پاسخی از هادی خرسندی به رضا پهلوی
تاسفباره كه آقای رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار آزادى است , و از سوى ديگر , در مصاحبه اش با آیت الله بی بی سی ، بدون هيچ سند سياسى و منطقى ، مدعی ميشود كه همه جوانان برخلاف والدين شان با توجه به مطالعه و بدون تعصب ، اينك طرفدار شاه فقيد و او هستند !
راستی کی یک رای گیری و نظرسنجی آزادانه برگزار شد ؟ !
او در همين مصاحبه با آيت الله بى بى سى چنين ميگويد :
در زمان حكومت پدرم آزادى بسيار زياد وجود داشت ، زن و مرد با هم كاملا برابر بودند و و و !!!
خب جناب پهلوى !
اگر بقول شما برابرى زن و مرد وجود داشت وشماهم ظاهرا خيلى طرفدار اين برابرى هستيد ، پس چرا خواهر بزرگ شما شهناز جانشين شاه پدرتان نيست و حق ندارد باشد ؟ ! !
آيا بزعم شما و خاندان مدرن و متمدن پهلوى برابرى زن و مرد اينست ؟
راستى اگر انقلاب نميشد و شما روزى پادشاه ميشديد ، دخترتان حق داشت طبق سنت برابري خواهانه خودتان و پدر ارجمندتان بر تخت قدرت تكيه زند ؟
ديگر اينكه ، اگر آزادى سياسى وجود داشت چرا زندانهاى ايران پر از زندانى سياسى بود ؟
چرا خبرنگار كريمپور شيرازى را عمه خانم ، اشرف پهلوى با نفت به آتش كشيد و كشت ؟
چرا دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دولت قانونی دکتر مصدق ، به دستور پدرتان در تب و بیماری اعدام شد ؟
چند كتاب ماركسيستى يا جمهوريخواهى در زمان رژيم پهلوى مجوز انتشار گرفت ؟
آيا ميتوانيد فقط يك نمونه نام ببريد ؟
فقط یک روزنامه منتقد نام ببرید ؟
چرا روشنفكران بزرگى همانند بيژن جزنى((وچند زندانی دیگر با دستان بسته)) را ساواك در تپه های زندان اوین بدستور پدر جان ترور كرد ؟
چرا شاعری چون احمد شاملو را دولت آزاد پهلوی به زندان افکند ؟ !
چرا نویسنده ای به نام خسرو گلسرخی را ساواک آنقدر شکنجه کرد که خون ادرار میکرد ؟ چرا اصلا ساواك وجود داشت ؟
اگر آزادى سياسى در زمان پدر شما وجود داشت ، چرا همه احزاب را شخصا پدر شما آقاى محمد رضاشاه ممنوعه اعلام كرد و گفت هيچ حزب ديگرى حتا درباريهاى طرفدار ايران نوين ، از جمله نخست وزير وقت آقاى اميرعباس هويدا نميتواند فعاليت كند و همه احزاب و اتحاديه ها را ممنوع كرده بود ؟
من در حيرتم آيا واقعا اين تعريف شما از آزادی است ؟ !
آیا دکتر علی شریعتی فارغ التحصیل دانشگاه سوربن فرانسه ، به عنوان یک منتقد دانشگاهی ، مستحق 18 ماه انفرادی توسط نهاد زیر نظر پدرتان بود ؟
آیا طعم تلخ زندان انفرادی را چشیده اید ؟
آیا اینان حق اظهار نظر درباره وطنشان را نداشتند و فقط شاه بابا حق داشت ؟ ! چرا ؟ ؟ ؟
آقاى رضا پهلوى ،
من شخصا آرزو ميكردم بعداز چهل سال زندگى كردن در اروپا و آمریکا ، حداقل يكبار در انتقاد از پدرتان حرفى ميزديد و اعتماد افرادى مانند مرا كمى به خود جلب ميكردید ، ولى با اين دو مصاحبه اخيرتان ميبينم كه اينگونه نبوده و نيست .
اى كاش در مصاحبه قبلى با آيت الله بى بى سى، ضمن انتقاد درستى كه شما به چپاولگران كرديد درباره خاندان و خانواده خودتان هم بخاطر ميليارد ها دلار جواهرى كه از ثروت دسترنج زحمتكشان ایران به غارت برديد و تا حدى كه عمه محترمتان خانم
اشرف پهلوى با نيمى از آن غارتها توانست يك جزيره كامل بخرد و در آن به تبهكارى هايش از جمله قاچاق بين المللى مواد مخدر ادامه دهد ، يك ذره هم از آنهمه چپاول خانواده خودتان انتقاد ميكرديد .!
شما جورى از غارت مردم حرف ميزنيد كه گويا اطلاع نداريد كه پدر بزرگوار شما جناب محمدرضا شاه ، ٥٢ سال پيش كل هزينه درست كردن و براه انداختن مترو
زير زمينى سوئد را بخاطر عيش و عشرت پرستى اش به ملكه سوئد هديه كرد در حاليكه بطور نمونه شاعر ارجمند ايران و پدر شعر نو نيما يوشيج که براى ملاقات بستگانش به مازندران رفته بود ، بدليل ذات الریه وساخته نبودن يك جاده خاكى از یوش به شهر دیر می رسد و چندی بعد می میرد .
راستی آقای شازده !
می شود قدری درباره منابع مالی تان و شغلتان توضیح دهید ؟
جناب پهلوى ،
كشته شدن سه تن از دانشجويان نخبه ايران را بدستور پدر آزاديخواه و متمدن تان در روز ١٦ آذر با گلوله((و شمار بسیاری زخمی)) را هم جزو پرونده درخشان آزاديخواهى پدر ارجمندتان ميگذاريد؟
اسناد منتشر شده سازمان سيا امريكا چى ؟
جزو كارنامه درخشان پهلوى و بيسوادى مخالفين پدر ارجمندتان می گذارید ؟
تاسفباره كه آقای رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار آزادى است , و از سوى ديگر , در مصاحبه اش با آیت الله بی بی سی ، بدون هيچ سند سياسى و منطقى ، مدعی ميشود كه همه جوانان برخلاف والدين شان با توجه به مطالعه و بدون تعصب ، اينك طرفدار شاه فقيد و او هستند !
راستی کی یک رای گیری و نظرسنجی آزادانه برگزار شد ؟ !
او در همين مصاحبه با آيت الله بى بى سى چنين ميگويد :
در زمان حكومت پدرم آزادى بسيار زياد وجود داشت ، زن و مرد با هم كاملا برابر بودند و و و !!!
خب جناب پهلوى !
اگر بقول شما برابرى زن و مرد وجود داشت وشماهم ظاهرا خيلى طرفدار اين برابرى هستيد ، پس چرا خواهر بزرگ شما شهناز جانشين شاه پدرتان نيست و حق ندارد باشد ؟ ! !
آيا بزعم شما و خاندان مدرن و متمدن پهلوى برابرى زن و مرد اينست ؟
راستى اگر انقلاب نميشد و شما روزى پادشاه ميشديد ، دخترتان حق داشت طبق سنت برابري خواهانه خودتان و پدر ارجمندتان بر تخت قدرت تكيه زند ؟
ديگر اينكه ، اگر آزادى سياسى وجود داشت چرا زندانهاى ايران پر از زندانى سياسى بود ؟
چرا خبرنگار كريمپور شيرازى را عمه خانم ، اشرف پهلوى با نفت به آتش كشيد و كشت ؟
چرا دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دولت قانونی دکتر مصدق ، به دستور پدرتان در تب و بیماری اعدام شد ؟
چند كتاب ماركسيستى يا جمهوريخواهى در زمان رژيم پهلوى مجوز انتشار گرفت ؟
آيا ميتوانيد فقط يك نمونه نام ببريد ؟
فقط یک روزنامه منتقد نام ببرید ؟
چرا روشنفكران بزرگى همانند بيژن جزنى((وچند زندانی دیگر با دستان بسته)) را ساواك در تپه های زندان اوین بدستور پدر جان ترور كرد ؟
چرا شاعری چون احمد شاملو را دولت آزاد پهلوی به زندان افکند ؟ !
چرا نویسنده ای به نام خسرو گلسرخی را ساواک آنقدر شکنجه کرد که خون ادرار میکرد ؟ چرا اصلا ساواك وجود داشت ؟
اگر آزادى سياسى در زمان پدر شما وجود داشت ، چرا همه احزاب را شخصا پدر شما آقاى محمد رضاشاه ممنوعه اعلام كرد و گفت هيچ حزب ديگرى حتا درباريهاى طرفدار ايران نوين ، از جمله نخست وزير وقت آقاى اميرعباس هويدا نميتواند فعاليت كند و همه احزاب و اتحاديه ها را ممنوع كرده بود ؟
من در حيرتم آيا واقعا اين تعريف شما از آزادی است ؟ !
آیا دکتر علی شریعتی فارغ التحصیل دانشگاه سوربن فرانسه ، به عنوان یک منتقد دانشگاهی ، مستحق 18 ماه انفرادی توسط نهاد زیر نظر پدرتان بود ؟
آیا طعم تلخ زندان انفرادی را چشیده اید ؟
آیا اینان حق اظهار نظر درباره وطنشان را نداشتند و فقط شاه بابا حق داشت ؟ ! چرا ؟ ؟ ؟
آقاى رضا پهلوى ،
من شخصا آرزو ميكردم بعداز چهل سال زندگى كردن در اروپا و آمریکا ، حداقل يكبار در انتقاد از پدرتان حرفى ميزديد و اعتماد افرادى مانند مرا كمى به خود جلب ميكردید ، ولى با اين دو مصاحبه اخيرتان ميبينم كه اينگونه نبوده و نيست .
اى كاش در مصاحبه قبلى با آيت الله بى بى سى، ضمن انتقاد درستى كه شما به چپاولگران كرديد درباره خاندان و خانواده خودتان هم بخاطر ميليارد ها دلار جواهرى كه از ثروت دسترنج زحمتكشان ایران به غارت برديد و تا حدى كه عمه محترمتان خانم
اشرف پهلوى با نيمى از آن غارتها توانست يك جزيره كامل بخرد و در آن به تبهكارى هايش از جمله قاچاق بين المللى مواد مخدر ادامه دهد ، يك ذره هم از آنهمه چپاول خانواده خودتان انتقاد ميكرديد .!
شما جورى از غارت مردم حرف ميزنيد كه گويا اطلاع نداريد كه پدر بزرگوار شما جناب محمدرضا شاه ، ٥٢ سال پيش كل هزينه درست كردن و براه انداختن مترو
زير زمينى سوئد را بخاطر عيش و عشرت پرستى اش به ملكه سوئد هديه كرد در حاليكه بطور نمونه شاعر ارجمند ايران و پدر شعر نو نيما يوشيج که براى ملاقات بستگانش به مازندران رفته بود ، بدليل ذات الریه وساخته نبودن يك جاده خاكى از یوش به شهر دیر می رسد و چندی بعد می میرد .
راستی آقای شازده !
می شود قدری درباره منابع مالی تان و شغلتان توضیح دهید ؟
جناب پهلوى ،
كشته شدن سه تن از دانشجويان نخبه ايران را بدستور پدر آزاديخواه و متمدن تان در روز ١٦ آذر با گلوله((و شمار بسیاری زخمی)) را هم جزو پرونده درخشان آزاديخواهى پدر ارجمندتان ميگذاريد؟
اسناد منتشر شده سازمان سيا امريكا چى ؟
جزو كارنامه درخشان پهلوى و بيسوادى مخالفين پدر ارجمندتان می گذارید ؟
👎3❤2
خبرگر
#رعنا_کورکور خواهر جاویدنامان #مجاهد_کورکور و نگار کورکور، حکم سه سال حبس خود خبر داد.
«دوستان و عزیزان دل همراهانم
درود بر ایران
درود بر آزادی
نوشتن این چند خط شاید سختترین کاری باشد که تا امروز انجام دادهام، نه بهخاطر ترس از زندان، که بهخاطر دل کندن از شما، از فرزندم، از آنچه برایش جنگیدم، و از این زندگی که پر از درد، اما پر از شرافت بود.
من زنی تنها مادری سرپرست خانواده حالا باید خودم را برای گذراندن سه سال زندان معرفی کنم تنها جرمم ایستادن کنار حقیقت بود جرم من بیگناهی بود
در این راه عزیزترینهای دلم را از دست دادم. برادرم را اعدام کردند چون نمیخواست دروغ را بپذیرد.
خواهرم در غربت در تنهایی و استرس، خاموش شد.
و من ماندم، زخمی اما پابرجا
اکنون که باید بروم میخواهم از همهتان حلالیت بطلبم اگر در این مسیر باری بر دوشتان گذاشتم اگر نتوانستم آنطور که باید و شاید باشم مرا ببخشید.
من با قلبی آرام میروم چون میدانم خاموش نماندم چون وجدانم آسوده است.
این زندان جسمم را در بر خواهد گرفت اما روحم آزاد است.
من را به یاد داشته باشید نه بهعنوان کسی که شکست خورد، که بهعنوان زنی که ایستاد
تا دیدار دوباره
رعنا کورکور خواهر جاوید نامان مجاهد و نگار»
درود بر ایران
درود بر آزادی
نوشتن این چند خط شاید سختترین کاری باشد که تا امروز انجام دادهام، نه بهخاطر ترس از زندان، که بهخاطر دل کندن از شما، از فرزندم، از آنچه برایش جنگیدم، و از این زندگی که پر از درد، اما پر از شرافت بود.
من زنی تنها مادری سرپرست خانواده حالا باید خودم را برای گذراندن سه سال زندان معرفی کنم تنها جرمم ایستادن کنار حقیقت بود جرم من بیگناهی بود
در این راه عزیزترینهای دلم را از دست دادم. برادرم را اعدام کردند چون نمیخواست دروغ را بپذیرد.
خواهرم در غربت در تنهایی و استرس، خاموش شد.
و من ماندم، زخمی اما پابرجا
اکنون که باید بروم میخواهم از همهتان حلالیت بطلبم اگر در این مسیر باری بر دوشتان گذاشتم اگر نتوانستم آنطور که باید و شاید باشم مرا ببخشید.
من با قلبی آرام میروم چون میدانم خاموش نماندم چون وجدانم آسوده است.
این زندان جسمم را در بر خواهد گرفت اما روحم آزاد است.
من را به یاد داشته باشید نه بهعنوان کسی که شکست خورد، که بهعنوان زنی که ایستاد
تا دیدار دوباره
رعنا کورکور خواهر جاوید نامان مجاهد و نگار»
اما ماجرای محمد جامه بزرگ و تبدیل خانوادهاش به دادخواه، از غروب ۳۱ شهریور آغاز میشود.
آن روز ملارد صحنه اعتراضات مردمی است، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامهبزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامهبزرگ میگوید: فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ میکردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشکآور داخل خانه. ما میخواستیم برویم داخل اما بابا نمیآمد و میگفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»
پس از تهدید شفاهی محمد جامه بزرگ در روز اول مهرماه، او تصور میکند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را میزنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشتبام به خانه همسایه پناه میبرند و مقتول به پشتبام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا میکنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمیشود، در این لحظه تهدید میشود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما میآیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه میشود.
همسر محمد جامهبزرگ نیز به شرق گفته است: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمهای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
#محمد_جامه_بزرگ #دادبان #دادخواهی
آن روز ملارد صحنه اعتراضات مردمی است، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامهبزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامهبزرگ میگوید: فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ میکردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشکآور داخل خانه. ما میخواستیم برویم داخل اما بابا نمیآمد و میگفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»
پس از تهدید شفاهی محمد جامه بزرگ در روز اول مهرماه، او تصور میکند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را میزنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشتبام به خانه همسایه پناه میبرند و مقتول به پشتبام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا میکنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمیشود، در این لحظه تهدید میشود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما میآیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه میشود.
همسر محمد جامهبزرگ نیز به شرق گفته است: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمهای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»
#محمد_جامه_بزرگ #دادبان #دادخواهی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالگرد کشتهشدن محمد جامهبزرگ است، او که به دلیل بازکردن درهای خانهاش به روی معترضان و پناهدادن به آنها، مقابل چشمان خانوادهاش در نیمه شب با هجوم ماموران از دیوارهای خانهاش به چشمانش شلیک کردند و کشته شد.
سالگرد کشتهشدن محمد جامهبزرگ است، او که به دلیل بازکردن درهای خانهاش به روی معترضان و پناهدادن به آنها، مقابل چشمان خانوادهاش در نیمه شب با هجوم ماموران از دیوارهای خانهاش به چشمانش شلیک کردند و کشته شد.
❤1
مرگ سمیه رشیدی در زندان قرچک یک قتل سازمان یافته و حکومتی بود. اسم آن مکان نیز زندان نیست. شکنجهگاه و قتلگاه زنان است.
مسئولان زندان عامدانه با بیتوجهی به شرایط سمیه رشیدی باعث مرگ او شدند.
سمیه در اردیبهشت ۱۴۰۴ به علت شعارنویسی در محله جوادیه تهران، بازداشت و به زندان قرچک منتقل شده بود. او بارها به خاطر شرایط زندان و ضرب و شتم ماموران دچار تشنج شد؛ اما مسئولین بهداری زندان قرچک، میگفتند او تمارض میکند و تنها به تجویز چند داروی اعصاب و روان بسنده میکردند.
«سمیه رشیدی» در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ همزمان با سومین سالگرد قتل مهسا امینی، به کما رفت و امروز اعلام شد که درگذشته است.
او را به قتل رساندند. زنی که همه عمر کارگری کرد و در کنار کارگری انقدر شرافت داشت که در برابر ظلم شما ساکت ننشیند و به شعارنویسی مبادرت میکرد.
خامنهای حقیر قبل از مرگش جان شهروند آزادیخواه دیگری را گرفت.
مسئولان زندان عامدانه با بیتوجهی به شرایط سمیه رشیدی باعث مرگ او شدند.
سمیه در اردیبهشت ۱۴۰۴ به علت شعارنویسی در محله جوادیه تهران، بازداشت و به زندان قرچک منتقل شده بود. او بارها به خاطر شرایط زندان و ضرب و شتم ماموران دچار تشنج شد؛ اما مسئولین بهداری زندان قرچک، میگفتند او تمارض میکند و تنها به تجویز چند داروی اعصاب و روان بسنده میکردند.
«سمیه رشیدی» در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ همزمان با سومین سالگرد قتل مهسا امینی، به کما رفت و امروز اعلام شد که درگذشته است.
او را به قتل رساندند. زنی که همه عمر کارگری کرد و در کنار کارگری انقدر شرافت داشت که در برابر ظلم شما ساکت ننشیند و به شعارنویسی مبادرت میکرد.
خامنهای حقیر قبل از مرگش جان شهروند آزادیخواه دیگری را گرفت.
👍1💩1😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچههایی که دیگر میان ما نیستند. دیروز باید به مدرسه میرفتند. حتی ۱۸ بهار از زندگیشان را ندیده بودند. اما ماموران حکومت نفسهایشان را گرفتند.
بچهها ما فراموشتان نمیکنیم. هستی جان، نیکا، مونا، کومار، نمیدانم نام کدامتان را صدا بزنیم؟ اکنون هر کدام بخشی از وجود ما شدهاید. ما بعد از رفتن شما اشک ریختیم. موها، خندهها، نگاههای شما همیشه با ما ماند. چطور دلشان آمد شما را بکشند؟ نمیدانیم.
آخر دیوهای زشت همه جای شهر کمین کرده بودند. ما را ببخشید که نتوانستیم ازتان محافظت کنیم. ولی قول میدهیم تا شیشه عمر دیو را نشکنیم کوتاه نیاییم…
بچهها ما فراموشتان نمیکنیم. هستی جان، نیکا، مونا، کومار، نمیدانم نام کدامتان را صدا بزنیم؟ اکنون هر کدام بخشی از وجود ما شدهاید. ما بعد از رفتن شما اشک ریختیم. موها، خندهها، نگاههای شما همیشه با ما ماند. چطور دلشان آمد شما را بکشند؟ نمیدانیم.
آخر دیوهای زشت همه جای شهر کمین کرده بودند. ما را ببخشید که نتوانستیم ازتان محافظت کنیم. ولی قول میدهیم تا شیشه عمر دیو را نشکنیم کوتاه نیاییم…
❤4😢1😭1
سازمان عفو بینالملل در خبری با تصویر عباس دریس، جان این زندانی سیاسی را در خطر اعدام اعلام کرد.
این سازمان نوشت: دهها نفر در ایران، از جمله عباس دریس، شهروند معترض، به دلیل محاکمههای ناعادلانه و محکومیت با انگیزههای سیاسی توسط دادگاههای انقلاب، در معرض خطر اعدام قرار دارند.
مقامات جمهوری اسلامی ایران باید فورا تمام اعدامها را متوقف کنند و هزاران نفر در خطر اعدام هستند.
عباس دریس؛ در جریان اعتراضات آبان ۹۸ در ماهشهر بازداشت و به «محاربه، اخلال در نظم و مشارکت در قتل رضا صیادی، یکی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی» متهم شد.
این سازمان نوشت: دهها نفر در ایران، از جمله عباس دریس، شهروند معترض، به دلیل محاکمههای ناعادلانه و محکومیت با انگیزههای سیاسی توسط دادگاههای انقلاب، در معرض خطر اعدام قرار دارند.
مقامات جمهوری اسلامی ایران باید فورا تمام اعدامها را متوقف کنند و هزاران نفر در خطر اعدام هستند.
عباس دریس؛ در جریان اعتراضات آبان ۹۸ در ماهشهر بازداشت و به «محاربه، اخلال در نظم و مشارکت در قتل رضا صیادی، یکی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی» متهم شد.
❤1💔1😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دژخیمان خامنه ای #سیمه_رشیدی را زجرکش کردند تا او را به زانو درآورند، اما او ایستاد و سر خم نکرد و خروش مرگ بر خامنه ای و درود بر مریم رجوی سرداد و جاودانه شد.
#زن_مقاومت_آزادی
زنان زندانی زندان قرچک و مردان زندانی در زندان اوین با سرودخوانی یاد و خاطره او را گرامی داشتند.
#زن_مقاومت_آزادی
زنان زندانی زندان قرچک و مردان زندانی در زندان اوین با سرودخوانی یاد و خاطره او را گرامی داشتند.
🥴2👍1👎1🤮1💔1
خبرگر
هشدار حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق: جمهوری اسلامی میخواهد جان حسین رونقی را بگیرد
حمیده زراعی، زندانی سیاسی سابق، در ویدیویی نسبت به وخامت حال حسین رونقی در دومین روز اعتصاب غذای خشک هشدار داد. او یادآور شد که رونقی پس از ۲۲ روز اعتصاب غذای تر، اکنون با جان خود در برابر بیعدالتی ایستاده است.
زراعی گفت: «کسانی که در زندانهای جمهوری اسلامی دست به اعتصاب غذا میزنند، دقیقاً میدانند چه شکنجهای است. وقتی از ظلم و ستم خسته میشوی، تنها کاری که به ذهنت میآید اعتصاب غذاست. اما حسین این کار را برای بیعدالتی نسبت به خودش نکرده، بلکه برای بیعدالتیای است که علیه مردم و کشورش روا داشتهاند.»
او با اشاره به سابقهٔ همیاری رونقی در پروندههای قضایی افزود: «حسین یکی از شریفترین انسانهایی است که میشناسم. بارها در پروندههای قضایی که جمهوری اسلامی برای من ساخته، بیدریغ به من و دیگر زندانیان کمک کرده. هر کس او را از نزدیک دیده باشد میداند که همیشه در پی یاری رساندن بود، بیهیچ ادعایی.»
به گفتهٔ زراعی، جمهوری اسلامی اکنون با «بیتوجهی عامدانه» جان رونقی را تهدید میکند: «بعضی را با طناب دار میکشند، بعضی را با گلوله، و برخی را هم با این روش به قتل میرسانند. جمهوری اسلامی یکی از کلیههای حسین را از او گرفته و حالا میخواهد جانش را هم بگیرد.»
او در پایان تأکید کرد: «حسین تنها نوشته و روشنگری کرده و هیچ جرمی مرتکب نشده است. جانش در معرض خطر است و اگر اتفاقی برای او بیفتد، مسئولیت آن تنها بر عهده جمهوری اسلامی خواهد بود.»
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
زراعی گفت: «کسانی که در زندانهای جمهوری اسلامی دست به اعتصاب غذا میزنند، دقیقاً میدانند چه شکنجهای است. وقتی از ظلم و ستم خسته میشوی، تنها کاری که به ذهنت میآید اعتصاب غذاست. اما حسین این کار را برای بیعدالتی نسبت به خودش نکرده، بلکه برای بیعدالتیای است که علیه مردم و کشورش روا داشتهاند.»
او با اشاره به سابقهٔ همیاری رونقی در پروندههای قضایی افزود: «حسین یکی از شریفترین انسانهایی است که میشناسم. بارها در پروندههای قضایی که جمهوری اسلامی برای من ساخته، بیدریغ به من و دیگر زندانیان کمک کرده. هر کس او را از نزدیک دیده باشد میداند که همیشه در پی یاری رساندن بود، بیهیچ ادعایی.»
به گفتهٔ زراعی، جمهوری اسلامی اکنون با «بیتوجهی عامدانه» جان رونقی را تهدید میکند: «بعضی را با طناب دار میکشند، بعضی را با گلوله، و برخی را هم با این روش به قتل میرسانند. جمهوری اسلامی یکی از کلیههای حسین را از او گرفته و حالا میخواهد جانش را هم بگیرد.»
او در پایان تأکید کرد: «حسین تنها نوشته و روشنگری کرده و هیچ جرمی مرتکب نشده است. جانش در معرض خطر است و اگر اتفاقی برای او بیفتد، مسئولیت آن تنها بر عهده جمهوری اسلامی خواهد بود.»
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_شکنجه_نه_به_اعدام
❤2👎1
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 سرکوب و دستگیری اعضای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در آغاز مجمع فوقالعاده را قاطعانه محکوم میکنیم
امروز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، در نخستین روز برگزاری مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در شهرضا، نیروهای امنیتی ساعت ۹ صبح با یورش به محل برگزاری، تمامی اعضای حاضر را بازداشت کردند. بازداشتشدگان تا ساعت ۱۷ در بازداشت بودند و در نهایت، بهجز آقای مسعود فرهیخته، سایرین آزاد شدند.
همچنین وسایل الکترونیکی همهی بازداشتشدگان توسط نیروهای امنیتی ضبط شد. بخشی از این وسایل به صاحبانشان بازگردانده شده، اما تعدادی همچنان در اختیار نیروهای امنیتی باقی مانده است.
اسامی بازداشتشدگان:
۱. عبداله رضایی
۲. محمد حبیبی
۳. آرام محمدی
۴. حمید رحمتی
۵. منوچهر آقابیگی
۶. رسول بداقی
۷. محمود صدیقیپور
۸. علی صفری
۹. خانعزیز اسماعیلی
۱۰. اصغر حاجب
۱۱. محمدحسن مصدقیان
۱۲. اسماعیل فرهنگمنش
۱۳. شکرالله احمدی
۱۴. ایرج رهنما
۱۵. محمدرضا امانیفر
۱۶. فرامرز خداشناس
۱۷. مسعود فرهیخته
۱۸ علی فلاح
سندیکای کارگران شرکت واحد قاطعانه این اقدام سرکوبگرانه را محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط مسعود فرهیخته است. حق تشکلیابی مستقل برای کارگران، معلمان و همهی مزدبگیران دهههاست که بیرحمانه نقض میشود. برگزاری مجمع عمومی و نشست حضوری تشکلها و فعالان حق مسلم آنان است.اما حاکمیت هیچ درسی از این همه سرکوب طبقهی کارگر و زحمتکشان نمیگیرد و همزمان سیاستهای حمایت از چپاولگران اموال عمومی، اختلاسگران، خصوصیسازان و پولیسازی آموزش و خدمات عمومی را با شدت دنبال میکند.
معلم زندانی آزاد باید گردد!
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
امروز سهشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۴، در نخستین روز برگزاری مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در شهرضا، نیروهای امنیتی ساعت ۹ صبح با یورش به محل برگزاری، تمامی اعضای حاضر را بازداشت کردند. بازداشتشدگان تا ساعت ۱۷ در بازداشت بودند و در نهایت، بهجز آقای مسعود فرهیخته، سایرین آزاد شدند.
همچنین وسایل الکترونیکی همهی بازداشتشدگان توسط نیروهای امنیتی ضبط شد. بخشی از این وسایل به صاحبانشان بازگردانده شده، اما تعدادی همچنان در اختیار نیروهای امنیتی باقی مانده است.
اسامی بازداشتشدگان:
۱. عبداله رضایی
۲. محمد حبیبی
۳. آرام محمدی
۴. حمید رحمتی
۵. منوچهر آقابیگی
۶. رسول بداقی
۷. محمود صدیقیپور
۸. علی صفری
۹. خانعزیز اسماعیلی
۱۰. اصغر حاجب
۱۱. محمدحسن مصدقیان
۱۲. اسماعیل فرهنگمنش
۱۳. شکرالله احمدی
۱۴. ایرج رهنما
۱۵. محمدرضا امانیفر
۱۶. فرامرز خداشناس
۱۷. مسعود فرهیخته
۱۸ علی فلاح
سندیکای کارگران شرکت واحد قاطعانه این اقدام سرکوبگرانه را محکوم کرده و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط مسعود فرهیخته است. حق تشکلیابی مستقل برای کارگران، معلمان و همهی مزدبگیران دهههاست که بیرحمانه نقض میشود. برگزاری مجمع عمومی و نشست حضوری تشکلها و فعالان حق مسلم آنان است.اما حاکمیت هیچ درسی از این همه سرکوب طبقهی کارگر و زحمتکشان نمیگیرد و همزمان سیاستهای حمایت از چپاولگران اموال عمومی، اختلاسگران، خصوصیسازان و پولیسازی آموزش و خدمات عمومی را با شدت دنبال میکند.
معلم زندانی آزاد باید گردد!
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
X (formerly Twitter)
Vahed Syndicate سندیکای کارگران شرکت واحد (@VahedSyndicate) on X
The new official Twitter account of the Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company توئیتر رسمی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔥1💩1
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 رانندگان خودرو سرویس شهر، شاغل در شرکت واحد، محروم از بسیاری مزایا
رانندگانی که بهصورت پیمانی، تحت پوشش شرکتهای پیمانکاری در شرکت واحد اتوبوسرانی کار میکنند، از بسیاری از مزایای رانندگان استخدام رسمی شرکت واحد محروم هستند. مدیریت کلان شهرداری و شورای شهر با برنامهریزیهایی که انجام دادهاند، این رانندگان جدیدالورود به شرکت واحد را از حقوق و مزایای بسیاری نسبت به رانندگان استخدام رسمی محروم کردهاند و پول آن به جیب خودیهایشان در شرکتهای پیمانکاری میرود.
یکی از این شرکتهای پیمانکاری، شرکت خودرو سرویس شهر است؛ همان شرکتی که شهردار تهران، زاکانی، به آن خیلی لطف دارد و اتوبوسهایی را که در دو سال اخیر خریداری شده، بهجای آنکه به مالکیت شرکت واحد درآورد، مالکیت آن را به خودرو سرویس شهر واگذار کرده است و این شرکت با مدیریت شرکت واحد در خطوط سرویسدهی میکند. البته بهنظر میرسد مدیران شهرداری و شورای شهر حتی به این هم بسنده نکنند و در آیندهای نزدیک با کمرنگ کردن نقش شرکت واحد اتوبوسرانی، قانون را دور بزنند و جیب خود را پرتر کنند.
رانندگان تحت پوشش خودرو سرویس شهر از شارژ کارت اعتباری که به رانندگان استخدام رسمی پرداخت میشود، محروم هستند. این تبعیض در شرایطی رخ میدهد که ممکن است دو راننده در یک خط و در کنار هم کار کنند، اما یکی از مزایای حمایتی برخوردار شود و دیگری محروم بماند. روشن است که این مزایا نتیجهی مبارزات و تلاشهای گذشتهی رانندگان رسمی است و باید همچنان حفظ شود، اما روا نیست که مدیریت شرکت واحد و شهرداری با ایجاد چنین استانداردهای دوگانهای میان همکاران، تبعیض و تفرقه ایجاد کنند.
برای پایان دادن به این وضعیت، پیش از هر چیز، اتحاد و همدلی رانندگان پیمانی امری ضروری است. تنها از رهگذر همکاری و پیگیری مشترک است که میتوان صدای واحدی را برای دستیابی به حقوق برابر به گوش همه رساند. در ادامه باید توجه داشت که این استاندارد دوگانه که در شرکت واحد برقرار شده است، نهتنها به زیان رانندگان پیمانی است بلکه وحدت و همبستگی کل رانندگان را هدف گرفته است. ما بهخوبی میدانیم مزایایی که رانندگان استخدام رسمی از آن برخوردار هستند، نتیجهی سالها تلاش و مبارزهی جمعی و سندیکایی آنان است و این حقوق باید بهطور کامل حفظ شود. اما همین حقوق و مزایا نباید توسط شرکت واحد و شهرداری به ابزار تبعیض و ایجاد تفرقه و رقابت میان همکاران تبدیل شود. مبارزهی مشترک میتواند این حقوق را به حق همگانی همهی رانندگان تبدیل کند و جایگاه همهی کارگران شرکت واحد را تقویت نماید.
تداوم چنین سیاستهایی نهتنها زندگی و معیشت رانندگان پیمانی را نابود میکند، بلکه همانطور که در سالهای اخیر دیدهایم، به تدریج موقعیت رانندگان رسمی را نیز از بین خواهد برد و زمینهی پیمانیسازی کلیه کارگران و خصوصیسازی کامل شرکت واحد را فراهم میسازد؛ روندی که نهایتاً به تضعیف هر چه بیشتر خدمات عمومی و زیان جدی برای همهی شهروندان نیز منجر خواهد شد.
سندیکای کارگران شرکت واحد بهطور عمومی کلیه همکاران را به اتحاد و همبستگی برای دستیابی همگانی رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد به مزایای بیشتر دعوت میکند و به مدیریت شرکت واحد، شهرداری و شورای شهر در مورد بروز اعتراضات به این سیاستهای هدفمند در جهت تضعیف همبستگی و حقوق کارگران هشدار میدهد.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۴ مهر ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
رانندگانی که بهصورت پیمانی، تحت پوشش شرکتهای پیمانکاری در شرکت واحد اتوبوسرانی کار میکنند، از بسیاری از مزایای رانندگان استخدام رسمی شرکت واحد محروم هستند. مدیریت کلان شهرداری و شورای شهر با برنامهریزیهایی که انجام دادهاند، این رانندگان جدیدالورود به شرکت واحد را از حقوق و مزایای بسیاری نسبت به رانندگان استخدام رسمی محروم کردهاند و پول آن به جیب خودیهایشان در شرکتهای پیمانکاری میرود.
یکی از این شرکتهای پیمانکاری، شرکت خودرو سرویس شهر است؛ همان شرکتی که شهردار تهران، زاکانی، به آن خیلی لطف دارد و اتوبوسهایی را که در دو سال اخیر خریداری شده، بهجای آنکه به مالکیت شرکت واحد درآورد، مالکیت آن را به خودرو سرویس شهر واگذار کرده است و این شرکت با مدیریت شرکت واحد در خطوط سرویسدهی میکند. البته بهنظر میرسد مدیران شهرداری و شورای شهر حتی به این هم بسنده نکنند و در آیندهای نزدیک با کمرنگ کردن نقش شرکت واحد اتوبوسرانی، قانون را دور بزنند و جیب خود را پرتر کنند.
رانندگان تحت پوشش خودرو سرویس شهر از شارژ کارت اعتباری که به رانندگان استخدام رسمی پرداخت میشود، محروم هستند. این تبعیض در شرایطی رخ میدهد که ممکن است دو راننده در یک خط و در کنار هم کار کنند، اما یکی از مزایای حمایتی برخوردار شود و دیگری محروم بماند. روشن است که این مزایا نتیجهی مبارزات و تلاشهای گذشتهی رانندگان رسمی است و باید همچنان حفظ شود، اما روا نیست که مدیریت شرکت واحد و شهرداری با ایجاد چنین استانداردهای دوگانهای میان همکاران، تبعیض و تفرقه ایجاد کنند.
برای پایان دادن به این وضعیت، پیش از هر چیز، اتحاد و همدلی رانندگان پیمانی امری ضروری است. تنها از رهگذر همکاری و پیگیری مشترک است که میتوان صدای واحدی را برای دستیابی به حقوق برابر به گوش همه رساند. در ادامه باید توجه داشت که این استاندارد دوگانه که در شرکت واحد برقرار شده است، نهتنها به زیان رانندگان پیمانی است بلکه وحدت و همبستگی کل رانندگان را هدف گرفته است. ما بهخوبی میدانیم مزایایی که رانندگان استخدام رسمی از آن برخوردار هستند، نتیجهی سالها تلاش و مبارزهی جمعی و سندیکایی آنان است و این حقوق باید بهطور کامل حفظ شود. اما همین حقوق و مزایا نباید توسط شرکت واحد و شهرداری به ابزار تبعیض و ایجاد تفرقه و رقابت میان همکاران تبدیل شود. مبارزهی مشترک میتواند این حقوق را به حق همگانی همهی رانندگان تبدیل کند و جایگاه همهی کارگران شرکت واحد را تقویت نماید.
تداوم چنین سیاستهایی نهتنها زندگی و معیشت رانندگان پیمانی را نابود میکند، بلکه همانطور که در سالهای اخیر دیدهایم، به تدریج موقعیت رانندگان رسمی را نیز از بین خواهد برد و زمینهی پیمانیسازی کلیه کارگران و خصوصیسازی کامل شرکت واحد را فراهم میسازد؛ روندی که نهایتاً به تضعیف هر چه بیشتر خدمات عمومی و زیان جدی برای همهی شهروندان نیز منجر خواهد شد.
سندیکای کارگران شرکت واحد بهطور عمومی کلیه همکاران را به اتحاد و همبستگی برای دستیابی همگانی رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد به مزایای بیشتر دعوت میکند و به مدیریت شرکت واحد، شهرداری و شورای شهر در مورد بروز اعتراضات به این سیاستهای هدفمند در جهت تضعیف همبستگی و حقوق کارگران هشدار میدهد.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۴ مهر ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
🔥1💩1
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 پیام همکار
درود و وقت بخیر
همانطور که اطلاع دارید از سال ۱۴۰۱ پس از حق خواهی کارگران شرکت واحد در خصوص افزایش حقوق طبق قانون کار؛
تعدادی نیروهای دهن گشاد، بی شرف و از بدنه حکومتِ فاسد در مقامهای مهم شرکت چپانده شدند!
این افراد که با چمدانهای خالی و مغزهای تهی از هرگونه آگاهی و عاری از هرگونه انسانیت، به عنوان توریست به شرکت واحد آمده اند پس از پر کردن چمدانهای خودشون از حقوق کارگران شرکت واحد و چپاول هر آنچه که کارگران پس از سالها دادخواهی به بخش کوچکی از حقوق اصلی و اساسی خودشون دست پیدا کردند؛ کرکس وار و لاشخور گونه همان حقوق ناچیز را هم به این کارگران زحمتکش روا ندارند و همان ناچیزها را غارت میکنند!!!!
یکی از کوچکترین مواردی که میخوام بهش اشاره کنم بیمه تکمیلی کارگران هست که علیرغم چانه زنی های مسئولین بیمه تکمیلی شرکت برای ایفاد قرارداد به نفع کارگران اما مسئولین پست فطرت که قبلا اشاره کردم به عنوان توریست در مقامهای ارشد شرکت مشغول میشن و براساس اینکه کدام بیمه بهتر میتونه چمدونهای اونها رو پر کنه یک قرارداد یکساله ای میبندند و گورشون رو گم میکنن، بعد پرسنل میمونند با یکسال قرارداد اجباری با بیمه تکمیلی کم ارزش تر از سال گذشته و درحالیکه هرساله همه آیتمهای مورد نیاز برای درمان در آنها حذف میشن و کمترین کمکی به درمان بیماران در این وضعیت اقتصادی نمیکنند و این چرخه همچنان ادامه دارد و دارد !!!!!
و در پایان متعجبم از مصطفی محمدی که چرا سیرمونی نداره و نمیخواد بره گم شه، این روزها معاونت منابع انسانی هیچ کارایی مفیدی برای کارگران نداره به جز برگزاری جلسه های تشریفاتی همراه با ناهار و نهایتا چندتا عکس برای پرتال شرکت!!!!
متاسفم از اینکه تصمیم گرفتند قدرت شرکت واحد رو از بین ببرند و بردند علی رغم اینکه ما یکی از بهترین سندیکاهای کارگری رو داریم😔
————————————————
📌 سپاس از پیامهای همکاران گرامی،
مقابله با زیر پا گذاشتن حقوق کارگران در تمام بخشهای شرکت نیازمند همگرایی و اتحاد همهی ما است.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۶ مهر ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
درود و وقت بخیر
همانطور که اطلاع دارید از سال ۱۴۰۱ پس از حق خواهی کارگران شرکت واحد در خصوص افزایش حقوق طبق قانون کار؛
تعدادی نیروهای دهن گشاد، بی شرف و از بدنه حکومتِ فاسد در مقامهای مهم شرکت چپانده شدند!
این افراد که با چمدانهای خالی و مغزهای تهی از هرگونه آگاهی و عاری از هرگونه انسانیت، به عنوان توریست به شرکت واحد آمده اند پس از پر کردن چمدانهای خودشون از حقوق کارگران شرکت واحد و چپاول هر آنچه که کارگران پس از سالها دادخواهی به بخش کوچکی از حقوق اصلی و اساسی خودشون دست پیدا کردند؛ کرکس وار و لاشخور گونه همان حقوق ناچیز را هم به این کارگران زحمتکش روا ندارند و همان ناچیزها را غارت میکنند!!!!
یکی از کوچکترین مواردی که میخوام بهش اشاره کنم بیمه تکمیلی کارگران هست که علیرغم چانه زنی های مسئولین بیمه تکمیلی شرکت برای ایفاد قرارداد به نفع کارگران اما مسئولین پست فطرت که قبلا اشاره کردم به عنوان توریست در مقامهای ارشد شرکت مشغول میشن و براساس اینکه کدام بیمه بهتر میتونه چمدونهای اونها رو پر کنه یک قرارداد یکساله ای میبندند و گورشون رو گم میکنن، بعد پرسنل میمونند با یکسال قرارداد اجباری با بیمه تکمیلی کم ارزش تر از سال گذشته و درحالیکه هرساله همه آیتمهای مورد نیاز برای درمان در آنها حذف میشن و کمترین کمکی به درمان بیماران در این وضعیت اقتصادی نمیکنند و این چرخه همچنان ادامه دارد و دارد !!!!!
و در پایان متعجبم از مصطفی محمدی که چرا سیرمونی نداره و نمیخواد بره گم شه، این روزها معاونت منابع انسانی هیچ کارایی مفیدی برای کارگران نداره به جز برگزاری جلسه های تشریفاتی همراه با ناهار و نهایتا چندتا عکس برای پرتال شرکت!!!!
متاسفم از اینکه تصمیم گرفتند قدرت شرکت واحد رو از بین ببرند و بردند علی رغم اینکه ما یکی از بهترین سندیکاهای کارگری رو داریم😔
————————————————
📌 سپاس از پیامهای همکاران گرامی،
مقابله با زیر پا گذاشتن حقوق کارگران در تمام بخشهای شرکت نیازمند همگرایی و اتحاد همهی ما است.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۶ مهر ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
💩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قتل حکومتی فرهاد مقدم، جوان متهم تحت شکنجه آگاهی شاپور و زندان تهران بزرگ امروز دوشنبه ۷ مهرماه، گزارش دادند فرهاد مقدم، جوان ۲۸ ساله اهل صالحیه بهارستان تهران، که اواخر مرداد بازداشت و به آگاهی شاپور منتقل شده بود، شامگاه جمعه ۲۱ شهریور ساعاتی پس از انتقال به زندان تهران بزرگ بر اثر خو.نریزی مغزی ناشی از ضر.بات به سر به کُما رفت و به قتـ.ـل رسید.
منابع نزدیک به خانواده گفتهاند او در جریان بازجوییها در آگاهی شاپور بهشدت ضر.بوشـ.ـتم شده و پس از انتقال به زندان تهران بزرگ نیز تحت شکـ.ـنجه افسرنگهبان قرار گرفته بود
منابع نزدیک به خانواده گفتهاند او در جریان بازجوییها در آگاهی شاپور بهشدت ضر.بوشـ.ـتم شده و پس از انتقال به زندان تهران بزرگ نیز تحت شکـ.ـنجه افسرنگهبان قرار گرفته بود
😭2🔥1
مرگ حسین، اگر رخ دهد، مرگ یک انسان تنها نیست؛ مرگ بخشی از آرمان جمعی ماست.یعنی آزادی. اگر زندگیاش بماند، سندی است بر صدها انسانی که حتی در دوران تاریکی، نوری هایی هستند که خاموش نمیشوند.او نه از سر خودویرانگری، که از ژرفای تعهد به مقاومت، تن به این راه سپرده است. راهی که هرچند به ظاهر سوی مرگ دارد، اما بهراستی مسیریست بهسوی زندگی.
حسین رونقی تلنگریست برای بی تفاوتی،فراموشی. فراموشی انسان، فراموشی درد، و فراموشی مسئولیت.
ما، اگر هنوز با وجدانیم، باید صدای این فریاد خاموش باشیم. پیش از آنکه دیر شود. پیش از آنکه یک جان دیگر مثل سمیه رشیدی زیر بار بیتفاوتی ما، خاموش شود.
ما، ناظرانِ این تراژدیِ زنده، اگر در برابر این مرگ احتمالی خاموش بمانیم، نه فقط انسانی را از دست دادهایم، بلکه بخشی از توان خود برای معنا بخشیدن به جهان را فراموش کرده ایم. چرا که هر مرگِ آگاهانهای که بیپاسخ بماند، مرگیست در وجدان جمعی ما.
در نهایت، مسئله فقط زنده ماندن یا مردن حسین رونقی نیست. مسئله این است که آیا ما، در برابر رنج او، هنوز توان پرسش و شرم، را داریم؟ یا اینکه آنچنان در عادت به زیستنِ بیمسئولیت فرو رفتهایم که مرگِ یک انسان، دیگر لرزهای بر استخوان وجدانمان نمیاندازد؟
با وضعیتی که همبندیانش شرح داده اند
شاید او بمیرد. اما پیش از آن، این ماییم که باید از خود بپرسیم: آیا هنوز زندهایم؟
#حسین_رونقی
#آرش_صادقی
حسین رونقی تلنگریست برای بی تفاوتی،فراموشی. فراموشی انسان، فراموشی درد، و فراموشی مسئولیت.
ما، اگر هنوز با وجدانیم، باید صدای این فریاد خاموش باشیم. پیش از آنکه دیر شود. پیش از آنکه یک جان دیگر مثل سمیه رشیدی زیر بار بیتفاوتی ما، خاموش شود.
ما، ناظرانِ این تراژدیِ زنده، اگر در برابر این مرگ احتمالی خاموش بمانیم، نه فقط انسانی را از دست دادهایم، بلکه بخشی از توان خود برای معنا بخشیدن به جهان را فراموش کرده ایم. چرا که هر مرگِ آگاهانهای که بیپاسخ بماند، مرگیست در وجدان جمعی ما.
در نهایت، مسئله فقط زنده ماندن یا مردن حسین رونقی نیست. مسئله این است که آیا ما، در برابر رنج او، هنوز توان پرسش و شرم، را داریم؟ یا اینکه آنچنان در عادت به زیستنِ بیمسئولیت فرو رفتهایم که مرگِ یک انسان، دیگر لرزهای بر استخوان وجدانمان نمیاندازد؟
با وضعیتی که همبندیانش شرح داده اند
شاید او بمیرد. اما پیش از آن، این ماییم که باید از خود بپرسیم: آیا هنوز زندهایم؟
#حسین_رونقی
#آرش_صادقی
💩3👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای مادر
#آرتین_رحمانی، فریاد دادخواهی :
پسرم همه زندگى من بود
مادر آرتین رحمانی، نوجوانی که در خیزش ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم مأموران حکومتی جان باخت، نوشت:
«پسرم آرتین همه زندگی من بود.
او فقط آزادی و یک زندگی شرافتمندانه میخواست و با همین آرزو به خیابان رفت، اما با دستهای خالی بیرحمانه با گلوله جنگی او را کشتند.
هنوز چشمبهراهش هستم، اما میدانم دیگر برنمیگردد.
من سکوت نمیکنم؛ من صدای آرتینم و صدای همه کسانی که آرزوی زندگی داشتند و امروز کنار ما نیستند.»
آرتین رحمانی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۴۰۱، در همان روزی که کیان پیرفلک و سپهر مقصودی نیز به قتل رسیدند، با گلوله نیروهای سرکوب جانش را از دست داد.
این جنایتها زخم باز ملت ایران است؛ زخمهایی که با دادخواهی خاموش نخواهد شد.
#آرتین_رحمانی
#نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#آرتین_رحمانی، فریاد دادخواهی :
پسرم همه زندگى من بود
مادر آرتین رحمانی، نوجوانی که در خیزش ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم مأموران حکومتی جان باخت، نوشت:
«پسرم آرتین همه زندگی من بود.
او فقط آزادی و یک زندگی شرافتمندانه میخواست و با همین آرزو به خیابان رفت، اما با دستهای خالی بیرحمانه با گلوله جنگی او را کشتند.
هنوز چشمبهراهش هستم، اما میدانم دیگر برنمیگردد.
من سکوت نمیکنم؛ من صدای آرتینم و صدای همه کسانی که آرزوی زندگی داشتند و امروز کنار ما نیستند.»
آرتین رحمانی در تاریخ ۲۵ آبان ۱۴۰۱، در همان روزی که کیان پیرفلک و سپهر مقصودی نیز به قتل رسیدند، با گلوله نیروهای سرکوب جانش را از دست داد.
این جنایتها زخم باز ملت ایران است؛ زخمهایی که با دادخواهی خاموش نخواهد شد.
#آرتین_رحمانی
#نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی #زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
😭4