خبرگر
1.92K subscribers
26K photos
19.9K videos
171 files
36.6K links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
من #نوید_افکاری هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۹۹. بیست و هفت سالم بود، متولد ۳۱ تیر۱۳۷۲ و فرزند بهیه و حسین. یه خواهر داشتم بنام الهام و سه برادر به نامهای حبیب و وحید و سعید. اهل و ساکن شیراز بودم و کشتی گیر حرفه ای و مقامهای کشوری زیادی داشتم. ضمنا کارگر گچکار هم بودم.
با شروع اعتراضات سراسری در مردادماه ۱۳۹۷ به افزایش قیمت طلا و کاهش ارزش ریال، منم به هموطنای معترض در خیابون پیوستم. نیروهای امنیتی من و وحید رو به جرم شرکت در اعتراضات دستگیر کردن و به زندان عادل آباد شیراز منتقل شدیم. سه ماه بعدش در تاریخ ۲۲ آذرماه حبیب رو هم که تازه سه ماه از ازدواجش میگذشت دستگیر کردن. اونا در بازداشت بمن اتهامات واهی زدن از قبیل: تشکیل دسته های معاند نظام با مقاصد برهم زدن امنیت کشور، سرقت مقرون به آزار، نگهداری اموال مسروقه و توهین به رهبری ولی مهمترین اتهام، قتل بسیجی بنام «حسن ترکمان» از نیروهای امنیتی حاضر در اعتراضات بود که بعدا گفته شد کارمند حراست سازمان آب منطقه ای شیراز بوده. اون در تاریخ ۱۱ مرداد به قتل رسیده بوده و فردای همون روز خانوادش و همکارش به پلیس مراجعه کردن و اون شخص شهادت داد که یه موتوری مشکوک به همراه دو سرنشین تو اون حوالی در لحظه وقوع قتل دیده، که البته شماره پلاکش با شماره پلاک موتور من فرق داشت و این یکی از دفاعیه های من در دادگاه بود که هرگز پذیرفته نشد و موتور برای همیشه و راننده اش تا مدتها ناپدید و این موضوع کلا از پرونده من حذف شد.
«محمد هادی غزنویان» همکار «حسن ترکمان» یه مامور امنیتی و آخرین شخص همراه حسن ترکمان قبل از قتل بوده. اون در اظهارات اولیه اش علاوه بر جریان موتور به دوربینی که نزدیک محل قتل بود اشاره کرد و به صراحت گفت که دوربین قطعا فیلم صحنه قتل رو ضبط کرده ولی فیلم اون دوربین هرگز پخش نشد و هیچ وقت به من اجازه دفاع در این مورد داده نشد. اسنادی که مستقیما میتونست تمام اتهامات منو رد کنه مدام از پرونده حذف میشدن. فیلم دوربین اون مغازه سند بیگناهی من بود که هرگز با وجود در خواست های مکرر پخش نشد. بعدش یه فیلم از یه دوربین که از محل قتل دور بود منتشر کردن که اصلا واضح نبود و فقط معلوم بود کسی که ضاربه کفش قرمز پوشیده، بعد گفتن پس این نوید هست برید خونش کفش قرمزشو بیارید، رفتن خونه رو گشتن ولی کفش قرمزی پیدا نکردن، بعد به شوهر خواهرم سه سال حبس دادن به جرم قایم کردن این کفش!!
مدارک جعلی و اظهارات ضد و نقیص ادامه پیدا کرد ولی بازم نتونستن منو محکوم کنن و رو به شکنجه آوردن توی زیرزمین مخوف زندان عادل آباد….
حبیب و وحید رو هم که دستگیر کرده بودن شکنجه میکردن و میگفتن اگه اعتراف نکنید نوید رو میکشیم، منو شکنجه میکردن و میگفتن اعتراف نکنی اونا رو میکشیم. وحید دو تا شاهد داشت که ادعا میکردن اون لحظه وقوع قتل خونه اونا بوده ولی کلا هر شاهدی که میخواست ثابت کنه من و وحید لحظه قتل جایی دیگه ای بودیم فورا سرکوب و محو و اسناد حذف میشد. من و وحید توی دادگاه ارتکاب قتل رو انکار کردیم و وکیل تسخیری که داشتیم هم در دفاع از ما گفت که فیلم مورد ادعای خبرگزاری قوه قضائیه که ما رو در حال قتل نشون میداد وجود نداره. تنها فیلمی که موجود بود از دوربین مدار بسته ای بود که مربوط به یه ساعت قبل از وقوع قتل بود که نشان میداد که یکی از ما توی اون محل حضور داشتیم که البته ما انکار نکردیم و از اول هم گفتیم که برای تعمیر موبایل به اون محل رفته بودیم.
من از قاضی خواستم فیلم صحنه قتل رو نشون بده ولی قاضی گفت: اینا تشریفاته!! فیلمی ضبط نشده ! و بعد از اصرار من گفت: من هستم که باید مطمئن بشم تا با خیال راحت طناب دار رو به گردنت بندازم…
یه نفر دیگه هم شهادت به گناهکاری من و وحید داده بود که بعد از آزادیش شهادت نامه محضری داد و اقرار کرد که شهادتش علیه ما فقط تو آگاهی بوده و نه در دادگاه و اونم زیر شکنجه ازش گرفتن و دروغ بوده ولی قاضی توجهی نکرد. وحید تحت شکنجه اقدام به اعتصاب غذا کرد تا بیست روز و یه بار اقدام به خودکشی. هیچ وکیل تعیینی از ترس، پرونده ما رو قبول نمیکرد و به هر حال ما هم پولشو نداشتیم و وکیلی که داشتم تحت فشار زیاد مجبور به استعفا شد. من نامه ای منتشر کردم و نوشتم که همهٔ اعترافاتم تحت شکنجه روحی و جسمی بوده از جمله اینکه روی صورتم پلاستیک کشیده بودن و من تا مرز خفگی و مردن پیش رفته بودم و توی این شرایط مجبور به اقرار به مطالب ساختگی بودم. منو شکنجه میکردن که بگم شکنجه نشدم. علاوه بر وضع وخیم جسمانیم، پزشک قانونی شکسته شدن دست و شکنجه شدنمو تأیید کرد و من حتی تاییدیه رو هم گرفتم اما قاضی، تو جلسه دادگاه از توجه به برگه پزشکی قانونی خودداری کرد و اعلام کرد این مسئله به دادگاه ربطی نداره
❤‍🔥4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چشم به آسمان مبند!
عدالت بر در خانه‌ات خواهد کوفت!
(با صدا ببینید)

#خامنه‌ای #بهیه_نامجو #نوید_افکاری #مادران_دادخواه #زن_زندگی_آزادی
👍4😁1