This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم زادروز جاویدنام #مینو_مجیدی بر سر مزارش برگزار شد.
دختر ، خانم مجیدی، این ویدیو را منتشر کرد که نشان میدهد صدای «مرضیه»، خواننده فقید ایرانی، در این مراسم پخش شده است.
«باش تا بيني كمان اندر كمان
دادخواهان را كمين اندر كمين
باش تا بيني تو شيخ شهر را
داغ ننگ جاودان اندر جبين
باش تا تاريخ بردارد خروش
اين شنيدي اينك اي ايران ببين
مام ایران كاوه اين ميهن است
رايت جنبش به دستان زن است!»
مینو مجیدی زن ۶۲ ساله، مادر ۳ فرزند، در ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ در شهر #کرمانشاه به ضرب گلولههای نیروهای حکومتی کشته شد. به بدن او ۱۶۷ ساچمه اصابت کرده بود. فرزندان مینو مجیدی حالا دادخواه مادرشان هستند. خانوادهای که تصورش را نمیکردند مادرشان کشته شود.
دختر ، خانم مجیدی، این ویدیو را منتشر کرد که نشان میدهد صدای «مرضیه»، خواننده فقید ایرانی، در این مراسم پخش شده است.
«باش تا بيني كمان اندر كمان
دادخواهان را كمين اندر كمين
باش تا بيني تو شيخ شهر را
داغ ننگ جاودان اندر جبين
باش تا تاريخ بردارد خروش
اين شنيدي اينك اي ايران ببين
مام ایران كاوه اين ميهن است
رايت جنبش به دستان زن است!»
مینو مجیدی زن ۶۲ ساله، مادر ۳ فرزند، در ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ در شهر #کرمانشاه به ضرب گلولههای نیروهای حکومتی کشته شد. به بدن او ۱۶۷ ساچمه اصابت کرده بود. فرزندان مینو مجیدی حالا دادخواه مادرشان هستند. خانوادهای که تصورش را نمیکردند مادرشان کشته شود.
😢1
صرفا جهت یاداوری درمورد یکی از قتل های حکومتی که #پزشکیان در آن نقش داشت
#علیه_فراموشی 🔴 مرگ روزنامه نگار ایرانی-کانادایی به دست عوامل اطلاعات
زهرا کاظمی خبرنگار ایرانیتبار کانادایی دوم تیرماه ١٣٨٢ در حین عکسبرداری از تجمع خانوادههای زندانیان در مقابل زندان اوین بازداشت شد. این روزنامهنگار در مدت بازداشت مورد ضربوشتم قرار گرفت و در اثر ضربات وارده در ٢٠تیرماه در بیمارستان نظامی بقیهالله اعظم جانسپرد. پس از تلاش اولیه در پنهان کردن علت واقعی مرگ وی، مقامات رسمی ایران در ٢٥تیر اعلام کردند، زهرا کاظمی در اثر ”ضربه مغزی“ درگذشته است.
پیکر زهرا کاظمی با تعجیل بسیار چهارشنبه اول مردادماه برخلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم داشت، در زادگاهش شیراز به خاک سپرده شد.
عوامل رژیم در جنگ گرگها چند سال بعد به قتل این روزنامه نگار اعتراف کردند.
مسعود پزشکیان در آن دوره وزیر بهداشت بود و در لاپوشانی این جنایت و گزارشی که برای مجلس تهیه شده بود نقش جدی داشت.
#علیه_فراموشی 🔴 مرگ روزنامه نگار ایرانی-کانادایی به دست عوامل اطلاعات
زهرا کاظمی خبرنگار ایرانیتبار کانادایی دوم تیرماه ١٣٨٢ در حین عکسبرداری از تجمع خانوادههای زندانیان در مقابل زندان اوین بازداشت شد. این روزنامهنگار در مدت بازداشت مورد ضربوشتم قرار گرفت و در اثر ضربات وارده در ٢٠تیرماه در بیمارستان نظامی بقیهالله اعظم جانسپرد. پس از تلاش اولیه در پنهان کردن علت واقعی مرگ وی، مقامات رسمی ایران در ٢٥تیر اعلام کردند، زهرا کاظمی در اثر ”ضربه مغزی“ درگذشته است.
پیکر زهرا کاظمی با تعجیل بسیار چهارشنبه اول مردادماه برخلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم داشت، در زادگاهش شیراز به خاک سپرده شد.
عوامل رژیم در جنگ گرگها چند سال بعد به قتل این روزنامه نگار اعتراف کردند.
مسعود پزشکیان در آن دوره وزیر بهداشت بود و در لاپوشانی این جنایت و گزارشی که برای مجلس تهیه شده بود نقش جدی داشت.
👍2😢2
🌹🌹🌹🌹🌹
درد مشترک
"احمد_شاملو"
...قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...
من درد مشترکم
مرا فریاد کن.
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام
و دست هایت با دستان من آشناست.
در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندهگان،
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیباترین سرودها را
زیرا که مردهگان این سال
عاشق ترین زندگان بوده اند.
دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تو را دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.
بامداد
احمد شاملوی استثنایی
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
https://t.me/khabargar
درد مشترک
"احمد_شاملو"
...قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...
من درد مشترکم
مرا فریاد کن.
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه لب ها سخن گفته ام
و دست هایت با دستان من آشناست.
در خلوت روشن با تو گریسته ام
برای خاطر زندهگان،
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام
زیباترین سرودها را
زیرا که مردهگان این سال
عاشق ترین زندگان بوده اند.
دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تو را دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.
بامداد
احمد شاملوی استثنایی
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
❤1
در گفتگو با فقط جاوید شاه گویان گروه ملی گرایان مردم گرا :
سخنان شما مرا به یاد شعار اسلامیستهای اشغالگر و غارتگر فاشیست و گوادالوپیست می اندازد. آنها هم آن زمان پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با چوب و چماق و زنجیر و قمه و اسلحه گرم در کشور را ه افتاده بودند و زوزه میکشیدند، حزب فقط حزب اله، چه فرقی با فقط جاوید شاه گفتن شما دارد؟ نتیجه اش یکی میشود! جاوید شاه گویان مملکت را دست اسلامیستها دادند، حالا اسلامیستها هم با شعارهای غلط که برخلاف گفتار شاهزاده رضا پهلویست می خواهند جلوی پیروزی انقلاب دموکراتیک ملی ایرانیان را بگیرند.
کمی فکر کنیم لطفا.
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
سخنان شما مرا به یاد شعار اسلامیستهای اشغالگر و غارتگر فاشیست و گوادالوپیست می اندازد. آنها هم آن زمان پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با چوب و چماق و زنجیر و قمه و اسلحه گرم در کشور را ه افتاده بودند و زوزه میکشیدند، حزب فقط حزب اله، چه فرقی با فقط جاوید شاه گفتن شما دارد؟ نتیجه اش یکی میشود! جاوید شاه گویان مملکت را دست اسلامیستها دادند، حالا اسلامیستها هم با شعارهای غلط که برخلاف گفتار شاهزاده رضا پهلویست می خواهند جلوی پیروزی انقلاب دموکراتیک ملی ایرانیان را بگیرند.
کمی فکر کنیم لطفا.
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هم چشماش را از دست داده و هم باید به زندان برود!
جرم این شیرمرد قهرمان دیدار با خانوادە جاویدنامان قیام ژینا و حضور بر مزار جاویدنامان سربلند این قیام است!
#متین_حسنی از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات آبان ۹۸ در ویدئویی که منتشر کرده از وضعیت چشم آسیبدیدهخود و حکمی که علیه وی صادر شده میگوید.
دادگاه انقلاب اسلامی بوکان متین حسنی را به اتهام «اغوا و تحریک مردم به جنگ و کشتار» به زندان محکوم کرده است. متین حسنی، از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات آبان ۹۸، اعلام کرد با اتهامات «اغوا یا تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر بر قصد امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام» به ۳۱ ماه حبس محکوم شده که ۲۵ ماه آن تعلیقی و ۶ ماه آن تعزیزی است.
جرم این شیرمرد قهرمان دیدار با خانوادە جاویدنامان قیام ژینا و حضور بر مزار جاویدنامان سربلند این قیام است!
#متین_حسنی از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات آبان ۹۸ در ویدئویی که منتشر کرده از وضعیت چشم آسیبدیدهخود و حکمی که علیه وی صادر شده میگوید.
دادگاه انقلاب اسلامی بوکان متین حسنی را به اتهام «اغوا و تحریک مردم به جنگ و کشتار» به زندان محکوم کرده است. متین حسنی، از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات آبان ۹۸، اعلام کرد با اتهامات «اغوا یا تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر بر قصد امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام» به ۳۱ ماه حبس محکوم شده که ۲۵ ماه آن تعلیقی و ۶ ماه آن تعزیزی است.
👍2🤬1
#نسیم_غلامی_سیمیاری از جوانان شجاع و قهرمان ایران در زندان است و در معرض صدور حکم اعدام.
او در تاریخ ۲۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۲ دستگیر و پس از چهار ماه انفرادی و شکنجه با اعترافات اجباری بدون هیچ مدرکی به زندان اوین منتقلش کردن.
نسیم اکنون با اتهام «بغی» (مبارزه مسلحانه) مواجه است اتهامی که میتواند خطر صدور حکم اعدام. رو بدنبال داشته باشه
او تحت بازجوییهای سنگینی قرار گرفته است.
زهرا، خواهر جاویدنام میلاد سعیدیانجو و فاطمه، خواهر جاویدنام جواد حیدری، در استوری اینستاگرام خود تولد نسیم را تبریک گفتهاند.
زهرا نوشت:
«برای نسیم غلامی سیمیاری که با اتهامات واهی فقط به دلیل اعتراض به کشته شدن جوانان ایران در زندان است.
دختری که الان باید در سالروز تولدش در کنار دوستان و خانواده اش باشد حالا با پرونده سازی جانش در خطر است.
نسیم جان تو را زندانی کرده اند ولی ما اینجا عشق تو به سرزمینت را فراموش نخواهیم کرد.
من امروز قلبم پر از درد و غم و شرمندگی است ، به تو و به شجاعتت افتخار میکنم.
برای رفیقی که در بند و زنجیر همراه من شد.
برای نسیم
تولدت مبارک قهرمان»
او در تاریخ ۲۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۲ دستگیر و پس از چهار ماه انفرادی و شکنجه با اعترافات اجباری بدون هیچ مدرکی به زندان اوین منتقلش کردن.
نسیم اکنون با اتهام «بغی» (مبارزه مسلحانه) مواجه است اتهامی که میتواند خطر صدور حکم اعدام. رو بدنبال داشته باشه
او تحت بازجوییهای سنگینی قرار گرفته است.
زهرا، خواهر جاویدنام میلاد سعیدیانجو و فاطمه، خواهر جاویدنام جواد حیدری، در استوری اینستاگرام خود تولد نسیم را تبریک گفتهاند.
زهرا نوشت:
«برای نسیم غلامی سیمیاری که با اتهامات واهی فقط به دلیل اعتراض به کشته شدن جوانان ایران در زندان است.
دختری که الان باید در سالروز تولدش در کنار دوستان و خانواده اش باشد حالا با پرونده سازی جانش در خطر است.
نسیم جان تو را زندانی کرده اند ولی ما اینجا عشق تو به سرزمینت را فراموش نخواهیم کرد.
من امروز قلبم پر از درد و غم و شرمندگی است ، به تو و به شجاعتت افتخار میکنم.
برای رفیقی که در بند و زنجیر همراه من شد.
برای نسیم
تولدت مبارک قهرمان»
🤬1
نزدیک به ۲سال از بهترین سالهای عمر #بچه_های_اکباتان تو زندان داره هدر میره، بدون این که قتلی انجام داده باشن.
مظلومهای واقعی جلوی چشممون هستند نه ۱۴۰۰ سال پیش.
مظلومهای واقعی جلوی چشممون هستند نه ۱۴۰۰ سال پیش.
👍1🤬1
من با #قمه_زنی اصلا مشكلی ندارم، فقط با يواش زدنش مشكل دارم!
شما كه زحمت ميكشيد حداقل جوری بزنيد كه كله ی پوكتون به دو نيم تقسيم بشه، اینطوری شايد نسلتان منقرض بشه!
⚡️به اعتقادات اینا احترام بگذارید!
#سیرک_محرم
شما كه زحمت ميكشيد حداقل جوری بزنيد كه كله ی پوكتون به دو نيم تقسيم بشه، اینطوری شايد نسلتان منقرض بشه!
⚡️به اعتقادات اینا احترام بگذارید!
#سیرک_محرم
👍5
این عکس ثبت در تاریخ میشه
مشت گره خورده
زیر پرچم
و خون روی صورت .....
واما ترور نافرجام پرزیدنت ترامپ این پیام واضح را خواهد داشت
که اینبار #دیکتاتور_حقیر #خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
تمام خواهد شد.....
#ترامپ
#donaldtrump
#irgcterrorists
مشت گره خورده
زیر پرچم
و خون روی صورت .....
واما ترور نافرجام پرزیدنت ترامپ این پیام واضح را خواهد داشت
که اینبار #دیکتاتور_حقیر #خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
تمام خواهد شد.....
#ترامپ
#donaldtrump
#irgcterrorists
👍6❤1
🔴 زرتشت احمدی راغب در پی پرونده سازی نهادهای ضد امنیتی در زندان به حبس و تبعید محکوم شد
هرانا؛زرتشت احمدی راغب، #زندانی_سیاسی محبوس در #زندان_قزلحصار کرج، در خصوص پروندهای که در طول دوران تحمل حبس علیه وی گشوده شده، به یک سال حبس و دو سال #تبعید محکوم شد.
بر اساس حکمی که به صورت غیابی توسط شعبه اول دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی سید موسی آصف الحسینی صادر و طی روزهای اخیر در زندان قزلحصار کرج به آقای احمدی راغب ابلاغ شده است، وی از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس و دو سال تبعید به شهرستان قیدار واقع در استان زنجان محکوم شده است.
«آقای احمدی راغب، چندی پیش به یکی از سلول های انفرادی زندان منتقل شده بود و هفته گذشته به محض بازگشت به بند عمومی حکم جدید به وی ابلاغ شد.
این پرونده در طول دوران تحمل حبس و با شکایت مسئولان زندان قزلحصار کرج علیه آقای احمدی راغب تشکیل شده است.»
#زرتشت_احمدی_راغباواخر اسفند ماه ۱۴۰۱ #بازداشت و به #زندان_اوین منتقل شد.
وی در خردادماه سال گذشته به پنج سال و هشت ماه حبس و مجازات های تکمیلی محکوم شد. در خصوص این پرونده، پنج سال حبس برای وی قابل اجرا است.
هرانا؛زرتشت احمدی راغب، #زندانی_سیاسی محبوس در #زندان_قزلحصار کرج، در خصوص پروندهای که در طول دوران تحمل حبس علیه وی گشوده شده، به یک سال حبس و دو سال #تبعید محکوم شد.
بر اساس حکمی که به صورت غیابی توسط شعبه اول دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی سید موسی آصف الحسینی صادر و طی روزهای اخیر در زندان قزلحصار کرج به آقای احمدی راغب ابلاغ شده است، وی از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس و دو سال تبعید به شهرستان قیدار واقع در استان زنجان محکوم شده است.
«آقای احمدی راغب، چندی پیش به یکی از سلول های انفرادی زندان منتقل شده بود و هفته گذشته به محض بازگشت به بند عمومی حکم جدید به وی ابلاغ شد.
این پرونده در طول دوران تحمل حبس و با شکایت مسئولان زندان قزلحصار کرج علیه آقای احمدی راغب تشکیل شده است.»
#زرتشت_احمدی_راغباواخر اسفند ماه ۱۴۰۱ #بازداشت و به #زندان_اوین منتقل شد.
وی در خردادماه سال گذشته به پنج سال و هشت ماه حبس و مجازات های تکمیلی محکوم شد. در خصوص این پرونده، پنج سال حبس برای وی قابل اجرا است.
😢3🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر شنیدی تو حدیث کربلا
کربلا رامن به #ایران دیده ام
از خون جوانان وطن لاله وطن لاله دمیده
وز قامت قد سروشان سرو خمیده
چه بد کرداری ای چرخ
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی #زن_زندگی_آزادی_مرد_میهن_آبادی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
کربلا رامن به #ایران دیده ام
از خون جوانان وطن لاله وطن لاله دمیده
وز قامت قد سروشان سرو خمیده
چه بد کرداری ای چرخ
#انقلاب_زن_زندگی_آزادی #زن_زندگی_آزادی_مرد_میهن_آبادی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
👍5
https://x.com/barandazabadani/status/1812487242423685122?s=52
اسپیس کارگران ایران با حضور علی ال تی دی ، منصور اسانلو، نقطه، بابک، نیما و دوستان رزمنده دیگر
بشنوید و اگر مفید یافتید هر چه بیشتر منتشر کنید.
اسپیس کارگران ایران با حضور علی ال تی دی ، منصور اسانلو، نقطه، بابک، نیما و دوستان رزمنده دیگر
بشنوید و اگر مفید یافتید هر چه بیشتر منتشر کنید.
X (formerly Twitter)
Ali Ltd.♠♠♠ (@BarAndazAbadani) on X
https://t.co/bvkdb4JqYj
Forwarded from خبرگر (Mansoor Osanloo)
https://x.com/barandazabadani/status/1812487242423685122?s=52
اسپیس کارگران ایران با حضور علی ال تی دی ، منصور اسانلو، نقطه، بابک، نیما و دوستان رزمنده دیگر
بشنوید و اگر مفید یافتید هر چه بیشتر منتشر کنید.
اسپیس کارگران ایران با حضور علی ال تی دی ، منصور اسانلو، نقطه، بابک، نیما و دوستان رزمنده دیگر
بشنوید و اگر مفید یافتید هر چه بیشتر منتشر کنید.
X (formerly Twitter)
Ali Ltd.♠♠♠ (@BarAndazAbadani) on X
https://t.co/bvkdb4JqYj
💥عاشورایِ تبریز...!
✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅عاشورای۱۲۹۰ش، در خاطره مردم آذربایجان روزِیست که ننگ و افتخار بهم آمیخت، روزی که تبریزِ مغرور و استوار، داغ خواری را با تمام وجود چشید...
♦️پس از اینکه به اجبار ستارخان و مجاهدین از تبریز خارج و به تهران حرکت کردند، در غیبت مجاهدین،شلیک توپهای روسی به سوی شهر بی دفاع آغاز و ساعتها ادامه یافت، آنوقت، تاراج مردم و دستگیری مجاهدان فرا رسید، سرانجام نوبت به دستگیری ثقة الاسلام، برجسته ترین شخصیت دینی شهر رسید، وقتی دوستانش از او خواستند از شهر خارج شود امتناع کرد و گفت:
«نمیخواهم مردم را در این لحظات تنها بگذارم»
( تاریخ هیجده ساله آذربایجان...ص۲۸۶)
♦️سرانجام، ۱۰ دی۱۲۹۰ش که مصادف با روز عاشورا بود فر رسید، ثقة الاسلام را پس از دستگیری، انواع اهانتها و اذیتها کردند، كنسول روس از او می خواست نوشته ای را مهر تایید زند که «جنگ را مجاهدین آغاز كردند نه روسها». و وعده می داد در صورت همکاری،لطف امپراطور روسیه شامل حالش خواهد شد، اما ثقه الاسلام پاسخ داد:
«اينها دروغ است جنگ را شما آغاز كرديد»
(همان.ص۳۱۷)
♦️مقاومتش خشم روسها را برانگیخت، در زیر شکنجه چنان خرد و خمیرش ساخته بودند که در وقتِ دار زدن، نایِ حرکت نداشت، اما با اینحال، هفت نفر همراهش را که در انتظار مرگ بودند دلداری و قوت قلب می داد!
روز عاشورا در حالیکه مردم شهر مشغول عزاداری بودند در بیخِ گوششان، یزیدیانی دیگر، بهترین فرزندان تبریز را برای دار آماده می ساختند کسروی می نویسد:
«در یک سو دو تیری ستون وار بلند کرده و یک تیر افقی بر روی آنها میخکوب ساختند و ریسمانها از آنها می آویختند این داری بود که آماده می کردند و چون با کشتن سران آزادی ایران جشن می گرفتند، تیرها را با پارچه های سه رنگ بیرق روسی می آراستند... »
(همان... صص۱۰-۳۰۹)
♦️وقتی که یزیدیان روسی! آزادیخواهان آذربایجان را در شهر خود بر دار می کردند «عده ای از مردم تبریز در روز عاشورا قمه به دست (شاخسه ی- واخسه ی... یعنی شاه حسین - واحسین) می گفتند و با قمه به سر خود می زدند...در صورتی که با این جمعیت و همین قمه ها می توانستند ارتش روس را از کشور بیرون کنند»
اما آنها در مقابل جنایتِ روسها، سکوت اختیار کرده و همچنان به قمه زنی نه بر سر دشمن که بر سر خود ادامه دادند، آنان راهی دیگرگونه برای بهشت رفتن انتخاب کرده بودند...!
♦️برای اینکه ثقه الاسلام را بیشتر تحقیرش کنند، ریسمانی به گردن اش انداخته تا میدان مشق روی زمین کشیدند، آنها را یک یک در مقابل چشمانِ همدیگر به دار می آویختند تا شاهد جان کندن همدیگر باشند!.
همگی شجاعانه با آفتاب و باد وداع گفتند... اما رویارویی دو فرزند کم سن و سال علی مسیو(یارِ ستارخان) جانگداز بود، از آنجا که نتوانسته بودند بر پدر دست یابند برای انتقام از وی، دو پسر وی حسن۱۸ ساله و قدیر ۱۶ساله را گرفته بودند، وقتی به پای دار رسیدند برادر بزرگتر بعد از بد گفتن به روسها و امپراطور، به ترکی گفت:
«زنده باد ایران، زنده باد مشروطیت» سپس ریسمان را خود به گردن خود انداخت.
(نامه هایی از تبریز...ص۹۷)
اما قدير پسر ۱۶ ساله بخاطر صغر سنی در پایِ دار بی تابی می كرد، ثقه الاسلام به دلداريش پرداخته گفت:
«دو دقیقه بیشتر طول نمی کشد و راحت می شوی»!
اما از بختِ بد، جلادِ روسی ناشی بود بهمین خاطر، گره طناب را نه از پشت گردن، بلكه از روبرو انداخته و جان كندنشان به درازا كشید!.
هم از اينروست كه برعكسِ همه بردارشدگان كه به پايين مي نگرند، ثقه الاسلام به همراهِ یارانش، بر آسمان مي نگرد. گویی جنازه اش نيز سر بر آسمان كرده و آزادی و مشروطه یِ مردمش را دعا می کند...!
♦️روسها سپس، صمدخان شجاع الدوله را چون اسب تروا به داخل شهر کشیدند تا کشتار روسها را تکمیل کند، به قول کسروی:
«روسیان برای برانداختن ریشه آزادیخواهی، کسی بهتر از صمدخان نیافتند...»
(تاریخ هیجده ساله...ص۳۲۵)
صمدخان نیز زندان و شکنجه های مخصوص خودش را داشت:
«در آب خفه می کرد؛ روغن داغ بر سرشان می ریخت و یا برای دریدن قربانیان و مشروطه خواهان، آنان را با دست و پای بسته به جلوی سگ محبوبش می انداخت!»
تقی زاده در نامه ای به ادوارد براون می نویسد:
«از یک طرف روسها بردار می زدند از طرف دیگر هم شجاع الدوله یا سر می بُرید یا شقه کرده به دیوار آویزان میکرد: زلف پریشان یار را، مشاطه یک طرف می کشید و شانه یک طرف!»
( نامه هایی از تبریز...ص۹۵-۸۲)
♦️اما این تنها قشون روسی نبود که آزادیخواهان تبریز را به دار می کشید، بلکه همه آن جماعتی که راهی بی خطر برای بهشت رفتن انتخاب کرده بودند و یا سکوت کردند در جنایت روسها شریک بودند.
و این حقیقتی مسلم است که انسانها تنها در قبال حرفهایشان مسئول نیستند بلکه در مقابل سکوت شان نیز به همان میزان مسئولند...
این تصویر...
http://www.upsara.com/images/q299517_.jpg
✍️علی مرادی مراغه ای
@Ali_Moradi_maragheie
✅عاشورای۱۲۹۰ش، در خاطره مردم آذربایجان روزِیست که ننگ و افتخار بهم آمیخت، روزی که تبریزِ مغرور و استوار، داغ خواری را با تمام وجود چشید...
♦️پس از اینکه به اجبار ستارخان و مجاهدین از تبریز خارج و به تهران حرکت کردند، در غیبت مجاهدین،شلیک توپهای روسی به سوی شهر بی دفاع آغاز و ساعتها ادامه یافت، آنوقت، تاراج مردم و دستگیری مجاهدان فرا رسید، سرانجام نوبت به دستگیری ثقة الاسلام، برجسته ترین شخصیت دینی شهر رسید، وقتی دوستانش از او خواستند از شهر خارج شود امتناع کرد و گفت:
«نمیخواهم مردم را در این لحظات تنها بگذارم»
( تاریخ هیجده ساله آذربایجان...ص۲۸۶)
♦️سرانجام، ۱۰ دی۱۲۹۰ش که مصادف با روز عاشورا بود فر رسید، ثقة الاسلام را پس از دستگیری، انواع اهانتها و اذیتها کردند، كنسول روس از او می خواست نوشته ای را مهر تایید زند که «جنگ را مجاهدین آغاز كردند نه روسها». و وعده می داد در صورت همکاری،لطف امپراطور روسیه شامل حالش خواهد شد، اما ثقه الاسلام پاسخ داد:
«اينها دروغ است جنگ را شما آغاز كرديد»
(همان.ص۳۱۷)
♦️مقاومتش خشم روسها را برانگیخت، در زیر شکنجه چنان خرد و خمیرش ساخته بودند که در وقتِ دار زدن، نایِ حرکت نداشت، اما با اینحال، هفت نفر همراهش را که در انتظار مرگ بودند دلداری و قوت قلب می داد!
روز عاشورا در حالیکه مردم شهر مشغول عزاداری بودند در بیخِ گوششان، یزیدیانی دیگر، بهترین فرزندان تبریز را برای دار آماده می ساختند کسروی می نویسد:
«در یک سو دو تیری ستون وار بلند کرده و یک تیر افقی بر روی آنها میخکوب ساختند و ریسمانها از آنها می آویختند این داری بود که آماده می کردند و چون با کشتن سران آزادی ایران جشن می گرفتند، تیرها را با پارچه های سه رنگ بیرق روسی می آراستند... »
(همان... صص۱۰-۳۰۹)
♦️وقتی که یزیدیان روسی! آزادیخواهان آذربایجان را در شهر خود بر دار می کردند «عده ای از مردم تبریز در روز عاشورا قمه به دست (شاخسه ی- واخسه ی... یعنی شاه حسین - واحسین) می گفتند و با قمه به سر خود می زدند...در صورتی که با این جمعیت و همین قمه ها می توانستند ارتش روس را از کشور بیرون کنند»
اما آنها در مقابل جنایتِ روسها، سکوت اختیار کرده و همچنان به قمه زنی نه بر سر دشمن که بر سر خود ادامه دادند، آنان راهی دیگرگونه برای بهشت رفتن انتخاب کرده بودند...!
♦️برای اینکه ثقه الاسلام را بیشتر تحقیرش کنند، ریسمانی به گردن اش انداخته تا میدان مشق روی زمین کشیدند، آنها را یک یک در مقابل چشمانِ همدیگر به دار می آویختند تا شاهد جان کندن همدیگر باشند!.
همگی شجاعانه با آفتاب و باد وداع گفتند... اما رویارویی دو فرزند کم سن و سال علی مسیو(یارِ ستارخان) جانگداز بود، از آنجا که نتوانسته بودند بر پدر دست یابند برای انتقام از وی، دو پسر وی حسن۱۸ ساله و قدیر ۱۶ساله را گرفته بودند، وقتی به پای دار رسیدند برادر بزرگتر بعد از بد گفتن به روسها و امپراطور، به ترکی گفت:
«زنده باد ایران، زنده باد مشروطیت» سپس ریسمان را خود به گردن خود انداخت.
(نامه هایی از تبریز...ص۹۷)
اما قدير پسر ۱۶ ساله بخاطر صغر سنی در پایِ دار بی تابی می كرد، ثقه الاسلام به دلداريش پرداخته گفت:
«دو دقیقه بیشتر طول نمی کشد و راحت می شوی»!
اما از بختِ بد، جلادِ روسی ناشی بود بهمین خاطر، گره طناب را نه از پشت گردن، بلكه از روبرو انداخته و جان كندنشان به درازا كشید!.
هم از اينروست كه برعكسِ همه بردارشدگان كه به پايين مي نگرند، ثقه الاسلام به همراهِ یارانش، بر آسمان مي نگرد. گویی جنازه اش نيز سر بر آسمان كرده و آزادی و مشروطه یِ مردمش را دعا می کند...!
♦️روسها سپس، صمدخان شجاع الدوله را چون اسب تروا به داخل شهر کشیدند تا کشتار روسها را تکمیل کند، به قول کسروی:
«روسیان برای برانداختن ریشه آزادیخواهی، کسی بهتر از صمدخان نیافتند...»
(تاریخ هیجده ساله...ص۳۲۵)
صمدخان نیز زندان و شکنجه های مخصوص خودش را داشت:
«در آب خفه می کرد؛ روغن داغ بر سرشان می ریخت و یا برای دریدن قربانیان و مشروطه خواهان، آنان را با دست و پای بسته به جلوی سگ محبوبش می انداخت!»
تقی زاده در نامه ای به ادوارد براون می نویسد:
«از یک طرف روسها بردار می زدند از طرف دیگر هم شجاع الدوله یا سر می بُرید یا شقه کرده به دیوار آویزان میکرد: زلف پریشان یار را، مشاطه یک طرف می کشید و شانه یک طرف!»
( نامه هایی از تبریز...ص۹۵-۸۲)
♦️اما این تنها قشون روسی نبود که آزادیخواهان تبریز را به دار می کشید، بلکه همه آن جماعتی که راهی بی خطر برای بهشت رفتن انتخاب کرده بودند و یا سکوت کردند در جنایت روسها شریک بودند.
و این حقیقتی مسلم است که انسانها تنها در قبال حرفهایشان مسئول نیستند بلکه در مقابل سکوت شان نیز به همان میزان مسئولند...
این تصویر...
http://www.upsara.com/images/q299517_.jpg
😭1
چگونه سینه زنان حسین در کشتار آزادی ستان های تبریز با قوای روس- انگلیس و دربار استبدادی همکاری میکنند!
😭1