مرضیه آدینهزاده خواهر جانفشان راه آزادی ایران #ابوالفضل_آدینه_زاده برای گرامیداشت یاد برادرش
: 16 مهر 1401
روبروی درب مدرسه ات
از ماشین بابا پیاده میشی
بند کفشت رو محکم میکنی
و میری
برای همیشه میری
برای ایران میری
و دیگه برنمیگردی.
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
: 16 مهر 1401
روبروی درب مدرسه ات
از ماشین بابا پیاده میشی
بند کفشت رو محکم میکنی
و میری
برای همیشه میری
برای ایران میری
و دیگه برنمیگردی.
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
🤣2❤1❤🔥1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچوقت فراموش نمیکنیم یحیی رو برای بوق زدن کشتید..
یحیی رحیمی، ۳۱ ساله و اهل سنندج است او که تمام رویایش این بود خانه نیمهساختهاش را به اتمام برساند و دست همسرش را بگیرد و در آنجا زندگی کنند.
اما فقط به خاطر زدن چند بوق او را تیرباران کردند
روز ۱۶ مهرماه، خیابانها غوغاست، یحیی با پراید سبز رنگش از خیابان میگذرد، چند بوق میزند و یکباره لباسشخصیها با باتوم، چوب و زنجیر به طرف او و خودرویش حمله میکنند، شیشهها را میشکنند اما این همه ماجرا نیست، کمی جلوتر از فاصله نیممتری به طرف یحیی داخل خودرو شلیک میکنند و پراید سبز او به دریای خون تبدیل میشود.
احمد رحیمی: «روز حادثه من بیخبر بودم، گوشی یحیی در دسترس نبود، تماس گرفتند و گفتند، پای پسرت تیرخورده، به طرف شهر راهی شدم، دلم میلرزید، تا اینکه فهمیدم کشتهشده است، پسرم بیگناه بود. چرا او را کشتید، او آرزو داشت، تازه ازدواج کرده بودبه ما گفتند فرزندت را شهید اعلام کنیم، حقوق میدهیم، پول میدهیم، من گفتم نمیخواهم ولی به همه گفتند که یحیی از خودشان بوده و من به خاطر تهدیدهایشان چیزی نمیگویم.»#یحیی_رحیمی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
یحیی رحیمی، ۳۱ ساله و اهل سنندج است او که تمام رویایش این بود خانه نیمهساختهاش را به اتمام برساند و دست همسرش را بگیرد و در آنجا زندگی کنند.
اما فقط به خاطر زدن چند بوق او را تیرباران کردند
روز ۱۶ مهرماه، خیابانها غوغاست، یحیی با پراید سبز رنگش از خیابان میگذرد، چند بوق میزند و یکباره لباسشخصیها با باتوم، چوب و زنجیر به طرف او و خودرویش حمله میکنند، شیشهها را میشکنند اما این همه ماجرا نیست، کمی جلوتر از فاصله نیممتری به طرف یحیی داخل خودرو شلیک میکنند و پراید سبز او به دریای خون تبدیل میشود.
احمد رحیمی: «روز حادثه من بیخبر بودم، گوشی یحیی در دسترس نبود، تماس گرفتند و گفتند، پای پسرت تیرخورده، به طرف شهر راهی شدم، دلم میلرزید، تا اینکه فهمیدم کشتهشده است، پسرم بیگناه بود. چرا او را کشتید، او آرزو داشت، تازه ازدواج کرده بودبه ما گفتند فرزندت را شهید اعلام کنیم، حقوق میدهیم، پول میدهیم، من گفتم نمیخواهم ولی به همه گفتند که یحیی از خودشان بوده و من به خاطر تهدیدهایشان چیزی نمیگویم.»#یحیی_رحیمی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
❤3