به امید گسترش همکاری آزادی جویان ایران برای نجات ایران در این لحظات خطرناک تاریخی برای ایران و ایرانیان
نوشتار از منشی (دبیر موقت یکماهه کمیسیون : #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
نوشتار از منشی (دبیر موقت یکماهه کمیسیون : #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
💩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرش صادقی، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی : این زوج خندان عشق را در پهنای سالن غمگین ملاقات زندان میگستراندند
#مهوش_ثابت، شهروند بهایی، سابقه ۱۳ سال تحمل زندان دارد و در سال ۱۴۰۱ به دلیل گرایش مذهبی خود با پروندهسازی، مجددا به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
این زن آزاده، به تازگی عمل جراحی قلب باز داشته و در حال حاضر در مرخصی درمانی به سر میبرد. اما آنطور که دختر او گفته، مقامات قضایی از ارسال پرونده پزشکی مادرش به پزشکی قانونی برای بررسی خودداری میکنند.
دختر مهوش ثابت :مادرش با ۷۳ سال سن مبتلا به پوکی استخوان، تومور ریه و بیماری قلبی است و «با این شرایط در صورت انتقال دوباره به زندان، قطعا جان خود را از دست خواهد داد.»
«همیشه این زوج، خندان و امید بخش بودند در برابر همه ی سختی ها.
وقتی وارد اتاق ملاقات زندان میشدند یکدیگر را در آغوش میگرفتند و عشق را در پهنای آن سالن غمگین می گستراندند.چنان با عشق به هم نگاه میکردند گویی همین دیروز با هم آشنا شده اند.
نمیدانم چطور ۱۳ سال فراغ را تحمل کردند.
نمیدانم در این روزهای بیماری، چه بر این زوج عاشق گذشته است.
آنها حتی در مکتب عشق هم نمونه و الگویی برای ما بودند.»
#مهوش_ثابت، شهروند بهایی، سابقه ۱۳ سال تحمل زندان دارد و در سال ۱۴۰۱ به دلیل گرایش مذهبی خود با پروندهسازی، مجددا به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
این زن آزاده، به تازگی عمل جراحی قلب باز داشته و در حال حاضر در مرخصی درمانی به سر میبرد. اما آنطور که دختر او گفته، مقامات قضایی از ارسال پرونده پزشکی مادرش به پزشکی قانونی برای بررسی خودداری میکنند.
دختر مهوش ثابت :مادرش با ۷۳ سال سن مبتلا به پوکی استخوان، تومور ریه و بیماری قلبی است و «با این شرایط در صورت انتقال دوباره به زندان، قطعا جان خود را از دست خواهد داد.»
👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸گروهی از مادران دادخواه اعتراضات ۱۴۰۱ در بوکان ، روز جمعه ۲۱ دی با انتشار پیام ویدئویی اعتراض خود به صدور احکام اعدام برای #پخشان_عزیزی و #وریشه_مرادی را اعلام کردند و خواهان حمایت سازمانهای حقوق بشری بینالمللی از آنها شدند.
🔸مادران دادخواه میلاد معروفی، امجد عنایتی، شهریار محمدی، هیوا جانجان، ابراهیم شریفیفر و هژار مام خسروی در این ویدئو که در شبکههای اجتماعی منتشر شده است با تاکید بر مخالفتشان با حکم اعدام، حمایت خود را از پخشان عزیزی و وریشه مرادی اعلام کردند.
🔸مژگان افتخاری، مادر #مهسا_امینی، نیز روز پنجشنبه با انتشار یک استوری در صفحه اینستاگرام خود به تایید حکم اعدام پخشان عزیزی اعتراض کرد.
🔸مژگان افتخاری نوشت: «خانم پخشان عزیزی با حکم اعدام مواجه شده اند فراتر از هر دیدگاه یا اختلاف نظر، زندگی و حق حیات اساسیترین حق انسانی است که باید از آن پاسداری شود. حمایت از زندگی، حمایت از انسانیت است.»
🔸امیر رئیسیان، وکیل پخشان عزیزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، روز چهارشنبه ۱۹ دی از تایید حکم اعدام موکلش توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور خبر داد.
🔸مادران دادخواه میلاد معروفی، امجد عنایتی، شهریار محمدی، هیوا جانجان، ابراهیم شریفیفر و هژار مام خسروی در این ویدئو که در شبکههای اجتماعی منتشر شده است با تاکید بر مخالفتشان با حکم اعدام، حمایت خود را از پخشان عزیزی و وریشه مرادی اعلام کردند.
🔸مژگان افتخاری، مادر #مهسا_امینی، نیز روز پنجشنبه با انتشار یک استوری در صفحه اینستاگرام خود به تایید حکم اعدام پخشان عزیزی اعتراض کرد.
🔸مژگان افتخاری نوشت: «خانم پخشان عزیزی با حکم اعدام مواجه شده اند فراتر از هر دیدگاه یا اختلاف نظر، زندگی و حق حیات اساسیترین حق انسانی است که باید از آن پاسداری شود. حمایت از زندگی، حمایت از انسانیت است.»
🔸امیر رئیسیان، وکیل پخشان عزیزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، روز چهارشنبه ۱۹ دی از تایید حکم اعدام موکلش توسط شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور خبر داد.
👎2🔥2
#رضا_محمدحسینی زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، طی بیانیهای با اشاره به موج رو به گسترش اعدامها، این اقدام را ابزاری برای سرکوب و تحمیل خفقان از سوی حکومت دانست. او تأکید کرده که اعدامها نهتنها صدای آزادیخواهی را خاموش نمیکنند، بلکه عزم و اراده مردم برای ایستادگی و مبارزه را تقویت میکنند.
اعدام و زندان نمیتواند صدای آزادیخواهی ما را خاموش کند
هر روز خبر از صدور یا اجرای احکام اعدام تازهای میرسد؛ ابزار سرکوبی که حکومت با آن میکوشد خفقان را تحمیل و وحشت را نهادینه کند. اما آنها نمیدانند که این احکام، دیگر نه عامل ترس، بلکه شعلهای برای آگاهی و ایستادگی مردم است. این احکام، از دل خشم و کینهای برمیخیزد که در برابر خواست مردم برای آزادی، خود را ناتوان میبیند.👇👇👇
اعدام و زندان نمیتواند صدای آزادیخواهی ما را خاموش کند
هر روز خبر از صدور یا اجرای احکام اعدام تازهای میرسد؛ ابزار سرکوبی که حکومت با آن میکوشد خفقان را تحمیل و وحشت را نهادینه کند. اما آنها نمیدانند که این احکام، دیگر نه عامل ترس، بلکه شعلهای برای آگاهی و ایستادگی مردم است. این احکام، از دل خشم و کینهای برمیخیزد که در برابر خواست مردم برای آزادی، خود را ناتوان میبیند.👇👇👇
❤2🔥2🤔1
ما، زندانیان سیاسی، با تمام فشارها، سرکوبها و شکنجهها، ایستادهایم تا صدای مردمی باشیم که در برابر این بیداد سکوت نکردهاند. این سختیها هرگز نتوانستند شخصیت ما را بگیرند یا ما را به انسانهایی منفعل و خاموش تبدیل کنند. برعکس، مانند میخی پولادین، هرچه بیشتر بر ما کوبیدند، استوارتر در دل صخره فرو رفتیم و توان ایستادگی مان را در برابر سیستم دیکتاتوری نشان دادیم.
امروز جانهای بسیاری در خطر است. از جمله عزیزانی چون پخشان عزیزی، بهروز احسانی، مهدی حسنی و چهار زندانی عقیدتی اهل سنت بلوچ که به واحد چهار زندان قزلحصار منتقل شدهاند. این افراد نه تنها قربانی استبداد، بلکه نمایانگر چهره واقعی سیستمی هستند که عدالت را به نفع بقای خود سرکوب میکند. اما اعدام، نه توان خاموش کردن صداها را دارد و نه میتواند حقیقت را تغییر دهد.
ما باور داریم که نباید اجازه دهیم این فاجعهها به سکوت سپرده شوند. هرکس در برابر این جنایات، بیتفاوت بماند، بهنوعی شریک جرم آمران و عاملان آن است. وظیفه همه ماست که فارغ از هرگونه اختلاف، تلاشمان را بر شکستن تیغه این ابزار سرکوب متمرکز کنیم.
این مبارزه، مبارزهای است برای زندگی؛ برای حق زیستن و برای آیندهای که در آن هیچ طناب داری بر گردن آزادیخواهان نیفتد. این امید، انگیزهای است که ما را در تاریکترین روزها نیز استوار نگه داشته است و الهامبخش ما برای ایستادن تمام قدر کنار مردم بوده است تا با همبستگی زمینه رهایی و نجات ملی ایران را فراهم کنیم. این روز بیگمان دور و دیر نخواهد بود.
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
دی ماه ۱۴۰۳
#نه_به_اعدام
امروز جانهای بسیاری در خطر است. از جمله عزیزانی چون پخشان عزیزی، بهروز احسانی، مهدی حسنی و چهار زندانی عقیدتی اهل سنت بلوچ که به واحد چهار زندان قزلحصار منتقل شدهاند. این افراد نه تنها قربانی استبداد، بلکه نمایانگر چهره واقعی سیستمی هستند که عدالت را به نفع بقای خود سرکوب میکند. اما اعدام، نه توان خاموش کردن صداها را دارد و نه میتواند حقیقت را تغییر دهد.
ما باور داریم که نباید اجازه دهیم این فاجعهها به سکوت سپرده شوند. هرکس در برابر این جنایات، بیتفاوت بماند، بهنوعی شریک جرم آمران و عاملان آن است. وظیفه همه ماست که فارغ از هرگونه اختلاف، تلاشمان را بر شکستن تیغه این ابزار سرکوب متمرکز کنیم.
این مبارزه، مبارزهای است برای زندگی؛ برای حق زیستن و برای آیندهای که در آن هیچ طناب داری بر گردن آزادیخواهان نیفتد. این امید، انگیزهای است که ما را در تاریکترین روزها نیز استوار نگه داشته است و الهامبخش ما برای ایستادن تمام قدر کنار مردم بوده است تا با همبستگی زمینه رهایی و نجات ملی ایران را فراهم کنیم. این روز بیگمان دور و دیر نخواهد بود.
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
دی ماه ۱۴۰۳
#نه_به_اعدام
👍3👎2
حمایت امجد امینی پدر مهسا امینی از #پخشان_عزیزی
اعتراض پدر دادخواه زندهیاد ژینا مهسا امینی به تأیید حکم ناعادلانه اعدام پخشان عزیزی: «اعدام پخشان عزیزی برگ سیاهی بر تاریخ حاکمیت است
«خبر دهشتناک تایید حکم اعدام دختر بیگناه کورد ایرانی و مددکار فعال و دلسوز اجتماعی خانم پخشان عزیزی آنقدر ناعادلانه و بی رحمانه است که روح و روان هر انسانی که وجدانی زنده دارد را می آزارد و آدمی را از این همه بیرحمی و قساوت به حیرت میاندازد.
بدون شک اعدام این دختر شریف برگ سیاهی بر تاریخ حاکمیت فعلی خواهد بود و تبعات انسانی و سیاسی این حکم ناروا دامن مسئولان امر را دیر یا زود خواهد گرفت.
به عنوان پدری داغدیده که خون دخترم مهسا (ژینا امینی) مظلومانه بر خاک ریخته شد و تاکنون کسی پاسخگوی این غدر و ظلم بزرگ نبوده است همراه با همه خانوادههای داغدار و دل سوخته با خانواده پخشان عزیزی همدردی میکنم و با تمام وجود فریاد میزنم که این حکم ناروا را نقض و اعدام را در این کشور متوقف کنید و بیش تر از این خانوادهها را داغدار عزیزانشان نکنید»
اعتراض پدر دادخواه زندهیاد ژینا مهسا امینی به تأیید حکم ناعادلانه اعدام پخشان عزیزی: «اعدام پخشان عزیزی برگ سیاهی بر تاریخ حاکمیت است
«خبر دهشتناک تایید حکم اعدام دختر بیگناه کورد ایرانی و مددکار فعال و دلسوز اجتماعی خانم پخشان عزیزی آنقدر ناعادلانه و بی رحمانه است که روح و روان هر انسانی که وجدانی زنده دارد را می آزارد و آدمی را از این همه بیرحمی و قساوت به حیرت میاندازد.
بدون شک اعدام این دختر شریف برگ سیاهی بر تاریخ حاکمیت فعلی خواهد بود و تبعات انسانی و سیاسی این حکم ناروا دامن مسئولان امر را دیر یا زود خواهد گرفت.
به عنوان پدری داغدیده که خون دخترم مهسا (ژینا امینی) مظلومانه بر خاک ریخته شد و تاکنون کسی پاسخگوی این غدر و ظلم بزرگ نبوده است همراه با همه خانوادههای داغدار و دل سوخته با خانواده پخشان عزیزی همدردی میکنم و با تمام وجود فریاد میزنم که این حکم ناروا را نقض و اعدام را در این کشور متوقف کنید و بیش تر از این خانوادهها را داغدار عزیزانشان نکنید»
😁2🤔2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادران دادخواه بوکان برای نجات وریشه مرادی و پخشان عزیزی و دیگر زندانیان سیاسی فریاد نه به اعدام سرداده اند! به آنها بپیوندیم! #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
😱3🤝2
ایران روی خط اعتراض؛ ۱۳ تجمع اعتراضی در روز یکشنبه برگزار شد
شماری از بازنشستگان تأمین اجتماعی در رشت، کرمانشاه، اهواز و شوش، گروهی از فعالان مدنی در اعتراض به قتل غزاله حدودی در سنندج، جمعی از بازنشستگان صنایع فولاد در اهواز، اصفهان، شاهرود و دامغان، تعدادی از فرهنگیان بازنشسته در بوشهر، کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب در محل کار خود و کارکنان شرکت ایران افق در میدان نفتی یادآوران روز یکشنبه با برگزاری تجمعات اعتراضی، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند! #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
شماری از بازنشستگان تأمین اجتماعی در رشت، کرمانشاه، اهواز و شوش، گروهی از فعالان مدنی در اعتراض به قتل غزاله حدودی در سنندج، جمعی از بازنشستگان صنایع فولاد در اهواز، اصفهان، شاهرود و دامغان، تعدادی از فرهنگیان بازنشسته در بوشهر، کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب در محل کار خود و کارکنان شرکت ایران افق در میدان نفتی یادآوران روز یکشنبه با برگزاری تجمعات اعتراضی، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند! #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
👍4
سپیده رشنو: «ما نمیتوانیم برای «زندگی» فریاد بزنیم اما در مورد این آدمکشیِ روزانه سکوت کنیم.»
سپیده رشنو، درباره کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و مشخصا تایید حکم سه تن از زندانیان فعال در این کمپین، در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«پنجاه هفته است که از سی زندان، فریادِ مقاومی از زنان و مردان برای زندگی به گوش میرسد. آدمهایی که خود اسیرند و نمیدانند کدام شب، آخرین باری است که همبندی یا هماتاقیشان را میبینند که دارد غذا میخورد، میخندد یا میخوابد. آن زندانی که حالا دیگر آنقدر ماهها یا سالها با او خندیده، رقصیده، گریسته و زیستهاند که حالا دیگر فرقی با برادر، خواهر یا مادر ندارد. نمیدانند کدام صبح است که بیدار میشوند و یک رختخوابِ خالی میبینند و لباسهاش را که ممکن است هنوز روی بند خیس باشد.
پنجاه هفته از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» گذشت و حالا سه نفر از کسانی که خودشان سهشنبه به سهشنبه با زندانیانِ دیگر اعتصاب غذا کردند، در خطر اعداماند: «پخشان عزیزی، بهروز احسانی و مهدی حسنی»
این کشتار روزانه یک وحشتِ پنهان است که فقط زندانیان و نزدیکانِ کسانی که اعدام میشوند، دارند آن را زندگی میکنند. تنها تلخی و سنگینیِ مرگِ آنها که نامشان به ما میرسد، در مغز و پِیِ زندگی ما میماند.
زیستن، پاسداشتِ جشن دارد، نه بردن پای طنابِ دار. زندگی، حق انسانی ماست و امنیتِ جانی حق شهروندیِ ما. ما نمیتوانیم برای «زندگی» فریاد بزنیم اما در مورد این آدمکشیِ روزانه سکوت کنیم. فریادِ خودمان را بشناسیم که فریادِ هر کدام از ما شکلی، رنگی و اندازهای دارد. که فریادِ ما نوریست؛ چراغیست در این تاریکی هزار ساله.
که مردمانِ آن ایرانِ آزاد، مردمانِ همین امروزند.»
چگونه همه مردم ایران را به میدان فرا بخوانیم! چگونه به قدرت خود باور میکنند؟
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
سپیده رشنو، درباره کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و مشخصا تایید حکم سه تن از زندانیان فعال در این کمپین، در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«پنجاه هفته است که از سی زندان، فریادِ مقاومی از زنان و مردان برای زندگی به گوش میرسد. آدمهایی که خود اسیرند و نمیدانند کدام شب، آخرین باری است که همبندی یا هماتاقیشان را میبینند که دارد غذا میخورد، میخندد یا میخوابد. آن زندانی که حالا دیگر آنقدر ماهها یا سالها با او خندیده، رقصیده، گریسته و زیستهاند که حالا دیگر فرقی با برادر، خواهر یا مادر ندارد. نمیدانند کدام صبح است که بیدار میشوند و یک رختخوابِ خالی میبینند و لباسهاش را که ممکن است هنوز روی بند خیس باشد.
پنجاه هفته از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» گذشت و حالا سه نفر از کسانی که خودشان سهشنبه به سهشنبه با زندانیانِ دیگر اعتصاب غذا کردند، در خطر اعداماند: «پخشان عزیزی، بهروز احسانی و مهدی حسنی»
این کشتار روزانه یک وحشتِ پنهان است که فقط زندانیان و نزدیکانِ کسانی که اعدام میشوند، دارند آن را زندگی میکنند. تنها تلخی و سنگینیِ مرگِ آنها که نامشان به ما میرسد، در مغز و پِیِ زندگی ما میماند.
زیستن، پاسداشتِ جشن دارد، نه بردن پای طنابِ دار. زندگی، حق انسانی ماست و امنیتِ جانی حق شهروندیِ ما. ما نمیتوانیم برای «زندگی» فریاد بزنیم اما در مورد این آدمکشیِ روزانه سکوت کنیم. فریادِ خودمان را بشناسیم که فریادِ هر کدام از ما شکلی، رنگی و اندازهای دارد. که فریادِ ما نوریست؛ چراغیست در این تاریکی هزار ساله.
که مردمانِ آن ایرانِ آزاد، مردمانِ همین امروزند.»
چگونه همه مردم ایران را به میدان فرا بخوانیم! چگونه به قدرت خود باور میکنند؟
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
💩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر ما مردم ایران و دنیا اختیار خود را به دست آخوند ها، اسلامیستها، ودیگر مذهبیون، فاشیستها، گوادالوپیستها کمپانی ها و میلیاردر ها و غارتگران بی توجه به انسانیت و هستی نمی دادیم، این وضع در ایران و آمریکا و جهان پدید نمی آمد. اکنون آخرین فرصتها برای نجات خودمان کشورمان و جهان است تا با جلوگیری از حکومتها بدلیل سوزاندن بیشتر هستی کره زمین در جنگهای احمقانه و سوزاندن هر چه بیشتر سوخت های فسیلی، شاید خودمان و کره زمین را نجات دهیم. گام اول سرنگون کردن حکومتهایی است که بر ما حاکم هستند. آنها این مسیر نابودی انسان و کره زمین را با سرعت طی میکنند.
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
👍3
سپیده قلیان زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در محکوم کردن تایید حکم اعدام پخشان عزیزی با نگارش دومین نامه خود نوشت:
«"ژن، ژیان، ئازادی" نه یک شعار، بلکه یک زخم باز است؛ زخمی که بر تن این سرزمین مانده، اما هر بار از دل همان زخم، زندگی روییده است. این سه واژه، از کُردستان برخاست و به خیابانها، به دهانها، و به قلبها رسید، نه بهعنوان کلمه، که بهعنوان ضربان. این شعار، نقشهای است برای زنده ماندن در سرزمینی که مرگ را به قانون بدل کرده است.
مرگاندیشان میخواهند طنابهای دار را به گلوی این سه واژه بیندازد؛ نه فقط برای کشتن دو زن، بلکه برای بریدن ریشههای آزادی. وریشه مرادی و پخشان عزیزی، دو زن کُرد، امروز مبارزان آشکاری هستند که نامشان بر لبهای ماست، اما سایه اعدام، بر سر همه ما سنگینی میکند.
آمران و ماموران مرگ، به جنگ خورشید و نور رفتهاند. میخواهند کوهها را خم کنند و آبها را از جاری شدن بازدارند. غافل از آنکه ریشههای بلوط همیشه زیر خاک زندهاند و از خاکهای خونخورده این سرزمین نیرو میگیرد.
آنها از صدای این زنان میترسند، چون میدانند صدایی که از یک قرن ستم برخاسته، پژواکش در خیابانها شنیده شده است. آنها میدانند «ژن، ژیان، ئازادی» یک شعار نیست؛ زنجیریست که به هم گره خورده، دستها را به دستها، و صداها را به صداها وصل کرده است.
مرگآفرینان تلاش میکنند چهره کریه خود را پشت صورتکهای ساختگی پنهان کند. خط میدهند، ترس میپاشند، تا صدای این زنجیره را بشکنند. اما ما میدانیم که فاصله گرفتن از خط حکومت کافی نیست. ما باید صدای خود را به فریاد بدل کنیم. باید کاری کنیم تا همه بشنوند که ما مرگ را نمیپذیریم.
وریشه و پخشان باید زنده بمانند. آنها شریانهای این زنجیرهاند. این جنگ برای زندگیست که از کوهستانهای کُردستان تا دشتهای بلوچستان، از خیابانهای آذربایجان تا روستاهای خوزستان، دستها را به هم وصل کرده است.
سپیده قلیان
بند زنان زندان اوین
٢٢ دیماه ١۴٠٣»
«"ژن، ژیان، ئازادی" نه یک شعار، بلکه یک زخم باز است؛ زخمی که بر تن این سرزمین مانده، اما هر بار از دل همان زخم، زندگی روییده است. این سه واژه، از کُردستان برخاست و به خیابانها، به دهانها، و به قلبها رسید، نه بهعنوان کلمه، که بهعنوان ضربان. این شعار، نقشهای است برای زنده ماندن در سرزمینی که مرگ را به قانون بدل کرده است.
مرگاندیشان میخواهند طنابهای دار را به گلوی این سه واژه بیندازد؛ نه فقط برای کشتن دو زن، بلکه برای بریدن ریشههای آزادی. وریشه مرادی و پخشان عزیزی، دو زن کُرد، امروز مبارزان آشکاری هستند که نامشان بر لبهای ماست، اما سایه اعدام، بر سر همه ما سنگینی میکند.
آمران و ماموران مرگ، به جنگ خورشید و نور رفتهاند. میخواهند کوهها را خم کنند و آبها را از جاری شدن بازدارند. غافل از آنکه ریشههای بلوط همیشه زیر خاک زندهاند و از خاکهای خونخورده این سرزمین نیرو میگیرد.
آنها از صدای این زنان میترسند، چون میدانند صدایی که از یک قرن ستم برخاسته، پژواکش در خیابانها شنیده شده است. آنها میدانند «ژن، ژیان، ئازادی» یک شعار نیست؛ زنجیریست که به هم گره خورده، دستها را به دستها، و صداها را به صداها وصل کرده است.
مرگآفرینان تلاش میکنند چهره کریه خود را پشت صورتکهای ساختگی پنهان کند. خط میدهند، ترس میپاشند، تا صدای این زنجیره را بشکنند. اما ما میدانیم که فاصله گرفتن از خط حکومت کافی نیست. ما باید صدای خود را به فریاد بدل کنیم. باید کاری کنیم تا همه بشنوند که ما مرگ را نمیپذیریم.
وریشه و پخشان باید زنده بمانند. آنها شریانهای این زنجیرهاند. این جنگ برای زندگیست که از کوهستانهای کُردستان تا دشتهای بلوچستان، از خیابانهای آذربایجان تا روستاهای خوزستان، دستها را به هم وصل کرده است.
سپیده قلیان
بند زنان زندان اوین
٢٢ دیماه ١۴٠٣»
💩2
نامه حورا نیکبخت از زندان اوین: پخشان عزیزی برای آنچه کرده باید قدر ببیند و بر صدر بنشیند
«حقوق بشر با حقوق بشرتر
پخشان جانم
سلام
دارم از اتاق چهار بند، فقط چند متر دورتر با توحرف میزنم اما میخواهم صدایم خیلی بلند باشد؛ آنقدر بلند که همه بشنوند و آنان که باید گوش بسپرند:
پاییز 1401، وقتی در حال تدریس هم نتوانستم جلوی گریهام برای بیگناهی محسن شکاری را بگیرم وکلاس را به انشآموزان واگذار کردم، به خیالم هم نمیرسید زمانی با کسی که زیر حکم اعدام است همبند شوم و روز و شبهایی را که میگذراند ببینم. با کسی؟ با زنی. با زنی؟ با پخشان عزیزی؛ با زنی که واقعا به شعر نو شبیه است؛ (پخشان در زبان کُردی به معنای شعر نو است) آنقدر شعر و آنقدر نو که حظ کردن از کنارش بودن کار هر کسی نیست.
پخشان عزیزم
در فرهنگ سخن، مقابل «بغی» نوشتهاند بدرکاری، فساد، ستمکاری، سرکشی و نافرمانی
معنا بخشیدن به زندگی و تقویت امید به آن در کمپ آوارگان حملات داعش بدکاری است یا فساد یا ستمکاری؟👇👇👇
«حقوق بشر با حقوق بشرتر
پخشان جانم
سلام
دارم از اتاق چهار بند، فقط چند متر دورتر با توحرف میزنم اما میخواهم صدایم خیلی بلند باشد؛ آنقدر بلند که همه بشنوند و آنان که باید گوش بسپرند:
پاییز 1401، وقتی در حال تدریس هم نتوانستم جلوی گریهام برای بیگناهی محسن شکاری را بگیرم وکلاس را به انشآموزان واگذار کردم، به خیالم هم نمیرسید زمانی با کسی که زیر حکم اعدام است همبند شوم و روز و شبهایی را که میگذراند ببینم. با کسی؟ با زنی. با زنی؟ با پخشان عزیزی؛ با زنی که واقعا به شعر نو شبیه است؛ (پخشان در زبان کُردی به معنای شعر نو است) آنقدر شعر و آنقدر نو که حظ کردن از کنارش بودن کار هر کسی نیست.
پخشان عزیزم
در فرهنگ سخن، مقابل «بغی» نوشتهاند بدرکاری، فساد، ستمکاری، سرکشی و نافرمانی
معنا بخشیدن به زندگی و تقویت امید به آن در کمپ آوارگان حملات داعش بدکاری است یا فساد یا ستمکاری؟👇👇👇
❤1👎1💩1
وقتی به کودکان یاد میدادی که با گل مجسمه بسازند و با هنرشان حالشان را خوب کنند، خبر داشتی که این کارت مصداق فساد است؟!
وقتی در تخلیهی بار کامیونهای ارزاق یو.ان کمکمیکردی، میدانستی داری بدکاری میکنی؟
موقع تمیز کردن زخمهای زنان و کودکان و از بین بردن شپش سر بچهها، از ستمکاریات آگاه بودی؟!
پخش نان و فراهم کردن غذا برای آوارگان کدام شکل از ستم است؟!
جرمهایت را که مرور میکنی، شستن لباس آنها را هم از قلم نینداز!
کمک به آدلاها، خضرها، ویانها، دیلانها و بهارها را سرکشی و نافرمانی به حساب نمیآوردی؟!
ماههایی که از خانوادهات دور بودی و هیچ ارتباطی با آنها نداشتی، اما آغوش میشدی که در اوج سرما و باد و باران بارها چادرها را محکم میکردی، با این حال خوابت نمیبرد که نکند محکمکاری نکرده باشی، ستمکاریات برایت محرز نبود؟!
من نه عقلم قد میدهد نه سوادم؛ باز هم خودت قضاوت کن: حتما در سالهای 2020 و2021 که بر اثر ناتوانی جسمی بعد از عمل جراحی سراغ ترجمع و پژوهش رفتی، فساد کردی.
ایجاد انقلاب ذهنیتی که قطعا بدکاری وفساد و ستمکاری است؛ این را همه میدانند.
همهس ستمکاریهایت را در کمپ باور میکنم؛ چون بارها شبیهاش را در بند دیهام؛وقتی حال یکی از همبندیها حتی ذرهای بد میشود، اولین کسی که به سراغش میآید توئی. تجربهی تو را در کمک به بهبود حال جسمی وروحی اطرافیان هیچکدام از ما نداریم.
میبینم که گیاهخواری و برایمان گفتهای که از سال 2014 خوردن گوشت را کنار گذاشتهای؛ یعنی بیشتر از 10 سال است که قساوت لازم برای ستمکاری را بهدست آوردهای.
باید در ویراست بعدی همهی لغتنامهها مددکاری را هم به معانی بغی اضافه کنند یا اینکه مقابل مدخل مددکاری بنویسند بغی.
همهی پزشکان، روزنامهنگاران و کسانی که به ملیگرایی باور ندارند؛ همه آنها که ماندند و به آوارگان حملات حملات داعش کمک کردند بغی کردهاند و به قتل عمد محکوم میشوند؟!
خواهرم
تو مددکاری و اظهرمنالشمس است که مددکار بودن با حزب وحزبگرایی غریبه است و طبیعتا بیرون از نظام دولتها وحزبهاست.
حتی پس رنگ داستانی که ساختهاند و تو را بر اساس آن محکوم کردهاند بی جان است. خباثت و نادانی بخش جداییناپذیر وجود جمهوری اسلامی است.
کاش این جانیان بفهمند که میخواهند نه تو را «سربه دار» که «سر دار» را با تو «بلند» کنند.
تکلیف تو با آنچه کردهای مشخص است؛ تکلیف جمهوری اسلامی هم همینطور. در این میان فقط مدعیان فعالیت برای حقوق بشر باید تکلیفشان را مشخص کنند؛ باید در گفتار، رفتار و کردارشان به وضوح نشان بدهند که مدافع حقوق بشرند یا حامی حقوق بشرتر.
اگر شرف دارند، باید برای پخشان عزیزی، زن کرد مددکار محکوم به اعدام، هر کاری میتوانند بکنند. باید از جمهوری اسلامی بپرسند به تو چه داده است که در ازایش جانت را میخواهد؟
پخشان جانم
تو برای آنچه کردهای باید قدر ببینی و بر صدر بنشینی، اما نه بر صدر مجازاتها.
حورا نیکبخت
۲۲ دی ۱۴۰۳
بند زنان زندان اوین»
#پخشان_عزیزی #نه_به_اعدام
وقتی در تخلیهی بار کامیونهای ارزاق یو.ان کمکمیکردی، میدانستی داری بدکاری میکنی؟
موقع تمیز کردن زخمهای زنان و کودکان و از بین بردن شپش سر بچهها، از ستمکاریات آگاه بودی؟!
پخش نان و فراهم کردن غذا برای آوارگان کدام شکل از ستم است؟!
جرمهایت را که مرور میکنی، شستن لباس آنها را هم از قلم نینداز!
کمک به آدلاها، خضرها، ویانها، دیلانها و بهارها را سرکشی و نافرمانی به حساب نمیآوردی؟!
ماههایی که از خانوادهات دور بودی و هیچ ارتباطی با آنها نداشتی، اما آغوش میشدی که در اوج سرما و باد و باران بارها چادرها را محکم میکردی، با این حال خوابت نمیبرد که نکند محکمکاری نکرده باشی، ستمکاریات برایت محرز نبود؟!
من نه عقلم قد میدهد نه سوادم؛ باز هم خودت قضاوت کن: حتما در سالهای 2020 و2021 که بر اثر ناتوانی جسمی بعد از عمل جراحی سراغ ترجمع و پژوهش رفتی، فساد کردی.
ایجاد انقلاب ذهنیتی که قطعا بدکاری وفساد و ستمکاری است؛ این را همه میدانند.
همهس ستمکاریهایت را در کمپ باور میکنم؛ چون بارها شبیهاش را در بند دیهام؛وقتی حال یکی از همبندیها حتی ذرهای بد میشود، اولین کسی که به سراغش میآید توئی. تجربهی تو را در کمک به بهبود حال جسمی وروحی اطرافیان هیچکدام از ما نداریم.
میبینم که گیاهخواری و برایمان گفتهای که از سال 2014 خوردن گوشت را کنار گذاشتهای؛ یعنی بیشتر از 10 سال است که قساوت لازم برای ستمکاری را بهدست آوردهای.
باید در ویراست بعدی همهی لغتنامهها مددکاری را هم به معانی بغی اضافه کنند یا اینکه مقابل مدخل مددکاری بنویسند بغی.
همهی پزشکان، روزنامهنگاران و کسانی که به ملیگرایی باور ندارند؛ همه آنها که ماندند و به آوارگان حملات حملات داعش کمک کردند بغی کردهاند و به قتل عمد محکوم میشوند؟!
خواهرم
تو مددکاری و اظهرمنالشمس است که مددکار بودن با حزب وحزبگرایی غریبه است و طبیعتا بیرون از نظام دولتها وحزبهاست.
حتی پس رنگ داستانی که ساختهاند و تو را بر اساس آن محکوم کردهاند بی جان است. خباثت و نادانی بخش جداییناپذیر وجود جمهوری اسلامی است.
کاش این جانیان بفهمند که میخواهند نه تو را «سربه دار» که «سر دار» را با تو «بلند» کنند.
تکلیف تو با آنچه کردهای مشخص است؛ تکلیف جمهوری اسلامی هم همینطور. در این میان فقط مدعیان فعالیت برای حقوق بشر باید تکلیفشان را مشخص کنند؛ باید در گفتار، رفتار و کردارشان به وضوح نشان بدهند که مدافع حقوق بشرند یا حامی حقوق بشرتر.
اگر شرف دارند، باید برای پخشان عزیزی، زن کرد مددکار محکوم به اعدام، هر کاری میتوانند بکنند. باید از جمهوری اسلامی بپرسند به تو چه داده است که در ازایش جانت را میخواهد؟
پخشان جانم
تو برای آنچه کردهای باید قدر ببینی و بر صدر بنشینی، اما نه بر صدر مجازاتها.
حورا نیکبخت
۲۲ دی ۱۴۰۳
بند زنان زندان اوین»
#پخشان_عزیزی #نه_به_اعدام
❤🔥1💩1🤝1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوشان پیرزاده زندانی سیاسی:
در کجا آمده که زندانی باید هزینههای درمان خودش را بدهد؟!
کوشان (خالد) پیرزاده زندانی سیاسی مشروطهخواه در پیامی خطاب به حشمتالله حیات الغیب مدیرکل سازمان زندانها:
«چند هفتهای است که درد کمر و سیاتیک مرا زمینگیر کرده و به سختی راه می روم. قرصهای تشنجام به نام دپاکین ۵۰۰ تمام شده. با چندین بار مراجعه هیچگونه نتیجه ای حاصل نکردم. اسپری آسم هم تمام شده. آن را هم ندادن. برای فیزیوتراپی به بیرون از زندان میگویند که هزینه درمان با زندانی میباشد. انگار بنده آقازاده امضاطلایی یا جزو یقهسفیدها میباشم!
جناب حیات الغیب، شما دقیقاً کجایید؟ در کدام بخشنامه سازمان زندانها آمده است که هزینه درمان با زندانی است. مگر سالانه بودجه دریافت نمی کنید؟ بودجه دریافتی صرف چه چیزهای میشود که سازمانی به این بزرگی از دادن قرصهای دپاکین و اسپری آسم عاجز و ناتوان باشد؟ چرا باید به خاطر سهلانگاری برخی افراد چند روز پیش در خواب تشنج کنم و زبانم را گاز بگیرم؟
آیا بازدید شما از زندانها خروجی مثبتی داشته؟ . و از این لحظه، هر اتفاقی برایم رخ دهد، بنده و خانوادهام شخص شما را مسئول می دانم.»
در کجا آمده که زندانی باید هزینههای درمان خودش را بدهد؟!
کوشان (خالد) پیرزاده زندانی سیاسی مشروطهخواه در پیامی خطاب به حشمتالله حیات الغیب مدیرکل سازمان زندانها:
«چند هفتهای است که درد کمر و سیاتیک مرا زمینگیر کرده و به سختی راه می روم. قرصهای تشنجام به نام دپاکین ۵۰۰ تمام شده. با چندین بار مراجعه هیچگونه نتیجه ای حاصل نکردم. اسپری آسم هم تمام شده. آن را هم ندادن. برای فیزیوتراپی به بیرون از زندان میگویند که هزینه درمان با زندانی میباشد. انگار بنده آقازاده امضاطلایی یا جزو یقهسفیدها میباشم!
جناب حیات الغیب، شما دقیقاً کجایید؟ در کدام بخشنامه سازمان زندانها آمده است که هزینه درمان با زندانی است. مگر سالانه بودجه دریافت نمی کنید؟ بودجه دریافتی صرف چه چیزهای میشود که سازمانی به این بزرگی از دادن قرصهای دپاکین و اسپری آسم عاجز و ناتوان باشد؟ چرا باید به خاطر سهلانگاری برخی افراد چند روز پیش در خواب تشنج کنم و زبانم را گاز بگیرم؟
آیا بازدید شما از زندانها خروجی مثبتی داشته؟ . و از این لحظه، هر اتفاقی برایم رخ دهد، بنده و خانوادهام شخص شما را مسئول می دانم.»
👍2🤝1
جعفر پناهی: «اعدامها بیانگر فروپاشی سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی است»
جعفر پناهی، کارگردان سرشناس سینما، در واکنش به صدور و تایید احکام اعدام در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«با اذان صبح، جمهوری اسلامی فرزندان ایران را بالای دار میبرد تا بالاترین تعداد اعدام را در میان کشورهای جهان دارا باشد. این همه اعدام و کشتار، سنگسار، زندان، شکنجه و انواع مجازاتهای مغایر حقوق بشر چه دستاوردی برای حاکمیت جمهوری اسلامی داشته است؟ آیا اعدام نشانه اقتدار است ؟!!.
پاسخ به تحقیق "نه" بزرگ است.
این اعدامها نشانهی ناتوانی و ناکارآمدی در سیاستهای داخلی و خارجی است. این اعدامها بیانگر فروپاشی سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی است.»
جعفر پناهی، کارگردان سرشناس سینما، در واکنش به صدور و تایید احکام اعدام در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«با اذان صبح، جمهوری اسلامی فرزندان ایران را بالای دار میبرد تا بالاترین تعداد اعدام را در میان کشورهای جهان دارا باشد. این همه اعدام و کشتار، سنگسار، زندان، شکنجه و انواع مجازاتهای مغایر حقوق بشر چه دستاوردی برای حاکمیت جمهوری اسلامی داشته است؟ آیا اعدام نشانه اقتدار است ؟!!.
پاسخ به تحقیق "نه" بزرگ است.
این اعدامها نشانهی ناتوانی و ناکارآمدی در سیاستهای داخلی و خارجی است. این اعدامها بیانگر فروپاشی سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی است.»
🤝2💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لیلا مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، ویدیویی با حضور خانوادههای دادخواه در مراسم تولد فرزندش را در حساب X خود منتشر کرده و نوشت:
دادخواه خون سیاوشم، که پاکیاش قربانی نیرنگ و بیعدالتی شد. نمیگذارم زخمهای خاموش تاریخ فراموش شوند؛ از عدالت میگویم و فریاد حقطلبی سر میدهم. هر قطره از خون سیاوش، چراغی است که تاریکی ظلم را میدَرَد و آتش حقیقت را شعلهور میسازد.
دادخواه خون سیاوشم، که پاکیاش قربانی نیرنگ و بیعدالتی شد. نمیگذارم زخمهای خاموش تاریخ فراموش شوند؛ از عدالت میگویم و فریاد حقطلبی سر میدهم. هر قطره از خون سیاوش، چراغی است که تاریکی ظلم را میدَرَد و آتش حقیقت را شعلهور میسازد.
🤝3👍1