غزه_نه_لبنان_جانم_فدای_ایران
#ایران_را_پس_میگیریم
#انقلاب_ایران
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
نتیجه پرونده در یک روند دادرسی عادلانه به ازادی آنها منتج میشد.
#نه_به_اعدام
#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی #توماج_صالحى
#محمود_مهرابی #ما_ملت_کبیریم_ایران_رو_پس_میگیریم #اعتصابات_سراسری
#توماج_صالحی
#بچه_های_اکباتان #به_خیابان_برگردیم
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#اعدام
#حبیب_دریس
#رضا_رسايی
#مجاهد_کورکور
#عباس_دریس
#سپاه_تروریستی_پاسداران #خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#نه_غزه_نه_لبنان_جانم_فدای_ایران
#ایران_را_پس_میگیریم
#انقلاب_ایران
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
هر وقت اسم توماج رو توی لیست افرادی که در خطر اعدامن میبینم، مثل اولین باری که این خبر رو شنیدم شوکه میشم.
نمیتونم این حجم از ظلم و بیعدالتی رو باور کنم.
با هیچ منطقی نمیشه به شخصی مثل توماج که حتی طبق قوانینِ خودشون هم جرمی مرتکب نشده، حکمِ اعدام داد..
#توماج_صالحی
#FreeToomaj
نمیتونم این حجم از ظلم و بیعدالتی رو باور کنم.
با هیچ منطقی نمیشه به شخصی مثل توماج که حتی طبق قوانینِ خودشون هم جرمی مرتکب نشده، حکمِ اعدام داد..
#توماج_صالحی
#FreeToomaj
سروش شفيعيان شاعرى كه به مزار نيكا رفت و چنين سرود:
دست خالى آمدم اينجا ولى وقت وداع
پنجه در خاكت زدم، مشتى شرف برداشتم
نیکا فراموشت نمیکنیم.
#نیکا_شاکرمی
#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی #توماج_صالحى
#محمود_مهرابی #ما_ملت_کبیریم_ایران_رو_پس_میگیریم #اعتصابات_سراسری
#توماج_صالحی
#بچه_های_اکباتان #به_خیابان_برگردیم
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#اعدام
#حبیب_دریس
#رضا_رسايی
#مجاهد_کورکور
#عباس_دریس
#سپاه_تروریستی_پاسداران #خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#نه_غزه_نه_لبنان_جانم_فدای_ایران
#ایران_را_پس_میگیریم
#انقلاب_ایران
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
دست خالى آمدم اينجا ولى وقت وداع
پنجه در خاكت زدم، مشتى شرف برداشتم
نیکا فراموشت نمیکنیم.
#نیکا_شاکرمی
#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی #توماج_صالحى
#محمود_مهرابی #ما_ملت_کبیریم_ایران_رو_پس_میگیریم #اعتصابات_سراسری
#توماج_صالحی
#بچه_های_اکباتان #به_خیابان_برگردیم
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#اعدام
#حبیب_دریس
#رضا_رسايی
#مجاهد_کورکور
#عباس_دریس
#سپاه_تروریستی_پاسداران #خامنه_ای_ضحاک_میکشیمت_زیر_خاک
#نه_غزه_نه_لبنان_جانم_فدای_ایران
#ایران_را_پس_میگیریم
#انقلاب_ایران
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟠 نامه #عباس_واحدیان_شاهرودی به #آنتونی_گوترش با زیرنویس انگلیسی
نامه عباس واحدیان شاهرودی زندانی سياسی و یکی از اعضای #بیانیه۱۴ محبوس در زندان وکیلآباد مشهد که در سلولی به شکل قرنطینه و بدون ارتباط با سایر زندانیان نگهداری میشود، به سختی فراوان جهت انتشار به دست ما رسیده است.
اینکه این زندانی آزادیخواه در پسِ دیوارهای تاریک زندان، در حالیکه محکوم به گذراندن بیست و یک سال حبس است، همچنان دغدغه آزادی ایران و پیدا کردن راهکار دارد، قابل تقدیر است.
وظیفه تک تک ما که این پست را میبینیم انتشار نامه عباس واحدیان شاهرودی خطاب به آنتونی گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد، به بهترین شکل ممکن است.
.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#نه_به_اعدام
#محمود_مهرابی
#زن_زندگی_آزادی
#زندان_وکیل_آباد_مشهد
نامه عباس واحدیان شاهرودی زندانی سياسی و یکی از اعضای #بیانیه۱۴ محبوس در زندان وکیلآباد مشهد که در سلولی به شکل قرنطینه و بدون ارتباط با سایر زندانیان نگهداری میشود، به سختی فراوان جهت انتشار به دست ما رسیده است.
اینکه این زندانی آزادیخواه در پسِ دیوارهای تاریک زندان، در حالیکه محکوم به گذراندن بیست و یک سال حبس است، همچنان دغدغه آزادی ایران و پیدا کردن راهکار دارد، قابل تقدیر است.
وظیفه تک تک ما که این پست را میبینیم انتشار نامه عباس واحدیان شاهرودی خطاب به آنتونی گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد، به بهترین شکل ممکن است.
.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#نه_به_اعدام
#محمود_مهرابی
#زن_زندگی_آزادی
#زندان_وکیل_آباد_مشهد
نامه عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی، به آنتونی گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد:سرکوب پیدرپی مردم ایران باعث پیدایش آتشفشانی آماده فوران شده
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، نامهای خطاب به آنتونی گوارش، دبیر کل سازمان ملل متحد نوشته و ضمن بیان برخی موارد نقض حقوق بشر در ایران، دو پیشنهاد ارائه کرده است.
این عضو نامه تاریخی موسوم به بیانیه ۱۴، در بخشی از نامهاش نوشته:
«در نوجوانی وقتی برای اولین بار معنای United Nation را فهمیدم تعجب کردم که چرا به جای قرارگرفتن نماینده واقعی ما مردم ایران - که اسیر دیکتاتوری جمهوری اسلامی هستیم - نماینده حکومت، پشت تریبون میرود!؟ مگر دنیا نمیدانست و نمیداند که ساختار توتالیتاریستی رژیم، چگونه با برپایی سامانهای جعلی به نام شورای نگهبان و به اتکای قانون اساسیِ استبدادی که سررشتهی همه امور مربوط به قدرت را به جای تفویض به ملت، در اختیار یک شخص به نام «رهبر» گذاشته، کلیه حقوق مردم و مفهوم جمهوریت و استقلال و آزادی را به اسارت گرفتند؟
ملت بزرگ ایران با آن تاریخ کهن خود در طی ۴۶ سال گذشته، آیا سزاوار نبود و نیست که از تریبون ملل متحد سهمی داشته باشد؟ چرا نماینده رژیم جمهوری اسلامی که در طی همهی این سالها از آن تریبون فقط در راستای هراسافکنی، دروغگویی و وارونه نشاندادن حقایقِ داخلی، تهدید سایر اعضای سازمان ملل به نابودی، توجیه سرکوب اعتراضات مردمی و کتمان مداخله در امور سایر کشورها از طریق ارسال پول و سلاح و تجهیزات برای مخالفین حکومتها یا در حمایت از ابقای دیکتاتورهایی چون بشار اسد در سوریه استفاده کرده، میتواند خود را نماینده ملت ایران بنامد، اما فرهیختگان دموکراسیخواه و صلحدوست که طی همه این سالها با انواع شکنجهها، زندانی شدنها، تبعیدها و مهاجرتها صحت اندیشه و مرام خود را به ثبوت رساندند، از آن تریبون هیچ سهمی ندارند؟»
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، نامهای خطاب به آنتونی گوارش، دبیر کل سازمان ملل متحد نوشته و ضمن بیان برخی موارد نقض حقوق بشر در ایران، دو پیشنهاد ارائه کرده است.
این عضو نامه تاریخی موسوم به بیانیه ۱۴، در بخشی از نامهاش نوشته:
«در نوجوانی وقتی برای اولین بار معنای United Nation را فهمیدم تعجب کردم که چرا به جای قرارگرفتن نماینده واقعی ما مردم ایران - که اسیر دیکتاتوری جمهوری اسلامی هستیم - نماینده حکومت، پشت تریبون میرود!؟ مگر دنیا نمیدانست و نمیداند که ساختار توتالیتاریستی رژیم، چگونه با برپایی سامانهای جعلی به نام شورای نگهبان و به اتکای قانون اساسیِ استبدادی که سررشتهی همه امور مربوط به قدرت را به جای تفویض به ملت، در اختیار یک شخص به نام «رهبر» گذاشته، کلیه حقوق مردم و مفهوم جمهوریت و استقلال و آزادی را به اسارت گرفتند؟
ملت بزرگ ایران با آن تاریخ کهن خود در طی ۴۶ سال گذشته، آیا سزاوار نبود و نیست که از تریبون ملل متحد سهمی داشته باشد؟ چرا نماینده رژیم جمهوری اسلامی که در طی همهی این سالها از آن تریبون فقط در راستای هراسافکنی، دروغگویی و وارونه نشاندادن حقایقِ داخلی، تهدید سایر اعضای سازمان ملل به نابودی، توجیه سرکوب اعتراضات مردمی و کتمان مداخله در امور سایر کشورها از طریق ارسال پول و سلاح و تجهیزات برای مخالفین حکومتها یا در حمایت از ابقای دیکتاتورهایی چون بشار اسد در سوریه استفاده کرده، میتواند خود را نماینده ملت ایران بنامد، اما فرهیختگان دموکراسیخواه و صلحدوست که طی همه این سالها با انواع شکنجهها، زندانی شدنها، تبعیدها و مهاجرتها صحت اندیشه و مرام خود را به ثبوت رساندند، از آن تریبون هیچ سهمی ندارند؟»
👍1
بیانیه شماره یک گروه زن زندگی آزادی در گوتنبرگ سوئد خطاب به
وجدان های بیدار ایرانیان شهر یوتبوری!
هم میهنان گرامی! بیدادگاه انقلاب اصفهان بعداز صدور حکم اعدام توماج صالحی، این بار جان جوان شجاع اصفهانی، محمود محرابی را نشانه گرفته است
محکوم کردن بی وقفه جوانان بیگناه ایران به اعدام توسط دژخیمان جمهوری اسلامی دربیدادگاه های قرون وسطایی و فریاد کمک خانواده های دادخواه آنان از ایرانیان سراسر جهان، نیشتری است بر وجدان های بیدارتک تک ما .
همت کنید و درقبال جان شیفته جوانان برومند میهن، بی تفاوت نباشید و در گردهمایی شنبه ها علیه اعدام ، فریاد خودرا علیه چرخه بی وقفه جانیان حاکم بر ایران رساتر کنیم.
زمان:شنبه ۱۱ماه می ساعت ۱۴ تا ۱۵
مکان: روبروی ایستگاه مرکزی قطار یوتبوری
برگزارکننده: گروه زن زندگی آزادی- گوتنبرگ سوئد
وجدان های بیدار ایرانیان شهر یوتبوری!
هم میهنان گرامی! بیدادگاه انقلاب اصفهان بعداز صدور حکم اعدام توماج صالحی، این بار جان جوان شجاع اصفهانی، محمود محرابی را نشانه گرفته است
محکوم کردن بی وقفه جوانان بیگناه ایران به اعدام توسط دژخیمان جمهوری اسلامی دربیدادگاه های قرون وسطایی و فریاد کمک خانواده های دادخواه آنان از ایرانیان سراسر جهان، نیشتری است بر وجدان های بیدارتک تک ما .
همت کنید و درقبال جان شیفته جوانان برومند میهن، بی تفاوت نباشید و در گردهمایی شنبه ها علیه اعدام ، فریاد خودرا علیه چرخه بی وقفه جانیان حاکم بر ایران رساتر کنیم.
زمان:شنبه ۱۱ماه می ساعت ۱۴ تا ۱۵
مکان: روبروی ایستگاه مرکزی قطار یوتبوری
برگزارکننده: گروه زن زندگی آزادی- گوتنبرگ سوئد
گلرخ ایرایی: تنها ماندن فرزندانمان پای چوبههای دار، از بیعملی خودمان است، باید خیابان را پس بگیریم
گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین با انتشار مطلبی از زندان در واکنش به احتمال اجرای حکم اعدام زندانیان عقیدتی کُرد نوشت:
پروندهشان را با نام قاسم آبسته میشناسیم و فرهاد سلیمی که با محمد قبادلو سَربهدار شد.
بعدها فهمیدیم هفت نفر بودند که چهارده سال پیش بازداشت شدند و جوانیشان را پشت میلههای زندان و در انتظار طناب دار سپری کردند و در ماههای اخیر یکبهیک در چرخهی قتل حکومتی کشته شدند.
حالا در سالروز قتل فرزاد کمانگر و در یکمین سالگرد سَربهدار شدن یوسف مهراد و صدرالله فاضلیزارع میخواهند، خسرو بشارت و کامران شیخه، دو تن دیگر از همپروندهایهای آبسته را بکشند و همچنان کسی به دادخواهی بر درهای زندانها نمیکوبد. حتا در این شبها که با دستانی بسته، با چشمبند و پابند بهسوی مرگ میبرندشان.
سرکوب هست. سرکوبِ بیامان. ابعاد هولناکی هم دارد. اما تنها ماندن فرزندانمان پای چوبههای دار، نه فقط از سرکوب، که بخشی از آن از انفعال و بیعملی خودمان است. ما که مبهوت در خلسه، بر جنایات رژیم چشم دوختهایم و خیابان را رها کردهایم و به کنجِ خانهها، به کنجِ عافیت پناه بردهایم.
نترسیم از مصرف خیابان. آنانکه حضورمان در کف خیابان را به مصرف خیابان تعبیر میکردند و مسیر قیام و خیزش انقلابی را به کنج خانهها منحرف کردند، تشت رسوایی خودشان و اربابان پخمهشان بر زمین افتاده است.
جمهوری اسلامی با ابتذال و بیآبرویی در پی کسب مشروعیت است و به واسطهی باج دادن به همپیمانان شرقی خود و به واسطهی لابییگری و زد و بند با حامیان غربی خود و به واسطه عرضه هر آنچه حق ما مردم تحت ستم است، به همپیمانانش در منطقه؛ در پی ترمیم تَرَکهاییست که بر اقتدار پوشالینشان افتاده است.
این ماهیت جمهوری اسلامیست و آن نیز ماهیت بازوان پنهانش است که با فریبِ ما و دور کردنمان از خیابان، سرنگونی را به تعویق بیاندازند.
باید خیابان را، که به هزار ترفند از ما گرفتهاند پس بگیریم.
گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین با انتشار مطلبی از زندان در واکنش به احتمال اجرای حکم اعدام زندانیان عقیدتی کُرد نوشت:
پروندهشان را با نام قاسم آبسته میشناسیم و فرهاد سلیمی که با محمد قبادلو سَربهدار شد.
بعدها فهمیدیم هفت نفر بودند که چهارده سال پیش بازداشت شدند و جوانیشان را پشت میلههای زندان و در انتظار طناب دار سپری کردند و در ماههای اخیر یکبهیک در چرخهی قتل حکومتی کشته شدند.
حالا در سالروز قتل فرزاد کمانگر و در یکمین سالگرد سَربهدار شدن یوسف مهراد و صدرالله فاضلیزارع میخواهند، خسرو بشارت و کامران شیخه، دو تن دیگر از همپروندهایهای آبسته را بکشند و همچنان کسی به دادخواهی بر درهای زندانها نمیکوبد. حتا در این شبها که با دستانی بسته، با چشمبند و پابند بهسوی مرگ میبرندشان.
سرکوب هست. سرکوبِ بیامان. ابعاد هولناکی هم دارد. اما تنها ماندن فرزندانمان پای چوبههای دار، نه فقط از سرکوب، که بخشی از آن از انفعال و بیعملی خودمان است. ما که مبهوت در خلسه، بر جنایات رژیم چشم دوختهایم و خیابان را رها کردهایم و به کنجِ خانهها، به کنجِ عافیت پناه بردهایم.
نترسیم از مصرف خیابان. آنانکه حضورمان در کف خیابان را به مصرف خیابان تعبیر میکردند و مسیر قیام و خیزش انقلابی را به کنج خانهها منحرف کردند، تشت رسوایی خودشان و اربابان پخمهشان بر زمین افتاده است.
جمهوری اسلامی با ابتذال و بیآبرویی در پی کسب مشروعیت است و به واسطهی باج دادن به همپیمانان شرقی خود و به واسطهی لابییگری و زد و بند با حامیان غربی خود و به واسطه عرضه هر آنچه حق ما مردم تحت ستم است، به همپیمانانش در منطقه؛ در پی ترمیم تَرَکهاییست که بر اقتدار پوشالینشان افتاده است.
این ماهیت جمهوری اسلامیست و آن نیز ماهیت بازوان پنهانش است که با فریبِ ما و دور کردنمان از خیابان، سرنگونی را به تعویق بیاندازند.
باید خیابان را، که به هزار ترفند از ما گرفتهاند پس بگیریم.
⬛️تایید حکم هشت سال حبس، تحمل ضربات شلاق، پرداخت جزای نقدی و ضبط اموال محمد رسولاف، کارگردان ایرانی توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران
◾️بابک پاک نیا، وکیل دادگستری در مورد جزئیات این خبر نوشت: آقای رسولاف به موجب حکم صادره توسط شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به تحمل هشت سال حبس، تحمل ضربات شلاق، پرداخت جزای نقدی و ضبط اموال محکوم شد. این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران عینا تایید و اکنون پرونده به اجرای احکام ارسال شده است. پنج سال از حکم حبس صادر شده علیه این شهروند قابل اجرا خواهد بود.
◾️بخشی از اتهامات مطروحه علیه #محمد_رسولاف، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور عنوان شده است.
◾️مصداق اتهام این کارگردان "امضای بیانیهها و ساخت فیلم و مستند" است.
◽️دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در حالی محمد رسولاف را به حکم بیشرمانه هشت سال زندان و شلاق محکوم کرده که آخرین ساخته او با نام "دانه درخت انجیر مقدس" به جشنواره بینالمللی فیلم کن راه یافته است.
◾️بابک پاک نیا، وکیل دادگستری در مورد جزئیات این خبر نوشت: آقای رسولاف به موجب حکم صادره توسط شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به تحمل هشت سال حبس، تحمل ضربات شلاق، پرداخت جزای نقدی و ضبط اموال محکوم شد. این حکم در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران عینا تایید و اکنون پرونده به اجرای احکام ارسال شده است. پنج سال از حکم حبس صادر شده علیه این شهروند قابل اجرا خواهد بود.
◾️بخشی از اتهامات مطروحه علیه #محمد_رسولاف، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور عنوان شده است.
◾️مصداق اتهام این کارگردان "امضای بیانیهها و ساخت فیلم و مستند" است.
◽️دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در حالی محمد رسولاف را به حکم بیشرمانه هشت سال زندان و شلاق محکوم کرده که آخرین ساخته او با نام "دانه درخت انجیر مقدس" به جشنواره بینالمللی فیلم کن راه یافته است.
خانواده بهکیش :هر چه بیشتر بکشند، ممکن است از تعداد معترضین بکاهند، ولی بر عزمشان میافزایند!
یکشنبه ساعت پنج بعدازظهر بود. از خواب بیدار شده بودم و دخترم منصوره برایم چای آماده کرده بود و میخواستیم دو تایی ساعتی با هم بنشینیم و گپ بزنیم. تلویزیون را روشن کرد و یکی از کانالهای خبری را گرفت. عکس پنج نفر از زندانیان سیاسی را نشان میدادند و پایین عکسها نوشتههایی رد میشد. "شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، مهدی اسلامیان، فرهاد وکیلی و علی حیدریان اعدام شدند". به همین سادگی! دخترم یکباره به جای خود میخکوب شد و دیگر به حرفهای من توجهی نمیکرد. گفتم چه شده است؟ با حالتی آشفته گفت: مامان جان کمی صبر کنید ببینم جریان چیست. او که نوشتههای زیر تصاویر را تعقیب می.کرد، به کلمه آخر" اعدام شدند" که رسید به ناگاه از جایش بلند شد و دستهایش را بر چهره کشید و فریاد زد " ای داد اعدامشان کردند ". دو دستم را محکم به پایم کوبیدم دلم میخواست فریاد بزنم، فریادی آنقدر بلند که همه مردم دنیا بشنوند. خدایا تا به کی کشتار، تا به کی اعدام؟! و ....
یک دختر با چهار پسر، وای چه شباهتی! آنها مرا یاد دختر و چهار پسرم زهرا، محمود، محمدرضا، محسن و محمدعلی انداختند که در دهه ۶۰ کشته شده بودند. دخترم داستان فرزاد را برایم گفت و برخی نامههایش را برایم خواند. او معلم بود و قیافه معصومی داشت. او مرا به یاد پسرم محمود انداخت. همو که در روستاهای خراسان درس میداد. شیرین مرا به یاد دختر نازنینام زهرا انداخت، همو که در جنوب شهر مشهد تدریس میکرد. من و دخترم منصوره هیچ کدام آنها را نمیشناختیم ولی به نظرمان آشنا میآمدند. جرمشان چه بود، دخترم گفت: درست نمیدانم " یکی از آنها معلم بود و نامههای بسیار زیبایی از زندان مینوشت. دیگری دختر کردی است که ظاهراً برای فرار از ازدواج ناخواسته به کردستان عراق فرار کرده و ... دیگری به خاطر کمک مالی دویست هزار تومانی به برادرش که همین اواخر اعدام شده به مرگ محکوم شده است و دیگران به جرمهایی مشابه. داشتم دیوانه میشدم، هر چند خوب میدانستم که جرم تراشیدن و به ناحق کشتن انسانها در این کشور بلازده چیزی معمول است، مگر فرزندان ما را به چه جرمی کشتند، چند نفرشان آدم کشته بودند؟ چند نفرشان در عملیات تروریستی شرکت کرده بودند؟ چند نفرشان در زندان مسلح شده بودند که حکم زندانی یا آزادی آنها به اعدام تبدیل شد؟👇👇
یکشنبه ساعت پنج بعدازظهر بود. از خواب بیدار شده بودم و دخترم منصوره برایم چای آماده کرده بود و میخواستیم دو تایی ساعتی با هم بنشینیم و گپ بزنیم. تلویزیون را روشن کرد و یکی از کانالهای خبری را گرفت. عکس پنج نفر از زندانیان سیاسی را نشان میدادند و پایین عکسها نوشتههایی رد میشد. "شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، مهدی اسلامیان، فرهاد وکیلی و علی حیدریان اعدام شدند". به همین سادگی! دخترم یکباره به جای خود میخکوب شد و دیگر به حرفهای من توجهی نمیکرد. گفتم چه شده است؟ با حالتی آشفته گفت: مامان جان کمی صبر کنید ببینم جریان چیست. او که نوشتههای زیر تصاویر را تعقیب می.کرد، به کلمه آخر" اعدام شدند" که رسید به ناگاه از جایش بلند شد و دستهایش را بر چهره کشید و فریاد زد " ای داد اعدامشان کردند ". دو دستم را محکم به پایم کوبیدم دلم میخواست فریاد بزنم، فریادی آنقدر بلند که همه مردم دنیا بشنوند. خدایا تا به کی کشتار، تا به کی اعدام؟! و ....
یک دختر با چهار پسر، وای چه شباهتی! آنها مرا یاد دختر و چهار پسرم زهرا، محمود، محمدرضا، محسن و محمدعلی انداختند که در دهه ۶۰ کشته شده بودند. دخترم داستان فرزاد را برایم گفت و برخی نامههایش را برایم خواند. او معلم بود و قیافه معصومی داشت. او مرا به یاد پسرم محمود انداخت. همو که در روستاهای خراسان درس میداد. شیرین مرا به یاد دختر نازنینام زهرا انداخت، همو که در جنوب شهر مشهد تدریس میکرد. من و دخترم منصوره هیچ کدام آنها را نمیشناختیم ولی به نظرمان آشنا میآمدند. جرمشان چه بود، دخترم گفت: درست نمیدانم " یکی از آنها معلم بود و نامههای بسیار زیبایی از زندان مینوشت. دیگری دختر کردی است که ظاهراً برای فرار از ازدواج ناخواسته به کردستان عراق فرار کرده و ... دیگری به خاطر کمک مالی دویست هزار تومانی به برادرش که همین اواخر اعدام شده به مرگ محکوم شده است و دیگران به جرمهایی مشابه. داشتم دیوانه میشدم، هر چند خوب میدانستم که جرم تراشیدن و به ناحق کشتن انسانها در این کشور بلازده چیزی معمول است، مگر فرزندان ما را به چه جرمی کشتند، چند نفرشان آدم کشته بودند؟ چند نفرشان در عملیات تروریستی شرکت کرده بودند؟ چند نفرشان در زندان مسلح شده بودند که حکم زندانی یا آزادی آنها به اعدام تبدیل شد؟👇👇
👍1
مادران و خانوادههای جانباختگان شیرین، فرزاد، مهدی، فرهاد، علی و ...
ما درد شما و سایر مادران و خانوادههایی که در طی این سالها عزیزانشان را از دست دادهاند به خوبی حس میکنیم. ما را در غم خود شریک بدانید. اطمینان داشته باشید که با کشتن انسانها، بخصوص انسانهای در بند و بیدفاع، نمیتوانند صدای مردم را خفه کنند و هر چه بیشتر بکشند مردم در راهشان مصممتر میشوند، ممکن است تعدادشان کم شود ولی بر عزمشان افزوده میشود. مطمئن باشید که ماه پشت ابر پنهان نمیماند و بایستی روزی پاسخگو باشند و آن روز دور نیست.
"خبر کوتاه بود
اعدام شان کردند!
خروش دخترک برخاست
لبش لرزید
دو چشم خستهاش از اشک پر شد
گریه را سر داد
و من با کوششی پر درد
اشکم را نهان کردم
چرا اعدامشان کردند؟
میپرسد ز من، با چشم اشکآلود
عزیزم، دخترم
آنجا شگفتانگیز دنیاییست
دروغ و دشمنی فرمانروایی میکند آنجا
طلا، این کیمیای خون انسانها
خدایی میکند آنجا
شگفتانگیز دنیاییست
که همچون قرنهای دور
هنوز از ننگ آزار سیاهان، دامن آلودهست
در آنجا حق و انسان حرفهای پوچ و بیهودهست
در آنجا رهزنی، آدمکشی، خون ریزی آزادست
و دست و پای آزادی در زنجیر
عزیزم، دخترم
آنان برای دشمنی با من
برای دشمنی با تو
برای دشمنی با راستی اعدام شان کردند
و هنگامی که یاران
با سرود زندگی بر لب
به سوی مرگ میرفتند
امید آشنا میزد چو گل در چشمشان لبخند
به شوق زندگی، آواز میخواندند
و تا پایان به راه روشن خود با وفا ماندند
عزیزم
پاک کن از چهره اشکت را، ز جا برخیز
تو در من زندهای، من در تو
ما هرگز نمیمیریم
من و تو با هزارانِ دگر
این راه را دنبال میگیریم
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا
با همه شادی و بهروزی
عزیزم
کار دنیا رو به آبادیست
و هر لاله که از خون شهیدان میدمد امروز
نوید روز آزادیست." هوشنگ ابتهاج(ه ا سایه)
به امید روزی که انسانها برای بیان عقاید خود به بند کشیده نشوند و مجازات اعدام از صحنه روزگار حذف گردد.
مادر بهکیش (مادری که داغ پنج فرزند و داماد را کشیده است)/ منصوره بهکیش
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
ما درد شما و سایر مادران و خانوادههایی که در طی این سالها عزیزانشان را از دست دادهاند به خوبی حس میکنیم. ما را در غم خود شریک بدانید. اطمینان داشته باشید که با کشتن انسانها، بخصوص انسانهای در بند و بیدفاع، نمیتوانند صدای مردم را خفه کنند و هر چه بیشتر بکشند مردم در راهشان مصممتر میشوند، ممکن است تعدادشان کم شود ولی بر عزمشان افزوده میشود. مطمئن باشید که ماه پشت ابر پنهان نمیماند و بایستی روزی پاسخگو باشند و آن روز دور نیست.
"خبر کوتاه بود
اعدام شان کردند!
خروش دخترک برخاست
لبش لرزید
دو چشم خستهاش از اشک پر شد
گریه را سر داد
و من با کوششی پر درد
اشکم را نهان کردم
چرا اعدامشان کردند؟
میپرسد ز من، با چشم اشکآلود
عزیزم، دخترم
آنجا شگفتانگیز دنیاییست
دروغ و دشمنی فرمانروایی میکند آنجا
طلا، این کیمیای خون انسانها
خدایی میکند آنجا
شگفتانگیز دنیاییست
که همچون قرنهای دور
هنوز از ننگ آزار سیاهان، دامن آلودهست
در آنجا حق و انسان حرفهای پوچ و بیهودهست
در آنجا رهزنی، آدمکشی، خون ریزی آزادست
و دست و پای آزادی در زنجیر
عزیزم، دخترم
آنان برای دشمنی با من
برای دشمنی با تو
برای دشمنی با راستی اعدام شان کردند
و هنگامی که یاران
با سرود زندگی بر لب
به سوی مرگ میرفتند
امید آشنا میزد چو گل در چشمشان لبخند
به شوق زندگی، آواز میخواندند
و تا پایان به راه روشن خود با وفا ماندند
عزیزم
پاک کن از چهره اشکت را، ز جا برخیز
تو در من زندهای، من در تو
ما هرگز نمیمیریم
من و تو با هزارانِ دگر
این راه را دنبال میگیریم
از آن ماست پیروزی
از آن ماست فردا
با همه شادی و بهروزی
عزیزم
کار دنیا رو به آبادیست
و هر لاله که از خون شهیدان میدمد امروز
نوید روز آزادیست." هوشنگ ابتهاج(ه ا سایه)
به امید روزی که انسانها برای بیان عقاید خود به بند کشیده نشوند و مجازات اعدام از صحنه روزگار حذف گردد.
مادر بهکیش (مادری که داغ پنج فرزند و داماد را کشیده است)/ منصوره بهکیش
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹