Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
دیدار با یک معیار سندیکایی!
روز ۳۱ تیرماه جمعی از اعضای سندیکای شرکت واحد و سندیکای فلزکار مکانیک و بازنشستگان متحد تهرانی به دیدار ابراهیم مددی، یکی از الگوهای فعالیت سندیکایی در ایران، رهسپار شدند. ابراهیم مددی یکی از عیارهای سنجش انسانی و سندیکالیستی است. آموزه های او سرمشق همه کوشندگان سندیکایی بوده، چه در مقام عالیترین فرد سندیکای شرکت واحد و چه در مقام یک زندانی سندیکایی. زندگی فردی و سندیکایی او الگویی است برای همه کوشندگان کارگری و مدنی. او نمادی از یک رهبر سندیکایی است برای همه.
متانت، شجاعت، نظم، پایمردی روی اصول، زندگی ساده و به دور از شعار و شهرت طلبی، سربازی وظیفه شناس در خدمت جنبش کارگری و تجلی روح همبستگی.
او اسوه ای است تمام عیار. از او می آموزیم و به او افتخار می کنیم.
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
روز ۳۱ تیرماه جمعی از اعضای سندیکای شرکت واحد و سندیکای فلزکار مکانیک و بازنشستگان متحد تهرانی به دیدار ابراهیم مددی، یکی از الگوهای فعالیت سندیکایی در ایران، رهسپار شدند. ابراهیم مددی یکی از عیارهای سنجش انسانی و سندیکالیستی است. آموزه های او سرمشق همه کوشندگان سندیکایی بوده، چه در مقام عالیترین فرد سندیکای شرکت واحد و چه در مقام یک زندانی سندیکایی. زندگی فردی و سندیکایی او الگویی است برای همه کوشندگان کارگری و مدنی. او نمادی از یک رهبر سندیکایی است برای همه.
متانت، شجاعت، نظم، پایمردی روی اصول، زندگی ساده و به دور از شعار و شهرت طلبی، سربازی وظیفه شناس در خدمت جنبش کارگری و تجلی روح همبستگی.
او اسوه ای است تمام عیار. از او می آموزیم و به او افتخار می کنیم.
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 داود رضوی به دلیل عدم تمدید مرخصی، به زندان تهران بزرگ بازگشت
داود رضوی، عضو هیئتمدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، امروز اول مرداد ۱۴۰۴ در پی مخالفت با تمدید مرخصیاش، به زندان بازگردانده شد. این در حالی است که رضوی با مشکلات حاد جسمی، از جمله بیماریهای گوارشی، اختلالات بینایی که نیازمند ادامه درمان است، و مشکلات دندانپزشکی مواجه است. او بهتازگی تحت جراحی لثه قرار گرفته و باید کماکان تحت نظارت پزشکی باشد.
رضوی در تاریخ ۳۰ خرداد، به مناسبت مراسم عقد فرزندش، برای مدت پنج روز به مرخصی آمده بود. بازگشت نامبرده به زندان اوین ، مصادف با موشک باران زندان اوین توسط رژیم جنایتکار اسرائیل گردید و زندانیان اوین در شرایطی سخت و دشوار با غل و زنجیر شبانه به زندان تهران بزرگ منتقل گردیدند.
سؤال اینجاست که چرا در صورتیکه زندانیان منتقلشده از اوین در زندان تهران بزرگ حتی از حداقلترین امکانات بهداشتی و رفاهی برخوردار نیستند و در اتاقهایی با دو یا سه برابر ظرفیت، بهصورت کفخواب و کتابی در کنار هم میخوابند، باز هم زندانبان و مسئولین قضایی اصرار دارند که زندانیِ در حال مرخصی به اجبار به زندان بازگردانده شود؟
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با هشدار نسبت به وضعیت جسمانی داود رضوی، تأکید میکند که مسئولیت حفظ جان و سلامت این فعال کارگری با مقامات قضایی و مسئولان زندان است. سندیکا همچنین به شرایط بشدت نامناسب نگهداری زندانیان منتقلشده از اوین و دیگر زندانیان اعتراض شدید دارد و خواستار پاسخگویی و اقدام فوری برای بهبود وضعیت آنان است.
سندیکای کارگران شرکت واحد بار دیگر بر ضرورت آزادی بیقید و شرط داود رضوی و همچنین توقف فشارها و آزار و اذیت نسبت به اعضای سندیکا تأکید میکند. تمامی فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان و فعالان سیاسی باید بیقید و شرط از زندان آزاد شوند.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
📣 کانالهای رسمی سندیکا:
🔹 تلگرام: https://t.me/vahedsyndica
🔹 اینستاگرام: https://www.instagram.com/vahedsyndica/
🔹 توییتر: https://twitter.com/VahedSyndicate
📧 ایمیل: vsyndica@gmail.com
🗣 ارتباط تلگرامی: @Vahed_Syndica
داود رضوی، عضو هیئتمدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، امروز اول مرداد ۱۴۰۴ در پی مخالفت با تمدید مرخصیاش، به زندان بازگردانده شد. این در حالی است که رضوی با مشکلات حاد جسمی، از جمله بیماریهای گوارشی، اختلالات بینایی که نیازمند ادامه درمان است، و مشکلات دندانپزشکی مواجه است. او بهتازگی تحت جراحی لثه قرار گرفته و باید کماکان تحت نظارت پزشکی باشد.
رضوی در تاریخ ۳۰ خرداد، به مناسبت مراسم عقد فرزندش، برای مدت پنج روز به مرخصی آمده بود. بازگشت نامبرده به زندان اوین ، مصادف با موشک باران زندان اوین توسط رژیم جنایتکار اسرائیل گردید و زندانیان اوین در شرایطی سخت و دشوار با غل و زنجیر شبانه به زندان تهران بزرگ منتقل گردیدند.
سؤال اینجاست که چرا در صورتیکه زندانیان منتقلشده از اوین در زندان تهران بزرگ حتی از حداقلترین امکانات بهداشتی و رفاهی برخوردار نیستند و در اتاقهایی با دو یا سه برابر ظرفیت، بهصورت کفخواب و کتابی در کنار هم میخوابند، باز هم زندانبان و مسئولین قضایی اصرار دارند که زندانیِ در حال مرخصی به اجبار به زندان بازگردانده شود؟
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با هشدار نسبت به وضعیت جسمانی داود رضوی، تأکید میکند که مسئولیت حفظ جان و سلامت این فعال کارگری با مقامات قضایی و مسئولان زندان است. سندیکا همچنین به شرایط بشدت نامناسب نگهداری زندانیان منتقلشده از اوین و دیگر زندانیان اعتراض شدید دارد و خواستار پاسخگویی و اقدام فوری برای بهبود وضعیت آنان است.
سندیکای کارگران شرکت واحد بار دیگر بر ضرورت آزادی بیقید و شرط داود رضوی و همچنین توقف فشارها و آزار و اذیت نسبت به اعضای سندیکا تأکید میکند. تمامی فعالان کارگری، معلمان، بازنشستگان و فعالان سیاسی باید بیقید و شرط از زندان آزاد شوند.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
📣 کانالهای رسمی سندیکا:
🔹 تلگرام: https://t.me/vahedsyndica
🔹 اینستاگرام: https://www.instagram.com/vahedsyndica/
🔹 توییتر: https://twitter.com/VahedSyndicate
📧 ایمیل: vsyndica@gmail.com
🗣 ارتباط تلگرامی: @Vahed_Syndica
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شهروند_عادی
جان بچه های اکباتان در خطر است
روایتی تلخ از محمد مهدی حسینی یکی از متهمان پرونده بچه های اکباتان
اکنون در بیدادگاه رژیم ضحاک جمهوری اسلامی بچه های اکباتان به اعدام محکوم شدن
با ما همراه شو هموطن از بازداشتی ها بگو صدای بیصدایان باش
#مهدی_حسینی
#بچه_های_اکباتان
#میلاد_آرمون
#علیرضا_کفایی
#امیر_محمد_خوش_اقبال
#نوید_نجان
#علیرضا_برمرزپورناک
جان بچه های اکباتان در خطر است
روایتی تلخ از محمد مهدی حسینی یکی از متهمان پرونده بچه های اکباتان
اکنون در بیدادگاه رژیم ضحاک جمهوری اسلامی بچه های اکباتان به اعدام محکوم شدن
با ما همراه شو هموطن از بازداشتی ها بگو صدای بیصدایان باش
#مهدی_حسینی
#بچه_های_اکباتان
#میلاد_آرمون
#علیرضا_کفایی
#امیر_محمد_خوش_اقبال
#نوید_نجان
#علیرضا_برمرزپورناک
#علیه_فراموشی مادر جاویدنام #کیان_پیرفلک:
«دو سال پیش کیان با این میوه سلفی گرفت، گفت مامان میشه برام بخری ببینم چه مزهایه؟
یک دانهاش ۱۴۰ تومان بود. گفتم بعدا برایت میگیرم، تو دلم لعنت فرستادم به باعث و بانی این گرانی و نداری، که شرمنده بچهام شدم…بچه ای که هیچوقت به زور چیزی رو نخواست.
حسرت چشیدن طعش به دل بچهام موند.»
ایرانیای که پیشتر به این روایت و عکس واکنشی نداشته اما امروز دغدغهاش گرسنگی در غزه است، یک بیشرف بیوجدان میهنستیز است. #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
«دو سال پیش کیان با این میوه سلفی گرفت، گفت مامان میشه برام بخری ببینم چه مزهایه؟
یک دانهاش ۱۴۰ تومان بود. گفتم بعدا برایت میگیرم، تو دلم لعنت فرستادم به باعث و بانی این گرانی و نداری، که شرمنده بچهام شدم…بچه ای که هیچوقت به زور چیزی رو نخواست.
حسرت چشیدن طعش به دل بچهام موند.»
ایرانیای که پیشتر به این روایت و عکس واکنشی نداشته اما امروز دغدغهاش گرسنگی در غزه است، یک بیشرف بیوجدان میهنستیز است. #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
اینجا نه غزهست، نه سوریه؛ اینجا ایرانِ، اسیر یه دیکتاتور مادر.........ی مرگبار… #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
🤬1
Forwarded from { CMO } چرکنویس مدیا🎈
🔴 ماکارانیهای خونین را تحریم کنید!
سه کارخانه تولید کننده ماکارانی در ایران در تصرف سه نفر از رانتخواران وابسته به جمهوری اسلامی است که در خون مردم ایران زده میشود تا بخورد عدهای دیگر از مردم ایران داده شود:
۱. تک ماکارون متعلق به #رضا_مطلبی_کاشانی اسپانسر مالی مسجد الغدیر پدر شوهر دختر کانادا نشین ابوترابی فرد امام جمعه موقت تهران که بیشتر تصاویرش را در شستشوی مسئولین به درک واصل شده جمهوری اسلامی در ملک احتشامیهاش دیدهاید.
۲. زر ماکارون متعلق به مرتضی سلطانی داماد رانتخوار #هاشمی_شاهرودی قاضی القضات جنایتکار جمهوری اسلامی که این روزها بدلیل نفوذش در عراق در حال قاچاق پولهای غارت شده مردم ایران توسط مسئولین جمهوری اسلامی به عراق و سفید کردن پولها برای ارسال به کشورهای ثالث مدنظر مسئولین دزد جمهوری اسلامی است.
۳. #سید_یاسر_میراحمدی مدیرعامل انسی ماکارون فرزند رانتخوار و دزد سردار #سید_مجید_میراحمدی از فرماندهان سپاه پاسداران که مدتی نیز فرمانده اداره اطلاعات سپاه بوده و اکنون دبیر شورای امنیت کشور و معاون #سردار_احمد_وحیدی وزیر کشور جنایتکار جمهوری اسلامی است.
این ماکارانی های آلوده به خون ملت ایران را #تحریم_کنید #نخرید تا #ورشکسته و #تعطیل شوند.
ماکارانی هایی که به خون #مهسا_امینی ها و #نوید_افکاری های ما ملت ایران آلوده هستند.
@Rfrens
https://youtu.be/Ws-GpApVpVA?si=wOPURQfqcJWN8Bov
حتما ویدو را ببینید 👆
#افشاگری
سه کارخانه تولید کننده ماکارانی در ایران در تصرف سه نفر از رانتخواران وابسته به جمهوری اسلامی است که در خون مردم ایران زده میشود تا بخورد عدهای دیگر از مردم ایران داده شود:
۱. تک ماکارون متعلق به #رضا_مطلبی_کاشانی اسپانسر مالی مسجد الغدیر پدر شوهر دختر کانادا نشین ابوترابی فرد امام جمعه موقت تهران که بیشتر تصاویرش را در شستشوی مسئولین به درک واصل شده جمهوری اسلامی در ملک احتشامیهاش دیدهاید.
۲. زر ماکارون متعلق به مرتضی سلطانی داماد رانتخوار #هاشمی_شاهرودی قاضی القضات جنایتکار جمهوری اسلامی که این روزها بدلیل نفوذش در عراق در حال قاچاق پولهای غارت شده مردم ایران توسط مسئولین جمهوری اسلامی به عراق و سفید کردن پولها برای ارسال به کشورهای ثالث مدنظر مسئولین دزد جمهوری اسلامی است.
۳. #سید_یاسر_میراحمدی مدیرعامل انسی ماکارون فرزند رانتخوار و دزد سردار #سید_مجید_میراحمدی از فرماندهان سپاه پاسداران که مدتی نیز فرمانده اداره اطلاعات سپاه بوده و اکنون دبیر شورای امنیت کشور و معاون #سردار_احمد_وحیدی وزیر کشور جنایتکار جمهوری اسلامی است.
این ماکارانی های آلوده به خون ملت ایران را #تحریم_کنید #نخرید تا #ورشکسته و #تعطیل شوند.
ماکارانی هایی که به خون #مهسا_امینی ها و #نوید_افکاری های ما ملت ایران آلوده هستند.
@Rfrens
https://youtu.be/Ws-GpApVpVA?si=wOPURQfqcJWN8Bov
حتما ویدو را ببینید 👆
#افشاگری
نامه تکاندهنده منوچهر فلاح زندانی سیاسی محکوم به اع.دام به « عسل» دختر ۱۶ سالهاش در سالروز تولد او!
نامهای که تحسین و ستایش هر ایرانی آزادهای را در برابر فداکاری انسان بزرگی که بهای شرافت یک ملت در زمانه حاکمیت سیاه و ویرانگر آخوندی را با تحمل درد و رنج دوری از عزیزانش در پشت میلههای زندان می پردازد، برمی انگیزد
نامهای که تحسین و ستایش هر ایرانی آزادهای را در برابر فداکاری انسان بزرگی که بهای شرافت یک ملت در زمانه حاکمیت سیاه و ویرانگر آخوندی را با تحمل درد و رنج دوری از عزیزانش در پشت میلههای زندان می پردازد، برمی انگیزد
😢1
خبرگر
نامه تکاندهنده منوچهر فلاح زندانی سیاسی محکوم به اع.دام به « عسل» دختر ۱۶ سالهاش در سالروز تولد او! نامهای که تحسین و ستایش هر ایرانی آزادهای را در برابر فداکاری انسان بزرگی که بهای شرافت یک ملت در زمانه حاکمیت سیاه و ویرانگر آخوندی را با تحمل درد و رنج…
منوچهر فلاح به دخترش عسل می نویسد:
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
عسل عزیزم
روزی که برای نخستین بار چشمانت را گشودی گویی جهان برای من روشن تر شد.
نخستین گریههایت لبخندهای کودکانهات آن لحظه که زبان گشودی و «بابا» گفتی نخستین قدمهایت و حتی زمین خوردنهایت همه و همه برای من معنای زندگی شدند. دیدن تو در هر لحظه امید و عشق را در دلم زنده میکرد.
اکنون شانزده ساله شدهای بزرگ شدهای و در آستانهی ورود به دنیای تازهای ایستادهای در حالی که سرزمینمان در زمستانی سخت و تاریک فرو رفته است. و من اینجا در زندان لاکان از پس میلههای سرد چشم انتظار تو هستم.
دختر عزیزم
شاید بارها این پرسش در ذهنت نقش بسته باشد که چرا پدر من؟ مگر او چه کرده که باید در زندان باشد؟
عسل جان مرا به جرمی که مرتکب نشدهام در بند کردهاند من نه حقی را پایمال کردهام نه ثروتی را غارت نه نانی را از سفرهی مردم برداشتهام. نه دکل نفتی دزدیدهام نه بر کرسی قضاوتی نشستهام که حکمهای ناعادلانه صادر کنم. تنها گناه من این بوده که به فقر نابرابری و بی عدالتی اعتراض کردهام که نخواستهام در برابر این همه ستم خاموش بمانم
اما در این مسیر نه آسیبی به کسی رساندهام و نه خشونتی به کار گرفتهام.
و حالا در آستانهی تولدت قاضی محمد علی درویش گفتار حکم اعـدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام. فقر و بی عدالتی آموزگاران من بوده اند و اکنون که این آگاهی در وجودم ریشه دوانده است سکوت در برابر آن را گناهی نابخشودنی میدانم.
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
دختر یگانهام عسل شیرینم تولدت مبارک
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
عسل عزیزم
روزی که برای نخستین بار چشمانت را گشودی گویی جهان برای من روشن تر شد.
نخستین گریههایت لبخندهای کودکانهات آن لحظه که زبان گشودی و «بابا» گفتی نخستین قدمهایت و حتی زمین خوردنهایت همه و همه برای من معنای زندگی شدند. دیدن تو در هر لحظه امید و عشق را در دلم زنده میکرد.
اکنون شانزده ساله شدهای بزرگ شدهای و در آستانهی ورود به دنیای تازهای ایستادهای در حالی که سرزمینمان در زمستانی سخت و تاریک فرو رفته است. و من اینجا در زندان لاکان از پس میلههای سرد چشم انتظار تو هستم.
دختر عزیزم
شاید بارها این پرسش در ذهنت نقش بسته باشد که چرا پدر من؟ مگر او چه کرده که باید در زندان باشد؟
عسل جان مرا به جرمی که مرتکب نشدهام در بند کردهاند من نه حقی را پایمال کردهام نه ثروتی را غارت نه نانی را از سفرهی مردم برداشتهام. نه دکل نفتی دزدیدهام نه بر کرسی قضاوتی نشستهام که حکمهای ناعادلانه صادر کنم. تنها گناه من این بوده که به فقر نابرابری و بی عدالتی اعتراض کردهام که نخواستهام در برابر این همه ستم خاموش بمانم
اما در این مسیر نه آسیبی به کسی رساندهام و نه خشونتی به کار گرفتهام.
و حالا در آستانهی تولدت قاضی محمد علی درویش گفتار حکم اعـدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام. فقر و بی عدالتی آموزگاران من بوده اند و اکنون که این آگاهی در وجودم ریشه دوانده است سکوت در برابر آن را گناهی نابخشودنی میدانم.
عسل عزیزم
روزی خورشید آزادی در این سرزمین طلوع خواهد کرد که بهایی سنگین برای آن پرداخته شود؛ و این بار قرعهی این بها به نام من افتاده است. بدان که امید همیشه زنده است و روزی میهنمان از بند ظلم و ستم رهایی خواهد یافت.
دختر یگانهام عسل شیرینم تولدت مبارک
❤2
این تصویر را فراموش کردید؟
در این سرزمین، دخترکی بلوچ، نه برای عروسک یا اسباب بازی یا خوراکی،
بلکه برای بی آبی گریه میکرد!! #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
در این سرزمین، دخترکی بلوچ، نه برای عروسک یا اسباب بازی یا خوراکی،
بلکه برای بی آبی گریه میکرد!! #زن_زندگی_آزادی
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#خامنهای_ضحاک
#دادخواهی
#دشمن_ما_همین_جاست
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#سپاه_تروریستی_پاسداران
😢3
سروش گرامی و اعضای محترم شورای ملی تصمیم ایران
کاملا درست می فرمائید.
همکنون در ایران سندیکاها و شوراهای ی کارگری، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران زحمتکش مستقل و زیر فشار نقش کلیدی را در این زمینه( کوشش برای حفظ نگهداری ایران و دفاع از حقوق مردمان ایران) ایفا میکنند، پیشنهاد میکنم، چه بهتر که تمامیت شورای ملی تصمیم ایران از این کوشش های صادقانه داخل کشور پشتیبانی کندو همواره مردم ایران را به پیوستن به این نهادهای مردمی که میتوانند ، محیط های کار و زندگی و همکاران و خانواده های اطراف خودشان را برنامه ریزی و مدیریت بکنند، بپیوندند!
ما باید صدای متشکل مستقل، منطقی و پر استقامت این بخش اصلی نهادهای شهروندی داخل ایران باشیم.
این پشتیبانی روزانه میتواند توجه بیشتر مردم و گروه های صادق پراکنده و نا امید ایران را به سوی این نهادهای واقعا موجود جلب کند. جرقه های امید را شعله ور کند.
این پشتیبانی می تواند حلقه واسط بین «شمتا» و اصلی ترین نیروی اجتماعی ایران که کارگران، کارمندان،با زنشستگان، جوانان، بیکار شدگان، مزدبگیران، دهقانان، زنان ، آموزگاران، سندیکاها ، شوراها و اتحادیه های آزاد کارگران، کانون های مستقل صنفی معلمان و فرهنگیان و زندانیان سیاسی ایران و خانواده های دادخواه و جوانان آرزومند زندگی بهتر در ایران بشود!
پشتیبانی از نیروهای تشکیلاتی شاخص اجتماعی که تاریخ مدرنیسم ایرانی را ( مثل دانشگاهیان و هنرمندان با سواد سندیکاهاو شوراهای ی کارگری یا کانون نویسندگان ایران یا تکنوکرات ها و کار آفرین های میهن دوست و مردمی) بر دوش می کشند، میتواند مسیر اجرایی کوشش های نوشتاری شما و تلاش های آینده نگرانه «شمتا» را بسوی مردمان ایران بگشاید!
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲/مرداد/۱۴۰۴
کاملا درست می فرمائید.
همکنون در ایران سندیکاها و شوراهای ی کارگری، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران زحمتکش مستقل و زیر فشار نقش کلیدی را در این زمینه( کوشش برای حفظ نگهداری ایران و دفاع از حقوق مردمان ایران) ایفا میکنند، پیشنهاد میکنم، چه بهتر که تمامیت شورای ملی تصمیم ایران از این کوشش های صادقانه داخل کشور پشتیبانی کندو همواره مردم ایران را به پیوستن به این نهادهای مردمی که میتوانند ، محیط های کار و زندگی و همکاران و خانواده های اطراف خودشان را برنامه ریزی و مدیریت بکنند، بپیوندند!
ما باید صدای متشکل مستقل، منطقی و پر استقامت این بخش اصلی نهادهای شهروندی داخل ایران باشیم.
این پشتیبانی روزانه میتواند توجه بیشتر مردم و گروه های صادق پراکنده و نا امید ایران را به سوی این نهادهای واقعا موجود جلب کند. جرقه های امید را شعله ور کند.
این پشتیبانی می تواند حلقه واسط بین «شمتا» و اصلی ترین نیروی اجتماعی ایران که کارگران، کارمندان،با زنشستگان، جوانان، بیکار شدگان، مزدبگیران، دهقانان، زنان ، آموزگاران، سندیکاها ، شوراها و اتحادیه های آزاد کارگران، کانون های مستقل صنفی معلمان و فرهنگیان و زندانیان سیاسی ایران و خانواده های دادخواه و جوانان آرزومند زندگی بهتر در ایران بشود!
پشتیبانی از نیروهای تشکیلاتی شاخص اجتماعی که تاریخ مدرنیسم ایرانی را ( مثل دانشگاهیان و هنرمندان با سواد سندیکاهاو شوراهای ی کارگری یا کانون نویسندگان ایران یا تکنوکرات ها و کار آفرین های میهن دوست و مردمی) بر دوش می کشند، میتواند مسیر اجرایی کوشش های نوشتاری شما و تلاش های آینده نگرانه «شمتا» را بسوی مردمان ایران بگشاید!
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲/مرداد/۱۴۰۴
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 کارگران شرکت واحد محروم از پاداشی که شهرداری به کارگران بهازای اشتغال در جنگ ۱۲ روزه داد
کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، در سالهای گذشته بارها به تبعیض در پرداختها میان کارگران رسمی شهرداری و سایر کارگران شاغل در شرکتهای زیرمجموعهی آن اعتراض کردهاند. با این وجود، زاکانی بار دیگر با بیاعتنایی به این اعتراضات، به کارگران رسمی شهرداری تهران بهازای اشتغال در دورهی ۱۲ روزهی جنگ، مبلغ ۸ میلیون تومان پاداش پرداخت کرده است.
این در حالیست که رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در طول آن ۱۲ روز، بیوقفه در خطوط حضور داشتند و در سختترین شرایط امنیتی، با جانفشانی و احساس مسئولیت اجتماعی، وظیفهی جابهجایی شهروندان را انجام دادند، اما این پاداش به آنها تعلق نگرفته است. تلاش این همکاران برای خدمترسانی به مردم بوده، نه مدیریتی که در آن روزها از صحنه غایب بود و شهر را ترک کرده بود، و نه شهردار. بدیهیست که همهی کارگران در بخشهای مختلف شهرداری سزاوار تقدیر و پاداشاند، اما تبعیض آشکار در عدم پرداخت این پاداش به رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، نهتنها غیرقابلقبول، بلکه بهشدت محکوم است.
سندیکای کارگران شرکت واحد نسبت به تبعیض میان کارگران رسمی شهرداری و کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله شرکت واحد اتوبوسرانی، به شهردار تهران و مدیریت شهری هشدار میدهد و اعلام میکند که تداوم این تصمیمات تبعیضآمیز و ناعادلانه، بدون شک اعتراضات کارگری در شرکت واحد را به دنبال خواهد داشت.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، در سالهای گذشته بارها به تبعیض در پرداختها میان کارگران رسمی شهرداری و سایر کارگران شاغل در شرکتهای زیرمجموعهی آن اعتراض کردهاند. با این وجود، زاکانی بار دیگر با بیاعتنایی به این اعتراضات، به کارگران رسمی شهرداری تهران بهازای اشتغال در دورهی ۱۲ روزهی جنگ، مبلغ ۸ میلیون تومان پاداش پرداخت کرده است.
این در حالیست که رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در طول آن ۱۲ روز، بیوقفه در خطوط حضور داشتند و در سختترین شرایط امنیتی، با جانفشانی و احساس مسئولیت اجتماعی، وظیفهی جابهجایی شهروندان را انجام دادند، اما این پاداش به آنها تعلق نگرفته است. تلاش این همکاران برای خدمترسانی به مردم بوده، نه مدیریتی که در آن روزها از صحنه غایب بود و شهر را ترک کرده بود، و نه شهردار. بدیهیست که همهی کارگران در بخشهای مختلف شهرداری سزاوار تقدیر و پاداشاند، اما تبعیض آشکار در عدم پرداخت این پاداش به رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، نهتنها غیرقابلقبول، بلکه بهشدت محکوم است.
سندیکای کارگران شرکت واحد نسبت به تبعیض میان کارگران رسمی شهرداری و کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله شرکت واحد اتوبوسرانی، به شهردار تهران و مدیریت شهری هشدار میدهد و اعلام میکند که تداوم این تصمیمات تبعیضآمیز و ناعادلانه، بدون شک اعتراضات کارگری در شرکت واحد را به دنبال خواهد داشت.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک جوان ایرانی که نظرش را در باره وضعیت کنونی و عکس العمل های بخش بزرگی از مردم ایران در رابطه با فلاکت هایی که رژیم اشغالگردست نشانده اسلامی بر سر مردم و ایران آورده است، بیان می کند!
https://t.me/khabargar
https://t.me/khabargar
❤2
کسی اینجور نوشت
انتخاب سادهای بود؛ میتوانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته ای را ترجیح دادیم. میشد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالیبافی خاکخوردهی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچههای سلیمانی به اقصی نقاط عالم پرواز دهند.
انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ میتوانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنبالهی موشکهایمان بشناسد جهان.
انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازهی یک جهان برق تولید کنیم. میشد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژیهای پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سختترینش بود: شکافتن هسته اتم!
انتخاب واضحی بود؛ میتوانستیم از چهار گوشهی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرتکش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عدهای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگانگیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد.
انتخاب بی دردسری بود؛ میشد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتیهای صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمانمان پا جای پای کشتیهای صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبندهتر تشخیص دادیم لابد.
انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا میبایست برداشت از آن کاسهی اشتراکی میبود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپارههایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه.
همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: میشد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنهتر بودند!
امیر رحمتی
انتخاب سادهای بود؛ میتوانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته ای را ترجیح دادیم. میشد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالیبافی خاکخوردهی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچههای سلیمانی به اقصی نقاط عالم پرواز دهند.
انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ میتوانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنبالهی موشکهایمان بشناسد جهان.
انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازهی یک جهان برق تولید کنیم. میشد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژیهای پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سختترینش بود: شکافتن هسته اتم!
انتخاب واضحی بود؛ میتوانستیم از چهار گوشهی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرتکش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عدهای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگانگیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد.
انتخاب بی دردسری بود؛ میشد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتیهای صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمانمان پا جای پای کشتیهای صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبندهتر تشخیص دادیم لابد.
انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا میبایست برداشت از آن کاسهی اشتراکی میبود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپارههایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه.
همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: میشد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنهتر بودند!
امیر رحمتی
❤4
با سلام و سپاس از دعوت به گروه
حتمن می توانیم
با صدای مشترک صدای سندیکاها و شوراها و دیگر نهادها و انجمن های صنفی سیاسی فرهنگی واقعی و حاضر در میدان پیکار داخل ایران باشیم. در خارج از کشور هم همه گروه های سیاسی را دعوت به مشارکت در همین زمینه کنیم.
در جنبش همبستگی ستمدیدگان دادخواه، و اتحاد دموکراسی خواهان ایران و شورای ملی تصمیم ایران هم می توانیم و ناچاریم بر روی واقعیات موجود داخل ایران تکیه کنیم. با پیشنهادهای جناب خاکساری گرامی که از کنشگران سندیکالیست انجمن های آموزگاران ایران بوده اند، کاملا موافقم. به نظر من شورای ملی تصمیم ایران میتواند در مذاکرات و تعامل با دیگر گروه ها پرچمدار این نگرش و پیشنهاد برای جلوگیری از هر گونه دیکتاتوری و دخالت های خارجی برای نابودی و تکه تکه کردن ایران باشد.
امید را می توان با جمع شدن به دور نهادهای شهروندی موجود مثل سندیکا شورا و انجمن های صنفی و سیاسی فرهنگی یا پدید آوردن این نهادها در هر کجا که هستیم تبدیل به واقعیت کنیم. تنها با تشکیل نهادهای مردمی مستقل و آزاد وپیوند زدن آنها با هم میتوان امید به زنده کردن زندگی خود و خانواده و هم میهنان و کشورمان ایران را داشته باشیم. نمونه این سندیکاهای زنده زیر فشار سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه و سندیکای کارگران فلزکار مکانیک، و هیات های بازگشایی و تشکیل سندیکاهای داخل کشور هستند. از بین اتحادیه های کارگری هم اتحادیه آزاد کارگران ایران در داخل کشور فعال است و هزینه میدهد . انجمن های صنفی مستقل (سندیکاهای مختلف معلمان ایران ) هم فعالند و هزینه میدهند. ابراهیم مددی سمبل کارگران سندیکایی تازه از زندان بیرون آمده است، اسماعیل گرامی مقدم سمبل کارگران بازنشسته سندیکالیست تازه از زندان بیرون آمده است. جعفر عظیم زاده سمبل اتحادیه آزاد کارگران تازه از زندان بیرون آمده، هاشم خواستار سمبل رهبری انجمن های صنفی(سندیکاهای) آموزگاران ایران دلاورانه در زندانهای خراسان در راه حقوق مردم ایران تلاش وایستادگی میکند. اسماعیل عبدی انسانی صادق و هزینه بده و با تجربه ، دبیرکل نهاد صنفی سراسر کشوری آموزگاران ایران بعنوان یک سندیکالیست شناخته شده جهانی، و عضو EI فدراسیون جهانی آموزش هم اکنون بعد از تحمل ده سال زندان همکنون در آلمان در کنار ماست، نرگس منصوری سندیکالیست شرکت واحد و عضو گروه ۲۴ امضا، تازه از زندان بیرون آمده و در مرخصی درمانی به سر می برد. خانواده های دادخواه که در مبارزه برای داد و آزادی هزینه میدهند، سمبل مقاومت در ایران هستند، «شمتا» میتواند با مطرح کردن این نهادها و این سمبل ها روزانه از مردم ایران
دعوت کند، که در گرد این سمبل ها و سندیکاها و انجمن ها و زندانیان سیاسی شاخص که سابقه کار تشکیلاتی و مدیریتی و سازماندهی دارند، جمع شوند و با استفاده از تجربیات موفق تاریخی و کنونی این نهاد ها جامعه را از کف میدان واقعیت ها تشویق به سازماندهی کنیم.
بدون سازماندهی اجتماعی و تشکیلات صنفی، سیاسی محلی، مثل انجمن های محلی شهر و روستا هیچ جنبش و انقلاب یا اتفاق واقعی که خود مردم و تکنوکراتهای مستقل و میهن دوست و مردمی، و دیگر نهادهای آنها در رهبری و مدیریت آن حضور سازمان یافته نداشته باشند به وقوع نمی پیوندد، و ایران رو به نابودی می رود.
مردم
سازمان یافته همه چیز
و مردم متفرق هیچ چیز
اگر تصور کنیم کشورهای دیگر برای منافع مردم ایران و یا برای آزادی و دموکراسی در ایران بی چشمداشت کاری میکنند، یعنی سیاست را نشناخته ایم. در جهان رقابت کشورها، کمپانی ها، کورپوریشین ها با هم و برای دستیابی میلیاردر ها به ثروت های هر چه بیشتر شاهدیم که چه جنایتهایی میکنند. حتا اقتصاد و زندگی اکثریت مردم آمریکا و هستی کره زمین را به خطر انداخته اند.
جهان را وارد دوران جنگهای بی پایان کرده اند!
کلید نجات ایران ما تنها خود مردم هستند که با دریافت آگاهی بیشتر در جهت منافع واقعی جمعی خود و گرفتن آموزش برای سازماندهی خود، می توانند این گردنه دشوار را پشت سر بگذارند، وگرنه با این وضعیت زیست محیطی که در ایران بوجود آورده اند، ایرانی باقی نخواهد ماند! رژیم اشغالگر دست نشانده اسلامی وظیفه نابود کردن ایران را به ثانیه های آخر رسانده است.
کس نخارد پشت من
جز ناخن انگشت من
با مهر و سپاس
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲۵ژولای ۲۰۲۵
حتمن می توانیم
با صدای مشترک صدای سندیکاها و شوراها و دیگر نهادها و انجمن های صنفی سیاسی فرهنگی واقعی و حاضر در میدان پیکار داخل ایران باشیم. در خارج از کشور هم همه گروه های سیاسی را دعوت به مشارکت در همین زمینه کنیم.
در جنبش همبستگی ستمدیدگان دادخواه، و اتحاد دموکراسی خواهان ایران و شورای ملی تصمیم ایران هم می توانیم و ناچاریم بر روی واقعیات موجود داخل ایران تکیه کنیم. با پیشنهادهای جناب خاکساری گرامی که از کنشگران سندیکالیست انجمن های آموزگاران ایران بوده اند، کاملا موافقم. به نظر من شورای ملی تصمیم ایران میتواند در مذاکرات و تعامل با دیگر گروه ها پرچمدار این نگرش و پیشنهاد برای جلوگیری از هر گونه دیکتاتوری و دخالت های خارجی برای نابودی و تکه تکه کردن ایران باشد.
امید را می توان با جمع شدن به دور نهادهای شهروندی موجود مثل سندیکا شورا و انجمن های صنفی و سیاسی فرهنگی یا پدید آوردن این نهادها در هر کجا که هستیم تبدیل به واقعیت کنیم. تنها با تشکیل نهادهای مردمی مستقل و آزاد وپیوند زدن آنها با هم میتوان امید به زنده کردن زندگی خود و خانواده و هم میهنان و کشورمان ایران را داشته باشیم. نمونه این سندیکاهای زنده زیر فشار سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه و سندیکای کارگران فلزکار مکانیک، و هیات های بازگشایی و تشکیل سندیکاهای داخل کشور هستند. از بین اتحادیه های کارگری هم اتحادیه آزاد کارگران ایران در داخل کشور فعال است و هزینه میدهد . انجمن های صنفی مستقل (سندیکاهای مختلف معلمان ایران ) هم فعالند و هزینه میدهند. ابراهیم مددی سمبل کارگران سندیکایی تازه از زندان بیرون آمده است، اسماعیل گرامی مقدم سمبل کارگران بازنشسته سندیکالیست تازه از زندان بیرون آمده است. جعفر عظیم زاده سمبل اتحادیه آزاد کارگران تازه از زندان بیرون آمده، هاشم خواستار سمبل رهبری انجمن های صنفی(سندیکاهای) آموزگاران ایران دلاورانه در زندانهای خراسان در راه حقوق مردم ایران تلاش وایستادگی میکند. اسماعیل عبدی انسانی صادق و هزینه بده و با تجربه ، دبیرکل نهاد صنفی سراسر کشوری آموزگاران ایران بعنوان یک سندیکالیست شناخته شده جهانی، و عضو EI فدراسیون جهانی آموزش هم اکنون بعد از تحمل ده سال زندان همکنون در آلمان در کنار ماست، نرگس منصوری سندیکالیست شرکت واحد و عضو گروه ۲۴ امضا، تازه از زندان بیرون آمده و در مرخصی درمانی به سر می برد. خانواده های دادخواه که در مبارزه برای داد و آزادی هزینه میدهند، سمبل مقاومت در ایران هستند، «شمتا» میتواند با مطرح کردن این نهادها و این سمبل ها روزانه از مردم ایران
دعوت کند، که در گرد این سمبل ها و سندیکاها و انجمن ها و زندانیان سیاسی شاخص که سابقه کار تشکیلاتی و مدیریتی و سازماندهی دارند، جمع شوند و با استفاده از تجربیات موفق تاریخی و کنونی این نهاد ها جامعه را از کف میدان واقعیت ها تشویق به سازماندهی کنیم.
بدون سازماندهی اجتماعی و تشکیلات صنفی، سیاسی محلی، مثل انجمن های محلی شهر و روستا هیچ جنبش و انقلاب یا اتفاق واقعی که خود مردم و تکنوکراتهای مستقل و میهن دوست و مردمی، و دیگر نهادهای آنها در رهبری و مدیریت آن حضور سازمان یافته نداشته باشند به وقوع نمی پیوندد، و ایران رو به نابودی می رود.
مردم
سازمان یافته همه چیز
و مردم متفرق هیچ چیز
اگر تصور کنیم کشورهای دیگر برای منافع مردم ایران و یا برای آزادی و دموکراسی در ایران بی چشمداشت کاری میکنند، یعنی سیاست را نشناخته ایم. در جهان رقابت کشورها، کمپانی ها، کورپوریشین ها با هم و برای دستیابی میلیاردر ها به ثروت های هر چه بیشتر شاهدیم که چه جنایتهایی میکنند. حتا اقتصاد و زندگی اکثریت مردم آمریکا و هستی کره زمین را به خطر انداخته اند.
جهان را وارد دوران جنگهای بی پایان کرده اند!
کلید نجات ایران ما تنها خود مردم هستند که با دریافت آگاهی بیشتر در جهت منافع واقعی جمعی خود و گرفتن آموزش برای سازماندهی خود، می توانند این گردنه دشوار را پشت سر بگذارند، وگرنه با این وضعیت زیست محیطی که در ایران بوجود آورده اند، ایرانی باقی نخواهد ماند! رژیم اشغالگر دست نشانده اسلامی وظیفه نابود کردن ایران را به ثانیه های آخر رسانده است.
کس نخارد پشت من
جز ناخن انگشت من
با مهر و سپاس
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲۵ژولای ۲۰۲۵
زلیخا موسوی، مادر حسن و حسین رونقی، می گوید بازجویان تلاش کردهاند تا حسن رونقی را وادار به اعترافات اجباری تلویزیونی کنند اما او نپذیرفته است.
او میگوید «برای حسن وثیقه صادر شده بود. روز گذشته گفتند که وثیقه آماده است و پدرش برای پیگیری رفت. اما امروز به او گفتند که دیگر خبری از آزادی نیست و قرار بازداشت حسن برای دو ماه دیگر تمدید شده است.
امروز حسن در تماس تلفنی با ما گفت که دو بازجو او را تحت فشار قرار دادهاند تا در تلویزیون اعتراف اجباری کند، متنی بنویسد، از نظام عذرخواهی کند و بگوید که اشتباه کرده است.
اما حسن نپذیرفته و گفته: «من قبول نمیکنم». بازجو تهدید کرده که اگر همکاری نکند، او را به زندان دیگری منتقل میکنند و بعد میگویند که «چاقو خورده» و خودش کشته شده است.»
این مادر در ادامه با اشاره به موارد جانباختن زندانیان و ادعای حکومت مبنی بر بیمار بودن یا خودکشی کردن، نسبت به جان فرزندش ابراز نگرانی میکند.
او با اشاره به فشارهای قبلی به خانواده تاکید میکند که فرزندانش بیگناه هستند و ضمن انتقاد شدید از حکومت خواستار آزادی فرزندانش و سایر زندانیان سیاسی میشود.
#زن_زندگی_آزادی
او میگوید «برای حسن وثیقه صادر شده بود. روز گذشته گفتند که وثیقه آماده است و پدرش برای پیگیری رفت. اما امروز به او گفتند که دیگر خبری از آزادی نیست و قرار بازداشت حسن برای دو ماه دیگر تمدید شده است.
امروز حسن در تماس تلفنی با ما گفت که دو بازجو او را تحت فشار قرار دادهاند تا در تلویزیون اعتراف اجباری کند، متنی بنویسد، از نظام عذرخواهی کند و بگوید که اشتباه کرده است.
اما حسن نپذیرفته و گفته: «من قبول نمیکنم». بازجو تهدید کرده که اگر همکاری نکند، او را به زندان دیگری منتقل میکنند و بعد میگویند که «چاقو خورده» و خودش کشته شده است.»
این مادر در ادامه با اشاره به موارد جانباختن زندانیان و ادعای حکومت مبنی بر بیمار بودن یا خودکشی کردن، نسبت به جان فرزندش ابراز نگرانی میکند.
او با اشاره به فشارهای قبلی به خانواده تاکید میکند که فرزندانش بیگناه هستند و ضمن انتقاد شدید از حکومت خواستار آزادی فرزندانش و سایر زندانیان سیاسی میشود.
#زن_زندگی_آزادی
👍3💩2
تداوم بیخبری از وضعیت علی یونسی، زندانی سیاسی ربوده شده در زندان
آیدا یونسی، خواهر دانشجوی زندانی علی یونسی که در جریان جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شده بود، روز دوشنبه ۳۰ تیرماه از تداوم بیخبری از وضعیت برادرش نوشت:
پس از حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی و خصوصا در پی حمله به زندان اوین، بسیاری از زندانیان سیاسی به دیگر زندانهای کشور منتقل شدند که از وضعیت آنان اطلاعاتی در دسترس نیست. این شرایط، نگرانیها نسبت به تشدید برخورد سرکوبآمیز حکومت با زندانیان سیاسی پس از جنگ دوازده روزه راافزایش داده است.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
آیدا یونسی، خواهر دانشجوی زندانی علی یونسی که در جریان جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شده بود، روز دوشنبه ۳۰ تیرماه از تداوم بیخبری از وضعیت برادرش نوشت:
«ديروز زمان "دادگاه" براى پرونده اى جديد براى على يونسى و امیرحسین مرادی بود، اما على را به جلسه دادگاه نياوردند. بیش از یک ماه از ربوده شدن برادرم از بند ۴ زندان اوین میگذرد و جز یک تماس کوتاه با مادرم در ۲۱ روز پیش، هیچ خبری از او نداریم. ديروز مادرم با امید دیدن فرزندش حتی از دور، به محل دادگاه رفت اما پشت درهای بسته ماند. وكلا به عدم حضور على اعتراض كردند. علی کجاست و چرا او را از اولیه ترین حقوقش مثل حق تماس با خانواده و وکیل محروم میکنید؟»
پس از حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی و خصوصا در پی حمله به زندان اوین، بسیاری از زندانیان سیاسی به دیگر زندانهای کشور منتقل شدند که از وضعیت آنان اطلاعاتی در دسترس نیست. این شرایط، نگرانیها نسبت به تشدید برخورد سرکوبآمیز حکومت با زندانیان سیاسی پس از جنگ دوازده روزه راافزایش داده است.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
💩2🔥1
تهدید مسلحانه خواهر دادخواه جاویدنام مهران بصیر توانا همراه با کودک ۷سالهاش در ورودی صومعهسرا
شامگاه سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، مهسا بصیر توانا، خواهر زندهیاد مهران توانا، همراه با دختر ۷ سالهاش، در مسیر ورودی صومعهسرا، توسط یک مزدور نقابدار و مسلح جمهوری اسلامی، در ایستبازرسی به شکلی خشونتآمیز و تهدیدآمیز متوقف شد.
به گزارش هیرکانی، این حادثه زمانی رخ داد که مهسا بصیر توانا با خودروی شخصی و در حال حرکت به سمت منزل بستگان خود بود. او پس از اعلام نزدیکی محل اقامت به ایست، با راهنمایی مامور به مسیر خاکی هدایت شد، اما در کمال ناباوری، یک مزدور نقابدار «شاید ۱۸ ساله» با اسلحهی آماده شلیک، مستقیماً آن را به سمت کودک خردسال او نشانه رفت.
مهسا بصیر توانا در روایت خود از این حادثه نوشته است که «دخترم از ترس خشک شده بود» و این صحنه موجب ترس و وحشت شدید کودک شده، بهطوریکه تا صبح نتوانسته بخوابد. او گفته پس از اعتراض به مأمور، پاسخی جز «برو مشکلی نیست» دریافت نکرده و مأموران، بدون ارائه توضیح یا مستند قانونی، اقدام به تهدید کردهاند.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
شامگاه سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، مهسا بصیر توانا، خواهر زندهیاد مهران توانا، همراه با دختر ۷ سالهاش، در مسیر ورودی صومعهسرا، توسط یک مزدور نقابدار و مسلح جمهوری اسلامی، در ایستبازرسی به شکلی خشونتآمیز و تهدیدآمیز متوقف شد.
به گزارش هیرکانی، این حادثه زمانی رخ داد که مهسا بصیر توانا با خودروی شخصی و در حال حرکت به سمت منزل بستگان خود بود. او پس از اعلام نزدیکی محل اقامت به ایست، با راهنمایی مامور به مسیر خاکی هدایت شد، اما در کمال ناباوری، یک مزدور نقابدار «شاید ۱۸ ساله» با اسلحهی آماده شلیک، مستقیماً آن را به سمت کودک خردسال او نشانه رفت.
مهسا بصیر توانا در روایت خود از این حادثه نوشته است که «دخترم از ترس خشک شده بود» و این صحنه موجب ترس و وحشت شدید کودک شده، بهطوریکه تا صبح نتوانسته بخوابد. او گفته پس از اعتراض به مأمور، پاسخی جز «برو مشکلی نیست» دریافت نکرده و مأموران، بدون ارائه توضیح یا مستند قانونی، اقدام به تهدید کردهاند.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
😢2🔥1