خبرگر
1.9K subscribers
26.2K photos
20.2K videos
172 files
36.7K links
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Download Telegram
این ها اعضای گروه شیعی تروریستی حزب اله لبنان هستند. این ها موبایل های موتورولا داشته اند. پس از شناسایی آنها بعنوان عضو حزب اله تروریست اسلامی، شرکت موتورولا با همکاری موساد و گرفتن اطلاعات دقیق این افراد، موبایل هایشان را منفجر میکند! بیش از ۱۵۰۰ حزب الهی تاکنون کشته و زخمی شده اند با موبایل های خودشان ! به همین دلیل چند جای مشخص در بدن تهیشان بیشتر آسیب دیده که در معرض انفجار محدود موبایل ها بوده اند. به لحاظ فیزیکی حدس میزنیم با تمرکز و انباشت انرژی الکترومانیتیکی مثل امواج لیزر که‌با کمک متمرکز کردن نور توسط عدسی ها حاصل می شود. آزاد کردن امواج متمرکز شده المترومانیتیکی که در موبایل ها مورد استفاده واقع می‌شود. قبلا در بمب های صوتی و الکترونیکی استفاده شده است. حالا هر آدم یک دستگاه قتل خویش را ۲۴ ساعته با خود دارد! هوشیار باشیم.
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست ۱۷/۹/۲۰۲۴؟
👏2
با سپاس از یارانی که در جلسه ۱۷/۹/۲۰۲۴ شرکت کردند.
احساس خوبی داشت جلسه امروز
چالش داشتیم، عصبانیت بخاطر آنکه باور به حقانیت خودمان داریم داشتیم.
به مسیر انتخابات دامن زدیم و حالت یک انتخابات رقابتی پیدا کرد. یعنی متوجه شدیم که در کار تشکیلاتی ارزش های والایی خفته است، که گرچه از ما زمان و عمر میبرد و فشار کاری دارد، اما چون پیکار برای همه ما ارزش والایی دارد، برای انتخابات امروز گفتگو کردیم که تمرین اجزای دموکراسی را کرده باشیم. خانم های گروه فعلا که دو نفر هستند هر دو مسئولیت پذیر و در کمیسیون رسانه های شمتا کوشش میکنند.
جلسه امروز نشان داد که کمیسیون ما زنده و پوینده است. اشتباه هایمان را پذیرفتیم . عذر خواهی کردیم. دوباره به سخنان هم گوش فرا دادیم. توانستیم سو تفاهم ها را حل کنیم. بر سر موضوعات در دستور کار گفتگو کردیم و رای دادیم. روند دموکراتیک به همین ترتیب در افکار و اندیشه و رفتار های ما شکل می‌گیرد. بخصوص برای ما که تازه تر از ایران آمده ایم(برخی بیش از سی سال در کشور های دموکراتیک «بطور نسبی» زندگی میکنند و پیش از ما از فشار های درونی ناشی از زندگی در رژیم های استبدادی و تعلیم و تربیت های دیکتاتور مابانه و رفتار همگانی استبدادی رها شده اند. اما همین مدت های کوتاه تر هم به ما (خودم را می گویم اول بسیار آموزش داده است. تا با نظر مخالف خودمان دشمنی نکنیم. روابط را مثل آدم های عقب مانده به دلیل یک گفتگو و اختلاف نظر قطع نکنیم وقتی خشم ما خالی شد، منطقی تر فکر کنیم و در فکر اصلاح اشتباه هایمان بر آییم.
در مجموع خوب بود. بعد از گفتگو های آیین نامه ای به تفاهم رسیدیم و حتمن چیزهای بسیاری از همدیگر در همین جلسه دموکراتیک امروز آموختیم. تقریبا با اتفاق نظر کامل به سه فرد مورد نیاز شش ماهه آینده رای دادیم.
به کمیسیون خودمان تبریک میگویم که اینقدر توانا هستیم که حتا در انتخابات درونی کمیسیون بیش از پست های مورد نیاز کاندیدا داشته باشیم.
به ۱- بهروز قربانی که به مسئولیت سخنگویی کمیسیون انتخاب شدند تبریک می گویم و آمادگی خودرا برای هر کمکی که نیاز داشته باشند، بیان میکنم.
۲- به آقای بهنام بیات همرزم گرامی هم شادمانی خودم را ابراز میدارم که جلسه و شمتا را ترک نکرد. همکنون در مسئولیتی که پذیرفته است بیش از پیش در کنارش برای پیشرفت کارها هستم.
۳- به داریوش عمرانی گرامی به همچنین شادمانی خود را از اینکه با کارهای زیادی که دارد، پرتوان مسئولیت منشی گری کمیسیون را قبول کردند و انتخاب شدند. اینکه ایشان دلاورانه چند بار متوجه سو تفاهم یا اشتباهات شدند و با دلاوری از اعضا عذر خواهی کردند برای من بسیار با ارزش است. هر کمکی که بخواهند آماده همکاری هستم.
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران

https://t.me/khabargar
👍1
این حرف‌ها تقریبا اشتباه است. چون همین امروز نزدیک سه هزار حزب الهی را در لبنان با سیستم های نیوتکنولوژیک مورد حمله اسراییل واقع شدندو زخمی و‌کشته شدند. #رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی در معرض سقوط قرار دارد.

#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی در آخر خط قرار گرفته است. و حالا مجبور است به همه کمپانی ها و کورپوریشین ها و دولت های جهان باج بدهد تا مردم ایران را بتواند سرکوب کند!

#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی در آخر خط قرار گرفته است. و حالا مجبور است به همه کمپانی ها و کورپوریشین ها و دولت های جهان باج بدهد تا مردم ایران را بتواند سرکوب کند!

دشمن اصلی مردم#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی است. که برای سرکوب مردم ایران به همه باج می‌دهد تا در قدرت بماند.

#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی در حال نابودی است! چون حزب اله همین امروز سه هزار کشته و زخمی داد. همه آنها پیجر داشتند

با پیجر هایشان لت و پار شدند.

پوتین از فرماندهان کا گ ب رژیم سوسیالیستی شوروی بوده است. عضو‌حزب کمونیست بوده است

هرگز با اسلامیست ها کنار نمی آید پوتین و زویگانوف دبیر کل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی فعلی که نمایندگان حزب کمونیست ۱۵ جمهوری سابق شوروی دوباره به هم پیوسته اند، هر هفته روزهای شنبه از صبح تا شب گفتگو دارند. هرگز حزب کمونیست با اسلامیست تا کنار نمی آیند

#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی در حال فرو پاشی است. برای همین بایدن می‌خواد خامنهی را حفظ کند.

هرگز با اسلامیست ها کنار نمی آید پوتین و زویگانوف دبیر کل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی فعلی که نمایندگان حزب کمونیست ۱۵ جمهوری سابق شوروی دوباره به هم پیوسته اند، هر هفته روزهای شنبه از صبح تا شب گفتگو دارند. هرگز حزب کمونیست با اسلامیست تا کنار نمی آیند


احتمال انتخاب شدن دونالد درآمپ است. با انتخاب ترامپ ( او قول داده است که جنگ روسیه و اوکراین را در روز اول ) خاتمه می‌دهد . همچنین قول داد جنگ غزه را هم همانطور که قاسم سلیمانی را کتلت کرد، کتلت میکند.

ترامپ دفعه قبل هم می‌خواست نفت از آمریکا به اروپا بفرستد و اروپایی ها هم باید سهم هزینه های ناتو را بپردازند وگرنه دفاع از اروپا را خاتمه می‌دهد.

دقیقا پوتین و ترامپ از قبل کنار آمده اند، که ترامپ با گسترش امنیت خودش امنیت اسراییل را بیشتر تامین کند

همکنون تمام میلیاردرهای روسی در اسراییل زندگی میکنند و در تصمیمات مهم روسیه و هماهنگی با اسراییل کاملا لابی میکنند .

وجود یک #رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی که دیوانه است و زیر بار هیچ قانونی نمی‌رود اگر به بمب اتمی دست یابد برای روسیه و همسایگان دیگر ایران خطرناک است. پس هیچکدام به قدرتمند شدن #رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی کمک نمی کنند.

#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی همکنون در جهان تنهای تنها شده است. خزانه ایران را خالی کرد و حالا با پولی که ارزش آن به پایین ترین حد جهانی رسیده است، نمیتواند مشکلات مردم ایران را حل کند. نمی تواند با سیاستهای جهانی کنار بیاید، در نتیجه ناتوان تر شده است.

اسراییل از قدیم آخوندها را در کنار انگلیسی ها سیستم اسلام آخوندی را ساخته اند، تا پس از جنگ جهانی دوم اختیار تمام خاورمیانه را به دست بگیرند.

شما خودتان را به ندانستن نزنید، #رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی همه امورش را با صیهونیستها هماهنگ میکند. حمله هفت اکتبر در چه موقعیتی اتفاق افتاد؟

#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی چند ماه پیش از حمله هماهنگ شده ۷ اکتبر شش میلیارد دلار از بایدن بابت آزادی گروگان ها گرفت. چرا که #نتانیاهو در وضعیت عقب نشینی و برکناری در داخل اسراییل قرار داشت، بدلیل اینکه دموکراسی اسراییل را مورد حمله قرار داده بود و استقلال دادگستری اسراییل را

با کمک احزاب صهیونیستی و نیروهای اول‌ترا راست انجام داده بوده بود. نیروهای چپ و دموکراتیک و اتحادیه های کارگران و‌مزد بگیران اسراییل در برابر نتانیاهو به تظاهرات های هر شبانه روز و اعتصاب های عمومی پرداختند. خامنهی هم هنوز زیر فشار خیزش انقلابی #ژن_ژیان_زرگاری، یا #زن_زندگی_آزادی

قرار داشت و‌همکنون هم زیر این فشار است، برای کمک به نتنیاهو خامنهی دستور حمله به اسراییل را داد. تا نتانیاهو را از زیر فشار بیرون بیاورد. به همین دلیل هم با شلیک ۱۵۰۰ موشک و‌پهباد گنبد آهنین اسراییل بدستور نتانیاهو کار نکرد. و نیروهای حماس و‌حزب اله و دست نشاندگان اسلامیست

به درون اسراییل بروند و بیش از سیصد گروگان بگیرند و‌بسیاری از شهروندان معمولی یهودی اسراییل را کشتند و تجاوز کردند تا هر چه بیشتر به نتنیاهو در اسراییل امکان انتقام جویی و گسترش جنگ را بدهند تا تمام دستاورد های دموکراتیک ‌‌اقتصادی فلسطینیان را نابود کند. همدستی نتانیاهو و‌خامنهی

کاملا مشهود است. #رژیم_اشغالگردستنشانده اسلامی وظیفه نوکری اش را انجام می‌دهد .
تنش افرایی و امکان فروش اسلحه به کمپانی های جنگ و اسلحه ساز و از بین بردن نیروهای دموکراتیک ‌چپ و‌کارگری وظیفه #رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی بوده است که تاکنون با پشتیبانی گوادالوپیست ها این وظایف را

انجام داده است. به همین دلیل بازی ظاهری جنگ بین #رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی و اسراییل ادامه خواهد یافت تا جلوی برکناری نتانیاهو در اسراییل و خامنهی و #رژیم_اشغالگراسلامی و خامنهی را در ایران بگیرد.

با وجود #رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی فقط به سود تنش آفرینی ‌جنگ طلبی ‌نا امن تر کردن منطقه خاورمیانه انجامیده ، که سود آنرا کورپوریشن ها و کمپانی های جنگ ساز و اسلحه ساز جهان برده اند. لذا از #رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی پشتیبانی میکنند. چون می دادند با نبودن

#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی درایران، مردم ایران با برقرارکردن یک سیستم دموکراتیک ومترقی و آزاد و‌حقوق بشری باسرعت به رشد اقتصادی سیاسی اجتماعی بپردازد. ایرانیان بدون اسلام می‌توانند تبدیل به کشوری تاثیر گذار نیرومند مرفه آزاد دموکراتیک و الگویی برای دیگر کشورهای خاورمیانه شود

دقیقا همین الان با موبایل ها در همه جهان همه ما را شنود و‌تعقیب و‌مراقبت میکنند. سپاه و‌حزب اله رفتند سراغ پیجر، امروز ۳۰۰۰ حزب الهی با انفجار باطری های پیجر هایشان مرخص شدند! همه از سردسته ها، سرگروهبان ها و فرماندهان و رابطین حزب اله بودن

کیوان آریان مطالب درستی می نویسید. خسته نباشید

#رژیم_اشغالگردستنشانده_اسلامی در حال فرو پاشی است. برای همین بایدن می‌خواد خامنهی را حفظ کند.

#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران

https://t.me/khabargar
☘️👳🏻‍♂️☠️🤥 کانون نویسندگان ایران: جنبش «زن، زندگی، آزادی» بانگ بلند آزادی‌خواهی است
۲۴ شهریور ۱۴۰۳


کانون نویسندگان ایران، در بیانیه‌ای به مناسبت دومین سالگرد آغاز اعتراضات سراسری ایران از نقش زنان در جنبش «زن، زندگی، آزادی» ستایش کرد و نوشت آن‌چه از پسِ قتل مهسا (ژینا) امینی زاده شد، جنبش آزادی‌خواهی دیرپای مردم ایران را از دشوارترین گردنه‌ها عبور داد.

در بیانیه کانون نویسندگان ایران که روز ۲۴ شهریور منتشر شده آمده است: «زنان ایران که از نخستین روزهای استقرار جمهوری اسلامی مقابل سرکوب دامن‌گیر آن ایستاده و خود را تنها یافته بودند، در سال ۱۴۰۱ بخشی تعیین‌کننده از جنبش آزادی‌خواهی شدند.»

این بیانیه تاکید کرده است اکنون خواسته‌های زنان تنها منحصر به خودشان نیست بلکه به بخشی جدایی‌ناپذیر از مطالبات دانشجویان، اصناف، کارگران، بازنشستگان و دیگر تشکل‌ها بدل شده است.

کانون نویسندگان ایران در بخش دیگری از بیانیه خود به سرکوب خشونت‌بار اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» توسط حکومت جمهوری اسلامی پرداخته و نوشته است حکومت «کماکان راه ارعاب و اختناق را پیموده و «خدای دهه‌ی شصت» در این دو سال نیز به شیوه‌های گوناگون فتاوی سرکوب صادر کرده است.»

این تشکل با سابقه صنفی به انتخابات ریاست جمهوری اخیر و روز کار آمدن مسعود پزشکیان با شعار «وفاق ملی» نیز اشاره و تاکید کرده است هر تغییری در ایران تنها با نیروی مردمان، و نه با وفاق حاکمان، ممکن می‌شود.🟢

کانون نویسندگان ایران با اتکا به بند اول منشور خود، خواست آزادی بیان را که بخشی جدایی‌ناپذیر از بدنه‌ی جنبش‌های اجتماعی است، به دستاوردهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» پیوند می‌زند و بار دیگر، به بانگ بلند، حمایت خود را از خواسته‌های برحق مردم، دادخواهان و زندانیان سیاسی اعلام می‌کند.

https://t.me/khabargar
بشنوید لطفا
نامه #گلرخ_ایرایی از بند زنان زندان اوین در پاسخ به #فائزه_هاشمی رفسنجانی

گفته‌های نهادهای امنیتی و سازمان زندان‌ها علیه زندانیان سیاسی کارکرد خود را برای افکار عمومی از دست داده است. خطِ امنیت از پا نمی‌افتد و اهدافِ خود را به طرق مختلف برآورده می‌کند.
اخیرا نامه‌ای که بی‌شباهت به یک ندامت‌نامه نیست، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد. متنی که در آن، فائزه هاشمی رفسنجانی یکی از هم‌بندیان با ایستادن در کنار زندان‌بان، مدعی شد «قرار است توسط هم‌بندیان خود به قتل برسد» و نوکِ پیکانِ حمله را به سوی چپ‌ها و فعالانِ حقوق بشریِ بند گرفت و آنان را «طبل‌های توخالی و دیکتاتورهای کوچک» خطاب کرد.

من یکی از هم‌بندیان چپ او هستم. با وجودِ مرزبندیِ قاطع و روشن و تضادهای ایدئولوژیک و طبقاتیِ موجود، بنا بر تصمیم جمع (بعد از ورود وی به بند و اجبار بر هم‌زیستی) با او که به هیئتِ یک هم‌بندی درآمد، مدارا شد؛ در جایی که دیگر جایِ شعار نیست. جایی که همه عریانیم در برابر هم و تنی واحد هستیم در برابرِ زندان‌بان، مگر آنکه به واسطه‌ی عقب‌گرد از مواضع، وصله‌ای ناجور شویم بر این تنِ واحد.
تنی واحد که همواره رنج می‌برد از دردهای هم‌بندی مبتلا به تومور مغزی، مبتلا به ام‌اس، بیمارانی با ریسک بالای حمله‌ی قلبی، مبتلایان به صرع که یکی‌شان باردار است، بیماران ریویِ مبتلا به آسم و افرادی با درد مفاصل و مشکلاتِ کهولتِ سن و ...؛ بیمارانی که نیاز به مداوا دارند اما گاه با معاینه توسط پزشک عمومی زندان در بهداری بدون امکانات تخصصی لازم، نه درمان، بلکه فقط ویزیت می‌شوند. ما تنی واحدیم که می‌فهمیم تعدادی از هم‌بندیان‌مان هیچ واریزی در طول ماه ندارند.

همان‌هایی که گفته شد می‌توانند از «جیب خودشان» از فروشگاه زندان مایحتاج‌شان را تامین کنند. مدت‌هاست گوشت از جیره‌ی غذایی زندان حذف شده است و باقیِ اقلام به شکل چشم‌گیری از لحاظ کمی و کیفی تنزل یافته. خرید از فروشگاه برای برخی غیرممکن است و در صورتی می‌توان گفت از «جیب خود» کمبود مواد خوراکی، بهداشتی و لوازم‌التحریر را تامین کنید که پیش‌تر گفته باشیم «از کدام جیب؟» یا «از جیبِ کدام پدر؟» و در صورتی می‌توان از تبعیض گفت که خود از رانت و امکانات موجود، برای ورودِ اقلامِ مصرفیِ مرغوبی که با شیوه‌ای تعریف نشده در آیین‌نامه‌ی سازمان زندان‌ها و با مجوز ویژه و برخورداری از رانتِ حکومتی وارد می‌شود؛ استفاده نکرده باشیم. رانتی که در ملاقات‌های هفتگی کریه‌تر خود را نشان می‌دهد. روزِ ملاقات بند زنان یک‌شنبه است. عموما حدود ۲۰ نفر هر هفته ملاقات حضوری دارند. در سالنی شلوغ و به مدت یک ساعت، آن هم ماهی یک‌بار. برخورداری از رانت یعنی اینکه هر هفته، اعضای درجه یک و درجه دو خانواده را در روزی جدای از یک‌شنبه‌های شلوغ، در شرایطی ویژه به مدت نامحدود (عموما از ۱۰ صبح تا یک ظهر) ملاقات کنند. استفاده از رانت و تبعیض زمانی پررنگ‌تر می‌شود که بسیاری از زندانیان سیاسی در صورت لزوم نیز از حق مرخصی محرومند؛ اما آنکه از رانتِ حکومت حتا در زندان برخوردار است، با دیکته‌ی تاریخ و ساعتِ مرخصی به زندان‌بان به امورات مالیِ میراثِ پدری رسیدگی می‌کند و در زمانِ افتتاحِ بیمارستانِ خانوادگی، خود را به مراسم افتتاحیه می‌رساند. هر گاه اراده کند به مرخصی می‌رود و کارهای درمانی‌اش انجام می‌شود. طبیعتا خبر از اعزام شدن و کنسلی‌های اعزامِ توده‌ی در بند ندارد. توده‌ای که حتا با اعزام‌شان به صورت تحت‌الحفظ برای شرکت در مراسم تدفین عزیزان‌شان مخالفت می‌شود و داغِ نشسته بر دل‌هاشان دوچندان می‌شود. بسیاری از هم‌بندیان پس از سال‌ها حبس همچنان از حق مرخصی محرومند. دریافتِ یک قوطی قرص ویتامین یا دریافتِ لوازم طبی و بهداشتی بعد از هفته‌ها دوندگی و در صورت تاییدِ بهداری و حفاظت زندان انجام می‌شود و بعد از مدتی دپو در حفاظت تحویلِ زندانی می‌شود. رانت یعنی هر روزی که قوطیِ قرص‌های ویتامین خالی شد، خانواده بتوانند اقلام مورد نیاز را به سرعت مهیا و در روزِ، تاکیدا روزِ مطالبه تحویل بدهند.

ما و هم‌بندیان بیمار و بدون واریزی‌مان در ندامت‌نامه‌ی کسی افشاگری! و محکوم شدیم که از هرگونه رانتی که در زندان میسر است، استفاده می‌کند و در شرایطی تبعیض‌آمیز با ما زیست می‌کند اما ما با وجودِ تضادهای ایدئولوژیک و طبقاتی همواره با او مدارا کردیم.

ما، که مبارزه را این‌گونه آموختیم:
در زندان و تحت فشارِ حاکمان، در تبعید و در هم‌زیستی با هر گونه‌ای از محکومانِ سیاسی و غیر سیاسی، در اوین، در قرچک یا در زندان‌های شهرستان، در انفرادی و زیر بازجویی و در بی‌خبریِ کامل از خانواده و بی‌اطلاع از فراز و فرودهای جامعه، با محکومیت‌های سنگین یا پیاپی، نه مایوس می‌شویم و نه از ادامه‌ی مبارزه دست می‌کشیم. بعد از محکومیت و محرومیت و ممنوعیت‌های چندباره همچنان بر آنچه باور داریم ایستاده‌ایم.
تبعاتِ هیچ فشار و تهدیدی ما را از «باور»ی که داریم دور و جدا نخواهد کرد. چرا که ما «باور»ی داریم که شاکله و اساسِ مبارزه است و حیاتِ سیاسی‌مان را رقم می‌زند. نه از پیِ فرصت به میدان آمده‌ایم و نه عرصه‌ی مبارزه میراثِ پدری‌مان بود. با پایی پیاده قدم در مسیری پُر سنگلاخ گذاشتیم. از آن روست که هنوز ایستاده‌ایم، بی‌آنکه سر خم کنیم. نه از تهدیدِ حکومت هراسی به دل راه می‌دهیم و نه از تخریب و سیاه‌نماییِ بازوان پنهان قدرت. خطِ امنیت را خوب می‌شناسیم و در دامِ بازی‌های امنیتی و طراحی سوخته و نخ‌نمای حکومت و حکومتیان نخواهیم افتاد. ما در برابر استبداد، استثمار و دیکتاتوری قد علم کردیم. ما را چه کار با لگد خورده‌ای در سودایِ بازگشت به خویشتنِ خویش که به بهای غلط کردن نامه نوشتن، به بقای نظمِ موجود می‌کوشد و با عقب‌گرد از مواضع، نگینِ انگشتر اصحابِ رسانه‌های حکومتی می‌شود. ما برای درکِ قدرتِ خود، صف‌آرایی حریف را سنجه می‌کنیم و برای شناختِ حریف، هم‌سویان و هم‌قطاران و تایید کنندگانش را مرور می‌کنیم.

بند زنان اوین که در ماه‌های اخیر صدای اعتراضش به کرات به آن سوی دیوارها رسید، سال‌هاست که خانه‌مان شده است. اما ما به آن خو نگرفته‌ایم و همچنان به فرو ریختنِ دیوارها می‌اندیشیم. چرا که ما از پیِ اندیشه‌ای، باوری، هدفی به این‌جا آمده‌ایم.

در بندی فوق‌امنیتی. حیاط کوچکی که ورودی بند است با راه‌رویی حدودا ۲۵ متری به راه‌پله می‌رسد. راه‌پله‌ای که به اتاق‌ها ختم می‌شود. همین چند قدم با شش درِ آهنی بزرگ قفل و بست می‌شود. در این فضای جهنمی زنانی که بسیاری‌شان تا کنون پشت یک نهیبِ ساده و پدرانه خم به ابروی‌شان نیامد، بعد از سپری‌شدن بازجویی و هتک حرمت و دلتنگی‌های بسیار، پای مبارزه می‌ایستند. برای «رضا رسایی»ها که دیگر نیستند و برای مجاهد کورکور که باید بماند. برای شریفه که هنوز تاب و شکن موهایش را ندیده‌ایم و برای پخشان که حالا پاره‌ی تن‌مان، رفیق عصرهای دلگیر زندان و شب‌های تارمان است.

بند زنان با دیوارهای سنگی و بلندش، با درهایی که هر سال بر تعدادشان افزوده شد و با ماموران و پاسیارانِ کلید به دستش، صدای حق‌خواهی نشده است؛ بلکه با مادرانی که فرزندان‌شان را پشت باورهای سخت و دیوارهای نامهربان و سالیانِ دوری جا گذاشته‌اند، با زنانی که رویاها و آرزوهای‌شان را در آینه‌هایی زنگاربسته با تارهای سفید موها و چروک‌های پای چشم‌هایشان عوض کرده‌اند و با فریادهایی که بر تپه‌های اوین بر سرِ ارتجاع، استبداد و استثمار بلند کرده‌اند؛ بند زنان شده است.
بند سال‌هاست بدون دخالت زندان‌بان اداره می‌شود. برخلاف بندها و زندان‌های دیگر که وکیل‌بند، منتصبِ رئیس زندان و حفاظت است. این اتوریته‌ای که زندان‌بان را به کرنش و عقب‌نشینی وادار کرد، طی سال‌ها تلاش همه‌جانبه‌ی بچه‌ها از همه‌ی طیف‌های سیاسی به دست آمد. ما که بر خلافِ دیگر زندان‌ها می‌توانیم هر سه ماه یک بار برای انتخاب وکیل‌بند، اعضای شورا و تقسیم مسئولیت‌های بند برای اداره‌ی بهتر، بدون دخالت زندان‌بان دور هم بنشینیم و در فضایی دموکراتیک، کسانی را از بین خود به صورت دوره‌ای انتخاب کنیم، خود را وام‌دارِ بچه‌های قدیمی و تلاش‌های‌شان می‌بینیم. وکیل‌بند برای امورات کلی بند و از هر اتاق یک نفر به عنوان مسئول شورا. کلیه‌ی مسئولیت‌های بند نیز بنا به درخواست افراد و شورِ اعضای شورا با وکیل‌بند، به عهده‌ی افراد محول می‌شود.
این خود مدیریتی، در ساختمانی که از یک سو به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و از سوی دیگر به بند دو الف اطلاعات سپاه و از دیگر سو به بند ۲۴۱ اطلاعات قوه قضائیه می‌رسد و درحالی‌که سانت به سانتِ بند توسط دوربین‌های مداربسته‌ی تحتِ نظارت زندان و ارگان‌های امنیتی رصد و شنود می‌شود، برای‌مان ارزشمند است و حفظِ آن به بخشی از مبارزه‌مان بدل شده است. همان‌طور که بر سر احکامِ مرگ صادره می‌ایستیم؛ همان‌طور که در صورت عدم اعزامِ هم‌بندیان‌مان برای درمان، در کنارشان می‌ایستیم؛ همان‌طور که وقتی کسی در اعتصاب غذاست در کنارش و برای هدفش حتا هدفی شخصی به اعتراض برمی‌خیزیم؛ همان‌طور که دو نوزادِ در بند و دیگر نوزادِ در شکمِ هم‌بندی‌مان را، فارغ از نگاه سیاسی و عقیدتیِ مادر، فرزند خود می‌دانیم؛ همان‌طور که برای سربه‌دار شدن «#رضا_رسایی» فریاد حق‌خواهی‌مان و شعارهای‌مان در نفی اعدام را به آن‌سوی دیوار رساندیم؛ همان‌طور که برای بیرون راندنِ قضات و معاونان و محافظان‌شان از بند، دیوارِ انسانی تشکیل دادیم؛ بر سرِ اداره‌ی بند، بدون دخالت زندان‌بان که حق‌مان و امانتِ رفقای قدیمی‌ست نیز می‌ایستیم.
#سیاه‌نمایی از این دستاوردها که متعلق به ده‌ها زندانی فعلی و پیشین است، هم‌زمان با سفیدشویی از سازمان زندان‌ها و قوه‌ی قضائیه‌ی جمهوری اسلامی و انعکاس و حمایتِ تمام‌قد از جانب رسانه‌های حکومتی و حکومتیانِ نام‌آشنا که همه‌ی عمر علیه دموکراسی کوشیده‌اند و سال‌هاست تحت لوای اصلاح‌طلبی مسیر مبارزه را به بی‌راهه برده‌اند و هنوز به استبداد دینی خدمت می‌کنند، گویای یک حقیقت است؛ تخریبِ مبارزه‌ی شکل گرفته، به نفعِ حکومت و ایجاد ناامیدی برای جامعه و مایی که خواستند از جامعه جدای‌مان کنند.

حال این شیوه‌های دموکراتیک برای اداره‌ی بند، سیاه‌نمایی می‌شود و کسی که از دامنِ اشرافیت و قدرت به این‌جا آمد و هرگز، تاکیدا هرگز و در هیچ زمینه‌ای منتخبِ بچه‌های بند سیاسی نبود، در فراری رو به جلو اهالیِ بند را به دیکتاتور بودن محکوم می‌کند.

زندان عموما ماکِتی از جامعه‌ی بزرگ‌ترِ آن‌سوی‌ دیوار است. مناسبت‌ها را دور هم می‌نشینیم. از سالگرد کشتار خونین ۱۳۶۷ تا هشت مارس. از یکِ مِی تا سالگرد خیزش انقلابی ۱۴۰۱. جلسات بحث و تحلیل، کلاس‌های آموزشی در باب فمینیسم و بررسی احکام اعدام، دیدن فیلم‌های اجتماعی به صورت گروهی و فردی و آموزش زبان و بررسی اتفاقات روز جامعه و جهان، برگزاری شب شعر و جلساتِ ادبی و معرفی و تحلیل کتاب و ورزش گروهی.
با هم و جمعی اعتصاب غذا کردیم و بارها در تحصنِ جمعی علیه اعدام و سرکوب، شب را در برابر افسر نگهبانی بند یا در هواخوری زندان به صبح رساندیم و هر بار حضورمان را با جامعه‌ای که خواستند از آن حذف و جدای‌مان کنند پیوند زدیم. سرود خواندیم و شعار دادیم بی‌آنکه از تبعاتِ تهدیدها هراسی به دل راه دهیم. بر قطعِ تحمیلیِ ارتباطِ خود با جامعه غلبه و شورِ مبارزه را در خود و دیگری تقویت کردیم و همچنان به هدف می‌اندیشیم. چرا که ما «باور»ی داریم که شاکله و اساسِ مبارزه‌مان است و حیاتِ سیاسی‌مان را رقم می‌زند.
این گوشه‌ای از «ما» و روزمره‌گی‌هامان است.
مایی که در کنار شنیدن اخبار هولناک، تحلیل‌های هولناک‌تری را می‌شنویم.

ساعت ۹ صبحِ ۱۷ آذر ۱۴۰۱ به دار آویخته شدن #محسن_شکاری از شبکه خبر تلویزیون جمهوری اسلامی اعلام شد.
صدای فائزه هاشمی رفسنجانی هم‌بندی افشاگر! از یاد نمی‌رود که بعد از خبر گفت: «خب اینا که معترض نیستن. اینا خطرناکن. اگه نکشن‌شون چه‌کار کنن باهاشون...»

بعدها بر سر امضای بیانیه‌ای با عنوانِ اعدام و سرکوب در تابستان ۱۴۰۲، خواست که همراه شود.
به جهت اصرار بر انجامِ کار جمعی، طیِ جلسه‌ای برای امضای بیانیه پذیرفته شد و با ما زنان بند سیاسی متنی مشترک را امضا کرد.

بعد از مرگ رئیسی و زمزمه‌های بازگشتِ اصلاح‌طلبان با تصور پیوستن دوباره به اقتدار و رویای بازگشت به قدرتی که از آن بیرون رانده شده بود، به خویشتنِ خویش بازگشت؛ اگرچه برای ما که در هم‌زیستیِ با او هستیم هرگز از اصل خود دور نبود. جاه‌طلب، با نگاهی آمرانه و از جایگاه قدرت. استادِ دانشگاه در رشته‌ی حقوق بین‌الملل اما با قلمی کوتاه و میزانِ نگران‌کننده‌ای از دانش برای تدریس به جوانان در دانشگاه. (استاد در پایانِ افشاگری قافیه کم آورد و به تعبیر خواب و خرافه متوسل شد.)
پس از انتخابِ پزشکیان و اتحادِ حزب کارگزاران سازندگی (حزب سرمایه‌دارانِ بزرگِ درونِ طبقه‌ی حاکمه) با هسته‌ی قدرت، باید از وانمود به اپوزیسیون بودن عقب‌نشینی و ابراز پشیمانی می‌کرد تا از قدرت و بودجه و سیاستِ دوباره بهره‌مند شود.

زمانی به جمع اپوزیسیون پیوست، بی‌آنکه از گذشته اعلامِ برائت کرده باشد. برائت از گذشته آدابی دارد. آن هم برای کسی که در سال‌هایی خوفناک از عمرِ یک حکومت، بر کرسی مجلس نشسته باشد. به یک‌باره نمی‌توان بدون هیچ توضیحی از دلِ حکومت به دامان اپوزیسیون پرتاب شد.

حال نیز به همان شیوه با ادعای دموکرات نبودنِ اپوزیسیون به آغوشِ رژیمی می‌خزد که نامش بر تارکِ حکومت‌های دیکتاتوری تاریخ هک شده است.

پس از ناامیدی از اپوزسیونِ توخالی! و دیکتاتور منش!، چرا جریان‌سازی نمی‌کند و اپوزیسیونی دموکراتیک را دور هم و حولِ ادعایش جمع نمی‌کند؟ شاید به این دلیل که توان جریان‌سازی را هیچ‌وقت نداشته و در تمام طول حیات سیاسی‌اش، جز پیوستن به حزبِ پدری و اداره‌ی دفتر و دستکِ آماده‌ی دکانی که برایش بنا شده بود، هیچ نکرد؛ که آن نیز همیشه با «جنجال» و موج‌سواری همراه بود.

از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی بود. قتل‌های زنجیره‌ای تا سال ۱۳۷۷ ادامه داشت. یعنی تا میانه‌ی دوره‌ی نمایندگی وی. می‌توانست از آن‌زمان تا کنون در جایگاه پاسخ‌گویی و افشاگری بر سر قتل‌های زنجیره‌ای بایستد و همان‌قدر که از پدرش در قضیه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای دفاع کرد، از قربانیان و رنج‌ها و وحشتِ خانواده‌های‌شان نیز بگوید. از سال ۱۳۷۸ و کوی دانشگاه و نابودی «جنبش دانشجویی» بگوید. از مفقودان و کشته شدگان و آسیب‌دیدگان کوی دانشگاه.
👍1
از اخراجی‌ها و محکومان به حبس‌های طولانی. واکنشی واضح و مؤثر به فجایع کوی دانشگاه، نه روایاتی مضحک از نشستن در ماشین با فرزندانش و تکان دادن ماشین توسط گروه فشار در شب‌هایی که فرزندان مردم از پشت‌بام خوابگاه به پایین پرتاب می‌شدند و او نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی بود. مگر می‌توان به فاجعه‌ی کوی دانشگاه فکر کرد و نپرسید «سعید زینالی کجاست؟» مگر می‌توان جسارت و شهامت افشاگری داشت! و از فجایع سال ۱۳۷۸ که دانشجویان را و دانشگاه را به خاک و خون کشیدند نگفت و سکوت کرد و زبان به مصلحت‌سنجی و ذلت گزید؟ مگر می‌توان از دانشجویان تهران و تبریز در فاجعه‌ی ۱۳۷۸ نگفت و آمران و عاملانِ جنایات آن سال‌ها را افشا نکرد. مگر می‌توان از اعدام‌هایی که در چهار سالِ تصدی او در مجلس شورای اسلامی، به دست حکومت انجام شد نگفت و مدعیِ افشاگری شد؟

آن هم افشایِ ما در روزهایی که در جلسات چند نفره و گروهی، برنامه‌های پیشنهادی را با هم تقسیم و خود را برای سالگرد خیزش آماده می‌کردیم. یک هفته پیش از سالگرد مهسا ژینا امینی، هر روز عصر به سیاقِ سال گذشته به هواخوری زندان رفتیم و همراه با شما که در خانه‌هایتان شعار شبانه می‌دهید، سرود خواندیم و شعار دادیم. تهدید شدیم و ماندیم. محروم از تلفن و ملاقات شدیم و ادامه دادیم. ابلاغ جدید به دستمان دادند و ایستادیم و در میانه‌ی راه از ندامت‌نامه‌ی هم‌بندی شنیدیم که با سودای بازگشتن به قدرت به قصد تخریبِ «ما» که مبارزه را زندگی می‌کنیم، سقوط خود را رقم زد و چه جانانه.
به واقع زندان ماکتی از جامعه است. همان شور و همان فرونشستن‌ها. همان امیدها و همان سرخوردگی‌ها.

ترویجِ ناامیدی، اعلامِ عدم شرکت در انتخابات و هم‌زمان تشویقِ زنان در زندان به شرکت در انتخابات حکومتی و سوق دادنِ فضا به سمتی که برای اولین بار زندان‌بان میل به ورودِ صندوق رای به بند زنان اوین کند را محکوم می‌کنیم. آموزش توابی و هل دادنِ افراد به سوی ارتباط با اطلاعات و حفاظت زندان که همیشه خط قرمز بند بود را برنمی‌تابیم و ایستادن در برابرِ این خطِ امنیتی را اگر ضدیت با دموکراسی خطاب کنند، به توضیحِ آن برمی‌آییم. تلاش برای تواب کردنِ زندانیان سیاسی شیوه‌ی دیرینه‌ی رژیم است و تواب شدن نیز حدیثی مفصل و قدیمی‌ست. در برابرِ ترویجِ شیوه‌های محکومِ رژیم در بندِ سیاسی به اعتراض برمی‌خیزیم.

ما زنانِ چپ و زنانِ حقوق بشری در بند زنان اوین، واضحا مورد حمله‌ی یک اشراف‌زاده که تمام داشته‌هایش حتا مقامِ استادی و حیاتِ سیاسی‌اش رانت و میراثِ پدری است قرار گرفتیم و این خود سندی قاطع بر درستیِ ماست که هرگز بر او و منافعی که از لای انگشتانش می‌چکد چشم نداشته و هر لغزشی از او را گوش‌زد و شماتت کردیم. اگرچه هرگز بر صندلی داغ ننشاندیمش و از کشتار دهه‌ی خونین ۶۰ و جایگاه و نقش خانواده‌اش (که تاکیدا بَری از هر جنایتی خطابشان می‌کند) در آن روزها نپرسیدیم؛ اما زمانی که وانمود کرد آزادی‌خواه است و از گذشته‌اش تبری‌جویی نکرد، زیر سوالش بردیم و زمانی که اعتصاب غذای اعتراضی و یک روزه را با خوردن میوه و نوشیدن لبنیات به سخره گرفت، محکومش کردیم تا از این تنها سلاحِ زندانیان دفاع کرده باشیم.

اشراف‌زاده‌ای بدون پرنسیب‌ها و اصولِ فعالیت سیاسی و مبارزه، نماینده‌ی طبقه و تفکری که جمهوری اسلامی بر آن بنا شده، با سودایِ بازگشت به «قدرت» به تخریب مخالفانِ رژیم و سیاه‌نمایی از بند زنان زندان اوین که _پیش‌تر به نابودیِ آن برخاسته بودند و نشد_ ایستاد. کسی که اتمسفر زندگی‌اش به حدی امن است که بازداشت می‌شود ولی با اضطراب و مخاطراتِ یک شهروند در شرایط مشابه مواجه نیست.
ساده پنداشتنِ آن‌چه در حالِ وقوع است و هم‌سو با اهدافِ امنیتی، «مقاومت» و «مبارزه» را هدف قرار دادن، خیانت می‌دانیم. اگر برخلافِ این است، تمایل به شنیدنِ واضحات از سوی افکار عمومی و نیروهای سیاسیِ پیشرو داریم.

گلرخ ایرایی
شهریور ۱۴۰۳
بند زنان زندان اوین

https://t.me/khabargar
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسانی که کاری بر خلاف وجدان خودش میکند و‌دروغ می گوید آخرش به گوه خوری می افتد
😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبیه خدعه هایی که رژیم اسلامی با مردم ایران و اسلام و همه مذاهب و دین‌ها و خرافات با مردم ایران میکنند!
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمونه ای از دختران هنرمند ایران زمین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویر انفجار آغازین یک کوه آتشفشانی که توسط پهباد چینی گرفته شده است.
👍2
ما همه خانواده #دایه_مینا هستیم! حبس و ربودن این مادر دادخواه غیر قانونیست.
دادخواهی جرم نیست، او باید بدون قید و شرط آزاد شود! میلاد محمدی، برادر #شهریار_محمدی که اکنون مادرش در بازداشت است‌ ;
◾️«سلام به #انسانیت سلام به #شرافت
مادر #گوهر_عشقی اعلام اعتصاب غذا در حمایت از آزادی #دایه_مینا و دادخواهان دیگر کرده، مادر گوهر سنش بالاست و مریض ما رضایت این رو به مادر گوهر ندادیم به عنوان فرزند دایه مینا، اما تصمیم مادر گوهر جدی است و دور از جون مادر گوهر میگوید من نه از مرگ میترسم نه از زندان نه از جمهوری اسلامی.»
اسرین محمدی، خواهر جاویدنام شهریار محمدی :
«پس از گذشت ۸ روز از بازداشت مادرم #دایه_مینا، همچنان از محل نگهداری و اتهامات وارد شده به او بی‌اطلاع هستیم. در تنها تماسی که با یکی از بستگان داشته، مادرم گفته است که به طور مداوم تحت بازجویی قرار دارد
با وجود نیاز فوری به وکیل و دسترسی به داروهای ضروری‌اش، هنوز هیچ‌یک از این امکانات فراهم نشده است. همچنین، اخبار نگران‌کننده‌ای به دستمان رسیده که احتمال اعتصاب غذای مادرم را تأیید می‌کند. ما خواهان شفافیت و اقدامات فوری برای آزادی بی قید و شرط مادرم هستیم.»
1👍1
🔴 زندانی سیاسی محمد جواد وفایی ثانی برای سومین بار به اعدام محکوم شد

▪️زندانی سیاسی محمد جواد وفایی ثانی برای سومین بار به اعدام محکوم شد
خبرهای رسیده از مشهد حاکی است که زندانی سیاسی محمد جواد وفایی ثانی برای سومین بار به اعدام محکوم شده است. او یکی از قهرمانان بوکس کشور است.
😢3