Forwarded from صندوق اعتصاب کارگریhttps://t.me/sandughetesabkar (D)
دو تن از رهبران کارگری ترکیه توسط رژیم صهیونیستی ربوده شدند.
محمود ارسلان و فاطما زینگ معاون وی، از رهبران اتحادیه کارگری HAK-IS ترکیه که در کشتی کمک های مردمی ارسالی به غزه «ناوگان صمود» برای رساندن کمک به جنگزدگان فلسطینی اعزام شده بودند، در آب های بین المللی توسط ماموران رژیم صهیونیستی دستگیر و ربوده شدند.
این تشکل کارگری ترکیهای طی بیانیهای خواستار آزادی این دو فعال کارگری ترک شدند.
صهیونیسم = نازیسم
زنده باد فلسطین!
نابود باد صهیونیسم!
https://t.me/sandughetesabkar
محمود ارسلان و فاطما زینگ معاون وی، از رهبران اتحادیه کارگری HAK-IS ترکیه که در کشتی کمک های مردمی ارسالی به غزه «ناوگان صمود» برای رساندن کمک به جنگزدگان فلسطینی اعزام شده بودند، در آب های بین المللی توسط ماموران رژیم صهیونیستی دستگیر و ربوده شدند.
این تشکل کارگری ترکیهای طی بیانیهای خواستار آزادی این دو فعال کارگری ترک شدند.
صهیونیسم = نازیسم
زنده باد فلسطین!
نابود باد صهیونیسم!
https://t.me/sandughetesabkar
Forwarded from گروه اتحاد بازنشستگان
🍂🍁
🔻حق مسکن ۳ میلیون تومان، اجاره مسکن ۳۰ میلیون تومان.
بر اساس آمارهای دولتی ۸ میلیون خانوار مستأجر در ایران وجود دارند که اکثریت آنان را کارگران تشکیل میدهند.
مجموع دریافتی یک کارگر مجردِ بدون فرزند در سال ۱۴۰۵ حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی یک کارگر متأهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است.
حق مسکن کارگران مبلغ ۳ میلیون تومان تعیین شده است. این در حالی است که متوسط اجارهبهای مسکن در شهر تهران ماهانه حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد میشود؛ رقمی که نشان میدهد حق مسکن تنها حدود ۱۰ درصد هزینه اجاره را پوشش میدهد.
اما فاجعه فقط به اینجا ختم نمیشود. دریافتی بسیاری از کارگران مشمول قانون کار و حداقلبگیر حدود ۲۴ میلیون تومان در ماه است؛ یعنی یک کارگر برای پرداخت اجاره خانه باید دستکم ۶ میلیون تومان بیش از کل دریافتی ماهانه خود تأمین کند تا فقط بتواند اجاره مسکن را بپردازد.
این در حالی است که میلیونها کارگر بیکار در ایران نه تحت پوشش بیمههای تأمین اجتماعی هستند و نه از حداقل درآمد برخوردارند.
تحقیر زندگی کارگران توسط نظام سرمایهداری و صاحبان ثروت و قدرت در ایران، مرزهای استثمار و بیعدالتی را درنوردیده است. صاحبان سرمایه نهتنها با اتکا به رسانههایی که دروغ و جهل را بازتولید میکنند، قناعتپیشگی و وضعیت موجود را امری ازلی و ابدی جلوه میدهند، بلکه با توسل به دستگاههای قضایی و نهادهای سرکوب، صدای حقطلبی را در نطفه خفه میکنند تا «بهشت سرمایهداری» در ایران خدشهدار نشود و «دوزخ کارگران» همچنان شعلهور بماند؛ دوزخی که حاصل آن، انباشت ثروتهای نجومی برای اقلیتی انگل است.
کارگران شاغل، کارگران بیکار و فرودستان جامعه، درد و منافع مشترکی دارند. ایجاد تشکلهای مستقل در محل کار و زندگی، برای رهایی از این شرایط فاجعهبار ضروری است. متحد شویم و برای زندگی خود تصمیمگیرنده باشیم. حق تجمع، اعتراض، اعتصاب و ایجاد تشکلهای مستقل را با هم مطالبه کنیم.
ـ تأمین مسکن وظیفهای اجتماعی است و نباید تابع منطق سودجویی بازار باشد.
ـ زنان فاقد مسکن، کارگران، بیکاران، افراد کمدرآمد، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای پرجمعیت و بیخانمانها باید از مسکن مناسب برخوردار شوند
ـ کنترل عادلانهٔ اجارهبها، منع تخلیهٔ اجباری و تعیین اجاره بر اساس درصدی از درآمد خانوار الزامی است.
@komite_h
بازنشر
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
🔻حق مسکن ۳ میلیون تومان، اجاره مسکن ۳۰ میلیون تومان.
بر اساس آمارهای دولتی ۸ میلیون خانوار مستأجر در ایران وجود دارند که اکثریت آنان را کارگران تشکیل میدهند.
مجموع دریافتی یک کارگر مجردِ بدون فرزند در سال ۱۴۰۵ حدود ۲۲ میلیون تومان و دریافتی یک کارگر متأهل با یک فرزند حدود ۲۴ میلیون تومان است.
حق مسکن کارگران مبلغ ۳ میلیون تومان تعیین شده است. این در حالی است که متوسط اجارهبهای مسکن در شهر تهران ماهانه حدود ۳۰ میلیون تومان برآورد میشود؛ رقمی که نشان میدهد حق مسکن تنها حدود ۱۰ درصد هزینه اجاره را پوشش میدهد.
اما فاجعه فقط به اینجا ختم نمیشود. دریافتی بسیاری از کارگران مشمول قانون کار و حداقلبگیر حدود ۲۴ میلیون تومان در ماه است؛ یعنی یک کارگر برای پرداخت اجاره خانه باید دستکم ۶ میلیون تومان بیش از کل دریافتی ماهانه خود تأمین کند تا فقط بتواند اجاره مسکن را بپردازد.
این در حالی است که میلیونها کارگر بیکار در ایران نه تحت پوشش بیمههای تأمین اجتماعی هستند و نه از حداقل درآمد برخوردارند.
تحقیر زندگی کارگران توسط نظام سرمایهداری و صاحبان ثروت و قدرت در ایران، مرزهای استثمار و بیعدالتی را درنوردیده است. صاحبان سرمایه نهتنها با اتکا به رسانههایی که دروغ و جهل را بازتولید میکنند، قناعتپیشگی و وضعیت موجود را امری ازلی و ابدی جلوه میدهند، بلکه با توسل به دستگاههای قضایی و نهادهای سرکوب، صدای حقطلبی را در نطفه خفه میکنند تا «بهشت سرمایهداری» در ایران خدشهدار نشود و «دوزخ کارگران» همچنان شعلهور بماند؛ دوزخی که حاصل آن، انباشت ثروتهای نجومی برای اقلیتی انگل است.
کارگران شاغل، کارگران بیکار و فرودستان جامعه، درد و منافع مشترکی دارند. ایجاد تشکلهای مستقل در محل کار و زندگی، برای رهایی از این شرایط فاجعهبار ضروری است. متحد شویم و برای زندگی خود تصمیمگیرنده باشیم. حق تجمع، اعتراض، اعتصاب و ایجاد تشکلهای مستقل را با هم مطالبه کنیم.
ـ تأمین مسکن وظیفهای اجتماعی است و نباید تابع منطق سودجویی بازار باشد.
ـ زنان فاقد مسکن، کارگران، بیکاران، افراد کمدرآمد، سالمندان، افراد دارای معلولیت، خانوادههای پرجمعیت و بیخانمانها باید از مسکن مناسب برخوردار شوند
ـ کنترل عادلانهٔ اجارهبها، منع تخلیهٔ اجباری و تعیین اجاره بر اساس درصدی از درآمد خانوار الزامی است.
@komite_h
بازنشر
https://t.me/GEtehadbazneshastegan
Telegram
گروه اتحاد بازنشستگان
کانال " گروه اتحاد بازنشستگان " منعکس کننده خواست های برحق تمام بازنشستگان ایران و سایر مزد بگیران زحمتکش می باشد و برای تحقق این مهم نیازمند مشارکت هم سرنوشتان خود هستیم.
Forwarded from کنشگران حقوق بشر ایران Iranian Human Rights Activist
زندان اوین؛ گزارشی از اعتصاب کریگ و لیندزی فورمن، زوج بریتانیایی
کریگ فورمن و لیندزی فورمن، دو شهروند بریتانیایی محبوس در زندان اوین، در اعتراض به شرایط نگهداریشان در زندان و قطع امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده، دست به اعتصاب زدهاند.
کریگ فورمن و لیندزی فورمن، دو شهروند بریتانیایی محبوس در زندان اوین، در اعتراض به شرایط نگهداریشان در زندان و قطع امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده، دست به اعتصاب زدهاند.
ادامه مطلب 👇
https://telegra.ph/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8-05-20-3
Forwarded from شورای مدیریت گذار
روز بزرگداشت فردوسی
به بهانه ۲۵ اردیبشهت روز بزرگداشت فردوسی
در دل خاکِ توس، مردی زندگی میکرد که شاید خودش هم نمیدانست هزار سال بعد، هنوز نامش مثل یک پرچم روی شانههای ایران میدرخشد؛
ابوالقاسم فردوسی
مردی که نه پادشاه بود، نه فرمانده سپاه، نه صاحب گنج و ثروت…
اما کاری کرد که از هزاران شمشیر ماندگارتر شد.
وقتی ایران زیر فشار فراموشیِ زبان و هویت خودش بود، فردوسی نشست و با واژهها جنگید.
سی سال از عمرش را گذاشت تا «شاهنامه» را بنویسد؛
کتابی که فقط شعر نیست، شناسنامهی یک ملت است.
او رستم را زنده کرد، سیاوش را دوباره به آتش برد، ضحاک را از دل تاریکی بیرون کشید و به ایرانیها یادآوری کرد که ریشهشان چقدر عمیق است.
اگر امروز هنوز واژههای فارسی اینقدر زنده و باشکوهاند، بخشی از آن را مدیون فردوسی هستیم.
عجیبترین بخش ماجرا اینجاست:
فردوسی برای پول ننوشت.
برای شهرت هم ننوشت.
او میترسید ایران فراموش شود.
شاهنامه فقط داستان جنگ نیست؛
داستان شرافت، عشق، خیانت، غرور، پدری، تنهایی و امید است.
برای همین بعد از هزار سال، هنوز وقتی اسم رستم میآید، چیزی در دل ایرانیها تکان میخورد.
میگویند ملتها با ارتش زنده میمانند؛
اما ایران، با شعرِ فردوسی هم زنده ماند.
تو ای خاک ایران بزی جاودان
شکوهنده با فره باستان
همیشه ز تو دور دست بدی
نگهدار تو نیروی ایزدی
به بهانه ۲۵ اردیبشهت روز بزرگداشت فردوسی
در دل خاکِ توس، مردی زندگی میکرد که شاید خودش هم نمیدانست هزار سال بعد، هنوز نامش مثل یک پرچم روی شانههای ایران میدرخشد؛
ابوالقاسم فردوسی
مردی که نه پادشاه بود، نه فرمانده سپاه، نه صاحب گنج و ثروت…
اما کاری کرد که از هزاران شمشیر ماندگارتر شد.
وقتی ایران زیر فشار فراموشیِ زبان و هویت خودش بود، فردوسی نشست و با واژهها جنگید.
سی سال از عمرش را گذاشت تا «شاهنامه» را بنویسد؛
کتابی که فقط شعر نیست، شناسنامهی یک ملت است.
او رستم را زنده کرد، سیاوش را دوباره به آتش برد، ضحاک را از دل تاریکی بیرون کشید و به ایرانیها یادآوری کرد که ریشهشان چقدر عمیق است.
اگر امروز هنوز واژههای فارسی اینقدر زنده و باشکوهاند، بخشی از آن را مدیون فردوسی هستیم.
عجیبترین بخش ماجرا اینجاست:
فردوسی برای پول ننوشت.
برای شهرت هم ننوشت.
او میترسید ایران فراموش شود.
شاهنامه فقط داستان جنگ نیست؛
داستان شرافت، عشق، خیانت، غرور، پدری، تنهایی و امید است.
برای همین بعد از هزار سال، هنوز وقتی اسم رستم میآید، چیزی در دل ایرانیها تکان میخورد.
میگویند ملتها با ارتش زنده میمانند؛
اما ایران، با شعرِ فردوسی هم زنده ماند.
تو ای خاک ایران بزی جاودان
شکوهنده با فره باستان
همیشه ز تو دور دست بدی
نگهدار تو نیروی ایزدی
❤1
Forwarded from جهانگیر شادانلو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟢کانالی برای گفتن حقایق
و راهکارهایی برای جنبش بزرگ هموطنان🟢
⬇️لینک کانال تلگرام⬇️
https://t.me/IRAN9821TEHRAN
و راهکارهایی برای جنبش بزرگ هموطنان🟢
⬇️لینک کانال تلگرام⬇️
https://t.me/IRAN9821TEHRAN
hey - you should join us for this live room happening now "اپوزسيون، آمر يا عامل؟". https://www.clubhouse.com/i/%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D9%8A%D9%88%D9%86-%D8%A2%D9%85%D8%B1-%D9%8A%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84/P1DC779B
Clubhouse
Join اپوزسيون، آمر يا عامل؟
You were invited to join this live room
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روایت_میناب
«بنام خدا…
من آتنا چملینژاد هستم…
میخوام کارتفلاشها رو به شما نشون بدم…»
این صدا… تنها چیزیست که از خواهرزادهی کوچکم برایمان مانده.
صدای دختری که تازه کلاس اول رفته بود، تازه داشت الفبا را یاد میگرفت،
تازه داشت زندگی را هجّی میکرد.
هر بار این ویدیو پخش میشود،
انگار زمان برای چند ثانیه میایستد؛ و بعد دوباره یادمان میآید کودکی که با ذوق میگفت «آ اول» و «ب اول»، حالا دیگر بین ما نیست.
جنگ، آتنا را از ما گرفت. قبل از اینکه رویاهایش بزرگ شوند، قبل از اینکه دفتر مشقش کامل شود، قبل از اینکه حتی کودکیاش را زندگی کند.
#آتنا_چملینژاد
#مدرسه_شجره_طیبه_میناب
#جنگ
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
«بنام خدا…
من آتنا چملینژاد هستم…
میخوام کارتفلاشها رو به شما نشون بدم…»
این صدا… تنها چیزیست که از خواهرزادهی کوچکم برایمان مانده.
صدای دختری که تازه کلاس اول رفته بود، تازه داشت الفبا را یاد میگرفت،
تازه داشت زندگی را هجّی میکرد.
هر بار این ویدیو پخش میشود،
انگار زمان برای چند ثانیه میایستد؛ و بعد دوباره یادمان میآید کودکی که با ذوق میگفت «آ اول» و «ب اول»، حالا دیگر بین ما نیست.
جنگ، آتنا را از ما گرفت. قبل از اینکه رویاهایش بزرگ شوند، قبل از اینکه دفتر مشقش کامل شود، قبل از اینکه حتی کودکیاش را زندگی کند.
#آتنا_چملینژاد
#مدرسه_شجره_طیبه_میناب
#جنگ
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 کرایهای که از جیب کارگر میرود، اجارهای که از خیابان درمیآید
حملونقل عمومی در شهر فقط یک «خدمت شهری» نیست؛ شرط حضور در شهر است. برای کسی که هر روز از جنوب، حاشیه یا شهرهای اقماری به محل کارش میرسد، اتوبوس و مترو نه انتخابی میان چند گزینه، بلکه راه ورود به زندگی روزمره است: رفتن به کار، درمان، مدرسه، دانشگاه، خرید، دیدار خانواده، پیگیری کار اداری و حتی نفس کشیدن در شهری که بخش بزرگی از آن با پول و خودرو خصوصیسازی شده است.
در چنین شهری، کرایه حملونقل عمومی فقط چند هزار تومان ساده نیست. این کرایه، عوارضی است که کارگر برای حق حضور در شهر میپردازد. هر بار کارت بلیت زده میشود، بخشی از مزد روزانه پیشاپیش از جیب کسی کم میشود که برای تولید، خدمات، نظافت، نگهبانی، فروش، پرستاری، کارگاه، کارخانه یا اداره به شهر حرکت میکند. حملونقل عمومی همان مسیری است که نیروی کار را هر روز به شهر میرساند؛ پس هزینه آن نباید دوباره از جیب خودِ نیروی کار برداشته شود.
اخبارها گواهی میدهد که درآمد مستقیم مترو از فروش بلیت، در برابر کل هزینهها و بودجه شهرداری عدد تعیینکنندهای نیست. در بودجه ۱۴۰۴، درآمد مستقیم فروش بلیت مترو حدود ۲۱۷۷ میلیارد تومان برآورد شده، درحالیکه هزینه شرکت بهرهبرداری مترو حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان است؛ یعنی فروش بلیت فقط حدود ۱۲ درصد هزینه جاری مترو را پوشش میدهد. اگر کل بودجه شرکتها و سازمانهای تابعه شهرداری را در نظر بگیریم، سهم فروش بلیت مترو حدود یک درصد است. متن ضمیمه از همین جا نتیجه میگیرد که رایگان کردن مترو بار مالی غیرقابلتحملی به شهر تحمیل نمیکند و مسئله، بیش از آنکه «نبود پول» باشد، اولویتگذاری طبقاتی بودجه شهری است.
برای اتوبوس و بهویژه خطوط بیآرتی، مسئله حتی روشنتر است. مترو دستکم نیازمند سرمایهگذاری سنگین برای تونل، ایستگاه، قطار، سیگنالینگ و زیرساخت است. اما بیآرتی از خیابانهایی استفاده میکند که پیشاپیش از بودجه عمومی، زمین عمومی و فضای مشترک شهر ساخته شدهاند. در بیآرتی یک خط از خیابان جدا میشود، از ترافیک عمومی مصون میماند و به مسیر انحصاری حملونقل تبدیل میشود. همین امتیاز فضایی، ارزش اقتصادی ایجاد میکند. وقتی اتوبوسها در مسیرهای پرتردد، با مسافر ایستاده و گردش سریع حرکت میکنند، این خطوط میتوانند درآمدزا باشند؛ تا جایی که شرکتهای خصوصی حاضر شوند برای گرفتن امتیاز بهرهبرداری، اتوبوس، راننده و نیروی اداری خود را وارد کنند و در عین رعایت کرایه مصوب، به شرکت واحد اجاره یا سهمی بپردازند. درباره نمونههایی مثل بهرهبرداری خصوصی از خط راهآهن–تجریش، اطلاعات عمومی و شفاف کافی در دسترس نیست؛ همین نبود شفافیت، خودش بخشی از مسئله است.
از نظر رسمی، نرخ بلیت هم همچنان توسط شورای شهر تعیین میشود. برای سال ۱۴۰۴، طبق اعلام شورای شهر، بهای بلیت اتوبوسهای تندرو تا پنج کیلومتر ۲۷۵۰ تومان و برای هر پنج کیلومتر اضافه ۶۰۰ تومان تعیین شده است. یعنی حتی وقتی مسیر، مسیر عمومی است؛ خیابان، خیابان عمومی است؛ و مسافر اصلی، طبقات کارگر و کمدرآمدند، باز هم ورود به این مسیر عمومی مشروط به پرداخت است. درواقع، شهر از یک سو از نیروی کار برای چرخیدن استفاده میکند و از سوی دیگر برای رساندن همین نیروی کار به محل کار از او کرایه میگیرد.
اینجاست که باید پرسید: خیابان مال کیست؟ اگر بخشی از خیابان عمومی به خط ویژه تبدیل شده، اگر شهر از کاهش ترافیک و آلودگی سود میبرد، اگر کارفرماها از رسیدن روزانه کارگران به محل کار سود میبرند، چرا هزینه جابهجایی باید روی دوش همان کسی باشد که کمترین سهم را از ثروت شهر دارد؟
دفاع از حملونقل رایگان، دفاع از «مجانیخواهی» نیست؛ دفاع از بازگرداندن بخشی از ثروتی است که هر روز از کار مردم ساخته میشود. شهر بدون کارگران، فروشندگان، رانندگان، پرستاران، کارمندان جزء، کارگران خدماتی و نیروهای روزمزد نمیچرخد. اما همین گروهها بیش از همه مجبورند برای رفتوآمد هزینه بدهند. برای طبقات مرفه، کرایه اتوبوس مسئلهای نیست؛ برای کارگر، همین هزینه وقتی در دو مسیر رفتوبرگشت، در چند نفر از اعضای خانواده و در سی روز ماه ضرب شود، به بخشی واقعی از فشار معیشت تبدیل میشود.
تجربههای جهانی هم نشان میدهد رایگانسازی حملونقل عمومی فقط یک شعار نیست. در تالین، پایتخت استونی، کل شبکه حملونقل عمومی برای ساکنان شهر رایگان شد و هزینه آن از محل مالیات درآمدی تأمین شد که به شهرداری محل سکونت افراد اختصاص مییافت. در دانکرک فرانسه نیز اتوبوسها رایگان شدند و بخشی از منابع از مالیات حملونقل شرکتها و بازتخصیص هزینههای شهری تأمین شد. ⬇️
حملونقل عمومی در شهر فقط یک «خدمت شهری» نیست؛ شرط حضور در شهر است. برای کسی که هر روز از جنوب، حاشیه یا شهرهای اقماری به محل کارش میرسد، اتوبوس و مترو نه انتخابی میان چند گزینه، بلکه راه ورود به زندگی روزمره است: رفتن به کار، درمان، مدرسه، دانشگاه، خرید، دیدار خانواده، پیگیری کار اداری و حتی نفس کشیدن در شهری که بخش بزرگی از آن با پول و خودرو خصوصیسازی شده است.
در چنین شهری، کرایه حملونقل عمومی فقط چند هزار تومان ساده نیست. این کرایه، عوارضی است که کارگر برای حق حضور در شهر میپردازد. هر بار کارت بلیت زده میشود، بخشی از مزد روزانه پیشاپیش از جیب کسی کم میشود که برای تولید، خدمات، نظافت، نگهبانی، فروش، پرستاری، کارگاه، کارخانه یا اداره به شهر حرکت میکند. حملونقل عمومی همان مسیری است که نیروی کار را هر روز به شهر میرساند؛ پس هزینه آن نباید دوباره از جیب خودِ نیروی کار برداشته شود.
اخبارها گواهی میدهد که درآمد مستقیم مترو از فروش بلیت، در برابر کل هزینهها و بودجه شهرداری عدد تعیینکنندهای نیست. در بودجه ۱۴۰۴، درآمد مستقیم فروش بلیت مترو حدود ۲۱۷۷ میلیارد تومان برآورد شده، درحالیکه هزینه شرکت بهرهبرداری مترو حدود ۱۸ هزار میلیارد تومان است؛ یعنی فروش بلیت فقط حدود ۱۲ درصد هزینه جاری مترو را پوشش میدهد. اگر کل بودجه شرکتها و سازمانهای تابعه شهرداری را در نظر بگیریم، سهم فروش بلیت مترو حدود یک درصد است. متن ضمیمه از همین جا نتیجه میگیرد که رایگان کردن مترو بار مالی غیرقابلتحملی به شهر تحمیل نمیکند و مسئله، بیش از آنکه «نبود پول» باشد، اولویتگذاری طبقاتی بودجه شهری است.
برای اتوبوس و بهویژه خطوط بیآرتی، مسئله حتی روشنتر است. مترو دستکم نیازمند سرمایهگذاری سنگین برای تونل، ایستگاه، قطار، سیگنالینگ و زیرساخت است. اما بیآرتی از خیابانهایی استفاده میکند که پیشاپیش از بودجه عمومی، زمین عمومی و فضای مشترک شهر ساخته شدهاند. در بیآرتی یک خط از خیابان جدا میشود، از ترافیک عمومی مصون میماند و به مسیر انحصاری حملونقل تبدیل میشود. همین امتیاز فضایی، ارزش اقتصادی ایجاد میکند. وقتی اتوبوسها در مسیرهای پرتردد، با مسافر ایستاده و گردش سریع حرکت میکنند، این خطوط میتوانند درآمدزا باشند؛ تا جایی که شرکتهای خصوصی حاضر شوند برای گرفتن امتیاز بهرهبرداری، اتوبوس، راننده و نیروی اداری خود را وارد کنند و در عین رعایت کرایه مصوب، به شرکت واحد اجاره یا سهمی بپردازند. درباره نمونههایی مثل بهرهبرداری خصوصی از خط راهآهن–تجریش، اطلاعات عمومی و شفاف کافی در دسترس نیست؛ همین نبود شفافیت، خودش بخشی از مسئله است.
از نظر رسمی، نرخ بلیت هم همچنان توسط شورای شهر تعیین میشود. برای سال ۱۴۰۴، طبق اعلام شورای شهر، بهای بلیت اتوبوسهای تندرو تا پنج کیلومتر ۲۷۵۰ تومان و برای هر پنج کیلومتر اضافه ۶۰۰ تومان تعیین شده است. یعنی حتی وقتی مسیر، مسیر عمومی است؛ خیابان، خیابان عمومی است؛ و مسافر اصلی، طبقات کارگر و کمدرآمدند، باز هم ورود به این مسیر عمومی مشروط به پرداخت است. درواقع، شهر از یک سو از نیروی کار برای چرخیدن استفاده میکند و از سوی دیگر برای رساندن همین نیروی کار به محل کار از او کرایه میگیرد.
اینجاست که باید پرسید: خیابان مال کیست؟ اگر بخشی از خیابان عمومی به خط ویژه تبدیل شده، اگر شهر از کاهش ترافیک و آلودگی سود میبرد، اگر کارفرماها از رسیدن روزانه کارگران به محل کار سود میبرند، چرا هزینه جابهجایی باید روی دوش همان کسی باشد که کمترین سهم را از ثروت شهر دارد؟
دفاع از حملونقل رایگان، دفاع از «مجانیخواهی» نیست؛ دفاع از بازگرداندن بخشی از ثروتی است که هر روز از کار مردم ساخته میشود. شهر بدون کارگران، فروشندگان، رانندگان، پرستاران، کارمندان جزء، کارگران خدماتی و نیروهای روزمزد نمیچرخد. اما همین گروهها بیش از همه مجبورند برای رفتوآمد هزینه بدهند. برای طبقات مرفه، کرایه اتوبوس مسئلهای نیست؛ برای کارگر، همین هزینه وقتی در دو مسیر رفتوبرگشت، در چند نفر از اعضای خانواده و در سی روز ماه ضرب شود، به بخشی واقعی از فشار معیشت تبدیل میشود.
تجربههای جهانی هم نشان میدهد رایگانسازی حملونقل عمومی فقط یک شعار نیست. در تالین، پایتخت استونی، کل شبکه حملونقل عمومی برای ساکنان شهر رایگان شد و هزینه آن از محل مالیات درآمدی تأمین شد که به شهرداری محل سکونت افراد اختصاص مییافت. در دانکرک فرانسه نیز اتوبوسها رایگان شدند و بخشی از منابع از مالیات حملونقل شرکتها و بازتخصیص هزینههای شهری تأمین شد. ⬇️
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
⬆️ در دانکرک، رایگان شدن اتوبوس فقط مسئله جابهجایی نبود؛ تنش میان راننده و مسافر بر سر بلیت کم شد، برچسب «فقیر» و «دانشجو» از روی مسافران برداشته شد و مردم حملونقل رایگان را نوعی بازتوزیع آشکار ثروت دیدند. در بررسی تجربه تالین نیز استفاده از حملونقل عمومی افزایش یافت و بیشترین تغییر رفتاری مربوط به گروههای کمدرآمد بود؛ یعنی همانهایی که هزینه بلیت برایشان مانع واقعی حضور در شهر بود.
پس بحث فقط ترافیک نیست. ممکن است رایگان شدن بهتنهایی همه خودروهای شخصی را از خیابان جمع نکند. اما اثر طبقاتی آن روشن است: کسی که قبلاً بهخاطر هزینه بلیت از سفر درمانی، کاریابی، دیدار خانوادگی، آموزش یا حضور در فضای عمومی صرفنظر میکرد، امکان حرکت پیدا میکند. حملونقل رایگان یعنی شهر برای فقرا کمی کمتر بسته میشود.
امروز شهرداری و دولت معمولاً حملونقل عمومی را هزینه میبینند؛ اما در عمل از آن درآمد هم میگیرند. در مترو از بلیت، غرفه، تبلیغات و املاک پیرامونی؛ در اتوبوس و بیآرتی از کرایه و گاهی از واگذاری بهرهبرداری. البته درباره بیآرتی تهران اطلاعات شفاف، منظم و قابل دسترس درباره قراردادها، اجارهها، سود بهرهبرداران و سهم شرکت واحد وجود ندارد. این ابهام باید پایان یابد. اگر از خط ویژهای که از فضای عمومی شهر جدا شده درآمد ساخته میشود، مردم حق دارند بدانند چه کسی، چقدر و با چه قراردادی از آن منتفع میشود.
اما مطالبه اصلی فراتر از شفافیت است: حملونقل عمومی باید رایگان، همگانی و باکیفیت باشد. هزینه آن باید از جایی تأمین شود که ثروت شهر را تصاحب میکند: عوارض سنگینتر بر خودروهای لوکس و آلاینده، مالیات شهری بر املاک گرانقیمت، سهم کارفرمایان بزرگ از جابهجایی نیروی کار، درآمدهای پایدار شهری و بودجه عمومی. در یادداشت ضمیمه هم بر همین مسیرها تأکید شده است: عوارض خودرو، آلایندگی، طرح ترافیک، مالیات و عوارض بر کسبوکارهای پردرآمد و املاک گرانقیمت میتوانند منابع جایگزین باشند.
شهر نمیتواند هم از کار مردم تغذیه کند، هم راه رسیدن مردم به کار را بفروشد. نمیشود خیابان عمومی را به مسیر درآمدزایی تبدیل کرد و بعد از کارگر، دانشجو، بازنشسته، زن خانهدار، کودک مدرسهرو و بیکارِ جویای کار کرایه گرفت. حملونقل عمومی، بهویژه اتوبوس و بیآرتی، باید از منطق کسب درآمد خارج شود و به منطق حق بازگردد. حق جابهجایی، حق حضور در شهر است. و شهری که برای عبور از آن باید مدام پول داد، شهری نیست که به همه تعلق داشته باشد.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
Vahed_Syndica@
ایمیل سندیکا:
vsyndica@gmail.com
پس بحث فقط ترافیک نیست. ممکن است رایگان شدن بهتنهایی همه خودروهای شخصی را از خیابان جمع نکند. اما اثر طبقاتی آن روشن است: کسی که قبلاً بهخاطر هزینه بلیت از سفر درمانی، کاریابی، دیدار خانوادگی، آموزش یا حضور در فضای عمومی صرفنظر میکرد، امکان حرکت پیدا میکند. حملونقل رایگان یعنی شهر برای فقرا کمی کمتر بسته میشود.
امروز شهرداری و دولت معمولاً حملونقل عمومی را هزینه میبینند؛ اما در عمل از آن درآمد هم میگیرند. در مترو از بلیت، غرفه، تبلیغات و املاک پیرامونی؛ در اتوبوس و بیآرتی از کرایه و گاهی از واگذاری بهرهبرداری. البته درباره بیآرتی تهران اطلاعات شفاف، منظم و قابل دسترس درباره قراردادها، اجارهها، سود بهرهبرداران و سهم شرکت واحد وجود ندارد. این ابهام باید پایان یابد. اگر از خط ویژهای که از فضای عمومی شهر جدا شده درآمد ساخته میشود، مردم حق دارند بدانند چه کسی، چقدر و با چه قراردادی از آن منتفع میشود.
اما مطالبه اصلی فراتر از شفافیت است: حملونقل عمومی باید رایگان، همگانی و باکیفیت باشد. هزینه آن باید از جایی تأمین شود که ثروت شهر را تصاحب میکند: عوارض سنگینتر بر خودروهای لوکس و آلاینده، مالیات شهری بر املاک گرانقیمت، سهم کارفرمایان بزرگ از جابهجایی نیروی کار، درآمدهای پایدار شهری و بودجه عمومی. در یادداشت ضمیمه هم بر همین مسیرها تأکید شده است: عوارض خودرو، آلایندگی، طرح ترافیک، مالیات و عوارض بر کسبوکارهای پردرآمد و املاک گرانقیمت میتوانند منابع جایگزین باشند.
شهر نمیتواند هم از کار مردم تغذیه کند، هم راه رسیدن مردم به کار را بفروشد. نمیشود خیابان عمومی را به مسیر درآمدزایی تبدیل کرد و بعد از کارگر، دانشجو، بازنشسته، زن خانهدار، کودک مدرسهرو و بیکارِ جویای کار کرایه گرفت. حملونقل عمومی، بهویژه اتوبوس و بیآرتی، باید از منطق کسب درآمد خارج شود و به منطق حق بازگردد. حق جابهجایی، حق حضور در شهر است. و شهری که برای عبور از آن باید مدام پول داد، شهری نیست که به همه تعلق داشته باشد.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات است.
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
Vahed_Syndica@
ایمیل سندیکا:
vsyndica@gmail.com
Telegram
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانال رسمی تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
تماس با تلگرام سندیکا از طریق آیدی زیر
@Vahed_Syndica
تماس با تلگرام سندیکا از طریق آیدی زیر
@Vahed_Syndica
Forwarded from سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز، یکشنبه ۳ خرداد، بازنشستگان شوش یاد و خاطره پرویز قلیچخانی را گرامی داشتند؛ پرویز قلیچ خانی انسانی آزاده که همواره در کنار کارگران و زحمتکشان ایستاد و از حقوق آنان دفاع کرد.
نام و یاد او بهعنوان صدایی برای عدالت و برابری در حافظه مردم ماندگار خواهد بود.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
https://t.me/syndica_7tape
نام و یاد او بهعنوان صدایی برای عدالت و برابری در حافظه مردم ماندگار خواهد بود.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
https://t.me/syndica_7tape
Forwarded from سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
فقط کف خیابون به دست میاد حقمون
📣 خیابان سنگر است، مبارزه تا رسیدن به خواست ها ادامه دارد.
تصاویری دیگری از راهپیمایی و تجمع اعتراضی امروز.
«وصل شدن به اینترنت، بیش از گذشته به مشکلات روزمره ما اضافه شده است. از همراهان گرامی پوزش میخواهیم که تصاویر با تأخیر منتشر میشود.»
تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵
اعتراض ما وضعیت بد معیشتی. به فقر و فلاکت، به تورم و گرانی، اعتراض به دستمزدهای ناچیز و نامناسب، اعتراض به فساد، چپاول، دزدی و غارت، اعتراض به تبعیض، ستم و استثمار. اعتراض به نبود امکانات پزشکی، درمانی و خدمات اجتماعی ورفاهی.
اعتراض ما به نا امنی شغلی، بیکاری، اجاره مسکن های سر به فلک کشیده، فضای جنگی، هزینه های افسار گسیخته، اعتراض ما به فساد، اعتراض ما به بی عدالتی و نابرابری هاست.
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
https://t.me/syndica_7tape
📣 خیابان سنگر است، مبارزه تا رسیدن به خواست ها ادامه دارد.
تصاویری دیگری از راهپیمایی و تجمع اعتراضی امروز.
«وصل شدن به اینترنت، بیش از گذشته به مشکلات روزمره ما اضافه شده است. از همراهان گرامی پوزش میخواهیم که تصاویر با تأخیر منتشر میشود.»
تجمع اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی شوش یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵
اعتراض ما وضعیت بد معیشتی. به فقر و فلاکت، به تورم و گرانی، اعتراض به دستمزدهای ناچیز و نامناسب، اعتراض به فساد، چپاول، دزدی و غارت، اعتراض به تبعیض، ستم و استثمار. اعتراض به نبود امکانات پزشکی، درمانی و خدمات اجتماعی ورفاهی.
اعتراض ما به نا امنی شغلی، بیکاری، اجاره مسکن های سر به فلک کشیده، فضای جنگی، هزینه های افسار گسیخته، اعتراض ما به فساد، اعتراض ما به بی عدالتی و نابرابری هاست.
نابود باد بندگی، زنده باد زندگی
#نان_کار_آزادی
#شادی_رفاه_آبادی
#نابود_باد_استثمار_و_کار_مزدی
https://t.me/syndica_7tape
Forwarded from آموزشکده توانا
چهار متهم پرونده «شهرک اکباتان» به اعدام محکوم شدند
چهار تن از متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان» که در ارتباط با اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بازداشت شده بودند، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شدند. بر اساس حکم صادرشده، میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شدهاند.
در همین پرونده، امیرمحمد خوشاقبال، علیرضا برمرز پورناک، علیرضا کفایی و حسین نعمتی نیز هر کدام به پنج سال حبس بابت «اجتماع و تبانی»، دو سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و همچنین دو سال محرومیت از فعالیت در فضای مجازی و دو سال منع اقامت در استانهای تهران و البرز محکوم شدهاند.
طبق اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده، متهمانی که پیشتر با قرار وثیقه آزاد بودند، ظهر امروز با تماس تلفنی به دادگاه انقلاب احضار شدند و در زیرزمین دادگاه انقلاب، بدون ارائه نسخه کتبی حکم، رأی صادرشده بهصورت شفاهی به آنان اعلام شد.
بر اساس این اطلاعات، احکام صادره تاکنون بهطور رسمی به وکلای پرونده و همچنین متهمان ابلاغ نشده و نسخهای از رأی در اختیار آنان قرار نگرفته است؛ موضوعی که خلاف قانون است.
پیشتر نیز گزارشهایی درباره محدودیتهای اعمالشده علیه وکلای پروندههای شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب منتشر شده بود؛ محدودیتهایی که به گفته منابع مطلع، دسترسی مؤثر وکلا به پروندهها و حضور در روند رسیدگی را با مشکل روبهرو کرده است.
این پرونده پیشتر در شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک تهران نیز بابت اتهام قتل مورد رسیدگی قرار گرفته بود. در آبان ۱۴۰۳، شش نفر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شدند، اما دیوان عالی کشور در شهریور ۱۴۰۴ این احکام را نقض و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض ارجاع داد.
در جریان رسیدگی مجدد، میلاد آرمون، علیرضا کفایی و امیرمحمد خوشاقبال از بابت اتهام مشارکت در قتل عمد، به پرداخت سهم مساوی از دیه کامل یک انسان و پنج سال حبس محکوم شدند. همچنین علیرضا برمرز پورناک، حسین نعمتی و نوید نجاران به دلیل فقدان ادله کافی درباره وارد کردن ضربات منجر به مرگ آرمان علیوردی، از اتهام مشارکت در قتل عمد تبرئه شدند.
پرونده این متهمان پیشتر برای رفع نقص تحقیقات به دادسرای امور جنایی تهران بازگردانده شده و سپس بار دیگر به دادگاه کیفری و دادگاه انقلاب ارسال شده بود. بخشی از اتهامات آنان در دادگاه انقلاب با محوریت اتهامهای امنیتی و «محاربه» و بخش دیگر در دادگاه کیفری بررسی شد.
در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن آرمان علیوردی، از نیروهای بسیج، دهها نفر از ساکنان شهرک اکباتان بازداشت شدند که در نهایت برای ۱۴ نفر از آنان کیفرخواست صادر شد.
#نه_به_اعدام #میلاد_آرمون #نوید_نجاران #مهدی_ایمانی #محمدمهدی_حسینی
@Tavaana_TavaanaTech
چهار تن از متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان» که در ارتباط با اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بازداشت شده بودند، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شدند. بر اساس حکم صادرشده، میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شدهاند.
در همین پرونده، امیرمحمد خوشاقبال، علیرضا برمرز پورناک، علیرضا کفایی و حسین نعمتی نیز هر کدام به پنج سال حبس بابت «اجتماع و تبانی»، دو سال زندان به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و همچنین دو سال محرومیت از فعالیت در فضای مجازی و دو سال منع اقامت در استانهای تهران و البرز محکوم شدهاند.
طبق اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده، متهمانی که پیشتر با قرار وثیقه آزاد بودند، ظهر امروز با تماس تلفنی به دادگاه انقلاب احضار شدند و در زیرزمین دادگاه انقلاب، بدون ارائه نسخه کتبی حکم، رأی صادرشده بهصورت شفاهی به آنان اعلام شد.
بر اساس این اطلاعات، احکام صادره تاکنون بهطور رسمی به وکلای پرونده و همچنین متهمان ابلاغ نشده و نسخهای از رأی در اختیار آنان قرار نگرفته است؛ موضوعی که خلاف قانون است.
پیشتر نیز گزارشهایی درباره محدودیتهای اعمالشده علیه وکلای پروندههای شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب منتشر شده بود؛ محدودیتهایی که به گفته منابع مطلع، دسترسی مؤثر وکلا به پروندهها و حضور در روند رسیدگی را با مشکل روبهرو کرده است.
این پرونده پیشتر در شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک تهران نیز بابت اتهام قتل مورد رسیدگی قرار گرفته بود. در آبان ۱۴۰۳، شش نفر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شدند، اما دیوان عالی کشور در شهریور ۱۴۰۴ این احکام را نقض و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبه همعرض ارجاع داد.
در جریان رسیدگی مجدد، میلاد آرمون، علیرضا کفایی و امیرمحمد خوشاقبال از بابت اتهام مشارکت در قتل عمد، به پرداخت سهم مساوی از دیه کامل یک انسان و پنج سال حبس محکوم شدند. همچنین علیرضا برمرز پورناک، حسین نعمتی و نوید نجاران به دلیل فقدان ادله کافی درباره وارد کردن ضربات منجر به مرگ آرمان علیوردی، از اتهام مشارکت در قتل عمد تبرئه شدند.
پرونده این متهمان پیشتر برای رفع نقص تحقیقات به دادسرای امور جنایی تهران بازگردانده شده و سپس بار دیگر به دادگاه کیفری و دادگاه انقلاب ارسال شده بود. بخشی از اتهامات آنان در دادگاه انقلاب با محوریت اتهامهای امنیتی و «محاربه» و بخش دیگر در دادگاه کیفری بررسی شد.
در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن آرمان علیوردی، از نیروهای بسیج، دهها نفر از ساکنان شهرک اکباتان بازداشت شدند که در نهایت برای ۱۴ نفر از آنان کیفرخواست صادر شد.
#نه_به_اعدام #میلاد_آرمون #نوید_نجاران #مهدی_ایمانی #محمدمهدی_حسینی
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from Iran International ایران اینترنشنال
علی ربیعی، دستیار اجتماعی پزشکیان، گفت: «رفع محدودیت اینترنت یک بایدِ بنیادین بود. مایه تاسف است که صداوسیما در صف اول هجمه به این تصمیم ایستاده است.»
پس از ۸۸ روز تاریکی دیجیتال در ایران، دسترسی به اینترنت به تدریج برقرار شده است. نتبلاکس در ایکس اعلام کرد اتصال اینترنت در ایران افزایش بیشتری یافته و به ۸۶ درصد رسیده است، شبکههای موبایل و بخشهای دیگری از اینترنت نیز دوباره به اینترنت جهانی متصل شدهاند. نتبلاکس افزود «فیلترنت» همچنان برقرار است اما امکان دور زدن آن وجود دارد.
همچنین واتساپ اکنون محدود شده و برای دسترسی به آن نیازمند فیلترشکن است. از سوی دیگر، برخی کاربران همچنان به اینترنت جهانی دسترسی ندارند.
https://iranintl.com/202605273087
پس از ۸۸ روز تاریکی دیجیتال در ایران، دسترسی به اینترنت به تدریج برقرار شده است. نتبلاکس در ایکس اعلام کرد اتصال اینترنت در ایران افزایش بیشتری یافته و به ۸۶ درصد رسیده است، شبکههای موبایل و بخشهای دیگری از اینترنت نیز دوباره به اینترنت جهانی متصل شدهاند. نتبلاکس افزود «فیلترنت» همچنان برقرار است اما امکان دور زدن آن وجود دارد.
همچنین واتساپ اکنون محدود شده و برای دسترسی به آن نیازمند فیلترشکن است. از سوی دیگر، برخی کاربران همچنان به اینترنت جهانی دسترسی ندارند.
https://iranintl.com/202605273087