خبرگر
1.82K subscribers
80 photos
18 videos
3 files
144 links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
*آبکشی به نام خزانه دولت!*

به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی مذاکره کنندگان با آمریکا برای دریافت ۲۴ میلیارد دلار خود را به در و دیوار می زنند که فقط طی چند سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار پول صادرات به کشور بازنگشته است. رییس صندوق توسعه ملی می گوید:«نمی دانیم تراستی ها چقدر از پول نفت را پس نداده اند» اما بهت آور اینکه ۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در امارات مانده و آنان گفته اند پس نخواهند داد و همچنین مقادیر متنابهی دلار پنهان و طلای ایران در این کشور است و پس داده نخواهد شد. بماند کشورهایی چون کره جنوبی، سنگاپور، مالزی که اینان نیز مقادیر دیگری از این غارت ارزشمند را در بانک های خود توسط خیانتکاران که اسم خود را تاجر گذاشته اند، پنهان نموده اند.
اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. مبلغ ۱۵ میلیون تتر (پول مجازی همچون بیت کوین) به بابک زنجانی که قرار بود اعدام شود، داده اند. بعد آقای همتی رییس بانک مرکزی امروز به روسیه رفته تا ۲۰ میلیارد دلار وام!!! گدایی کند. آیا خنده دار نیست؟؟
آقای همتی که رفته اند وام از روسیه بگیرند در این وضعیت نگران کننده ارزی یک ماه پیش دستور داده است به هر ایرانی هزار دلار ارز داده شود و در همین راستا اتاق بازرگانی با هماهنگی بانک مرکزی به تجار اجازه داده اند که ۴۰ درصد ارز خود را می توانند وارد کشور نکنند و در بانک هایی که کشورهایشان ما را تحریم کرده اند، ذخیره کنند.
در حقیقت وزیر اقتصاد، اتاق بازرگانی، رییس بانک مرکزی خزانه دولت را به آبکشی تبدیل کرده اند که هرچه درآمد ارزی از تنگه هرمز و فروش نفت و سایر محصولات به این آبکش ریخته شود چیزی برای مردم نماند.
نئولیبرال ها برای نابودی کشور اینگونه نقشه می کشند. این مدیران دل بسته به غرب باید کنار زده و محاکمه شوند و به جایشان فرزندان مخلص ایران زمین همچون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مومنی قرار بگیرند و این سیاست های ضد مردمی و ضدملی را کنار بگذارند.

*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
*شصت درصد روی کاغذ، صفر درصد در سفره ها!*

کارگر که سر ماه دستش را به سوی حقوق می‌برد، دنبال «درصد» نیست، دنبال «نان» است. افزایش ۶۰ درصدی اگر با تورم ۷۰ درصدی همراه شود، نه تنها پیشرفت نیست، که پسرفت است.
این روزها صحبت از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی کارگران شده. رقمی که در نگاه اول چشمان هر انسانی را درشت می‌کند. اما وقتی کارگر می‌رود خواربارفروشی، می‌بیند گوشت نسبت به پارسال دو برابر شده، برنج سه برابر، اجاره خانه صد درصد. آن وقت می‌فهمد این ۶۰ درصد، یک شعار خوش‌ رنگ‌ و لعاب است.

*قضیه چیست؟*
فرض کنید پارسال حقوقتان ۱۰ میلیون تومان بود. الآن می‌شود ۱۶ میلیون. ظاهراً ۶ میلیون اضافه شده. اما اگر اجاره خانه از ۳ به ۶ میلیون رسیده باشد، فقط همین یک قلم تمام افزایش حقوقتان را خورده است. خورد و خوراک، درمان، رفت‌وآمد، پوشاک — همه چیز گران شده.
حقوقتان روی کاغذ رفته بالا، اما سفره‌تان کوچک‌تر شده است.

*ترمیم مزد یعنی چه؟*
«ترمیم مزد» یک اصطلاح اداری نیست. یعنی اینکه:
نگاه نکنند فقط عدد حقوق را بالا ببرند
ببینند هزینه زندگی واقعی چقدر است
افزایش حقوق را بر اساس تورم واقعی محاسبه کنند، نه یک عدد دستوری از بالا.
حداقل حقوق را طوری تعیین کنند که کارگر مجبور نباشد دو شیفت کار کند تا بمیرد، نه اینکه زندگی کند.
در بسیاری از کشورها، هر سال شاخص‌های هزینه زندگی به روز می‌شود و افزایش حقوق بر اساس آن تنظیم می‌گردد. اما در برخی سیستم‌ها، *هنوز «نظر مسئول» بر «نرخ اجاره و خواربار» اولویت دارد.*

*چرا این ۶۰ درصد بی‌اثر است؟*
به سه دلیل ساده:
۱) تورم از درصد افزایش حقوق سبقت گرفته – اگر تورم سالانه ۷۰٪ باشد، افزایش ۶۰٪ یعنی عقب‌گرد ۱۰ درصدی.
۲) افزایش فقط برای حداقلی‌بگیرهاست – کارگر ماهر یا با سابقه، افزایش کمتری می‌گیرد و عقب‌گردش بیشتر است.
۳) قیمت کالاهای اساسی جهش داشته – نه تورم عمومی، که تورم خوراک و مسکن چند برابر افزایش را خنثا کرده است.

راه حل:
۱) محاسبه دقیق خط فقر و هزینه زندگی یک خانوار کارگری – نه با آمار دستکاری‌ شده، بلکه واقعی.
۲) اتصال خودکار افزایش حقوق به نرخ تورم – هر سال، حقوق بر اساس افزایش هزینه‌ها تعدیل شود.
۳) نظارت بر قیمت‌ها – اگر حقوق بالا برود اما قیمت اجناس هم بالا برود، هیچ فایده‌ای ندارد.
۴) تقویت تشکل‌های کارگری – تا کارگر خودش بتواند چانه بزند، نه اینکه یک نفر از بالا برایش تصمیم بگیرد.

کارگر با آمار زندگی نمی‌کند، با سفره زندگی می‌کند. اگر سفره خالی باشد، هر رقمی روی کاغذ بزرگ باشد، ته دلمان می‌گوییم «باز هم سرمان شیره مالیدند».
افزایش واقعی حقوق یعنی کارگر بعد از پرداخت اجاره و قبوض، هنوز پولی برای خوردن یک تکه کیک در جشن تولد بچه‌اش داشته باشد. نه اینکه فقط عدد دریافتی اش بزرگتر شده باشد، اما زندگیش مثل پارسال بوی قسط و قرضه بدهد.
به امید روزی که «درصد افزایش حقوق» و «درصد تورم» دست هم را بگیرند، نه اینکه یکی از پله‌ها بالا برود و دیگری از پله‌ها پایین بیاید.
*این امر ممکن نخواهد مگر اینکه کارگر به این درک برسد که باید در سندیکاهای کارگری متشکل شده با قدرت وارد نبرد برای زندگی بهتر بشود.

تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا

کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
Forwarded from دانش و کارگر
*فلسفه برای کارگران

«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*


آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آن‌ها به فیلسوف حرفه‌ای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافت‌های خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نام‌ها با "فلسفه" جور درمی‌آیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفل‌دار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا این‌جوری کار می‌کنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آن‌گاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع می‌شود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفه‌ای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموس‌تر کردنِ زندگی و کارمان.»

*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیه‌های خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفه‌ای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار می‌کنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه می‌آورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفه‌ای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف می‌زنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم می‌کند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بی‌پاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسش‌هایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه می‌شود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار می‌کند، چه معنایی می‌توان برای رنج و رنج‌نامه‌های روزمره ساخت، و چگونه می‌شود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»

قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من می‌خورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدم‌های مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خسته‌کننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره می‌زنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟

اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.

ادامه دارد...

*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
1
۵ تیر – ۲۶ ژوئن؛ از لغو امتیازات تزاری تا مصدق، منشور ملل متحد و روز جهانی قربانیان شکنجه

نامه چیچرین به وثوق‌الدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران

۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامه‌ای به وثوق‌الدوله، نخست‌وزیر وقت ایران، بر لغو امتیازات…

https://akhbar-rooz.com/2026/06/26/57603/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_57603
Forwarded from سهام نیوز
ونس: تهران قبول کرد یک عضو سپاه و یک فرمانده سنتکام برای کاهش تنشها در دوحه مستقر شوند!

جی‌دی ونس، معاون رییس‌ جمهوری آمریکا، گفت یکی از مهم‌ترین دستاوردهای مذاکرات سوئیس، توافق اولیه برای ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی با هدف جلوگیری از تشدید تنش‌های آینده بوده است.
او افزود: «یکی از چیزهایی که می‌خواستیم از این مذاکرات به دست بیاوریم، ایجاد یک کانال ارتباطی در طرف ایرانی برای کاهش تنش بود.»

ونس گفت طرف ایرانی با این پیشنهاد موافقت کرده و گفته است: «بسیار خب، ما یک نفر از سپاه پاسداران را به دوحه می‌فرستیم تا کنار یک نفر از سنتکام مستقر شود و از این طریق بسیاری از اختلاف‌ها را حل‌وفصل کنیم.»

@Sahamnewsorg
Forwarded from سهام نیوز
مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، از بازگشایی سفارت‌های این کشور در تهران و کاراکاس حمایت کرد و گفت نبود نمایندگی دیپلماتیک در ایران و ونزوئلا، توان اتاوا را برای کمک به شهروندان کانادایی و واکنش سریع به بحران‌های بشردوستانه محدود کرده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس روز پنجشنبه چهارم تیرماه گزارش داد کارنی با تاکید بر اینکه «تعامل به معنای تایید نیست»، گفت داشتن سفارت و ارائه خدمات کنسولی به معنای حمایت از سیاست‌های دولت‌های ایران یا ونزوئلا نیست.

کانادا در سال ۲۰۱۲ در دولت استیون هارپر سفارت خود در تهران را تعطیل و روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی را قطع کرد.

@Sahamnewsorg
Forwarded from سهام نیوز
محمد باقر ذوالقدر، دبیر شورای امنیت ملی امروز پس از حدود ۴ ماه در انظار عمومی ظاهر شد.در کنار او اسماعیل قاآنی است.

@Sahamnewsorg
چه چیزی از این پول ها گیر مردم زحمتکش طبقه کارگر، روستائیان و کشاورزان، بازنشستگان و محرومان ، آموزگاران، فرهنگیان، کارمندان دون پایه، و ۸۰ درصد مردم زیر خط فقر خواهد آمد؟ با کدام مکانیزم؟ آیا کارگران، معلمان، بازنشستگان ، میتوانند سندیکاهای مستقل و آزاد خود را داشته باشند؟ یا باز هم مورد حمله حکومتیان واقع می شوند؟ آیا زندانیان سیاسی و گرفتاران مالی و مهریه ای ها آزاد می شوند؟ آیا انجمن های محلی مستقل و شوراهای روستایی میتوانند برای حل و فصل مشکلاتشان مستقلا عمل کنند و حقوق اقتصادی و سیاسی و اجتماعی خود را از دولت و حکومت بگیرند؟ آیا بازماندگان جنگها و اعتراضات و دادخواهان از این سرمایه ملی چه مقدار میتوانند بهره مند شوند؟ قیمت ها چقدر پایین خواهد آمد؟ آیا تورم تک رقمی خواهد شد؟ هشتاد میلیون مردم ایران خواهان این گشایش ها در زندگی روزمره خود هستند! این حقوق پایه ای و اولیه مردم است که باید به آنها باز گردد! #ستمدیدگان_دادخواه_ایران
Forwarded from سهام نیوز
کریس رایت: دارایی‌های مسدود شده ایران آزاد می‌شود

وزیر انرژی آمریکا به سی‌ان‌ان:

🔹لغو تحریم‌ها بر نفت ایران، امکان فروش آن در بازارهای دیگر و دریافت وجه آن به دلار را فراهم می‌کند.

🔹دارایی‌های ایران که مسدود شده بودند آزاد خواهد شد و تحت نظارت شدید در مورد نحوه هزینه‌کرد قرار خواهند گرفت.

@Sahamnewsorg
بی کارگر و کار جهان ویران است
بی برزگران خلق جهان بی نان است
گویند که از خداست آبادی و نان
زین روی خدا کارگر و دهقان است!
شعر از کفاش سندیکالیست
ا. مستان
دومین پیام محمد نیکبخت از پشت میله‌های زندان؛ ندای ایمان، آزادی و مقاومت

دومین فایل صوتی برادر عزیز و ایماندارمان "محمد نیکبخت" از دل زندان به دست ما رسید؛ صدایی که نه از اسارت، بلکه از ایمان، شجاعت و امید سخن می‌گوید.

محمد نیکبخت، این فرزند آزاده ایران و ایماندار راستین به مسیح خداوند، ماههاست که بدون تعیین تکلیف در زندان‌های جمهوری اسلامی در بازداشت به سر می‌برد. در همین حال، دو برادر او، هادی نیکبخت و فضل الله نیکبخت، در بیدادگاه‌های فرمایشی رژیم به احکام ظالمانه اعدام محکوم شده‌اند.

با وجود همه فشارها، تهدیدها و رنج‌ها، پیام محمد از زندان سرشار از امید، استقامت و ایمان به پیروزی حقیقت بر ظلم است. او با توکل به خداوند عشق و عدالت، عیسی مسیح نجات‌دهنده، یادآور می‌شود که هیچ زندان و هیچ استبدادی نمی‌تواند روح آزادی‌خواه انسان را به زنجیر بکشد.

این پیام تنها یک فایل صوتی نیست؛ ندای وجدان یک ملت است. ندایی که از ما می‌خواهد سکوت نکنیم، در کنار زندانیان سیاسی و عقیدتی بایستیم و صدای آنان باشیم.

امروز مسئولیت اخلاقی، انسانی و ملی همه ما سنگین‌تر از همیشه است. هر یک از ما می‌توانیم سهمی در حمایت از این گوهران بی‌بدیل آزادی و خانواده‌های رنج‌دیده آنان داشته باشیم؛ خانواده‌هایی که در کنار داغ زندان، اعدام و سرکوب، زیر فشار بی‌سابقه اقتصادی و پیامدهای ویرانگر جنگ نیز روزگار سختی را سپری می‌کنند.

از همه ایرانیان آزاده و تمامی وجدان‌های بیدار جهان دعوت می‌کنیم:

- پیام محمد نیکبخت را با دیگران به اشتراک بگذارید.
- صدای زندانیان سیاسی و عقیدتی ایران باشید.
- برای نجات جان محکومان به اعدام، کارزارهای دادخواهی را گسترش دهید.
- و در حد توان، در کمک‌رسانی مالی به زندانیان و خانواده‌های دادخواه مشارکت کنید.

برای ارسال کمک‌های ارزشمند شما، راه‌های مطمئن و مشخصی فراهم شده است. کافی است اراده کنیم و در این همیاری انسانی به یکدیگر بپیوندیم.

امروز زمان اقدام است.
فردا شاید برای نجات جان عزیزان مان در اسارتگاه های رژیم اسلامی انسان دیر باشد.

#آزادی
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی

حزب دموکرات مسیحی ایران
۵ تیرماه ۱۴۰۵ / ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶
دومین پیام محمد نیکبخت از پشت میله‌های زندان؛ ندای ایمان، آزادی و مقاومت

دومین فایل صوتی برادر عزیز و ایماندارمان "محمد نیکبخت" از دل زندان به دست ما رسید؛ صدایی که نه از اسارت، بلکه از ایمان، شجاعت و امید سخن می‌گوید.

محمد نیکبخت، این فرزند آزاده ایران و ایماندار راستین به مسیح خداوند، ماههاست که بدون تعیین تکلیف در زندان‌های جمهوری اسلامی در بازداشت به سر می‌برد. در همین حال، دو برادر او، هادی نیکبخت و فضل الله نیکبخت، در بیدادگاه‌های فرمایشی رژیم به احکام ظالمانه اعدام محکوم شده‌اند.

با وجود همه فشارها، تهدیدها و رنج‌ها، پیام محمد از زندان سرشار از امید، استقامت و ایمان به پیروزی حقیقت بر ظلم است. او با توکل به خداوند عشق و عدالت، عیسی مسیح نجات‌دهنده، یادآور می‌شود که هیچ زندان و هیچ استبدادی نمی‌تواند روح آزادی‌خواه انسان را به زنجیر بکشد.

این پیام تنها یک فایل صوتی نیست؛ ندای وجدان یک ملت است. ندایی که از ما می‌خواهد سکوت نکنیم، در کنار زندانیان سیاسی و عقیدتی بایستیم و صدای آنان باشیم.

امروز مسئولیت اخلاقی، انسانی و ملی همه ما سنگین‌تر از همیشه است. هر یک از ما می‌توانیم سهمی در حمایت از این گوهران بی‌بدیل آزادی و خانواده‌های رنج‌دیده آنان داشته باشیم؛ خانواده‌هایی که در کنار داغ زندان، اعدام و سرکوب، زیر فشار بی‌سابقه اقتصادی و پیامدهای ویرانگر جنگ نیز روزگار سختی را سپری می‌کنند.

از همه ایرانیان آزاده و تمامی وجدان‌های بیدار جهان دعوت می‌کنیم:

- پیام محمد نیکبخت را با دیگران به اشتراک بگذارید.
- صدای زندانیان سیاسی و عقیدتی ایران باشید.
- برای نجات جان محکومان به اعدام، کارزارهای دادخواهی را گسترش دهید.
- و در حد توان، در کمک‌رسانی مالی به زندانیان و خانواده‌های دادخواه مشارکت کنید.

برای ارسال کمک‌های ارزشمند شما، راه‌های مطمئن و مشخصی فراهم شده است. کافی است اراده کنیم و در این همیاری انسانی به یکدیگر بپیوندیم.

امروز زمان اقدام است.
فردا شاید برای نجات جان عزیزان مان در اسارتگاه های رژیم اسلامی انسان دیر باشد.

#آزادی
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی

حزب دموکرات مسیحی ایران
۵ تیرماه ۱۴۰۵ / ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶
رئیس سابق سیا در باره عملیات دولت‌های آمریکا و سیا در جهان می گوید.
پیام ازیکی از اعضای شورا در ایران : درود
تمام تلاش حکومت بر این قرار گرفته که با فضاسازی و القای شرایط جنگی در مقابل مردم قرار بگیرد و بر خواست اصلی مردم سرپوش بگذارد.
لذا باید در تمامی تریبون‌های فعال این اقدام جمهوری‌اسلامی را خنثی کنیم و اعلام نماییم که :
مذاکره اصلی در داخل کشور است و تا این مذاکره به نتیجه نرسد هیچ مشکل بین‌المللی حل نخواهد شد.
* آزادی همه زندانیان سیاسی
* لغو احکام اعدام
* برگزاری انتخابات آزاد مردمی تحت نظارت نهادهای بین المللی و تشکیل دولت مردمی و انتقال بدون خشونت حکومت
*مجازات آمران و عاملان جنایت های خونین
* ادغام نیرو‌های نظامی و تشکیل یک ارتش ملی
https://share.google/ZShlvv7BYoZftRgXH
سرود آرش کمانگیر با صدای سیاوش کسرایی شاعر ملی مردمی ایران زمین پس از فردوسی بزرگ
در تاریخ معاصر اما بیش از هر کس دیگر آرش کمان‌گیر را سیاوش کسرایی معرفی کرده است. با این که عمیقا چپ بود و سال‌ها دور از ایران و قاعدتا باید انترناسیونال می‌بود.     از این رو انتظار می رود آرش را هم در همان پایه مجسمه نصب کنند و اما متن کامل سروده ماندگار سیاوش کسرایی.
چه شهرداری این شعر را ذیل مجسمه قرار داد و چه نه با فرزندان تان بخوانید تا از بر شوند:        برف می‌بارد به روی خار و خارا سنگ   کوه‌ها خاموش   دره‌ها دل‌تنگ  راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ  
*   بر نمی شد گر ز بام خانه ها دودی   یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌مان نمی‌آورد   رد پاها گر نمی‌افتاد روی جاده‌ها لغزان   ما چه می‌کردیم در کولاک دل‌آشفتۀ دَم‌سرد؟ * آنک، آنک کلبه‌ای روشن   روی تپه، رو به روی من      در گشودندم   مهربانی ها نمودندم   زود دانستم، که دور از داستان خشم برف و سوز   در کنار شعلۀآتش   قصه می‌گوید برای بچه های خود عمو نوروز 

*    «...گفته بودم زندگی زیباست   گفته و نا‌گفته، ای بس نکته‌ها کاینجاست   آسمان باز   آفتاب زَر  باغ های گل   دشت های بی در و پیکر     سر برون آوردن گل از درون برف   تاب نرم رقص ماهی در بلور آب   بوی عطر خاک باران‌خورده در کهسار   خواب گندم زارها در چشمۀ مهتاب  آمدن، رفتن، دویدن   عشق ورزیدن   در غم انسان نشستن   پا‌به‌پای شادمانی‌های مردم پای کوبیدن     کار کردن، کار کردن   آرمیدن   چشم انداز بیابان‌های خشک و تشنه را دیدن   جرعه‌هایی از سبوی تازه‌آب پاک نوشیدن     گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن   هم‌نفس با بلبلان کوهیِ آواره خواندن   در تله‌افتاده آهو‌بچگان را شیر دادن   نیم‌روز خستگی را در پناه دره ماندن     گاه‌گاهی   زیر سقف این سفالین بام‌های مه‌گرفته   قصه‌های در هم غم را ز نم‌نم‌های باران‌ها شنیدن   بی‌تکان گهوارۀ رنگین کمان را  در کنار بام دیدن   یا شب برفی   پیش آتش‌ها نشستن   دل به رؤیاهای دامن‌گیر و گرم شعله بستن... آری، آری، زندگی زیباست   زندگی آتش‌گهی دیرنده پابرجاست   گر بیفروزیش، رقص شعله‌اش در هر کران پیداست   ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.»
* پیرمرد، آرام و با لبخند   کنده‌ای در کورۀ افسرده‌جان افکند   چشم هایش در سیاهی‌های کومه جست‌و‌جو می‌کرد   زیر لب آهسته با خود گفت‌و گو می‌کرد:  «زندگی را شعله باید برفروزنده   شعله ها را هیمه سوزنده  جنگلی هستی تو، ای انسان! جنگل، ای روییدۀ آزاد   بی‌دریغ افکنده روی کوه‌ها دامان   آشیان‌ها بر سر‌انگشتان تو جاوید   چشمه‌ها در سایبان‌های تو جوشنده   آفتاب و باد و باران بر سرت افشان   جان تو خدمت‌گرِ آتش ...   سر بلند و سبز باش، ای جنگل انسان!

زندگانی شعله می‌خواهد»؛ صدا سر داد عمو نوروز   شعله ها را هیمه باید روشنی افروز! *  کودکانم، داستان ما زِ آرش بود
  او به جان خدمت گزار باغ آتش بود 
 *  روزگاری بود   روزگار تلخ و تاری بود   بخت ما چون روی بد‌خواهان ما تیره   دشمنان بر جان ما چیره   شهر سیلی‌خورده هذیان داشت   بر زبان، بس داستان‌های پریشان داشت   زندگی سرد و سیه چون سنگ   روز بد نامی   روزگار ننگ   غیرت اندر بندهای بندگی پیچان   عشق در بیماری دل‌مردگی بی‌جان   فصل ها فصل زمستان شد   صحنۀ گل‌گشت‌ها م شد، نشستن در شبستان شد   در شبستان های خاموشی   می‌تراوید از گل اندیشه‌ها عطر فراموشی  *  ترس بود و بال های مرگ   کس نمی‌جنبید، چون بر شاخه برگ از برگ   سنگر آزادگان خاموش   خیمه‌گاه دشمنان پر‌جوش   مرزهای مُلک  همچو سر‌حدات دامن‌گستر اندیشه، بی‌سامان   برج های شهر   همچو بارو‌های دل بشکسته و ویران   دشمنان بگذشته از سر‌حد و از بارو ...
 
*  هیچ سینه کینه‌ای در‌بر نمی‌اندوخت   هیچ دل مهری نمی‌ورزید   هیچ‌‌کس  دستی به سوی کس نمی‌آورد   هیچ‌کس در روی دیگر‌کس نمی‌خندید    باغ های آرزو بی‌برگ   آسمان اشک‌ها پُربار   گرم‌رو آزادگان در بند   روسپی‌نا‌مردمان در کار...

انجمن‌ها کرد دشمن   رای‌زن‌ها گرد هم آورد دشمن   تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند   هم به دست ما شکست ما بر‌اندیشند 
* نازک اندیشان‌شان، بی شرم   -که مباداشان دگر روز بهی در چشم-  یافتند آخر فسونی را که می‌جستند... *  چشم ها با وحشتی در چشم‌خانه  هر طرف را جست‌و‌جو می‌کرد   وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می‌کرد:  آخرین فرمان، آخرین تحقیر   مرز را پرواز تیری می‌دهد سامان!  گر به نزدیکی فرود آید   خانه هامان تنگ   آرزومان کور   تا کجا؟ تا چند  *  آه!... کو بازوی پولادین و کو سر پنجۀ ایمان؟    هر دهانی این خبر را بازگو می کرد   چشم‌ها، بی گفت‌و‌گویی، هرطرف را جست‌و‌جو می‌کرد« *  پیرمرد، اندوه‌گین، دستی به دیگر دست می‌سایید   از میان دره‌های دور، گرگی خسته می نالید   برف روی برف می بارید   باد،  بالَش را به پشت شیشه می‌مالید