Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، کارگران اخراجی پتروشیمی پتروناد ماهشهر برای چهارمین روز متوالی در اعتراض به اخراج دویست نفر از نیروهای بومی این واحد، مقابل فرمانداری بندر امام استان خوزستان دست به تجمع اعتراضی زدند.
کارگران اخراجی میگویند: هنوز مدیران شرکت پتروناد به مصوبه و صورتجلسه فرمانداری برای بازگشت به کار تعدادی از کارگران اخراجی که باید روز شنبه اجرا میشد، پس از سه روز عمل نکردهاند.
کارگران تاکید کردند: ما برای چهارمین روز برای اعتراض به اخراج غیرعادی خود از شرکت، در مقابل نهادهای رسمی تجمع میکنیم، اما نه مدیران شرکت و نه مقامات شهری واکنشی به تجمعات ما نداشتند؛ از تجمع مسالمت آمیز ما مقابل درب ورودی شرکت جلوگیری میکنند؛ در نتیجه کارگران ناگزیر از تجمع در مقابل دیگر ساختمانهای اداری میشوند.
کارگران اخراجی میگویند: در پایان هفته گذشته، فرمانداری بندر امام مصوبهای را با حضور مسئولان در منطقه تنظیم کرد که طبق آن دستور بازگشت به کار پنجاه نفر از کارگران اخراجی و لیست کردن اسامی کارگران شاغل بومی و غیربومی برای مشخص شدن رویکرد پرسنلی شرکت صادر کرد؛ اما با این حال هنوز مدیران شرکت پتروناد به این مصوبه و صورتجلسه فرمانداری برای بازگشت به کار تعدادی از کارگران اخراجی که باید روز شنبه اجرا میشد، پس از سه روز عمل نکردهاند.
گفتنی است، اعتراض کارگران اخراجی پتروشیمی پتروناد که نیروهای پروژهای محسوب میشوند، از هفته گذشته آغاز شده است.
منبع: ایلنا
میدان جنگ با نیروهای مسلح، خیابان با مردم، اقتصاد با دولت!
فاز سوم جنگ اقتصادی است، نوبت قوه قضائیه و مجریه است که پشت لانچر بنشینند!
https://t.me/sandughetesabkar
کارگران اخراجی میگویند: هنوز مدیران شرکت پتروناد به مصوبه و صورتجلسه فرمانداری برای بازگشت به کار تعدادی از کارگران اخراجی که باید روز شنبه اجرا میشد، پس از سه روز عمل نکردهاند.
کارگران تاکید کردند: ما برای چهارمین روز برای اعتراض به اخراج غیرعادی خود از شرکت، در مقابل نهادهای رسمی تجمع میکنیم، اما نه مدیران شرکت و نه مقامات شهری واکنشی به تجمعات ما نداشتند؛ از تجمع مسالمت آمیز ما مقابل درب ورودی شرکت جلوگیری میکنند؛ در نتیجه کارگران ناگزیر از تجمع در مقابل دیگر ساختمانهای اداری میشوند.
کارگران اخراجی میگویند: در پایان هفته گذشته، فرمانداری بندر امام مصوبهای را با حضور مسئولان در منطقه تنظیم کرد که طبق آن دستور بازگشت به کار پنجاه نفر از کارگران اخراجی و لیست کردن اسامی کارگران شاغل بومی و غیربومی برای مشخص شدن رویکرد پرسنلی شرکت صادر کرد؛ اما با این حال هنوز مدیران شرکت پتروناد به این مصوبه و صورتجلسه فرمانداری برای بازگشت به کار تعدادی از کارگران اخراجی که باید روز شنبه اجرا میشد، پس از سه روز عمل نکردهاند.
گفتنی است، اعتراض کارگران اخراجی پتروشیمی پتروناد که نیروهای پروژهای محسوب میشوند، از هفته گذشته آغاز شده است.
منبع: ایلنا
میدان جنگ با نیروهای مسلح، خیابان با مردم، اقتصاد با دولت!
فاز سوم جنگ اقتصادی است، نوبت قوه قضائیه و مجریه است که پشت لانچر بنشینند!
https://t.me/sandughetesabkar
Telegram
صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar
صندوق اعتصاب کارگری برای حمایت مالی و معنوی از کارگران اعتصابی فعالیت می کند. نهادی صنفی ومستقل است و به هیچ گروه و سازمان سیاسی وابسته نیست و از هر کارگر اعتصابی بدون در نظر گرفتن زبان، رنگ، مذهب و یا عقیده ای حمایت می کند.
ایمیل: sandugh.etesab.kar@gmai
ایمیل: sandugh.etesab.kar@gmai
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
کارگران معدن هشونی: حقوق اسفند پرداخت شد، فروردین همچنان معوق است
در حالیکه کارگران معدن هشونی از معادن زیرمجموعه شرکت معادن زغالسنگ کرمان، پس از اعتراضات و تجمعات اخیر موفق به دریافت حقوق اسفند ماه خود شدند، آنان میگویند حقوق فروردین همچنان پرداخت نشده و براساس وعدههای مطرحشده، احتمال دارد این مطالبات در خرداد ماه تسویه شود.
تاخیر در پرداخت دستمزدها در حالی ادامه دارد که بسیاری از آنان در شرایط دشوار معیشتی قرار دارند و پرداخت نشدن بهموقع حقوق، مشکلات متعددی برای خانوادههای کارگری ایجاد کرده است.
آنان میگویند بخش زیادی از هزینههای روزمره، اقساط و بدهیهایشان به دلیل عقب افتادن حقوقها انباشته شده و کارگران ناچارند با قرض و مشکلات مالی، زندگی خود را اداره کنند.
کارگران معدن هشونی پیشتر نیز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی خود دست به تجمع اعتراضی زده بودند. به گفته آنان، پس از این اعتراضات، حقوق اسفند ماه پرداخت شد اما همچنان زمان دقیقی برای پرداخت حقوق فروردین اعلام نشده است.
میدان جنگ با نیروهای مسلح، خیابان با مردم، اقتصاد با دولت!
https://t.me/sandughetesabkar
در حالیکه کارگران معدن هشونی از معادن زیرمجموعه شرکت معادن زغالسنگ کرمان، پس از اعتراضات و تجمعات اخیر موفق به دریافت حقوق اسفند ماه خود شدند، آنان میگویند حقوق فروردین همچنان پرداخت نشده و براساس وعدههای مطرحشده، احتمال دارد این مطالبات در خرداد ماه تسویه شود.
تاخیر در پرداخت دستمزدها در حالی ادامه دارد که بسیاری از آنان در شرایط دشوار معیشتی قرار دارند و پرداخت نشدن بهموقع حقوق، مشکلات متعددی برای خانوادههای کارگری ایجاد کرده است.
آنان میگویند بخش زیادی از هزینههای روزمره، اقساط و بدهیهایشان به دلیل عقب افتادن حقوقها انباشته شده و کارگران ناچارند با قرض و مشکلات مالی، زندگی خود را اداره کنند.
کارگران معدن هشونی پیشتر نیز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات مزدی خود دست به تجمع اعتراضی زده بودند. به گفته آنان، پس از این اعتراضات، حقوق اسفند ماه پرداخت شد اما همچنان زمان دقیقی برای پرداخت حقوق فروردین اعلام نشده است.
میدان جنگ با نیروهای مسلح، خیابان با مردم، اقتصاد با دولت!
https://t.me/sandughetesabkar
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
جزئیات قانون جدید بازنشستگی کارکنان دولت/ افزایش پلکانی سنوات
سنوات بازنشستگی کارکنان دولت به صورت پلکانی افزایش مییابد.
بر اساس قانون جدید بازنشستگی که از سال ۱۴۰۵ اجرایی میشود، سنوات خدمت برای کارکنان دولت به صورت پلکانی افزایش مییابد.
کارکنان با ۲۲ تا ۲۸ سال سابقه: به ازای هر سال باقیمانده تا بازنشستگی، ۳ ماه به سنوات خدمت اضافه میشود.
کارکنان با ۱۷ تا ۲۲ سال سابقه: به ازای هر سال باقیمانده تا بازنشستگی، ۴ ماه افزایش سنوات خواهند داشت.
کارکنان با کمتر از ۱۷ سال سابقه: سقف سابقه بازنشستگی از ۳۰ سال به ۳۵ سال افزایش پیدا میکند.
https://t.me/sandughetesabkar
سنوات بازنشستگی کارکنان دولت به صورت پلکانی افزایش مییابد.
بر اساس قانون جدید بازنشستگی که از سال ۱۴۰۵ اجرایی میشود، سنوات خدمت برای کارکنان دولت به صورت پلکانی افزایش مییابد.
کارکنان با ۲۲ تا ۲۸ سال سابقه: به ازای هر سال باقیمانده تا بازنشستگی، ۳ ماه به سنوات خدمت اضافه میشود.
کارکنان با ۱۷ تا ۲۲ سال سابقه: به ازای هر سال باقیمانده تا بازنشستگی، ۴ ماه افزایش سنوات خواهند داشت.
کارکنان با کمتر از ۱۷ سال سابقه: سقف سابقه بازنشستگی از ۳۰ سال به ۳۵ سال افزایش پیدا میکند.
https://t.me/sandughetesabkar
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
کارزار ۵ هزار فرهنگی بازنشسته در اعتراض به تبعیض/ رفاهیات نداریم
گروهی از بازنشستگان فرهنگی با انتشار کارزاری، خواستار ورود وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی به موضوع پرداخت رفاهیات و هدایای مناسبتی به این قشر شدند.
در متن این کارزار آمده است که برخلاف بسیاری از بازنشستگان نهادها و سازمانهای دولتی که در مناسبتها و اعیاد سالانه از مزایا و هدایای رفاهی برخوردار میشوند، بازنشستگان فرهنگیان از چنین امکاناتی بیبهره ماندهاند و در مناسبتهایی مانند عید فطر و روز معلم، هیچگونه رفاهیات یا هدیهای دریافت نکردهاند.
امضاکنندگان این کارزار با اشاره به جایگاه معلمان در جامعه، تأکید کردهاند که رسالت آموزشی و فرهنگی معلمان با بازنشستگی پایان نمییابد و بیتوجهی به مطالبات رفاهی آنان، نادیده گرفتن سالها خدمات علمی، آموزشی و تربیتی این قشر است.
در ادامه این کارزار آمده است که با توجه به اینکه مسئولیت امور بازنشستگان فرهنگی پس از بازنشستگی از حیطه وزارت آموزش و پرورش خارج شده و تحت پوشش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی قرار میگیرد، انتظار میرود این نهادها با اجرای عدالت و رفع تبعیض، اقدامات لازم را برای پرداخت رفاهیات و هدایای مناسبتی به بازنشستگان فرهنگیان در دستور کار قرار دهند.
بازنشستگان امضاکننده این کارزار، همچنین خواستار تدوین سازوکاری مشخص برای بهرهمندی برابر تمامی بازنشستگان از خدمات و مزایای رفاهی شدهاند.
شعار مردم در خیابان:
فاز سوم جنگ اقتصادی است، نوبت قوه قضائیه و مجریه است که پشت لانچر بنشینند!
https://t.me/sandughetesabkar
گروهی از بازنشستگان فرهنگی با انتشار کارزاری، خواستار ورود وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی به موضوع پرداخت رفاهیات و هدایای مناسبتی به این قشر شدند.
در متن این کارزار آمده است که برخلاف بسیاری از بازنشستگان نهادها و سازمانهای دولتی که در مناسبتها و اعیاد سالانه از مزایا و هدایای رفاهی برخوردار میشوند، بازنشستگان فرهنگیان از چنین امکاناتی بیبهره ماندهاند و در مناسبتهایی مانند عید فطر و روز معلم، هیچگونه رفاهیات یا هدیهای دریافت نکردهاند.
امضاکنندگان این کارزار با اشاره به جایگاه معلمان در جامعه، تأکید کردهاند که رسالت آموزشی و فرهنگی معلمان با بازنشستگی پایان نمییابد و بیتوجهی به مطالبات رفاهی آنان، نادیده گرفتن سالها خدمات علمی، آموزشی و تربیتی این قشر است.
در ادامه این کارزار آمده است که با توجه به اینکه مسئولیت امور بازنشستگان فرهنگی پس از بازنشستگی از حیطه وزارت آموزش و پرورش خارج شده و تحت پوشش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی قرار میگیرد، انتظار میرود این نهادها با اجرای عدالت و رفع تبعیض، اقدامات لازم را برای پرداخت رفاهیات و هدایای مناسبتی به بازنشستگان فرهنگیان در دستور کار قرار دهند.
بازنشستگان امضاکننده این کارزار، همچنین خواستار تدوین سازوکاری مشخص برای بهرهمندی برابر تمامی بازنشستگان از خدمات و مزایای رفاهی شدهاند.
شعار مردم در خیابان:
فاز سوم جنگ اقتصادی است، نوبت قوه قضائیه و مجریه است که پشت لانچر بنشینند!
https://t.me/sandughetesabkar
Telegram
صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar
صندوق اعتصاب کارگری برای حمایت مالی و معنوی از کارگران اعتصابی فعالیت می کند. نهادی صنفی ومستقل است و به هیچ گروه و سازمان سیاسی وابسته نیست و از هر کارگر اعتصابی بدون در نظر گرفتن زبان، رنگ، مذهب و یا عقیده ای حمایت می کند.
ایمیل: sandugh.etesab.kar@gmai
ایمیل: sandugh.etesab.kar@gmai
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
اعتراض از کارافتادگان سازمان تامین اجتماعی، نسبت به عدم افزایش مستمری و همچنین معضل خدمات ناچیزِ بیمه تکمیلی.
ماهی ده میلیون تومان هزینه درمان دارم و بیمه تکمیلی خدمات نمیدهد
مشکل خدمات ضعیف بیمه تکمیلی به ویژه برای صدها هزار نفر ازکارافتادگان بازنشسته تامین اجتماعی، به معضلی جدی بدل شده است. این گروه از بازنشستگان که کفبگیر هستند و گاه زیر مبلغ کف مستمری میگیرند و هزینه درمان بالایی دارند.
در این ارتباط، رضا.م (بازنشسته از کار افتاده سازمان تامین اجتماعی) در تماسی با ایلنا اعلام کرد: بنده حدود هفت سال است که از کار افتاده هستم و با سابقه ۱۵ سال بازنشسته شدم. حقوق بازنشستگی ما کماکان همان ۱۵ میلیون تومان سال گذشته است، اما از پس هزینههای درمان خودم که ماهانه ۱۰ میلیون تومان است، بر نمیآیم. در واقع وقتی پول درمان را ماهیانه میدهم، چیزی در هفته دوم ماه برایم باقی نمیماند و با کمک فامیل و آشنایان و با خجالت بسیار، به زحمت زندگی میکنم.
من مشکل حاد کلیه دارم و باید آزمایشات مختلف برای این بیماری حاد انجام بدهم؛ هزینه درمان بنده طی یکسال گذشته به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. این درحالی است که بیمه تکمیلی طلایی بنده در طی این سالها به هیچ وجه مبالغ هزینههای پرداخت شده و صورتحسابهای درمانی را پرداخت نکرده است.
وقتی به شعبات بیمه تکمیلی آتیه سازان حافظ مراجعه میکنیم، این شعبات از ماه آبان تا امروز پشت هم اعلام میکنند که سازمان تامین اجتماعی مبالغ حق بیمه را به ما پرداخت نکرده و ما نمیتوانیم خدماتی ارائه دهیم. از طرف دیگر، برخی مراکز درمانی و دارویی نیز میگویند دیگر بیمه تکمیلی آتیه سازان را قبول نداریم و همکاری نمیکنند و تقریباً همه نرخها را آزاد حساب میکنند.
عدم پرداخت مطالبات ما بابت اسناد درمانی از سوی شرکت بیمه تکمیلی در حالی است که از آذرماه، هر ماه مبلغ یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان بابت بیمه تکمیلی از حقوقمان کسر میکنند و بابت آن هیچ خدماتی ارائه نمیدهند.
مسئولان میگویند علت این موضوع این است که سازمان تامین اجتماعی به آتیه سازان پول نمیدهد و علت بیپولی تامین اجتماعی نیز این است که دولت بدهی خود را به تامین اجتماعی نمیدهد. این بهانهها برای ما قابل قبول نیست. اگر نمیتوانند خدمات بدهند، حداقل مبلغی از حقوق ما بابت بیمه تکمیلی کسر نکنند و اگر باید کسر کنند و نمیتوانند پول تامین اجتماعی را از دولت بگیرند، مدیرعامل این سازمان اعلام ناتوانی کند و استعفا دهند!
رضا، ازکارافتاده با بیماری حاد کلیه در پایان گفت: چرا بار بیمسئولیتها و ناتوانی مالی صندوق و بیمهگر، بر دوش منِ کارگرِ ازکارافتاده افتاده است؟ من ماهانه ۱۰ میلیون تومان هزینه درمان دارم و فقط پانزده میلیون تومان حقوق میگیرم. از کجا بیاورم؟ چطور این هزینهها را تامین کنم؟ / ایلنا
پاسخگویی به مطالبات کارگران = امنیت مرزها
https://t.me/sandughetesabkar
ماهی ده میلیون تومان هزینه درمان دارم و بیمه تکمیلی خدمات نمیدهد
مشکل خدمات ضعیف بیمه تکمیلی به ویژه برای صدها هزار نفر ازکارافتادگان بازنشسته تامین اجتماعی، به معضلی جدی بدل شده است. این گروه از بازنشستگان که کفبگیر هستند و گاه زیر مبلغ کف مستمری میگیرند و هزینه درمان بالایی دارند.
در این ارتباط، رضا.م (بازنشسته از کار افتاده سازمان تامین اجتماعی) در تماسی با ایلنا اعلام کرد: بنده حدود هفت سال است که از کار افتاده هستم و با سابقه ۱۵ سال بازنشسته شدم. حقوق بازنشستگی ما کماکان همان ۱۵ میلیون تومان سال گذشته است، اما از پس هزینههای درمان خودم که ماهانه ۱۰ میلیون تومان است، بر نمیآیم. در واقع وقتی پول درمان را ماهیانه میدهم، چیزی در هفته دوم ماه برایم باقی نمیماند و با کمک فامیل و آشنایان و با خجالت بسیار، به زحمت زندگی میکنم.
من مشکل حاد کلیه دارم و باید آزمایشات مختلف برای این بیماری حاد انجام بدهم؛ هزینه درمان بنده طی یکسال گذشته به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است. این درحالی است که بیمه تکمیلی طلایی بنده در طی این سالها به هیچ وجه مبالغ هزینههای پرداخت شده و صورتحسابهای درمانی را پرداخت نکرده است.
وقتی به شعبات بیمه تکمیلی آتیه سازان حافظ مراجعه میکنیم، این شعبات از ماه آبان تا امروز پشت هم اعلام میکنند که سازمان تامین اجتماعی مبالغ حق بیمه را به ما پرداخت نکرده و ما نمیتوانیم خدماتی ارائه دهیم. از طرف دیگر، برخی مراکز درمانی و دارویی نیز میگویند دیگر بیمه تکمیلی آتیه سازان را قبول نداریم و همکاری نمیکنند و تقریباً همه نرخها را آزاد حساب میکنند.
عدم پرداخت مطالبات ما بابت اسناد درمانی از سوی شرکت بیمه تکمیلی در حالی است که از آذرماه، هر ماه مبلغ یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان بابت بیمه تکمیلی از حقوقمان کسر میکنند و بابت آن هیچ خدماتی ارائه نمیدهند.
مسئولان میگویند علت این موضوع این است که سازمان تامین اجتماعی به آتیه سازان پول نمیدهد و علت بیپولی تامین اجتماعی نیز این است که دولت بدهی خود را به تامین اجتماعی نمیدهد. این بهانهها برای ما قابل قبول نیست. اگر نمیتوانند خدمات بدهند، حداقل مبلغی از حقوق ما بابت بیمه تکمیلی کسر نکنند و اگر باید کسر کنند و نمیتوانند پول تامین اجتماعی را از دولت بگیرند، مدیرعامل این سازمان اعلام ناتوانی کند و استعفا دهند!
رضا، ازکارافتاده با بیماری حاد کلیه در پایان گفت: چرا بار بیمسئولیتها و ناتوانی مالی صندوق و بیمهگر، بر دوش منِ کارگرِ ازکارافتاده افتاده است؟ من ماهانه ۱۰ میلیون تومان هزینه درمان دارم و فقط پانزده میلیون تومان حقوق میگیرم. از کجا بیاورم؟ چطور این هزینهها را تامین کنم؟ / ایلنا
پاسخگویی به مطالبات کارگران = امنیت مرزها
https://t.me/sandughetesabkar
Telegram
صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar
صندوق اعتصاب کارگری برای حمایت مالی و معنوی از کارگران اعتصابی فعالیت می کند. نهادی صنفی ومستقل است و به هیچ گروه و سازمان سیاسی وابسته نیست و از هر کارگر اعتصابی بدون در نظر گرفتن زبان، رنگ، مذهب و یا عقیده ای حمایت می کند.
ایمیل: sandugh.etesab.kar@gmai
ایمیل: sandugh.etesab.kar@gmai
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
روز چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، کارگران قراردادی شرکت پایانه ها و مخازن پتروشیمی ماهشهر در اعتراض به کسر مزایای مزدی خود دست به تجمع اعتراضی زدند.
به گفته کارگران: پس از ماهها تلاش کارگران برای احقاق حقوق خود در سال ۱۴۰۳ و با میانجیگری دفتر نماینده مجلس و نظارت اداره کار، رای قطعی مبنی بر پرداخت مطالبات ۴۸ پرسنل صادر شده بود. پس از طی مراحل قانونی و ارجاع پرونده به مرحله اجرای احکام در دادگستری شهرستان بندر امام خمینی، مبالغ مربوطه از حساب شرکت کسر و به کارکنان پرداخت شده است.
با این حال، مدیریت جدید شرکت در واکنش به این روند قانونی، اقدام به اعمال محدودیتهای مالی جدید کرده است. طبق ادعای کارکنان، مبالغی تحت عناوین «بهرهوری»، «رفاهیات»و «مزایای مناسبتها» و همچنین ۳۵درصد از حقوق فروردین ۱۴۰۵ را از فیش حقوقی پرسنل کسر کردهاند که این اقدامات با هدف فشار بر کارگران صورت گرفته است.
کارگران شرکت پایانهها و مخازن پتروشیمی بندر ماهشهر خواستار مداخله فوری نهادهای نظارتی و اجرای دقیق موازین قانونی برای جلوگیری از تشدید تنشها شدهاند.
پاسخگویی به مطالبات کارگران = امنیت مرزها
https://t.me/sandughetesabkar
به گفته کارگران: پس از ماهها تلاش کارگران برای احقاق حقوق خود در سال ۱۴۰۳ و با میانجیگری دفتر نماینده مجلس و نظارت اداره کار، رای قطعی مبنی بر پرداخت مطالبات ۴۸ پرسنل صادر شده بود. پس از طی مراحل قانونی و ارجاع پرونده به مرحله اجرای احکام در دادگستری شهرستان بندر امام خمینی، مبالغ مربوطه از حساب شرکت کسر و به کارکنان پرداخت شده است.
با این حال، مدیریت جدید شرکت در واکنش به این روند قانونی، اقدام به اعمال محدودیتهای مالی جدید کرده است. طبق ادعای کارکنان، مبالغی تحت عناوین «بهرهوری»، «رفاهیات»و «مزایای مناسبتها» و همچنین ۳۵درصد از حقوق فروردین ۱۴۰۵ را از فیش حقوقی پرسنل کسر کردهاند که این اقدامات با هدف فشار بر کارگران صورت گرفته است.
کارگران شرکت پایانهها و مخازن پتروشیمی بندر ماهشهر خواستار مداخله فوری نهادهای نظارتی و اجرای دقیق موازین قانونی برای جلوگیری از تشدید تنشها شدهاند.
پاسخگویی به مطالبات کارگران = امنیت مرزها
https://t.me/sandughetesabkar
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
کارگران شهرداری زاهدان برای افزایش حقوق و داشتن امنیت شغلی، خواستار حذف پیمانکاران و قرارداد دائم و مستقیم با شهرداری شدند.
ما با یک حقوق حداقلی در یک منطقه شدیداً محروم، کار و زندگی میکنیم؛ روا نیست از امنیت شغلی و دستمزد مناسب بیبهره باشیم.
جمعی از کارگران شهرداری زاهدان از حضور سنگین پیمانکاران در مجموعههای شهرداریها انتقاد کردند و اعلام کردند: ما سالهاست خواستار حذف پیمانکاران و انعقاد قرارداد مستقیم هستیم؛ پیمانکاران در شهرداریها سود هنگفت به جیب میزنند و موجب تضییع حقوق کارگران میشوند. ما خواستار حذف پیمانکاران هستیم
مطالبات مزدی ما معمولاً با تاخیر فراوان پرداخت میشود؛ دلیل اصلی این تاخیرها، پیمانکاران هستند؛ ماهیت کار ما مستمر و دائمیست و اگر با خود مجموعه شهرداری قرارداد مستقیم ببندیم، وضعیت مزدی و حقوقیمان بهبود مییابد. ضمن اینکه از امنیت شغلی و امید به آینده برخوردار میشویم.
این کارگران ابراز امیدواری کردند دستور رئیس جمهور برای حذف پیمانکاران، هرچه زودتر در شهرداریهای سیستان و بلوچستان اجرایی شود. / ایلنا
حذف پیمانکاران مطالبه همه کارگران است!
https://t.me/sandughetesabkar
ما با یک حقوق حداقلی در یک منطقه شدیداً محروم، کار و زندگی میکنیم؛ روا نیست از امنیت شغلی و دستمزد مناسب بیبهره باشیم.
جمعی از کارگران شهرداری زاهدان از حضور سنگین پیمانکاران در مجموعههای شهرداریها انتقاد کردند و اعلام کردند: ما سالهاست خواستار حذف پیمانکاران و انعقاد قرارداد مستقیم هستیم؛ پیمانکاران در شهرداریها سود هنگفت به جیب میزنند و موجب تضییع حقوق کارگران میشوند. ما خواستار حذف پیمانکاران هستیم
مطالبات مزدی ما معمولاً با تاخیر فراوان پرداخت میشود؛ دلیل اصلی این تاخیرها، پیمانکاران هستند؛ ماهیت کار ما مستمر و دائمیست و اگر با خود مجموعه شهرداری قرارداد مستقیم ببندیم، وضعیت مزدی و حقوقیمان بهبود مییابد. ضمن اینکه از امنیت شغلی و امید به آینده برخوردار میشویم.
این کارگران ابراز امیدواری کردند دستور رئیس جمهور برای حذف پیمانکاران، هرچه زودتر در شهرداریهای سیستان و بلوچستان اجرایی شود. / ایلنا
حذف پیمانکاران مطالبه همه کارگران است!
https://t.me/sandughetesabkar
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
۷ هزار بازنشسته؛ خواستار پاسخگویی وزیر کار درباره صندوق کشوری
بیش از هفت هزار نفر از مستمریبگیران صندوق بازنشستگی کشوری در نامهای سرگشاده که به امضا در پلتفرم کارزار رسیده است، خواستار شفافسازی وضعیت صندوق بازنشستگی کشوری، شرکتهای تابعه، قراردادهای بیمه تکمیلی و دیگر معضلات مدیریتی این شرکت و شائبههای پیشآمده در رابطه با این صندوق شدند.
در متن این نامه خطاب به احمد میدری آمده است:
۱. از آنجایی که ما بازنشستگان به مدت ۳۰ سال سهم مالکانه به صندوق پرداختهایم و از محل این پرداختهای ما، شرکتها، مؤسسات مالی و اعتباری و هلدینگهای بیشمار با ثروتهای افسانهای که سود آن سربهفلک میزند خریداری شده است، طبق قانون تجارت، قانون اساسی و قوانین تابعه آن، ما بازنشستگان و شاغلینی که هر ماهه مبلغی برای صندوق بهاجبار پرداخت میکنیم، سهامداران و مالکان اصلی آن محسوب میشویم. در اصل، صندوق بازنشستگی کشوری طبق قانون تجارت میبایست یک شرکت سهامی خاص تعریف گردد که قوانین و شاکله تشکیل و اداره آن بر اساس قوانین شرکتهای سهامی خاص تعریف و اداره شود. ضرورت دارد در این زمینه برای بازنشستگان شفافسازی کنید.
۲. طبق موارد ذکرشده در بند شماره یک، شما باید توضیح دهید که: اولاً: چرا در تخلف قانونی محرز و آشکار، بدون تشکیل و اجازه مجمع عمومی و برخلاف قوانین حاکم بر شرکتهای سهامی خاص، صندوق بازنشستگی فولاد را که یک صندوق کاملاً ورشکسته است با صندوق ما ادغام کردید؟ قطعاً این تخلف محرز قانونی بوده و مستوجب پیگیری از طریق مراجع قانونی نظارتی است. ثانیاً: شفافسازی کنید که چرا بدون نظر بازنشستگان، سهامداران اصلی و قانونی صندوق، اقدام به تعویض مدیریت صندوق بهمیل صندوق ورشکسته فولاد نمودهاید؟
۳. دلیل شما درعدم شفافیت احکام صادره بازنشستگان چیست؟ چرا زیر بار شفافسازی احکام طبق احکام زمان شاغلی نمیروید؟ آیا بهجز بوی دسیسه و رانتخواری و کم کردن تعمدی از حقوق بازنشستگان مظلوم، بوی چیزی دیگر به مشام میرسد؟
۴. ما سهامداران اصلی صندوق حق داریم که از بهترین امکانات رفاهی و بیمهای آن که از محل ثروتاندوزیها و داراییهایمان بهدست آمده است، بهرایگان استفاده کنیم. لطفاً پاسخ بدهید چرا آنچنان که در شأن بازنشستگان است، این امکانات را در اختیار آنها قرار ندادهاید؟
۵. چرا فضاحتبارترین قرارداد بیمه تکمیلی را که موجب فقیرتر شدن بازنشستگان و ثروتاندوزی بیحد و حصر بیمه ورشکسته «دی» میشود، در خوشبینانهترین حالت در اثر جهالت و یاعدم مطالعه قرارداد با این بیمه گمنام بستهاید؟
جناب آقای احمد میدری! شما وظیفه دارید بدون سوءاستفاده از شرایط جنگی کشور، با منطق و استدلال قوی به واژهواژه این نامه که به امضای جمع کثیری از بازنشستگان کشوری میرسد، پاسخ دهید.
پاسخگویی به مطالبات کارگران = امنیت مرزها
https://t.me/sandughetesabkar
بیش از هفت هزار نفر از مستمریبگیران صندوق بازنشستگی کشوری در نامهای سرگشاده که به امضا در پلتفرم کارزار رسیده است، خواستار شفافسازی وضعیت صندوق بازنشستگی کشوری، شرکتهای تابعه، قراردادهای بیمه تکمیلی و دیگر معضلات مدیریتی این شرکت و شائبههای پیشآمده در رابطه با این صندوق شدند.
در متن این نامه خطاب به احمد میدری آمده است:
۱. از آنجایی که ما بازنشستگان به مدت ۳۰ سال سهم مالکانه به صندوق پرداختهایم و از محل این پرداختهای ما، شرکتها، مؤسسات مالی و اعتباری و هلدینگهای بیشمار با ثروتهای افسانهای که سود آن سربهفلک میزند خریداری شده است، طبق قانون تجارت، قانون اساسی و قوانین تابعه آن، ما بازنشستگان و شاغلینی که هر ماهه مبلغی برای صندوق بهاجبار پرداخت میکنیم، سهامداران و مالکان اصلی آن محسوب میشویم. در اصل، صندوق بازنشستگی کشوری طبق قانون تجارت میبایست یک شرکت سهامی خاص تعریف گردد که قوانین و شاکله تشکیل و اداره آن بر اساس قوانین شرکتهای سهامی خاص تعریف و اداره شود. ضرورت دارد در این زمینه برای بازنشستگان شفافسازی کنید.
۲. طبق موارد ذکرشده در بند شماره یک، شما باید توضیح دهید که: اولاً: چرا در تخلف قانونی محرز و آشکار، بدون تشکیل و اجازه مجمع عمومی و برخلاف قوانین حاکم بر شرکتهای سهامی خاص، صندوق بازنشستگی فولاد را که یک صندوق کاملاً ورشکسته است با صندوق ما ادغام کردید؟ قطعاً این تخلف محرز قانونی بوده و مستوجب پیگیری از طریق مراجع قانونی نظارتی است. ثانیاً: شفافسازی کنید که چرا بدون نظر بازنشستگان، سهامداران اصلی و قانونی صندوق، اقدام به تعویض مدیریت صندوق بهمیل صندوق ورشکسته فولاد نمودهاید؟
۳. دلیل شما درعدم شفافیت احکام صادره بازنشستگان چیست؟ چرا زیر بار شفافسازی احکام طبق احکام زمان شاغلی نمیروید؟ آیا بهجز بوی دسیسه و رانتخواری و کم کردن تعمدی از حقوق بازنشستگان مظلوم، بوی چیزی دیگر به مشام میرسد؟
۴. ما سهامداران اصلی صندوق حق داریم که از بهترین امکانات رفاهی و بیمهای آن که از محل ثروتاندوزیها و داراییهایمان بهدست آمده است، بهرایگان استفاده کنیم. لطفاً پاسخ بدهید چرا آنچنان که در شأن بازنشستگان است، این امکانات را در اختیار آنها قرار ندادهاید؟
۵. چرا فضاحتبارترین قرارداد بیمه تکمیلی را که موجب فقیرتر شدن بازنشستگان و ثروتاندوزی بیحد و حصر بیمه ورشکسته «دی» میشود، در خوشبینانهترین حالت در اثر جهالت و یاعدم مطالعه قرارداد با این بیمه گمنام بستهاید؟
جناب آقای احمد میدری! شما وظیفه دارید بدون سوءاستفاده از شرایط جنگی کشور، با منطق و استدلال قوی به واژهواژه این نامه که به امضای جمع کثیری از بازنشستگان کشوری میرسد، پاسخ دهید.
پاسخگویی به مطالبات کارگران = امنیت مرزها
https://t.me/sandughetesabkar
Telegram
صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar
صندوق اعتصاب کارگری برای حمایت مالی و معنوی از کارگران اعتصابی فعالیت می کند. نهادی صنفی ومستقل است و به هیچ گروه و سازمان سیاسی وابسته نیست و از هر کارگر اعتصابی بدون در نظر گرفتن زبان، رنگ، مذهب و یا عقیده ای حمایت می کند.
ایمیل: sandugh.etesab.kar@gmai
ایمیل: sandugh.etesab.kar@gmai
❤1
Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
دو تن از رهبران کارگری ترکیه توسط رژیم صهیونیستی ربوده شدند.
محمود ارسلان و فاطما زینگ معاون وی، از رهبران اتحادیه کارگری HAK-IS ترکیه که در کشتی کمک های مردمی ارسالی به غزه «ناوگان صمود» برای رساندن کمک به جنگزدگان فلسطینی اعزام شده بودند، در آب های بین المللی توسط ماموران رژیم صهیونیستی دستگیر و ربوده شدند.
این تشکل کارگری ترکیهای طی بیانیهای خواستار آزادی این دو فعال کارگری ترک شدند.
صهیونیسم = نازیسم
زنده باد فلسطین!
نابود باد صهیونیسم!
https://t.me/sandughetesabkar
محمود ارسلان و فاطما زینگ معاون وی، از رهبران اتحادیه کارگری HAK-IS ترکیه که در کشتی کمک های مردمی ارسالی به غزه «ناوگان صمود» برای رساندن کمک به جنگزدگان فلسطینی اعزام شده بودند، در آب های بین المللی توسط ماموران رژیم صهیونیستی دستگیر و ربوده شدند.
این تشکل کارگری ترکیهای طی بیانیهای خواستار آزادی این دو فعال کارگری ترک شدند.
صهیونیسم = نازیسم
زنده باد فلسطین!
نابود باد صهیونیسم!
https://t.me/sandughetesabkar
Forwarded from گروه اتحاد بازنشستگان
🍂🍁
🔻حق مسکن ۳ میلیون تومان، اجاره مسکن ۳۰ میلیون تومان.
بر اساس آمارهای دولتی ۸ میلیون خانوار مستأجر در ایران وجود دارند که اکثریت آنان را کارگران تشکیل میدهند.
مجموع دریافتی یک کارگر مجردِ بدون فرزند در سال ۱۴۰۵ حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی یک کارگر متأهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است.
حق مسکن کارگران مبلغ ۳ میلیون تومان تعیین شده است. این در حالی است که متوسط اجارهبهای مسکن در شهر تهران ماهانه حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد میشود؛ رقمی که نشان میدهد حق مسکن تنها حدود ۱۰ درصد هزینه اجاره را پوشش میدهد.
اما فاجعه فقط به اینجا ختم نمیشود. دریافتی بسیاری از کارگران مشمول قانون کار و حداقلبگیر حدود ۲۴ میلیون تومان در ماه است؛ یعنی یک کارگر برای پرداخت اجاره خانه باید دستکم ۶ میلیون تومان بیش از کل دریافتی ماهانه خود تأمین کند تا فقط بتواند اجاره مسکن را بپردازد.
این در حالی است که میلیونها کارگر بیکار در ایران نه تحت پوشش بیمههای تأمین اجتماعی هستند و نه از حداقل درآمد برخوردارند.
تحقیر زندگی کارگران توسط نظام سرمایهداری و صاحبان ثروت و قدرت در ایران، مرزهای استثمار و بیعدالتی را درنوردیده است. صاحبان سرمایه نهتنها با اتکا به رسانههایی که دروغ و جهل را بازتولید میکنند، قناعتپیشگی و وضعیت موجود را امری ازلی و ابدی جلوه میدهند، بلکه با توسل به دستگاههای قضایی و نهادهای سرکوب، صدای حقطلبی را در نطفه خفه میکنند تا «بهشت سرمایهداری» در ایران خدشهدار نشود و «دوزخ کارگران» همچنان شعلهور بماند؛ دوزخی که حاصل آن، انباشت ثروتهای نجومی برای اقلیتی انگل است.
کارگران شاغل، کارگران بیکار و فرودستان جامعه، درد و منافع مشترکی دارند. ایجاد تشکلهای مستقل در محل کار و زندگی، برای رهایی از این شرایط فاجعهبار ضروری است. متحد شویم و برای زندگی خود تصمیمگیرنده باشیم. حق تجمع، اعتراض، اعتصاب و ایجاد تشکلهای مستقل را با هم مطالبه کنیم.
ـ تأمین مسکن وظیفهای اجتماعی است و نباید تابع منطق سودجویی بازار باشد.
ـ زنان فاقد مسکن، کارگران، بیکاران، افراد کمدرآمد، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای پرجمعیت و بیخانمانها باید از مسکن مناسب برخوردار شوند
ـ کنترل عادلانهٔ اجارهبها، منع تخلیهٔ اجباری و تعیین اجاره بر اساس درصدی از درآمد خانوار الزامی است.
@komite_h
بازنشر
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
🔻حق مسکن ۳ میلیون تومان، اجاره مسکن ۳۰ میلیون تومان.
بر اساس آمارهای دولتی ۸ میلیون خانوار مستأجر در ایران وجود دارند که اکثریت آنان را کارگران تشکیل میدهند.
مجموع دریافتی یک کارگر مجردِ بدون فرزند در سال ۱۴۰۵ حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی یک کارگر متأهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است.
حق مسکن کارگران مبلغ ۳ میلیون تومان تعیین شده است. این در حالی است که متوسط اجارهبهای مسکن در شهر تهران ماهانه حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد میشود؛ رقمی که نشان میدهد حق مسکن تنها حدود ۱۰ درصد هزینه اجاره را پوشش میدهد.
اما فاجعه فقط به اینجا ختم نمیشود. دریافتی بسیاری از کارگران مشمول قانون کار و حداقلبگیر حدود ۲۴ میلیون تومان در ماه است؛ یعنی یک کارگر برای پرداخت اجاره خانه باید دستکم ۶ میلیون تومان بیش از کل دریافتی ماهانه خود تأمین کند تا فقط بتواند اجاره مسکن را بپردازد.
این در حالی است که میلیونها کارگر بیکار در ایران نه تحت پوشش بیمههای تأمین اجتماعی هستند و نه از حداقل درآمد برخوردارند.
تحقیر زندگی کارگران توسط نظام سرمایهداری و صاحبان ثروت و قدرت در ایران، مرزهای استثمار و بیعدالتی را درنوردیده است. صاحبان سرمایه نهتنها با اتکا به رسانههایی که دروغ و جهل را بازتولید میکنند، قناعتپیشگی و وضعیت موجود را امری ازلی و ابدی جلوه میدهند، بلکه با توسل به دستگاههای قضایی و نهادهای سرکوب، صدای حقطلبی را در نطفه خفه میکنند تا «بهشت سرمایهداری» در ایران خدشهدار نشود و «دوزخ کارگران» همچنان شعلهور بماند؛ دوزخی که حاصل آن، انباشت ثروتهای نجومی برای اقلیتی انگل است.
کارگران شاغل، کارگران بیکار و فرودستان جامعه، درد و منافع مشترکی دارند. ایجاد تشکلهای مستقل در محل کار و زندگی، برای رهایی از این شرایط فاجعهبار ضروری است. متحد شویم و برای زندگی خود تصمیمگیرنده باشیم. حق تجمع، اعتراض، اعتصاب و ایجاد تشکلهای مستقل را با هم مطالبه کنیم.
ـ تأمین مسکن وظیفهای اجتماعی است و نباید تابع منطق سودجویی بازار باشد.
ـ زنان فاقد مسکن، کارگران، بیکاران، افراد کمدرآمد، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای پرجمعیت و بیخانمانها باید از مسکن مناسب برخوردار شوند
ـ کنترل عادلانهٔ اجارهبها، منع تخلیهٔ اجباری و تعیین اجاره بر اساس درصدی از درآمد خانوار الزامی است.
@komite_h
بازنشر
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
Telegram
گروه اتحاد بازنشستگان
کانال " گروه اتحاد بازنشستگان " منعکس کننده خواست های برحق تمام بازنشستگان ایران و سایر مزد بگیران زحمتکش می باشد و برای تحقق این مهم نیازمند مشارکت هم سرنوشتان خود هستیم.
Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
زندان اوین؛ گزارشی از اعتصاب کریگ و لیندزی فورمن، زوج بریتانیایی
کریگ فورمن و لیندزی فورمن، دو شهروند بریتانیایی محبوس در زندان اوین، در اعتراض به شرایط نگهداریشان در زندان و قطع امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده، دست به اعتصاب زدهاند.
کریگ فورمن و لیندزی فورمن، دو شهروند بریتانیایی محبوس در زندان اوین، در اعتراض به شرایط نگهداریشان در زندان و قطع امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده، دست به اعتصاب زدهاند.
ادامه مطلب 👇
https://telegra.ph/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8-05-20-3
Forwarded from شورای مدیریت گذار
روز بزرگداشت فردوسی
به بهانه ۲۵ اردیبشهت روز بزرگداشت فردوسی
در دل خاکِ توس، مردی زندگی میکرد که شاید خودش هم نمیدانست هزار سال بعد، هنوز نامش مثل یک پرچم روی شانههای ایران میدرخشد؛
ابوالقاسم فردوسی
مردی که نه پادشاه بود، نه فرمانده سپاه، نه صاحب گنج و ثروت…
اما کاری کرد که از هزاران شمشیر ماندگارتر شد.
وقتی ایران زیر فشار فراموشیِ زبان و هویت خودش بود، فردوسی نشست و با واژهها جنگید.
سی سال از عمرش را گذاشت تا «شاهنامه» را بنویسد؛
کتابی که فقط شعر نیست، شناسنامهی یک ملت است.
او رستم را زنده کرد، سیاوش را دوباره به آتش برد، ضحاک را از دل تاریکی بیرون کشید و به ایرانیها یادآوری کرد که ریشهشان چقدر عمیق است.
اگر امروز هنوز واژههای فارسی اینقدر زنده و باشکوهاند، بخشی از آن را مدیون فردوسی هستیم.
عجیبترین بخش ماجرا اینجاست:
فردوسی برای پول ننوشت.
برای شهرت هم ننوشت.
او میترسید ایران فراموش شود.
شاهنامه فقط داستان جنگ نیست؛
داستان شرافت، عشق، خیانت، غرور، پدری، تنهایی و امید است.
برای همین بعد از هزار سال، هنوز وقتی اسم رستم میآید، چیزی در دل ایرانیها تکان میخورد.
میگویند ملتها با ارتش زنده میمانند؛
اما ایران، با شعرِ فردوسی هم زنده ماند.
تو ای خاک ایران بزی جاودان
شکوهنده با فره باستان
همیشه ز تو دور دست بدی
نگهدار تو نیروی ایزدی
به بهانه ۲۵ اردیبشهت روز بزرگداشت فردوسی
در دل خاکِ توس، مردی زندگی میکرد که شاید خودش هم نمیدانست هزار سال بعد، هنوز نامش مثل یک پرچم روی شانههای ایران میدرخشد؛
ابوالقاسم فردوسی
مردی که نه پادشاه بود، نه فرمانده سپاه، نه صاحب گنج و ثروت…
اما کاری کرد که از هزاران شمشیر ماندگارتر شد.
وقتی ایران زیر فشار فراموشیِ زبان و هویت خودش بود، فردوسی نشست و با واژهها جنگید.
سی سال از عمرش را گذاشت تا «شاهنامه» را بنویسد؛
کتابی که فقط شعر نیست، شناسنامهی یک ملت است.
او رستم را زنده کرد، سیاوش را دوباره به آتش برد، ضحاک را از دل تاریکی بیرون کشید و به ایرانیها یادآوری کرد که ریشهشان چقدر عمیق است.
اگر امروز هنوز واژههای فارسی اینقدر زنده و باشکوهاند، بخشی از آن را مدیون فردوسی هستیم.
عجیبترین بخش ماجرا اینجاست:
فردوسی برای پول ننوشت.
برای شهرت هم ننوشت.
او میترسید ایران فراموش شود.
شاهنامه فقط داستان جنگ نیست؛
داستان شرافت، عشق، خیانت، غرور، پدری، تنهایی و امید است.
برای همین بعد از هزار سال، هنوز وقتی اسم رستم میآید، چیزی در دل ایرانیها تکان میخورد.
میگویند ملتها با ارتش زنده میمانند؛
اما ایران، با شعرِ فردوسی هم زنده ماند.
تو ای خاک ایران بزی جاودان
شکوهنده با فره باستان
همیشه ز تو دور دست بدی
نگهدار تو نیروی ایزدی
Forwarded from جهانگیر شادانلو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟢کانالی برای گفتن حقایق
و راهکارهایی برای جنبش بزرگ هموطنان🟢
⬇️لینک کانال تلگرام⬇️
https://t.me/IRAN9821TEHRAN
و راهکارهایی برای جنبش بزرگ هموطنان🟢
⬇️لینک کانال تلگرام⬇️
https://t.me/IRAN9821TEHRAN
hey - you should join us for this live room happening now "اپوزسيون، آمر يا عامل؟". https://www.clubhouse.com/i/%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D9%8A%D9%88%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%B1-%D9%8A%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84/P1DC779B
Clubhouse
Join اپوزسيون، آمر يا عامل؟
You were invited to join this live room
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روایت_میناب
«بنام خدا…
من آتنا چملینژاد هستم…
میخوام کارتفلاشها رو به شما نشون بدم…»
این صدا… تنها چیزیست که از خواهرزادهی کوچکم برایمان مانده.
صدای دختری که تازه کلاس اول رفته بود، تازه داشت الفبا را یاد میگرفت،
تازه داشت زندگی را هجّی میکرد.
هر بار این ویدیو پخش میشود،
انگار زمان برای چند ثانیه میایستد؛ و بعد دوباره یادمان میآید کودکی که با ذوق میگفت «آ اول» و «ب اول»، حالا دیگر بین ما نیست.
جنگ، آتنا را از ما گرفت. قبل از اینکه رویاهایش بزرگ شوند، قبل از اینکه دفتر مشقش کامل شود، قبل از اینکه حتی کودکیاش را زندگی کند.
#آتنا_چملینژاد
#مدرسه_شجره_طیبه_میناب
#جنگ
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
«بنام خدا…
من آتنا چملینژاد هستم…
میخوام کارتفلاشها رو به شما نشون بدم…»
این صدا… تنها چیزیست که از خواهرزادهی کوچکم برایمان مانده.
صدای دختری که تازه کلاس اول رفته بود، تازه داشت الفبا را یاد میگرفت،
تازه داشت زندگی را هجّی میکرد.
هر بار این ویدیو پخش میشود،
انگار زمان برای چند ثانیه میایستد؛ و بعد دوباره یادمان میآید کودکی که با ذوق میگفت «آ اول» و «ب اول»، حالا دیگر بین ما نیست.
جنگ، آتنا را از ما گرفت. قبل از اینکه رویاهایش بزرگ شوند، قبل از اینکه دفتر مشقش کامل شود، قبل از اینکه حتی کودکیاش را زندگی کند.
#آتنا_چملینژاد
#مدرسه_شجره_طیبه_میناب
#جنگ
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 کرایهای که از جیب کارگر میرود، اجارهای که از خیابان درمیآید
حملونقل عمومی در شهر فقط یک «خدمت شهری» نیست؛ شرط حضور در شهر است. برای کسی که هر روز از جنوب، حاشیه یا شهرهای اقماری به محل کارش میرسد، اتوبوس و مترو نه انتخابی میان چند گزینه، بلکه راه ورود به زندگی روزمره است: رفتن به کار، درمان، مدرسه، دانشگاه، خرید، دیدار خانواده، پیگیری کار اداری و حتی نفس کشیدن در شهری که بخش بزرگی از آن با پول و خودرو خصوصیسازی شده است.
در چنین شهری، کرایه حملونقل عمومی فقط چند هزار تومان ساده نیست. این کرایه، عوارضی است که کارگر برای حق حضور در شهر میپردازد. هر بار کارت بلیت زده میشود، بخشی از مزد روزانه پیشاپیش از جیب کسی کم میشود که برای تولید، خدمات، نظافت، نگهبانی، فروش، پرستاری، کارگاه، کارخانه یا اداره به شهر حرکت میکند. حملونقل عمومی همان مسیری است که نیروی کار را هر روز به شهر میرساند؛ پس هزینه آن نباید دوباره از جیب خودِ نیروی کار برداشته شود.
اخبارها گواهی میدهد که درآمد مستقیم مترو از فروش بلیت، در برابر کل هزینهها و بودجه شهرداری عدد تعیینکنندهای نیست. در بودجه ۱۴۰۴، درآمد مستقیم فروش بلیت مترو حدود ۲۱۷۷ میلیارد تومان برآورد شده، درحالیکه هزینه شرکت بهرهبرداری مترو حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان است؛ یعنی فروش بلیت فقط حدود ۱۲ درصد هزینه جاری مترو را پوشش میدهد. اگر کل بودجه شرکتها و سازمانهای تابعه شهرداری را در نظر بگیریم، سهم فروش بلیت مترو حدود یک درصد است. متن ضمیمه از همین جا نتیجه میگیرد که رایگان کردن مترو بار مالی غیرقابلتحملی به شهر تحمیل نمیکند و مسئله، بیش از آنکه «نبود پول» باشد، اولویتگذاری طبقاتی بودجه شهری است.
برای اتوبوس و بهویژه خطوط بیآرتی، مسئله حتی روشنتر است. مترو دستکم نیازمند سرمایهگذاری سنگین برای تونل، ایستگاه، قطار، سیگنالینگ و زیرساخت است. اما بیآرتی از خیابانهایی استفاده میکند که پیشاپیش از بودجه عمومی، زمین عمومی و فضای مشترک شهر ساخته شدهاند. در بیآرتی یک خط از خیابان جدا میشود، از ترافیک عمومی مصون میماند و به مسیر انحصاری حملونقل تبدیل میشود. همین امتیاز فضایی، ارزش اقتصادی ایجاد میکند. وقتی اتوبوسها در مسیرهای پرتردد، با مسافر ایستاده و گردش سریع حرکت میکنند، این خطوط میتوانند درآمدزا باشند؛ تا جایی که شرکتهای خصوصی حاضر شوند برای گرفتن امتیاز بهرهبرداری، اتوبوس، راننده و نیروی اداری خود را وارد کنند و در عین رعایت کرایه مصوب، به شرکت واحد اجاره یا سهمی بپردازند. درباره نمونههایی مثل بهرهبرداری خصوصی از خط راهآهن–تجریش، اطلاعات عمومی و شفاف کافی در دسترس نیست؛ همین نبود شفافیت، خودش بخشی از مسئله است.
از نظر رسمی، نرخ بلیت هم همچنان توسط شورای شهر تعیین میشود. برای سال ۱۴۰۴، طبق اعلام شورای شهر، بهای بلیت اتوبوسهای تندرو تا پنج کیلومتر ۲۷۵۰ تومان و برای هر پنج کیلومتر اضافه ۶۰۰ تومان تعیین شده است. یعنی حتی وقتی مسیر، مسیر عمومی است؛ خیابان، خیابان عمومی است؛ و مسافر اصلی، طبقات کارگر و کمدرآمدند، باز هم ورود به این مسیر عمومی مشروط به پرداخت است. درواقع، شهر از یک سو از نیروی کار برای چرخیدن استفاده میکند و از سوی دیگر برای رساندن همین نیروی کار به محل کار از او کرایه میگیرد.
اینجاست که باید پرسید: خیابان مال کیست؟ اگر بخشی از خیابان عمومی به خط ویژه تبدیل شده، اگر شهر از کاهش ترافیک و آلودگی سود میبرد، اگر کارفرماها از رسیدن روزانه کارگران به محل کار سود میبرند، چرا هزینه جابهجایی باید روی دوش همان کسی باشد که کمترین سهم را از ثروت شهر دارد؟
دفاع از حملونقل رایگان، دفاع از «مجانیخواهی» نیست؛ دفاع از بازگرداندن بخشی از ثروتی است که هر روز از کار مردم ساخته میشود. شهر بدون کارگران، فروشندگان، رانندگان، پرستاران، کارمندان جزء، کارگران خدماتی و نیروهای روزمزد نمیچرخد. اما همین گروهها بیش از همه مجبورند برای رفتوآمد هزینه بدهند. برای طبقات مرفه، کرایه اتوبوس مسئلهای نیست؛ برای کارگر، همین هزینه وقتی در دو مسیر رفتوبرگشت، در چند نفر از اعضای خانواده و در سی روز ماه ضرب شود، به بخشی واقعی از فشار معیشت تبدیل میشود.
تجربههای جهانی هم نشان میدهد رایگانسازی حملونقل عمومی فقط یک شعار نیست. در تالین، پایتخت استونی، کل شبکه حملونقل عمومی برای ساکنان شهر رایگان شد و هزینه آن از محل مالیات درآمدی تأمین شد که به شهرداری محل سکونت افراد اختصاص مییافت. در دانکرک فرانسه نیز اتوبوسها رایگان شدند و بخشی از منابع از مالیات حملونقل شرکتها و بازتخصیص هزینههای شهری تأمین شد. ⬇️
حملونقل عمومی در شهر فقط یک «خدمت شهری» نیست؛ شرط حضور در شهر است. برای کسی که هر روز از جنوب، حاشیه یا شهرهای اقماری به محل کارش میرسد، اتوبوس و مترو نه انتخابی میان چند گزینه، بلکه راه ورود به زندگی روزمره است: رفتن به کار، درمان، مدرسه، دانشگاه، خرید، دیدار خانواده، پیگیری کار اداری و حتی نفس کشیدن در شهری که بخش بزرگی از آن با پول و خودرو خصوصیسازی شده است.
در چنین شهری، کرایه حملونقل عمومی فقط چند هزار تومان ساده نیست. این کرایه، عوارضی است که کارگر برای حق حضور در شهر میپردازد. هر بار کارت بلیت زده میشود، بخشی از مزد روزانه پیشاپیش از جیب کسی کم میشود که برای تولید، خدمات، نظافت، نگهبانی، فروش، پرستاری، کارگاه، کارخانه یا اداره به شهر حرکت میکند. حملونقل عمومی همان مسیری است که نیروی کار را هر روز به شهر میرساند؛ پس هزینه آن نباید دوباره از جیب خودِ نیروی کار برداشته شود.
اخبارها گواهی میدهد که درآمد مستقیم مترو از فروش بلیت، در برابر کل هزینهها و بودجه شهرداری عدد تعیینکنندهای نیست. در بودجه ۱۴۰۴، درآمد مستقیم فروش بلیت مترو حدود ۲۱۷۷ میلیارد تومان برآورد شده، درحالیکه هزینه شرکت بهرهبرداری مترو حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان است؛ یعنی فروش بلیت فقط حدود ۱۲ درصد هزینه جاری مترو را پوشش میدهد. اگر کل بودجه شرکتها و سازمانهای تابعه شهرداری را در نظر بگیریم، سهم فروش بلیت مترو حدود یک درصد است. متن ضمیمه از همین جا نتیجه میگیرد که رایگان کردن مترو بار مالی غیرقابلتحملی به شهر تحمیل نمیکند و مسئله، بیش از آنکه «نبود پول» باشد، اولویتگذاری طبقاتی بودجه شهری است.
برای اتوبوس و بهویژه خطوط بیآرتی، مسئله حتی روشنتر است. مترو دستکم نیازمند سرمایهگذاری سنگین برای تونل، ایستگاه، قطار، سیگنالینگ و زیرساخت است. اما بیآرتی از خیابانهایی استفاده میکند که پیشاپیش از بودجه عمومی، زمین عمومی و فضای مشترک شهر ساخته شدهاند. در بیآرتی یک خط از خیابان جدا میشود، از ترافیک عمومی مصون میماند و به مسیر انحصاری حملونقل تبدیل میشود. همین امتیاز فضایی، ارزش اقتصادی ایجاد میکند. وقتی اتوبوسها در مسیرهای پرتردد، با مسافر ایستاده و گردش سریع حرکت میکنند، این خطوط میتوانند درآمدزا باشند؛ تا جایی که شرکتهای خصوصی حاضر شوند برای گرفتن امتیاز بهرهبرداری، اتوبوس، راننده و نیروی اداری خود را وارد کنند و در عین رعایت کرایه مصوب، به شرکت واحد اجاره یا سهمی بپردازند. درباره نمونههایی مثل بهرهبرداری خصوصی از خط راهآهن–تجریش، اطلاعات عمومی و شفاف کافی در دسترس نیست؛ همین نبود شفافیت، خودش بخشی از مسئله است.
از نظر رسمی، نرخ بلیت هم همچنان توسط شورای شهر تعیین میشود. برای سال ۱۴۰۴، طبق اعلام شورای شهر، بهای بلیت اتوبوسهای تندرو تا پنج کیلومتر ۲۷۵۰ تومان و برای هر پنج کیلومتر اضافه ۶۰۰ تومان تعیین شده است. یعنی حتی وقتی مسیر، مسیر عمومی است؛ خیابان، خیابان عمومی است؛ و مسافر اصلی، طبقات کارگر و کمدرآمدند، باز هم ورود به این مسیر عمومی مشروط به پرداخت است. درواقع، شهر از یک سو از نیروی کار برای چرخیدن استفاده میکند و از سوی دیگر برای رساندن همین نیروی کار به محل کار از او کرایه میگیرد.
اینجاست که باید پرسید: خیابان مال کیست؟ اگر بخشی از خیابان عمومی به خط ویژه تبدیل شده، اگر شهر از کاهش ترافیک و آلودگی سود میبرد، اگر کارفرماها از رسیدن روزانه کارگران به محل کار سود میبرند، چرا هزینه جابهجایی باید روی دوش همان کسی باشد که کمترین سهم را از ثروت شهر دارد؟
دفاع از حملونقل رایگان، دفاع از «مجانیخواهی» نیست؛ دفاع از بازگرداندن بخشی از ثروتی است که هر روز از کار مردم ساخته میشود. شهر بدون کارگران، فروشندگان، رانندگان، پرستاران، کارمندان جزء، کارگران خدماتی و نیروهای روزمزد نمیچرخد. اما همین گروهها بیش از همه مجبورند برای رفتوآمد هزینه بدهند. برای طبقات مرفه، کرایه اتوبوس مسئلهای نیست؛ برای کارگر، همین هزینه وقتی در دو مسیر رفتوبرگشت، در چند نفر از اعضای خانواده و در سی روز ماه ضرب شود، به بخشی واقعی از فشار معیشت تبدیل میشود.
تجربههای جهانی هم نشان میدهد رایگانسازی حملونقل عمومی فقط یک شعار نیست. در تالین، پایتخت استونی، کل شبکه حملونقل عمومی برای ساکنان شهر رایگان شد و هزینه آن از محل مالیات درآمدی تأمین شد که به شهرداری محل سکونت افراد اختصاص مییافت. در دانکرک فرانسه نیز اتوبوسها رایگان شدند و بخشی از منابع از مالیات حملونقل شرکتها و بازتخصیص هزینههای شهری تأمین شد. ⬇️
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
⬆️ در دانکرک، رایگان شدن اتوبوس فقط مسئله جابهجایی نبود؛ تنش میان راننده و مسافر بر سر بلیت کم شد، برچسب «فقیر» و «دانشجو» از روی مسافران برداشته شد و مردم حملونقل رایگان را نوعی بازتوزیع آشکار ثروت دیدند. در بررسی تجربه تالین نیز استفاده از حملونقل عمومی افزایش یافت و بیشترین تغییر رفتاری مربوط به گروههای کمدرآمد بود؛ یعنی همانهایی که هزینه بلیت برایشان مانع واقعی حضور در شهر بود.
پس بحث فقط ترافیک نیست. ممکن است رایگان شدن بهتنهایی همه خودروهای شخصی را از خیابان جمع نکند. اما اثر طبقاتی آن روشن است: کسی که قبلاً بهخاطر هزینه بلیت از سفر درمانی، کاریابی، دیدار خانوادگی، آموزش یا حضور در فضای عمومی صرفنظر میکرد، امکان حرکت پیدا میکند. حملونقل رایگان یعنی شهر برای فقرا کمی کمتر بسته میشود.
امروز شهرداری و دولت معمولاً حملونقل عمومی را هزینه میبینند؛ اما در عمل از آن درآمد هم میگیرند. در مترو از بلیت، غرفه، تبلیغات و املاک پیرامونی؛ در اتوبوس و بیآرتی از کرایه و گاهی از واگذاری بهرهبرداری. البته درباره بیآرتی تهران اطلاعات شفاف، منظم و قابل دسترس درباره قراردادها، اجارهها، سود بهرهبرداران و سهم شرکت واحد وجود ندارد. این ابهام باید پایان یابد. اگر از خط ویژهای که از فضای عمومی شهر جدا شده درآمد ساخته میشود، مردم حق دارند بدانند چه کسی، چقدر و با چه قراردادی از آن منتفع میشود.
اما مطالبه اصلی فراتر از شفافیت است: حملونقل عمومی باید رایگان، همگانی و باکیفیت باشد. هزینه آن باید از جایی تأمین شود که ثروت شهر را تصاحب میکند: عوارض سنگینتر بر خودروهای لوکس و آلاینده، مالیات شهری بر املاک گرانقیمت، سهم کارفرمایان بزرگ از جابهجایی نیروی کار، درآمدهای پایدار شهری و بودجه عمومی. در یادداشت ضمیمه هم بر همین مسیرها تأکید شده است: عوارض خودرو، آلایندگی، طرح ترافیک، مالیات و عوارض بر کسبوکارهای پردرآمد و املاک گرانقیمت میتوانند منابع جایگزین باشند.
شهر نمیتواند هم از کار مردم تغذیه کند، هم راه رسیدن مردم به کار را بفروشد. نمیشود خیابان عمومی را به مسیر درآمدزایی تبدیل کرد و بعد از کارگر، دانشجو، بازنشسته، زن خانهدار، کودک مدرسهرو و بیکارِ جویای کار کرایه گرفت. حملونقل عمومی، بهویژه اتوبوس و بیآرتی، باید از منطق کسب درآمد خارج شود و به منطق حق بازگردد. حق جابهجایی، حق حضور در شهر است. و شهری که برای عبور از آن باید مدام پول داد، شهری نیست که به همه تعلق داشته باشد.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
Vahed_Syndica@
ایمیل سندیکا:
vsyndica@gmail.com
پس بحث فقط ترافیک نیست. ممکن است رایگان شدن بهتنهایی همه خودروهای شخصی را از خیابان جمع نکند. اما اثر طبقاتی آن روشن است: کسی که قبلاً بهخاطر هزینه بلیت از سفر درمانی، کاریابی، دیدار خانوادگی، آموزش یا حضور در فضای عمومی صرفنظر میکرد، امکان حرکت پیدا میکند. حملونقل رایگان یعنی شهر برای فقرا کمی کمتر بسته میشود.
امروز شهرداری و دولت معمولاً حملونقل عمومی را هزینه میبینند؛ اما در عمل از آن درآمد هم میگیرند. در مترو از بلیت، غرفه، تبلیغات و املاک پیرامونی؛ در اتوبوس و بیآرتی از کرایه و گاهی از واگذاری بهرهبرداری. البته درباره بیآرتی تهران اطلاعات شفاف، منظم و قابل دسترس درباره قراردادها، اجارهها، سود بهرهبرداران و سهم شرکت واحد وجود ندارد. این ابهام باید پایان یابد. اگر از خط ویژهای که از فضای عمومی شهر جدا شده درآمد ساخته میشود، مردم حق دارند بدانند چه کسی، چقدر و با چه قراردادی از آن منتفع میشود.
اما مطالبه اصلی فراتر از شفافیت است: حملونقل عمومی باید رایگان، همگانی و باکیفیت باشد. هزینه آن باید از جایی تأمین شود که ثروت شهر را تصاحب میکند: عوارض سنگینتر بر خودروهای لوکس و آلاینده، مالیات شهری بر املاک گرانقیمت، سهم کارفرمایان بزرگ از جابهجایی نیروی کار، درآمدهای پایدار شهری و بودجه عمومی. در یادداشت ضمیمه هم بر همین مسیرها تأکید شده است: عوارض خودرو، آلایندگی، طرح ترافیک، مالیات و عوارض بر کسبوکارهای پردرآمد و املاک گرانقیمت میتوانند منابع جایگزین باشند.
شهر نمیتواند هم از کار مردم تغذیه کند، هم راه رسیدن مردم به کار را بفروشد. نمیشود خیابان عمومی را به مسیر درآمدزایی تبدیل کرد و بعد از کارگر، دانشجو، بازنشسته، زن خانهدار، کودک مدرسهرو و بیکارِ جویای کار کرایه گرفت. حملونقل عمومی، بهویژه اتوبوس و بیآرتی، باید از منطق کسب درآمد خارج شود و به منطق حق بازگردد. حق جابهجایی، حق حضور در شهر است. و شهری که برای عبور از آن باید مدام پول داد، شهری نیست که به همه تعلق داشته باشد.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
Vahed_Syndica@
ایمیل سندیکا:
vsyndica@gmail.com
Telegram
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانال رسمی تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
تماس با تلگرام سندیکا از طریق آیدی زیر
@Vahed_Syndica
تماس با تلگرام سندیکا از طریق آیدی زیر
@Vahed_Syndica
Forwarded from سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز، یکشنبه ۳ خرداد، بازنشستگان شوش یاد و خاطره پرویز قلیچخانی را گرامی داشتند؛ پرویز قلیچ خانی انسانی آزاده که همواره در کنار کارگران و زحمتکشان ایستاد و از حقوق آنان دفاع کرد.
نام و یاد او بهعنوان صدایی برای عدالت و برابری در حافظه مردم ماندگار خواهد بود.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
https://t.me/syndica_7tape
نام و یاد او بهعنوان صدایی برای عدالت و برابری در حافظه مردم ماندگار خواهد بود.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
https://t.me/syndica_7tape