This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه میتوان بهتر رفتار کرد و دوستی تازه یافت!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی در روستای غازان غایه سرگروه وظیفه ژاندارمی بودم، مردم آن روستای ترکمن صحرا هم با همین وسیله سیم بکسلرو قرقره از روستا به کوره راه اصلی خودشان را می رساندند تا بعد با پای پیاده یا با موتور ها، یا تک و نوک وانت های گذری خودشان را به مرکز بخش که بخش مراوه تپه بود برسانند. ما نمیگوییم که حتمن جاده ای توسط وزارت راه و ترابری به این روستاها بکشید و زیبایی و بکری هایشان را از بین ببرید. اما میتوان سیم بکسل را قوی تر یا دوبل کرد و اتاقکی فلزی مثل تله سی یژ یا تله کابین به آن آویزان کرد، و جلوی افتادن و بریده شدن یا قطع شدن انگشتان کودکان و بزرگ سالان را که روزانه مجبورن از این سیم بکسل استفاده کنند، گرفت. در روستای غازان غایه در شرق ترکمن صحرا هم مثل همین روستا جوانان هر خانواده نوبتی مسئول سیم بکسل و گذر هم دهاتی ها و گاه ما سربازان پاسگاه ژاندارمری بودند! گاه چه شوخی ها که با این سیم بکسل نمیشد و گاه چه عشق و عاشقی هارآغاز نمیشد!!! گاهی من و یکی دو تا از سرباز های پاسگاه کنار سیم بکسل می آمدیم و در رد کردن مسافران از بالای رودخانه مرزی اترک کمک میکردیم… (از داستان غازان غایه) که اطلاعاتی و ساواکی های #رژیم _اشغالگراسلامی همراه چند رومان نوشته شده دیگرم که هرگز در زیر تیغ سانسور اسلامیستهای حاکم چاپ نشدند، از من ربودند! فرزندانم بودند که زودتر از هنگام تاریخی به دنیا آمده بودند! #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
امروز مختار اسدی از کنشگران چپ وجنبش کارگری ایران از زندان کوچک به زندان بزرگ وارد شد! 💪🏽 #منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#خبرگرارگانستمدیدگان_دادخواه_ایران
#خبرگرارگانستمدیدگان_دادخواه_ایران
این ها حکم های بیدادگاه #رژیم_اشغالگراسلامی بر علیه کورش جلیل یکی از دلاوران ایران زمین و #جنبش_زن_زندگی_آزادی است.
#کورش_جلیل دلاوری دیگر از ایران زمین در برابر#رژیم_اشغالگر اسلامی هست که به میدان دادخواهی ایرانیان برعلیه بیداد ی که بر #ژینا رفت و دفاع از حقوق زنان و دختران ایران زمین و همه ی ستمدیدگان دادخواه ایران ، پیوست! اخبار او را هرچه بیشتر تکثیر کنیم تا در گمنامی. او را نکشند یا به زندان های مخوف ناشناخته نبرند!
#کورش_جلیل_یاسوج
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
https://t.me/khabargar
#کورش_جلیل_یاسوج
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
https://t.me/khabargar
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 سروناز احمدی در زندان اوین دست به اعتصاب دارو زده است
سروناز احمدی، مترجم در حوزه زنان و مددکار اجتماعی کودکان، عضوکانون نویسندگان ایران و از حامیان حنبش کارگری، اعلام کرده است که در اعتراض به نحوه رسیدگی پزشکی و ممانعت از مرخصی درمانی، دست به اعتصاب دارو زده و مصرف داروهای ضروری را متوقف کرده است.
این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، ۱۶ ماه از حبس سه سال و ششماهه خود را در حالی سپری کرده که تا به حال از حق داشتن مرخصی محروم بوده و با آزادی مشروط او نیز موافقت نشده است، درحالیکه باید مشمول بخشنامه لغو احکام پروندههای مربوط به جنبش «زن، زندگی، آزادی» میشد. او مدتی قبل در پی اعدام رضا رسائی و ضربوشتم زنان زندانی از سوی گارد زندان اوین، دچار حمله صرع شده و علیرغم توصیه اکید پزشکان به دلیل بازگشت بیماری و نیاز به رسیدگی فوری، از حق مرخصی استعلاجی محروم شده است.
منبع:
https://t.me/bidarzani/14315
https://t.me/kanoon_nevisandegane_iran/1343
کلیه فعالینکارگری و مدنی و زندانیان عقیدتی و سیاسی آزاد باید گردند!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۸ شهریور ۱۴۰۳
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
https://twitter.com/VahedSyndicate
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
سروناز احمدی، مترجم در حوزه زنان و مددکار اجتماعی کودکان، عضوکانون نویسندگان ایران و از حامیان حنبش کارگری، اعلام کرده است که در اعتراض به نحوه رسیدگی پزشکی و ممانعت از مرخصی درمانی، دست به اعتصاب دارو زده و مصرف داروهای ضروری را متوقف کرده است.
این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، ۱۶ ماه از حبس سه سال و ششماهه خود را در حالی سپری کرده که تا به حال از حق داشتن مرخصی محروم بوده و با آزادی مشروط او نیز موافقت نشده است، درحالیکه باید مشمول بخشنامه لغو احکام پروندههای مربوط به جنبش «زن، زندگی، آزادی» میشد. او مدتی قبل در پی اعدام رضا رسائی و ضربوشتم زنان زندانی از سوی گارد زندان اوین، دچار حمله صرع شده و علیرغم توصیه اکید پزشکان به دلیل بازگشت بیماری و نیاز به رسیدگی فوری، از حق مرخصی استعلاجی محروم شده است.
منبع:
https://t.me/bidarzani/14315
https://t.me/kanoon_nevisandegane_iran/1343
کلیه فعالینکارگری و مدنی و زندانیان عقیدتی و سیاسی آزاد باید گردند!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۸ شهریور ۱۴۰۳
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
https://twitter.com/VahedSyndicate
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
لطفا برنامه اپوزیسیون افشین نریمان بعنوان یک نمونه موفق تلویزیون اینترنتی در یوتیوپ را برای داشتن نمونه ببینیم. با مهر
Forwarded from آپوزيت Upozit (Afshin Nariman)
YouTube
گزارش آپوزیتی ۸ - ۱۷ شهریور -Sep 7
https://paypal.me/upozit
http://telegram.me/upozit
https://www.facebook.com/upozitt
تداوم #اعتراضات سراسری #پرستاران- کمبود بنزین در جایگاههای سوخت نقاط مختلف کشور - اعتصابات و اعتراضات کارکنان صنایع نفتی-ماشین سازی اراک. مقاله جدید مجله پلتیکو در خصوص حمله…
http://telegram.me/upozit
https://www.facebook.com/upozitt
تداوم #اعتراضات سراسری #پرستاران- کمبود بنزین در جایگاههای سوخت نقاط مختلف کشور - اعتصابات و اعتراضات کارکنان صنایع نفتی-ماشین سازی اراک. مقاله جدید مجله پلتیکو در خصوص حمله…
Forwarded from دادخواستـــ Daadkhast
ما جمعی از کنشگران درحوزههای مختلف خواهان لغو حكم اعدام #پخشان_عزیزی، روزنامه نگار ، مددكار اجتماعی، و فعال حقوق زنان كُرد هستیم. این حكم به شدت ناعادلانه و به دور از موازین حقوقی و قانونی است.
صدای پخشان باشید.
اینجا امضا کنید ⬇️
https://daadkhast.org/fa/petition/4949/
صدای پخشان باشید.
اینجا امضا کنید ⬇️
https://daadkhast.org/fa/petition/4949/
🔴 دیوارها بیگناهند
✍️ #رسول_بداقی
یادداشت زیر را رسول بداقی #معلم_زندانی برای مراسم ازدواج دخترش نوشته و در اختیار کانال #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران قرار داده است.
✍️ #رسول_بداقی
یادداشت زیر را رسول بداقی #معلم_زندانی برای مراسم ازدواج دخترش نوشته و در اختیار کانال #شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران قرار داده است.
رسول بداقی در بیش از دو سال گذشته به جز یک بار به مدت ۴ روز، همچنان از حق مرخصی محروم مانده و «تلاش وکلای او برای آزادیاش با رد اعاده دادرسی در دیوان عالی بی نتیجه مانده است». او که حتی برای مراسم ازدواج دخترش نیز اجازه نیافت از حق مرخصی قانونی خود استفاده کند، این یادداشت را در همین رابطه برای دخترش نوشته است.
🔸دخترم شبنم، از پشت دیوارها و قفلهای زندان، جشن عروسیات را شادباش میگویم؛ میدانم دیوارها و قفلها بی گناهند، آنان که در بیدادگاه خودکامگان گناهکارند، آزادگانند.
🔸دخترم، میدانم که ده سال زاد روزت را بدون پدر جشن گرفتنید، ده عید تنها بر سفرهی هفت سین نشستید؛ ده چهارشنبه سوری و سیزده به در چشمتان به در بود. اما من نه فقط ده عید که روزی ده باردر اندوه دوری شما اشکهایم را پنهان کردم. ده سال، هر آن دلم زیر باران و سوز سرمای اندوه به خود لرزید. خود میدانی که مرگ مادر را هم در تنهایی سلول زندان با خود به سوگ نشستم و دیدم که دیوار زندان هم به حالم گریست.
🔸دلبندم، اندون نبودنم در کنار سفرهی عقد تو، همچون نبودنم هنگام جانکندن مادر، سنگین و دلخراش بود؛ گرچه آنروزها خواب دیدم که مادر سر بر زانوی من جان میسپرد، اما این خواب زخمیست که نمکش سکوت و نگاههای رمزآلود و گلهمند شماست.
🔸فرزندم، واپسین نگاه و خاطرهام از مادر، تنها سنگ قبریست، سرد و بیجان که هرگز باورش نکردم. نمیدانم آیا مادرم با آن ارادهی استوار زیر آن سنگ بود یا اطرافیانم فریبم دادند! هرگز باورم نشد که مادری دلیر و با احساس چگونه میتواند زیر سنگی سرد پنهان شود؟!
🔸گمان میکردم اگر مادرم زیر آن سنگ بود، برای نوشیدن چای صدایم میکرد. در آن گورستان در میان زمزمههای نامفهوم اطرافیان دلم من همچون همیشه گوشش به صدای پر مهر مادر بود، اما نه...! من فقط خیال میکردم و امیدوارنه دلم مرا بهسوی خانهای پر از خاطرههای مادر میکشاند؛ خانهای که دلم را چون بچه آهویی در آن جا گذاشته بودم.
🔸از گورستان که به خانه آمدم، چشمانم به در بود، شاید مادرم همچون همیشه به رویم آغوش بگشاید؛ اما نه مادر و نه هیچکس دیگر در خانه نبود. تا سر بر ستون شانههایش غبار از دل بزدایم و رنج هفت سال زندان را با او قسمت کنم.
🔸دخترم شبنم، از پشت دیوارها و قفلهای زندان، جشن عروسیات را شادباش میگویم؛ میدانم دیوارها و قفلها بی گناهند، آنان که در بیدادگاه خودکامگان گناهکارند، آزادگانند.
🔸دخترم، میدانم که ده سال زاد روزت را بدون پدر جشن گرفتنید، ده عید تنها بر سفرهی هفت سین نشستید؛ ده چهارشنبه سوری و سیزده به در چشمتان به در بود. اما من نه فقط ده عید که روزی ده باردر اندوه دوری شما اشکهایم را پنهان کردم. ده سال، هر آن دلم زیر باران و سوز سرمای اندوه به خود لرزید. خود میدانی که مرگ مادر را هم در تنهایی سلول زندان با خود به سوگ نشستم و دیدم که دیوار زندان هم به حالم گریست.
🔸دلبندم، اندون نبودنم در کنار سفرهی عقد تو، همچون نبودنم هنگام جانکندن مادر، سنگین و دلخراش بود؛ گرچه آنروزها خواب دیدم که مادر سر بر زانوی من جان میسپرد، اما این خواب زخمیست که نمکش سکوت و نگاههای رمزآلود و گلهمند شماست.
🔸فرزندم، واپسین نگاه و خاطرهام از مادر، تنها سنگ قبریست، سرد و بیجان که هرگز باورش نکردم. نمیدانم آیا مادرم با آن ارادهی استوار زیر آن سنگ بود یا اطرافیانم فریبم دادند! هرگز باورم نشد که مادری دلیر و با احساس چگونه میتواند زیر سنگی سرد پنهان شود؟!
🔸گمان میکردم اگر مادرم زیر آن سنگ بود، برای نوشیدن چای صدایم میکرد. در آن گورستان در میان زمزمههای نامفهوم اطرافیان دلم من همچون همیشه گوشش به صدای پر مهر مادر بود، اما نه...! من فقط خیال میکردم و امیدوارنه دلم مرا بهسوی خانهای پر از خاطرههای مادر میکشاند؛ خانهای که دلم را چون بچه آهویی در آن جا گذاشته بودم.
🔸از گورستان که به خانه آمدم، چشمانم به در بود، شاید مادرم همچون همیشه به رویم آغوش بگشاید؛ اما نه مادر و نه هیچکس دیگر در خانه نبود. تا سر بر ستون شانههایش غبار از دل بزدایم و رنج هفت سال زندان را با او قسمت کنم.
نرگس محمدی، پخشان عزیزی، محبوبه رضایی، وریشه مرادی و پریوش مسلمی به دادسرای امنیت اوین احضار شده اند.
هر پنج زندانی امروز هیجدهم شهریور ماه از حضور در دادسرا امتناع کردند.
۱۶ مرداد ماه پس از اعدام رضا رسایی و اعتراض زنان زندانی در بند زندان اوین، نیروهای امنیتی و انتظامی اوین تعدادی از معترضان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
علی رغم آثار ضرب و شتم شدید ، زندان و دادستانی از حضور نماینده پزشکی قانونی جهت ثبت کبودی و جراحت ها جلوگیری کرده و حتی از اعزام برخی از آسیب دیدگان به بیمارستان علی رغم دستور پزشک زندان ممانعت به عمل آوردند.
هر پنج زندانی امروز هیجدهم شهریور ماه از حضور در دادسرا امتناع کردند.
۱۶ مرداد ماه پس از اعدام رضا رسایی و اعتراض زنان زندانی در بند زندان اوین، نیروهای امنیتی و انتظامی اوین تعدادی از معترضان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
علی رغم آثار ضرب و شتم شدید ، زندان و دادستانی از حضور نماینده پزشکی قانونی جهت ثبت کبودی و جراحت ها جلوگیری کرده و حتی از اعزام برخی از آسیب دیدگان به بیمارستان علی رغم دستور پزشک زندان ممانعت به عمل آوردند.
پس از دو بار تحصن شبانه ی زنان زندانی در حیاط اوین در اعتراض به صدور احکام اعدام( از جمله علیه پخشان عزیزی و شریفه محمدی) و اجرای گسترده احکام اعدام در سراسر کشور و این واقعه، دادستانی و زندان در اقدامی بی سابقه تعداد کثیری از زنان زندانی را یک الی سه ماه ممنوع التماس و ممنوع الملاقات کرده اند.
و در اقدامی دیگر در تاریخ هفدهم شهریور ماه دفتر بند زنان زندان اوین احضاریه ای را به نرگس محمدی، پخشان عزیزی، محبوبه رضایی، وریشه مرادی و پریوش مسلمی ابلاغ کرده که بر اساس آن این پنج زن زندانی برای تفهیم اتهام به دادسرای ناحیه ۳۳ مقدس اردبیلی احضار شده اند.
هر پنج زن زندانی اعلام کرده اند که در دادسرا حاضر نخواهند شد و امروز هیجدهم شهریور از رفتن به دادسرا امتناع کرده اند.
و در اقدامی دیگر در تاریخ هفدهم شهریور ماه دفتر بند زنان زندان اوین احضاریه ای را به نرگس محمدی، پخشان عزیزی، محبوبه رضایی، وریشه مرادی و پریوش مسلمی ابلاغ کرده که بر اساس آن این پنج زن زندانی برای تفهیم اتهام به دادسرای ناحیه ۳۳ مقدس اردبیلی احضار شده اند.
هر پنج زن زندانی اعلام کرده اند که در دادسرا حاضر نخواهند شد و امروز هیجدهم شهریور از رفتن به دادسرا امتناع کرده اند.
Forwarded from دانشجویان پیشرو
🔴 بیانیه مشترک تشکلهای دانشجویی و دانشجویان از سراسر کشور به مناسبت دومین سالروز آغاز انقلاب «زن زندگی آزادی»
در روزهای پایانی شهریور ۱۴۰۱، بعد از قتل حکومتی مهسا/ژینای عزیزمان موج عظیمی به حرکت درآمد و سراسر کشور را در کمتر از یک هفته و کل دنیا را در طول کمتر از یک ماه درنوردید. «زن زندگی آزادی» تبدیل به سه کلمهای نمادین و معنابخش به زندگی دهها میلیون انسان تحت ستم حکومت جمهوری اسلامی در ایران شد و سرآغاز انقلابی به نام «انقلاب زن زندگی آزادی».
انقلابی که از همان ابتدا به دلیل درجه بالایی از مدرنیسم و انسانگرایی که در خود داشت، توجهات جهانیان را به خود جلب کرد. انقلابی که شعارش را از همان روزهای آغازین، در هر گروه و جنبش و نهاد و تشکل و سازمان و حزب سیاسی پیشرو و مدرنی شنیدیم. انقلابی که نهتنها جامعه معترض ایران را یکصدا کرد؛ بلکه معنای عملی زندگی میلیونها انسان را هم به صورت بازگشتناپذیری، دگرگون کرد.
انقلابی که از یک سو با فریاد «زن» و به پیشتازی زنان، بیحجابی و حجابسوزان را تبدیل به پرچم سیاسی مبارزه خود کرد و از سوی دیگر خودش را به طور کامل در اعتراضات روزمره بخشهای مختلف جامعه تکثیر کرد.
انقلابی که با کلمه «زندگی» به جنگ وحشیترین حکومت دنیا که رکورددار اجرای حکم شنیع اعدام است، رفته و اکثریت قاطع جامعه را به صف دادخواهی از خون تکتک کشتهشدگان انقلاب سرازیر کرده؛ صفی که در آن فریادهای ممتد «ایستادهایم تا پایان» سر داده میشود.
دو سالگی این انقلاب، آیینه تمام قد مبارزه پیگیرانهی نسل نسل ما علیه حکومت زور و تحمیل و سانسور است. مایی که معنای عملی «آزادی» را در آزادیهای بیقید و شرط سیاسی، آزادی بیان و اندیشه و عقیده و تحزب، جستجو کرده و میکنیم؛ مایی که برای آزادی و رهایی انسان در تمام ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی میجنگیم.
بله این انقلاب حتی دو سال پس از متولد شدنش، همچنان در حال جنگ سنگر به سنگر با حکومت جمهوری اسلامی است.
همین روزها که جمهوری اسلامی برای به عقب راندن انقلاب در ایران، خاورمیانه را به آتش کشیده، شاهد هستیم که «زندان، شکنجه، اعدام» هرگز اثر نداشته.
اعتراضات گسترده مردمی، حکومت را احاطه کرده. کارگران، بازنشستگان و پرستاران تجمعات و اعتصابات بزرگی علیه رژیم سازمان دادهاند. زنان سر سوزنی عقب ننشستهاند و در جنگ برابر حکومت زنستیز، مبارزه و ایستادگی را با زیست روزمره خود پیوند زدهاند. جنبش علیه اعدام در سطوح مختلفی به پیش میرود و پیشقراولان این جنبش عظیم، زندانیان بند زنان اوین و زندانیان دهها زندان مختلف هستند که حتی در اعماق سیاهچالهای حکومت اعدامی، صدای «مرگ بر حکومت اعدامی» آنها و اعتصابات رو به گسترش آنان، به گوش جهانیان رسیده است.
اینها و دهها مورد دیگر از مبارزه ما، تنها حاکی از یک واقعیت است، اینکه جمهوری اسلامی دیر یا زود، توسط ما نابود خواهد شد و این نابودی با پیروزی انقلابی رقم خواهد خورد که همین امروز در رگهای جامعه ایران در جریان است.
ما دانشجویان به عنوان یکی از جنبشهای سیاسی جریانساز و موثر در «انقلاب زن زندگی آزادی» لازم میدانیم در آستانه دومین سالروز آغاز این انقلاب عظیم انسانی، بار دیگر ضمن تاکید بر مبانی سیاسی این انقلاب که در دو «منشور مطالبات حداقلی» و «منشور مطالبات پیشرو زنان ایران» تبلور یافته، اعلام کنیم که برابر این حکومت ضدانسانی ایستادهایم و پرتوان و محکم برای به چالش کشیدن دائمی این حکومت و نابود کردنش مبارزه خواهیم کرد.
همچنین، از آنجا که پیشتر بسترهای لازم برای پیوستن وسیع و هرچه بیشتر شما دانشجویان، دانشآموزان، زنان، جوانان، رنگینکمانیها، مزدبگیران معترض و در یک کلام «مبارزین انقلابی» را به «شبکه سراسری انقلاب زن زندگی آزادی» و تشکلها و نهادها و گروههای مبارزاتی فعال در سراسر کشور ایجاد کردهایم؛ از شما همراهان و مبارزین این توقع را داریم که با پیوستن گستردهتر به این مبارزه متشکل و جمعی، ما را در مسیر رسیدن به هدف نهایی که پیروزی انقلابمان علیه حکومت جمهوری اسلامی و برقراری جامعهای آزاد، برابر، سکولار، مرفه، مدرن و متکثر است، همراهی کنید.
کلام آخر ... نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم، نه اظهار پشیمانی میکنیم، نه میترسیم و نه از راه رفته برمیگردیم. ما به راهمان ادامه میدهیم و همگان را نیز به برگزاری دومین سالروز آغاز انقلاب «زن زندگی آزادی» به طور همبسته، سراسری و همگام در داخل و خارج کشور علیه حکومت جنایتکاران و وحوش اسلامی فرامیخوانیم.
✊ جمهوری اسلامی نابود باید گردد
✌️ پیروز باد انقلاب زن زندگی آزادی
❤️ گرامی باید یاد مهسا/ژینا امینی و همه کشتهشدگان راه این مبارزه
✍️ متن اینستنت ویو و لیست امضاها
📅 شهریور ۱۴۰۳
در روزهای پایانی شهریور ۱۴۰۱، بعد از قتل حکومتی مهسا/ژینای عزیزمان موج عظیمی به حرکت درآمد و سراسر کشور را در کمتر از یک هفته و کل دنیا را در طول کمتر از یک ماه درنوردید. «زن زندگی آزادی» تبدیل به سه کلمهای نمادین و معنابخش به زندگی دهها میلیون انسان تحت ستم حکومت جمهوری اسلامی در ایران شد و سرآغاز انقلابی به نام «انقلاب زن زندگی آزادی».
انقلابی که از همان ابتدا به دلیل درجه بالایی از مدرنیسم و انسانگرایی که در خود داشت، توجهات جهانیان را به خود جلب کرد. انقلابی که شعارش را از همان روزهای آغازین، در هر گروه و جنبش و نهاد و تشکل و سازمان و حزب سیاسی پیشرو و مدرنی شنیدیم. انقلابی که نهتنها جامعه معترض ایران را یکصدا کرد؛ بلکه معنای عملی زندگی میلیونها انسان را هم به صورت بازگشتناپذیری، دگرگون کرد.
انقلابی که از یک سو با فریاد «زن» و به پیشتازی زنان، بیحجابی و حجابسوزان را تبدیل به پرچم سیاسی مبارزه خود کرد و از سوی دیگر خودش را به طور کامل در اعتراضات روزمره بخشهای مختلف جامعه تکثیر کرد.
انقلابی که با کلمه «زندگی» به جنگ وحشیترین حکومت دنیا که رکورددار اجرای حکم شنیع اعدام است، رفته و اکثریت قاطع جامعه را به صف دادخواهی از خون تکتک کشتهشدگان انقلاب سرازیر کرده؛ صفی که در آن فریادهای ممتد «ایستادهایم تا پایان» سر داده میشود.
دو سالگی این انقلاب، آیینه تمام قد مبارزه پیگیرانهی نسل نسل ما علیه حکومت زور و تحمیل و سانسور است. مایی که معنای عملی «آزادی» را در آزادیهای بیقید و شرط سیاسی، آزادی بیان و اندیشه و عقیده و تحزب، جستجو کرده و میکنیم؛ مایی که برای آزادی و رهایی انسان در تمام ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی میجنگیم.
بله این انقلاب حتی دو سال پس از متولد شدنش، همچنان در حال جنگ سنگر به سنگر با حکومت جمهوری اسلامی است.
همین روزها که جمهوری اسلامی برای به عقب راندن انقلاب در ایران، خاورمیانه را به آتش کشیده، شاهد هستیم که «زندان، شکنجه، اعدام» هرگز اثر نداشته.
اعتراضات گسترده مردمی، حکومت را احاطه کرده. کارگران، بازنشستگان و پرستاران تجمعات و اعتصابات بزرگی علیه رژیم سازمان دادهاند. زنان سر سوزنی عقب ننشستهاند و در جنگ برابر حکومت زنستیز، مبارزه و ایستادگی را با زیست روزمره خود پیوند زدهاند. جنبش علیه اعدام در سطوح مختلفی به پیش میرود و پیشقراولان این جنبش عظیم، زندانیان بند زنان اوین و زندانیان دهها زندان مختلف هستند که حتی در اعماق سیاهچالهای حکومت اعدامی، صدای «مرگ بر حکومت اعدامی» آنها و اعتصابات رو به گسترش آنان، به گوش جهانیان رسیده است.
اینها و دهها مورد دیگر از مبارزه ما، تنها حاکی از یک واقعیت است، اینکه جمهوری اسلامی دیر یا زود، توسط ما نابود خواهد شد و این نابودی با پیروزی انقلابی رقم خواهد خورد که همین امروز در رگهای جامعه ایران در جریان است.
ما دانشجویان به عنوان یکی از جنبشهای سیاسی جریانساز و موثر در «انقلاب زن زندگی آزادی» لازم میدانیم در آستانه دومین سالروز آغاز این انقلاب عظیم انسانی، بار دیگر ضمن تاکید بر مبانی سیاسی این انقلاب که در دو «منشور مطالبات حداقلی» و «منشور مطالبات پیشرو زنان ایران» تبلور یافته، اعلام کنیم که برابر این حکومت ضدانسانی ایستادهایم و پرتوان و محکم برای به چالش کشیدن دائمی این حکومت و نابود کردنش مبارزه خواهیم کرد.
همچنین، از آنجا که پیشتر بسترهای لازم برای پیوستن وسیع و هرچه بیشتر شما دانشجویان، دانشآموزان، زنان، جوانان، رنگینکمانیها، مزدبگیران معترض و در یک کلام «مبارزین انقلابی» را به «شبکه سراسری انقلاب زن زندگی آزادی» و تشکلها و نهادها و گروههای مبارزاتی فعال در سراسر کشور ایجاد کردهایم؛ از شما همراهان و مبارزین این توقع را داریم که با پیوستن گستردهتر به این مبارزه متشکل و جمعی، ما را در مسیر رسیدن به هدف نهایی که پیروزی انقلابمان علیه حکومت جمهوری اسلامی و برقراری جامعهای آزاد، برابر، سکولار، مرفه، مدرن و متکثر است، همراهی کنید.
کلام آخر ... نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم، نه اظهار پشیمانی میکنیم، نه میترسیم و نه از راه رفته برمیگردیم. ما به راهمان ادامه میدهیم و همگان را نیز به برگزاری دومین سالروز آغاز انقلاب «زن زندگی آزادی» به طور همبسته، سراسری و همگام در داخل و خارج کشور علیه حکومت جنایتکاران و وحوش اسلامی فرامیخوانیم.
✊ جمهوری اسلامی نابود باید گردد
✌️ پیروز باد انقلاب زن زندگی آزادی
❤️ گرامی باید یاد مهسا/ژینا امینی و همه کشتهشدگان راه این مبارزه
✍️ متن اینستنت ویو و لیست امضاها
📅 شهریور ۱۴۰۳
Telegram
عکس و فیلم و متن
🔴 مرگ مشکوک #سارا_دلدار یکی از بازداشت شدگان خیزش سراسری و انقلابی زن زندگی آزادی/ بیمار شدن پس از آزادی از زندان
زندهیاد #سارا_دلدار ، فعال مدنی اهل رشت و زندانی سیاسی ۳۲ ساله، که حین کمک به مجروحان #خیزش_سراسری_مردم_ایران در سال ۱۴۰۱، با گلوله ساچمهای توسط سرکوبگران نظام خونریز ولایت فقیه مجروح شده بود، به طرز مشکوکی جان خود را از دست داد.
زندهیاد #سارا_دلدار ، فعال مدنی اهل رشت و زندانی سیاسی ۳۲ ساله، که حین کمک به مجروحان #خیزش_سراسری_مردم_ایران در سال ۱۴۰۱، با گلوله ساچمهای توسط سرکوبگران نظام خونریز ولایت فقیه مجروح شده بود، به طرز مشکوکی جان خود را از دست داد.
او به دلیل عفونتهای پیدرپی پس از آزادی از زندان که حاصل جراحت و هم چنین ۹ ماه شکنجه در زندان جمهوری اسلامی بود، جان باخت.
گفته میشود پیکر او در سکوت خبری و با استقرار اشرار ضدامنیتی نظام ولایت فقیه به خاک سپرده شده است.
سارا دلدار، در گزارشی از زمان زندان و پس از آزادی و پیدا شدن علائیم بیماری مشکوک خود، در صفحه اینستاگرامی خود چنین نوشته است؛
هیرکانی در همان ایام در ارتباط با محکومیت سارا دلدار نوشته بود:
#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
گفته میشود پیکر او در سکوت خبری و با استقرار اشرار ضدامنیتی نظام ولایت فقیه به خاک سپرده شده است.
سارا دلدار، در گزارشی از زمان زندان و پس از آزادی و پیدا شدن علائیم بیماری مشکوک خود، در صفحه اینستاگرامی خود چنین نوشته است؛
«اول مرداد هزار و چهارصد و سه
فردا روزی که یک سال پیش از دادگاه مستقیم به #زندان_لاکان_رشت برده شدم، هیچ حس و درد و ترسی نداشتم، یا حتی نگفتم با خودم کاش این کارو نمیکردم، چون من کاری نکردم جز اینکه زخمیها رو نجات دادم و جراحی کردیم و سکوت نکردم در برابر وجدانم و جز قلمی که جز راستی هیچ ننوشت...
روزها گذشت داخل زندان و تا حکمم اومد دو تا جرم یک سال و سه ماه و ۱۰ روز، و ۶ ماه و خوردهای موندم و آزادی مشروطم اومد. این مدت هر ثانیه چه چیزهایی گذشت و بگم بازم کمه، از بهداشت از دعواها از سرما از گرما از اینکه آرزوت باشه ماه و آسمونو ببینی...
ولی خوب همه این چیزا و صد برابرش برای وطن کمه، وقتی که اومدم به هیچکس نگفتم تا استقبالم نیان. تا هیچ گلی نیارم وقتی آزادی هیچ معنی نداشت.
روزها گذشت همش فکر و ذهنم زندان بود پیش دخترایی که کمکشون کردم ترک کردم، پیش اینکه وای دعوا نشه وای برف نیاد سردشون میشه، حتی غذاهایی که هوس کرده بودند برام درست میکردن نمیخوردم.
تا اینکه گفتم اینجوری نمیشه باید بلند شم مثل همیشه رفتم سر کار خودم از صبح تا شب درگیر کردم، تا برسم خونه بخوابم و فکری نکنم. همه رو محل کار خندوندم و انرژی دادم تا اینکه کم کم مریض شدم.
پیگیری کردم دکتر رفتم تا اینکه هر روز بدتر عفونت و هنوز از دومین ماه که زندان بودم پریود شدم دیگه نشدم، تا الان تو زندان فشار عصبی گرفتم و بعد مشکلات دیگه فتم شاید چون من کبدم مشکل داشت این عفونتها رو گرفتم.
یک هفته بیمارستان خوابیدم، دیگه آدم قبل نبودم ضعیف ضعیف شدم کم خونی شدید و بزرگ شدن طحال و کلیه و تخمدان، بعد دیدم بچههایی که از زندان اومدن خیلیاشون بیماری زمینهای گرفتن.
ولی با تمام این رنجها دردا ساچمه توی بدنم و سرم، هر لحظه ناخودآگاه میبینم خیابون پر از صدای تیر و خون، رژه میرن تو ذهنم و جز مشت کردن ناخن داخل گوشتم هیچ تسلی نیست.
ولی باز هم با تمام وجود به تمام شیرزنان سرزمینم افتخار میکنم روحم پیش خواهرای توی بندِ، که تمام رنجهاشونو دیدم و باهاشون زندگی کردم ...»
هیرکانی در همان ایام در ارتباط با محکومیت سارا دلدار نوشته بود:
سارا دلدار فعال مدنی اهل رشت به اتهام توهین به قاسم سلیمانی در صفحه اینستاگرامش به یک سال حبس محکوم شده و حدود شش ماه است که در زندان لاکان رشت در حال تحمل دوره محکومیت است.
#انقلاب_ایران
#مهسا_امینی
❤1👍1