خبرگر
1.9K subscribers
26.3K photos
20.2K videos
172 files
36.7K links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تماشای ۳۶۰ درجه ای جهان با سینمای چهاربعدی خودتان بخشی از سینما هستید
👌1
برای پشتیبانی از چنین دلاوری که تا کنون گمنام مانده است ، بیایید تمام کوشش خود را در اطلاع رسانی بکنیم. #کورش_جلیل

https://t.me/khabargar/84866
برای پشتیبانی از چنین دلاوری که تا کنون گمنام مانده است ، بیایید تمام کوشش خود را در اطلاع رسانی بکنیم. #کورش_جلیل

https://t.me/khabargar/84866
Forwarded from Kourosh Jalil
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه می‌توان بهتر رفتار کرد و دوستی تازه یافت!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی در روستای غازان غایه سرگروه وظیفه ژاندارمی بودم، مردم آن روستای ترکمن صحرا هم با همین وسیله سیم بکسلرو قرقره از روستا به کوره راه اصلی خودشان را می رساندند تا بعد با پای پیاده یا با موتور ها، یا تک و نوک وانت های گذری خودشان را به مرکز بخش که بخش مراوه تپه بود برسانند. ما نمیگوییم که حتمن جاده ای توسط وزارت راه و ترابری به این روستاها بکشید و زیبایی و بکری هایشان را از بین ببرید. اما می‌توان سیم بکسل را قوی تر یا دوبل کرد و اتاقکی فلزی مثل تله سی یژ یا تله کابین به آن آویزان کرد، و جلوی افتادن و بریده شدن یا قطع شدن انگشتان کودکان و بزرگ سالان را که روزانه مجبورن از این سیم بکسل استفاده کنند، گرفت. در روستای غازان غایه در شرق ترکمن صحرا هم مثل همین روستا جوانان هر خانواده نوبتی مسئول سیم بکسل و گذر هم دهاتی ها و گاه ما سربازان پاسگاه ژاندارمری بودند! گاه چه شوخی ها که با این سیم بکسل نمیشد و گاه چه عشق و عاشقی هارآغاز نمیشد!!! گاهی من و یکی دو تا از سرباز های پاسگاه کنار سیم بکسل می آمدیم و در رد کردن مسافران از بالای رودخانه مرزی اترک کمک میکردیم… (از داستان غازان غایه) که اطلاعاتی و ساواکی های #رژیم _اشغالگراسلامی همراه چند رومان نوشته شده دیگرم که هرگز در زیر تیغ سانسور اسلامیستهای حاکم چاپ نشدند، از من ربودند! فرزندانم بودند که زودتر از هنگام تاریخی به دنیا آمده بودند! #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
امروز مختار اسدی از کنشگران چپ و‌جنبش کارگری ایران از زندان کوچک به زندان بزرگ وارد شد! 💪🏽 #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#خبرگرارگانستمدیدگان_دادخواه_ایران
این ها حکم های بیدادگاه #رژیم_اشغالگراسلامی بر علیه کورش جلیل یکی از دلاوران ایران زمین و #جنبش_زن_زندگی_آزادی است.
#کورش_جلیل دلاوری دیگر از ایران زمین در برابر#رژیم_اشغالگر اسلامی هست که به میدان دادخواهی ایرانیان برعلیه بیداد ی که بر #ژینا رفت و دفاع از حقوق زنان و دختران ایران زمین و همه ی ستمدیدگان دادخواه ایران ، پیوست! اخبار او را هرچه بیشتر تکثیر کنیم تا در گمنامی. او را نکشند یا به زندان های مخوف ناشناخته نبرند!
#کورش_جلیل_یاسوج

#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_ایران

https://t.me/khabargar
🔴 سروناز احمدی در زندان اوین دست به اعتصاب دارو زده است

سروناز احمدی، مترجم در حوزه زنان و‌ مددکار اجتماعی کودکان، عضو‌کانون نویسندگان ایران و از حامیان حنبش کارگری، اعلام کرده است که در اعتراض به نحوه رسیدگی پزشکی و ممانعت از مرخصی درمانی، دست به اعتصاب دارو زده و مصرف داروهای ضروری را متوقف کرده است.

این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، ۱۶ ماه از حبس سه سال و شش‌ماهه‌ خود را در حالی سپری کرده که تا به حال از حق داشتن مرخصی محروم بوده و با آزادی مشروط او نیز موافقت نشده است، درحالی‌که باید مشمول بخشنامه لغو احکام پرونده‌های مربوط به جنبش «زن، زندگی، آزادی» می‌شد. او مدتی قبل در پی اعدام رضا رسائی و ضرب‌و‌شتم زنان زندانی از سوی گارد زندان اوین، دچار حمله صرع شده‌ و علی‌رغم توصیه اکید پزشکان به دلیل بازگشت بیماری و نیاز به رسیدگی فوری، از حق مرخصی استعلاجی محروم شده است.

منبع:

https://t.me/bidarzani/14315


https://t.me/kanoon_nevisandegane_iran/1343

کلیه فعالین‌کارگری و‌ مدنی و زندانیان عقیدتی و سیاسی آزاد باید گردند!

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۸ شهریور ۱۴۰۳

htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
https://twitter.com/VahedSyndicate
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
لطفا برنامه اپوزیسیون افشین نریمان بعنوان یک نمونه موفق تلویزیون اینترنتی در یوتیوپ را برای داشتن نمونه ببینیم. با مهر
ما جمعی از کنشگران درحوزه‌های مختلف خواهان لغو حكم اعدام #پخشان_عزیزی، روزنامه نگار ، مددكار اجتماعی، و فعال حقوق زنان كُرد هستیم. این حكم به‌ شدت ناعادلانه‌ و به‌ دور از موازین حقوقی و قانونی است.

صدای پخشان باشید.
اینجا امضا کنید ⬇️
https://daadkhast.org/fa/petition/4949/
🔴 دیوارها بی‌گناهند

✍️ #رسول_بداقی

یادداشت زیر را رسول بداقی #معلم_زندانی برای مراسم ازدواج دخترش نوشته و در اختیار کانال #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران قرار داده است.
رسول بداقی در بیش از دو سال گذشته به جز یک بار به مدت ۴ روز، همچنان از حق مرخصی محروم مانده و «تلاش وکلای او برای آزادی‌اش با رد اعاده دادرسی در دیوان عالی بی نتیجه مانده است». او که حتی برای مراسم ازدواج دخترش نیز اجازه نیافت از حق مرخصی قانونی خود استفاده کند، این یادداشت را در همین رابطه برای دخترش نوشته است.
🔸دخترم شبنم، از پشت دیوارها و قفل‌های زندان، جشن عروسی‌ات را شادباش می‌گویم؛ می‌دانم دیوارها و قفل‌ها بی گناهند، آنان که در بیدادگاه خودکامگان گناهکارند، آزادگانند.

🔸دخترم، می‌دانم که ده سال زاد روزت را بدون پدر جشن گرفتنید، ده عید تنها بر سفره‌ی هفت سین نشستید؛ ده چهارشنبه سوری و سیزده به در چشمتان به در بود. اما من نه فقط ده عید که روزی ده باردر اندوه دوری شما اشک‌هایم را پنهان کردم. ده سال، هر آن دلم زیر باران و سوز سرمای اندوه به خود لرزید. خود می‌دانی که مرگ مادر را هم در تنهایی سلول زندان با خود به سوگ نشستم و دیدم که دیوار زندان هم به حالم گریست.

🔸دلبندم، اندون نبودنم در کنار سفره‌ی عقد تو، همچون نبودنم هنگام جان‌کندن مادر، سنگین و دلخراش بود؛ گرچه آن‌روزها خواب دیدم که مادر سر بر زانوی من جان می‌سپرد، اما این خواب زخمی‌ست که نمکش سکوت و نگاه‌های رمزآلود و گله‌مند شماست.

🔸فرزندم، واپسین نگاه و خاطره‌ام از مادر، تنها سنگ قبری‌ست، سرد و بی‌جان که هرگز باورش نکردم. نمی‌دانم آیا مادرم با آن اراده‌ی استوار زیر آن سنگ بود یا اطرافیانم فریبم دادند! هرگز باورم نشد که مادری دلیر و با احساس چگونه می‌تواند زیر سنگی سرد پنهان شود؟!

🔸گمان می‌کردم اگر مادرم زیر آن سنگ بود، برای نوشیدن چای صدایم می‌کرد. در آن گورستان در میان زمزمه‌های نامفهوم اطرافیان دلم من همچون همیشه گوشش به صدای پر مهر مادر بود، اما نه...! من فقط خیال می‌کردم و امیدوارنه دلم مرا به‌سوی خانه‌ای پر از خاطره‌های مادر می‌کشاند؛ خانه‌ای که دلم را چون بچه آهویی در آن جا گذاشته بودم.

🔸از گورستان که به خانه آمدم، چشمانم به در بود، شاید مادرم همچون همیشه به رویم آغوش بگشاید؛ اما نه مادر و نه هیچ‌کس دیگر در خانه نبود. تا سر بر ستون شانه‌هایش غبار از دل بزدایم و رنج هفت سال زندان را با او قسمت کنم.
نرگس محمدی، پخشان عزیزی، محبوبه رضایی، وریشه مرادی و پریوش مسلمی به دادسرای امنیت اوین احضار شده اند.
هر پنج زندانی امروز هیجدهم شهریور ماه از حضور در دادسرا امتناع کردند.

۱۶ مرداد ماه پس از اعدام رضا رسایی و اعتراض زنان زندانی در بند زندان اوین، نیروهای امنیتی و انتظامی اوین تعدادی از معترضان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

علی رغم آثار ضرب و شتم شدید ، زندان و دادستانی از حضور نماینده پزشکی قانونی جهت ثبت کبودی و جراحت ها جلوگیری کرده و حتی از اعزام برخی از آسیب دیدگان به بیمارستان علی رغم دستور پزشک زندان ممانعت به عمل آوردند.
پس از دو بار تحصن شبانه ی زنان زندانی در حیاط اوین در اعتراض به صدور احکام اعدام( از جمله علیه پخشان عزیزی و شریفه محمدی) و اجرای گسترده احکام اعدام در سراسر کشور و این واقعه، دادستانی و زندان در اقدامی بی سابقه تعداد کثیری از زنان زندانی را یک الی سه ماه ممنوع التماس و ممنوع الملاقات کرده اند.
و در اقدامی دیگر در تاریخ هفدهم شهریور ماه دفتر بند زنان زندان اوین احضاریه ای را به نرگس محمدی، پخشان عزیزی، محبوبه رضایی، وریشه مرادی و پریوش مسلمی ابلاغ کرده که بر اساس آن این پنج زن زندانی برای تفهیم اتهام به دادسرای ناحیه ۳۳ مقدس اردبیلی احضار شده اند.

هر پنج زن زندانی اعلام کرده اند که در دادسرا حاضر نخواهند شد و امروز هیجدهم شهریور از رفتن به دادسرا امتناع کرده اند.