خطاب به شما مذاکره کنندگان غزاله دختر جمشید شارمهد سخن میگوید؛
جمشید شارمهد مبارز و دلاور مردی بود که توسط جمهوری اسلامی و عراقچی ها ربوده شد و بعد از چندین سال زندان، شکنجه و سلول انفرادی او را به طرز فجیعی اعدام کردند.
Addressing you, the US & Iran negotiators, @GazelleSharmahd , daughter of Jamshid Sharmahd, write to you;
Jamshid Sharmahd was a brave and courageous fighter who was kidnapped by the Islamic Republic IRGC, after several years of imprisonment in #Iran, torture, and prison, he was brutally executed.
@realDonaldTrump
@DonaldJTrumpJr
@netanyahu
@netanyahupersia
@trumppersia
@elonmusk
@ElonElevated
@RadioGenoa
@nytimes
@Jerusalem_Post
@SteveWitkoff
@LizaRosen0000
@SecRubio
@marcorubio
@tedcruz
@POTUS
@AlArabiya_Eng
@AlArabiya_Fa
@WhiteHouse
@MikeWaltz47
@JDVanceNewsX
@TomCottonAR
@LindseyGrahamSC
Seyed @araghchi,
Your Khomeinist Islamist Regime killed my father then mutilated his body to silence him.
You cut out his tongue.
But his voice speaks through us now...
You call this progress.
I call it your countdown.
The world may play your game a little longer.
But history is shifting—and you can feel it.
A regime built on hostage-taking, barbaric torture and executions cannot survive truth.
I’m not here to talk.
I’m here to finish what my father started.
#Justice4Jimmy #NoDealsWithTerror #YourTimeIsEnding #IranWillBeFree
🔹 توییت غزاله شارمهد
سید @araghchi
رژیم اسلامگرای خمینی شما پدرم را کشت و بدنش را مثله کرد تا او را ساکت کند. زبانش را برید
اما صدای او اکنون از طریق ما صحبت می کند ...
شما به این می گویید پیشرفت.
من آن را شمارش معکوس شما می نامم.
جهان ممکن است بازی شما را کمی بیشتر انجام دهد.
اما تاریخ در حال تغییر است - و شما می توانید آن را احساس کنید. رژیمی که بر پایه گروگان گیری، شکنجه وحشیانه و اعدام بنا شده است، نمی تواند از حقیقت جان سالم به در ببرد.
من اینجا نیستم که حرف بزنم
من اینجا هستم تا کاری را که پدرم شروع کرده به پایان برسانم.
#غزاله_شارمهد
جمشید شارمهد مبارز و دلاور مردی بود که توسط جمهوری اسلامی و عراقچی ها ربوده شد و بعد از چندین سال زندان، شکنجه و سلول انفرادی او را به طرز فجیعی اعدام کردند.
Addressing you, the US & Iran negotiators, @GazelleSharmahd , daughter of Jamshid Sharmahd, write to you;
Jamshid Sharmahd was a brave and courageous fighter who was kidnapped by the Islamic Republic IRGC, after several years of imprisonment in #Iran, torture, and prison, he was brutally executed.
@realDonaldTrump
@DonaldJTrumpJr
@netanyahu
@netanyahupersia
@trumppersia
@elonmusk
@ElonElevated
@RadioGenoa
@nytimes
@Jerusalem_Post
@SteveWitkoff
@LizaRosen0000
@SecRubio
@marcorubio
@tedcruz
@POTUS
@AlArabiya_Eng
@AlArabiya_Fa
@WhiteHouse
@MikeWaltz47
@JDVanceNewsX
@TomCottonAR
@LindseyGrahamSC
Seyed @araghchi,
Your Khomeinist Islamist Regime killed my father then mutilated his body to silence him.
You cut out his tongue.
But his voice speaks through us now...
You call this progress.
I call it your countdown.
The world may play your game a little longer.
But history is shifting—and you can feel it.
A regime built on hostage-taking, barbaric torture and executions cannot survive truth.
I’m not here to talk.
I’m here to finish what my father started.
#Justice4Jimmy #NoDealsWithTerror #YourTimeIsEnding #IranWillBeFree
🔹 توییت غزاله شارمهد
سید @araghchi
رژیم اسلامگرای خمینی شما پدرم را کشت و بدنش را مثله کرد تا او را ساکت کند. زبانش را برید
اما صدای او اکنون از طریق ما صحبت می کند ...
شما به این می گویید پیشرفت.
من آن را شمارش معکوس شما می نامم.
جهان ممکن است بازی شما را کمی بیشتر انجام دهد.
اما تاریخ در حال تغییر است - و شما می توانید آن را احساس کنید. رژیمی که بر پایه گروگان گیری، شکنجه وحشیانه و اعدام بنا شده است، نمی تواند از حقیقت جان سالم به در ببرد.
من اینجا نیستم که حرف بزنم
من اینجا هستم تا کاری را که پدرم شروع کرده به پایان برسانم.
#غزاله_شارمهد
👍3❤1
هشدار همسر محمد نوریزاد: خطر نابینایی این زندانی سیاسی به دلیل ممانعت از درمان
فاطمه ملکی، همسر محمد نوریزاد، زندانی سیاسی، با انتشار پستی در اینستاگرام از وضعیت وخیم سلامتی این زندانی ۷۳ ساله خبر داد.
به گفته وی، نوریزاد که پس از ضربه فلاسک به سرش در زندان با تاری دید مواجه شده، نیازمند درمان فوری آب مروارید است.
با وجود تشخیص پزشک بهداری زندان، رئیس زندان از اعزام او به بیمارستان جلوگیری میکند.
خانم ملکی هشدار داد که تأخیر در درمان ممکن است به نابینایی نوریزاد منجر شود و از رئیس زندان خواست فوراً اجازه اعزام به بیمارستان و مرخصی استعلاجی برای مراقبتهای پزشکی را صادر کند.
او همچنین به اعتصاب کامل غذا، دارو، تلفن و ملاقات نوریزاد از روز شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ و شرایط سنی و هشت سال زندان غیرعادلانه وی اشاره کرد.
فاطمه ملکی تأکید کرد که هرگونه تعلل در این موضوع غیرقابل قبول است و مسئولیت عواقب ناگوار آن بر عهده مقامات زندان خواهد بود.
فاطمه ملکی، همسر محمد نوریزاد، زندانی سیاسی، با انتشار پستی در اینستاگرام از وضعیت وخیم سلامتی این زندانی ۷۳ ساله خبر داد.
به گفته وی، نوریزاد که پس از ضربه فلاسک به سرش در زندان با تاری دید مواجه شده، نیازمند درمان فوری آب مروارید است.
با وجود تشخیص پزشک بهداری زندان، رئیس زندان از اعزام او به بیمارستان جلوگیری میکند.
خانم ملکی هشدار داد که تأخیر در درمان ممکن است به نابینایی نوریزاد منجر شود و از رئیس زندان خواست فوراً اجازه اعزام به بیمارستان و مرخصی استعلاجی برای مراقبتهای پزشکی را صادر کند.
او همچنین به اعتصاب کامل غذا، دارو، تلفن و ملاقات نوریزاد از روز شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ و شرایط سنی و هشت سال زندان غیرعادلانه وی اشاره کرد.
فاطمه ملکی تأکید کرد که هرگونه تعلل در این موضوع غیرقابل قبول است و مسئولیت عواقب ناگوار آن بر عهده مقامات زندان خواهد بود.
😢2❤1🔥1💩1
فوری زندانی سیاسی حمید حسین نژاد حیدرانلو توسط قضاییه جلادان اعدام شد
حمید حسین نژاد حیدرانلو متاهل دارای سه فرزند شغل کولبری ساکن ماکو که به مدت ۱۱ ماه در سلول های انفرادی بازداشت بوده و اصلا سواد خواندن نوشتن هم ندارد تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفته و با اعترافات اجباری به اعدام محکوم شده بود
حمید حسین نژاد حیدرانلو متاهل دارای سه فرزند شغل کولبری ساکن ماکو که به مدت ۱۱ ماه در سلول های انفرادی بازداشت بوده و اصلا سواد خواندن نوشتن هم ندارد تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفته و با اعترافات اجباری به اعدام محکوم شده بود
😭2😡2❤1🔥1💔1
محکومیت یاشار تبریزی، فعال مدنی، به ۵ سال و ۸ ماه حبس
#یاشار_تبریزی ، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق:
#یاشار_تبریزی ، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق:
مردم شریف ایران:
باید خدمت شما اعلام کنیم که شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز، با پرونده سازی سازمان اطلاعات سپاه تبریز با صدور حکمی ناعادلانه، یاشار تبریزی را مجموعاً به ۵ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. این حکم هنوز قطعی نیست و قابل اعتراض میباشد.
۱. اقدام تبلیغی و رسانهای بهنفع رژیم صهیونیستی: ۳ سال و ۷ ماه
۲. توهین به مقام رهبری: ۱ سال و ۵ ماه
۳. تبلیغ علیه نظام: ۸ ماه
در خصوص اتهام "برهم زدن امنیت ملی" بهدلیل فقدان ادله کافی، حکم برائت صادر شده است.
پرونده اتهام "توهین به مقدسات" نیز به دلیل عدم صلاحیت دادگاه انقلاب، به دادگاه کیفری دو ارجاع شده است.
این احکام ظالمانه، نه بر مبنای عدالت، بلکه با هدف سرکوب اندیشه و خاموشسازی صدای آزادیخواهان و دلسوزان ایران صادر شدهاند.
ما این پروندهسازی و احکام دستوری را محکوم کرده و چون همه فرزندان آزاده ایران، در کنار یاشار تبریزی ایستادهایم.
هر که قلمی دارد مرقوم کند که اعتراض به ظلم جرم نیست. اندیشیدن جرم نیست. نوشتن جرم نیست.
😢2🤝1
پزشک یا جلاد؟
هادی رستمی ۳۸ ساله، همراه دو همپروندهای خود به نامهای مهدی شاهیوند ۲۹ و مهدی شرفیان ۴۲ ساله، به اتهام سرقت به قطع چهار انگشت دست راست محکوم شدهاند. این حکم به ایشان در زندان ارومیه ابلاغ شده و با توجه به سابقه بیدادگاه قضایی جمهوری اسلامی بعید نیست که به زودی اجرا شود. اجرای این احکام قرون وسطایی، بدون مشارکت یک یا چند پزشک ممکن نیست. اما کسانی که به اسم پزشک در چنین فرایندی به اجرای این حکم غیرانسانی کمک میکنند سزاوار به دوش کشیدن لقب «پزشکی» نیستند.
پزشک واقعی «حمید قرهحسنلو» است که حتی مخالفتش با جمهوری اسلامی مانع تلاشش برای کمک به یک نیروی سرکوبگر زخمی نشد؛ و حالا به خاطر همان کمک در زندان است! پزشک واقعی آیدا رستمی بود که در اعتراضات زن زندگی آزادی کنار مردم در خیابان بود و جانش را در راه آزادی از دست داد. پزشک واقعی آیلار حقی و مسعود احمدزاده، دکتر نادر حسینپوری و پریسا بهمنی بودند. کسی که با جمهوری اسلامی برای اجرای احکام غیرانسانی همدست است، نه پزشک بلکه جلاد است.
انجمن جهانی پزشکی، نسبت به اجرای حکم این سه شهروند بینوا هشدار داده است.
هادی رستمی ۳۸ ساله، همراه دو همپروندهای خود به نامهای مهدی شاهیوند ۲۹ و مهدی شرفیان ۴۲ ساله، به اتهام سرقت به قطع چهار انگشت دست راست محکوم شدهاند. این حکم به ایشان در زندان ارومیه ابلاغ شده و با توجه به سابقه بیدادگاه قضایی جمهوری اسلامی بعید نیست که به زودی اجرا شود. اجرای این احکام قرون وسطایی، بدون مشارکت یک یا چند پزشک ممکن نیست. اما کسانی که به اسم پزشک در چنین فرایندی به اجرای این حکم غیرانسانی کمک میکنند سزاوار به دوش کشیدن لقب «پزشکی» نیستند.
پزشک واقعی «حمید قرهحسنلو» است که حتی مخالفتش با جمهوری اسلامی مانع تلاشش برای کمک به یک نیروی سرکوبگر زخمی نشد؛ و حالا به خاطر همان کمک در زندان است! پزشک واقعی آیدا رستمی بود که در اعتراضات زن زندگی آزادی کنار مردم در خیابان بود و جانش را در راه آزادی از دست داد. پزشک واقعی آیلار حقی و مسعود احمدزاده، دکتر نادر حسینپوری و پریسا بهمنی بودند. کسی که با جمهوری اسلامی برای اجرای احکام غیرانسانی همدست است، نه پزشک بلکه جلاد است.
انجمن جهانی پزشکی، نسبت به اجرای حکم این سه شهروند بینوا هشدار داده است.
👍3🔥2😭2❤1
حکومت اعدامی و مستبد ایران، هر زمان که با بنبست مواجه میشود، سرکوب علیه مردم را تشدید میکند. نوک تیز این سرکوبها معمولاً متوجه زندانیان دستبسته و بیپناهی است که با احکام ضدانسانی اعدام، جانشان را میگیرد.
اعدام جنایتکارانهی حمید حسیننژاد حیدرانلو، زندانی سیاسی ۴۰ ساله و پدر سه فرزند که در فروردین ۱۴۰۲ بازداشت و بهشدت شکنجه شده بود، یکی از اقدامات ضدانسانی رژیم علیه مردم ایران به شمار میآید. او تحت شکنجههای شدید، ناچار به اعتراف علیه خود و امضای برگههایی شد که بازجویان از پیش آماده کرده بودند.
از ابتدای سال جاری، دستکم ۸۸ نفر - از جمله ۵ زن، ۷ زندانی سیاسی و ۲ کودکمجرم - اعدام شدهاند. این آمار در مقایسه با سال گذشته چند برابر افزایش یافته که میتوان آن را نشانهای از وضعیت انفجاری جامعه دانست.
در روزهای اخیر نیز، پژمان سلطانی، زندانی سیاسی اهل بوکان که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده بود، به اعدام محکوم شد.
این حجم از کشتار زندانیان و اجرای احکام اعدام در ایران، گویای وحشت عمیق حکومت از خیزشها و اعتراضات اجتماعی است. این یک هشدار جدی به جامعهی بینالمللی و نهادهای حقوق بشری است تا در برابر حکومت جانیان ایران سکوت نکنند و با اقدامات عملی و مؤثر، با این اعدامهای غیرانسانی مقابله کنند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به آگاهی عموم مردم میرساند که از این هفته، جمعی از زندانیان زندان بهبهان نیز در اعتراض به احکام اعدام، به این کارزار پیوستهاند و هر سهشنبه، همراه با دیگر زندانیان، دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
هفته ۶۵
سهشنبه ۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#سهشنبههای_سیاه
#زندان_قزلحصار
اعدام جنایتکارانهی حمید حسیننژاد حیدرانلو، زندانی سیاسی ۴۰ ساله و پدر سه فرزند که در فروردین ۱۴۰۲ بازداشت و بهشدت شکنجه شده بود، یکی از اقدامات ضدانسانی رژیم علیه مردم ایران به شمار میآید. او تحت شکنجههای شدید، ناچار به اعتراف علیه خود و امضای برگههایی شد که بازجویان از پیش آماده کرده بودند.
از ابتدای سال جاری، دستکم ۸۸ نفر - از جمله ۵ زن، ۷ زندانی سیاسی و ۲ کودکمجرم - اعدام شدهاند. این آمار در مقایسه با سال گذشته چند برابر افزایش یافته که میتوان آن را نشانهای از وضعیت انفجاری جامعه دانست.
در روزهای اخیر نیز، پژمان سلطانی، زندانی سیاسی اهل بوکان که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شده بود، به اعدام محکوم شد.
این حجم از کشتار زندانیان و اجرای احکام اعدام در ایران، گویای وحشت عمیق حکومت از خیزشها و اعتراضات اجتماعی است. این یک هشدار جدی به جامعهی بینالمللی و نهادهای حقوق بشری است تا در برابر حکومت جانیان ایران سکوت نکنند و با اقدامات عملی و مؤثر، با این اعدامهای غیرانسانی مقابله کنند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به آگاهی عموم مردم میرساند که از این هفته، جمعی از زندانیان زندان بهبهان نیز در اعتراض به احکام اعدام، به این کارزار پیوستهاند و هر سهشنبه، همراه با دیگر زندانیان، دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
هفته ۶۵
سهشنبه ۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#سهشنبههای_سیاه
#زندان_قزلحصار
🤝2
متن کامل نامه مریم یحیوی به شرح زیر است:
«برای وریشه مرادی:
وریشه گیان،
جوانا عزیزم
چند شب پیش دوباره خوابت را دیدم، همان خوابی که قبلاً در زندان برایت تعریف کرده بودم. ما هر دو بال داشتیم و با هم در کوهستانهای زاگرس پر میزدیم. تو با همان شور همیشگیات از خاطراتت برایم میگفتی، با هم میخندیدیم، در کوه فریاد میزدیم و از پژواک صدایمان میخندیدیم. ما پر میکشیدیم، راه میرفتیم و میدویدیم. سپس گفتی که میخواهی مرا به جایی ببری و پر کشیدیم به سوی روژاوا. هر گوشه از آنجا را به من نشان دادی: همان موزهای که همیشه از آن صحبت میکردی و همان مکانهایی که در برابر داعش ایستاده بودی.
زنان، مردان و کودکان زیادی تو را میشناختند و برایت کل میکشیدند. با زبان مادری با آنها صحبت میکردی. تو بر بالای یک کوه بلند ایستاده بودی، موهای زیبایت به خاطر باد پریشان شده بود و تو با خندهای کودکانه، دستانت را به دو طرف باز کرده بودی.
وقتی از خواب بیدار شدم، یادم به روز اولی افتاد که وارد بند زنان شدم. تو در اتاق ۲، بالای تختت، کنار پنجره نشسته بودی و لبخند میزدی. چند روز که گذشت، بعد از کنفرانسی که درباره محیط زیست داشتی، پیش تو آمدم و از تو تشکر کردم. کم کم بیشتر با هم حرف زدیم، نقاط مشترک زیادی پیدا کردیم. من از حال و هوای خودم در ایران و دوران جنگ کوبانی با داعش گفتم و تو از حملات داعش و دفاع از مردم تحت ظلم و تجاوز. درباره مشکلات زنان در جامعه و کردستان صحبت کردیم، از دوران بازجویی و دردهایی که کشیده بودیم. همینطور بود که کم کم نزدیکتر شدیم و رفیق شدیم.
وقتی حکم شریفه و پخشآن آمد، تو محکم و قوی ایستادی. ما همه با هم ایستادیم و در برابر تمام سرکوبها زندگی کردیم. اکنون هم این راه و مبارزه ادامه دارد. رژیم از قدرت ما میترسد. از این میترسد که ما ایستاده و متحد بمانیم. به همین دلیل است که حکم اعدام صادر میکند. این را خوب میدانی. آنها میخواهند مردم بترسند و منزوی شوند، میخواهند حق اعتراض به بیعدالتی و ظلم را از ما بگیرند، ولی ما نمیگذاریم.
ما همه کنار هم ایستادهایم تا حکم اعدام لغو شود. این مبارزه ادامه خواهد داشت و ما دوباره در کنار هم میایستیم، یکدیگر را در آغوش میگیریم، میخندیم و سرود آزادی را با صدای بلند میخوانیم.
مریم یحیوی- همبندی سابق»
#وریشە_مرادی
«برای وریشه مرادی:
وریشه گیان،
جوانا عزیزم
چند شب پیش دوباره خوابت را دیدم، همان خوابی که قبلاً در زندان برایت تعریف کرده بودم. ما هر دو بال داشتیم و با هم در کوهستانهای زاگرس پر میزدیم. تو با همان شور همیشگیات از خاطراتت برایم میگفتی، با هم میخندیدیم، در کوه فریاد میزدیم و از پژواک صدایمان میخندیدیم. ما پر میکشیدیم، راه میرفتیم و میدویدیم. سپس گفتی که میخواهی مرا به جایی ببری و پر کشیدیم به سوی روژاوا. هر گوشه از آنجا را به من نشان دادی: همان موزهای که همیشه از آن صحبت میکردی و همان مکانهایی که در برابر داعش ایستاده بودی.
زنان، مردان و کودکان زیادی تو را میشناختند و برایت کل میکشیدند. با زبان مادری با آنها صحبت میکردی. تو بر بالای یک کوه بلند ایستاده بودی، موهای زیبایت به خاطر باد پریشان شده بود و تو با خندهای کودکانه، دستانت را به دو طرف باز کرده بودی.
وقتی از خواب بیدار شدم، یادم به روز اولی افتاد که وارد بند زنان شدم. تو در اتاق ۲، بالای تختت، کنار پنجره نشسته بودی و لبخند میزدی. چند روز که گذشت، بعد از کنفرانسی که درباره محیط زیست داشتی، پیش تو آمدم و از تو تشکر کردم. کم کم بیشتر با هم حرف زدیم، نقاط مشترک زیادی پیدا کردیم. من از حال و هوای خودم در ایران و دوران جنگ کوبانی با داعش گفتم و تو از حملات داعش و دفاع از مردم تحت ظلم و تجاوز. درباره مشکلات زنان در جامعه و کردستان صحبت کردیم، از دوران بازجویی و دردهایی که کشیده بودیم. همینطور بود که کم کم نزدیکتر شدیم و رفیق شدیم.
وقتی حکم شریفه و پخشآن آمد، تو محکم و قوی ایستادی. ما همه با هم ایستادیم و در برابر تمام سرکوبها زندگی کردیم. اکنون هم این راه و مبارزه ادامه دارد. رژیم از قدرت ما میترسد. از این میترسد که ما ایستاده و متحد بمانیم. به همین دلیل است که حکم اعدام صادر میکند. این را خوب میدانی. آنها میخواهند مردم بترسند و منزوی شوند، میخواهند حق اعتراض به بیعدالتی و ظلم را از ما بگیرند، ولی ما نمیگذاریم.
ما همه کنار هم ایستادهایم تا حکم اعدام لغو شود. این مبارزه ادامه خواهد داشت و ما دوباره در کنار هم میایستیم، یکدیگر را در آغوش میگیریم، میخندیم و سرود آزادی را با صدای بلند میخوانیم.
مریم یحیوی- همبندی سابق»
#وریشە_مرادی
🖕1🤝1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام زرتشت احمدیراغب از زندان قزلحصار کرج:
حکومت ملایان و ناقص فاحش حقوق بشر ،نماینده گان راستین این سرزمین و مردمی نیستند
ما در این سرزمین حق زندگی و آزادی میخواهیم،عدالت میخواهیم نه ستم و بی عدالتی.
تو که از محنت دیگران بی غمی،
نشاید که نامت نهند آدمی،
ما به زبان شیرین فارسی میگوییم نه به جمهوری اسلامی، نه به ولایت فقیه، نه به دیکتاتور،نه به اعدام،نه به خشونت، نه به سرکوب،خفقان و نه به گروگانگیری آزادی خواهان.
حکومت ملایان که به نام جمهوری اسلامی مشهور است و ناقص فاحش حقوق بشر با جنایت های که انجام داده،نماینده گان راستین این سرزمین و مردمی نیستند که چهل و هفت سال پیش از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و پس از دهه ها ویرانی اکنون در میز مذاکره نشسته اند.
حکومت ملایان و ناقص فاحش حقوق بشر ،نماینده گان راستین این سرزمین و مردمی نیستند
ما در این سرزمین حق زندگی و آزادی میخواهیم،عدالت میخواهیم نه ستم و بی عدالتی.
تو که از محنت دیگران بی غمی،
نشاید که نامت نهند آدمی،
ما به زبان شیرین فارسی میگوییم نه به جمهوری اسلامی، نه به ولایت فقیه، نه به دیکتاتور،نه به اعدام،نه به خشونت، نه به سرکوب،خفقان و نه به گروگانگیری آزادی خواهان.
حکومت ملایان که به نام جمهوری اسلامی مشهور است و ناقص فاحش حقوق بشر با جنایت های که انجام داده،نماینده گان راستین این سرزمین و مردمی نیستند که چهل و هفت سال پیش از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و پس از دهه ها ویرانی اکنون در میز مذاکره نشسته اند.
❤3
فشار نهادهای اطلاعاتی بر حامیان کمپین دیه پژمان سلطانی
پس از جمعآوری مبلغ دیه برای پرونده پژمان سلطانی، از بازداشتشدگان جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، نهادهای اطلاعاتی با سناریوسازی، خانواده، دوستان و فعالان این کمپین را تحت فشار قرار داده و خانواده سلطانی را به «سرقت» وجوه جمعآوریشده متهم کردهاند.
افرادی که در روزهای اخیر محتوای مرتبط با این کمپین را بازنشر کردهاند، از سوی نهادهای اطلاعاتی احضار و بازجویی شدهاند.
همچنین، رنج پشدری، فعال مدنی اهل اقلیم کُردستان عراق که در تبلیغات این کمپین نقش داشت، تحت فشار مجبور به ضبط ویدیویی شده و ادعاهای تحمیلشدهای مبنی بر سوءاستفاده خانواده سلطانی از او مطرح کرده است.
سخنان اجباری پشدری پر از تناقض است؛ از جمله ادعای برداشت سه میلیارد تومان توسط خانواده سلطانی در یک روز، در حالی که محدودیتهای بانکی در ایران چنین برداشتی را غیرممکن میکند.
این اقدامات با هدف سرکوب فعالان مدنی و خانواده زندانیان سیاسی انجام میشود و با وجود تأمین کامل مبلغ دیه (۵ میلیارد تومان)، نهادهای اطلاعاتی با سناریوسازی در تلاشاند تا پژمان سلطانی را در معرض مجازات اعدام قرار دهند.
پس از جمعآوری مبلغ دیه برای پرونده پژمان سلطانی، از بازداشتشدگان جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی»، نهادهای اطلاعاتی با سناریوسازی، خانواده، دوستان و فعالان این کمپین را تحت فشار قرار داده و خانواده سلطانی را به «سرقت» وجوه جمعآوریشده متهم کردهاند.
افرادی که در روزهای اخیر محتوای مرتبط با این کمپین را بازنشر کردهاند، از سوی نهادهای اطلاعاتی احضار و بازجویی شدهاند.
همچنین، رنج پشدری، فعال مدنی اهل اقلیم کُردستان عراق که در تبلیغات این کمپین نقش داشت، تحت فشار مجبور به ضبط ویدیویی شده و ادعاهای تحمیلشدهای مبنی بر سوءاستفاده خانواده سلطانی از او مطرح کرده است.
سخنان اجباری پشدری پر از تناقض است؛ از جمله ادعای برداشت سه میلیارد تومان توسط خانواده سلطانی در یک روز، در حالی که محدودیتهای بانکی در ایران چنین برداشتی را غیرممکن میکند.
این اقدامات با هدف سرکوب فعالان مدنی و خانواده زندانیان سیاسی انجام میشود و با وجود تأمین کامل مبلغ دیه (۵ میلیارد تومان)، نهادهای اطلاعاتی با سناریوسازی در تلاشاند تا پژمان سلطانی را در معرض مجازات اعدام قرار دهند.
👍1🔥1
🔴 تداوم ممانعت از ورود خانوادههای اعدامشدگان دهه ۶۰ به گلزار خاوران
امروز جمعه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۴، خانوادههای زندانیان سیاسی اعدامشده در دهه ۶۰ برای گرامیداشت یاد عزیزانشان به گلزار خاوران مراجعه کردند، اما بار دیگر با درهای بسته و حضور مزدوران خامنهای خائن مواجه شدند.
گزارشها حاکی از آن است که مزدوران همانند یک سال گذشته، از ورود این خانوادهها به محل مزار عزیزانشان جلوگیری کردند.
امروز جمعه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۴، خانوادههای زندانیان سیاسی اعدامشده در دهه ۶۰ برای گرامیداشت یاد عزیزانشان به گلزار خاوران مراجعه کردند، اما بار دیگر با درهای بسته و حضور مزدوران خامنهای خائن مواجه شدند.
گزارشها حاکی از آن است که مزدوران همانند یک سال گذشته، از ورود این خانوادهها به محل مزار عزیزانشان جلوگیری کردند.
🔥2
🔴 سازمان اطلاعات و امنیت عمومی هلند روز پنجشنبه جمهوری اسلامی ایران را به تلاش برای انجام «ترور» یک شهروند ایرانی مقیم هلند متهم کرد.
بر پایه گزارش این نهاد اطلاعاتی، در ژوئن سال گذشته، یک مرد ایرانی ساکن شهر هارلم در شمال هلند شاهد آن بود که دو مرد نیمهشب از بالکن خانهاش بالا آمدند. پلیس با مداخله در این حادثه، این دو مظنون را بازداشت کرد.
به گفته سازمان اطلاعات عمومی هلند، این دو نفر با فرد سومی در تماس بودهاند که از طریق تماس تلفنی به آنها دستور میداده است.
در گزارش سالانه این سازمان آمده است: «بر پایه اطلاعات موجود، بهاحتمال زیاد، جمهوری اسلامی ایران پشت تلاشهای ترور قرار دارد.» این حادثه «نمونهای از تهدیدی است که رژیمهای خارجی میتوانند در هلند ایجاد کنند.»
بهدنبال این گزارش، کاسپر فلدکامپ، وزیر امور خارجه هلند، سفیر جمهوری اسلامی ایران را احضار کرد تا توضیحاتی در این زمینه ارائه کند. این خبر را سخنگوی وزارت خارجه به شبکه سراسری خبری اناواس (NOS) هلند اعلام کرد.
بر پایه گزارش این نهاد اطلاعاتی، در ژوئن سال گذشته، یک مرد ایرانی ساکن شهر هارلم در شمال هلند شاهد آن بود که دو مرد نیمهشب از بالکن خانهاش بالا آمدند. پلیس با مداخله در این حادثه، این دو مظنون را بازداشت کرد.
به گفته سازمان اطلاعات عمومی هلند، این دو نفر با فرد سومی در تماس بودهاند که از طریق تماس تلفنی به آنها دستور میداده است.
در گزارش سالانه این سازمان آمده است: «بر پایه اطلاعات موجود، بهاحتمال زیاد، جمهوری اسلامی ایران پشت تلاشهای ترور قرار دارد.» این حادثه «نمونهای از تهدیدی است که رژیمهای خارجی میتوانند در هلند ایجاد کنند.»
بهدنبال این گزارش، کاسپر فلدکامپ، وزیر امور خارجه هلند، سفیر جمهوری اسلامی ایران را احضار کرد تا توضیحاتی در این زمینه ارائه کند. این خبر را سخنگوی وزارت خارجه به شبکه سراسری خبری اناواس (NOS) هلند اعلام کرد.
🔥1
🔴 روایت هولناک رزگار بیگزاده بابامیری از ۱۳۰ روز اسارت و شکنجه
در تلاشم با نگارش این متن که داستان ۱۳۰ روز بازداشت و وضعیت من [را] در تمام این مدت بازگو میکند، صدای خودم را به دنیای متمدن برسانم. در شرایطی که تحت نظارت مداوم مخبرین و سیستمهای نظارتی زندان به سر میبرم و طبیعتا تنش و فشار مضاعف و مستمری را تجربه میکنم، تمرکز یافتن در نگارش کار چندان سادهای نیست.
در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ طی یک تماس تلفنی از سوی فردی به نام سعیدی که خود را مأمور اداره اطلاعات بوکان معرفی نمود، در ساعت ۵ عصر به مکانی در حوالی تالار روژ در حومه شهر بوکان فراخوانده شدم و پس از مراجعه به محل مورد اشاره توسط سعیدی و فرد دیگری که بعدا فهمیدم بازجوی پرونده ماست و نام سازمانیاش قربانی است، به اداره اطلاعات بوکان منتقل شدم. تا حوالی ساعت ۱۰ شب در یک اتاق بازداشت شدم از ساعت ۱۰ شب تیم بازجویان شامل ۶ نفر که شامل سعیدی و قربانی و رییس اداره اطلاعات بوکان موسوم به نام سازمانی حجتی، و سه مامور ناشناس دیگر به صورت شیفتی مورد وحشیانهترین اشکال شکنجه و ضربوشتم قرار گرفتم.
ضمن ضربوشتم مداوما مورد تهدید به مرگ و توهین و تحقیر قرار میگرفتم و مرتب توسط حجتی و قربانی و سعیدی متذکر میشدم که در مکانی هستم که قبلا دهها نفر از بهقول خودشان «اغتشاشگر[ان]» تحت شکنجه کشته شدهاند؛ قرار دارم و به سرنوشت آنان گرفتار میشوم و عاقبت جنازهام مثل جنازه آنان در دریاچه سد بوکان و کانال فاضلاب و گورهای دستهجمعی پرت خواهد شد.
تمام تلاش خود را معطوف این مسئله نمودند به من بفهمانند به آخر خط رسیدهام و آنهایی که شکنجهام میکنند در مصونیت مطلق قانونی قرار دارند و مرگ من هیچ عواقبی برای شکنجهگرانم نخواهد داشت. صد البته توحش آنان در شکنجه به خوبی نشان میداد واقعا هیچ نگرانی نسبت به مرگ من تحت شکنجه ندارند. در طول سه شب شکنجه در اداره اطلاعات بوکان دهها بار زیر ضربوشتم و شوکهای الکتریکی بیهوش شدم.
رزگار بیگ زاده بابامیری در ادامه این نامه از جزئیات شکنجههایی گفت که در اداره اطلاعات ارومیه بر سرش آورده بودند.
۱- تکنیک القای خفگی: با دست و پا و چشم بسته در حالی که کیسهای بر سر من کشیده میشد، به صورت افقی و به پشت در جایی شبیه حمام یا سرویس دستشویی قرار داده میشدم و جریان آب بر روی سر و صورت من باز میشد که مرگ در هراس از خفگی را به صورت وحشتناک بر من القا میکرد.
۲- تکنیک اعدام صوری (دار زدن): من را با صورت و دست و چشم بسته در نیمههای شب کاملا ناگهانی از سلول انفرادی به یک اتاق نامعلوم منتقل میکردند و وادارم میکردند ساعتها با طنابی دور گردن روی یک چهارپایه بایستم و من را تهدید به اعدام در گمنامی و خفا میکردند و سعی میکردند تا جایی که میشود، مرعوبم کنند.
۳- تکنیک اعدام صوری (تیر باران): با دست و پا و چشمان بسته ضمن تهدید و تحقیر و استهزاء مدام، با چکاندن ماشه سلاحهایشان به من میگفتند: اسمت را هیچ کجا به عنوان زندانی ثبت نکردهایم که وقتی حین بازجویی کشته شدی بهراحتی جنازهات را مثل جنازه اغتشاشگران (معترضین) در کانال فاضلاب و در دریاچه و گورهای دستهجمعی ناشناس مخفی کنیم.
۴- تکنیک شوک الکتریکی: با چشم بسته و دستهای بسته به صندلی طنابپیچ میشدم و توسط مامورین اداره اطلاعات، ضمن توهین و تحقیر و ورود به حریم شخصی و خانوادگی با وارد کردن شوک الکتریکی به نرمه گوش، بیضهها، نوک سینهها، ستون فقرات، پهلو و زیربغلها و رانها و گیجگاهم درد وحشتناکی را به من وارد مینمودند تا آنچه را میخواستند بنویسم یا جلو دوربین تکرار کنم.
۵- تکنیک اعمال بیخوابی مستمر: مامورین اداره اطلاعات چندین شبانهروز پیدرپی، با سرکشی مداوم و ایجاد سروصدا و ناسزا و ورود به سلول و ضربوشتم و هر وسیلهی دیگری که بتواند مانع خواب من شود، تلاش میکردند مانع تمرکز و آرامشم شوند تا مقاومتم بشکند و طبق سناریوهای بازجویان بنویسم و جلو دوربین دیکتههای آنان را تکرار کنم. این در حالی است که تنها جرم من کمک به همنوع است.
خواندن این نامه از این جهت لازم است که بدانیم زندانیان گمنام به خصوص در مناطق مرزی، به چه شکل و با چه روشهایی مجبور به اعتراف علیه خود میشوند.
صدای زندانیان سیاسی باشیم.
#زن_زندگی_آزادی
#رزگار_بابامیری
در تلاشم با نگارش این متن که داستان ۱۳۰ روز بازداشت و وضعیت من [را] در تمام این مدت بازگو میکند، صدای خودم را به دنیای متمدن برسانم. در شرایطی که تحت نظارت مداوم مخبرین و سیستمهای نظارتی زندان به سر میبرم و طبیعتا تنش و فشار مضاعف و مستمری را تجربه میکنم، تمرکز یافتن در نگارش کار چندان سادهای نیست.
در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ طی یک تماس تلفنی از سوی فردی به نام سعیدی که خود را مأمور اداره اطلاعات بوکان معرفی نمود، در ساعت ۵ عصر به مکانی در حوالی تالار روژ در حومه شهر بوکان فراخوانده شدم و پس از مراجعه به محل مورد اشاره توسط سعیدی و فرد دیگری که بعدا فهمیدم بازجوی پرونده ماست و نام سازمانیاش قربانی است، به اداره اطلاعات بوکان منتقل شدم. تا حوالی ساعت ۱۰ شب در یک اتاق بازداشت شدم از ساعت ۱۰ شب تیم بازجویان شامل ۶ نفر که شامل سعیدی و قربانی و رییس اداره اطلاعات بوکان موسوم به نام سازمانی حجتی، و سه مامور ناشناس دیگر به صورت شیفتی مورد وحشیانهترین اشکال شکنجه و ضربوشتم قرار گرفتم.
ضمن ضربوشتم مداوما مورد تهدید به مرگ و توهین و تحقیر قرار میگرفتم و مرتب توسط حجتی و قربانی و سعیدی متذکر میشدم که در مکانی هستم که قبلا دهها نفر از بهقول خودشان «اغتشاشگر[ان]» تحت شکنجه کشته شدهاند؛ قرار دارم و به سرنوشت آنان گرفتار میشوم و عاقبت جنازهام مثل جنازه آنان در دریاچه سد بوکان و کانال فاضلاب و گورهای دستهجمعی پرت خواهد شد.
تمام تلاش خود را معطوف این مسئله نمودند به من بفهمانند به آخر خط رسیدهام و آنهایی که شکنجهام میکنند در مصونیت مطلق قانونی قرار دارند و مرگ من هیچ عواقبی برای شکنجهگرانم نخواهد داشت. صد البته توحش آنان در شکنجه به خوبی نشان میداد واقعا هیچ نگرانی نسبت به مرگ من تحت شکنجه ندارند. در طول سه شب شکنجه در اداره اطلاعات بوکان دهها بار زیر ضربوشتم و شوکهای الکتریکی بیهوش شدم.
رزگار بیگ زاده بابامیری در ادامه این نامه از جزئیات شکنجههایی گفت که در اداره اطلاعات ارومیه بر سرش آورده بودند.
۱- تکنیک القای خفگی: با دست و پا و چشم بسته در حالی که کیسهای بر سر من کشیده میشد، به صورت افقی و به پشت در جایی شبیه حمام یا سرویس دستشویی قرار داده میشدم و جریان آب بر روی سر و صورت من باز میشد که مرگ در هراس از خفگی را به صورت وحشتناک بر من القا میکرد.
۲- تکنیک اعدام صوری (دار زدن): من را با صورت و دست و چشم بسته در نیمههای شب کاملا ناگهانی از سلول انفرادی به یک اتاق نامعلوم منتقل میکردند و وادارم میکردند ساعتها با طنابی دور گردن روی یک چهارپایه بایستم و من را تهدید به اعدام در گمنامی و خفا میکردند و سعی میکردند تا جایی که میشود، مرعوبم کنند.
۳- تکنیک اعدام صوری (تیر باران): با دست و پا و چشمان بسته ضمن تهدید و تحقیر و استهزاء مدام، با چکاندن ماشه سلاحهایشان به من میگفتند: اسمت را هیچ کجا به عنوان زندانی ثبت نکردهایم که وقتی حین بازجویی کشته شدی بهراحتی جنازهات را مثل جنازه اغتشاشگران (معترضین) در کانال فاضلاب و در دریاچه و گورهای دستهجمعی ناشناس مخفی کنیم.
۴- تکنیک شوک الکتریکی: با چشم بسته و دستهای بسته به صندلی طنابپیچ میشدم و توسط مامورین اداره اطلاعات، ضمن توهین و تحقیر و ورود به حریم شخصی و خانوادگی با وارد کردن شوک الکتریکی به نرمه گوش، بیضهها، نوک سینهها، ستون فقرات، پهلو و زیربغلها و رانها و گیجگاهم درد وحشتناکی را به من وارد مینمودند تا آنچه را میخواستند بنویسم یا جلو دوربین تکرار کنم.
۵- تکنیک اعمال بیخوابی مستمر: مامورین اداره اطلاعات چندین شبانهروز پیدرپی، با سرکشی مداوم و ایجاد سروصدا و ناسزا و ورود به سلول و ضربوشتم و هر وسیلهی دیگری که بتواند مانع خواب من شود، تلاش میکردند مانع تمرکز و آرامشم شوند تا مقاومتم بشکند و طبق سناریوهای بازجویان بنویسم و جلو دوربین دیکتههای آنان را تکرار کنم. این در حالی است که تنها جرم من کمک به همنوع است.
خواندن این نامه از این جهت لازم است که بدانیم زندانیان گمنام به خصوص در مناطق مرزی، به چه شکل و با چه روشهایی مجبور به اعتراف علیه خود میشوند.
صدای زندانیان سیاسی باشیم.
#زن_زندگی_آزادی
#رزگار_بابامیری
🔥3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خشونت پلیس ترکیه علیه دانشجویان : بیش از ۴۰ دانشجو به شدت ضرب و شتم شدند
پ.ن : ترکیه به طرزی باورنکردنی به سمت اسلامی شدن اما«جوانان ایستادهاند و برای آینده خود تلاش میکنند!»
🚨۴۰ دانشجو به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند. دانشجویان که روی زمین خوابانده شده و دستهایشان از پشت بسته شده بود، با سر دادن شعار به مقاومت خود ادامه دادند.
⚠️ دانشجویانی که برای مطالبه حق زندگی خود به خیابانها آمده بودند
✊ آزادی برای حیوانات، انسانها و زمین! “GENÇLİK GELECEĞİ İÇİN YÜRÜYOR” DİYEN ÜNİVERSİTELİLERE POLİS ŞİDDETİ!
Bugün Ankara Kızılay Konur Sokak’ta, “Gençlik ayakta, geleceği için yürüyor!” diyerek toplanan üniversite öğrencilerine polis müdahale etti.
🚨 Yaklaşık 40 öğrenci sert şekilde darp edilerek gözaltına alındı. Yere yatırılıp ters kelepçelenen öğrenciler sloganlarla direnişini sürdürdü.
✊ Hayvana, insana, yeryüzüne özgürlük!
#SokaktayımYanındayım #HakHukukAdalet
پ.ن : ترکیه به طرزی باورنکردنی به سمت اسلامی شدن اما«جوانان ایستادهاند و برای آینده خود تلاش میکنند!»
🚨۴۰ دانشجو به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند. دانشجویان که روی زمین خوابانده شده و دستهایشان از پشت بسته شده بود، با سر دادن شعار به مقاومت خود ادامه دادند.
⚠️ دانشجویانی که برای مطالبه حق زندگی خود به خیابانها آمده بودند
✊ آزادی برای حیوانات، انسانها و زمین! “GENÇLİK GELECEĞİ İÇİN YÜRÜYOR” DİYEN ÜNİVERSİTELİLERE POLİS ŞİDDETİ!
Bugün Ankara Kızılay Konur Sokak’ta, “Gençlik ayakta, geleceği için yürüyor!” diyerek toplanan üniversite öğrencilerine polis müdahale etti.
🚨 Yaklaşık 40 öğrenci sert şekilde darp edilerek gözaltına alındı. Yere yatırılıp ters kelepçelenen öğrenciler sloganlarla direnişini sürdürdü.
✊ Hayvana, insana, yeryüzüne özgürlük!
#SokaktayımYanındayım #HakHukukAdalet
🔥2
ضرب و جرح دانشجوهای ایرانی دانشگاه خواجه نصیر توسط «تروریستدانشجو»های حزبالله لبنان
- دانشجویان ضارب «از اعضای گروهکهای تروریستی نیابتی جمهوری اسلامی که با هدف کمک به سرکوب دانشگاهها و در پوشش «تروریستدانشجو» به دانشگاههای برتر ایران تزریق شدهاند» و از اعضای گروه تروریستی «حزبالله لبنان» هستند.
- یک دانشجو پس از ضرب و جرح توسط «دانشجوتروریست»های وابسته به حزبالله لبنان دچار جراحت شدید شد و پس از خودداری اورژانس از انتقال وی به بیمارستان، او حوالی ساعت یک بامداد با اتومبیل شخصی یکی از دانشجویان به بیمارستان منتقل شد.
- دو دانشجوی دیگر نیز مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و تمامی دانشجویان خارجی که در این درگیری شرکت کرده بودند، از صحنه این درگیری وحشیانه فرار کردند!
- دانشجویان ضارب «از اعضای گروهکهای تروریستی نیابتی جمهوری اسلامی که با هدف کمک به سرکوب دانشگاهها و در پوشش «تروریستدانشجو» به دانشگاههای برتر ایران تزریق شدهاند» و از اعضای گروه تروریستی «حزبالله لبنان» هستند.
- یک دانشجو پس از ضرب و جرح توسط «دانشجوتروریست»های وابسته به حزبالله لبنان دچار جراحت شدید شد و پس از خودداری اورژانس از انتقال وی به بیمارستان، او حوالی ساعت یک بامداد با اتومبیل شخصی یکی از دانشجویان به بیمارستان منتقل شد.
- دو دانشجوی دیگر نیز مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و تمامی دانشجویان خارجی که در این درگیری شرکت کرده بودند، از صحنه این درگیری وحشیانه فرار کردند!
🔥2👍1😢1