Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
مصاحبه مازیار گیلانی نژاد مسوول سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران با خبرگزاری ایلنا:
دستورالعمل جدید وزارت کار ضمانت اجرایی ندارد؛
آیا حق بیمه کارگران پیمانکاری «واقعی» میشود؟!
کد خبر : 1664396
در شرایطی که تامین اجتماعی ادعا میکند بحران نقدینگی دارد و منابع برای پرداخت مستمریها نیست، چرا نظارت بر تخلفات بیمهای کارفرمایان پیمانکار را جدی نمیگیرد؟ چرا وظیفه حاکمیتی خود مبنی بر نظارت و بازرسی را به روابط میان یک شرکت و شرکت بالاتر حواله میدهد و از خود رفع تکلیف میکند؟!
به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران پیمانکاری به خصوص در صنایع پالایشگاهی و نفت و گاز، در یک نظام کاسِتی و سطح بندی شدهی طبقاتی، از حقوق قانونی اولیه محروماند؛ دستمزدهای کارگران شرکتهای دست چندمِ پیمانکاری برای مثال در عسلویه و پارس جنوبی، یکدوم یا حتی یکسوم کارگران قرارداد مستقیم و رسمیست؛ مزایای مزدیشان چیزی در حد هیچ است؛ کمپهای استراحت و سرویسهای رفت و آمد، بدون امکانات و مستهلک است و از وام و تسهیلات بانکی چندان خبری نیست.
شرایط بیمه کارگران پیمانکاری
اما یکی از اصلیترین مشکلات این کارگران، بحث پرداخت حق بیمه از سوی پیمانکاران است؛ حق بیمه کارگران پیمانکاری در دورههای طولانی فترت و روی کار آمدن پیمانکارانِ جدید معمولاً پرداخت نمیشود و زمانی هم که پرداخت می شود، «واقعی» و متناسب با مزد و حقوق دریافتی نیست؛ حقوق کارگر ۳۰ میلیون تومان است، لیست بیمه با حقوق ۱۴ میلیون تومان به حساب تامین اجتماعی واریز میشود!
و به این ترتیب است که با خیل گستردهای از کارگران شرکتی یا پیمانکاریِ نفت و گاز روبروییم که علیرغم سالهای طولانی کار سخت در گرمای ذوبکنندهی جنوب، نمیتوانند بازنشست شوند یا با حقوق کم بازنشست میشوند.
«احمدزاده» یکی از این کارگران است که بعد از ۳۳ سال کار در پروژههای مختلف جوشکاری در صنایع نفتی، فقط ۲۱ سال سابقه بیمه دارد، آنهم بدون سختی کار و با دستمزد حداقلی. او میگوید: باید ۹ سال دیگر کار کنم که بتوانم بازنشست شوم آنهم با حقوق یک کارگر ساده؛ در تمام این سالها پیمانکاران حقوق من را در لیستهای بیمه، حقوق یک کارگر ساده در نظر گرفتند....
او تصریح میکند که «بازنشستگی دیرهنگام با مستمریِ بسیار پایین، سرنوشت جمعی اکثریت کارگران پیمانکاری به خصوص در صنایع نفت و گاز است..... امیدی نداریم که در روزگار پیری آب خوش از گلویمان پایین برود».
ماجرای یک اطلاعیه
کارگران پیمانکاری و نمایندگان آنها سالها برای به ثمر رسیدن مطالبهی «حق بیمه واقعی» تلاش کردهاند؛ نامهها و طومارهای بسیاری با همین عنوان در دبیرخانه وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی ثبت شده است؛ نامههایی که درخواست کردهاند بازرسان کار و تامین اجتماعی به مناطق پیمانکاری سر بزنند و به تخلفات بیمهای پیمانکاران رسیدگی کنند.
حالا بعد از مدتها مطالبهگری و اعتراض، نتیجه فقط یک اطلاعیهی رسمی است که اخیراً توسط سازمان تامین اجتماعی صادر شده است؛ اطلاعیهای تحت عنوانِ « نظارت بر مزد واقعی و حقوق کارکنان شاغل بخش پیمانکاری» که تاکید دارد کارفرمای مادر یعنی آن نهادی که کار را به پیمانکار سپرده، بایستی سالی دو بار مزد و حقوق کارگران و لیستهای بیمهی ارسالی را مطالبه کند و آنها را مطابقت دهد.
در این اطلاعیه آمده است: «در قراردادهای پیمانکاری با ماهیت خدماتی، تأمین نیروی انسانی از جمله "پیمانهای تأمین نیرو جهت امور ایاب و ذهاب"، جهت احراز صورت مزد و حقوق ارسالی شاغلان پیمان و بررسی دستمزد واقعی آنان، باید حداقل دو مرحله در سال دوره اجرای عملیات پیمان، ضمن بر استعلام افراد شاغل از واگذارنده کار، اسناد مالی پرداخت حقوق و مزایای این نفرات بهعلاوه مستندات واریز مالیات تکلیفی مربوطه، اخذ شود. طبق دستور اداری اشاره شده؛ درصورت هرگونه مغایرت موضوعات مذکور، اقدام مقتضی جهت رسیدگی به سوابق بیمهای غیرواقع یا مطالبه حق بیمه بابت اظهار دستمزد واقعی اجرا شود».
دو بار نظارت در سالِ اجرای پیمان از سوی نهادی که خود کار را به پیمانکار واگذار کرده و معمولاً پیمانکاران از کارمندان و مدیران همان نهاد هستند و در موارد بسیاری رابطه به جای ضابطه، عامل برنده شدن در مناقصه بوده است، چه فایدهای میتواند داشته باشد؟ آیا این اطلاعیه ضمانت اجرایی دارد؟ آیا حق بیمهی کارگران پیمانکاری «واقعی» و متناسب با دستمزدشان میشود؟
حق بیمه واقعی میشود؟
«مازیار گیلانینژاد» فعال کارگری در این رابطه به ایلنا میگوید: کارگران از سال ۱۴۰۰ به صورت مکتوب اعلام کردهاند که در پروژههای نفت و گاز، حق بیمه غیرواقعیست، رسیدگی کنید. این تخلف، هم خلاف منافع بازنشستگی کارگران است و هم به ضرر تامین اجتماعیست؛ منابع ریالی تامین اجتماعی با تخلفات بیمهای کارفرمایان کاهش مییابد.
بقیه مصاحبه در متن زیر بخوانید
دستورالعمل جدید وزارت کار ضمانت اجرایی ندارد؛
آیا حق بیمه کارگران پیمانکاری «واقعی» میشود؟!
کد خبر : 1664396
در شرایطی که تامین اجتماعی ادعا میکند بحران نقدینگی دارد و منابع برای پرداخت مستمریها نیست، چرا نظارت بر تخلفات بیمهای کارفرمایان پیمانکار را جدی نمیگیرد؟ چرا وظیفه حاکمیتی خود مبنی بر نظارت و بازرسی را به روابط میان یک شرکت و شرکت بالاتر حواله میدهد و از خود رفع تکلیف میکند؟!
به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران پیمانکاری به خصوص در صنایع پالایشگاهی و نفت و گاز، در یک نظام کاسِتی و سطح بندی شدهی طبقاتی، از حقوق قانونی اولیه محروماند؛ دستمزدهای کارگران شرکتهای دست چندمِ پیمانکاری برای مثال در عسلویه و پارس جنوبی، یکدوم یا حتی یکسوم کارگران قرارداد مستقیم و رسمیست؛ مزایای مزدیشان چیزی در حد هیچ است؛ کمپهای استراحت و سرویسهای رفت و آمد، بدون امکانات و مستهلک است و از وام و تسهیلات بانکی چندان خبری نیست.
شرایط بیمه کارگران پیمانکاری
اما یکی از اصلیترین مشکلات این کارگران، بحث پرداخت حق بیمه از سوی پیمانکاران است؛ حق بیمه کارگران پیمانکاری در دورههای طولانی فترت و روی کار آمدن پیمانکارانِ جدید معمولاً پرداخت نمیشود و زمانی هم که پرداخت می شود، «واقعی» و متناسب با مزد و حقوق دریافتی نیست؛ حقوق کارگر ۳۰ میلیون تومان است، لیست بیمه با حقوق ۱۴ میلیون تومان به حساب تامین اجتماعی واریز میشود!
و به این ترتیب است که با خیل گستردهای از کارگران شرکتی یا پیمانکاریِ نفت و گاز روبروییم که علیرغم سالهای طولانی کار سخت در گرمای ذوبکنندهی جنوب، نمیتوانند بازنشست شوند یا با حقوق کم بازنشست میشوند.
«احمدزاده» یکی از این کارگران است که بعد از ۳۳ سال کار در پروژههای مختلف جوشکاری در صنایع نفتی، فقط ۲۱ سال سابقه بیمه دارد، آنهم بدون سختی کار و با دستمزد حداقلی. او میگوید: باید ۹ سال دیگر کار کنم که بتوانم بازنشست شوم آنهم با حقوق یک کارگر ساده؛ در تمام این سالها پیمانکاران حقوق من را در لیستهای بیمه، حقوق یک کارگر ساده در نظر گرفتند....
او تصریح میکند که «بازنشستگی دیرهنگام با مستمریِ بسیار پایین، سرنوشت جمعی اکثریت کارگران پیمانکاری به خصوص در صنایع نفت و گاز است..... امیدی نداریم که در روزگار پیری آب خوش از گلویمان پایین برود».
ماجرای یک اطلاعیه
کارگران پیمانکاری و نمایندگان آنها سالها برای به ثمر رسیدن مطالبهی «حق بیمه واقعی» تلاش کردهاند؛ نامهها و طومارهای بسیاری با همین عنوان در دبیرخانه وزارت کار و سازمان تامین اجتماعی ثبت شده است؛ نامههایی که درخواست کردهاند بازرسان کار و تامین اجتماعی به مناطق پیمانکاری سر بزنند و به تخلفات بیمهای پیمانکاران رسیدگی کنند.
حالا بعد از مدتها مطالبهگری و اعتراض، نتیجه فقط یک اطلاعیهی رسمی است که اخیراً توسط سازمان تامین اجتماعی صادر شده است؛ اطلاعیهای تحت عنوانِ « نظارت بر مزد واقعی و حقوق کارکنان شاغل بخش پیمانکاری» که تاکید دارد کارفرمای مادر یعنی آن نهادی که کار را به پیمانکار سپرده، بایستی سالی دو بار مزد و حقوق کارگران و لیستهای بیمهی ارسالی را مطالبه کند و آنها را مطابقت دهد.
در این اطلاعیه آمده است: «در قراردادهای پیمانکاری با ماهیت خدماتی، تأمین نیروی انسانی از جمله "پیمانهای تأمین نیرو جهت امور ایاب و ذهاب"، جهت احراز صورت مزد و حقوق ارسالی شاغلان پیمان و بررسی دستمزد واقعی آنان، باید حداقل دو مرحله در سال دوره اجرای عملیات پیمان، ضمن بر استعلام افراد شاغل از واگذارنده کار، اسناد مالی پرداخت حقوق و مزایای این نفرات بهعلاوه مستندات واریز مالیات تکلیفی مربوطه، اخذ شود. طبق دستور اداری اشاره شده؛ درصورت هرگونه مغایرت موضوعات مذکور، اقدام مقتضی جهت رسیدگی به سوابق بیمهای غیرواقع یا مطالبه حق بیمه بابت اظهار دستمزد واقعی اجرا شود».
دو بار نظارت در سالِ اجرای پیمان از سوی نهادی که خود کار را به پیمانکار واگذار کرده و معمولاً پیمانکاران از کارمندان و مدیران همان نهاد هستند و در موارد بسیاری رابطه به جای ضابطه، عامل برنده شدن در مناقصه بوده است، چه فایدهای میتواند داشته باشد؟ آیا این اطلاعیه ضمانت اجرایی دارد؟ آیا حق بیمهی کارگران پیمانکاری «واقعی» و متناسب با دستمزدشان میشود؟
حق بیمه واقعی میشود؟
«مازیار گیلانینژاد» فعال کارگری در این رابطه به ایلنا میگوید: کارگران از سال ۱۴۰۰ به صورت مکتوب اعلام کردهاند که در پروژههای نفت و گاز، حق بیمه غیرواقعیست، رسیدگی کنید. این تخلف، هم خلاف منافع بازنشستگی کارگران است و هم به ضرر تامین اجتماعیست؛ منابع ریالی تامین اجتماعی با تخلفات بیمهای کارفرمایان کاهش مییابد.
بقیه مصاحبه در متن زیر بخوانید
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
ادامه مصاحبه مازیار گیلانی نژاد با ایلنا؛
اما مسئله این است که اطلاعیهی جدید تامین اجتماعی نیز ضمانت اجرایی ندارد؛ معمولاً شرکت بالادستی با پیمانکار تبانی میکنند و تخلفات بیمهای نه تنها اظهار نمیشود بلکه لاپوشانی میشود!
این فعال کارگری راهکار واقعی شدن بیمهی کارگران شرکتی را «نظارت قوی و مستمر» میداند و میگوید: بازرسان تامین اجتماعی و ادارات کار باید بر انعقاد پیمانها نظارت کنند و در طول دوره پیمان نیز برای بازرسی به طور مرتب به پروژهها سربزنند؛ این وظیفهی ذاتیِ بازرس تامین اجتماعی است که بپرسد چطور در پروژهای که همه کارگران، فنیکار و با دستمزد بالا هستند، حق بیمهها حداقلیست. نظارت بر عملکرد قانونی پیمانکاران، وظایف بازرسان است، بیمه بخشی از این عملکرد است، ساعت کار، ایمنی، امکانات و رفاهیات، سایر مولفههای عملکردیست.
گیلانینژاد ادامه میدهد: در شرایطی که تامین اجتماعی ادعا میکند بحران نقدینگی دارد و منابع برای پرداخت مستمریها نیست، چرا نظارت بر تخلفات بیمهای کارفرمایان پیمانکار را جدی نمیگیرد؟ چرا وظیفه حاکمیتی خود مبنی بر نظارت و بازرسی را به روابط میان یک شرکت و شرکت بالاتر حواله میدهد و از خود رفع تکلیف میکند؟!
احتمالاً اطلاعیه تامین اجتماعی تاثیرِ کمی بر واقعی شدن بیمه کارگران شرکتی خواهد داشت؛ اما کارگری که سوژهی رفتار غیرقانونیست، چه ابزاری برای پیگیری دارد؟ کارگری که تشکل قدرتمند و صدای دادخواهی ندارد، مجبور است قانونگریزی و حقکشی را تحمل کند و چیزی نگوید؛ مجبور است مثل احمدزاده، کارگری که در انتظار بازنشستگی با حداقل حقوق است، سکوت کند و انتظار بکشد، چون اگر غیر از این باشد و دست به شکایت بزند، واویلاست، آینده خوبی در انتظارش نخواهد بود: «بلک لیست میشوم، کارفرمایان نانم را آجر میکنند، یک بایکوتِ کامل....».
گزارش: نسرین هزاره مقدم
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
اما مسئله این است که اطلاعیهی جدید تامین اجتماعی نیز ضمانت اجرایی ندارد؛ معمولاً شرکت بالادستی با پیمانکار تبانی میکنند و تخلفات بیمهای نه تنها اظهار نمیشود بلکه لاپوشانی میشود!
این فعال کارگری راهکار واقعی شدن بیمهی کارگران شرکتی را «نظارت قوی و مستمر» میداند و میگوید: بازرسان تامین اجتماعی و ادارات کار باید بر انعقاد پیمانها نظارت کنند و در طول دوره پیمان نیز برای بازرسی به طور مرتب به پروژهها سربزنند؛ این وظیفهی ذاتیِ بازرس تامین اجتماعی است که بپرسد چطور در پروژهای که همه کارگران، فنیکار و با دستمزد بالا هستند، حق بیمهها حداقلیست. نظارت بر عملکرد قانونی پیمانکاران، وظایف بازرسان است، بیمه بخشی از این عملکرد است، ساعت کار، ایمنی، امکانات و رفاهیات، سایر مولفههای عملکردیست.
گیلانینژاد ادامه میدهد: در شرایطی که تامین اجتماعی ادعا میکند بحران نقدینگی دارد و منابع برای پرداخت مستمریها نیست، چرا نظارت بر تخلفات بیمهای کارفرمایان پیمانکار را جدی نمیگیرد؟ چرا وظیفه حاکمیتی خود مبنی بر نظارت و بازرسی را به روابط میان یک شرکت و شرکت بالاتر حواله میدهد و از خود رفع تکلیف میکند؟!
احتمالاً اطلاعیه تامین اجتماعی تاثیرِ کمی بر واقعی شدن بیمه کارگران شرکتی خواهد داشت؛ اما کارگری که سوژهی رفتار غیرقانونیست، چه ابزاری برای پیگیری دارد؟ کارگری که تشکل قدرتمند و صدای دادخواهی ندارد، مجبور است قانونگریزی و حقکشی را تحمل کند و چیزی نگوید؛ مجبور است مثل احمدزاده، کارگری که در انتظار بازنشستگی با حداقل حقوق است، سکوت کند و انتظار بکشد، چون اگر غیر از این باشد و دست به شکایت بزند، واویلاست، آینده خوبی در انتظارش نخواهد بود: «بلک لیست میشوم، کارفرمایان نانم را آجر میکنند، یک بایکوتِ کامل....».
گزارش: نسرین هزاره مقدم
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
دیدار با یک معیار سندیکایی!
روز ۳۱ تیرماه جمعی از اعضای سندیکای شرکت واحد و سندیکای فلزکار مکانیک و بازنشستگان متحد تهرانی به دیدار ابراهیم مددی، یکی از الگوهای فعالیت سندیکایی در ایران، رهسپار شدند. ابراهیم مددی یکی از عیارهای سنجش انسانی و سندیکالیستی است. آموزه های او سرمشق همه کوشندگان سندیکایی بوده، چه در مقام عالیترین فرد سندیکای شرکت واحد و چه در مقام یک زندانی سندیکایی. زندگی فردی و سندیکایی او الگویی است برای همه کوشندگان کارگری و مدنی. او نمادی از یک رهبر سندیکایی است برای همه.
متانت، شجاعت، نظم، پایمردی روی اصول، زندگی ساده و به دور از شعار و شهرت طلبی، سربازی وظیفه شناس در خدمت جنبش کارگری و تجلی روح همبستگی.
او اسوه ای است تمام عیار. از او می آموزیم و به او افتخار می کنیم.
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
روز ۳۱ تیرماه جمعی از اعضای سندیکای شرکت واحد و سندیکای فلزکار مکانیک و بازنشستگان متحد تهرانی به دیدار ابراهیم مددی، یکی از الگوهای فعالیت سندیکایی در ایران، رهسپار شدند. ابراهیم مددی یکی از عیارهای سنجش انسانی و سندیکالیستی است. آموزه های او سرمشق همه کوشندگان سندیکایی بوده، چه در مقام عالیترین فرد سندیکای شرکت واحد و چه در مقام یک زندانی سندیکایی. زندگی فردی و سندیکایی او الگویی است برای همه کوشندگان کارگری و مدنی. او نمادی از یک رهبر سندیکایی است برای همه.
متانت، شجاعت، نظم، پایمردی روی اصول، زندگی ساده و به دور از شعار و شهرت طلبی، سربازی وظیفه شناس در خدمت جنبش کارگری و تجلی روح همبستگی.
او اسوه ای است تمام عیار. از او می آموزیم و به او افتخار می کنیم.
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 داود رضوی به دلیل عدم تمدید مرخصی، به زندان تهران بزرگ بازگشت
داود رضوی، عضو هیئتمدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، امروز اول مرداد ۱۴۰۴ در پی مخالفت با تمدید مرخصیاش، به زندان بازگردانده شد. این در حالی است که رضوی با مشکلات حاد جسمی، از جمله بیماریهای گوارشی، اختلالات بینایی که نیازمند ادامه درمان است، و مشکلات دندانپزشکی مواجه است. او بهتازگی تحت جراحی لثه قرار گرفته و باید کماکان تحت نظارت پزشکی باشد.
رضوی در تاریخ ۳۰ خرداد، به مناسبت مراسم عقد فرزندش، برای مدت پنج روز به مرخصی آمده بود. بازگشت نامبرده به زندان اوین ، مصادف با موشک باران زندان اوین توسط رژیم جنایتکار اسرائیل گردید و زندانیان اوین در شرایطی سخت و دشوار با غل و زنجیر شبانه به زندان تهران بزرگ منتقل گردیدند.
سؤال اینجاست که چرا در صورتیکه زندانیان منتقلشده از اوین در زندان تهران بزرگ حتی از حداقلترین امکانات بهداشتی و رفاهی برخوردار نیستند و در اتاقهایی با دو یا سه برابر ظرفیت، بهصورت کفخواب و کتابی در کنار هم میخوابند، باز هم زندانبان و مسئولین قضایی اصرار دارند که زندانیِ در حال مرخصی به اجبار به زندان بازگردانده شود؟
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با هشدار نسبت به وضعیت جسمانی داود رضوی، تأکید میکند که مسئولیت حفظ جان و سلامت این فعال کارگری با مقامات قضایی و مسئولان زندان است. سندیکا همچنین به شرایط بشدت نامناسب نگهداری زندانیان منتقلشده از اوین و دیگر زندانیان اعتراض شدید دارد و خواستار پاسخگویی و اقدام فوری برای بهبود وضعیت آنان است.
سندیکای کارگران شرکت واحد بار دیگر بر ضرورت آزادی بیقید و شرط داود رضوی و همچنین توقف فشارها و آزار و اذیت نسبت به اعضای سندیکا تأکید میکند. تمامی فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان و فعالان سیاسی باید بیقید و شرط از زندان آزاد شوند.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
📣 کانالهای رسمی سندیکا:
🔹 تلگرام: https://t.me/vahedsyndica
🔹 اینستاگرام: https://www.instagram.com/vahedsyndica/
🔹 توییتر: https://twitter.com/VahedSyndicate
📧 ایمیل: vsyndica@gmail.com
🗣 ارتباط تلگرامی: @Vahed_Syndica
داود رضوی، عضو هیئتمدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، امروز اول مرداد ۱۴۰۴ در پی مخالفت با تمدید مرخصیاش، به زندان بازگردانده شد. این در حالی است که رضوی با مشکلات حاد جسمی، از جمله بیماریهای گوارشی، اختلالات بینایی که نیازمند ادامه درمان است، و مشکلات دندانپزشکی مواجه است. او بهتازگی تحت جراحی لثه قرار گرفته و باید کماکان تحت نظارت پزشکی باشد.
رضوی در تاریخ ۳۰ خرداد، به مناسبت مراسم عقد فرزندش، برای مدت پنج روز به مرخصی آمده بود. بازگشت نامبرده به زندان اوین ، مصادف با موشک باران زندان اوین توسط رژیم جنایتکار اسرائیل گردید و زندانیان اوین در شرایطی سخت و دشوار با غل و زنجیر شبانه به زندان تهران بزرگ منتقل گردیدند.
سؤال اینجاست که چرا در صورتیکه زندانیان منتقلشده از اوین در زندان تهران بزرگ حتی از حداقلترین امکانات بهداشتی و رفاهی برخوردار نیستند و در اتاقهایی با دو یا سه برابر ظرفیت، بهصورت کفخواب و کتابی در کنار هم میخوابند، باز هم زندانبان و مسئولین قضایی اصرار دارند که زندانیِ در حال مرخصی به اجبار به زندان بازگردانده شود؟
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با هشدار نسبت به وضعیت جسمانی داود رضوی، تأکید میکند که مسئولیت حفظ جان و سلامت این فعال کارگری با مقامات قضایی و مسئولان زندان است. سندیکا همچنین به شرایط بشدت نامناسب نگهداری زندانیان منتقلشده از اوین و دیگر زندانیان اعتراض شدید دارد و خواستار پاسخگویی و اقدام فوری برای بهبود وضعیت آنان است.
سندیکای کارگران شرکت واحد بار دیگر بر ضرورت آزادی بیقید و شرط داود رضوی و همچنین توقف فشارها و آزار و اذیت نسبت به اعضای سندیکا تأکید میکند. تمامی فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان و فعالان سیاسی باید بیقید و شرط از زندان آزاد شوند.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
📣 کانالهای رسمی سندیکا:
🔹 تلگرام: https://t.me/vahedsyndica
🔹 اینستاگرام: https://www.instagram.com/vahedsyndica/
🔹 توییتر: https://twitter.com/VahedSyndicate
📧 ایمیل: vsyndica@gmail.com
🗣 ارتباط تلگرامی: @Vahed_Syndica
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شهروند_عادی
جان بچه های اکباتان در خطر است
روایتی تلخ از محمد مهدی حسینی یکی از متهمان پرونده بچه های اکباتان
اکنون در بیدادگاه رژیم ضحاک جمهوری اسلامی بچه های اکباتان به اعدام محکوم شدن
با ما همراه شو هموطن از بازداشتی ها بگو صدای بیصدایان باش
#مهدی_حسینی
#بچه_های_اکباتان
#میلاد_آرمون
#علیرضا_کفایی
#امیر_محمد_خوش_اقبال
#نوید_نجان
#علیرضا_برمرزپورناک
جان بچه های اکباتان در خطر است
روایتی تلخ از محمد مهدی حسینی یکی از متهمان پرونده بچه های اکباتان
اکنون در بیدادگاه رژیم ضحاک جمهوری اسلامی بچه های اکباتان به اعدام محکوم شدن
با ما همراه شو هموطن از بازداشتی ها بگو صدای بیصدایان باش
#مهدی_حسینی
#بچه_های_اکباتان
#میلاد_آرمون
#علیرضا_کفایی
#امیر_محمد_خوش_اقبال
#نوید_نجان
#علیرضا_برمرزپورناک
#علیه_فراموشی مادر جاویدنام #کیان_پیرفلک:
«دو سال پیش کیان با این میوه سلفی گرفت، گفت مامان میشه برام بخری ببینم چه مزهایه؟
یک دانهاش ۱۴۰ تومان بود. گفتم بعدا برایت میگیرم، تو دلم لعنت فرستادم به باعث و بانی این گرانی و نداری، که شرمنده بچهام شدم…بچه ای که هیچوقت به زور چیزی رو نخواست.
حسرت چشیدن طعش به دل بچهام موند.»
ایرانیای که پیشتر به این روایت و عکس واکنشی نداشته اما امروز دغدغهاش گرسنگی در غزه است، یک بیشرف بیوجدان میهنستیز است. #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
«دو سال پیش کیان با این میوه سلفی گرفت، گفت مامان میشه برام بخری ببینم چه مزهایه؟
یک دانهاش ۱۴۰ تومان بود. گفتم بعدا برایت میگیرم، تو دلم لعنت فرستادم به باعث و بانی این گرانی و نداری، که شرمنده بچهام شدم…بچه ای که هیچوقت به زور چیزی رو نخواست.
حسرت چشیدن طعش به دل بچهام موند.»
ایرانیای که پیشتر به این روایت و عکس واکنشی نداشته اما امروز دغدغهاش گرسنگی در غزه است، یک بیشرف بیوجدان میهنستیز است. #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
اینجا نه غزهست، نه سوریه؛ اینجا ایرانِ، اسیر یه دیکتاتور مادر.........ی مرگبار… #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🤬1
Forwarded from { CMO } چرکنویس مدیا🎈
🔴 ماکارانیهای خونین را تحریم کنید!
سه کارخانه تولید کننده ماکارانی در ایران در تصرف سه نفر از رانتخواران وابسته به جمهوری اسلامی است که در خون مردم ایران زده میشود تا بخورد عدهای دیگر از مردم ایران داده شود:
۱. تک ماکارون متعلق به #رضا_مطلبی_کاشانی اسپانسر مالی مسجد الغدیر پدر شوهر دختر کانادا نشین ابوترابی فرد امام جمعه موقت تهران که بیشتر تصاویرش را در شستشوی مسئولین به درک واصل شده جمهوری اسلامی در ملک احتشامیهاش دیدهاید.
۲. زر ماکارون متعلق به مرتضی سلطانی داماد رانتخوار #هاشمی_شاهرودی قاضی القضات جنایتکار جمهوری اسلامی که این روزها بدلیل نفوذش در عراق در حال قاچاق پولهای غارت شده مردم ایران توسط مسئولین جمهوری اسلامی به عراق و سفید کردن پولها برای ارسال به کشورهای ثالث مدنظر مسئولین دزد جمهوری اسلامی است.
۳. #سید_یاسر_میراحمدی مدیرعامل انسی ماکارون فرزند رانتخوار و دزد سردار #سید_مجید_میراحمدی از فرماندهان سپاه پاسداران که مدتی نیز فرمانده اداره اطلاعات سپاه بوده و اکنون دبیر شورای امنیت کشور و معاون #سردار_احمد_وحیدی وزیر کشور جنایتکار جمهوری اسلامی است.
این ماکارانی های آلوده به خون ملت ایران را #تحریم_کنید #نخرید تا #ورشکسته و #تعطیل شوند.
ماکارانی هایی که به خون #مهسا_امینی ها و #نوید_افکاری های ما ملت ایران آلوده هستند.
@Rfrens
https://youtu.be/Ws-GpApVpVA?si=wOPURQfqcJWN8Bov
حتما ویدو را ببینید 👆
#افشاگری
سه کارخانه تولید کننده ماکارانی در ایران در تصرف سه نفر از رانتخواران وابسته به جمهوری اسلامی است که در خون مردم ایران زده میشود تا بخورد عدهای دیگر از مردم ایران داده شود:
۱. تک ماکارون متعلق به #رضا_مطلبی_کاشانی اسپانسر مالی مسجد الغدیر پدر شوهر دختر کانادا نشین ابوترابی فرد امام جمعه موقت تهران که بیشتر تصاویرش را در شستشوی مسئولین به درک واصل شده جمهوری اسلامی در ملک احتشامیهاش دیدهاید.
۲. زر ماکارون متعلق به مرتضی سلطانی داماد رانتخوار #هاشمی_شاهرودی قاضی القضات جنایتکار جمهوری اسلامی که این روزها بدلیل نفوذش در عراق در حال قاچاق پولهای غارت شده مردم ایران توسط مسئولین جمهوری اسلامی به عراق و سفید کردن پولها برای ارسال به کشورهای ثالث مدنظر مسئولین دزد جمهوری اسلامی است.
۳. #سید_یاسر_میراحمدی مدیرعامل انسی ماکارون فرزند رانتخوار و دزد سردار #سید_مجید_میراحمدی از فرماندهان سپاه پاسداران که مدتی نیز فرمانده اداره اطلاعات سپاه بوده و اکنون دبیر شورای امنیت کشور و معاون #سردار_احمد_وحیدی وزیر کشور جنایتکار جمهوری اسلامی است.
این ماکارانی های آلوده به خون ملت ایران را #تحریم_کنید #نخرید تا #ورشکسته و #تعطیل شوند.
ماکارانی هایی که به خون #مهسا_امینی ها و #نوید_افکاری های ما ملت ایران آلوده هستند.
@Rfrens
https://youtu.be/Ws-GpApVpVA?si=wOPURQfqcJWN8Bov
حتما ویدو را ببینید 👆
#افشاگری
نامه تکاندهنده منوچهر فلاح زندانی سیاسی محکوم به اع.دام به « عسل» دختر ۱۶ سالهاش در سالروز تولد او!
نامهای که تحسین و ستایش هر ایرانی آزادهای را در برابر فداکاری انسان بزرگی که بهای شرافت یک ملت در زمانه حاکمیت سیاه و ویرانگر آخوندی را با تحمل درد و رنج دوری از عزیزانش در پشت میلههای زندان می پردازد، برمی انگیزد
نامهای که تحسین و ستایش هر ایرانی آزادهای را در برابر فداکاری انسان بزرگی که بهای شرافت یک ملت در زمانه حاکمیت سیاه و ویرانگر آخوندی را با تحمل درد و رنج دوری از عزیزانش در پشت میلههای زندان می پردازد، برمی انگیزد
😢1
خبرگر
نامه تکاندهنده منوچهر فلاح زندانی سیاسی محکوم به اع.دام به « عسل» دختر ۱۶ سالهاش در سالروز تولد او! نامهای که تحسین و ستایش هر ایرانی آزادهای را در برابر فداکاری انسان بزرگی که بهای شرافت یک ملت در زمانه حاکمیت سیاه و ویرانگر آخوندی را با تحمل درد و رنج…
منوچهر فلاح به دخترش عسل می نویسد:
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
عسل عزیزم
روزی که برای نخستین بار چشمانت را گشودی گویی جهان برای من روشن تر شد.
نخستین گریههایت لبخندهای کودکانهات آن لحظه که زبان گشودی و «بابا» گفتی نخستین قدمهایت و حتی زمین خوردنهایت همه و همه برای من معنای زندگی شدند. دیدن تو در هر لحظه امید و عشق را در دلم زنده میکرد.
اکنون شانزده ساله شدهای بزرگ شدهای و در آستانهی ورود به دنیای تازهای ایستادهای در حالی که سرزمینمان در زمستانی سخت و تاریک فرو رفته است. و من اینجا در زندان لاکان از پس میلههای سرد چشم انتظار تو هستم.
دختر عزیزم
شاید بارها این پرسش در ذهنت نقش بسته باشد که چرا پدر من؟ مگر او چه کرده که باید در زندان باشد؟
عسل جان مرا به جرمی که مرتکب نشدهام در بند کردهاند من نه حقی را پایمال کردهام نه ثروتی را غارت نه نانی را از سفرهی مردم برداشتهام. نه دکل نفتی دزدیدهام نه بر کرسی قضاوتی نشستهام که حکمهای ناعادلانه صادر کنم. تنها گناه من این بوده که به فقر نابرابری و بی عدالتی اعتراض کردهام که نخواستهام در برابر این همه ستم خاموش بمانم
اما در این مسیر نه آسیبی به کسی رساندهام و نه خشونتی به کار گرفتهام.
و حالا در آستانهی تولدت قاضی محمد علی درویش گفتار حکم اعـدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام. فقر و بی عدالتی آموزگاران من بوده اند و اکنون که این آگاهی در وجودم ریشه دوانده است سکوت در برابر آن را گناهی نابخشودنی میدانم.
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
دختر یگانهام عسل شیرینم تولدت مبارک
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
عسل عزیزم
روزی که برای نخستین بار چشمانت را گشودی گویی جهان برای من روشن تر شد.
نخستین گریههایت لبخندهای کودکانهات آن لحظه که زبان گشودی و «بابا» گفتی نخستین قدمهایت و حتی زمین خوردنهایت همه و همه برای من معنای زندگی شدند. دیدن تو در هر لحظه امید و عشق را در دلم زنده میکرد.
اکنون شانزده ساله شدهای بزرگ شدهای و در آستانهی ورود به دنیای تازهای ایستادهای در حالی که سرزمینمان در زمستانی سخت و تاریک فرو رفته است. و من اینجا در زندان لاکان از پس میلههای سرد چشم انتظار تو هستم.
دختر عزیزم
شاید بارها این پرسش در ذهنت نقش بسته باشد که چرا پدر من؟ مگر او چه کرده که باید در زندان باشد؟
عسل جان مرا به جرمی که مرتکب نشدهام در بند کردهاند من نه حقی را پایمال کردهام نه ثروتی را غارت نه نانی را از سفرهی مردم برداشتهام. نه دکل نفتی دزدیدهام نه بر کرسی قضاوتی نشستهام که حکمهای ناعادلانه صادر کنم. تنها گناه من این بوده که به فقر نابرابری و بی عدالتی اعتراض کردهام که نخواستهام در برابر این همه ستم خاموش بمانم
اما در این مسیر نه آسیبی به کسی رساندهام و نه خشونتی به کار گرفتهام.
و حالا در آستانهی تولدت قاضی محمد علی درویش گفتار حکم اعـدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام. فقر و بی عدالتی آموزگاران من بوده اند و اکنون که این آگاهی در وجودم ریشه دوانده است سکوت در برابر آن را گناهی نابخشودنی میدانم.
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
دختر یگانهام عسل شیرینم تولدت مبارک
❤2
این تصویر را فراموش کردید؟
در این سرزمین، دخترکی بلوچ، نه برای عروسک یا اسباب بازی یا خوراکی،
بلکه برای بی آبی گریه میکرد!! #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
در این سرزمین، دخترکی بلوچ، نه برای عروسک یا اسباب بازی یا خوراکی،
بلکه برای بی آبی گریه میکرد!! #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
😢3
سروش گرامی و اعضای محترم شورای ملی تصمیم ایران
کاملا درست می فرمائید.
همکنون در ایران سندیکاها و شوراهای ی کارگری، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران زحمتکش مستقل و زیر فشار نقش کلیدی را در این زمینه( کوشش برای حفظ نگهداری ایران و دفاع از حقوق مردمان ایران) ایفا میکنند، پیشنهاد میکنم، چه بهتر که تمامیت شورای ملی تصمیم ایران از این کوشش های صادقانه داخل کشور پشتیبانی کندو همواره مردم ایران را به پیوستن به این نهادهای مردمی که میتوانند ، محیط های کار و زندگی و همکاران و خانواده های اطراف خودشان را برنامه ریزی و مدیریت بکنند، بپیوندند!
ما باید صدای متشکل مستقل، منطقی و پر استقامت این بخش اصلی نهادهای شهروندی داخل ایران باشیم.
این پشتیبانی روزانه میتواند توجه بیشتر مردم و گروه های صادق پراکنده و نا امید ایران را به سوی این نهادهای واقعا موجود جلب کند. جرقه های امید را شعله ور کند.
این پشتیبانی می تواند حلقه واسط بین «شمتا» و اصلی ترین نیروی اجتماعی ایران که کارگران، کارمندان،با زنشستگان، جوانان، بیکار شدگان، مزدبگیران، دهقانان، زنان ، آموزگاران، سندیکاها ، شوراها و اتحادیه های آزاد کارگران، کانون های مستقل صنفی معلمان و فرهنگیان و زندانیان سیاسی ایران و خانواده های دادخواه و جوانان آرزومند زندگی بهتر در ایران بشود!
پشتیبانی از نیروهای تشکیلاتی شاخص اجتماعی که تاریخ مدرنیسم ایرانی را ( مثل دانشگاهیان و هنرمندان با سواد سندیکاهاو شوراهای ی کارگری یا کانون نویسندگان ایران یا تکنوکرات ها و کار آفرین های میهن دوست و مردمی) بر دوش می کشند، میتواند مسیر اجرایی کوشش های نوشتاری شما و تلاش های آینده نگرانه «شمتا» را بسوی مردمان ایران بگشاید!
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲/مرداد/۱۴۰۴
کاملا درست می فرمائید.
همکنون در ایران سندیکاها و شوراهای ی کارگری، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران زحمتکش مستقل و زیر فشار نقش کلیدی را در این زمینه( کوشش برای حفظ نگهداری ایران و دفاع از حقوق مردمان ایران) ایفا میکنند، پیشنهاد میکنم، چه بهتر که تمامیت شورای ملی تصمیم ایران از این کوشش های صادقانه داخل کشور پشتیبانی کندو همواره مردم ایران را به پیوستن به این نهادهای مردمی که میتوانند ، محیط های کار و زندگی و همکاران و خانواده های اطراف خودشان را برنامه ریزی و مدیریت بکنند، بپیوندند!
ما باید صدای متشکل مستقل، منطقی و پر استقامت این بخش اصلی نهادهای شهروندی داخل ایران باشیم.
این پشتیبانی روزانه میتواند توجه بیشتر مردم و گروه های صادق پراکنده و نا امید ایران را به سوی این نهادهای واقعا موجود جلب کند. جرقه های امید را شعله ور کند.
این پشتیبانی می تواند حلقه واسط بین «شمتا» و اصلی ترین نیروی اجتماعی ایران که کارگران، کارمندان،با زنشستگان، جوانان، بیکار شدگان، مزدبگیران، دهقانان، زنان ، آموزگاران، سندیکاها ، شوراها و اتحادیه های آزاد کارگران، کانون های مستقل صنفی معلمان و فرهنگیان و زندانیان سیاسی ایران و خانواده های دادخواه و جوانان آرزومند زندگی بهتر در ایران بشود!
پشتیبانی از نیروهای تشکیلاتی شاخص اجتماعی که تاریخ مدرنیسم ایرانی را ( مثل دانشگاهیان و هنرمندان با سواد سندیکاهاو شوراهای ی کارگری یا کانون نویسندگان ایران یا تکنوکرات ها و کار آفرین های میهن دوست و مردمی) بر دوش می کشند، میتواند مسیر اجرایی کوشش های نوشتاری شما و تلاش های آینده نگرانه «شمتا» را بسوی مردمان ایران بگشاید!
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲/مرداد/۱۴۰۴
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 کارگران شرکت واحد محروم از پاداشی که شهرداری به کارگران بهازای اشتغال در جنگ ۱۲ روزه داد
کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، در سالهای گذشته بارها به تبعیض در پرداختها میان کارگران رسمی شهرداری و سایر کارگران شاغل در شرکتهای زیرمجموعهی آن اعتراض کردهاند. با این وجود، زاکانی بار دیگر با بیاعتنایی به این اعتراضات، به کارگران رسمی شهرداری تهران بهازای اشتغال در دورهی ۱۲ روزهی جنگ، مبلغ ۸ میلیون تومان پاداش پرداخت کرده است.
این در حالیست که رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در طول آن ۱۲ روز، بیوقفه در خطوط حضور داشتند و در سختترین شرایط امنیتی، با جانفشانی و احساس مسئولیت اجتماعی، وظیفهی جابهجایی شهروندان را انجام دادند، اما این پاداش به آنها تعلق نگرفته است. تلاش این همکاران برای خدمترسانی به مردم بوده، نه مدیریتی که در آن روزها از صحنه غایب بود و شهر را ترک کرده بود، و نه شهردار. بدیهیست که همهی کارگران در بخشهای مختلف شهرداری سزاوار تقدیر و پاداشاند، اما تبعیض آشکار در عدم پرداخت این پاداش به رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، نهتنها غیرقابلقبول، بلکه بهشدت محکوم است.
سندیکای کارگران شرکت واحد نسبت به تبعیض میان کارگران رسمی شهرداری و کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله شرکت واحد اتوبوسرانی، به شهردار تهران و مدیریت شهری هشدار میدهد و اعلام میکند که تداوم این تصمیمات تبعیضآمیز و ناعادلانه، بدون شک اعتراضات کارگری در شرکت واحد را به دنبال خواهد داشت.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، در سالهای گذشته بارها به تبعیض در پرداختها میان کارگران رسمی شهرداری و سایر کارگران شاغل در شرکتهای زیرمجموعهی آن اعتراض کردهاند. با این وجود، زاکانی بار دیگر با بیاعتنایی به این اعتراضات، به کارگران رسمی شهرداری تهران بهازای اشتغال در دورهی ۱۲ روزهی جنگ، مبلغ ۸ میلیون تومان پاداش پرداخت کرده است.
این در حالیست که رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در طول آن ۱۲ روز، بیوقفه در خطوط حضور داشتند و در سختترین شرایط امنیتی، با جانفشانی و احساس مسئولیت اجتماعی، وظیفهی جابهجایی شهروندان را انجام دادند، اما این پاداش به آنها تعلق نگرفته است. تلاش این همکاران برای خدمترسانی به مردم بوده، نه مدیریتی که در آن روزها از صحنه غایب بود و شهر را ترک کرده بود، و نه شهردار. بدیهیست که همهی کارگران در بخشهای مختلف شهرداری سزاوار تقدیر و پاداشاند، اما تبعیض آشکار در عدم پرداخت این پاداش به رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، نهتنها غیرقابلقبول، بلکه بهشدت محکوم است.
سندیکای کارگران شرکت واحد نسبت به تبعیض میان کارگران رسمی شهرداری و کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله شرکت واحد اتوبوسرانی، به شهردار تهران و مدیریت شهری هشدار میدهد و اعلام میکند که تداوم این تصمیمات تبعیضآمیز و ناعادلانه، بدون شک اعتراضات کارگری در شرکت واحد را به دنبال خواهد داشت.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک جوان ایرانی که نظرش را در باره وضعیت کنونی و عکس العمل های بخش بزرگی از مردم ایران در رابطه با فلاکت هایی که رژیم اشغالگردست نشانده اسلامی بر سر مردم و ایران آورده است، بیان می کند!
https://t.me/khabargar
https://t.me/khabargar
❤2
کسی اینجور نوشت
انتخاب سادهای بود؛ میتوانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته ای را ترجیح دادیم. میشد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالیبافی خاکخوردهی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچههای سلیمانی به اقصی نقاط عالم پرواز دهند.
انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ میتوانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنبالهی موشکهایمان بشناسد جهان.
انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازهی یک جهان برق تولید کنیم. میشد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژیهای پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سختترینش بود: شکافتن هسته اتم!
انتخاب واضحی بود؛ میتوانستیم از چهار گوشهی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرتکش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عدهای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگانگیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد.
انتخاب بی دردسری بود؛ میشد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتیهای صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمانمان پا جای پای کشتیهای صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبندهتر تشخیص دادیم لابد.
انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا میبایست برداشت از آن کاسهی اشتراکی میبود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپارههایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه.
همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: میشد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنهتر بودند!
امیر رحمتی
انتخاب سادهای بود؛ میتوانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته ای را ترجیح دادیم. میشد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالیبافی خاکخوردهی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچههای سلیمانی به اقصی نقاط عالم پرواز دهند.
انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ میتوانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنبالهی موشکهایمان بشناسد جهان.
انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازهی یک جهان برق تولید کنیم. میشد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژیهای پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سختترینش بود: شکافتن هسته اتم!
انتخاب واضحی بود؛ میتوانستیم از چهار گوشهی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرتکش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عدهای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگانگیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد.
انتخاب بی دردسری بود؛ میشد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتیهای صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمانمان پا جای پای کشتیهای صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبندهتر تشخیص دادیم لابد.
انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا میبایست برداشت از آن کاسهی اشتراکی میبود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپارههایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه.
همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: میشد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنهتر بودند!
امیر رحمتی
❤4