هیمان رهنما (نام واقعی: حسین رهنما)، فعال شبکههای اجتماعی، بلاگر مخالف جمهوری اسلامی و وطنپرست ۳۳ ساله از دهدشت، استان کهگیلویه و بویراحمد است که در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) بازداشت شد.
طبق گزارشهای منتشرشده توسط منابع مستقل و فعالان حقوق بشر، او در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶) در کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و سپس به زندان مرکزی دهدشت منتقل گردید.
هیمان بیش از یک ماه در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد و هیچ خبری رسمی از وضعیت سلامتی، اتهامات دقیق، یا دسترسی او به وکیل و خانواده منتشر نشده است.
#هیمان_رهنما #حسین_رهنما #صدای_فعالان #حقوق_بشر
طبق گزارشهای منتشرشده توسط منابع مستقل و فعالان حقوق بشر، او در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶) در کرج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و سپس به زندان مرکزی دهدشت منتقل گردید.
هیمان بیش از یک ماه در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد و هیچ خبری رسمی از وضعیت سلامتی، اتهامات دقیق، یا دسترسی او به وکیل و خانواده منتشر نشده است.
#هیمان_رهنما #حسین_رهنما #صدای_فعالان #حقوق_بشر
مصاحبه خسرو رنجبر از بازنشستگان متحد تهرانی با خبرگزاری ایلنا:
به گزارش خبرنگار ایلنا، بازنشستگان سالهاست در مواجهه با امواج گستردهی اجرایی قوانین ضدکارگری، همواره آسیبپذیرتر از دیگران بودهاند. با این حال، هیچگاه سکوت نکرده و همواره صدای مطالبهگری خود را بلند کردهاند.
خسرو رنجبر، فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به روند اعتراض بازنشستگان نسبت به واگذاری و دخالت دولت در بانک رفاه کارگران گفت: «ریشهی این اعتراضات به سال ۱۴۰۱ بازمیگردد؛ زمانی که دولت طرحی را مطرح کرد که بر اساس آن، بانک رفاه کارگران در مسیر خصوصیسازی و فروش قرار میگرفت. در حالی که اساساً بانک رفاه یک بانک خصوصی به معنای رایج آن نیست؛ این بانک متعلق به بازنشستگان و سازمان تأمین اجتماعی است و منابع مالی آن از محل حق بیمهی کارگران تأمین شده است. پرسش اساسی ما از همان ابتدا این بود که دولت چگونه میتواند نهادی را که مالک آن نیست، به فروش بگذارد؟از همان مقطع، ما بهعنوان بازنشستگان مستقل، اقدام به جمعآوری امضا و اعتراض رسمی کردیم. بارها نامه نوشتیم و امضاها را به نهادهای مسئول تحویل دادیم. این اعتراضها بینتیجه نبود؛ فشار ناشی از امضاها و پیگیریهای مداوم باعث شد در نهایت اعلام کنند که از فروش بانک صرفنظر میکنند. برای این موضوع، حتی با معاونت سازمان تأمین اجتماعی نیز گفتوگو داشتیم.»
رنجبر با اشاره به مرحلهی بعدی اعتراضها گفت: «اما مسئله به اینجا ختم نشد. بعداً اعلام کردند که ۶۷ درصد از سود سهام بانک رفاه به دولت تعلق میگیرد؛ به بیان روشنتر، دولت قصد مصادرهی سود بانک را داشت. ما به این موضوع نیز معترض شدیم و بار دیگر امضا جمع کردیم. در مجموع، سه نوبت امضا جمعآوری شد و همهی آنها بهصورت رسمی تحویل داده شد. ما بهعنوان صاحبان اصلی سازمان تأمین اجتماعی و بانک رفاه، صراحتاً اعلام کردیم اجازهی هیچگونه دخلوتصرفی در این اموال را نمیدهیم.»
این فعال بازنشستگان تأکید کرد: «اخیراً برخی کانونها و سازمان تامین اجتماعی اعلام کردهاند که بانک رفاه را از دست دولت خارج کردهاند. من منکر نقش آنها نیستم؛ میدانم که حدود دوازده کانون بازنشستگی و خود آقای سالاری نسبت به این موضوع حساس بودند و اقداماتی انجام دادند. اما واقعیت این است که بازنشستگان نیز در جلوگیری از ورود بانک رفاه به فرآیند خصوصیسازی نقش مهمی داشته اند.»
رنجبر در ادامه گفت: «درست است که ما کارگر بودهایم و از دل جامعهی کارگری آمدهایم، اما این به معنای ناآگاهی نیست. بسیاری از ما با گوشت و پوست و خونمان جامعه را شناختهایم. زندگی ما یک دانشگاه واقعی بوده است؛ دانشگاهی که در آن با نابرابری، سختی و بیعدالتی مبارزه کردهایم. ما در بخش مولد جامعه بودهایم؛ همان بخشی که کشور را سر پا نگه داشته است. نفتی که استخراج میشود، از بازوی همین کارگران بیرون آمده است. ما کارگران یقهسفید داریم که طراحی و برنامهریزی میکنند و کارگران اجرایی که در میدان، با آچار و ابزار کار میکنند. کارگر اجرایی، همه نوع آلودگی صوتی، تنفسی و شیمیایی را به جان میخرد تا تولید متوقف نشود.»
این فعال بازنشستگان گفت: «ما بارها تجمع کردهایم؛ مقابل سازمان تأمین اجتماعی، مقابل مجلس و در نقاط مختلف. در مقاطعی تعداد ما به پنج تا شش هزار نفر هم میرسید. امضاهای ما در نامههای مختلف بالغ بر چهار هزار امضا بوده است اما واقعیت تلخی هم وجود دارد. با برخوردهایی که با برخی از بچههای ما شد، خیلیها دیگر از حضور در خیابان واهمه دارند. امروز ممکن است تعداد ما در تجمعها کمتر باشد اما یک چیز تغییر نکرده: ما هیچوقت خیابان را ترک نکردهایم و اعتراضمان ادامه دارد.»
او تأکید کرد: «کار ما قانونشکنی نیست. ما دقیقاً بر اجرای قانون تأکید داریم. میگوییم همان قوانینی که تصویب شده، باید اجرا شود. اصول قانون اساسی که حاصل خون شهداست، باید محترم بماند. قانون سازمان تأمین اجتماعی که ثمرهی زحمت کارگران است، نباید نقض شود.»
رنجبر با انتقاد از ساختار ادارهی تأمین اجتماعی گفت: «سازمان تأمین اجتماعی زمانی شورایی اداره میشد، اما از دههی هفتاد آن را هیئتامنایی کردند. سؤال ما این است: چرا؟ ما معتقدیم باید دوباره به همان ساختار شورایی برگردد تا صاحبان واقعی این صندوق بتوانند دربارهی اموال و سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند.»
در پایان گفت: «مطالبه اصلی ما بازنشستگان، دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن است. ما خواستار فضایی مستقل برای فعالیت و پیگیری مطالبات بازنشستگان هستیم و تأکید میکنیم که در تمامی مواردی که به نتیجه رسیده، ردپای مستقیم تلاشها و مطالبهگری ما وجود دارد. ما مصمم هستیم که حق بازنشستگان محترم حفظ شود و امکان پیگیری قانونی و مستقل مطالبات آنان فراهم گردد.»
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
به گزارش خبرنگار ایلنا، بازنشستگان سالهاست در مواجهه با امواج گستردهی اجرایی قوانین ضدکارگری، همواره آسیبپذیرتر از دیگران بودهاند. با این حال، هیچگاه سکوت نکرده و همواره صدای مطالبهگری خود را بلند کردهاند.
خسرو رنجبر، فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به روند اعتراض بازنشستگان نسبت به واگذاری و دخالت دولت در بانک رفاه کارگران گفت: «ریشهی این اعتراضات به سال ۱۴۰۱ بازمیگردد؛ زمانی که دولت طرحی را مطرح کرد که بر اساس آن، بانک رفاه کارگران در مسیر خصوصیسازی و فروش قرار میگرفت. در حالی که اساساً بانک رفاه یک بانک خصوصی به معنای رایج آن نیست؛ این بانک متعلق به بازنشستگان و سازمان تأمین اجتماعی است و منابع مالی آن از محل حق بیمهی کارگران تأمین شده است. پرسش اساسی ما از همان ابتدا این بود که دولت چگونه میتواند نهادی را که مالک آن نیست، به فروش بگذارد؟از همان مقطع، ما بهعنوان بازنشستگان مستقل، اقدام به جمعآوری امضا و اعتراض رسمی کردیم. بارها نامه نوشتیم و امضاها را به نهادهای مسئول تحویل دادیم. این اعتراضها بینتیجه نبود؛ فشار ناشی از امضاها و پیگیریهای مداوم باعث شد در نهایت اعلام کنند که از فروش بانک صرفنظر میکنند. برای این موضوع، حتی با معاونت سازمان تأمین اجتماعی نیز گفتوگو داشتیم.»
رنجبر با اشاره به مرحلهی بعدی اعتراضها گفت: «اما مسئله به اینجا ختم نشد. بعداً اعلام کردند که ۶۷ درصد از سود سهام بانک رفاه به دولت تعلق میگیرد؛ به بیان روشنتر، دولت قصد مصادرهی سود بانک را داشت. ما به این موضوع نیز معترض شدیم و بار دیگر امضا جمع کردیم. در مجموع، سه نوبت امضا جمعآوری شد و همهی آنها بهصورت رسمی تحویل داده شد. ما بهعنوان صاحبان اصلی سازمان تأمین اجتماعی و بانک رفاه، صراحتاً اعلام کردیم اجازهی هیچگونه دخلوتصرفی در این اموال را نمیدهیم.»
این فعال بازنشستگان تأکید کرد: «اخیراً برخی کانونها و سازمان تامین اجتماعی اعلام کردهاند که بانک رفاه را از دست دولت خارج کردهاند. من منکر نقش آنها نیستم؛ میدانم که حدود دوازده کانون بازنشستگی و خود آقای سالاری نسبت به این موضوع حساس بودند و اقداماتی انجام دادند. اما واقعیت این است که بازنشستگان نیز در جلوگیری از ورود بانک رفاه به فرآیند خصوصیسازی نقش مهمی داشته اند.»
رنجبر در ادامه گفت: «درست است که ما کارگر بودهایم و از دل جامعهی کارگری آمدهایم، اما این به معنای ناآگاهی نیست. بسیاری از ما با گوشت و پوست و خونمان جامعه را شناختهایم. زندگی ما یک دانشگاه واقعی بوده است؛ دانشگاهی که در آن با نابرابری، سختی و بیعدالتی مبارزه کردهایم. ما در بخش مولد جامعه بودهایم؛ همان بخشی که کشور را سر پا نگه داشته است. نفتی که استخراج میشود، از بازوی همین کارگران بیرون آمده است. ما کارگران یقهسفید داریم که طراحی و برنامهریزی میکنند و کارگران اجرایی که در میدان، با آچار و ابزار کار میکنند. کارگر اجرایی، همه نوع آلودگی صوتی، تنفسی و شیمیایی را به جان میخرد تا تولید متوقف نشود.»
این فعال بازنشستگان گفت: «ما بارها تجمع کردهایم؛ مقابل سازمان تأمین اجتماعی، مقابل مجلس و در نقاط مختلف. در مقاطعی تعداد ما به پنج تا شش هزار نفر هم میرسید. امضاهای ما در نامههای مختلف بالغ بر چهار هزار امضا بوده است اما واقعیت تلخی هم وجود دارد. با برخوردهایی که با برخی از بچههای ما شد، خیلیها دیگر از حضور در خیابان واهمه دارند. امروز ممکن است تعداد ما در تجمعها کمتر باشد اما یک چیز تغییر نکرده: ما هیچوقت خیابان را ترک نکردهایم و اعتراضمان ادامه دارد.»
او تأکید کرد: «کار ما قانونشکنی نیست. ما دقیقاً بر اجرای قانون تأکید داریم. میگوییم همان قوانینی که تصویب شده، باید اجرا شود. اصول قانون اساسی که حاصل خون شهداست، باید محترم بماند. قانون سازمان تأمین اجتماعی که ثمرهی زحمت کارگران است، نباید نقض شود.»
رنجبر با انتقاد از ساختار ادارهی تأمین اجتماعی گفت: «سازمان تأمین اجتماعی زمانی شورایی اداره میشد، اما از دههی هفتاد آن را هیئتامنایی کردند. سؤال ما این است: چرا؟ ما معتقدیم باید دوباره به همان ساختار شورایی برگردد تا صاحبان واقعی این صندوق بتوانند دربارهی اموال و سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند.»
در پایان گفت: «مطالبه اصلی ما بازنشستگان، دیده شدن و به رسمیت شناخته شدن است. ما خواستار فضایی مستقل برای فعالیت و پیگیری مطالبات بازنشستگان هستیم و تأکید میکنیم که در تمامی مواردی که به نتیجه رسیده، ردپای مستقیم تلاشها و مطالبهگری ما وجود دارد. ما مصمم هستیم که حق بازنشستگان محترم حفظ شود و امکان پیگیری قانونی و مستقل مطالبات آنان فراهم گردد.»
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
Forwarded from آموزشکده توانا
بازداشت آمنه قاسمزاده و پسر ۱۵ سالهاش آریو مشرفی، در نظرآباد، بهدلیل ابراز خوشحالی از مرگ خامنهای
بر اساس گزارشی که به دست توانا رسیده، آمنه قاسمزاده به همراه پسر ۱۵ سالهاش آریو مشرفی در شهر نظرآباد توسط مأموران امنیتی بازداشت شدهاند و از زمان بازداشت تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت آنها در دست نیست.
مهتاب قاسمزاده، خواهر خانم آمنه قاسمزاده میگوید که پس از قطع ارتباطات و عدم دسترسی به ایران از طریق بستگان متوجه شده است که تنها خواهرش به همراه فرزندش توسط مأموران بازداشت شدهاند.
به گفته او، دلیل بازداشت آنها «ابراز خوشحالی از مرگ علی خامنهای» عنوان شده است.
این منبع میگوید که پس از بازداشت، هیچ اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت آمنه قاسمزاده و آریو مشرفی در دست نیست و خانواده نیز امکان پیگیری وضعیت آنها را ندارد.
#آمنه_قاسم_زاده #آریو_مشرفی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت آمنه قاسمزاده و پسر ۱۵ سالهاش آریو مشرفی، در نظرآباد، بهدلیل ابراز خوشحالی از مرگ خامنهای
بر اساس گزارشی که به دست توانا رسیده، آمنه قاسمزاده به همراه پسر ۱۵ سالهاش آریو مشرفی در شهر نظرآباد توسط مأموران امنیتی بازداشت شدهاند و از زمان بازداشت تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت آنها در دست نیست.
مهتاب قاسمزاده، خواهر خانم آمنه قاسمزاده میگوید که پس از قطع ارتباطات و عدم دسترسی به ایران از طریق بستگان متوجه شده است که تنها خواهرش به همراه فرزندش توسط مأموران بازداشت شدهاند.
به گفته او، دلیل بازداشت آنها «ابراز خوشحالی از مرگ علی خامنهای» عنوان شده است.
این منبع میگوید که پس از بازداشت، هیچ اطلاعی از محل نگهداری یا وضعیت آمنه قاسمزاده و آریو مشرفی در دست نیست و خانواده نیز امکان پیگیری وضعیت آنها را ندارد.
#آمنه_قاسم_زاده #آریو_مشرفی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤1
Forwarded from خبرنامهٔ امیرکبیر
بر اساس گزارش رسیده به #خبرنامه_امیرکبیر، «نرجس شیخپور شیرازی» دانشجوی مقطع دکتری دانشگاه ملی (بهشتی) که در گزارشها از او بهعنوان فرمانده بسیج خواهران این دانشگاه یاد شده است، در پی حملات ائتلاف مشترک کشته شده است.
طبق این گزارش، شیخ پور شیرازی در رشته ریاضی تحصیل میکرد و مشغول نگارش رساله دکتری خود زیر نظر مسعود حجاریان بوده است؛ فردی که در گزارشها از او بهعنوان برادر سعید حجاریان، تئورسین اصلاحات و از پایه گذاران وزارت اطلاعات یاد شده است؛ حجاریان از چهرههای مؤثر و قدیمی در ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی به حساب میآید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from بهمن دارالشفایی
• قطعی اینترنت روان همه را فرسوده کرده. بیشتر آدمها که کلا نمیتوانند وصل شوند، بقیه هم ساعتها تلاش میکنند که بتوانند چند دقیقهای بیایند اینجا. بعد از هر انفجار همه به هر دری میزنیم که بفهمیم کجا بوده و بعدش شروع کنیم به زنگزدن به کسانی از آشنایانمان که آن اطراف زندگی میکنند.
اگر اینترنت وصل شود هم تحمل این شرایط کمی آسانتر میشود و هم شاید بعضی کسبوکارها، بهخصوص آنها که در شهرهایی حز این دو سه شهر زیر ضرب مستقرند، بتوانند کارشان را شروع کنند و از این اوضاع فاجعهبار کمی نجات پیدا کنند.
• چند روز پیش گشتی در شهر زدم و چندتا از نقاط تخریبشده را دیدم. در مقایسه با جنگ قبلی تخریب خیلی گستردهتر بود. مثلا اطراف کلانتری نیلوفر یا پلیس دیپلماتیک سر ترکمنستان دستکم ۱۰۰ واحد ساختمانی غیرقابلسکونت شده بودند و اینطور که از عکسها و ویدیوها برمیآید اوضاع در بقیه حملهها هم بهتر نبوده.
• در مرکز شهر که من هستم حملهها کمتر بوده ولی دوستانم که در محلههایی مثل پیروزی یا سعادتآباد یا چیتگر یا ارتش زندگی میکنند، اوضاع خیلی بدتری دارند. و البته بدترین بخش ماجرا غیرقابلپیشبینی بودن ماجراست و اینکه در هر لحظه از روز و شب ممکن است جایی در نزدیکیات موشک بخورد. جاهایی که بهشان حمله شده اینقدر متنوع بودهاند که واقعا جایی از شهر نمیشود احساس امنیت کرد.
در هر حال امیدوارم این جنگ هرچه زودتر تمام شود و آدمهای کمتری بمیرند و خانهها و مغازههای کمتری خراب شوند و فقر و بدبختی گستردهتر از این نشود.
.
اگر اینترنت وصل شود هم تحمل این شرایط کمی آسانتر میشود و هم شاید بعضی کسبوکارها، بهخصوص آنها که در شهرهایی حز این دو سه شهر زیر ضرب مستقرند، بتوانند کارشان را شروع کنند و از این اوضاع فاجعهبار کمی نجات پیدا کنند.
• چند روز پیش گشتی در شهر زدم و چندتا از نقاط تخریبشده را دیدم. در مقایسه با جنگ قبلی تخریب خیلی گستردهتر بود. مثلا اطراف کلانتری نیلوفر یا پلیس دیپلماتیک سر ترکمنستان دستکم ۱۰۰ واحد ساختمانی غیرقابلسکونت شده بودند و اینطور که از عکسها و ویدیوها برمیآید اوضاع در بقیه حملهها هم بهتر نبوده.
• در مرکز شهر که من هستم حملهها کمتر بوده ولی دوستانم که در محلههایی مثل پیروزی یا سعادتآباد یا چیتگر یا ارتش زندگی میکنند، اوضاع خیلی بدتری دارند. و البته بدترین بخش ماجرا غیرقابلپیشبینی بودن ماجراست و اینکه در هر لحظه از روز و شب ممکن است جایی در نزدیکیات موشک بخورد. جاهایی که بهشان حمله شده اینقدر متنوع بودهاند که واقعا جایی از شهر نمیشود احساس امنیت کرد.
در هر حال امیدوارم این جنگ هرچه زودتر تمام شود و آدمهای کمتری بمیرند و خانهها و مغازههای کمتری خراب شوند و فقر و بدبختی گستردهتر از این نشود.
.
مصاحبه حسن مرادی از بازنشستگان متحد تهرانی با خبرگزاری ایلنا
چرا عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی با تاخیر پرداخت میشود؟
کد خبر : 1754281
یک فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی گفت: میگویند منابع مادی برای پرداخت عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی وجود ندارد به همین دلیل عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی با تاخیر پرداخت خواهد شد؛ مگر نه اینکه دولت یکی از ابربدهکاران به سازمان تامین اجتماعی طی این سالها است؟
به گزارش خبرنگار ایلنا، براساس مصوبه هیات دولت، مبلغِ عیدی امسال بازنشستگان صندوقهای مختلف ده میلیون تومان تعیین شده است؛ در روزهای اخیر، عیدی ده میلیون تومانی بازنشستگان کشوری و لشکری پرداخت شده است اما بازنشستگان تامین اجتماعی هنوز در انتظار تامین منابع و واریز عیدی هستند.
۲۷ بهمن ماه، صندوق تامین اجتماعی در اطلاعیهای در ارتباط با زمان پرداخت عیدی اعلام کرد «پیرو مصوبه هیأت دولت مبنی بر افزایش مبلغ عیدی بازنشستگان و در نتیجه افزایش منابع مالی مربوطه، سازمان تأمین اجتماعی در حال تلاش برای تأمین منابع لازم (بویژه از طریق وصول سود سهام شستا و مطالبات از دولت) برای پرداخت عیدی است. لذا جزئیات و زمان دقیق واریز عیدی بازنشستگان و مستمریبگیران سازمان تأمین اجتماعی متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد».
«حسن مرادی» فعال صنفی بازنشستگان کارگری در رابطه با تاخیر در پرداخت عیدی گفت: همه بازنشستگان عیدی خود را همراه با حقوق یا نهایت با یکی دو روز تاخیر گرفتهاند به جز بازنشستگان تامین اجتماعی؛ چرا عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی که کمترین حقوق و مزایا را دارند و اکثراً زیر خط فقر هستند، با تاخیر پرداخت میشود؟!
او افزود: میگویند منابع مادی برای پرداخت عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی وجود ندارد به همین دلیل عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی با تاخیر پرداخت خواهد شد؛ مگر نه اینکه دولت یکی از ابربدهکاران به سازمان تامین اجتماعی طی این سالها است؟ دولت بیش از هزار هزار میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار است؛ سوال این است که چرا هیچ زمان ارادهای برای پرداخت اصولی این بدهی انباشته وجود نداشته و چه سیاستهایی در طول سالها و دههها تامین اجتماعی را به ورشکستگی و اوضاع بحرانی امروز کشانده؟!
مرادی با بیان اینکه « دولت سالهاست که در جهت تضعیف این سازمان به هر اقدامی دست میزند» ادامه داد: در اطلاعیه تامین اجتماعی به سود شرکتهای شستا اشاره شده؛ شستا را چه کسانی اداره میکنند؟ چرا سود کافی به تامین اجتماعی نمیرساند؟ چرا بیلان مالی شفافی ندارد و چرا کارگران و بیمهشدگان بر عملکرد شرکتهای شستا نظارت ندارند؟
به گفته وی، بازنشستگان با هزار دریغ و افسوس شاهد آن هستند که منابع تامین اجتماعی در سراشیب افتاده واین صندوق به سمت ورشکستگی میرود.
این فعال صنفی بازنشستگان تاکید کرد: سیاستهای مخرب در قبال تامین اجتماعی، ما بازنشستگان و خانواده هایمان را نگران کرده است. چرا این سازمان که در روزگاری نه چندان دور، یکی از ثروتمندترین صندوقهای بیمهگر و سازمانهای غیردولتی در منطقه خاورمیانه بود، به این روز افتاده که توان پرداخت عیدی مستمریبگیران خود را ندارند؟ چرا با سرنوشت بیش از نیمی از جمعیت کشور این چنین بازی شده است؟!
مرادی در پایان گفت: الان زندگی ما طوری شده که از بازنشستگی خودمان ناراحت و پشیمان هستیم و گاهی میگوییم کاش بازنشست نشده بودیم؛ در آن شرایط شاید وضعمان بهتر بود. ما بازنشستگان شب عید جیبمان خالیست، سرمایههایمان در تامین اجتماعی رو به افول رفته، دولت حق و حقوق ما و بدهیهای خود به تامین اجتماعی را نمیدهد و در نتیجه برای عیدی ده میلیون تومانی که هزینه دو روز اول عید هم نیست، باید منتظر تامین منابع باشیم
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
چرا عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی با تاخیر پرداخت میشود؟
کد خبر : 1754281
یک فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی گفت: میگویند منابع مادی برای پرداخت عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی وجود ندارد به همین دلیل عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی با تاخیر پرداخت خواهد شد؛ مگر نه اینکه دولت یکی از ابربدهکاران به سازمان تامین اجتماعی طی این سالها است؟
به گزارش خبرنگار ایلنا، براساس مصوبه هیات دولت، مبلغِ عیدی امسال بازنشستگان صندوقهای مختلف ده میلیون تومان تعیین شده است؛ در روزهای اخیر، عیدی ده میلیون تومانی بازنشستگان کشوری و لشکری پرداخت شده است اما بازنشستگان تامین اجتماعی هنوز در انتظار تامین منابع و واریز عیدی هستند.
۲۷ بهمن ماه، صندوق تامین اجتماعی در اطلاعیهای در ارتباط با زمان پرداخت عیدی اعلام کرد «پیرو مصوبه هیأت دولت مبنی بر افزایش مبلغ عیدی بازنشستگان و در نتیجه افزایش منابع مالی مربوطه، سازمان تأمین اجتماعی در حال تلاش برای تأمین منابع لازم (بویژه از طریق وصول سود سهام شستا و مطالبات از دولت) برای پرداخت عیدی است. لذا جزئیات و زمان دقیق واریز عیدی بازنشستگان و مستمریبگیران سازمان تأمین اجتماعی متعاقباً اطلاعرسانی خواهد شد».
«حسن مرادی» فعال صنفی بازنشستگان کارگری در رابطه با تاخیر در پرداخت عیدی گفت: همه بازنشستگان عیدی خود را همراه با حقوق یا نهایت با یکی دو روز تاخیر گرفتهاند به جز بازنشستگان تامین اجتماعی؛ چرا عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی که کمترین حقوق و مزایا را دارند و اکثراً زیر خط فقر هستند، با تاخیر پرداخت میشود؟!
او افزود: میگویند منابع مادی برای پرداخت عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی وجود ندارد به همین دلیل عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی با تاخیر پرداخت خواهد شد؛ مگر نه اینکه دولت یکی از ابربدهکاران به سازمان تامین اجتماعی طی این سالها است؟ دولت بیش از هزار هزار میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار است؛ سوال این است که چرا هیچ زمان ارادهای برای پرداخت اصولی این بدهی انباشته وجود نداشته و چه سیاستهایی در طول سالها و دههها تامین اجتماعی را به ورشکستگی و اوضاع بحرانی امروز کشانده؟!
مرادی با بیان اینکه « دولت سالهاست که در جهت تضعیف این سازمان به هر اقدامی دست میزند» ادامه داد: در اطلاعیه تامین اجتماعی به سود شرکتهای شستا اشاره شده؛ شستا را چه کسانی اداره میکنند؟ چرا سود کافی به تامین اجتماعی نمیرساند؟ چرا بیلان مالی شفافی ندارد و چرا کارگران و بیمهشدگان بر عملکرد شرکتهای شستا نظارت ندارند؟
به گفته وی، بازنشستگان با هزار دریغ و افسوس شاهد آن هستند که منابع تامین اجتماعی در سراشیب افتاده واین صندوق به سمت ورشکستگی میرود.
این فعال صنفی بازنشستگان تاکید کرد: سیاستهای مخرب در قبال تامین اجتماعی، ما بازنشستگان و خانواده هایمان را نگران کرده است. چرا این سازمان که در روزگاری نه چندان دور، یکی از ثروتمندترین صندوقهای بیمهگر و سازمانهای غیردولتی در منطقه خاورمیانه بود، به این روز افتاده که توان پرداخت عیدی مستمریبگیران خود را ندارند؟ چرا با سرنوشت بیش از نیمی از جمعیت کشور این چنین بازی شده است؟!
مرادی در پایان گفت: الان زندگی ما طوری شده که از بازنشستگی خودمان ناراحت و پشیمان هستیم و گاهی میگوییم کاش بازنشست نشده بودیم؛ در آن شرایط شاید وضعمان بهتر بود. ما بازنشستگان شب عید جیبمان خالیست، سرمایههایمان در تامین اجتماعی رو به افول رفته، دولت حق و حقوق ما و بدهیهای خود به تامین اجتماعی را نمیدهد و در نتیجه برای عیدی ده میلیون تومانی که هزینه دو روز اول عید هم نیست، باید منتظر تامین منابع باشیم
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
نئولیبرالیسم خواهان نابودی سرمایه اجتماعی است!
«کوچهای که آرامآرام و بی صدا ساکت شد»
کوچهی «بهار» همیشه زنده بود.
عصرها صندلیها میآمدند دم در. چای بین خانهها میچرخید. اگر کسی مریض میشد، غذا از سه خانه میرسید. اگر کسی پول کم میآورد، بیسر و صدا دستی جلو میآمد.
اعتماد، مثل هوای کوچه، نامرئی بود. اما همه نفسش میکشیدند. بعد گرانیها تند شد. اولش چیزی تغییر نکرد. فقط حرفها عوض شد. کنار همان صندلیها، بجای شوخی، حساب و کتاب بود. «مرغ چند شد؟»، «اجارهتو چقدر برد بالا؟»، «پسر فلانی پارتی داشت رفت سر کار…»
جملهی آخر، مکث میآورد. یک روز، بقال محل گفت از این به بعد نسیه کمتر میدهد.
نه از بدی؛ از ترس اینکه خودش زمین نخورد. همان روز، اولین ترک افتاد. خانم رضایی که همیشه نسیه می خرید، دیگر کمتر سلام کرد. نه از غرور که از شرم.
کمکم صندلیها کمتر بیرون آمدند. یکی شیفت دوم گرفت. یکی مسافرکشی شبانه. یکی دنبال وام دوید و ... کسی وقت نداشت بنشیند. کوچه هنوز همان بود، اما «میانداری» نداشت.
بعد شایعه آمد. گفتند یکی از همسایهها دلار خریده و انبار کرده. گفتند یکی وام گرفته و پس نداده. گفتند یکی میره، خبر میده. دیگه هیچکس مطمئن نبود. نگاهها عوض شد. سلامها کوتاهتر شد. درها زودتر بسته شد.
اعتماد، آهستهتر از تورم، اما عمیقتر از آن، اون دور دورا رفت و دستنیافتنی شد. شبها صدای جر و بحث بیشتر شد. پدرها خستهتر بودند. مادرها حسابگرتر. بچهها ساکتتر.
کوچهای که قبلاً یک بدن بود، حالا چند جزیره ی جدا جدا شده بود. هر خانه، یک سنگر.
یک شب برق رفت.
قدیمترها، این یعنی خنده و شمع و دور هم جمع شدن. آن شب، هرکس در خانه خودش ماند. نه کسی در زد و نه کسی صدا زد.
همانجا بود که میشد فهمید که سرمایه اجتماعی وقتی میسوزد، صدا ندارد. فقط گرمایش کم میشود.
اما هنوز چیزی کامل نمرده بود.
صبح بعد، وقتی پسر کوچک آقای کریمی زمین خورد، خانم رضایی بیاختیار دوید.
نه حساب کرد، نه فکر کرد. فقط دوید.
شاید سرمایه اجتماعی همین است؛
چیزی که زیر خاکستر میماند، تا اگر جایی انسانی زمین خورد، دوباره شعله بگیرد.
در دل شب بودن و پیکار نمودن هنر است!
🌸🌹🌷🌺❤️🌴🌼🌾🍀💐🐦🔥
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
«کوچهای که آرامآرام و بی صدا ساکت شد»
کوچهی «بهار» همیشه زنده بود.
عصرها صندلیها میآمدند دم در. چای بین خانهها میچرخید. اگر کسی مریض میشد، غذا از سه خانه میرسید. اگر کسی پول کم میآورد، بیسر و صدا دستی جلو میآمد.
اعتماد، مثل هوای کوچه، نامرئی بود. اما همه نفسش میکشیدند. بعد گرانیها تند شد. اولش چیزی تغییر نکرد. فقط حرفها عوض شد. کنار همان صندلیها، بجای شوخی، حساب و کتاب بود. «مرغ چند شد؟»، «اجارهتو چقدر برد بالا؟»، «پسر فلانی پارتی داشت رفت سر کار…»
جملهی آخر، مکث میآورد. یک روز، بقال محل گفت از این به بعد نسیه کمتر میدهد.
نه از بدی؛ از ترس اینکه خودش زمین نخورد. همان روز، اولین ترک افتاد. خانم رضایی که همیشه نسیه می خرید، دیگر کمتر سلام کرد. نه از غرور که از شرم.
کمکم صندلیها کمتر بیرون آمدند. یکی شیفت دوم گرفت. یکی مسافرکشی شبانه. یکی دنبال وام دوید و ... کسی وقت نداشت بنشیند. کوچه هنوز همان بود، اما «میانداری» نداشت.
بعد شایعه آمد. گفتند یکی از همسایهها دلار خریده و انبار کرده. گفتند یکی وام گرفته و پس نداده. گفتند یکی میره، خبر میده. دیگه هیچکس مطمئن نبود. نگاهها عوض شد. سلامها کوتاهتر شد. درها زودتر بسته شد.
اعتماد، آهستهتر از تورم، اما عمیقتر از آن، اون دور دورا رفت و دستنیافتنی شد. شبها صدای جر و بحث بیشتر شد. پدرها خستهتر بودند. مادرها حسابگرتر. بچهها ساکتتر.
کوچهای که قبلاً یک بدن بود، حالا چند جزیره ی جدا جدا شده بود. هر خانه، یک سنگر.
یک شب برق رفت.
قدیمترها، این یعنی خنده و شمع و دور هم جمع شدن. آن شب، هرکس در خانه خودش ماند. نه کسی در زد و نه کسی صدا زد.
همانجا بود که میشد فهمید که سرمایه اجتماعی وقتی میسوزد، صدا ندارد. فقط گرمایش کم میشود.
اما هنوز چیزی کامل نمرده بود.
صبح بعد، وقتی پسر کوچک آقای کریمی زمین خورد، خانم رضایی بیاختیار دوید.
نه حساب کرد، نه فکر کرد. فقط دوید.
شاید سرمایه اجتماعی همین است؛
چیزی که زیر خاکستر میماند، تا اگر جایی انسانی زمین خورد، دوباره شعله بگیرد.
در دل شب بودن و پیکار نمودن هنر است!
🌸🌹🌷🌺❤️🌴🌼🌾🍀💐🐦🔥
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک:
https://t.me/Knowledge_N_Worker
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
Telegram
دانش و کارگر
بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
@Knowledge_N_Worker
🔹️🔸️🔹️🔸️🔹️🔸️
Forwarded from ارشیو مطالب نشریات به فارسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from مسیح علینژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیو را ببینید. اینها به اصل خود بازگشتهاند. این ماهیت واقعی جمهوری اسلامیست که نقابش را کنار زده و چهره واقعی و داعشیاش را نشان میدهد.
اگر داعش با این قدرتنماییها در قدرت ماند، شما ورژن شیعه داعش هم خواهید ماند.
خیلی زود به زبالهدان تاریخ خواهید پیوست.
اگر داعش با این قدرتنماییها در قدرت ماند، شما ورژن شیعه داعش هم خواهید ماند.
خیلی زود به زبالهدان تاریخ خواهید پیوست.
، دو پرستار بیمارستان رجایی قلب تهران که ۱۸ دیماه به دلیل تلاش برای مداوای معترضان بازداشت شدند، به شدیدترین شکل ممکن مورد شکنجه و تجاوز جنسی قرار گرفتهاند.
این دو پرستار در دوران بازداشت تحت شکنجه شدید و تجاوزهای مکرر قرار گرفتهاند و در نتیجه آسیبها، بخشهایی از روده آنها برداشته شده و اکنون با کیسه کلستومی زندگی میکنند.
یکی از پرستاران، زنی ۳۳ ساله است که در مدت بازداشت بارها مورد آزار و تجاوز قرار گرفته است.
این دو پرستار در دوران بازداشت تحت شکنجه شدید و تجاوزهای مکرر قرار گرفتهاند و در نتیجه آسیبها، بخشهایی از روده آنها برداشته شده و اکنون با کیسه کلستومی زندگی میکنند.
یکی از پرستاران، زنی ۳۳ ساله است که در مدت بازداشت بارها مورد آزار و تجاوز قرار گرفته است.
خب دوستان زیرساختدوست!
بالاخره فهمیدید کمبود شیرخشک از کجاست؟
خبرگزاریهای آخوند یسری عکس منتشر کرده با عنوان
«حمله اسرائیل به انبار شیرخشک در همدان».
ولی با یه کم دقت معلوم میشه ماجرا چی بوده:
اونجا مقر سپاه بوده!
یعنی همون موقعی که مادر و پدرها از این داروخانه به اون داروخانه دنبال شیرخشک میدویدن،
سپاه لعنتی تو ساختمانهای نظامیش انبار شیرخشک داشته!
خلاصه اگر دنبال دشمن زیرساخت، منابع و زندگی مردم ایران میگردید…
خیلی سخت نیست که بفهمید!!
البته اگه برنامه به فهمیدن باشه
پاینده ایران
بالاخره فهمیدید کمبود شیرخشک از کجاست؟
خبرگزاریهای آخوند یسری عکس منتشر کرده با عنوان
«حمله اسرائیل به انبار شیرخشک در همدان».
ولی با یه کم دقت معلوم میشه ماجرا چی بوده:
اونجا مقر سپاه بوده!
یعنی همون موقعی که مادر و پدرها از این داروخانه به اون داروخانه دنبال شیرخشک میدویدن،
سپاه لعنتی تو ساختمانهای نظامیش انبار شیرخشک داشته!
خلاصه اگر دنبال دشمن زیرساخت، منابع و زندگی مردم ایران میگردید…
خیلی سخت نیست که بفهمید!!
البته اگه برنامه به فهمیدن باشه
پاینده ایران
فرماندهکل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی روز یکشنبه اعلام کرد ۵۰۰ نفر به اتهام ارسال اطلاعات به «دشمن و رسانههای ضد ایرانی» بازداشت شدهاند. او این افراد را «جاسوس» خواند.
🔸احمدرضا رادان گفت نیمی از این پروندهها مربوط به موارد جدی بوده و بازداشتشدگان را متهم کرد «برای زدن هدفها اطلاعات میدادند، با گروهکها تماس داشتند و تلاش داشتند نظم عمومی را بههم بزنند.»
🔸او جزئیات و مدارکی در این زمینه ارائه نداد و نگفت که این بازداشتها دقیقاً چه زمانی انجام شدهاند.
🔸ساعتی پیشتر نیز رسانههای ایرانی از بازداشت دهها نفر در چند منطقه کشور خبر داده بودند.
🔸ساعتی پیشتر نیز رسانههای ایرانی از بازداشت دهها نفر در چند منطقه کشور خبر داده بودند.
🔸سپاه استان لرستان نیز اعلام کرد سه نفر در این استان به اتهام «تشویش اذهان عمومی، شایعهپراکنی، آتش کشیدن نمادهای عزاداری و ارسال تصاویر به رسانه های دشمن» بازداشت شدند.
🔸طی ۱۶ روزی که از آغاز حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد، تقریبا هر روز خبرهایی از بازداشت افراد به اتهام همکاری با این دو کشور منتشر شده است
🔸احمدرضا رادان گفت نیمی از این پروندهها مربوط به موارد جدی بوده و بازداشتشدگان را متهم کرد «برای زدن هدفها اطلاعات میدادند، با گروهکها تماس داشتند و تلاش داشتند نظم عمومی را بههم بزنند.»
🔸او جزئیات و مدارکی در این زمینه ارائه نداد و نگفت که این بازداشتها دقیقاً چه زمانی انجام شدهاند.
🔸ساعتی پیشتر نیز رسانههای ایرانی از بازداشت دهها نفر در چند منطقه کشور خبر داده بودند.
🔸ساعتی پیشتر نیز رسانههای ایرانی از بازداشت دهها نفر در چند منطقه کشور خبر داده بودند.
🔸سپاه استان لرستان نیز اعلام کرد سه نفر در این استان به اتهام «تشویش اذهان عمومی، شایعهپراکنی، آتش کشیدن نمادهای عزاداری و ارسال تصاویر به رسانه های دشمن» بازداشت شدند.
🔸طی ۱۶ روزی که از آغاز حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد، تقریبا هر روز خبرهایی از بازداشت افراد به اتهام همکاری با این دو کشور منتشر شده است
😁1😡1
مژگان ایلانلو، مستندساز، از زندانیان سیاسی سابق، صبح روز ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ بازداشت شد.
بازداشت او همراه با خشونت فیزیکی و بدون حکم قضایی بوده است.
همزمان با تداوم جنگ میان اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی، تهدیدات مقامهای امنیتی و قضایی علیه شهروندان در ایران افزایش یافته است. در روزهای اخیر، برخی مقامات حکومتی با ادبیاتی تند از برخورد شدید با منتقدان، معترضان و افرادی که به زعم آنان «همراهی با دشمن» دارند سخن گفتهاند. چنین فضایی میتواند زمینهساز تشدید بازداشتها و برخوردهای امنیتی علیه شهروندان شود.
بازداشت او همراه با خشونت فیزیکی و بدون حکم قضایی بوده است.
همزمان با تداوم جنگ میان اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی، تهدیدات مقامهای امنیتی و قضایی علیه شهروندان در ایران افزایش یافته است. در روزهای اخیر، برخی مقامات حکومتی با ادبیاتی تند از برخورد شدید با منتقدان، معترضان و افرادی که به زعم آنان «همراهی با دشمن» دارند سخن گفتهاند. چنین فضایی میتواند زمینهساز تشدید بازداشتها و برخوردهای امنیتی علیه شهروندان شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در میدان تایمز نیویورک، پیام واضح است:
چهره ممکن است کمی تغییر کند، اما رژیم قاتل جمهوری اسلامی تغییر نمیکند.
مجتبی خامنهای میراث پدرش، یعنی سرکوب، جنگ و خونریزی را ادامه میدهد.
چهره ممکن است کمی تغییر کند، اما رژیم قاتل جمهوری اسلامی تغییر نمیکند.
مجتبی خامنهای میراث پدرش، یعنی سرکوب، جنگ و خونریزی را ادامه میدهد.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرچمهای جمهوری اسلامی در کنار پرچمهای فلسطین.
جمعیت شعار میدهند: «لبیک یا خامنهای.»
جنبش طرفدار فلسطین آشکارا وفاداری خود را به رژیم تروریستی جمهوری اسلامی اعلام میکند.
جمعیت شعار میدهند: «لبیک یا خامنهای.»
جنبش طرفدار فلسطین آشکارا وفاداری خود را به رژیم تروریستی جمهوری اسلامی اعلام میکند.
😡1