سروش گرامی و اعضای محترم شورای ملی تصمیم ایران
کاملا درست می فرمائید.
همکنون در ایران سندیکاها و شوراهای ی کارگری، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران زحمتکش مستقل و زیر فشار نقش کلیدی را در این زمینه( کوشش برای حفظ نگهداری ایران و دفاع از حقوق مردمان ایران) ایفا میکنند، پیشنهاد میکنم، چه بهتر که تمامیت شورای ملی تصمیم ایران از این کوشش های صادقانه داخل کشور پشتیبانی کندو همواره مردم ایران را به پیوستن به این نهادهای مردمی که میتوانند ، محیط های کار و زندگی و همکاران و خانواده های اطراف خودشان را برنامه ریزی و مدیریت بکنند، بپیوندند!
ما باید صدای متشکل مستقل، منطقی و پر استقامت این بخش اصلی نهادهای شهروندی داخل ایران باشیم.
این پشتیبانی روزانه میتواند توجه بیشتر مردم و گروه های صادق پراکنده و نا امید ایران را به سوی این نهادهای واقعا موجود جلب کند. جرقه های امید را شعله ور کند.
این پشتیبانی می تواند حلقه واسط بین «شمتا» و اصلی ترین نیروی اجتماعی ایران که کارگران، کارمندان،با زنشستگان، جوانان، بیکار شدگان، مزدبگیران، دهقانان، زنان ، آموزگاران، سندیکاها ، شوراها و اتحادیه های آزاد کارگران، کانون های مستقل صنفی معلمان و فرهنگیان و زندانیان سیاسی ایران و خانواده های دادخواه و جوانان آرزومند زندگی بهتر در ایران بشود!
پشتیبانی از نیروهای تشکیلاتی شاخص اجتماعی که تاریخ مدرنیسم ایرانی را ( مثل دانشگاهیان و هنرمندان با سواد سندیکاهاو شوراهای ی کارگری یا کانون نویسندگان ایران یا تکنوکرات ها و کار آفرین های میهن دوست و مردمی) بر دوش می کشند، میتواند مسیر اجرایی کوشش های نوشتاری شما و تلاش های آینده نگرانه «شمتا» را بسوی مردمان ایران بگشاید!
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲/مرداد/۱۴۰۴
کاملا درست می فرمائید.
همکنون در ایران سندیکاها و شوراهای ی کارگری، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران زحمتکش مستقل و زیر فشار نقش کلیدی را در این زمینه( کوشش برای حفظ نگهداری ایران و دفاع از حقوق مردمان ایران) ایفا میکنند، پیشنهاد میکنم، چه بهتر که تمامیت شورای ملی تصمیم ایران از این کوشش های صادقانه داخل کشور پشتیبانی کندو همواره مردم ایران را به پیوستن به این نهادهای مردمی که میتوانند ، محیط های کار و زندگی و همکاران و خانواده های اطراف خودشان را برنامه ریزی و مدیریت بکنند، بپیوندند!
ما باید صدای متشکل مستقل، منطقی و پر استقامت این بخش اصلی نهادهای شهروندی داخل ایران باشیم.
این پشتیبانی روزانه میتواند توجه بیشتر مردم و گروه های صادق پراکنده و نا امید ایران را به سوی این نهادهای واقعا موجود جلب کند. جرقه های امید را شعله ور کند.
این پشتیبانی می تواند حلقه واسط بین «شمتا» و اصلی ترین نیروی اجتماعی ایران که کارگران، کارمندان،با زنشستگان، جوانان، بیکار شدگان، مزدبگیران، دهقانان، زنان ، آموزگاران، سندیکاها ، شوراها و اتحادیه های آزاد کارگران، کانون های مستقل صنفی معلمان و فرهنگیان و زندانیان سیاسی ایران و خانواده های دادخواه و جوانان آرزومند زندگی بهتر در ایران بشود!
پشتیبانی از نیروهای تشکیلاتی شاخص اجتماعی که تاریخ مدرنیسم ایرانی را ( مثل دانشگاهیان و هنرمندان با سواد سندیکاهاو شوراهای ی کارگری یا کانون نویسندگان ایران یا تکنوکرات ها و کار آفرین های میهن دوست و مردمی) بر دوش می کشند، میتواند مسیر اجرایی کوشش های نوشتاری شما و تلاش های آینده نگرانه «شمتا» را بسوی مردمان ایران بگشاید!
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲/مرداد/۱۴۰۴
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
🔴 کارگران شرکت واحد محروم از پاداشی که شهرداری به کارگران بهازای اشتغال در جنگ ۱۲ روزه داد
کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، در سالهای گذشته بارها به تبعیض در پرداختها میان کارگران رسمی شهرداری و سایر کارگران شاغل در شرکتهای زیرمجموعهی آن اعتراض کردهاند. با این وجود، زاکانی بار دیگر با بیاعتنایی به این اعتراضات، به کارگران رسمی شهرداری تهران بهازای اشتغال در دورهی ۱۲ روزهی جنگ، مبلغ ۸ میلیون تومان پاداش پرداخت کرده است.
این در حالیست که رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در طول آن ۱۲ روز، بیوقفه در خطوط حضور داشتند و در سختترین شرایط امنیتی، با جانفشانی و احساس مسئولیت اجتماعی، وظیفهی جابهجایی شهروندان را انجام دادند، اما این پاداش به آنها تعلق نگرفته است. تلاش این همکاران برای خدمترسانی به مردم بوده، نه مدیریتی که در آن روزها از صحنه غایب بود و شهر را ترک کرده بود، و نه شهردار. بدیهیست که همهی کارگران در بخشهای مختلف شهرداری سزاوار تقدیر و پاداشاند، اما تبعیض آشکار در عدم پرداخت این پاداش به رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، نهتنها غیرقابلقبول، بلکه بهشدت محکوم است.
سندیکای کارگران شرکت واحد نسبت به تبعیض میان کارگران رسمی شهرداری و کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله شرکت واحد اتوبوسرانی، به شهردار تهران و مدیریت شهری هشدار میدهد و اعلام میکند که تداوم این تصمیمات تبعیضآمیز و ناعادلانه، بدون شک اعتراضات کارگری در شرکت واحد را به دنبال خواهد داشت.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، در سالهای گذشته بارها به تبعیض در پرداختها میان کارگران رسمی شهرداری و سایر کارگران شاغل در شرکتهای زیرمجموعهی آن اعتراض کردهاند. با این وجود، زاکانی بار دیگر با بیاعتنایی به این اعتراضات، به کارگران رسمی شهرداری تهران بهازای اشتغال در دورهی ۱۲ روزهی جنگ، مبلغ ۸ میلیون تومان پاداش پرداخت کرده است.
این در حالیست که رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در طول آن ۱۲ روز، بیوقفه در خطوط حضور داشتند و در سختترین شرایط امنیتی، با جانفشانی و احساس مسئولیت اجتماعی، وظیفهی جابهجایی شهروندان را انجام دادند، اما این پاداش به آنها تعلق نگرفته است. تلاش این همکاران برای خدمترسانی به مردم بوده، نه مدیریتی که در آن روزها از صحنه غایب بود و شهر را ترک کرده بود، و نه شهردار. بدیهیست که همهی کارگران در بخشهای مختلف شهرداری سزاوار تقدیر و پاداشاند، اما تبعیض آشکار در عدم پرداخت این پاداش به رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد، نهتنها غیرقابلقبول، بلکه بهشدت محکوم است.
سندیکای کارگران شرکت واحد نسبت به تبعیض میان کارگران رسمی شهرداری و کارگران شرکتهای زیرمجموعهی شهرداری تهران، از جمله شرکت واحد اتوبوسرانی، به شهردار تهران و مدیریت شهری هشدار میدهد و اعلام میکند که تداوم این تصمیمات تبعیضآمیز و ناعادلانه، بدون شک اعتراضات کارگری در شرکت واحد را به دنبال خواهد داشت.
به امید برقراری صلح و عدالت در ایران و سراسر جهان.
چارهی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
اول مرداد ۱۴۰۴
https://twitter.com/VahedSyndicate
htps://www.instagram.com/vahedsyndica/
vsyndica@gmail.com
https://t.me/vahedsyndica
@Vahed_Syndica
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک جوان ایرانی که نظرش را در باره وضعیت کنونی و عکس العمل های بخش بزرگی از مردم ایران در رابطه با فلاکت هایی که رژیم اشغالگردست نشانده اسلامی بر سر مردم و ایران آورده است، بیان می کند!
https://t.me/khabargar
https://t.me/khabargar
❤2
کسی اینجور نوشت
انتخاب سادهای بود؛ میتوانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته ای را ترجیح دادیم. میشد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالیبافی خاکخوردهی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچههای سلیمانی به اقصی نقاط عالم پرواز دهند.
انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ میتوانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنبالهی موشکهایمان بشناسد جهان.
انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازهی یک جهان برق تولید کنیم. میشد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژیهای پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سختترینش بود: شکافتن هسته اتم!
انتخاب واضحی بود؛ میتوانستیم از چهار گوشهی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرتکش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عدهای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگانگیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد.
انتخاب بی دردسری بود؛ میشد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتیهای صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمانمان پا جای پای کشتیهای صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبندهتر تشخیص دادیم لابد.
انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا میبایست برداشت از آن کاسهی اشتراکی میبود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپارههایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه.
همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: میشد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنهتر بودند!
امیر رحمتی
انتخاب سادهای بود؛ میتوانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته ای را ترجیح دادیم. میشد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالیبافی خاکخوردهی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچههای سلیمانی به اقصی نقاط عالم پرواز دهند.
انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ میتوانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنبالهی موشکهایمان بشناسد جهان.
انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازهی یک جهان برق تولید کنیم. میشد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژیهای پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سختترینش بود: شکافتن هسته اتم!
انتخاب واضحی بود؛ میتوانستیم از چهار گوشهی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرتکش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عدهای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگانگیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد.
انتخاب بی دردسری بود؛ میشد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتیهای صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمانمان پا جای پای کشتیهای صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبندهتر تشخیص دادیم لابد.
انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا میبایست برداشت از آن کاسهی اشتراکی میبود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپارههایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه.
همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: میشد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنهتر بودند!
امیر رحمتی
❤4
با سلام و سپاس از دعوت به گروه
حتمن می توانیم
با صدای مشترک صدای سندیکاها و شوراها و دیگر نهادها و انجمن های صنفی سیاسی فرهنگی واقعی و حاضر در میدان پیکار داخل ایران باشیم. در خارج از کشور هم همه گروه های سیاسی را دعوت به مشارکت در همین زمینه کنیم.
در جنبش همبستگی ستمدیدگان دادخواه، و اتحاد دموکراسی خواهان ایران و شورای ملی تصمیم ایران هم می توانیم و ناچاریم بر روی واقعیات موجود داخل ایران تکیه کنیم. با پیشنهادهای جناب خاکساری گرامی که از کنشگران سندیکالیست انجمن های آموزگاران ایران بوده اند، کاملا موافقم. به نظر من شورای ملی تصمیم ایران میتواند در مذاکرات و تعامل با دیگر گروه ها پرچمدار این نگرش و پیشنهاد برای جلوگیری از هر گونه دیکتاتوری و دخالت های خارجی برای نابودی و تکه تکه کردن ایران باشد.
امید را می توان با جمع شدن به دور نهادهای شهروندی موجود مثل سندیکا شورا و انجمن های صنفی و سیاسی فرهنگی یا پدید آوردن این نهادها در هر کجا که هستیم تبدیل به واقعیت کنیم. تنها با تشکیل نهادهای مردمی مستقل و آزاد وپیوند زدن آنها با هم میتوان امید به زنده کردن زندگی خود و خانواده و هم میهنان و کشورمان ایران را داشته باشیم. نمونه این سندیکاهای زنده زیر فشار سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه و سندیکای کارگران فلزکار مکانیک، و هیات های بازگشایی و تشکیل سندیکاهای داخل کشور هستند. از بین اتحادیه های کارگری هم اتحادیه آزاد کارگران ایران در داخل کشور فعال است و هزینه میدهد . انجمن های صنفی مستقل (سندیکاهای مختلف معلمان ایران ) هم فعالند و هزینه میدهند. ابراهیم مددی سمبل کارگران سندیکایی تازه از زندان بیرون آمده است، اسماعیل گرامی مقدم سمبل کارگران بازنشسته سندیکالیست تازه از زندان بیرون آمده است. جعفر عظیم زاده سمبل اتحادیه آزاد کارگران تازه از زندان بیرون آمده، هاشم خواستار سمبل رهبری انجمن های صنفی(سندیکاهای) آموزگاران ایران دلاورانه در زندانهای خراسان در راه حقوق مردم ایران تلاش وایستادگی میکند. اسماعیل عبدی انسانی صادق و هزینه بده و با تجربه ، دبیرکل نهاد صنفی سراسر کشوری آموزگاران ایران بعنوان یک سندیکالیست شناخته شده جهانی، و عضو EI فدراسیون جهانی آموزش هم اکنون بعد از تحمل ده سال زندان همکنون در آلمان در کنار ماست، نرگس منصوری سندیکالیست شرکت واحد و عضو گروه ۲۴ امضا، تازه از زندان بیرون آمده و در مرخصی درمانی به سر می برد. خانواده های دادخواه که در مبارزه برای داد و آزادی هزینه میدهند، سمبل مقاومت در ایران هستند، «شمتا» میتواند با مطرح کردن این نهادها و این سمبل ها روزانه از مردم ایران
دعوت کند، که در گرد این سمبل ها و سندیکاها و انجمن ها و زندانیان سیاسی شاخص که سابقه کار تشکیلاتی و مدیریتی و سازماندهی دارند، جمع شوند و با استفاده از تجربیات موفق تاریخی و کنونی این نهاد ها جامعه را از کف میدان واقعیت ها تشویق به سازماندهی کنیم.
بدون سازماندهی اجتماعی و تشکیلات صنفی، سیاسی محلی، مثل انجمن های محلی شهر و روستا هیچ جنبش و انقلاب یا اتفاق واقعی که خود مردم و تکنوکراتهای مستقل و میهن دوست و مردمی، و دیگر نهادهای آنها در رهبری و مدیریت آن حضور سازمان یافته نداشته باشند به وقوع نمی پیوندد، و ایران رو به نابودی می رود.
مردم
سازمان یافته همه چیز
و مردم متفرق هیچ چیز
اگر تصور کنیم کشورهای دیگر برای منافع مردم ایران و یا برای آزادی و دموکراسی در ایران بی چشمداشت کاری میکنند، یعنی سیاست را نشناخته ایم. در جهان رقابت کشورها، کمپانی ها، کورپوریشین ها با هم و برای دستیابی میلیاردر ها به ثروت های هر چه بیشتر شاهدیم که چه جنایتهایی میکنند. حتا اقتصاد و زندگی اکثریت مردم آمریکا و هستی کره زمین را به خطر انداخته اند.
جهان را وارد دوران جنگهای بی پایان کرده اند!
کلید نجات ایران ما تنها خود مردم هستند که با دریافت آگاهی بیشتر در جهت منافع واقعی جمعی خود و گرفتن آموزش برای سازماندهی خود، می توانند این گردنه دشوار را پشت سر بگذارند، وگرنه با این وضعیت زیست محیطی که در ایران بوجود آورده اند، ایرانی باقی نخواهد ماند! رژیم اشغالگر دست نشانده اسلامی وظیفه نابود کردن ایران را به ثانیه های آخر رسانده است.
کس نخارد پشت من
جز ناخن انگشت من
با مهر و سپاس
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲۵ژولای ۲۰۲۵
حتمن می توانیم
با صدای مشترک صدای سندیکاها و شوراها و دیگر نهادها و انجمن های صنفی سیاسی فرهنگی واقعی و حاضر در میدان پیکار داخل ایران باشیم. در خارج از کشور هم همه گروه های سیاسی را دعوت به مشارکت در همین زمینه کنیم.
در جنبش همبستگی ستمدیدگان دادخواه، و اتحاد دموکراسی خواهان ایران و شورای ملی تصمیم ایران هم می توانیم و ناچاریم بر روی واقعیات موجود داخل ایران تکیه کنیم. با پیشنهادهای جناب خاکساری گرامی که از کنشگران سندیکالیست انجمن های آموزگاران ایران بوده اند، کاملا موافقم. به نظر من شورای ملی تصمیم ایران میتواند در مذاکرات و تعامل با دیگر گروه ها پرچمدار این نگرش و پیشنهاد برای جلوگیری از هر گونه دیکتاتوری و دخالت های خارجی برای نابودی و تکه تکه کردن ایران باشد.
امید را می توان با جمع شدن به دور نهادهای شهروندی موجود مثل سندیکا شورا و انجمن های صنفی و سیاسی فرهنگی یا پدید آوردن این نهادها در هر کجا که هستیم تبدیل به واقعیت کنیم. تنها با تشکیل نهادهای مردمی مستقل و آزاد وپیوند زدن آنها با هم میتوان امید به زنده کردن زندگی خود و خانواده و هم میهنان و کشورمان ایران را داشته باشیم. نمونه این سندیکاهای زنده زیر فشار سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه و سندیکای کارگران فلزکار مکانیک، و هیات های بازگشایی و تشکیل سندیکاهای داخل کشور هستند. از بین اتحادیه های کارگری هم اتحادیه آزاد کارگران ایران در داخل کشور فعال است و هزینه میدهد . انجمن های صنفی مستقل (سندیکاهای مختلف معلمان ایران ) هم فعالند و هزینه میدهند. ابراهیم مددی سمبل کارگران سندیکایی تازه از زندان بیرون آمده است، اسماعیل گرامی مقدم سمبل کارگران بازنشسته سندیکالیست تازه از زندان بیرون آمده است. جعفر عظیم زاده سمبل اتحادیه آزاد کارگران تازه از زندان بیرون آمده، هاشم خواستار سمبل رهبری انجمن های صنفی(سندیکاهای) آموزگاران ایران دلاورانه در زندانهای خراسان در راه حقوق مردم ایران تلاش وایستادگی میکند. اسماعیل عبدی انسانی صادق و هزینه بده و با تجربه ، دبیرکل نهاد صنفی سراسر کشوری آموزگاران ایران بعنوان یک سندیکالیست شناخته شده جهانی، و عضو EI فدراسیون جهانی آموزش هم اکنون بعد از تحمل ده سال زندان همکنون در آلمان در کنار ماست، نرگس منصوری سندیکالیست شرکت واحد و عضو گروه ۲۴ امضا، تازه از زندان بیرون آمده و در مرخصی درمانی به سر می برد. خانواده های دادخواه که در مبارزه برای داد و آزادی هزینه میدهند، سمبل مقاومت در ایران هستند، «شمتا» میتواند با مطرح کردن این نهادها و این سمبل ها روزانه از مردم ایران
دعوت کند، که در گرد این سمبل ها و سندیکاها و انجمن ها و زندانیان سیاسی شاخص که سابقه کار تشکیلاتی و مدیریتی و سازماندهی دارند، جمع شوند و با استفاده از تجربیات موفق تاریخی و کنونی این نهاد ها جامعه را از کف میدان واقعیت ها تشویق به سازماندهی کنیم.
بدون سازماندهی اجتماعی و تشکیلات صنفی، سیاسی محلی، مثل انجمن های محلی شهر و روستا هیچ جنبش و انقلاب یا اتفاق واقعی که خود مردم و تکنوکراتهای مستقل و میهن دوست و مردمی، و دیگر نهادهای آنها در رهبری و مدیریت آن حضور سازمان یافته نداشته باشند به وقوع نمی پیوندد، و ایران رو به نابودی می رود.
مردم
سازمان یافته همه چیز
و مردم متفرق هیچ چیز
اگر تصور کنیم کشورهای دیگر برای منافع مردم ایران و یا برای آزادی و دموکراسی در ایران بی چشمداشت کاری میکنند، یعنی سیاست را نشناخته ایم. در جهان رقابت کشورها، کمپانی ها، کورپوریشین ها با هم و برای دستیابی میلیاردر ها به ثروت های هر چه بیشتر شاهدیم که چه جنایتهایی میکنند. حتا اقتصاد و زندگی اکثریت مردم آمریکا و هستی کره زمین را به خطر انداخته اند.
جهان را وارد دوران جنگهای بی پایان کرده اند!
کلید نجات ایران ما تنها خود مردم هستند که با دریافت آگاهی بیشتر در جهت منافع واقعی جمعی خود و گرفتن آموزش برای سازماندهی خود، می توانند این گردنه دشوار را پشت سر بگذارند، وگرنه با این وضعیت زیست محیطی که در ایران بوجود آورده اند، ایرانی باقی نخواهد ماند! رژیم اشغالگر دست نشانده اسلامی وظیفه نابود کردن ایران را به ثانیه های آخر رسانده است.
کس نخارد پشت من
جز ناخن انگشت من
با مهر و سپاس
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲۵ژولای ۲۰۲۵
زلیخا موسوی، مادر حسن و حسین رونقی، می گوید بازجویان تلاش کردهاند تا حسن رونقی را وادار به اعترافات اجباری تلویزیونی کنند اما او نپذیرفته است.
او میگوید «برای حسن وثیقه صادر شده بود. روز گذشته گفتند که وثیقه آماده است و پدرش برای پیگیری رفت. اما امروز به او گفتند که دیگر خبری از آزادی نیست و قرار بازداشت حسن برای دو ماه دیگر تمدید شده است.
امروز حسن در تماس تلفنی با ما گفت که دو بازجو او را تحت فشار قرار دادهاند تا در تلویزیون اعتراف اجباری کند، متنی بنویسد، از نظام عذرخواهی کند و بگوید که اشتباه کرده است.
اما حسن نپذیرفته و گفته: «من قبول نمیکنم». بازجو تهدید کرده که اگر همکاری نکند، او را به زندان دیگری منتقل میکنند و بعد میگویند که «چاقو خورده» و خودش کشته شده است.»
این مادر در ادامه با اشاره به موارد جانباختن زندانیان و ادعای حکومت مبنی بر بیمار بودن یا خودکشی کردن، نسبت به جان فرزندش ابراز نگرانی میکند.
او با اشاره به فشارهای قبلی به خانواده تاکید میکند که فرزندانش بیگناه هستند و ضمن انتقاد شدید از حکومت خواستار آزادی فرزندانش و سایر زندانیان سیاسی میشود.
#زن_زندگی_آزادی
او میگوید «برای حسن وثیقه صادر شده بود. روز گذشته گفتند که وثیقه آماده است و پدرش برای پیگیری رفت. اما امروز به او گفتند که دیگر خبری از آزادی نیست و قرار بازداشت حسن برای دو ماه دیگر تمدید شده است.
امروز حسن در تماس تلفنی با ما گفت که دو بازجو او را تحت فشار قرار دادهاند تا در تلویزیون اعتراف اجباری کند، متنی بنویسد، از نظام عذرخواهی کند و بگوید که اشتباه کرده است.
اما حسن نپذیرفته و گفته: «من قبول نمیکنم». بازجو تهدید کرده که اگر همکاری نکند، او را به زندان دیگری منتقل میکنند و بعد میگویند که «چاقو خورده» و خودش کشته شده است.»
این مادر در ادامه با اشاره به موارد جانباختن زندانیان و ادعای حکومت مبنی بر بیمار بودن یا خودکشی کردن، نسبت به جان فرزندش ابراز نگرانی میکند.
او با اشاره به فشارهای قبلی به خانواده تاکید میکند که فرزندانش بیگناه هستند و ضمن انتقاد شدید از حکومت خواستار آزادی فرزندانش و سایر زندانیان سیاسی میشود.
#زن_زندگی_آزادی
👍3💩2
تداوم بیخبری از وضعیت علی یونسی، زندانی سیاسی ربوده شده در زندان
آیدا یونسی، خواهر دانشجوی زندانی علی یونسی که در جریان جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شده بود، روز دوشنبه ۳۰ تیرماه از تداوم بیخبری از وضعیت برادرش نوشت:
پس از حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی و خصوصا در پی حمله به زندان اوین، بسیاری از زندانیان سیاسی به دیگر زندانهای کشور منتقل شدند که از وضعیت آنان اطلاعاتی در دسترس نیست. این شرایط، نگرانیها نسبت به تشدید برخورد سرکوبآمیز حکومت با زندانیان سیاسی پس از جنگ دوازده روزه راافزایش داده است.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
آیدا یونسی، خواهر دانشجوی زندانی علی یونسی که در جریان جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شده بود، روز دوشنبه ۳۰ تیرماه از تداوم بیخبری از وضعیت برادرش نوشت:
«ديروز زمان "دادگاه" براى پرونده اى جديد براى على يونسى و امیرحسین مرادی بود، اما على را به جلسه دادگاه نياوردند. بیش از یک ماه از ربوده شدن برادرم از بند ۴ زندان اوین میگذرد و جز یک تماس کوتاه با مادرم در ۲۱ روز پیش، هیچ خبری از او نداریم. ديروز مادرم با امید دیدن فرزندش حتی از دور، به محل دادگاه رفت اما پشت درهای بسته ماند. وكلا به عدم حضور على اعتراض كردند. علی کجاست و چرا او را از اولیه ترین حقوقش مثل حق تماس با خانواده و وکیل محروم میکنید؟»
پس از حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی و خصوصا در پی حمله به زندان اوین، بسیاری از زندانیان سیاسی به دیگر زندانهای کشور منتقل شدند که از وضعیت آنان اطلاعاتی در دسترس نیست. این شرایط، نگرانیها نسبت به تشدید برخورد سرکوبآمیز حکومت با زندانیان سیاسی پس از جنگ دوازده روزه راافزایش داده است.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
💩2🔥1
تهدید مسلحانه خواهر دادخواه جاویدنام مهران بصیر توانا همراه با کودک ۷سالهاش در ورودی صومعهسرا
شامگاه سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، مهسا بصیر توانا، خواهر زندهیاد مهران توانا، همراه با دختر ۷ سالهاش، در مسیر ورودی صومعهسرا، توسط یک مزدور نقابدار و مسلح جمهوری اسلامی، در ایستبازرسی به شکلی خشونتآمیز و تهدیدآمیز متوقف شد.
به گزارش هیرکانی، این حادثه زمانی رخ داد که مهسا بصیر توانا با خودروی شخصی و در حال حرکت به سمت منزل بستگان خود بود. او پس از اعلام نزدیکی محل اقامت به ایست، با راهنمایی مامور به مسیر خاکی هدایت شد، اما در کمال ناباوری، یک مزدور نقابدار «شاید ۱۸ ساله» با اسلحهی آماده شلیک، مستقیماً آن را به سمت کودک خردسال او نشانه رفت.
مهسا بصیر توانا در روایت خود از این حادثه نوشته است که «دخترم از ترس خشک شده بود» و این صحنه موجب ترس و وحشت شدید کودک شده، بهطوریکه تا صبح نتوانسته بخوابد. او گفته پس از اعتراض به مأمور، پاسخی جز «برو مشکلی نیست» دریافت نکرده و مأموران، بدون ارائه توضیح یا مستند قانونی، اقدام به تهدید کردهاند.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
شامگاه سهشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، مهسا بصیر توانا، خواهر زندهیاد مهران توانا، همراه با دختر ۷ سالهاش، در مسیر ورودی صومعهسرا، توسط یک مزدور نقابدار و مسلح جمهوری اسلامی، در ایستبازرسی به شکلی خشونتآمیز و تهدیدآمیز متوقف شد.
به گزارش هیرکانی، این حادثه زمانی رخ داد که مهسا بصیر توانا با خودروی شخصی و در حال حرکت به سمت منزل بستگان خود بود. او پس از اعلام نزدیکی محل اقامت به ایست، با راهنمایی مامور به مسیر خاکی هدایت شد، اما در کمال ناباوری، یک مزدور نقابدار «شاید ۱۸ ساله» با اسلحهی آماده شلیک، مستقیماً آن را به سمت کودک خردسال او نشانه رفت.
مهسا بصیر توانا در روایت خود از این حادثه نوشته است که «دخترم از ترس خشک شده بود» و این صحنه موجب ترس و وحشت شدید کودک شده، بهطوریکه تا صبح نتوانسته بخوابد. او گفته پس از اعتراض به مأمور، پاسخی جز «برو مشکلی نیست» دریافت نکرده و مأموران، بدون ارائه توضیح یا مستند قانونی، اقدام به تهدید کردهاند.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
😢2🔥1
🔴 وزارت امور خارجه آمریکا: جمهوری اسلامی باید فورا خشونت علیه زندانیان سیاسی را متوقف و تمامی آنها را آزاد کند
وزارت خارجه ایالات متحده در بیانیهای هشدارآمیز اعلام کرد که جمهوری اسلامی جان نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، و سایر زندانیان سیاسی را تهدید میکند. این نهاد با محکوم کردن استفاده از خشونت علیه زندانیان عقیدتی، خواستار آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی شد.
🔴ترجمه پست وزارت خارجه:
رژیم ایران جان نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، و سایر زندانیان سیاسی ایرانی را تهدید میکند. جمهوری اسلامی باید استفاده از خشونت برای ساکتکردن زندانیان سیاسی را متوقف کند و باید فوراً همه آنها را آزاد کند.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
وزارت خارجه ایالات متحده در بیانیهای هشدارآمیز اعلام کرد که جمهوری اسلامی جان نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، و سایر زندانیان سیاسی را تهدید میکند. این نهاد با محکوم کردن استفاده از خشونت علیه زندانیان عقیدتی، خواستار آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی شد.
🔴ترجمه پست وزارت خارجه:
رژیم ایران جان نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، و سایر زندانیان سیاسی ایرانی را تهدید میکند. جمهوری اسلامی باید استفاده از خشونت برای ساکتکردن زندانیان سیاسی را متوقف کند و باید فوراً همه آنها را آزاد کند.
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبر مردم به نقطه پایان رسید!
شعار مرگ بر دیکتاتور در مترو علی آباد و خزانه تهران
چهارشنبه اول مرداد، جمعی از شهروندان معترض در ایستگاههای مترو علیآباد و خزانه تهران پس از تحمل تاخیرهای طولانیمدت، با فریادهای «مرگ بر دیکتاتور» خشم خود را به حاکمیت نشان دادند.
این صداهای اعتراضی نشان از انفجار نارضایتی عمیق و خشم فروخورده مردم از بیکفایتی و فساد حاکمیت دارد که دیگر تحملشان به سر آمده است.
این حرکت اعتراضی هشدار جدی به حکومت است؛ سکوت پایان یافته و خشم خیابانی در راه است!
شعار مرگ بر دیکتاتور در مترو علی آباد و خزانه تهران
چهارشنبه اول مرداد، جمعی از شهروندان معترض در ایستگاههای مترو علیآباد و خزانه تهران پس از تحمل تاخیرهای طولانیمدت، با فریادهای «مرگ بر دیکتاتور» خشم خود را به حاکمیت نشان دادند.
این صداهای اعتراضی نشان از انفجار نارضایتی عمیق و خشم فروخورده مردم از بیکفایتی و فساد حاکمیت دارد که دیگر تحملشان به سر آمده است.
این حرکت اعتراضی هشدار جدی به حکومت است؛ سکوت پایان یافته و خشم خیابانی در راه است!
👍4
صدور حکم اعدام برای یعقوب درخشان؛ نشانهای از گسترش سرکوب و روند فراقانونی دادرسی در ایران
صدور حکم اعدام برای یک زندانی سیاسی در زندان لاکان رشت
یعقوب درخشان، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی لاکان رشت، به اتهام «بغی» از سوی دادگاه انقلاب و به ریاست قاضی درویشگفتار به اعدام محکوم شد. این حکم روز پنجشنبه، دوم مردادماه ۱۴۰۴، به او ابلاغ شد و بهسرعت نگرانیهای گستردهای در میان خانواده، دوستان و نهادهای حقوق بشری ایجاد کرد.
دادگاه یعقوب درخشان بهشدت غیرشفاف و شتابزده برگزار شده است. روند رسیدگی به پرونده نهتنها حضوری نبوده، بلکه از طریق ویدئوکنفرانس و در مدت زمانی کوتاه انجام گرفته است؛ روندی که نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه به شمار میآید.
این اتهام سنگین «بغی» علیه یعقوب درخشان مطرح شد؛ اتهامی که طبق قوانین دیکتاتوری حاکم میتواند مستقیماً به صدور حکم اعدام منجر شود. نزدیکان او میگویند که هیچ مدرک تازه یا مستند جدیدی ارائه نشده و این تغییر ناگهانی اتهام تنها برای توجیه سرکوب شدیدتر بوده است.
صدور حکم اعدام برای یک زندانی سیاسی در زندان لاکان رشت
یعقوب درخشان، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی لاکان رشت، به اتهام «بغی» از سوی دادگاه انقلاب و به ریاست قاضی درویشگفتار به اعدام محکوم شد. این حکم روز پنجشنبه، دوم مردادماه ۱۴۰۴، به او ابلاغ شد و بهسرعت نگرانیهای گستردهای در میان خانواده، دوستان و نهادهای حقوق بشری ایجاد کرد.
دادگاه یعقوب درخشان بهشدت غیرشفاف و شتابزده برگزار شده است. روند رسیدگی به پرونده نهتنها حضوری نبوده، بلکه از طریق ویدئوکنفرانس و در مدت زمانی کوتاه انجام گرفته است؛ روندی که نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه به شمار میآید.
این اتهام سنگین «بغی» علیه یعقوب درخشان مطرح شد؛ اتهامی که طبق قوانین دیکتاتوری حاکم میتواند مستقیماً به صدور حکم اعدام منجر شود. نزدیکان او میگویند که هیچ مدرک تازه یا مستند جدیدی ارائه نشده و این تغییر ناگهانی اتهام تنها برای توجیه سرکوب شدیدتر بوده است.
😢2😡2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران
#مرگ_بر_خامنه_ای
#خامنه_ای_ضحاک_میکشمیت_زیر_خاک
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی
#ابوالفضل_آدینه_زاده
مرضیه، خواهر جاویدنام ابوالفضل آدینهزاده، در متنی کوتاه، به کشته شدن برادرش توسط عوامل حکومت اشاره کرد و آدرس دشمن واقعی مردم ایران را در داخل ایران داد. او نوشت:
«نه تو جنگ بود، نه تو حملهی خارجی. توی خیابونهای همین سرزمین، برادر هفدهسالهم ابوالفضل آدینهزاده به دست همین جانیهای حکومت کشته شد. نه دشمن خارجی، #دشمن_ما_همینجاست »
marzie_adinezade
ـ دشمن مردم ما، حکومتی که معترضان بی دفاع را با گلوله میکشد، حکومتی که ایران را ویران کرده، حالا با وارد شدن در یک جنگ، ابایی از ویرانی بیشتر ایران عزیز ندارد.
تنها راه رهایی از این ویرانی، سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی توسط مردم
#مرگ_بر_خامنه_ای
#خامنه_ای_ضحاک_میکشمیت_زیر_خاک
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
#زن_زندگی_آزادی
#ابوالفضل_آدینه_زاده
مرضیه، خواهر جاویدنام ابوالفضل آدینهزاده، در متنی کوتاه، به کشته شدن برادرش توسط عوامل حکومت اشاره کرد و آدرس دشمن واقعی مردم ایران را در داخل ایران داد. او نوشت:
«نه تو جنگ بود، نه تو حملهی خارجی. توی خیابونهای همین سرزمین، برادر هفدهسالهم ابوالفضل آدینهزاده به دست همین جانیهای حکومت کشته شد. نه دشمن خارجی، #دشمن_ما_همینجاست »
marzie_adinezade
ـ دشمن مردم ما، حکومتی که معترضان بی دفاع را با گلوله میکشد، حکومتی که ایران را ویران کرده، حالا با وارد شدن در یک جنگ، ابایی از ویرانی بیشتر ایران عزیز ندارد.
تنها راه رهایی از این ویرانی، سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی توسط مردم
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جوانان و مردم به تنگ آمده از شرایط مرگ آور ایران که رژیم اسلامی پدید آورده است، به هر ریسمانی چنگ می زنند.
اگر با خانواده ها، با دوستان، با بچه محل های خود همفکری کنند. همکاری کنند، مشورت کنند، حلقه های مخفی انجمن های محلی و کاری را شکل بدهند، و دور تشکل های سندیکایی و شورایی کارگران معلمان پرستاران، کارمندان ، جمع بشویم.
از آنها سازماندهی مردمی را بیاموزیم ، میتوانیم در دگرگونی وضع موجود بسود خودمان که مردم هستیم با همکاری تکنوکرات های متخصص میتوانیم تاثیر گذار باشیم. تسخیر مراکز قدرت و ثروت گام اول پیروزی میتواند باشد!
https://t.me/khabargar
اگر با خانواده ها، با دوستان، با بچه محل های خود همفکری کنند. همکاری کنند، مشورت کنند، حلقه های مخفی انجمن های محلی و کاری را شکل بدهند، و دور تشکل های سندیکایی و شورایی کارگران معلمان پرستاران، کارمندان ، جمع بشویم.
از آنها سازماندهی مردمی را بیاموزیم ، میتوانیم در دگرگونی وضع موجود بسود خودمان که مردم هستیم با همکاری تکنوکرات های متخصص میتوانیم تاثیر گذار باشیم. تسخیر مراکز قدرت و ثروت گام اول پیروزی میتواند باشد!
https://t.me/khabargar
👍2
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
گرما زدگی و مسمومیت غذایی در پروژه ها!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، گرمازدگی و مسمومیت غذایی ۲ عامل اصلی بیماری کارگران پروژه ای در عسلویه و مناطق گرم در تابستان می باشد. که یکی از عادی ترین اتفاقات در طول تابستان برای شرکت های پیمانکاری است.
از سال ۹۷ تاکنون دهها نامه در مورد وضعیت غذایی نامناسب در تابستان از سوی نماینده کارگران پروژه ای آقای مازیار گیلانی نژاد و صدها گزارش از سوی سندیکای کارگری به وزارت کار و بازرسی نفت داده شده است.
در طی روزهای اخیر بسیاری از کارگران گرما زده شده اند. هر چند ما آماری از تعداد مراجعه کنندگان به درمانگاههای کنگان و عسلویه نداریم اما روزانه دهها کارگر به دلیل گرمازدگی به این درمانگاه ها اعزام می شوند. بیهوشی به دلیل گرمازدگی در حین کار در تابستان هر روزه در هر پروژه ای رخ می دهد. رطوبت و گرمای گاه ۶۰ درجه و بیشتر همه کارگران پروژه ای، رسمی، ارکان ثالث و دیگر کارکنان را در معرض انواع بیماری ها قرار داده است.
در این هنگامه مرگ و تلاش که سودش به جیب پیمانکاران و مافیای نفت می رود فقط جان کارگران است که ارزش ندارد. و از سوی شرکت نفت و بازرسی وزارت کار نادیده گرفته می شود.
در روزهایی که کارگران عسلویه و خوزستان به کار در دمای بالا معترض هستند بسیاری از پیمانکاران بی اعتنا به شرایط وحشتناک آب و هوایی، کارگران را بدون سایبان و یا گذاشتن تهویه مناسب و یا حتا شربت های مناسب، آنان را وادار به کار در این شرایط سخت کرده و به آن افتخار می کنند.
چه افتخاری است در دمایی که کار کردن در آن غیرانسانی است؟؟
دوستان کارگر،
مصرف مایعات در شرایطی که عامل زیانآور گرما وجود دارد، نباید صرفاً به صورت مصرف و نوشیدن آب یخ باشد. مصرف آب و شربتهای خاصی که در آنها نمک هم وجود دارد، ضروری است؛ زیرا کارگری که به طور مرتب عرق میکند، علاوه بر مقادیر زیاد آب، مقادیر قابل توجهی نیز نمک و املاح ضروری در فرآیند تعریق خود از دست میدهد که باید تامین شود.
هیچ کارگری طبق قانون کار نباید در دمای بیش از ۵۰ درجه کار کند این را قانون می گوید. در این شرایط کار کردن و جیب کارفرما را پر کردن هیچ افتخاری ندارد. آن هم کارفرمایی که به قانون تمکین نمی کند.
بازرسی وزارت کار و طب کار پیمانکار به کارگران نمی گوید در اینگونه دماها کار کردن چه عوارضی دارد. چه بر سر پوست، مو، کلیه، چشم، شش ها می آید. آیا کارگر می داند بعد از ۱۵ سال کار به کم بینی، پیر چشمی مبتلا خواهد شد؟؟ سرطان پوست می گیرد؟؟؟ کلیه های خود را به دلیل عرق زیاد به انواع بیماری ها مبتلا می کند؟؟ اکثرن با مشکلات ریوی دست به گریبان خواهند بود؟؟ آیا در روزگار پیری پیمانکار قدردان کارش خواهد بود؟؟
توصیه سندیکا به کارگران این است:
در صورت گرمای بیش از ۵۰ درجه کار را تعطیل کنید تا پیمانکار شرایط کار را مناسب کند این را قانون کار می گوید.
دوستان طب کار و ایمنی در پروژه ها:
طبق قانون کار، به اداره کار اطلاع دهید شرایط برای کار مناسب نیست و برای کارگر خطر جانی دارد تا اداره کار و بازرسی نفت اقدام به تعطیلی کارگاه کنند.
هیات تحریریه مجله کارگری پیام سندیکا
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، گرمازدگی و مسمومیت غذایی ۲ عامل اصلی بیماری کارگران پروژه ای در عسلویه و مناطق گرم در تابستان می باشد. که یکی از عادی ترین اتفاقات در طول تابستان برای شرکت های پیمانکاری است.
از سال ۹۷ تاکنون دهها نامه در مورد وضعیت غذایی نامناسب در تابستان از سوی نماینده کارگران پروژه ای آقای مازیار گیلانی نژاد و صدها گزارش از سوی سندیکای کارگری به وزارت کار و بازرسی نفت داده شده است.
در طی روزهای اخیر بسیاری از کارگران گرما زده شده اند. هر چند ما آماری از تعداد مراجعه کنندگان به درمانگاههای کنگان و عسلویه نداریم اما روزانه دهها کارگر به دلیل گرمازدگی به این درمانگاه ها اعزام می شوند. بیهوشی به دلیل گرمازدگی در حین کار در تابستان هر روزه در هر پروژه ای رخ می دهد. رطوبت و گرمای گاه ۶۰ درجه و بیشتر همه کارگران پروژه ای، رسمی، ارکان ثالث و دیگر کارکنان را در معرض انواع بیماری ها قرار داده است.
در این هنگامه مرگ و تلاش که سودش به جیب پیمانکاران و مافیای نفت می رود فقط جان کارگران است که ارزش ندارد. و از سوی شرکت نفت و بازرسی وزارت کار نادیده گرفته می شود.
در روزهایی که کارگران عسلویه و خوزستان به کار در دمای بالا معترض هستند بسیاری از پیمانکاران بی اعتنا به شرایط وحشتناک آب و هوایی، کارگران را بدون سایبان و یا گذاشتن تهویه مناسب و یا حتا شربت های مناسب، آنان را وادار به کار در این شرایط سخت کرده و به آن افتخار می کنند.
چه افتخاری است در دمایی که کار کردن در آن غیرانسانی است؟؟
دوستان کارگر،
مصرف مایعات در شرایطی که عامل زیانآور گرما وجود دارد، نباید صرفاً به صورت مصرف و نوشیدن آب یخ باشد. مصرف آب و شربتهای خاصی که در آنها نمک هم وجود دارد، ضروری است؛ زیرا کارگری که به طور مرتب عرق میکند، علاوه بر مقادیر زیاد آب، مقادیر قابل توجهی نیز نمک و املاح ضروری در فرآیند تعریق خود از دست میدهد که باید تامین شود.
هیچ کارگری طبق قانون کار نباید در دمای بیش از ۵۰ درجه کار کند این را قانون می گوید. در این شرایط کار کردن و جیب کارفرما را پر کردن هیچ افتخاری ندارد. آن هم کارفرمایی که به قانون تمکین نمی کند.
بازرسی وزارت کار و طب کار پیمانکار به کارگران نمی گوید در اینگونه دماها کار کردن چه عوارضی دارد. چه بر سر پوست، مو، کلیه، چشم، شش ها می آید. آیا کارگر می داند بعد از ۱۵ سال کار به کم بینی، پیر چشمی مبتلا خواهد شد؟؟ سرطان پوست می گیرد؟؟؟ کلیه های خود را به دلیل عرق زیاد به انواع بیماری ها مبتلا می کند؟؟ اکثرن با مشکلات ریوی دست به گریبان خواهند بود؟؟ آیا در روزگار پیری پیمانکار قدردان کارش خواهد بود؟؟
توصیه سندیکا به کارگران این است:
در صورت گرمای بیش از ۵۰ درجه کار را تعطیل کنید تا پیمانکار شرایط کار را مناسب کند این را قانون کار می گوید.
دوستان طب کار و ایمنی در پروژه ها:
طبق قانون کار، به اداره کار اطلاع دهید شرایط برای کار مناسب نیست و برای کارگر خطر جانی دارد تا اداره کار و بازرسی نفت اقدام به تعطیلی کارگاه کنند.
هیات تحریریه مجله کارگری پیام سندیکا
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
😭2
✅ متنی قابل تامل
ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ ١٩٥٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ، ﺭﻭﻡ ﺑﻪ ﺍﻭﺭﺷﻠﻴﻢ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩ، ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﻭﻳﺮﺍﻥ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﮔﻰ ﮔﺮﻓﺖ .
ﺣﺪﻭﺩ ٤٥ ﺗﺎ ٦٠ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ، ﺑﺮﺍﻯ ﺳﺎﺧﺘﻦ *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺑﺨﺶ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺍﻓﺘﺘﺎﺣﻴﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺎ ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﻴﻮﺍﻥ ﻏﻴﺮﺍﻫﻠﻰ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪ .
ﺩﺭ ﻛﻮﻟﺴﻴﻮﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺑﻮﺩ، ﻛﻪ ﺩﻳد بسیار ﺑﺪﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺎﺍﻣﻦ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﻙ بوﺩ، ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻫﺎﻳﻰ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﻯ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﻴﺸﺪﻧﺪ
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ٥٠ ﻣﺘﺮﻯ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺳﻘﻮﻃﻰ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﻣﻦ ﺑﻮﺩ . ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺳﻨﮕﻰ ﻣﻰ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ .
ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ، ﻣﺤﻞ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﺟﺸﻨﻬﺎﻯ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﺑﻮﺩ .
ﺩﺭ ﻃﻰ ﺍﻳﻦ ﺟﺸﻨﻬﺎ، ﻛﻪ ﻫﺮباﺭ ١٠٠ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ، ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﺭﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﮔﻼﺩﻳﺎﺗﻮﺭﻫﺎ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﮔﻼﺩﻳﻮﺗﻮﺭﻫﺎ، ﻛﻪ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﻰ ﺑﻪ ٢٢ ﺳﺎﻟﮕﻰ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪ، ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ .
ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺸﺘﺎﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﻣﻴﺒﺮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻃﻰ ﻫﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﺸﻦ ﻫﺎ ﺣﺪﻭﺩ ٥ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﻼﺩﻳﻮﺗﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺟﺸﻦ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺤﻜﻮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻯ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﺭﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﻮﻧﺪ .
ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻫﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺁﺩﻣﻴﺎﻥِ تیره ﺑﺨﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻛﻞ،
*ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ٥٠٠ ﺗﺎ ٧٠٠ ﻫﺰﺍﺭ ﮔﻼﺩﻳﺎﺗﻮﺭ، ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﻛﻠﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ* .
ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﭼﻬﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻌﻰ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻗﺘﻠﮕﺎﻩ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ، ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﻣﺤﺒﻮﺑﺘﺮﻳﻦ ﺑﻨﺎﻯ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ، ﻧﻤﺎﺩ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺭﻭﻣﻰ ﺍﺳﺖ .
ﻫﻤﻪ ﺭوﻣﻴﺎﻥ،ایتاﻟﻴﺎیی ها ﻭ ﺣﺘﻰ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻴﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ . !
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٠٠٧، ﺩﺭ ﻃﻰ ﻳﻚ ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﻰ ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻜﺼﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ، *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺟﺰﻭ ٧ ﺍﺛﺮ* ﺑﺮﺗﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﺷﺪ .!!!
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٠١١، ﻣﺒﻠﻎ ٢٥ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻳﻮﺭﻭ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﻯ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﻭ ﭼﻨﺪ ﻛﺎﺭ
ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺟﺰﻳﻰ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺷﺪ .
ﻳﻚ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻗﺪﻳﻤﻰ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎﻳﻰ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ :
*" تازﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ".*
ﺣﺪﻭﺩ ٦٠٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ، ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ *ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ* ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ .
*-ﺍﺛﺮﻯ ﭘﺮﺷﻜﻮﻩ ﺑﺎ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻯ ١٧٥ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺘﺮ - ٨ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻛﻞ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻯ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﻨﺪﻫﺎﻯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻜﺎﺭ - ﺧﺸﺖ ﻫﺎﻯ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ
*-ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻫﻴﭻ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻯ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ*.
ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ، ﻣﻬﻨﺪﺳﺎﻥ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺷﺮﺍﻳﻂِ ﻛﺎﺭﻯِ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﺮﻯ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪﻧﺪ .
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﺟﺸﻨﻬﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ،تیرگان* مهرگان* سده* و نوروز
ﻛﻪ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ *ﺁﺷﺘﻰ، ﻣﻬﺮ، ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺩﺍﺭﺩ*، ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻴﺪﺍﺷﺘﻨﺪ .
ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺎﺭﻩ ﻫﺎﻯ ﺣﻚ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎ ﻭ ﺳﻨﮕﻬﺎﻯ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ *ﺟﺸﻨﻬﺎ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻣﻴﺘﻮﻟﻮﮊﻯ ﺯﻳﺒﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰاست.*
درتصاویرحکاکی شده برسنگ نبشته های تخت جمشید ،
هیچکس خشمگین وعصبانی نیست،
هیچکس سوار بر اسب نیست،
هیچکس رادرحال تعظیم نمی بینید،
هیچ زمان برده داری در ایران رسم نبوده،
درمیان این همه پیکر تراشیده شده، حتی یک نقش،تصویر وچهره ی برهنه وجود ندارد.
*ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻣﺮﻛﺰ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ* .
ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ، ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ واپسگرایان ﻭ ﺑﺮﺧﻰ ﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮ مذهبی، ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﻨﺮﻯ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻏﻴﺮﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭ ﻧﺎﺑﺨﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ۳۲ ﻫﺰﺍﺭ ﻟﻮﺡ ﮔﻠﯽ ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﺷﺮﺡ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎﯼ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ، تمام ،سنگ تراشان ،مهندسان وﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ، چه ایرانی و چه خارجی ، ﺑا توجه به ﺗﺨﺼﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﺍشته اند ﺣﻘﻮﻕ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ می کرده اند ،
*ﻣﻠﺘﯽ ﻻﯾﻖ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﺍﻋﯿﻪ ﺩﺍﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻔﺘﺨﺮند ﻭ ﻣﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻟﻌﻦ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻇﻠﻢ ﻭ ﺳﺘﻢ ﺟﺒﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﯿﺪاﻧﯿﻢ*.
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﯿﭻ ﻣﻠﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻤﺮ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﻣﻠﯿﺖ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺧﻮﺩ ﻧﺒﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻳﻢ.
ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ کاسه ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﮐﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﻭلی ﻣﺎ ﺗﭙﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺤﻮﻃﻪ ﻫﺎﯼ ۷۰۰۰ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﺪﻧﯿﺖ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ آﻥ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﻮﺩﺭ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﻲ کنیم !!
ﺗﻔﺎﻭﺕ
*ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎ!!!*
ﺗﻔﺎﻭﺕ
*( ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ) ﺑﺎ( ﮐﻮﻟﻮﺳﯿﻮﻡ)*
*"ایران زمانی شاهکار انسانیت بود"*؛؛؛؛؛(((دوست خوبم برای روشنگری و بیدار شدن مغزها لطفاً اگه مطالب رو پسنیدی و ارزشمند بود برای دیگران هم بفرستید, ،،،به امید فردای روشن
ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ ١٩٥٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ، ﺭﻭﻡ ﺑﻪ ﺍﻭﺭﺷﻠﻴﻢ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩ، ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﻭﻳﺮﺍﻥ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﮔﻰ ﮔﺮﻓﺖ .
ﺣﺪﻭﺩ ٤٥ ﺗﺎ ٦٠ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ، ﺑﺮﺍﻯ ﺳﺎﺧﺘﻦ *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺑﺨﺶ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺍﻓﺘﺘﺎﺣﻴﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺎ ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﻴﻮﺍﻥ ﻏﻴﺮﺍﻫﻠﻰ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪ .
ﺩﺭ ﻛﻮﻟﺴﻴﻮﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺑﻮﺩ، ﻛﻪ ﺩﻳد بسیار ﺑﺪﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺎﺍﻣﻦ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﻙ بوﺩ، ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻫﺎﻳﻰ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﻯ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﻴﺸﺪﻧﺪ
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ٥٠ ﻣﺘﺮﻯ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺳﻘﻮﻃﻰ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﻣﻦ ﺑﻮﺩ . ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺳﻨﮕﻰ ﻣﻰ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ .
ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ، ﻣﺤﻞ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﺟﺸﻨﻬﺎﻯ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﺑﻮﺩ .
ﺩﺭ ﻃﻰ ﺍﻳﻦ ﺟﺸﻨﻬﺎ، ﻛﻪ ﻫﺮباﺭ ١٠٠ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ، ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﺭﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﮔﻼﺩﻳﺎﺗﻮﺭﻫﺎ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﮔﻼﺩﻳﻮﺗﻮﺭﻫﺎ، ﻛﻪ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﻰ ﺑﻪ ٢٢ ﺳﺎﻟﮕﻰ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪ، ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ .
ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺸﺘﺎﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﻣﻴﺒﺮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻃﻰ ﻫﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﺸﻦ ﻫﺎ ﺣﺪﻭﺩ ٥ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﻼﺩﻳﻮﺗﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺟﺸﻦ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺤﻜﻮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻯ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﺭﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﻮﻧﺪ .
ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻫﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺁﺩﻣﻴﺎﻥِ تیره ﺑﺨﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻛﻞ،
*ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ٥٠٠ ﺗﺎ ٧٠٠ ﻫﺰﺍﺭ ﮔﻼﺩﻳﺎﺗﻮﺭ، ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﻛﻠﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ* .
ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﭼﻬﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻌﻰ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻗﺘﻠﮕﺎﻩ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ، ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﻣﺤﺒﻮﺑﺘﺮﻳﻦ ﺑﻨﺎﻯ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ، ﻧﻤﺎﺩ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺭﻭﻣﻰ ﺍﺳﺖ .
ﻫﻤﻪ ﺭوﻣﻴﺎﻥ،ایتاﻟﻴﺎیی ها ﻭ ﺣﺘﻰ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻴﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ . !
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٠٠٧، ﺩﺭ ﻃﻰ ﻳﻚ ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﻰ ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻜﺼﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ، *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺟﺰﻭ ٧ ﺍﺛﺮ* ﺑﺮﺗﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﺷﺪ .!!!
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٠١١، ﻣﺒﻠﻎ ٢٥ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻳﻮﺭﻭ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﻯ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﻭ ﭼﻨﺪ ﻛﺎﺭ
ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺟﺰﻳﻰ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺷﺪ .
ﻳﻚ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻗﺪﻳﻤﻰ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎﻳﻰ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ :
*" تازﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ".*
ﺣﺪﻭﺩ ٦٠٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ، ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ *ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ* ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ .
*-ﺍﺛﺮﻯ ﭘﺮﺷﻜﻮﻩ ﺑﺎ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻯ ١٧٥ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺘﺮ - ٨ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻛﻞ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻯ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﻨﺪﻫﺎﻯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻜﺎﺭ - ﺧﺸﺖ ﻫﺎﻯ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ
*-ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻫﻴﭻ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻯ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ*.
ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ، ﻣﻬﻨﺪﺳﺎﻥ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺷﺮﺍﻳﻂِ ﻛﺎﺭﻯِ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﺮﻯ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪﻧﺪ .
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﺟﺸﻨﻬﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ،تیرگان* مهرگان* سده* و نوروز
ﻛﻪ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ *ﺁﺷﺘﻰ، ﻣﻬﺮ، ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺩﺍﺭﺩ*، ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻴﺪﺍﺷﺘﻨﺪ .
ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺎﺭﻩ ﻫﺎﻯ ﺣﻚ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎ ﻭ ﺳﻨﮕﻬﺎﻯ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ *ﺟﺸﻨﻬﺎ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻣﻴﺘﻮﻟﻮﮊﻯ ﺯﻳﺒﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰاست.*
درتصاویرحکاکی شده برسنگ نبشته های تخت جمشید ،
هیچکس خشمگین وعصبانی نیست،
هیچکس سوار بر اسب نیست،
هیچکس رادرحال تعظیم نمی بینید،
هیچ زمان برده داری در ایران رسم نبوده،
درمیان این همه پیکر تراشیده شده، حتی یک نقش،تصویر وچهره ی برهنه وجود ندارد.
*ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻣﺮﻛﺰ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ* .
ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ، ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ واپسگرایان ﻭ ﺑﺮﺧﻰ ﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮ مذهبی، ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﻨﺮﻯ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻏﻴﺮﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭ ﻧﺎﺑﺨﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ۳۲ ﻫﺰﺍﺭ ﻟﻮﺡ ﮔﻠﯽ ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﺷﺮﺡ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎﯼ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ، تمام ،سنگ تراشان ،مهندسان وﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ، چه ایرانی و چه خارجی ، ﺑا توجه به ﺗﺨﺼﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﺍشته اند ﺣﻘﻮﻕ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ می کرده اند ،
*ﻣﻠﺘﯽ ﻻﯾﻖ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﺍﻋﯿﻪ ﺩﺍﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻔﺘﺨﺮند ﻭ ﻣﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻟﻌﻦ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻇﻠﻢ ﻭ ﺳﺘﻢ ﺟﺒﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﯿﺪاﻧﯿﻢ*.
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﯿﭻ ﻣﻠﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻤﺮ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﻣﻠﯿﺖ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺧﻮﺩ ﻧﺒﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻳﻢ.
ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ کاسه ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﮐﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﻭلی ﻣﺎ ﺗﭙﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺤﻮﻃﻪ ﻫﺎﯼ ۷۰۰۰ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﺪﻧﯿﺖ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ آﻥ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﻮﺩﺭ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﻲ کنیم !!
ﺗﻔﺎﻭﺕ
*ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎ!!!*
ﺗﻔﺎﻭﺕ
*( ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ) ﺑﺎ( ﮐﻮﻟﻮﺳﯿﻮﻡ)*
*"ایران زمانی شاهکار انسانیت بود"*؛؛؛؛؛(((دوست خوبم برای روشنگری و بیدار شدن مغزها لطفاً اگه مطالب رو پسنیدی و ارزشمند بود برای دیگران هم بفرستید, ،،،به امید فردای روشن
❤3😢1
ببینید مثل اینکه شما یک زمین بی نظیر چند هزار متری چهار بر.در خیابان الهیه دارید .واین زمین(ایران عزیز) میفته دست جمهوری اسلامی .ومیخاد زمین را بسازه.خوب اولش باید پی زمین محکم باشه.وگود برداری و فونداسیون وارماتور بندی.وبتن مقاوم.انجام بشه..ولی از آنجایی که این پیمانکار دزد .بی مسئولیت و کاری بلد نیست.بجز تر زدن و دزدی.بجای ارماتور وبتن ریزی پی ساختمان رااز گل و کاه و پهن گاو. بنا میگذاره.و طبقه اول هم بجای تیر آهن یا بتن مستحکم.از تیر چوبی پوسیده و حصیر استفاده می کنه .وطبقه اول کج .وهر طبقه بالاتری کجتر.وکجتر و ۴۶طبقه ساختمان.خمیده و در حال فرو ریختن.میسازه.به قیمت صد برج دویست طبقه و مدرن مانند برج خلیفه...حالا ساختمان46طبقه در حال فرو ریزی نه آب داره نه برق داره نه گاز داره نه آسانسور داره نه تجهیزات گرمایشی و برودتی داره و تمام دیواره وسقف ها ترک خورده و در حال فرو ریختنه..حیف از اون زمین..
حالا شما باور میکنید این پیمانکار دزد.تصمیم گرفته از طبقه 47.بنای راست بسازه...دیگه بخواهد بسازه هم .که نمیخواهد..دیگه امکان نداره چون در حال فرو ریخته..
حالا اگر بخاطر جلو گیری از خطرات این ساختمان را خراب کنیم...فکر میکنید ..باید دوباره بدیم دست همین پیمانکار...که دوباره بسازه...
آزموده را دوباره آزمودن خطاست
از نوشته های همراهان خبرگر
حالا شما باور میکنید این پیمانکار دزد.تصمیم گرفته از طبقه 47.بنای راست بسازه...دیگه بخواهد بسازه هم .که نمیخواهد..دیگه امکان نداره چون در حال فرو ریخته..
حالا اگر بخاطر جلو گیری از خطرات این ساختمان را خراب کنیم...فکر میکنید ..باید دوباره بدیم دست همین پیمانکار...که دوباره بسازه...
آزموده را دوباره آزمودن خطاست
از نوشته های همراهان خبرگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رژیم اسلامی دیکتاتور حقیر #خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران حکم اعدام #بهروز_احسانی_اسلاملو و #مهدی_حسنی را اجرا کرد و آنها را به قتل رساند…
دهها زندانی سیاسی و عقیدتی به اعدام محکوم شدهاند که احکام بسیاری از آنان تایید شده و جانشان در خطر است…مهدی حسنی، زندانی سیاسی ۴۸ ساله، اهل زنجان، متأهل و پدر سه فرزند، بامداد امروز در زندان قزلحصار کرج اع.دام شد. وی در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ در زنجان بازداشت و بلافاصله به بند ۲۰۹ زندان اوین، وابسته به وزارت اطلاعات، منتقل شده بود. منابع مطلع از شک.نجههای سنگین جسمی و روحی، بازجوییهای طولانی و نگهداری در سلول انفرادی برای گرفتن اعتراف اجباری از او خبر دادهاند.
اتهامات سنگینی چون «بغی»، «محاربه»، «افساد فیالارض»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق»، «جمعآوری اطلاعات طبقهبندیشده» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» علیه آقای حسنی مطرح شد. اما روند رسیدگی به پرونده او، فاقد حداقلهای قانونی بود و محاکمهاش پشت درهای بسته، بدون حضور رسانههای مستقل و در فضایی کاملاً امنیتی برگزار شد.
.
.
.#خامنهای_قاتل_سرنگون_سرنگون
#مهدی_حسنی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_به_اعدام
دهها زندانی سیاسی و عقیدتی به اعدام محکوم شدهاند که احکام بسیاری از آنان تایید شده و جانشان در خطر است…مهدی حسنی، زندانی سیاسی ۴۸ ساله، اهل زنجان، متأهل و پدر سه فرزند، بامداد امروز در زندان قزلحصار کرج اع.دام شد. وی در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ در زنجان بازداشت و بلافاصله به بند ۲۰۹ زندان اوین، وابسته به وزارت اطلاعات، منتقل شده بود. منابع مطلع از شک.نجههای سنگین جسمی و روحی، بازجوییهای طولانی و نگهداری در سلول انفرادی برای گرفتن اعتراف اجباری از او خبر دادهاند.
اتهامات سنگینی چون «بغی»، «محاربه»، «افساد فیالارض»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق»، «جمعآوری اطلاعات طبقهبندیشده» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» علیه آقای حسنی مطرح شد. اما روند رسیدگی به پرونده او، فاقد حداقلهای قانونی بود و محاکمهاش پشت درهای بسته، بدون حضور رسانههای مستقل و در فضایی کاملاً امنیتی برگزار شد.
.
.
.#خامنهای_قاتل_سرنگون_سرنگون
#مهدی_حسنی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_به_اعدام
🔥1
یورش به واحد ۴ زندانیان سیاسی در #زندان_قزلحصار اعدام دو زندانی، تبعید یک زندانی و نامعلومی سرنوشت سایر زندانیان
روز شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۳ بیش از ۱۰۰ نفر از نیروهای مسلح گارد ویژه زندان به دستور الله کرم عزیزی، حسن قبادی معاون زندان، و اسماعیل فرجنژاد همراه با تعدادی از ماموران وزارت اطلاعات به سالن زندانیان سیاسی یورش بردند.
حسین کمرهای رئیس حفاظت، رحیم فیضی، احمد شیرازی، محمد سبزهمکان از کارکنان حفاظت و زندانبان بند به نام فلاح نیز مشارکت فعال داشتند.
در این یورش، تمامی زندانیان سیاسی واحد ۴ مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند و سپس با دستبند و پابند و کشیدن کیسه روی سرشان، کشانکشان به سلولهای انفرادی منتقل شدند.
پس از این حمله، #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی به انفرادی منتقل شده و حکم اعدام آنها امروز صبح یکشنبه ۵ مرداد اجرا گردید.
#سعید_ماسوری زندانی سیاسی باسابقه بیش از ۲۵ سال حبس به زندان مرکزی زاهدان تبعید شده است.
از سرنوشت و وضعیت زندانیان سیاسی واحد ۴ هیچ اطلاعی در دست نیست این زندانیان به مکان نامعلومی منتقل شدهاند و جانشان در خطر جدی است.
#دشمن_ما_همینجاست
#مردم_ایران_بیدار_شید
#زن_زندگی_آزادی
روز شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۳ بیش از ۱۰۰ نفر از نیروهای مسلح گارد ویژه زندان به دستور الله کرم عزیزی، حسن قبادی معاون زندان، و اسماعیل فرجنژاد همراه با تعدادی از ماموران وزارت اطلاعات به سالن زندانیان سیاسی یورش بردند.
حسین کمرهای رئیس حفاظت، رحیم فیضی، احمد شیرازی، محمد سبزهمکان از کارکنان حفاظت و زندانبان بند به نام فلاح نیز مشارکت فعال داشتند.
در این یورش، تمامی زندانیان سیاسی واحد ۴ مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند و سپس با دستبند و پابند و کشیدن کیسه روی سرشان، کشانکشان به سلولهای انفرادی منتقل شدند.
پس از این حمله، #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی به انفرادی منتقل شده و حکم اعدام آنها امروز صبح یکشنبه ۵ مرداد اجرا گردید.
#سعید_ماسوری زندانی سیاسی باسابقه بیش از ۲۵ سال حبس به زندان مرکزی زاهدان تبعید شده است.
از سرنوشت و وضعیت زندانیان سیاسی واحد ۴ هیچ اطلاعی در دست نیست این زندانیان به مکان نامعلومی منتقل شدهاند و جانشان در خطر جدی است.
#دشمن_ما_همینجاست
#مردم_ایران_بیدار_شید
#زن_زندگی_آزادی
لحظاتی پیش چیاکو یوسفی دومین فعال محیط زیست کردستان نیز بر اثر شدت جراحات وارده درگذشت. چیاکو ورزشکار مردمی و مربی ورزشهای رزمی که با هزینه خودش برای شاگردانش لباس تهیه می کرد، پس از چند روز دست و پنجه نرم کردن با درد و رنج درگذشت. پیش از او حمید مرادی دیگر فعال سرشناس محیط زیست کردستان نیز جان باخت. آنها برای خاموش کردن آتشی که به جان جنگلهای کردستان افتاده بود جانشان را فدا کردند. آتشهایی که مردم حکومت را مسئول و عامل عمدی آن میدانند. یادت همیشه گرامی چیاکو گیان.