*گوشت نهصد هزار* *تومان شده* !
"آیا گریه قصاب را دیده ای ؟"
"نه ندیده ام" خنده تلخی می کند "من امروز قصاب محلمان را دیدم که پشت پیشخوانش اشک می ریخت!"می پرسم "همان ایوب قصاب سر کوچه مان "می گوید "بله خیلی پیر شده من هرگز گریه اورا ندیده بودم.اشک در چشمش حلقه زده بود می گفت امروز وقتی مشتری ها را راه می انداختم متوجه شدم زنی رو گرفته وپیچیده در چادر مرتب از مقابل دکان عبور می کند بداخل می نگرد و می گذرد.
وقتی همه مشتری ها رفتند به آهستگی و با نوعی خجالت وارد مغازه شد .زن نسبتا جوانی بود. شناختم شوهرش را چند ماهی است بخاطر اعتیاد وکاری که نمی دانم چیست زندان کرده اند. او مانده با دو بچه خردسال.
با گریه گفت "آقا ایوب می شود این گوشت را از من بخرید ؟" از زیر چادرش تکه گوشتی پیچیده در کاغذ را بیرون آوردبر پیشخوان نهاد. گوئی برقم گرفته باشد بی اختیار پرسیدم چرا؟ گفت:" گوشت نذری است امروز در خانه آوردند خواهش می کنم بردارید پولش را بمن بدهید تا برای بچه ها نان بخرم."
هرگز در تمامی این سال ها چنین مستاصل وشرمنده نشده بودم. نمی دانستم چه باید بکنم.گفتم گوشتتان را بردارید. پول نان چقدر می شود ؟
دستش را دراز کرد گوشت رابرداشت وگفت:" من برای گدائی نیامدم از شما خواستم این گوشت را بخرید!"
قصد برگشتن کرد! گفتم بدهیدش داد و گفت بکشیدش ! چهار صد گرم بود. حساب کردم و پول را بدستش دادم .
گفتم "فردا چه می کنید؟"
نگاه تلخی کرد وگفت "این پول نان یک هفته می شود تا آنوقت هم خدا کریم است .خدا عوضتان بدهد."
برگشت به آرامی از در خارج شد. همان زنی که پیش پای شما بیرون رفت.
من بیرون آمدن آن زن را ندیدم! بیچاره گان هرگز دیده نمی شوند.
می پرسد"احمد آقا آیا هرگز چنین روزی را تصور میکردی؟" چیزی نمی گویم درد مند تر از آنم که سخنی بر زبان بیاورم. *هنوز گوشت* *نذری بر کفه ترازوست* *نمی توانم* *نگاه کنم. گوئی دو* *کودک بر ترازو نشسته* *اند.دردی* *در* *قلبم می پیچد* .
گوشتی نمی خرم بغض کرده بیرون می آیم. *با* *این سرزمین چه رفته* *است که قصابان هم* *گریه می کنند* ؟
"آیا گریه قصاب را دیده ای ؟"
"نه ندیده ام" خنده تلخی می کند "من امروز قصاب محلمان را دیدم که پشت پیشخوانش اشک می ریخت!"می پرسم "همان ایوب قصاب سر کوچه مان "می گوید "بله خیلی پیر شده من هرگز گریه اورا ندیده بودم.اشک در چشمش حلقه زده بود می گفت امروز وقتی مشتری ها را راه می انداختم متوجه شدم زنی رو گرفته وپیچیده در چادر مرتب از مقابل دکان عبور می کند بداخل می نگرد و می گذرد.
وقتی همه مشتری ها رفتند به آهستگی و با نوعی خجالت وارد مغازه شد .زن نسبتا جوانی بود. شناختم شوهرش را چند ماهی است بخاطر اعتیاد وکاری که نمی دانم چیست زندان کرده اند. او مانده با دو بچه خردسال.
با گریه گفت "آقا ایوب می شود این گوشت را از من بخرید ؟" از زیر چادرش تکه گوشتی پیچیده در کاغذ را بیرون آوردبر پیشخوان نهاد. گوئی برقم گرفته باشد بی اختیار پرسیدم چرا؟ گفت:" گوشت نذری است امروز در خانه آوردند خواهش می کنم بردارید پولش را بمن بدهید تا برای بچه ها نان بخرم."
هرگز در تمامی این سال ها چنین مستاصل وشرمنده نشده بودم. نمی دانستم چه باید بکنم.گفتم گوشتتان را بردارید. پول نان چقدر می شود ؟
دستش را دراز کرد گوشت رابرداشت وگفت:" من برای گدائی نیامدم از شما خواستم این گوشت را بخرید!"
قصد برگشتن کرد! گفتم بدهیدش داد و گفت بکشیدش ! چهار صد گرم بود. حساب کردم و پول را بدستش دادم .
گفتم "فردا چه می کنید؟"
نگاه تلخی کرد وگفت "این پول نان یک هفته می شود تا آنوقت هم خدا کریم است .خدا عوضتان بدهد."
برگشت به آرامی از در خارج شد. همان زنی که پیش پای شما بیرون رفت.
من بیرون آمدن آن زن را ندیدم! بیچاره گان هرگز دیده نمی شوند.
می پرسد"احمد آقا آیا هرگز چنین روزی را تصور میکردی؟" چیزی نمی گویم درد مند تر از آنم که سخنی بر زبان بیاورم. *هنوز گوشت* *نذری بر کفه ترازوست* *نمی توانم* *نگاه کنم. گوئی دو* *کودک بر ترازو نشسته* *اند.دردی* *در* *قلبم می پیچد* .
گوشتی نمی خرم بغض کرده بیرون می آیم. *با* *این سرزمین چه رفته* *است که قصابان هم* *گریه می کنند* ؟
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخواست دانشجوی دانشگاه تهران از پزشکیان: نسبت خود را با آبان خونین مشخص کنید
یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۳
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۳
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
👏2
#روز_جهانی_پدر به یاد پدری که بچهی ۱۴ سالهاش را چهلم پویا بختیاری کتک زدند و حلقآویزش کردند. اخیرا این پدر دادخواه در بازداشت سکته مغزی کرد.
#رضا_سلمانزاده
#مهدی_سلمانزاده
#رضا_سلمانزاده
#مهدی_سلمانزاده
😢1
پنج هزار ایرانی در خارج از کشور زندانی بیشترین آمار ایرانیان زندانی در ترکیه هستند
✅پنج هزار ایرانی در خارج از کشور زندانی هستند و بیشترین آمار ایرانیان زندانی در ترکیه اعلام شده است.
✅رئیس کمیته انتقال محکومان جمهوری اسلامی با ارائه این آمار دراینباره به برگزاری جلساتی با مقامات ترکیه اشاره کرده و گفته است: «بر اساس این نشستها قرار است زندانیان بیمار و سالمند در اولویت انتقال قرار گیرند. تاکنون دو مرحله تبادل زندانی داشتیم و اکنون هم آماده میشویم تا تعداد دیگری از زندانیان را به داخل کشور بازگردانیم.»
✅معاون حقوق بشر و امور بینالملل وزارت دادگستری و رئیس کمیته انتقال محکومان جمهوری اسلامی، بالاترین آمار محکومیت زندانیان را نیز مربوط به ترددهای غیرمجاز اعلام کرده است.
✅عسکر جلالیان گفته است، ایران سعی دارد در چارچوب موافقتنامه انتقال محکومان، هر زندانی ایرانی که در هر کجای دنیا در زندان محبوس است را به داخل کشور منتقل کند.
✅پنج هزار ایرانی در خارج از کشور زندانی هستند و بیشترین آمار ایرانیان زندانی در ترکیه اعلام شده است.
✅رئیس کمیته انتقال محکومان جمهوری اسلامی با ارائه این آمار دراینباره به برگزاری جلساتی با مقامات ترکیه اشاره کرده و گفته است: «بر اساس این نشستها قرار است زندانیان بیمار و سالمند در اولویت انتقال قرار گیرند. تاکنون دو مرحله تبادل زندانی داشتیم و اکنون هم آماده میشویم تا تعداد دیگری از زندانیان را به داخل کشور بازگردانیم.»
✅معاون حقوق بشر و امور بینالملل وزارت دادگستری و رئیس کمیته انتقال محکومان جمهوری اسلامی، بالاترین آمار محکومیت زندانیان را نیز مربوط به ترددهای غیرمجاز اعلام کرده است.
✅عسکر جلالیان گفته است، ایران سعی دارد در چارچوب موافقتنامه انتقال محکومان، هر زندانی ایرانی که در هر کجای دنیا در زندان محبوس است را به داخل کشور منتقل کند.
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که در مقابل مسعود پزشکیان توسط دبیر این انجمن قرائت شد:
ما از این فریب رنگارنگ هر روزه شما و حکومت بیزاریم/ تقاضا میکنیم با خروج از این بازی تکراری به توًهم دموکراسی دامن نزنید....
امروز که ما اینجا سخن میگوییم، شما کاندیدای انتخاباتی هستید که حتّا صلاحیت مقرّبین حلقۀ اصلی حاکمیت هم در آن احراز نشده است. این صلاحیت که از روی مصحلت است، چه ارزشی دارد؛ جز آن که نمایشی باشد برای جذب مشارکت مردم؟ یک سال قبل از خیزش زن زندگی آزادی دیدیم که حاکمیت چگونه به صلاحدید خود از مردم گذر کرد و رییس جمهور سابق را بر صندلی نشاند. حال شما برای این صندلی آمدهاید. ما امّا باور نداریم که رنگوبوی این حضور جز فریبی برای کسب چند رأی بیشتر برای صندوق باشد. ما از این فریب رنگارنگ هرروزۀ شما و حکومت بیزاریم. ما دیدیم که چگونه پیش چشمان ما در دانشگاه شریف هنگامی که امنیت و آرامش دانشگاه زیر پای نهادهای امنیتی بود، از آنها حمایت کرده و لحظاتی بعد خود را طرفدار جنبش مردم نشان دادید. شاید شما خود را پزشکی دیدهاید که برای تنفّس مصنوعی بالای سر جسم بیجان دموکراسی آمده؛ حال آنکه راه این جسم نه به اتاق درمان، بلکه به گورستان است.
ما انتخابات سال ۹۶ را به یاد داریم که اصلاحات به پشتوانۀ رأی مردم به صندلی ریاست جمهوری تکیه زد؛ امّا سرانجام صاحبمنصبان آن دولت ادّعا کردند که دولت مسلّح اجازه نداده برنامههای ایشان پیش برود. اگر ادّعا دارید که میتوانید تغییری در شرایط به وجود بیاورید، ابتدا باید توضیح دهید اکنون چه چیزی تغییر کرده جز آنکه تاریخ مصرف اصلاحطلبان برای مردم گذشته است. شما گذر مردم را از اصلاحات ندیدهاید؟ خانههای حلقۀ قدرت مگر چقدر از شهرها فاصله دارند؟ چرا تصوّر میکنید که مردم نمیدانند کابینهها بهاجبار پر از افراد فرمایشی میشوند؟ آیا نمیدانید سازمان نظامیای که افتخار پوشیدن پیراهن آن را دارید، اکنون به یک تشکیلات سیاسی و امنیتی نیز بدل شده است؟ همین نهاد است که با ورود به تمام حوزههای کشور هر رقیب سیاسیای را از صحنه حذف میکند و با داشتن قدرت بیحدّ و مرز به سرسختترین مخالف دموکراسی تبدیل شده و ارادۀ خود را به تمام نهادهای کشور تحمیل میکند.
در چنین شرایطی، ریاست جمهوری چه معنایی دارد؟ وقتی نه توان نفوذ در رأی بالاسری خود را دارد، نه میتواند از دخالت نهادهای موازی با خود مصون بماند و نه تضمینی هست که در تصمیمات درونی خود هم صاحب اختیار باشد. در چنین جایگاهی، چه تعبیری جز یک تدارکاتچی برای رییس جمهور میتوان یافت؟ بهتر نیست چنین عرصهای را برای بازیگران آن خالی کنید، اگر نمیتوانید به پشتوانه رأی مردم کاری را پیش ببرید؟
امروزه حاکمیت چنان مست در غرور است که حتّا سیلی عدم مشارکت مردم در مهمترین عرصههای سیاسی نیز او را هوشیار نمیکند. اگر ارزش مردم تنها برای همین چهار روز انتخابات نیست، چرا این ارزش در مجوز ورود واکسن راه خود را پیدا نکرد؟ هرچه باشد یادمان نمیرود که آن بیماریای که مرگ را به بالین مردم آورد، نه کرونا که ویروس منحوس خودکامگی بود؛ ویروسی که دولت وقت هم برای آن علاجی نداشت.
آقای پزشکیان؛ ما نیز خود قلم را با ترس جان به دست گرفتهایم؛ نه در زیر سایه پناه آزادی بیان بلکه با بیم عواقب این گفتهها اینجا ایستادهایم. ما در دانشگاهی زندگی میکنیم که دیگر خانه امن نیست؛ بلکه به مکانی امنیتی تبدیل شده است. خفقان به نهایت خود رسیده و ما به عنوان دانشجو پس از هر نقدی ممکن است از سوی نهادهای بیرون دانشگاه احضار شویم. همۀ ما به روشنی میدانیم که هیچ یک از ارکان حاکمیت صبر شنیدن کوچکترین نقدها را ندارد. نکند توقع دارید که قطعی یک هفتهای اینترنت در آبان ۹۸ را فراموش کرده باشیم؟ همان زمانی که مردم در پی مطالبۀ لقمهای نان به خیابان آمدند و وزیر کشور دولتی که مورد حمایت حامیان فعلی شما بود در پاسخ به کشتار مردم در کمال وقاحت مدّعی شد که هم به سر شلیک کردند و هم به پا. حمله به معترضین در نظام متبوع شما به آبان ۹۸ محدود نشد. این نظام سابقۀ سیاهی در برخورد با معترضین دارد و آنان را به چشم دشمن خود میبیند. خوزستانِ تشنهلب؛ اصفهانِ در جستوجوی آب و زاهدانِ در تقلّای حیات همه با سرکوب روبهرو شدند.
در سرزمینی که اصحاب قدرت ساختهاند، خواهرانمان به یُمن گشت ارشاد امنیت حضور در خیابان را ندارند. ما ربوده شدن زنان و دختران را به جرم گیسوانشان دیدهایم. مگر فراموش کردهاید که مردم در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ برای چه به خیابان آمده بودند و دولت وقت چگونه چشم بر ریخته شدن خونشان بست.
ما از این فریب رنگارنگ هر روزه شما و حکومت بیزاریم/ تقاضا میکنیم با خروج از این بازی تکراری به توًهم دموکراسی دامن نزنید....
امروز که ما اینجا سخن میگوییم، شما کاندیدای انتخاباتی هستید که حتّا صلاحیت مقرّبین حلقۀ اصلی حاکمیت هم در آن احراز نشده است. این صلاحیت که از روی مصحلت است، چه ارزشی دارد؛ جز آن که نمایشی باشد برای جذب مشارکت مردم؟ یک سال قبل از خیزش زن زندگی آزادی دیدیم که حاکمیت چگونه به صلاحدید خود از مردم گذر کرد و رییس جمهور سابق را بر صندلی نشاند. حال شما برای این صندلی آمدهاید. ما امّا باور نداریم که رنگوبوی این حضور جز فریبی برای کسب چند رأی بیشتر برای صندوق باشد. ما از این فریب رنگارنگ هرروزۀ شما و حکومت بیزاریم. ما دیدیم که چگونه پیش چشمان ما در دانشگاه شریف هنگامی که امنیت و آرامش دانشگاه زیر پای نهادهای امنیتی بود، از آنها حمایت کرده و لحظاتی بعد خود را طرفدار جنبش مردم نشان دادید. شاید شما خود را پزشکی دیدهاید که برای تنفّس مصنوعی بالای سر جسم بیجان دموکراسی آمده؛ حال آنکه راه این جسم نه به اتاق درمان، بلکه به گورستان است.
ما انتخابات سال ۹۶ را به یاد داریم که اصلاحات به پشتوانۀ رأی مردم به صندلی ریاست جمهوری تکیه زد؛ امّا سرانجام صاحبمنصبان آن دولت ادّعا کردند که دولت مسلّح اجازه نداده برنامههای ایشان پیش برود. اگر ادّعا دارید که میتوانید تغییری در شرایط به وجود بیاورید، ابتدا باید توضیح دهید اکنون چه چیزی تغییر کرده جز آنکه تاریخ مصرف اصلاحطلبان برای مردم گذشته است. شما گذر مردم را از اصلاحات ندیدهاید؟ خانههای حلقۀ قدرت مگر چقدر از شهرها فاصله دارند؟ چرا تصوّر میکنید که مردم نمیدانند کابینهها بهاجبار پر از افراد فرمایشی میشوند؟ آیا نمیدانید سازمان نظامیای که افتخار پوشیدن پیراهن آن را دارید، اکنون به یک تشکیلات سیاسی و امنیتی نیز بدل شده است؟ همین نهاد است که با ورود به تمام حوزههای کشور هر رقیب سیاسیای را از صحنه حذف میکند و با داشتن قدرت بیحدّ و مرز به سرسختترین مخالف دموکراسی تبدیل شده و ارادۀ خود را به تمام نهادهای کشور تحمیل میکند.
در چنین شرایطی، ریاست جمهوری چه معنایی دارد؟ وقتی نه توان نفوذ در رأی بالاسری خود را دارد، نه میتواند از دخالت نهادهای موازی با خود مصون بماند و نه تضمینی هست که در تصمیمات درونی خود هم صاحب اختیار باشد. در چنین جایگاهی، چه تعبیری جز یک تدارکاتچی برای رییس جمهور میتوان یافت؟ بهتر نیست چنین عرصهای را برای بازیگران آن خالی کنید، اگر نمیتوانید به پشتوانه رأی مردم کاری را پیش ببرید؟
امروزه حاکمیت چنان مست در غرور است که حتّا سیلی عدم مشارکت مردم در مهمترین عرصههای سیاسی نیز او را هوشیار نمیکند. اگر ارزش مردم تنها برای همین چهار روز انتخابات نیست، چرا این ارزش در مجوز ورود واکسن راه خود را پیدا نکرد؟ هرچه باشد یادمان نمیرود که آن بیماریای که مرگ را به بالین مردم آورد، نه کرونا که ویروس منحوس خودکامگی بود؛ ویروسی که دولت وقت هم برای آن علاجی نداشت.
آقای پزشکیان؛ ما نیز خود قلم را با ترس جان به دست گرفتهایم؛ نه در زیر سایه پناه آزادی بیان بلکه با بیم عواقب این گفتهها اینجا ایستادهایم. ما در دانشگاهی زندگی میکنیم که دیگر خانه امن نیست؛ بلکه به مکانی امنیتی تبدیل شده است. خفقان به نهایت خود رسیده و ما به عنوان دانشجو پس از هر نقدی ممکن است از سوی نهادهای بیرون دانشگاه احضار شویم. همۀ ما به روشنی میدانیم که هیچ یک از ارکان حاکمیت صبر شنیدن کوچکترین نقدها را ندارد. نکند توقع دارید که قطعی یک هفتهای اینترنت در آبان ۹۸ را فراموش کرده باشیم؟ همان زمانی که مردم در پی مطالبۀ لقمهای نان به خیابان آمدند و وزیر کشور دولتی که مورد حمایت حامیان فعلی شما بود در پاسخ به کشتار مردم در کمال وقاحت مدّعی شد که هم به سر شلیک کردند و هم به پا. حمله به معترضین در نظام متبوع شما به آبان ۹۸ محدود نشد. این نظام سابقۀ سیاهی در برخورد با معترضین دارد و آنان را به چشم دشمن خود میبیند. خوزستانِ تشنهلب؛ اصفهانِ در جستوجوی آب و زاهدانِ در تقلّای حیات همه با سرکوب روبهرو شدند.
در سرزمینی که اصحاب قدرت ساختهاند، خواهرانمان به یُمن گشت ارشاد امنیت حضور در خیابان را ندارند. ما ربوده شدن زنان و دختران را به جرم گیسوانشان دیدهایم. مگر فراموش کردهاید که مردم در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ برای چه به خیابان آمده بودند و دولت وقت چگونه چشم بر ریخته شدن خونشان بست.
👍2
گلرخ ایرایی: اصلاحطلبان بدانند خیانتشان را از روز نخست به خاطر داریم
اصلاحطلبان بدانند ما مردم ایران خیانتشان را از روز نخست به خاطر داریم. از یاد نمیبریم، تثبیتِ قدرتِ جمهوری اسلامی و کشتار فاجعه بار جوانان در دههی شصت را؛ در روزهایی که شما حزب اللهیها و خط امامیها در راس امور بودید.
انقلاب فرهنگی و اخراج و خانهنشین کردنِ دانشجویان و اساتید؛ و برتری دادن به سفاهت در برابر لیاقت را؛ کشتار، شکنجه، تجاوز، تواب سازی و وادار کردن زندانیانِ سیاسی به تیرِ خلاص زدن به رفقایشان در زندانهای دههی شصت را؛ و قتل های زنجیره ای را که توسط شما و گماشتگانتان در وزارت اطلاعاتِ تحت نفوذتان رُخ داد.👇👇👇
اصلاحطلبان بدانند ما مردم ایران خیانتشان را از روز نخست به خاطر داریم. از یاد نمیبریم، تثبیتِ قدرتِ جمهوری اسلامی و کشتار فاجعه بار جوانان در دههی شصت را؛ در روزهایی که شما حزب اللهیها و خط امامیها در راس امور بودید.
انقلاب فرهنگی و اخراج و خانهنشین کردنِ دانشجویان و اساتید؛ و برتری دادن به سفاهت در برابر لیاقت را؛ کشتار، شکنجه، تجاوز، تواب سازی و وادار کردن زندانیانِ سیاسی به تیرِ خلاص زدن به رفقایشان در زندانهای دههی شصت را؛ و قتل های زنجیره ای را که توسط شما و گماشتگانتان در وزارت اطلاعاتِ تحت نفوذتان رُخ داد.👇👇👇
👍4
وقتی در قتلهای زنجیرهای نزدیک به هزار نفر طی چند سال سلاخی شدند، شما یک تدارکاتچیِ ساده شدید تا از پاسخگویی شانه خالی کنید و وقتی به جوانان در کوی دانشگاه حمله شد، دست از حمایتشان در خیابان و زندانها کشیدید تا توسط انصار حزبالله به خاک و خون کشیده شوند و از پشتبامها به زمین پرت شوند و مفقود شوند و بازماندگانشان به حبسهای طویلالمدت محکوم شوند.
وقتی در عاشورای ۱۳۸۸ شکل اعتراضات از راهپیماییِ سکوت فراتر رفت و شعارها از مرزهای تعیینیتان عبور کرد؛ مردمی که به واسطهی فضای ایجاد شده توسط شما و ادعای رایهای مفقود شدهتان به خیابان آمده بودند را رها کردید تا کشته شوند و به اعدام محکوم شوند و در زندانها مورد شکنجه قرار بگیرند.
هشتاد و هشت را مشخصا شما رقم زدید. برای برگشتن به عرصهی قدرتی که از آن بیرونتان رانده بودند. اما حتا آن زمان هم به صندوق رای پشت نکردید و روی خونِ مصطفیها و بچههای کهریزک “حماسهی دماند” را آفریدید.
ما مردمِ کف خیابان همیشه سیاهی لشکرتان بودیم تا از پایین فشار بیاوریم و شما از بالا چانه بزنید تا بلکه به بازی قدرت دوباره راهتان دهند.
وقتی در عاشورای ۱۳۸۸ شکل اعتراضات از راهپیماییِ سکوت فراتر رفت و شعارها از مرزهای تعیینیتان عبور کرد؛ مردمی که به واسطهی فضای ایجاد شده توسط شما و ادعای رایهای مفقود شدهتان به خیابان آمده بودند را رها کردید تا کشته شوند و به اعدام محکوم شوند و در زندانها مورد شکنجه قرار بگیرند.
هشتاد و هشت را مشخصا شما رقم زدید. برای برگشتن به عرصهی قدرتی که از آن بیرونتان رانده بودند. اما حتا آن زمان هم به صندوق رای پشت نکردید و روی خونِ مصطفیها و بچههای کهریزک “حماسهی دماند” را آفریدید.
ما مردمِ کف خیابان همیشه سیاهی لشکرتان بودیم تا از پایین فشار بیاوریم و شما از بالا چانه بزنید تا بلکه به بازی قدرت دوباره راهتان دهند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوی بی بی سی با مرسده قائدی از خانواده های دادخواه در پی آزادی و استرداد حمید نوری به ایران، شنبه ۲۶ خردادماه
#محاکمه_سران_رژیم
#حمید_نوری
#نه_به_اعدام
#محاکمه_سران_رژیم
#حمید_نوری
#نه_به_اعدام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻ویدا مهراننیا، همسر احمدرضا جلالی، زندانی محکوم به اعدام در ایران، به همراه گروهی از ایرانیان در اعتراض به تبادل حمید نوری با شهروندان سوئدی مقابل ساختمان وزارت خارجه این کشور در استکهلم تجمع کردند.
خانم مهراننیا میگوید «وزیر امور خارجه و دولت سوئد باید به او پاسخ دهد که چرا کاری برای آزادی و تبادل همسرش انجام نداده و او هنوز در ایران زندانی است.»
احمدرضا جلالی، پزشک و استاد دانشگاه با تابعیت ایرانی-سوئدی است که به اتهام «جاسوسی» در ایران به اعدام محکوم شده است . او که برای دانشکده پزشکی کارولینسکای استکهلم کار میکرد در آوریل ۲۰۱۶در جریان سفری به ایران دستگیر شد.
حمید نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت که در سوئد زندانی بود، امروز ۲۶ خرداد در جریان تبادل زندانی با این کشور آزاد شد و به ایران بازگشت. آقای نوری به جرم جنایت جنگی برای مشارکت در اعدامهای دستهجمعی زندانیان سیاسی ایران در سال ۱۳۶۷ به حبس ابد محکوم شده بود.
خانم مهراننیا میگوید «وزیر امور خارجه و دولت سوئد باید به او پاسخ دهد که چرا کاری برای آزادی و تبادل همسرش انجام نداده و او هنوز در ایران زندانی است.»
احمدرضا جلالی، پزشک و استاد دانشگاه با تابعیت ایرانی-سوئدی است که به اتهام «جاسوسی» در ایران به اعدام محکوم شده است . او که برای دانشکده پزشکی کارولینسکای استکهلم کار میکرد در آوریل ۲۰۱۶در جریان سفری به ایران دستگیر شد.
حمید نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت که در سوئد زندانی بود، امروز ۲۶ خرداد در جریان تبادل زندانی با این کشور آزاد شد و به ایران بازگشت. آقای نوری به جرم جنایت جنگی برای مشارکت در اعدامهای دستهجمعی زندانیان سیاسی ایران در سال ۱۳۶۷ به حبس ابد محکوم شده بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی مشروطهخواه در پیامی صوتی از زندان قزلحصار از صدور دستور انتقال او به سلول انفرادی خبر داده است. آقای محمدحسینی دلیل این تصمیم را اطلاعرسانی روز گذشتهاش درباره قطع تماسهای تلفنی و کمبود آب در زندان قزلحصار دانست.
😢4
#راي_بي_راي
#انگشت_در_خون
دانشجویان دانشگاه شریف خطاب به نامزد جناج موسوم به اصلاحطلبان:
از فریب رنگارنگ هر روز شما بیزاریم
دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳
علی کریمی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف خطاب به مسعود پزشکیان: از فریب رنگارنگ هر روز شما بیزاریم
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در بیانیهای خطاب به مسعود پزشکیان، نامزد تاییدصلاحیت شده جناح موسوم به اصلاحطلبان برای تعیین جانشین ابراهیم رئیسی رئیس کشتهشده دولت سیزدهم جمهوری اسلامی، گفت که «ما از فریب رنگارنگ هرروزه شما بیزاریم.»
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف ۲۸ خرداد ۱۴۰۳ هنگام حضور تبلیغاتی مسعود پزشکیان در جمع دانشجویان با مخاطب قرار دادن این کاندیدای مورد تایید حکومت گفت: «شما خود را پزشکی دیدهاید که برای تنفس مصنوعی بالای سر جسم بیجان دموکراسی آمده؛ حال آن که راه این جسم نه به اتاق درمان، بلکه به گورستان است.»
علی کریمی اضافه کرد: «شما کاندیدای انتخاباتی هستید که حتی صلاحیت مقربین حلقه اصلی حاکمیت هم در آن احراز نشده است. این صلاحیت که از روی مصلحت است، چه ارزشی دارد؛ جز آن که نمایشی باشد برای جذب مشارکت مردم.؟»
او گفت «ما دیدیم که چگونه پیش چشمان ما در دانشگاه شریف هنگامی که امنیت و آرامش دانشگاه زیر پای نهادهای امنیتی بود، از آنها حمایت کرده و لحظاتی بعد خود را طرفدار جنبش مردم نشان دادید» و در ادامه پرسید: «اکنون چه چیزی تغییر کرده، جز آن که تاریخ مصرف اصلاحطلبان برای مردم گذشتهاست.»
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: «امروز حاکمیت چنان مست غرور است که حتی سیلی عدم مشارکت مردم در مهمترین عرصههای سیاسی نیز او را هوشیار نمیکند. اگر ارزش مردم تنها برای همین چهار روز انتخابات نیست، چرا این ارزش در مجوز ورود واکسن راه خود را پیدا نکرد؟ هرچه باشد یادمان نمیرود که آن بیماریای که مرگ را به بالین مردم آورد، نه کرونا که ویروس منحوس خودکامگی بود.»
علی کریمی با اشاره به بازداشتهای گسترده دانشجویان منتقد و «تبدیل دانشگاه به مکانی امنیتی» خاطرنشان کرد: «در سرزمینی که اصحاب قدرت ساختهاند، خواهرانمان به یمن گشت ارشاد امنیت حضور در خیابان را ندارند. ما ربودهشدن زنان و دختران را به جرم گیسوانشان دیدهایم و فراموش نکردهایم که مردم در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ برای چه به خیابان آمده بودند.»
#انگشت_در_خون
دانشجویان دانشگاه شریف خطاب به نامزد جناج موسوم به اصلاحطلبان:
از فریب رنگارنگ هر روز شما بیزاریم
دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳
علی کریمی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف خطاب به مسعود پزشکیان: از فریب رنگارنگ هر روز شما بیزاریم
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در بیانیهای خطاب به مسعود پزشکیان، نامزد تاییدصلاحیت شده جناح موسوم به اصلاحطلبان برای تعیین جانشین ابراهیم رئیسی رئیس کشتهشده دولت سیزدهم جمهوری اسلامی، گفت که «ما از فریب رنگارنگ هرروزه شما بیزاریم.»
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف ۲۸ خرداد ۱۴۰۳ هنگام حضور تبلیغاتی مسعود پزشکیان در جمع دانشجویان با مخاطب قرار دادن این کاندیدای مورد تایید حکومت گفت: «شما خود را پزشکی دیدهاید که برای تنفس مصنوعی بالای سر جسم بیجان دموکراسی آمده؛ حال آن که راه این جسم نه به اتاق درمان، بلکه به گورستان است.»
علی کریمی اضافه کرد: «شما کاندیدای انتخاباتی هستید که حتی صلاحیت مقربین حلقه اصلی حاکمیت هم در آن احراز نشده است. این صلاحیت که از روی مصلحت است، چه ارزشی دارد؛ جز آن که نمایشی باشد برای جذب مشارکت مردم.؟»
او گفت «ما دیدیم که چگونه پیش چشمان ما در دانشگاه شریف هنگامی که امنیت و آرامش دانشگاه زیر پای نهادهای امنیتی بود، از آنها حمایت کرده و لحظاتی بعد خود را طرفدار جنبش مردم نشان دادید» و در ادامه پرسید: «اکنون چه چیزی تغییر کرده، جز آن که تاریخ مصرف اصلاحطلبان برای مردم گذشتهاست.»
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: «امروز حاکمیت چنان مست غرور است که حتی سیلی عدم مشارکت مردم در مهمترین عرصههای سیاسی نیز او را هوشیار نمیکند. اگر ارزش مردم تنها برای همین چهار روز انتخابات نیست، چرا این ارزش در مجوز ورود واکسن راه خود را پیدا نکرد؟ هرچه باشد یادمان نمیرود که آن بیماریای که مرگ را به بالین مردم آورد، نه کرونا که ویروس منحوس خودکامگی بود.»
علی کریمی با اشاره به بازداشتهای گسترده دانشجویان منتقد و «تبدیل دانشگاه به مکانی امنیتی» خاطرنشان کرد: «در سرزمینی که اصحاب قدرت ساختهاند، خواهرانمان به یمن گشت ارشاد امنیت حضور در خیابان را ندارند. ما ربودهشدن زنان و دختران را به جرم گیسوانشان دیدهایم و فراموش نکردهایم که مردم در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ برای چه به خیابان آمده بودند.»
پدر و مادرش را در کودکی از دست داده بود، مهر ۱۴۰۱ در تهران کشته شد. پیکرش آثار ضرب و شتم شدید بود، دندانها و انگشتانش را شکسته بودند. بر خون کدام یک از فرزندان ایران انگشت میزنید!
#مهرداد_ذوالفقاری
#سیرک_انتخابات / #رای_به_جنایت
#مهرداد_ذوالفقاری
#سیرک_انتخابات / #رای_به_جنایت
😢2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیانیه همبستگی جمعی از خانوادههای دادخواه:
راه عزیزانمان برای آزادی وطن را ادامه خواهیم داد
متن این بیانیه توسط پدر #ابوالفضل_آدینه_زاده :
به نام خداوند رنگین کمان
به نام نیکا و ابوالفضل و جواد
به نام سرافرازی وطن
سال گذشته در تولد ابوالفضل، خانواده ما در زندان بود٫ دلشکسته از اینکه ابوالفضل عزیزمان روز تولدش زیر خروارها خاک تنهاست. اما مردم شریف ایران و خانوادههای دادخواه تصویری زیبا از همدلی و اتحاد را به نمایش گذاشتند؛ همدلی و اتحادی که در این ظلمات عمیقِ امیدکش چراغ راهیست برای ایستادگی و ادامهدادن…
و امروز به پاسداشت آن همدلیِ همواره جاری کیلومترها راه آمدهایم تا تولد ابوالفضل را بر مزار شیرمردی دیگر و در کنار خانوادههای شجاعترین فرزندان ایران جشن بگیریم و بار دیگر، به مردم ایران، مردمی که شجاعت و مقاومت را هر روز زندگی میکنند، بگوییم ما از این زندگی پنجروزه دست شسته و با همدیگر همقسم شدهایم که همهچیز را در راهی که فرزندانمان برای آزادی وطن رفتهاند، فدا کنیم.
یا تن رسد به جانان
یا جان زن تن برآید
شیرپسرم تولدت مبارک #راي_بي_راي
#علیه_فراموشی
#IRGCTERRORISTS
راه عزیزانمان برای آزادی وطن را ادامه خواهیم داد
متن این بیانیه توسط پدر #ابوالفضل_آدینه_زاده :
به نام خداوند رنگین کمان
به نام نیکا و ابوالفضل و جواد
به نام سرافرازی وطن
سال گذشته در تولد ابوالفضل، خانواده ما در زندان بود٫ دلشکسته از اینکه ابوالفضل عزیزمان روز تولدش زیر خروارها خاک تنهاست. اما مردم شریف ایران و خانوادههای دادخواه تصویری زیبا از همدلی و اتحاد را به نمایش گذاشتند؛ همدلی و اتحادی که در این ظلمات عمیقِ امیدکش چراغ راهیست برای ایستادگی و ادامهدادن…
و امروز به پاسداشت آن همدلیِ همواره جاری کیلومترها راه آمدهایم تا تولد ابوالفضل را بر مزار شیرمردی دیگر و در کنار خانوادههای شجاعترین فرزندان ایران جشن بگیریم و بار دیگر، به مردم ایران، مردمی که شجاعت و مقاومت را هر روز زندگی میکنند، بگوییم ما از این زندگی پنجروزه دست شسته و با همدیگر همقسم شدهایم که همهچیز را در راهی که فرزندانمان برای آزادی وطن رفتهاند، فدا کنیم.
یا تن رسد به جانان
یا جان زن تن برآید
شیرپسرم تولدت مبارک #راي_بي_راي
#علیه_فراموشی
#IRGCTERRORISTS
❤🔥2
ما نقطهی پایان توییم دیکتاتور!
امضا: زنان، اقلیتهای جنسی-جنسیتی، سوختبران و کولبران، کارگران، معلمان، بازنشستگان، معلولان و...
#شعارنویسی #دیوارنویسی #راي_بي_راي
#علیه_فراموشی
#IRGCTERRORISTS
امضا: زنان، اقلیتهای جنسی-جنسیتی، سوختبران و کولبران، کارگران، معلمان، بازنشستگان، معلولان و...
#شعارنویسی #دیوارنویسی #راي_بي_راي
#علیه_فراموشی
#IRGCTERRORISTS
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی سابق و از امضاکنندگان بیانیه استعفای خامنهای، همزمان با زادروز ابوالفضل آدینهزاده، با حضور بر مزار او، شرکتکنندگان در انتخابات را «خائن» نامید.
او با بیان اینکه «این حکومت تا باشد همین وضع است»، افزود: «من به حرمت خون این جوانان پرپرشده در سراسر کشور، به هیچ وجه در انتخابات شرکت نمیکنم و از مردم هم میخوام انتخابات را تحریم کنند.»
ابوالفضل آدینهزاده، جوان ۱۷ ساله در جریان اعتراضات سراسری بر اثر اصابت ۲۴ گلوله ساچمهای که ماموران سرکوبگر شلیک کردند، جان خود را از دست داد.
او با بیان اینکه «این حکومت تا باشد همین وضع است»، افزود: «من به حرمت خون این جوانان پرپرشده در سراسر کشور، به هیچ وجه در انتخابات شرکت نمیکنم و از مردم هم میخوام انتخابات را تحریم کنند.»
ابوالفضل آدینهزاده، جوان ۱۷ ساله در جریان اعتراضات سراسری بر اثر اصابت ۲۴ گلوله ساچمهای که ماموران سرکوبگر شلیک کردند، جان خود را از دست داد.
👍1
https://youtu.be/ZdsBv38MoWM?si=YxmDWomJvgWlZMkF
فیلم سینمایی داستان سیاوش در سینمای دوران اتحاد جماهیر شوروی در تاجیکستان
به زبان ایرانی
فیلم سینمایی داستان سیاوش در سینمای دوران اتحاد جماهیر شوروی در تاجیکستان
به زبان ایرانی
YouTube
فیلم سینمایی «داستان سیاوش» ساخت تاجیکستان شوروی سال ۱۳۵۵ به زبان فارسی
فیلم «داستان سیاوش» ساخته بوریس کیمیاگرف، فیلمساز معروف اتحاد شوروی، در سال 1976 است. این فیلم از موفقترین فیلمهای ساخته شده بر اساس شاهنامه محسوب میشود. فیلم در اصل به زبان روسی ساخته شده و دوبلهٔ فارسی آن بعدتر انجام شده است. تنظیم برگردان فارسی تاجیکی…