🔴 میدانی چرا ؟
✍️رسول بداقی / فعال صنفی معلمان
میدانی چرا برخی « به اصطلاح مبارزین » ساعت ۱۰ تلفنی به وزارت اطلاعات یا پلیس امنیت یا سپاه پاسداران احضار می شوند، ساعت ۱۶ پس از صرف ناهار، با کف و صوت دوستان به آغوش گرم خانواده بر می گردند؟
میدانی چرا برخی دیگر را پس از بازرسی منزل، مصادرهی موبایل، کامپیوتر، دوربین، و…. با خود می برند، سالها مهمان نیروهای امنیتی هستند؟
رازی در این کار نهفته است، که مبارزین باسابقه با آن آشنا هستند، اما از گفتن آن خودداری می کنند !!
کار هر بز نیست خرمن کوفتن
گاو نر می خواهد و فرد کهن
مبارزهی سیاسی- اجتماعی نیاز به ابزار های ویژهای دارد، سپر دفاعی، شمشیر و چهار چشم، دوچشم برای زل زدن به « دشمن دشمن نما»، یک چشم برای « دشمنان دوست نما »، یک چشم برای « دوستان و همراهان تنگ نظر»،
که حتی به مرگ افتخار آمیز مبارزین راستین هم حسادت می کنند.
مهمتر از همه، ارادهای برای ایستادگی در برابر این همه دشمن رنگارنگ.
اگر کسی اینها را ندارد، لطفا در خط دوم و سوم نبرد کند.
رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
کانال چالش صنفی معلمان ایران
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
https://t.me/kchaleshFI
رسول بداغی از بهترین ها و با شرفت ین هاست!
از این آموزگار مقاومت، ایستادگی و دادخواهی مراقبت و نگهداری کنیم.
https://t.me/khabargar
یک تجربه
✍️رسول بداقی / فعال صنفی معلمان
میدانی چرا برخی « به اصطلاح مبارزین » ساعت ۱۰ تلفنی به وزارت اطلاعات یا پلیس امنیت یا سپاه پاسداران احضار می شوند، ساعت ۱۶ پس از صرف ناهار، با کف و صوت دوستان به آغوش گرم خانواده بر می گردند؟
میدانی چرا برخی دیگر را پس از بازرسی منزل، مصادرهی موبایل، کامپیوتر، دوربین، و…. با خود می برند، سالها مهمان نیروهای امنیتی هستند؟
رازی در این کار نهفته است، که مبارزین باسابقه با آن آشنا هستند، اما از گفتن آن خودداری می کنند !!
کار هر بز نیست خرمن کوفتن
گاو نر می خواهد و فرد کهن
مبارزهی سیاسی- اجتماعی نیاز به ابزار های ویژهای دارد، سپر دفاعی، شمشیر و چهار چشم، دوچشم برای زل زدن به « دشمن دشمن نما»، یک چشم برای « دشمنان دوست نما »، یک چشم برای « دوستان و همراهان تنگ نظر»،
که حتی به مرگ افتخار آمیز مبارزین راستین هم حسادت می کنند.
مهمتر از همه، ارادهای برای ایستادگی در برابر این همه دشمن رنگارنگ.
اگر کسی اینها را ندارد، لطفا در خط دوم و سوم نبرد کند.
تا توانی، به جهان خدمت «همراهان» کن
به دمی یا درمی یا قدمی یا قلمی
رسانه، شمایید. لطفاً با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
کانال چالش صنفی معلمان ایران
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
https://t.me/kchaleshFI
رسول بداغی از بهترین ها و با شرفت ین هاست!
از این آموزگار مقاومت، ایستادگی و دادخواهی مراقبت و نگهداری کنیم.
https://t.me/khabargar
Telegram
کانال چالش صنفی معلمان ایران
چالش صنفی معلمان ایران
رسانهای #مستقل و پرتلاش است که به پوشش دقیق، بیطرفانه و مسئولانه مسائل صنفی، حقوقی و اجتماعی معلمان و جامعه مدنی میپردازد. تریبونی برای بازتاب صدای معلمان و دیگر اقشار و اصناف سراسر کشور؛ از چالشهای کلاس درس تا مطالبات برحق آنان
رسانهای #مستقل و پرتلاش است که به پوشش دقیق، بیطرفانه و مسئولانه مسائل صنفی، حقوقی و اجتماعی معلمان و جامعه مدنی میپردازد. تریبونی برای بازتاب صدای معلمان و دیگر اقشار و اصناف سراسر کشور؛ از چالشهای کلاس درس تا مطالبات برحق آنان
🍃🍃
🔸شکایت کارگران بومی از کنار گذاشته شدن در پروژه پتروشیمی چابهار از شرکت پیمانکاری «کیمیا صنعت».
کارگران پس از پایان قراردادهای کاری خود از ابتدای اردیبهشت امسال بیکار شدهاند. این کارگران میگویند روند جذب نیروهای غیربومی در پروژه ادامه دارد؛ موضوعی که با مطالبات مردم منطقه برای اولویت دادن به اشتغال بومی در تعارض است.
🖌چرا کارگران بومی از پروژهها کنار گذاشته میشوند؟
هر بار که پروژهای عظیم آغاز میشود، وعدههای آشنایی تکرار میشوند: اشتغال، توسعه، رونق و پیشرفت. اما هنگامی که ماشینآلات به حرکت درمیآیند و قراردادها امضا میشوند، بسیاری از کارگران بومی درمییابند که سهم آنان از این «توسعه» بسیار کمتر از آن چیزی است که وعده داده شده بود.
صاحبان پروژهها معمولاً میگویند که کارگران محلی مهارت کافی ندارند، تجربه لازم را ندارند یا نمیتوانند با ضروریات پروژه هماهنگ شوند. اما این توضیح، تنها بخش کوچکی از واقعیت است. پرسش اصلی این است: چه کسی از این وضعیت سود میبرد؟
در بسیاری از موارد، شرکتهای بزرگ ترجیح میدهند نیروی کاری را به کار گیرند که قدرت سازماندهی کمتری دارد، دستمزد پایینتری میپذیرد و پیوندی با جامعهی محلی ندارد. کارگر بومی صرفاً یک نیروی کار نیست؛ او عضوی از جامعهای است که میتواند درباره پیامدهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی پروژه پرسش کند. او میتواند مطالبه کند که سود پروژه به منطقه بازگردد، نه اینکه تنها به جیب سهامداران و پیمانکاران بزرگ سرازیر شود.
بنابراین حذف کارگران بومی یک خطای مدیریتی نیست، و درواقع بخشی از دیدگاهی است که توسعه را از مردم جدا میکند. سرمایه به دنبال نیروی کاری است که ارزانتر، پراکندهتر و کمقدرتتر باشد. هرچه کارگران کمتر به یکدیگر و به جامعهی محلی خود متصل باشند، مقاومت در برابر شرایط ناعادلانه دشوارتر میشود.
تناقض در اینجاست که منابع طبیعی، زمین و زیرساختهای یک منطقه اغلب متعلق به همان مردمی است که کمترین سهم را از پروژهها میبرند. ثروت از دل جامعه استخراج میشود، اما منافع آن در جایی دیگر انباشته میگردد. پس مسئله فقط اشتغال نیست و موضوع اصلی قدرت است. این پرسش مطرح میشود که چه کسانی درباره توسعه تصمیم میگیرند، چه کسانی از آن سود میبرند و چه کسانی هزینههای آن را میپردازند. تا زمانی که این مناسبات تغییر نکند، وعدههای اشتغال محلی ممکن است بیش از آنکه واقعیتی اقتصادی باشند، ابزاری برای کسب رضایت عمومی میباشند.
در چنین موقعیتهایی گذشته از مطالبهی فرصتهای شغلی، کنترل دموکراتیکتر بر پروژهها، شفافیت قراردادها، حق ایجاد تشکل و تضمین سهم واقعی جوامع محلی از ثروتی است که در سرزمین خودشان تولید میشود.
اتحاد بازنشستگان
etehad_bazn
تا زمانی که کارگران و زحمتکشان سندیکاهای خود را تشکیل ندهند، تا زمانی که به ضرورت این همکاری آگاهانه پی نبرند، قدرتمندان اولیگارش غارتگر به غارت و چپاول نیروی کار و زیستبوم و تمامیت ایران ادامه میدهند.
تاریخ طبقه کارگر در جهان و ایران نشان میدهد، که کارگر متشکل و متحد همه چیز کارگر پراکنده و تنها هیچ چیز!
https://t.me/khabargar
🔸شکایت کارگران بومی از کنار گذاشته شدن در پروژه پتروشیمی چابهار از شرکت پیمانکاری «کیمیا صنعت».
کارگران پس از پایان قراردادهای کاری خود از ابتدای اردیبهشت امسال بیکار شدهاند. این کارگران میگویند روند جذب نیروهای غیربومی در پروژه ادامه دارد؛ موضوعی که با مطالبات مردم منطقه برای اولویت دادن به اشتغال بومی در تعارض است.
🖌چرا کارگران بومی از پروژهها کنار گذاشته میشوند؟
هر بار که پروژهای عظیم آغاز میشود، وعدههای آشنایی تکرار میشوند: اشتغال، توسعه، رونق و پیشرفت. اما هنگامی که ماشینآلات به حرکت درمیآیند و قراردادها امضا میشوند، بسیاری از کارگران بومی درمییابند که سهم آنان از این «توسعه» بسیار کمتر از آن چیزی است که وعده داده شده بود.
صاحبان پروژهها معمولاً میگویند که کارگران محلی مهارت کافی ندارند، تجربه لازم را ندارند یا نمیتوانند با ضروریات پروژه هماهنگ شوند. اما این توضیح، تنها بخش کوچکی از واقعیت است. پرسش اصلی این است: چه کسی از این وضعیت سود میبرد؟
در بسیاری از موارد، شرکتهای بزرگ ترجیح میدهند نیروی کاری را به کار گیرند که قدرت سازماندهی کمتری دارد، دستمزد پایینتری میپذیرد و پیوندی با جامعهی محلی ندارد. کارگر بومی صرفاً یک نیروی کار نیست؛ او عضوی از جامعهای است که میتواند درباره پیامدهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی پروژه پرسش کند. او میتواند مطالبه کند که سود پروژه به منطقه بازگردد، نه اینکه تنها به جیب سهامداران و پیمانکاران بزرگ سرازیر شود.
بنابراین حذف کارگران بومی یک خطای مدیریتی نیست، و درواقع بخشی از دیدگاهی است که توسعه را از مردم جدا میکند. سرمایه به دنبال نیروی کاری است که ارزانتر، پراکندهتر و کمقدرتتر باشد. هرچه کارگران کمتر به یکدیگر و به جامعهی محلی خود متصل باشند، مقاومت در برابر شرایط ناعادلانه دشوارتر میشود.
تناقض در اینجاست که منابع طبیعی، زمین و زیرساختهای یک منطقه اغلب متعلق به همان مردمی است که کمترین سهم را از پروژهها میبرند. ثروت از دل جامعه استخراج میشود، اما منافع آن در جایی دیگر انباشته میگردد. پس مسئله فقط اشتغال نیست و موضوع اصلی قدرت است. این پرسش مطرح میشود که چه کسانی درباره توسعه تصمیم میگیرند، چه کسانی از آن سود میبرند و چه کسانی هزینههای آن را میپردازند. تا زمانی که این مناسبات تغییر نکند، وعدههای اشتغال محلی ممکن است بیش از آنکه واقعیتی اقتصادی باشند، ابزاری برای کسب رضایت عمومی میباشند.
در چنین موقعیتهایی گذشته از مطالبهی فرصتهای شغلی، کنترل دموکراتیکتر بر پروژهها، شفافیت قراردادها، حق ایجاد تشکل و تضمین سهم واقعی جوامع محلی از ثروتی است که در سرزمین خودشان تولید میشود.
اتحاد بازنشستگان
etehad_bazn
تا زمانی که کارگران و زحمتکشان سندیکاهای خود را تشکیل ندهند، تا زمانی که به ضرورت این همکاری آگاهانه پی نبرند، قدرتمندان اولیگارش غارتگر به غارت و چپاول نیروی کار و زیستبوم و تمامیت ایران ادامه میدهند.
تاریخ طبقه کارگر در جهان و ایران نشان میدهد، که کارگر متشکل و متحد همه چیز کارگر پراکنده و تنها هیچ چیز!
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
مشکل تریلیاردر هایی هستند که همه ابزار قدرت و ثروت ایرانیان را به چنگ گرفته اند! هیات موتلفه اسلامی صادق محصولی مسئول اقتصادی باند احمدی نژاد و شبکه زیتون آنها، خانواده های تریلیاردر شده ی حکومتیان مثل جهانگیری، عارف، اتاق های بازرگانی و صنعت در همه شهرهای ایران، باندهای خانه کارگری ها و شوراهای اسلامی کار و کانون های عالی بازنشستگان و تمام بانکداران و سیستم مالی و تریلیاردر شدگان باند های مافیایی ارز حکومتی که از مردم می دزدند و به کشور های دیگر دلار و یورو صادر میکنند، مافیای واردات و صادرات مواد غذایی، مافیای دارو ودرمان، تمام معاونان رییس جمهورهای رژیم، که سیستم تامین اجتماعی ایران و صندوق های بازنشستگان و مالی کارگران، کارمندان ، فرهنگیان، آموزگاران، ارتشیان و صندوق های ذخیره دلاری و ارزی ایران را غارت می کنند! الیگارشی مالی که قالیباف و محسنی اژه ای چهره بیرونی آن هستند و پزشکیان ابزار اجرایی آنها!
جنگ بیهوده و نابود کننده اینکه علیه ایران و ایرانیان راه انداختند، به فقیر تر شدن، نا امید شدن، افسرده تر. شدن مردمان ایران انجامید! دست نفوذی های آنوسی برای کشتار، غارت، سرکوبگری و ترساندن توده های مردم را باز تر کرد! طبقه متوسط که در حفظ تعادل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی موثرتر بود را به فقر شدید وارد کرد!
عملا با شدت یافتن فقر، فرهنگ و انسانیت و امید مردم ایران صدمه بیشتری می خورد. نتایج تمام این پروژه جنگ طلبانه و جنگ سامانه بسود تریلیاردر های الیگارشی داخلی و جهانی انجامیده است! قیمتها در سراسر جهان بسود میلیاردر ها و تریلیاردر های یک صدم درصدی و به ضرر میلیونها مردم ایران و میلیاردها مردم جهان شده است. همکنون مقاومت مردم برای زنده ماندن است.
بیشتر تریلیاردر ها نابودی و تکه تکه شدن ایران را می خواهند .
چرا که با افزایش رشد آگاهی مردم و عبور از توطئه های فریبکارانه بسیار، وقتی برای پس گرفتن حقوق و ایران خود قیام کنند، در ابعاد بزرگ ایران جلوگیری از پیروزی آنها بسیار دشوار است! اما غلبه بر مردمی تکه تکه شده و درگیر با همدیگر برای الیگارش ها آسانتر است.
برای همین پروژه های تفرقه بیانداز حکومت کن را بر علیه مردم ایران و جهان چه بسا که صدها سال است که پیش میبرند!
#ستمدیدگان_دادخواه_ایران
۳۰ می ۲۰۲۶
https://t.me/khabargar
جنگ بیهوده و نابود کننده اینکه علیه ایران و ایرانیان راه انداختند، به فقیر تر شدن، نا امید شدن، افسرده تر. شدن مردمان ایران انجامید! دست نفوذی های آنوسی برای کشتار، غارت، سرکوبگری و ترساندن توده های مردم را باز تر کرد! طبقه متوسط که در حفظ تعادل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی موثرتر بود را به فقر شدید وارد کرد!
عملا با شدت یافتن فقر، فرهنگ و انسانیت و امید مردم ایران صدمه بیشتری می خورد. نتایج تمام این پروژه جنگ طلبانه و جنگ سامانه بسود تریلیاردر های الیگارشی داخلی و جهانی انجامیده است! قیمتها در سراسر جهان بسود میلیاردر ها و تریلیاردر های یک صدم درصدی و به ضرر میلیونها مردم ایران و میلیاردها مردم جهان شده است. همکنون مقاومت مردم برای زنده ماندن است.
بیشتر تریلیاردر ها نابودی و تکه تکه شدن ایران را می خواهند .
چرا که با افزایش رشد آگاهی مردم و عبور از توطئه های فریبکارانه بسیار، وقتی برای پس گرفتن حقوق و ایران خود قیام کنند، در ابعاد بزرگ ایران جلوگیری از پیروزی آنها بسیار دشوار است! اما غلبه بر مردمی تکه تکه شده و درگیر با همدیگر برای الیگارش ها آسانتر است.
برای همین پروژه های تفرقه بیانداز حکومت کن را بر علیه مردم ایران و جهان چه بسا که صدها سال است که پیش میبرند!
#ستمدیدگان_دادخواه_ایران
۳۰ می ۲۰۲۶
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Forwarded from پژواک کار ایران
مرگ یک کارگر و مصدومیت دو تن دیگر در پتروشیمی دماوند عسلویه
روز چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ حادثهای در واحد هوای شرکت پتروشیمی دماوند انرژی عسلویه رخ داد که در جریان آن یکی از کارگران جان خود را از دست داد و دو کارگر دیگر نیز مصدوم شدند.
بر اساس اعلام روابط عمومی این شرکت، حادثه حوالی ساعت ۱۱:۳۵ رخ داده و پس از آن نیروهای عملیاتی، امدادی و ایمنی به محل اعزام شدند. مصدومان نیز پس از دریافت خدمات اولیه به مراکز درمانی منتقل شدند.
تا لحظه تنظیم این خبر، هویت کارگر جانباخته و وضعیت دقیق دو مصدوم اعلام نشده است.
وقوع مکرر حوادث مرگبار در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در حالی ادامه دارد که کارگران بارها نسبت به فرسودگی تجهیزات، فشار کاری، کمبود امکانات ایمنی و بیتوجهی به استانداردهای حفاظت فنی هشدار دادهاند. با این حال، پس از هر حادثه، وعده «بررسی علت» جای پاسخگویی درباره شرایط ناایمن محیطهای کار را میگیرد.
پیگیری جمعی، ثبت و افشای موارد ناایمنی و اعتراض سازمانیافته به شرایط خطرناک کار، بخشی از وظایفی است که در برابر تداوم این چرخه مرگبار بر دوش کارگران و بدنه معترض محیطهای کار قرار دارد.
https://t.me/iranlabornews
روز چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ حادثهای در واحد هوای شرکت پتروشیمی دماوند انرژی عسلویه رخ داد که در جریان آن یکی از کارگران جان خود را از دست داد و دو کارگر دیگر نیز مصدوم شدند.
بر اساس اعلام روابط عمومی این شرکت، حادثه حوالی ساعت ۱۱:۳۵ رخ داده و پس از آن نیروهای عملیاتی، امدادی و ایمنی به محل اعزام شدند. مصدومان نیز پس از دریافت خدمات اولیه به مراکز درمانی منتقل شدند.
تا لحظه تنظیم این خبر، هویت کارگر جانباخته و وضعیت دقیق دو مصدوم اعلام نشده است.
وقوع مکرر حوادث مرگبار در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در حالی ادامه دارد که کارگران بارها نسبت به فرسودگی تجهیزات، فشار کاری، کمبود امکانات ایمنی و بیتوجهی به استانداردهای حفاظت فنی هشدار دادهاند. با این حال، پس از هر حادثه، وعده «بررسی علت» جای پاسخگویی درباره شرایط ناایمن محیطهای کار را میگیرد.
پیگیری جمعی، ثبت و افشای موارد ناایمنی و اعتراض سازمانیافته به شرایط خطرناک کار، بخشی از وظایفی است که در برابر تداوم این چرخه مرگبار بر دوش کارگران و بدنه معترض محیطهای کار قرار دارد.
https://t.me/iranlabornews
Forwarded from بالاتر از تجربه نداریم
✍️✍️✍️✍️✍️🔻
به تاریخ بنگری بویژه تاریخ ایران ، انباشته از جنایتکاران مردمکشی بود که در انتها با خفت و ننگ به پایین کشیده شدند در همین ۱۵۰ سال گذشته ، ناصرالدین شاه قاجار پس از ۵۰ سال سرکوب و جنایت سلطنتش بدست مردم ترور شد و محمدعلی شاه قاجار با اردنگی و خفت از کشور به روسیه و تبعید خودخواسته رفت و رضاخان پهلوی اول پس از ۲۱ سال خیانت و نوکری بیگانه و دزدی و سرکوب با اردنگی از سلطنت به پایین کشیده شد و سرنوشتی خفت بار را تحمل کرد و مجبور شد در اخرین روزهای عمر خفت بارش به جنایتهایی که کرده بود در یک جزیره دور افتاده با افسوس و نالان فکر کند و با بدنامی و رسوایی و شادی مردم دورانش بمیرد و محمدرضا شاه پهلوی دوم با آن همه حمایت بیگانه و جنایت ساواک و چاپلوسان و جنایتکاران اطرافش به خارج ازکشور فرار کرد و در دربدری و خفت همچون پدرش در آخرین جایی که ناچار مجبور به پناهندگی به آن شده بود جان دهد و با خفت بزیر خاک رود و خمینی جانشین پهلوی بعد از خیانت به اعتماد مردم در انقلاب کور ۱۳۵۷ بعد از آن همه گردنکشی و قلدری به جام زهرخوری افتاد و با کفنی پاره با هزاران تف و لعنت زیر خاک شد و خامنه ای اول که ادعا میکرد خدا با زبان او سخن میگوید و خود را خدای دهه ۶۰ میدانست و آن همه جنایت و مردمکشی را طی ۳۷ سال سلطنتش رقم زد ، در زیر آوار جنایاتی که بر سرش خراب شد ، دست و پا زند و با آن خفت جان بدهد و بدرک رود
دین و سلطنت نظم دنیای کهن و محصول جوامع ابتدایی و قومی قبیله ای گذشتگان و بدون دانش و تجربه های امروزی برای حاکمیت مردم هستند
گذشته دست ما نبوده ولی آینده دست ماست
نگذارید دشمنان شما آینده را هم از دست شما بیرون آورند
#درود_بر_مردم_ایران_صاحبان_اصلی_ایران_زمین
#نه_میبخشیم_ونه_فراموش_میکنیم
#به_گذشته_برنمیگردیم
#پیش_بسوی_آزادی
#نه_به_اعدام
#نه_به_اسارت_سیاسی_درزندان
پیشنویس قانون اساسی ایران فردای ما جدا کننده گذشته از ایران فردای ما
خیزش ⬅️ جنبش ⬅️ قیام ⬅️ انقلاب
https://t.me/btpgifm/63
پیشنویس قانون اساسی ایران فردای ما
https://t.me/btpgifm/37
طرح شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم
https://t.me/btpgifm/56
چگونه انقلاب کنیم
https://t.me/btpgifm/2058
به تاریخ بنگری بویژه تاریخ ایران ، انباشته از جنایتکاران مردمکشی بود که در انتها با خفت و ننگ به پایین کشیده شدند در همین ۱۵۰ سال گذشته ، ناصرالدین شاه قاجار پس از ۵۰ سال سرکوب و جنایت سلطنتش بدست مردم ترور شد و محمدعلی شاه قاجار با اردنگی و خفت از کشور به روسیه و تبعید خودخواسته رفت و رضاخان پهلوی اول پس از ۲۱ سال خیانت و نوکری بیگانه و دزدی و سرکوب با اردنگی از سلطنت به پایین کشیده شد و سرنوشتی خفت بار را تحمل کرد و مجبور شد در اخرین روزهای عمر خفت بارش به جنایتهایی که کرده بود در یک جزیره دور افتاده با افسوس و نالان فکر کند و با بدنامی و رسوایی و شادی مردم دورانش بمیرد و محمدرضا شاه پهلوی دوم با آن همه حمایت بیگانه و جنایت ساواک و چاپلوسان و جنایتکاران اطرافش به خارج ازکشور فرار کرد و در دربدری و خفت همچون پدرش در آخرین جایی که ناچار مجبور به پناهندگی به آن شده بود جان دهد و با خفت بزیر خاک رود و خمینی جانشین پهلوی بعد از خیانت به اعتماد مردم در انقلاب کور ۱۳۵۷ بعد از آن همه گردنکشی و قلدری به جام زهرخوری افتاد و با کفنی پاره با هزاران تف و لعنت زیر خاک شد و خامنه ای اول که ادعا میکرد خدا با زبان او سخن میگوید و خود را خدای دهه ۶۰ میدانست و آن همه جنایت و مردمکشی را طی ۳۷ سال سلطنتش رقم زد ، در زیر آوار جنایاتی که بر سرش خراب شد ، دست و پا زند و با آن خفت جان بدهد و بدرک رود
اما هنوز پسمانده های سلطنت قبلی و فعلی از شاه زاییده و شاه آخوند زاییده دیکتاتوری های توتالیتری ۵ درصدی مردمکش از این همه مجازات بدست مردم و سرانجام تلخ شاهان و شاه آخوندان قبلی و فعلی درس یاد نگرفته اند و همچنان به پیام تهدیدآمیز و سرکوب ادامه میدهند و به آگاهی و مجازات حتمی در انتها بدست مردم باور ندارند.
دین و سلطنت نظم دنیای کهن و محصول جوامع ابتدایی و قومی قبیله ای گذشتگان و بدون دانش و تجربه های امروزی برای حاکمیت مردم هستند
گذشته دست ما نبوده ولی آینده دست ماست
نگذارید دشمنان شما آینده را هم از دست شما بیرون آورند
#درود_بر_مردم_ایران_صاحبان_اصلی_ایران_زمین
#نه_میبخشیم_ونه_فراموش_میکنیم
#به_گذشته_برنمیگردیم
#پیش_بسوی_آزادی
#نه_به_اعدام
#نه_به_اسارت_سیاسی_درزندان
پیشنویس قانون اساسی ایران فردای ما جدا کننده گذشته از ایران فردای ما
خیزش ⬅️ جنبش ⬅️ قیام ⬅️ انقلاب
https://t.me/btpgifm/63
پیشنویس قانون اساسی ایران فردای ما
https://t.me/btpgifm/37
طرح شورای ملی انتقال حاکمیت به مردم
https://t.me/btpgifm/56
چگونه انقلاب کنیم
https://t.me/btpgifm/2058
file:///var/mobile/Library/SMS/Attachments/9b/11/F7059303-069D-4F09-B22E-BA42B4178F75/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4%20%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AF%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%20%D8%A7%D9%93%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%E2%80%8C%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%8A%D9%94%DB%8C%D9%84%D8%8C%20%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87%D9%94%20%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%20%D8%B1%D8%A7%20%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%20%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87%20%DB%B1%DB%B1%20%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%20%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B5-%DB%B1%20%D8%AC%D9%88%D9%8A%D9%94%D9%86%20%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B6.pdf
https://shora.org/archive/257418
موازنه قدرت در عصر پهپادها؛ چرا رئالپولیتیک کلید فهم بازی ترامپ است؟
موازنه قدرت در عصر پهپادها؛ چرا رئالپولیتیک کلید فهم بازی ترامپ است؟
شورای ملی تصمیم
موازنه قدرت در عصر پهپادها؛ چرا رئالپولیتیک کلید فهم بازی ترامپ است؟ - شورای ملی تصمیم
موازنه قدرت در عصر پهپادها؛ چرا رئالپولیتیک کلید فهم بازی ترامپ است؟ مقدمه: عبور از پروپاگاندا در حالی که بوقهای تبلیغاتی نظام و تحلیلگران همسوبا آن، جنگ اخیر و استفاده از پهپادها را پیروزی «اقتصاد جنگی» ایران بر تسلیحات گرانقیمت غربی مینامند، حقیقت…
Forwarded from س رضا
از زندان یک راست امدم سر خاک خسرو, جور عجیبی حس میکنم چونان «سیزیف» از طرف خدایگان محکوممان کردهاند که «سنگی را به بالای تپه ببریم». پس تلاش میکنم حملش کنم و بکشم با خودم بالای تپه؛ دوباره و دوباره، به اندازه همه تکرارهای سرسامآور و ضروری جهان. بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکههای حقیقت. جدا جدا و قطعه قطعه.
آنچنان که دایم قطعمان میکنند، مثل همین اینترنتی که طولاااانیترین قطعی جهانش نیز از آن ماست. با خودم قرار گذاشتهام از هرچه خسته میشوم بشوم، اما از رسیدن به آزادی و حمل کردن این سنگهای سخت حقیقت «نه». برای همین رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی در مراسم خسرو نباید و نمیتواند بگذارد که سنگ نیمه تمامم در آذر ۴۰۴۱ را، زمین بگذارم.
دوباره سلام خسرو! چطور سعی کردند چشمهای حقیقت را با قتل تو ببندند. اگر ما خاموش شویم؛ پس کدام شهرزاد قصه تو را بگوید؟
حالا بیرونم، باز مثل همیشه بعد از خروج از زندان -نمیدانم برای چند مدت - دلم در زندان جا مانده، پیش چشهای رفقایم، آنها که در نی نی چشمانشان فقط یک جمله بود «ما را فراموش نکنید». پیش از خداحافظی از لای دریچه ها در زندان انگشت رفقایم را لمس کردم؛ آذر یاهو، محبوبه شعبانی، حدیث مرواریدی، سهیلا حسینی.
کاش خسرو بود، کاش جای اینکه سر مزارش میرفتم شمارهاش را میگرفتم تا بهش زنگ بزنم. سعی کردم سیما ابنایی را از لای جمعیت پیدا کنم؛ اما گویا از بچهها جدا شده بود.
زندان بودم که کشتار عظیم دی ماه و خبر کشته شدن غیر نظامیان و کودکان میناب در جنگ به گوشم رسید. عجب دل خونی به جان یک ایران انداختند. هنوز در راهم با بار سنگین زندانیان دی ماه در وکیل آباد، نام تک تکشان را فریاد خواهم زد، کاش شهرزادشان باشم…
سپیده قلیان
آنچنان که دایم قطعمان میکنند، مثل همین اینترنتی که طولاااانیترین قطعی جهانش نیز از آن ماست. با خودم قرار گذاشتهام از هرچه خسته میشوم بشوم، اما از رسیدن به آزادی و حمل کردن این سنگهای سخت حقیقت «نه». برای همین رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی در مراسم خسرو نباید و نمیتواند بگذارد که سنگ نیمه تمامم در آذر ۴۰۴۱ را، زمین بگذارم.
دوباره سلام خسرو! چطور سعی کردند چشمهای حقیقت را با قتل تو ببندند. اگر ما خاموش شویم؛ پس کدام شهرزاد قصه تو را بگوید؟
حالا بیرونم، باز مثل همیشه بعد از خروج از زندان -نمیدانم برای چند مدت - دلم در زندان جا مانده، پیش چشهای رفقایم، آنها که در نی نی چشمانشان فقط یک جمله بود «ما را فراموش نکنید». پیش از خداحافظی از لای دریچه ها در زندان انگشت رفقایم را لمس کردم؛ آذر یاهو، محبوبه شعبانی، حدیث مرواریدی، سهیلا حسینی.
کاش خسرو بود، کاش جای اینکه سر مزارش میرفتم شمارهاش را میگرفتم تا بهش زنگ بزنم. سعی کردم سیما ابنایی را از لای جمعیت پیدا کنم؛ اما گویا از بچهها جدا شده بود.
زندان بودم که کشتار عظیم دی ماه و خبر کشته شدن غیر نظامیان و کودکان میناب در جنگ به گوشم رسید. عجب دل خونی به جان یک ایران انداختند. هنوز در راهم با بار سنگین زندانیان دی ماه در وکیل آباد، نام تک تکشان را فریاد خواهم زد، کاش شهرزادشان باشم…
سپیده قلیان
پرویز قلیج خانی هم از میان ما رفت - یادش گرامی
جنبش کارگری ایران یار با وفایی دیگری که همواره پشتیبان آنان بود را از دست داد.
دو خرداد خبر رسید پرویز قلیچ خانی همانند زاده شدن اش در حاشیه شهر پاریس همانند دیگر نام آوران تاریخ عرصه سیاست، ورزش شمع زندگی اش خاموش شد.
او در جوانی و دوران دانشجویی خود که در آن دوران ورزشکار توانایی بود به یاری زحمتکشان شتافت چرا که در خانواده خودش با رنج محرومان آشنا شد و در همان محیط رشد کرده بود. حاکمیت گذشته که تاب انسان های مانند او را نمی آورد او را مجبور کرد که همانند گالیله که در زمان نفی اعتقادش پای بر زمین می کوبید که زمین کروی است عمل کند.
پرویز انسانی بود چند بعدی که در نگاه مردم عادی او پهلوان عرصه مبارزه در زمین مسابقه بود، در نگاه انسان های مترقی کسی بود که توانست در عرصه مطبوعات با انتشار ۱۱۰ شماره نشریه آرش در عرصه سیاست بدرخشد، آنهم در شرایطی که افول سیاست محلی شده بود برای درگیری های سیاسی تا محلی برای یافتن راه حل، او و یارانش شاهکاری را رقم زدند که در تاریخ کشورمان بی سابقه است، هم او بود که به اعتبار گذشته اش و زحمات شخصی سعی در آن داشت تا همه یاران و پشتیبانان مردم زحمتکش را گرد هم بیاورد و حتی از مریدان قدرت تا مخالفان قدرت را در یک مجموعه در کنار هم دور میز سیاست بنشاند و ایدئولوژی، آگاهی، ضعف و قدرت اهل قلم و عمل را به خدمت زحمتکشان در بیاورد تا در آن میان راهی برای رهایی و آزادی مردم در بند به ارمغان بیاورد تا آنکه دیگر آه یتیمی و فریاد گرسنه ای در گلو نماند.
در بیش از دو دهه رشد جنبش کارگری ایران٬ قلیچ خانی در کنار کشاندن مباحث کارگری در بطن نشریه آرش، نقش او و کمک های انسانی و مالی بی دریغ اش به جنبش کارگری ایران چقدر ارزشمند بود. امکاناتی ساخت که از شمال تا جنوب ، از شرق تا غرب را در حد خودش در بر می گرفت. فعالینی که به مشکل بر می خوردند چه در داخل و چه در خارج به او رجوع می کردند و او بدون لحظه ای درنگ کمک می کرد. این حمایت ها وقتی با نام قلیچ خانی گره می خورد در میان کارگران اعتبار جنبش کارگری را در خود دو چندان می کرد. باشد در انتشار یادنامه او به نقش موثر او بیشتر اشاره شود.
قلیچ خانی فرزند جامعه ای است که ستارگانی را در دل خود پرورانده است که محصول روابط اجتماعی اشان بوده اند، انسان های که به خودشان فکر نمی کردند. در اینجا جا دارد از نجمه موسوی-پیمبری و خانواده و دوستان اش قدردانی کرد برای ماندن در کنار او ، مراقبت از او، بیخوابی های بی حد، سر و کله زدن های بی شمار برای پیشرفت و رشد بهتر شدن فعالیت های پرویز در تمام دوران زندگی اش. در ایران نام های مانند زنده یاد تختی و پرویز قلیج خانی همانند گرزی گداخته در دست زحمتکشان در حال گردش است. او به ما آموخت که چگونه با تفاوت ها هیچگاه از یاری زحمتکشان باز نایستیم.
یادش گرامی و مسیرش در تداوم باد
کانون مدافعان حقوق کارگر
۳ خرداد ۱۴۰۵
جنبش کارگری ایران یار با وفایی دیگری که همواره پشتیبان آنان بود را از دست داد.
دو خرداد خبر رسید پرویز قلیچ خانی همانند زاده شدن اش در حاشیه شهر پاریس همانند دیگر نام آوران تاریخ عرصه سیاست، ورزش شمع زندگی اش خاموش شد.
او در جوانی و دوران دانشجویی خود که در آن دوران ورزشکار توانایی بود به یاری زحمتکشان شتافت چرا که در خانواده خودش با رنج محرومان آشنا شد و در همان محیط رشد کرده بود. حاکمیت گذشته که تاب انسان های مانند او را نمی آورد او را مجبور کرد که همانند گالیله که در زمان نفی اعتقادش پای بر زمین می کوبید که زمین کروی است عمل کند.
پرویز انسانی بود چند بعدی که در نگاه مردم عادی او پهلوان عرصه مبارزه در زمین مسابقه بود، در نگاه انسان های مترقی کسی بود که توانست در عرصه مطبوعات با انتشار ۱۱۰ شماره نشریه آرش در عرصه سیاست بدرخشد، آنهم در شرایطی که افول سیاست محلی شده بود برای درگیری های سیاسی تا محلی برای یافتن راه حل، او و یارانش شاهکاری را رقم زدند که در تاریخ کشورمان بی سابقه است، هم او بود که به اعتبار گذشته اش و زحمات شخصی سعی در آن داشت تا همه یاران و پشتیبانان مردم زحمتکش را گرد هم بیاورد و حتی از مریدان قدرت تا مخالفان قدرت را در یک مجموعه در کنار هم دور میز سیاست بنشاند و ایدئولوژی، آگاهی، ضعف و قدرت اهل قلم و عمل را به خدمت زحمتکشان در بیاورد تا در آن میان راهی برای رهایی و آزادی مردم در بند به ارمغان بیاورد تا آنکه دیگر آه یتیمی و فریاد گرسنه ای در گلو نماند.
در بیش از دو دهه رشد جنبش کارگری ایران٬ قلیچ خانی در کنار کشاندن مباحث کارگری در بطن نشریه آرش، نقش او و کمک های انسانی و مالی بی دریغ اش به جنبش کارگری ایران چقدر ارزشمند بود. امکاناتی ساخت که از شمال تا جنوب ، از شرق تا غرب را در حد خودش در بر می گرفت. فعالینی که به مشکل بر می خوردند چه در داخل و چه در خارج به او رجوع می کردند و او بدون لحظه ای درنگ کمک می کرد. این حمایت ها وقتی با نام قلیچ خانی گره می خورد در میان کارگران اعتبار جنبش کارگری را در خود دو چندان می کرد. باشد در انتشار یادنامه او به نقش موثر او بیشتر اشاره شود.
قلیچ خانی فرزند جامعه ای است که ستارگانی را در دل خود پرورانده است که محصول روابط اجتماعی اشان بوده اند، انسان های که به خودشان فکر نمی کردند. در اینجا جا دارد از نجمه موسوی-پیمبری و خانواده و دوستان اش قدردانی کرد برای ماندن در کنار او ، مراقبت از او، بیخوابی های بی حد، سر و کله زدن های بی شمار برای پیشرفت و رشد بهتر شدن فعالیت های پرویز در تمام دوران زندگی اش. در ایران نام های مانند زنده یاد تختی و پرویز قلیج خانی همانند گرزی گداخته در دست زحمتکشان در حال گردش است. او به ما آموخت که چگونه با تفاوت ها هیچگاه از یاری زحمتکشان باز نایستیم.
یادش گرامی و مسیرش در تداوم باد
کانون مدافعان حقوق کارگر
۳ خرداد ۱۴۰۵
🕊2
شناخت این جنایتکاران که بخشی از ادامه ساواک و ماموران نفوذی نهادهای گوادالوپیستهای جهانی هستند، اهمیت زیادی دارد. اینها تربیت شدگان مهره های سوئیچ حکومتها در ایران هستند.
Forwarded from ایلام چاو نیوز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🫨معرفی بازجو -شکنجه گران:در این ویدیو 9 تن از بازجویان شکنجه گر معرفی شده اند. با بازنشر آن در شبکه های اجتماعی به افشای رسانه ای آن یاری رسانید..
کانال ایلام چاو نیوز
https://t.me/ILamchavnews
کانال ایلام چاو نیوز
https://t.me/ILamchavnews
https://youtu.be/BCGYsBUWkjk?is=ZAIxntkUk8gFAoyn
کماکان پیکار برای دفاع از حقوق بشر ومردم ایران در تمام این سال ها ادامه دارد.
کماکان پیکار برای دفاع از حقوق بشر ومردم ایران در تمام این سال ها ادامه دارد.
YouTube
10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر در ایران با حضور جنبش همبستگی در شهر نیویورک
https://borobalatar.com
Forwarded from خبرگر
https://youtu.be/BCGYsBUWkjk?is=ZAIxntkUk8gFAoyn
کماکان پیکار برای دفاع از حقوق بشر ومردم ایران در تمام این سال ها ادامه دارد.
کماکان پیکار برای دفاع از حقوق بشر ومردم ایران در تمام این سال ها ادامه دارد.
YouTube
10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر در ایران با حضور جنبش همبستگی در شهر نیویورک
https://borobalatar.com
Forwarded from کانال انجمن ادبی جیحون
" چهارشنبه
📕۲۰ خرداد ۱۴۰۵ شمسی
📘10 ژوئن 2026 میلادی
📙۲۴ ذیالحجه ۱۴۴۷
📕قتل "#نادر_شاه" و تغيير مسير تاريخ ایران (۱۱۲۶ ه.ش)
📖در فتح آباد قوچان، "نادرشاه" در خوابگاهش به دست تنی چند از ژنرالهايش به قتل رسيد و به اين ترتيب #ناپلئون_شرق از اين دنيا رفت. مردی كه آرزو داشت ايران را بار ديگر ابرقدرت جهان كند. "نادر" دو سوم از ايام عمر خود را روی زين اسب گذرانيد و لشكركشیهای لاينقطع و ضعف مزاج و خستگی جسمانی ناشی از آن، وی را به تدريج بدخلق و خوی ساخته بود كه نتيجهاش اتخاذ تصميمات سخت و نيز اعمال مجازاتهای شديد و فوری اطرافيان خود و مقامات از جمله افسران ارشد بود. "نادر شاه" علاقه عجيبی به جمع آوری كتاب و اهداء آنها به كتابخانهها داشت. وی صدها جلد كتاب خطی نفيس به كتابخانه رضوی مشهد هديه كرده بود. "نادر" نسبت به اروپاييان بسيار بدبين بود، از همين رو به جای خريد كشتی از اروپا، از مازندران و از راه خراسان كه هموارتر بود، چوب به بوشهر حمل كرد و ۱۹ كشتی جنگی توپدار ساخت. به ابتكار "نادر" بود كه توپهای سبک كه تا آن تاريخ در جهان سابقه نداشت ساخته شد و اين توپهای قابل حمل با شتر، "#زنبورک" نام گرفتند. "نادر" خريد كالای صنعتی [تكنولوژيک] از اروپا را روا نمیدانست و بارها گفته بود كه چنين خريدهايی قوه ابتكار را از ايرانی سلب میكند.
@jeyhoonanjomany
📕۲۰ خرداد ۱۴۰۵ شمسی
📘10 ژوئن 2026 میلادی
📙۲۴ ذیالحجه ۱۴۴۷
📕قتل "#نادر_شاه" و تغيير مسير تاريخ ایران (۱۱۲۶ ه.ش)
📖در فتح آباد قوچان، "نادرشاه" در خوابگاهش به دست تنی چند از ژنرالهايش به قتل رسيد و به اين ترتيب #ناپلئون_شرق از اين دنيا رفت. مردی كه آرزو داشت ايران را بار ديگر ابرقدرت جهان كند. "نادر" دو سوم از ايام عمر خود را روی زين اسب گذرانيد و لشكركشیهای لاينقطع و ضعف مزاج و خستگی جسمانی ناشی از آن، وی را به تدريج بدخلق و خوی ساخته بود كه نتيجهاش اتخاذ تصميمات سخت و نيز اعمال مجازاتهای شديد و فوری اطرافيان خود و مقامات از جمله افسران ارشد بود. "نادر شاه" علاقه عجيبی به جمع آوری كتاب و اهداء آنها به كتابخانهها داشت. وی صدها جلد كتاب خطی نفيس به كتابخانه رضوی مشهد هديه كرده بود. "نادر" نسبت به اروپاييان بسيار بدبين بود، از همين رو به جای خريد كشتی از اروپا، از مازندران و از راه خراسان كه هموارتر بود، چوب به بوشهر حمل كرد و ۱۹ كشتی جنگی توپدار ساخت. به ابتكار "نادر" بود كه توپهای سبک كه تا آن تاريخ در جهان سابقه نداشت ساخته شد و اين توپهای قابل حمل با شتر، "#زنبورک" نام گرفتند. "نادر" خريد كالای صنعتی [تكنولوژيک] از اروپا را روا نمیدانست و بارها گفته بود كه چنين خريدهايی قوه ابتكار را از ايرانی سلب میكند.
@jeyhoonanjomany
Forwarded from کانال انجمن ادبی جیحون
امروز۱۰ ژوئن #روز_جهانی_صنایعدستی است. این روز با هدف حفظ فرهنگ و هنر بومی و منطقهای، تشویق و کمک به تولیدکنندگان صنایع دستی و گسترش صنعت گردشگری نامگذاری شده است.
@jeyhoonanjomany
@jeyhoonanjomany
Forwarded from کانال انجمن ادبی جیحون
Forwarded from پارادایم / پشت پرده 🖤🕊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با امضای این توافق، رسمن مستعمره آمریکا میشیم!
هر بار که ترامپ بند جدید اضافه کرد، آقایان عقبنشینی کردن و گفتن چشم.
تنگهی هرمز بلافاصله و بدون محدودیت و عوارض، باز میشه؛ حتا واسه اسرائیل.
مواد هستهای باید رقیق بشه.
کوچکترین غنی سازی بخوایم انجام بدیم، قبلش باید از آمریکا اجازه بگیریم! حتا واسه ساختن دارو و برق و...
آزادسازی پولهای مسدود شده؟ معلوم نیست.
منفعت ایران از صندوق 300 میلیارد دلاری؟ معلوم نیست.
رفع تحریم ها ؟ معلوم نیست.
✦
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
*آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟*
این روزها بسیار از *«صلح»، «کاهش تنش» و «مذاکره»* سخن گفته میشود. مردم خسته از تهدید جنگ، حق دارند از خاموش شدن صدای توپ و موشک استقبال کنند. اما برای کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار، راننده اینترنتی، کارمند جزء و میلیونها مزدبگیر، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا صلح فقط در مرزها اتفاق میافتد، یا قرار است به سفرههای خالی مردم هم برسد؟
برای طبقات فرودست، صلح فقط توقف جنگ خارجی نیست. صلح یعنی پایان جنگ اقتصادی علیه زندگی روزمره مردم. صلح یعنی وقتی دیگر تورمِ افسارگسیخته، اجارههای کمرشکن، بیکاری، خصوصیسازیهای بیضابطه، گرانی دارو و ناامنی شغلی هر روز معیشت مردم را بمباران نکند.
اقشار فرو دست خوب میدانند که سالهاست زیرساختهای معیشت در حال فروریختن است؛ نه با موشک، بلکه با سیاستهایی که نتیجهاش کوچکتر شدن سفرهها، فرسایش امید و گسترش فقر بوده است.
حقوق بگیری که تمام حقوقش خرج اجاره خانه میشود، بازنشستهای که میان خرید دارو و پرداخت اجاره مجبور به انتخاب است، جوانی که از داشتن خانه و آینده ناامید شده، از خود میپرسند:
*آیا صلح داخلی هم در راه است؟*
آیا قرار است اصول فراموششده قانون اساسی درباره حق مسکن، درمان، آموزش و تأمین اجتماعی بالاخره از قاب شعار بیرون میاید و به واقعیت زندگی مردم تبدیل میشود؟
آیا درمان دوباره «حق» خواهد شد یا همچنان کالایی برای ثروتمندان باقی میماند؟
آیا آموزش و مسکن برای فرزندان طبقات مزدبگیر از رؤیا به امکان تبدیل میشود؟
آیا امنیت شغلی جای قراردادهای موقت، سفیدامضا و اخراجهای بیضابطه را میگیرد؟
مردم بهدرستی میپرسند: اگر قرار است تنش خارجی کاهش یابد، سهم مردم از این آرامش چیست؟
آیا منابع کشور قرار است صرف بازسازی زندگی اکثریت جامعه شود یا باز هم رانت، فساد، سوداگری مالی و منافع گروههای محدود بر رفاه عمومی غلبه خواهد کرد؟
جامعه انتظار دارد اگر فرصت تازهای ایجاد میشود، اینبار نظام بانکی، سیاستهای پولی و تصمیمات اقتصادی در خدمت تولید، اشتغال، کنترل تورم و رفاه عمومی قرار گیرد؛ نه سوداگرانی که از هر بحران، ثروتمندتر بیرون میآیند و بار هزینه را بر دوش اقشار فرو دست جامعه میگذارند.
سالهاست اقتصاددانانی چون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مؤمنی نسبت به پیامدهای فقر، شکاف طبقاتی، خصوصیسازی بیضابطه و فرسایش تولید هشدار دادهاند؛ هشدارهایی که اغلب زمانی شنیده شد که بحران از مرز هشدار گذشته بود.
اما تاریخ یک درس روشن دارد:
*صلح خارجی، الزامن به صلح اجتماعی تبدیل نمیشود.*
اگر قرار باشد همان سیاستهایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بیعدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بیپناه و بازنشسته همچنان فراموششده باشد، مردم صلح را در بیانیهها باور نخواهند کرد.
*مردم صلح را در قیمت نان و دارو میسنجند.*
در اجاره خانه، در امنیت شغلی، در امید جوانان به آینده.
وقتی «زیرساختهای معیشت» دیگر بمباران نشوند، وقتی رفاه عمومی بر سود اقلیت ترجیح داده شود، آنوقت شاید بتوان گفت:
"صلح، بالاخره به داخل خانههای مردم هم رسیده است."
ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی
این روزها بسیار از *«صلح»، «کاهش تنش» و «مذاکره»* سخن گفته میشود. مردم خسته از تهدید جنگ، حق دارند از خاموش شدن صدای توپ و موشک استقبال کنند. اما برای کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار، راننده اینترنتی، کارمند جزء و میلیونها مزدبگیر، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا صلح فقط در مرزها اتفاق میافتد، یا قرار است به سفرههای خالی مردم هم برسد؟
برای طبقات فرودست، صلح فقط توقف جنگ خارجی نیست. صلح یعنی پایان جنگ اقتصادی علیه زندگی روزمره مردم. صلح یعنی وقتی دیگر تورمِ افسارگسیخته، اجارههای کمرشکن، بیکاری، خصوصیسازیهای بیضابطه، گرانی دارو و ناامنی شغلی هر روز معیشت مردم را بمباران نکند.
اقشار فرو دست خوب میدانند که سالهاست زیرساختهای معیشت در حال فروریختن است؛ نه با موشک، بلکه با سیاستهایی که نتیجهاش کوچکتر شدن سفرهها، فرسایش امید و گسترش فقر بوده است.
حقوق بگیری که تمام حقوقش خرج اجاره خانه میشود، بازنشستهای که میان خرید دارو و پرداخت اجاره مجبور به انتخاب است، جوانی که از داشتن خانه و آینده ناامید شده، از خود میپرسند:
*آیا صلح داخلی هم در راه است؟*
آیا قرار است اصول فراموششده قانون اساسی درباره حق مسکن، درمان، آموزش و تأمین اجتماعی بالاخره از قاب شعار بیرون میاید و به واقعیت زندگی مردم تبدیل میشود؟
آیا درمان دوباره «حق» خواهد شد یا همچنان کالایی برای ثروتمندان باقی میماند؟
آیا آموزش و مسکن برای فرزندان طبقات مزدبگیر از رؤیا به امکان تبدیل میشود؟
آیا امنیت شغلی جای قراردادهای موقت، سفیدامضا و اخراجهای بیضابطه را میگیرد؟
مردم بهدرستی میپرسند: اگر قرار است تنش خارجی کاهش یابد، سهم مردم از این آرامش چیست؟
آیا منابع کشور قرار است صرف بازسازی زندگی اکثریت جامعه شود یا باز هم رانت، فساد، سوداگری مالی و منافع گروههای محدود بر رفاه عمومی غلبه خواهد کرد؟
جامعه انتظار دارد اگر فرصت تازهای ایجاد میشود، اینبار نظام بانکی، سیاستهای پولی و تصمیمات اقتصادی در خدمت تولید، اشتغال، کنترل تورم و رفاه عمومی قرار گیرد؛ نه سوداگرانی که از هر بحران، ثروتمندتر بیرون میآیند و بار هزینه را بر دوش اقشار فرو دست جامعه میگذارند.
سالهاست اقتصاددانانی چون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مؤمنی نسبت به پیامدهای فقر، شکاف طبقاتی، خصوصیسازی بیضابطه و فرسایش تولید هشدار دادهاند؛ هشدارهایی که اغلب زمانی شنیده شد که بحران از مرز هشدار گذشته بود.
اما تاریخ یک درس روشن دارد:
*صلح خارجی، الزامن به صلح اجتماعی تبدیل نمیشود.*
اگر قرار باشد همان سیاستهایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بیعدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بیپناه و بازنشسته همچنان فراموششده باشد، مردم صلح را در بیانیهها باور نخواهند کرد.
*مردم صلح را در قیمت نان و دارو میسنجند.*
در اجاره خانه، در امنیت شغلی، در امید جوانان به آینده.
وقتی «زیرساختهای معیشت» دیگر بمباران نشوند، وقتی رفاه عمومی بر سود اقلیت ترجیح داده شود، آنوقت شاید بتوان گفت:
"صلح، بالاخره به داخل خانههای مردم هم رسیده است."
ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی