Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جوانان و مردم به تنگ آمده از شرایط مرگ آور ایران که رژیم اسلامی پدید آورده است، به هر ریسمانی چنگ می زنند.
اگر با خانواده ها، با دوستان، با بچه محل های خود همفکری کنند. همکاری کنند، مشورت کنند، حلقه های مخفی انجمن های محلی و کاری را شکل بدهند، و دور تشکل های سندیکایی و شورایی کارگران معلمان پرستاران، کارمندان ، جمع بشویم.
از آنها سازماندهی مردمی را بیاموزیم ، میتوانیم در دگرگونی وضع موجود بسود خودمان که مردم هستیم با همکاری تکنوکرات های متخصص میتوانیم تاثیر گذار باشیم. تسخیر مراکز قدرت و ثروت گام اول پیروزی میتواند باشد!
https://t.me/khabargar
اگر با خانواده ها، با دوستان، با بچه محل های خود همفکری کنند. همکاری کنند، مشورت کنند، حلقه های مخفی انجمن های محلی و کاری را شکل بدهند، و دور تشکل های سندیکایی و شورایی کارگران معلمان پرستاران، کارمندان ، جمع بشویم.
از آنها سازماندهی مردمی را بیاموزیم ، میتوانیم در دگرگونی وضع موجود بسود خودمان که مردم هستیم با همکاری تکنوکرات های متخصص میتوانیم تاثیر گذار باشیم. تسخیر مراکز قدرت و ثروت گام اول پیروزی میتواند باشد!
https://t.me/khabargar
👍2
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
گرما زدگی و مسمومیت غذایی در پروژه ها!
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، گرمازدگی و مسمومیت غذایی ۲ عامل اصلی بیماری کارگران پروژه ای در عسلویه و مناطق گرم در تابستان می باشد. که یکی از عادی ترین اتفاقات در طول تابستان برای شرکت های پیمانکاری است.
از سال ۹۷ تاکنون دهها نامه در مورد وضعیت غذایی نامناسب در تابستان از سوی نماینده کارگران پروژه ای آقای مازیار گیلانی نژاد و صدها گزارش از سوی سندیکای کارگری به وزارت کار و بازرسی نفت داده شده است.
در طی روزهای اخیر بسیاری از کارگران گرما زده شده اند. هر چند ما آماری از تعداد مراجعه کنندگان به درمانگاههای کنگان و عسلویه نداریم اما روزانه دهها کارگر به دلیل گرمازدگی به این درمانگاه ها اعزام می شوند. بیهوشی به دلیل گرمازدگی در حین کار در تابستان هر روزه در هر پروژه ای رخ می دهد. رطوبت و گرمای گاه ۶۰ درجه و بیشتر همه کارگران پروژه ای، رسمی، ارکان ثالث و دیگر کارکنان را در معرض انواع بیماری ها قرار داده است.
در این هنگامه مرگ و تلاش که سودش به جیب پیمانکاران و مافیای نفت می رود فقط جان کارگران است که ارزش ندارد. و از سوی شرکت نفت و بازرسی وزارت کار نادیده گرفته می شود.
در روزهایی که کارگران عسلویه و خوزستان به کار در دمای بالا معترض هستند بسیاری از پیمانکاران بی اعتنا به شرایط وحشتناک آب و هوایی، کارگران را بدون سایبان و یا گذاشتن تهویه مناسب و یا حتا شربت های مناسب، آنان را وادار به کار در این شرایط سخت کرده و به آن افتخار می کنند.
چه افتخاری است در دمایی که کار کردن در آن غیرانسانی است؟؟
دوستان کارگر،
مصرف مایعات در شرایطی که عامل زیانآور گرما وجود دارد، نباید صرفاً به صورت مصرف و نوشیدن آب یخ باشد. مصرف آب و شربتهای خاصی که در آنها نمک هم وجود دارد، ضروری است؛ زیرا کارگری که به طور مرتب عرق میکند، علاوه بر مقادیر زیاد آب، مقادیر قابل توجهی نیز نمک و املاح ضروری در فرآیند تعریق خود از دست میدهد که باید تامین شود.
هیچ کارگری طبق قانون کار نباید در دمای بیش از ۵۰ درجه کار کند این را قانون می گوید. در این شرایط کار کردن و جیب کارفرما را پر کردن هیچ افتخاری ندارد. آن هم کارفرمایی که به قانون تمکین نمی کند.
بازرسی وزارت کار و طب کار پیمانکار به کارگران نمی گوید در اینگونه دماها کار کردن چه عوارضی دارد. چه بر سر پوست، مو، کلیه، چشم، شش ها می آید. آیا کارگر می داند بعد از ۱۵ سال کار به کم بینی، پیر چشمی مبتلا خواهد شد؟؟ سرطان پوست می گیرد؟؟؟ کلیه های خود را به دلیل عرق زیاد به انواع بیماری ها مبتلا می کند؟؟ اکثرن با مشکلات ریوی دست به گریبان خواهند بود؟؟ آیا در روزگار پیری پیمانکار قدردان کارش خواهد بود؟؟
توصیه سندیکا به کارگران این است:
در صورت گرمای بیش از ۵۰ درجه کار را تعطیل کنید تا پیمانکار شرایط کار را مناسب کند این را قانون کار می گوید.
دوستان طب کار و ایمنی در پروژه ها:
طبق قانون کار، به اداره کار اطلاع دهید شرایط برای کار مناسب نیست و برای کارگر خطر جانی دارد تا اداره کار و بازرسی نفت اقدام به تعطیلی کارگاه کنند.
هیات تحریریه مجله کارگری پیام سندیکا
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، گرمازدگی و مسمومیت غذایی ۲ عامل اصلی بیماری کارگران پروژه ای در عسلویه و مناطق گرم در تابستان می باشد. که یکی از عادی ترین اتفاقات در طول تابستان برای شرکت های پیمانکاری است.
از سال ۹۷ تاکنون دهها نامه در مورد وضعیت غذایی نامناسب در تابستان از سوی نماینده کارگران پروژه ای آقای مازیار گیلانی نژاد و صدها گزارش از سوی سندیکای کارگری به وزارت کار و بازرسی نفت داده شده است.
در طی روزهای اخیر بسیاری از کارگران گرما زده شده اند. هر چند ما آماری از تعداد مراجعه کنندگان به درمانگاههای کنگان و عسلویه نداریم اما روزانه دهها کارگر به دلیل گرمازدگی به این درمانگاه ها اعزام می شوند. بیهوشی به دلیل گرمازدگی در حین کار در تابستان هر روزه در هر پروژه ای رخ می دهد. رطوبت و گرمای گاه ۶۰ درجه و بیشتر همه کارگران پروژه ای، رسمی، ارکان ثالث و دیگر کارکنان را در معرض انواع بیماری ها قرار داده است.
در این هنگامه مرگ و تلاش که سودش به جیب پیمانکاران و مافیای نفت می رود فقط جان کارگران است که ارزش ندارد. و از سوی شرکت نفت و بازرسی وزارت کار نادیده گرفته می شود.
در روزهایی که کارگران عسلویه و خوزستان به کار در دمای بالا معترض هستند بسیاری از پیمانکاران بی اعتنا به شرایط وحشتناک آب و هوایی، کارگران را بدون سایبان و یا گذاشتن تهویه مناسب و یا حتا شربت های مناسب، آنان را وادار به کار در این شرایط سخت کرده و به آن افتخار می کنند.
چه افتخاری است در دمایی که کار کردن در آن غیرانسانی است؟؟
دوستان کارگر،
مصرف مایعات در شرایطی که عامل زیانآور گرما وجود دارد، نباید صرفاً به صورت مصرف و نوشیدن آب یخ باشد. مصرف آب و شربتهای خاصی که در آنها نمک هم وجود دارد، ضروری است؛ زیرا کارگری که به طور مرتب عرق میکند، علاوه بر مقادیر زیاد آب، مقادیر قابل توجهی نیز نمک و املاح ضروری در فرآیند تعریق خود از دست میدهد که باید تامین شود.
هیچ کارگری طبق قانون کار نباید در دمای بیش از ۵۰ درجه کار کند این را قانون می گوید. در این شرایط کار کردن و جیب کارفرما را پر کردن هیچ افتخاری ندارد. آن هم کارفرمایی که به قانون تمکین نمی کند.
بازرسی وزارت کار و طب کار پیمانکار به کارگران نمی گوید در اینگونه دماها کار کردن چه عوارضی دارد. چه بر سر پوست، مو، کلیه، چشم، شش ها می آید. آیا کارگر می داند بعد از ۱۵ سال کار به کم بینی، پیر چشمی مبتلا خواهد شد؟؟ سرطان پوست می گیرد؟؟؟ کلیه های خود را به دلیل عرق زیاد به انواع بیماری ها مبتلا می کند؟؟ اکثرن با مشکلات ریوی دست به گریبان خواهند بود؟؟ آیا در روزگار پیری پیمانکار قدردان کارش خواهد بود؟؟
توصیه سندیکا به کارگران این است:
در صورت گرمای بیش از ۵۰ درجه کار را تعطیل کنید تا پیمانکار شرایط کار را مناسب کند این را قانون کار می گوید.
دوستان طب کار و ایمنی در پروژه ها:
طبق قانون کار، به اداره کار اطلاع دهید شرایط برای کار مناسب نیست و برای کارگر خطر جانی دارد تا اداره کار و بازرسی نفت اقدام به تعطیلی کارگاه کنند.
هیات تحریریه مجله کارگری پیام سندیکا
ارتباط با ادمین
@S_felezkar
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
Telegram (https://telegram.me/sfelezkar)
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🔨🌹🔧🍃🍀🌻🌺⚙️🌸
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
😭2
✅ متنی قابل تامل
ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ ١٩٥٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ، ﺭﻭﻡ ﺑﻪ ﺍﻭﺭﺷﻠﻴﻢ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩ، ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﻭﻳﺮﺍﻥ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﮔﻰ ﮔﺮﻓﺖ .
ﺣﺪﻭﺩ ٤٥ ﺗﺎ ٦٠ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ، ﺑﺮﺍﻯ ﺳﺎﺧﺘﻦ *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺑﺨﺶ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺍﻓﺘﺘﺎﺣﻴﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺎ ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﻴﻮﺍﻥ ﻏﻴﺮﺍﻫﻠﻰ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪ .
ﺩﺭ ﻛﻮﻟﺴﻴﻮﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺑﻮﺩ، ﻛﻪ ﺩﻳد بسیار ﺑﺪﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺎﺍﻣﻦ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﻙ بوﺩ، ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻫﺎﻳﻰ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﻯ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﻴﺸﺪﻧﺪ
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ٥٠ ﻣﺘﺮﻯ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺳﻘﻮﻃﻰ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﻣﻦ ﺑﻮﺩ . ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺳﻨﮕﻰ ﻣﻰ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ .
ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ، ﻣﺤﻞ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﺟﺸﻨﻬﺎﻯ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﺑﻮﺩ .
ﺩﺭ ﻃﻰ ﺍﻳﻦ ﺟﺸﻨﻬﺎ، ﻛﻪ ﻫﺮباﺭ ١٠٠ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ، ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﺭﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﮔﻼﺩﻳﺎﺗﻮﺭﻫﺎ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﮔﻼﺩﻳﻮﺗﻮﺭﻫﺎ، ﻛﻪ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﻰ ﺑﻪ ٢٢ ﺳﺎﻟﮕﻰ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪ، ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ .
ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺸﺘﺎﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﻣﻴﺒﺮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻃﻰ ﻫﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﺸﻦ ﻫﺎ ﺣﺪﻭﺩ ٥ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﻼﺩﻳﻮﺗﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺟﺸﻦ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺤﻜﻮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻯ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﺭﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﻮﻧﺪ .
ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻫﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺁﺩﻣﻴﺎﻥِ تیره ﺑﺨﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻛﻞ،
*ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ٥٠٠ ﺗﺎ ٧٠٠ ﻫﺰﺍﺭ ﮔﻼﺩﻳﺎﺗﻮﺭ، ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﻛﻠﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ* .
ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﭼﻬﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻌﻰ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻗﺘﻠﮕﺎﻩ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ، ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﻣﺤﺒﻮﺑﺘﺮﻳﻦ ﺑﻨﺎﻯ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ، ﻧﻤﺎﺩ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺭﻭﻣﻰ ﺍﺳﺖ .
ﻫﻤﻪ ﺭوﻣﻴﺎﻥ،ایتاﻟﻴﺎیی ها ﻭ ﺣﺘﻰ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻴﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ . !
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٠٠٧، ﺩﺭ ﻃﻰ ﻳﻚ ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﻰ ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻜﺼﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ، *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺟﺰﻭ ٧ ﺍﺛﺮ* ﺑﺮﺗﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﺷﺪ .!!!
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٠١١، ﻣﺒﻠﻎ ٢٥ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻳﻮﺭﻭ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﻯ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﻭ ﭼﻨﺪ ﻛﺎﺭ
ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺟﺰﻳﻰ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺷﺪ .
ﻳﻚ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻗﺪﻳﻤﻰ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎﻳﻰ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ :
*" تازﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ".*
ﺣﺪﻭﺩ ٦٠٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ، ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ *ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ* ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ .
*-ﺍﺛﺮﻯ ﭘﺮﺷﻜﻮﻩ ﺑﺎ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻯ ١٧٥ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺘﺮ - ٨ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻛﻞ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻯ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﻨﺪﻫﺎﻯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻜﺎﺭ - ﺧﺸﺖ ﻫﺎﻯ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ
*-ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻫﻴﭻ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻯ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ*.
ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ، ﻣﻬﻨﺪﺳﺎﻥ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺷﺮﺍﻳﻂِ ﻛﺎﺭﻯِ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﺮﻯ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪﻧﺪ .
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﺟﺸﻨﻬﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ،تیرگان* مهرگان* سده* و نوروز
ﻛﻪ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ *ﺁﺷﺘﻰ، ﻣﻬﺮ، ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺩﺍﺭﺩ*، ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻴﺪﺍﺷﺘﻨﺪ .
ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺎﺭﻩ ﻫﺎﻯ ﺣﻚ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎ ﻭ ﺳﻨﮕﻬﺎﻯ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ *ﺟﺸﻨﻬﺎ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻣﻴﺘﻮﻟﻮﮊﻯ ﺯﻳﺒﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰاست.*
درتصاویرحکاکی شده برسنگ نبشته های تخت جمشید ،
هیچکس خشمگین وعصبانی نیست،
هیچکس سوار بر اسب نیست،
هیچکس رادرحال تعظیم نمی بینید،
هیچ زمان برده داری در ایران رسم نبوده،
درمیان این همه پیکر تراشیده شده، حتی یک نقش،تصویر وچهره ی برهنه وجود ندارد.
*ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻣﺮﻛﺰ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ* .
ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ، ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ واپسگرایان ﻭ ﺑﺮﺧﻰ ﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮ مذهبی، ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﻨﺮﻯ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻏﻴﺮﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭ ﻧﺎﺑﺨﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ۳۲ ﻫﺰﺍﺭ ﻟﻮﺡ ﮔﻠﯽ ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﺷﺮﺡ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎﯼ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ، تمام ،سنگ تراشان ،مهندسان وﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ، چه ایرانی و چه خارجی ، ﺑا توجه به ﺗﺨﺼﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﺍشته اند ﺣﻘﻮﻕ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ می کرده اند ،
*ﻣﻠﺘﯽ ﻻﯾﻖ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﺍﻋﯿﻪ ﺩﺍﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻔﺘﺨﺮند ﻭ ﻣﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻟﻌﻦ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻇﻠﻢ ﻭ ﺳﺘﻢ ﺟﺒﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﯿﺪاﻧﯿﻢ*.
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﯿﭻ ﻣﻠﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻤﺮ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﻣﻠﯿﺖ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺧﻮﺩ ﻧﺒﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻳﻢ.
ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ کاسه ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﮐﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﻭلی ﻣﺎ ﺗﭙﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺤﻮﻃﻪ ﻫﺎﯼ ۷۰۰۰ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﺪﻧﯿﺖ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ آﻥ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﻮﺩﺭ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﻲ کنیم !!
ﺗﻔﺎﻭﺕ
*ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎ!!!*
ﺗﻔﺎﻭﺕ
*( ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ) ﺑﺎ( ﮐﻮﻟﻮﺳﯿﻮﻡ)*
*"ایران زمانی شاهکار انسانیت بود"*؛؛؛؛؛(((دوست خوبم برای روشنگری و بیدار شدن مغزها لطفاً اگه مطالب رو پسنیدی و ارزشمند بود برای دیگران هم بفرستید, ،،،به امید فردای روشن
ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ ١٩٥٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ، ﺭﻭﻡ ﺑﻪ ﺍﻭﺭﺷﻠﻴﻢ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﺮﺩ، ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﻭﻳﺮﺍﻥ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﮔﻰ ﮔﺮﻓﺖ .
ﺣﺪﻭﺩ ٤٥ ﺗﺎ ٦٠ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ، ﺑﺮﺍﻯ ﺳﺎﺧﺘﻦ *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* ﺑﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﺑﺨﺶ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﻴﻦ ﻛﺎﺭ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ .
ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺍﻓﺘﺘﺎﺣﻴﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺎ ﻛﺸﺘﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﻴﻮﺍﻥ ﻏﻴﺮﺍﻫﻠﻰ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪ .
ﺩﺭ ﻛﻮﻟﺴﻴﻮﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺟﺪﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺑﻮﺩ، ﻛﻪ ﺩﻳد بسیار ﺑﺪﻯ ﺑﻪ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺩﺍﺷﺖ .
ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺎﺍﻣﻦ ﻭ ﺧﻄﺮﻧﺎﻙ بوﺩ، ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﻫﺎﻳﻰ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﻯ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﻴﺸﺪﻧﺪ
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ٥٠ ﻣﺘﺮﻯ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺳﻘﻮﻃﻰ ﻣﺮﮔﺒﺎﺭ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﻣﻦ ﺑﻮﺩ . ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺳﻜﻮﻫﺎﻯ ﺳﻨﮕﻰ ﻣﻰ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ .
ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ، ﻣﺤﻞ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﻯ ﺟﺸﻨﻬﺎﻯ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﺑﻮﺩ .
ﺩﺭ ﻃﻰ ﺍﻳﻦ ﺟﺸﻨﻬﺎ، ﻛﻪ ﻫﺮباﺭ ١٠٠ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ، ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﺭﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﮔﻼﺩﻳﺎﺗﻮﺭﻫﺎ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﮔﻼﺩﻳﻮﺗﻮﺭﻫﺎ، ﻛﻪ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﻴﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﻰ ﺑﻪ ٢٢ ﺳﺎﻟﮕﻰ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪ، ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ .
ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺸﺘﺎﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﻣﻴﺒﺮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻃﻰ ﻫﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﺸﻦ ﻫﺎ ﺣﺪﻭﺩ ٥ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﻼﺩﻳﻮﺗﻮﺭ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﻣﻴﺮﺳﻴﺪﻧﺪ .
ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺟﺸﻦ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺤﻜﻮﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻯ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺩﺭﻧﺪﻩ ﻣﻰ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﻮﻧﺪ .
ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻫﺪ ﺯﻧﺪﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﺁﺩﻣﻴﺎﻥِ تیره ﺑﺨﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﺩﺭ ﻛﻞ،
*ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻚ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ٥٠٠ ﺗﺎ ٧٠٠ ﻫﺰﺍﺭ ﮔﻼﺩﻳﺎﺗﻮﺭ، ﺩﺭ ﺻﺤﻦ ﻛﻠﻮﺳﻴﻮﻡ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻭﺣﺸﻴﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﻛﺸﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ* .
ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﭼﻬﺎﺭ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺘﺮ ﻣﺮﺑﻌﻰ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻗﺘﻠﮕﺎﻩ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺑﺸﺮﻳﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ، ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﻣﺤﺒﻮﺑﺘﺮﻳﻦ ﺑﻨﺎﻯ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ، ﻧﻤﺎﺩ ﺷﻬﺮ ﺭﻡ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺭﻭﻣﻰ ﺍﺳﺖ .
ﻫﻤﻪ ﺭوﻣﻴﺎﻥ،ایتاﻟﻴﺎیی ها ﻭ ﺣﺘﻰ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻴﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ . !
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٠٠٧، ﺩﺭ ﻃﻰ ﻳﻚ ﻧﻈﺮﺳﻨﺠﻰ ﺑﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻳﻜﺼﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻧﻔﺮ، *ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺟﺰﻭ ٧ ﺍﺛﺮ* ﺑﺮﺗﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﺷﺪ .!!!
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ٢٠١١، ﻣﺒﻠﻎ ٢٥ ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﻳﻮﺭﻭ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎﻯ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﻭ ﭼﻨﺪ ﻛﺎﺭ
ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺟﺰﻳﻰ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺷﺪ .
ﻳﻚ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻗﺪﻳﻤﻰ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎﻳﻰ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ :
*" تازﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﺭﻡ ﻧﻴﺰ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ".*
ﺣﺪﻭﺩ ٦٠٠ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ، ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ *ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ* ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ .
*-ﺍﺛﺮﻯ ﭘﺮﺷﻜﻮﻩ ﺑﺎ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻯ ١٧٥ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺘﺮ - ٨ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻛﻞ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻯ ﻛﻮﻟﻮﺳﻴﻮﻡ* .
ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺳﻨﺪﻫﺎﻯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﻜﺎﺭ - ﺧﺸﺖ ﻫﺎﻯ ﭘﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ
*-ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻫﻴﭻ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻯ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ*.
ﻛﺎﺭﮔﺮﺍﻥ، ﻣﻬﻨﺪﺳﺎﻥ ﻭ ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺷﺮﺍﻳﻂِ ﻛﺎﺭﻯِ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﺮﻯ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪﻧﺪ .
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﺟﺸﻨﻬﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰ ﻣﺎﻧﻨﺪ،تیرگان* مهرگان* سده* و نوروز
ﻛﻪ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ *ﺁﺷﺘﻰ، ﻣﻬﺮ، ﻃﺒﻴﻌﺖ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺩﺍﺭﺩ*، ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻴﺪﺍﺷﺘﻨﺪ .
ﻫﻤﻪ ﻧﮕﺎﺭﻩ ﻫﺎﻯ ﺣﻚ ﺷﺪﻩ ﺑﺮ ﺩﻳﻮﺍﺭﻫﺎ ﻭ ﺳﻨﮕﻬﺎﻯ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ *ﺟﺸﻨﻬﺎ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻣﻴﺘﻮﻟﻮﮊﻯ ﺯﻳﺒﺎﻯ ﺍﻳﺮﺍﻧﻰاست.*
درتصاویرحکاکی شده برسنگ نبشته های تخت جمشید ،
هیچکس خشمگین وعصبانی نیست،
هیچکس سوار بر اسب نیست،
هیچکس رادرحال تعظیم نمی بینید،
هیچ زمان برده داری در ایران رسم نبوده،
درمیان این همه پیکر تراشیده شده، حتی یک نقش،تصویر وچهره ی برهنه وجود ندارد.
*ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﻴﺪ ﻣﺮﻛﺰ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ* .
ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﺧﻰ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ، ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ واپسگرایان ﻭ ﺑﺮﺧﻰ ﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮ مذهبی، ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺍﺛﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﻨﺮﻯ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻏﻴﺮﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﻭ ﻧﺎﺑﺨﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ۳۲ ﻫﺰﺍﺭ ﻟﻮﺡ ﮔﻠﯽ ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﺷﺮﺡ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎﯼ ﺑﺎﺷﮑﻮﻩ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ، تمام ،سنگ تراشان ،مهندسان وﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ، چه ایرانی و چه خارجی ، ﺑا توجه به ﺗﺨﺼﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﺍشته اند ﺣﻘﻮﻕ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ می کرده اند ،
*ﻣﻠﺘﯽ ﻻﯾﻖ ﻫﺴﺘﯿﻢ، ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﺍﻋﯿﻪ ﺩﺍﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﻔﺘﺨﺮند ﻭ ﻣﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻟﻌﻦ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻧﻤﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﻇﻠﻢ ﻭ ﺳﺘﻢ ﺟﺒﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺳﺘﻤﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﯿﺪاﻧﯿﻢ*.
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﯿﭻ ﻣﻠﺘﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻤﺮ ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﻣﻠﯿﺖ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺧﻮﺩ ﻧﺒﺴﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻳﻢ.
ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ کاسه ﺳﯿﺼﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﮔﻮﺵ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﮐﺮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﻭلی ﻣﺎ ﺗﭙﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺤﻮﻃﻪ ﻫﺎﯼ ۷۰۰۰ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﺪﻧﯿﺖ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺭ آﻥ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﻮﺩﺭ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﻣﻲ کنیم !!
ﺗﻔﺎﻭﺕ
*ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﺭﻭﭘﺎ!!!*
ﺗﻔﺎﻭﺕ
*( ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪ ) ﺑﺎ( ﮐﻮﻟﻮﺳﯿﻮﻡ)*
*"ایران زمانی شاهکار انسانیت بود"*؛؛؛؛؛(((دوست خوبم برای روشنگری و بیدار شدن مغزها لطفاً اگه مطالب رو پسنیدی و ارزشمند بود برای دیگران هم بفرستید, ،،،به امید فردای روشن
❤3😢1
ببینید مثل اینکه شما یک زمین بی نظیر چند هزار متری چهار بر.در خیابان الهیه دارید .واین زمین(ایران عزیز) میفته دست جمهوری اسلامی .ومیخاد زمین را بسازه.خوب اولش باید پی زمین محکم باشه.وگود برداری و فونداسیون وارماتور بندی.وبتن مقاوم.انجام بشه..ولی از آنجایی که این پیمانکار دزد .بی مسئولیت و کاری بلد نیست.بجز تر زدن و دزدی.بجای ارماتور وبتن ریزی پی ساختمان رااز گل و کاه و پهن گاو. بنا میگذاره.و طبقه اول هم بجای تیر آهن یا بتن مستحکم.از تیر چوبی پوسیده و حصیر استفاده می کنه .وطبقه اول کج .وهر طبقه بالاتری کجتر.وکجتر و ۴۶طبقه ساختمان.خمیده و در حال فرو ریختن.میسازه.به قیمت صد برج دویست طبقه و مدرن مانند برج خلیفه...حالا ساختمان46طبقه در حال فرو ریزی نه آب داره نه برق داره نه گاز داره نه آسانسور داره نه تجهیزات گرمایشی و برودتی داره و تمام دیواره وسقف ها ترک خورده و در حال فرو ریختنه..حیف از اون زمین..
حالا شما باور میکنید این پیمانکار دزد.تصمیم گرفته از طبقه 47.بنای راست بسازه...دیگه بخواهد بسازه هم .که نمیخواهد..دیگه امکان نداره چون در حال فرو ریخته..
حالا اگر بخاطر جلو گیری از خطرات این ساختمان را خراب کنیم...فکر میکنید ..باید دوباره بدیم دست همین پیمانکار...که دوباره بسازه...
آزموده را دوباره آزمودن خطاست
از نوشته های همراهان خبرگر
حالا شما باور میکنید این پیمانکار دزد.تصمیم گرفته از طبقه 47.بنای راست بسازه...دیگه بخواهد بسازه هم .که نمیخواهد..دیگه امکان نداره چون در حال فرو ریخته..
حالا اگر بخاطر جلو گیری از خطرات این ساختمان را خراب کنیم...فکر میکنید ..باید دوباره بدیم دست همین پیمانکار...که دوباره بسازه...
آزموده را دوباره آزمودن خطاست
از نوشته های همراهان خبرگر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رژیم اسلامی دیکتاتور حقیر #خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران حکم اعدام #بهروز_احسانی_اسلاملو و #مهدی_حسنی را اجرا کرد و آنها را به قتل رساند…
دهها زندانی سیاسی و عقیدتی به اعدام محکوم شدهاند که احکام بسیاری از آنان تایید شده و جانشان در خطر است…مهدی حسنی، زندانی سیاسی ۴۸ ساله، اهل زنجان، متأهل و پدر سه فرزند، بامداد امروز در زندان قزلحصار کرج اع.دام شد. وی در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ در زنجان بازداشت و بلافاصله به بند ۲۰۹ زندان اوین، وابسته به وزارت اطلاعات، منتقل شده بود. منابع مطلع از شک.نجههای سنگین جسمی و روحی، بازجوییهای طولانی و نگهداری در سلول انفرادی برای گرفتن اعتراف اجباری از او خبر دادهاند.
اتهامات سنگینی چون «بغی»، «محاربه»، «افساد فیالارض»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق»، «جمعآوری اطلاعات طبقهبندیشده» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» علیه آقای حسنی مطرح شد. اما روند رسیدگی به پرونده او، فاقد حداقلهای قانونی بود و محاکمهاش پشت درهای بسته، بدون حضور رسانههای مستقل و در فضایی کاملاً امنیتی برگزار شد.
.
.
.#خامنهای_قاتل_سرنگون_سرنگون
#مهدی_حسنی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_به_اعدام
دهها زندانی سیاسی و عقیدتی به اعدام محکوم شدهاند که احکام بسیاری از آنان تایید شده و جانشان در خطر است…مهدی حسنی، زندانی سیاسی ۴۸ ساله، اهل زنجان، متأهل و پدر سه فرزند، بامداد امروز در زندان قزلحصار کرج اع.دام شد. وی در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ در زنجان بازداشت و بلافاصله به بند ۲۰۹ زندان اوین، وابسته به وزارت اطلاعات، منتقل شده بود. منابع مطلع از شک.نجههای سنگین جسمی و روحی، بازجوییهای طولانی و نگهداری در سلول انفرادی برای گرفتن اعتراف اجباری از او خبر دادهاند.
اتهامات سنگینی چون «بغی»، «محاربه»، «افساد فیالارض»، «عضویت در سازمان مجاهدین خلق»، «جمعآوری اطلاعات طبقهبندیشده» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» علیه آقای حسنی مطرح شد. اما روند رسیدگی به پرونده او، فاقد حداقلهای قانونی بود و محاکمهاش پشت درهای بسته، بدون حضور رسانههای مستقل و در فضایی کاملاً امنیتی برگزار شد.
.
.
.#خامنهای_قاتل_سرنگون_سرنگون
#مهدی_حسنی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#نه_به_اعدام
🔥1
یورش به واحد ۴ زندانیان سیاسی در #زندان_قزلحصار اعدام دو زندانی، تبعید یک زندانی و نامعلومی سرنوشت سایر زندانیان
روز شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۳ بیش از ۱۰۰ نفر از نیروهای مسلح گارد ویژه زندان به دستور الله کرم عزیزی، حسن قبادی معاون زندان، و اسماعیل فرجنژاد همراه با تعدادی از ماموران وزارت اطلاعات به سالن زندانیان سیاسی یورش بردند.
حسین کمرهای رئیس حفاظت، رحیم فیضی، احمد شیرازی، محمد سبزهمکان از کارکنان حفاظت و زندانبان بند به نام فلاح نیز مشارکت فعال داشتند.
در این یورش، تمامی زندانیان سیاسی واحد ۴ مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند و سپس با دستبند و پابند و کشیدن کیسه روی سرشان، کشانکشان به سلولهای انفرادی منتقل شدند.
پس از این حمله، #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی به انفرادی منتقل شده و حکم اعدام آنها امروز صبح یکشنبه ۵ مرداد اجرا گردید.
#سعید_ماسوری زندانی سیاسی باسابقه بیش از ۲۵ سال حبس به زندان مرکزی زاهدان تبعید شده است.
از سرنوشت و وضعیت زندانیان سیاسی واحد ۴ هیچ اطلاعی در دست نیست این زندانیان به مکان نامعلومی منتقل شدهاند و جانشان در خطر جدی است.
#دشمن_ما_همینجاست
#مردم_ایران_بیدار_شید
#زن_زندگی_آزادی
روز شنبه ۴ مرداد ۱۴۰۳ بیش از ۱۰۰ نفر از نیروهای مسلح گارد ویژه زندان به دستور الله کرم عزیزی، حسن قبادی معاون زندان، و اسماعیل فرجنژاد همراه با تعدادی از ماموران وزارت اطلاعات به سالن زندانیان سیاسی یورش بردند.
حسین کمرهای رئیس حفاظت، رحیم فیضی، احمد شیرازی، محمد سبزهمکان از کارکنان حفاظت و زندانبان بند به نام فلاح نیز مشارکت فعال داشتند.
در این یورش، تمامی زندانیان سیاسی واحد ۴ مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند و سپس با دستبند و پابند و کشیدن کیسه روی سرشان، کشانکشان به سلولهای انفرادی منتقل شدند.
پس از این حمله، #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی به انفرادی منتقل شده و حکم اعدام آنها امروز صبح یکشنبه ۵ مرداد اجرا گردید.
#سعید_ماسوری زندانی سیاسی باسابقه بیش از ۲۵ سال حبس به زندان مرکزی زاهدان تبعید شده است.
از سرنوشت و وضعیت زندانیان سیاسی واحد ۴ هیچ اطلاعی در دست نیست این زندانیان به مکان نامعلومی منتقل شدهاند و جانشان در خطر جدی است.
#دشمن_ما_همینجاست
#مردم_ایران_بیدار_شید
#زن_زندگی_آزادی
لحظاتی پیش چیاکو یوسفی دومین فعال محیط زیست کردستان نیز بر اثر شدت جراحات وارده درگذشت. چیاکو ورزشکار مردمی و مربی ورزشهای رزمی که با هزینه خودش برای شاگردانش لباس تهیه می کرد، پس از چند روز دست و پنجه نرم کردن با درد و رنج درگذشت. پیش از او حمید مرادی دیگر فعال سرشناس محیط زیست کردستان نیز جان باخت. آنها برای خاموش کردن آتشی که به جان جنگلهای کردستان افتاده بود جانشان را فدا کردند. آتشهایی که مردم حکومت را مسئول و عامل عمدی آن میدانند. یادت همیشه گرامی چیاکو گیان.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📣 دیروز تمام زندانیان سیاسی واحد ۴ #زندان_قزلحصار رو مورد ضربوشتم قرار داده و سپس با دستبند و پابند و کشیدن کیسه رو سرشان کشانکشان به سلولهای انفرادی منتقل کردند… #سعید_ماسوری را به زندان زاهدان تبعید کردند و #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی را کشتند…
🚨یک زندانی سیاسی دیگه که حکم اعدامداشته و اسمش رونمیدونیم هم از بند خارج کردند وهیچ خبری ازش در دست نیست!
این اقدامات به دستور اللهکرم عزیزی، رئیس زندان قزلحصار کرج، حسن قبادی معاون زندان و اسماعیل فرجنژاد از عوامل سپاه و مسول سلامت زندان،حسین کمرهای، رئیس حفاظت زندان، و نیز کارمندان حفاظت، رحیم فیضی، احمد شیرازی و محمد سبزهمکان صورت گرفته است.
🚨یک زندانی سیاسی دیگه که حکم اعدامداشته و اسمش رونمیدونیم هم از بند خارج کردند وهیچ خبری ازش در دست نیست!
این اقدامات به دستور اللهکرم عزیزی، رئیس زندان قزلحصار کرج، حسن قبادی معاون زندان و اسماعیل فرجنژاد از عوامل سپاه و مسول سلامت زندان،حسین کمرهای، رئیس حفاظت زندان، و نیز کارمندان حفاظت، رحیم فیضی، احمد شیرازی و محمد سبزهمکان صورت گرفته است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از آخرین صحبتهای زندانی سیاسی #مهدی_حسنی با دخترش از قبل ا.عدام
در این ویدیو، آخرین صحبتهای مهدی حسنی، زندانی سیاسی، پیش از اجرای حکم ا.عدام را با دخترش میشنوید.
او در حالی که خودش میدانست زمان زیادی باقی نمانده، باز هم نگران رنج دیگر زندانیان و مردم بود... نه از خودش گفت، نه از ترس، فقط از درد مردم گفت.
این صدا، صدای وجدان بیدار یک ملت است.
صدایی که #خامنه_ای جنا.یتکار خواست خاموشش کند... اما هنوز در دل مردم زنده است.
#نه_به_اعدام
در این ویدیو، آخرین صحبتهای مهدی حسنی، زندانی سیاسی، پیش از اجرای حکم ا.عدام را با دخترش میشنوید.
او در حالی که خودش میدانست زمان زیادی باقی نمانده، باز هم نگران رنج دیگر زندانیان و مردم بود... نه از خودش گفت، نه از ترس، فقط از درد مردم گفت.
این صدا، صدای وجدان بیدار یک ملت است.
صدایی که #خامنه_ای جنا.یتکار خواست خاموشش کند... اما هنوز در دل مردم زنده است.
#نه_به_اعدام
لیست زندانیان سیاسی/عقیدتی که حکم اعدام دارند
List of political prisoners who are sentenced to execution
⚫️ مهدی حسنی و بهروز احسانی اسلاملو اعدام شدند
⚠️ سه نفر، یعقوب درخشان، محمد مهدی سلیمانی و عیسی مزارزهی به اعدام محکوم شدند
📣 یک زندانی سیاسی دیگر هم در زندان قزلحصار به اعداممحکوم شده که در موردش اطلاع رسانی نشده!
#مهدی_حسنی
#بهروز_احسانی_اسلاملو
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
List of political prisoners who are sentenced to execution
⚫️ مهدی حسنی و بهروز احسانی اسلاملو اعدام شدند
⚠️ سه نفر، یعقوب درخشان، محمد مهدی سلیمانی و عیسی مزارزهی به اعدام محکوم شدند
📣 یک زندانی سیاسی دیگر هم در زندان قزلحصار به اعداممحکوم شده که در موردش اطلاع رسانی نشده!
#مهدی_حسنی
#بهروز_احسانی_اسلاملو
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
گلرخ ایرایی از زندان قرچک: چه سخت جان شدیم ما
«خبر آمد. از آنجا. از آنان.
پیراهنشان پاکیزه بود و خم بر ابرو نداشتند...»
صبح پنج مرداد ۱۴۰۴ خبر قتل حکومتی دو زندانی سیاسی در زیرنویس شبکه خبر اعلام شد. بچهها زیر تلویزیون قرنطینه زندان قرچک به خط شده بودند.
«خبر آمد. از آنجا. از آنان.
پیراهنشان پاکیزه بود و خم بر ابرو نداشتند...»
صبح پنج مرداد ۱۴۰۴ خبر قتل حکومتی دو زندانی سیاسی در زیرنویس شبکه خبر اعلام شد. بچهها زیر تلویزیون قرنطینه زندان قرچک به خط شده بودند.
خبرگر
گلرخ ایرایی از زندان قرچک: چه سخت جان شدیم ما «خبر آمد. از آنجا. از آنان. پیراهنشان پاکیزه بود و خم بر ابرو نداشتند...» صبح پنج مرداد ۱۴۰۴ خبر قتل حکومتی دو زندانی سیاسی در زیرنویس شبکه خبر اعلام شد. بچهها زیر تلویزیون قرنطینه زندان قرچک به خط شده بودند.
کسی را یارای سخن گفتن نبود. اندوهی جمع را فراگرفته بود. چشمها تر میشدند و نگاهها مبهوت مانده بود. کمی بعد در اخبار تکمیلی اسامی مهدی و بهروز به زیرنویس خبر اضافه شد. مهدی حسنی و بهروز احسانی.
نه دیده بودیمشان و نه صدایشان را شنیده بودیم. اما چه خویشی و قرابتی بینمان شکل گرفته بود. گویی پارههای تنمان سربهدار شده بودند و به واقع نیز چنین بود. در ماههای اخیر به کرات نامشان را همراه با شعارها و سرودهایمان در «سهشنبههای نه اعدام» فریاد کرده بودیم و هر بار به همراه دیگر خویشان و رفقای در اسارت سرکوب و زیر حکم مرگ مرورشان کرده بودیم. حالا سربهدار شده بودند و اندوه نبودنشان سینه را از خشم و کینه مالامال میکرد.
با خود زمزمه میکردیم
«میدانیم ایستادگی کردند و صبوری...» از این حجم از توحش در حیرت بودیم. اگرچه دیر آشنا بود.
نیروی سرکوب همبندیان بهروز و مهدی را با ضربوشتم و با غل و زنجیر ربوده بودند. سعید ماسوری نماد مقاومت و ایستادگی را پس از ۲۵ سال حبس بیوقفه به زندانی دیگر منتقل کرده بودند و بهروز و مهدی را به قتلگاه برده بودند. چه سخت جان شدیم ما.
تا شب غبار اندوه از چهره و بغض از نگاه زدودیم و بر ریشخندهای گزنده انگشتشمار همبندیان دریدهچشم که جان را میخراشید نیز غلبه کردیم. دست در دست هم سرود مقاومت سر دادیم و یاد آن سربهداران را گرامی داشتیم. آنان که تا آخرین دم، جان کلام «ناظم حکمت» را زیسته بودند.
«میدانم که پوزخندزنان مینگریستند خصم را. خم بر ابرو نداشتند...»
یادشان گرامی و مسیر آزادگیشان پر رهرو.
گلرخ ایرایی
زندان قرچک
مرداد ۱۴۰۴
#بهروز_احسانی
#مهدی_حسنی
#نه_به_اعدام
نه دیده بودیمشان و نه صدایشان را شنیده بودیم. اما چه خویشی و قرابتی بینمان شکل گرفته بود. گویی پارههای تنمان سربهدار شده بودند و به واقع نیز چنین بود. در ماههای اخیر به کرات نامشان را همراه با شعارها و سرودهایمان در «سهشنبههای نه اعدام» فریاد کرده بودیم و هر بار به همراه دیگر خویشان و رفقای در اسارت سرکوب و زیر حکم مرگ مرورشان کرده بودیم. حالا سربهدار شده بودند و اندوه نبودنشان سینه را از خشم و کینه مالامال میکرد.
با خود زمزمه میکردیم
«میدانیم ایستادگی کردند و صبوری...» از این حجم از توحش در حیرت بودیم. اگرچه دیر آشنا بود.
نیروی سرکوب همبندیان بهروز و مهدی را با ضربوشتم و با غل و زنجیر ربوده بودند. سعید ماسوری نماد مقاومت و ایستادگی را پس از ۲۵ سال حبس بیوقفه به زندانی دیگر منتقل کرده بودند و بهروز و مهدی را به قتلگاه برده بودند. چه سخت جان شدیم ما.
تا شب غبار اندوه از چهره و بغض از نگاه زدودیم و بر ریشخندهای گزنده انگشتشمار همبندیان دریدهچشم که جان را میخراشید نیز غلبه کردیم. دست در دست هم سرود مقاومت سر دادیم و یاد آن سربهداران را گرامی داشتیم. آنان که تا آخرین دم، جان کلام «ناظم حکمت» را زیسته بودند.
«میدانم که پوزخندزنان مینگریستند خصم را. خم بر ابرو نداشتند...»
یادشان گرامی و مسیر آزادگیشان پر رهرو.
گلرخ ایرایی
زندان قرچک
مرداد ۱۴۰۴
#بهروز_احسانی
#مهدی_حسنی
#نه_به_اعدام
نامه اعتراضی دو زندانی سیاسی نسبت به اعدام زندانیان: «اعدام، ابزار سرکوب و ارعاب است»
#مطلب_احمدیان و #خشایار_سفیدی، دو زندانی سیاسی محبوس در #زندان_تهران_بزرگ، با انتشار نامهای سرگشاده، صدور و اجرای احکام اعدام برای زندانیان سیاسی از جمله #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی را بهشدت محکوم کردند.
آنها در این نامه، اعدام را «ابزار حاکمیت برای ارعاب جامعه و جلوگیری از خیزشهای اعتراضی» توصیف کرده و هشدار دادهاند که این اقدامات نهتنها مشروعیت نظام را بیشتر زیر سوال میبرد، بلکه به «تعمیق شکافهای اجتماعی و افزایش خشونت» در جامعه دامن میزند.
در بخشی از این نامه آمده است:
«حکومتی که پس از ۴۷ سال در همه عرصهها به بنبست رسیده، با توسل به احکام اعدام تلاش دارد روند سرکوب را تشدید کند و سقوط محتوم خود را به تعویق اندازد. ما ضمن محکوم کردن این احکام، درباره تبعات جبرانناپذیر آن برای جامعه هشدار میدهیم.»
هرانا
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#مطلب_احمدیان و #خشایار_سفیدی، دو زندانی سیاسی محبوس در #زندان_تهران_بزرگ، با انتشار نامهای سرگشاده، صدور و اجرای احکام اعدام برای زندانیان سیاسی از جمله #بهروز_احسانی و #مهدی_حسنی را بهشدت محکوم کردند.
آنها در این نامه، اعدام را «ابزار حاکمیت برای ارعاب جامعه و جلوگیری از خیزشهای اعتراضی» توصیف کرده و هشدار دادهاند که این اقدامات نهتنها مشروعیت نظام را بیشتر زیر سوال میبرد، بلکه به «تعمیق شکافهای اجتماعی و افزایش خشونت» در جامعه دامن میزند.
در بخشی از این نامه آمده است:
«حکومتی که پس از ۴۷ سال در همه عرصهها به بنبست رسیده، با توسل به احکام اعدام تلاش دارد روند سرکوب را تشدید کند و سقوط محتوم خود را به تعویق اندازد. ما ضمن محکوم کردن این احکام، درباره تبعات جبرانناپذیر آن برای جامعه هشدار میدهیم.»
هرانا
#اعتصابات_سراسری
#ژن_ژیان_ئازادی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
Forwarded from کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔴 فریادهای خاموش، مقاومتهای زنده
(به کارزار حمایت از زندانیان سیاسی بپیوندیم)
✍️ #اسماعیل_عبدی
مقدمه: مقاومت در عصر پاکسازی حافظه
در تحلیلهای معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت میپردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان به آینهای بدل میشود که میزان تحمل نظام سیاسی در برابر مقاومت مدنی را آشکار میکند.
حوادث اخیر پیرامون زندان اوین – از حمله موشکی و آوار سنگین بر جان انسانها تا انتقال تحقیرآمیز زندانیان به مکانهایی فاقد حداقل استانداردهای بهداشتی و امنیتی – مصداقی روشن از پروژهای عمیقتر است: تلاش برای پاکسازی نمادهای مقاومت، حذف حافظه مبارزات جمعی و بازنویسی تاریخ بر اساس منطق قدرت.
وقتی زمزمههای تغییر کاربری اوین به مراکز تجاری و تفریحی شنیده میشود، پیام روشن است: «مقاومت را فراموش کنید، تاریخ را خاموش کنید». اما جامعهای که حافظه خود را از دست بدهد، قدرت مقاومت و بازسازی خود را نیز از دست خواهد داد. پایداری تاریخی، همان بازداشتن قدرت از حذف حافظه است.
چارچوب حقوقی: قوانین چه میگویند؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۳۹: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده باشد، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»
آییننامه سازمان زندانها، ماده ۱۱۳: «زندانها باید مجهز به امکانات بهداشتی و درمانی کافی بوده و شرایط زندگی زندانیان به نحوی باشد که کرامت انسانی آنان محفوظ بماند.»
اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۵: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.»
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۰: «با همه اشخاصی که از آزادی محروم شدهاند باید با انسانیت و احترام به شأن ذاتی شخص انسانی رفتار شود.»
انتقال زندانیان در شرایط غیرانسانی، محرومیت از خدمات درمانی، زنجیر کردن انسانها و قطع تماس آنان با خانواده، نقض آشکار این قوانین داخلی و تعهدات بینالمللی است. این وضعیت نشان میدهد که دفاع از زندانیان، نه فقط یک امر اخلاقی بلکه وظیفهای حقوقی و مدنی است.
چرا امروز باید بایستیم؟
زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی نمایندگان همان ارزشهاییاند که هر جامعهای برای زیست شرافتمندانه بدان نیاز دارد: عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی. آنان معلمان، کارگران، زنان، دانشجویان و فعالانی هستند که بهجای سکوت، انتخاب کردند که بایستند و سخن بگویند؛ و اکنون به دلیل همین انتخاب، در زنجیر و زیر آوار تحقیر قرار دارند.
بیتفاوتی در برابر رنج آنان، یعنی پذیرش این پیام که «اعتراض جرم است و عدالتخواهی خطرناک». سکوت، فقط زندان را تنگتر نمیکند؛ سکوت، تاریخ را پاک میکند و آینده را به اسارت میبرد.
مطالبات ما در فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران:
۱. توقف فوری هرگونه تغییر کاربری زندان اوین بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی مقاومت مردم ایران.
۲. انتقال زندانیان به محلهایی ایمن و انسانی، در چارچوب اصل تفکیک جرائم و رعایت آییننامه سازمان زندانها.
۳. تشکیل هیأتی مستقل و مردمی برای بررسی وقایع حمله و نحوه انتقال زندانیان.
۴. تضمین حقوق اولیه زندانیان، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، وکیل و تماس با خانواده.
۵. آزادی فوری زندانیان بیمار و سالخورده، براساس اصل عدم تحمل کیفر (ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری).
۶. آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی که صرفاً به دلیل تلاش برای آزادی و عدالت در بند هستند.
فراخوان انسانی
من، اسماعیل عبدی، معلم و کنشگر صنفی، که خود تجربه زندان را از سر گذراندهام، بهخوبی میدانم که رنج زندانی، فقط رنج او نیست؛ این زخم، زخمی بر پیکر جامعه است.
با توجه به اعدامهای اخیر، آزار سیستماتیک زندانیان و فرستادن آنها به انفرادی همراه با ضرب و شتم و انتقالهای ناعادلانه، بدیهی است اگر امروز از کرامت آنان دفاع نکنیم، فردا کرامت همه ما زیر سؤال خواهد رفت.
از شما مردم شریف، فعالان صنفی، دانشجویان، کارگران، زنان و همه آنان که باور دارند «انسان شایسته زندگی در کرامت است» میخواهم با امضای این کارزار، صدای جمعی ما را بلندتر و رساتر کنید.
یادمان باشد: مقاومت با اتحاد زنده میماند و فراموشی، بزرگترین پیروزی استبداد است.
با احترام و همبستگی
اسماعیل عبدی – معلم و کنشگر صنفی
📎 متن این یادداشت را میتوانید در لینک زیر نیز بخوانید:
https://bit.ly/esmaeilabdis_silentscreams_livingresistance
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
(به کارزار حمایت از زندانیان سیاسی بپیوندیم)
✍️ #اسماعیل_عبدی
مقدمه: مقاومت در عصر پاکسازی حافظه
در تحلیلهای معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت میپردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان به آینهای بدل میشود که میزان تحمل نظام سیاسی در برابر مقاومت مدنی را آشکار میکند.
حوادث اخیر پیرامون زندان اوین – از حمله موشکی و آوار سنگین بر جان انسانها تا انتقال تحقیرآمیز زندانیان به مکانهایی فاقد حداقل استانداردهای بهداشتی و امنیتی – مصداقی روشن از پروژهای عمیقتر است: تلاش برای پاکسازی نمادهای مقاومت، حذف حافظه مبارزات جمعی و بازنویسی تاریخ بر اساس منطق قدرت.
وقتی زمزمههای تغییر کاربری اوین به مراکز تجاری و تفریحی شنیده میشود، پیام روشن است: «مقاومت را فراموش کنید، تاریخ را خاموش کنید». اما جامعهای که حافظه خود را از دست بدهد، قدرت مقاومت و بازسازی خود را نیز از دست خواهد داد. پایداری تاریخی، همان بازداشتن قدرت از حذف حافظه است.
چارچوب حقوقی: قوانین چه میگویند؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۳۹: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده باشد، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»
آییننامه سازمان زندانها، ماده ۱۱۳: «زندانها باید مجهز به امکانات بهداشتی و درمانی کافی بوده و شرایط زندگی زندانیان به نحوی باشد که کرامت انسانی آنان محفوظ بماند.»
اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۵: «هیچکس نباید مورد شکنجه یا رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.»
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۰: «با همه اشخاصی که از آزادی محروم شدهاند باید با انسانیت و احترام به شأن ذاتی شخص انسانی رفتار شود.»
انتقال زندانیان در شرایط غیرانسانی، محرومیت از خدمات درمانی، زنجیر کردن انسانها و قطع تماس آنان با خانواده، نقض آشکار این قوانین داخلی و تعهدات بینالمللی است. این وضعیت نشان میدهد که دفاع از زندانیان، نه فقط یک امر اخلاقی بلکه وظیفهای حقوقی و مدنی است.
چرا امروز باید بایستیم؟
زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی نمایندگان همان ارزشهاییاند که هر جامعهای برای زیست شرافتمندانه بدان نیاز دارد: عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی. آنان معلمان، کارگران، زنان، دانشجویان و فعالانی هستند که بهجای سکوت، انتخاب کردند که بایستند و سخن بگویند؛ و اکنون به دلیل همین انتخاب، در زنجیر و زیر آوار تحقیر قرار دارند.
بیتفاوتی در برابر رنج آنان، یعنی پذیرش این پیام که «اعتراض جرم است و عدالتخواهی خطرناک». سکوت، فقط زندان را تنگتر نمیکند؛ سکوت، تاریخ را پاک میکند و آینده را به اسارت میبرد.
مطالبات ما در فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران:
۱. توقف فوری هرگونه تغییر کاربری زندان اوین بهعنوان بخشی از حافظه تاریخی مقاومت مردم ایران.
۲. انتقال زندانیان به محلهایی ایمن و انسانی، در چارچوب اصل تفکیک جرائم و رعایت آییننامه سازمان زندانها.
۳. تشکیل هیأتی مستقل و مردمی برای بررسی وقایع حمله و نحوه انتقال زندانیان.
۴. تضمین حقوق اولیه زندانیان، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، وکیل و تماس با خانواده.
۵. آزادی فوری زندانیان بیمار و سالخورده، براساس اصل عدم تحمل کیفر (ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری).
۶. آزادی بیقید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی که صرفاً به دلیل تلاش برای آزادی و عدالت در بند هستند.
فراخوان انسانی
من، اسماعیل عبدی، معلم و کنشگر صنفی، که خود تجربه زندان را از سر گذراندهام، بهخوبی میدانم که رنج زندانی، فقط رنج او نیست؛ این زخم، زخمی بر پیکر جامعه است.
با توجه به اعدامهای اخیر، آزار سیستماتیک زندانیان و فرستادن آنها به انفرادی همراه با ضرب و شتم و انتقالهای ناعادلانه، بدیهی است اگر امروز از کرامت آنان دفاع نکنیم، فردا کرامت همه ما زیر سؤال خواهد رفت.
از شما مردم شریف، فعالان صنفی، دانشجویان، کارگران، زنان و همه آنان که باور دارند «انسان شایسته زندگی در کرامت است» میخواهم با امضای این کارزار، صدای جمعی ما را بلندتر و رساتر کنید.
یادمان باشد: مقاومت با اتحاد زنده میماند و فراموشی، بزرگترین پیروزی استبداد است.
با احترام و همبستگی
اسماعیل عبدی – معلم و کنشگر صنفی
📎 متن این یادداشت را میتوانید در لینک زیر نیز بخوانید:
https://bit.ly/esmaeilabdis_silentscreams_livingresistance
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
Telegraph
فریادهای خاموش، مقاومتهای زنده (به کارزار حمایت از زندانیان سیاسی بپیوندیم)
مقدمه: مقاومت در عصر پاکسازی حافظهدر تحلیلهای معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت میپردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان…
❤1
.🔴خانواده سعید ماسوری درباره «آزار سیستماتیک» این زندانی سیاسی هشدار دادند
خانواده سعید ماسوری، زندانی سیاسی با انتشار نامهای تبعید ناگهانی او از زندان قزلحصار کرج به زندان زاهدان را «آزار سیستماتیک» و تهدیدی جدی برای سلامت و امنیت او دانستند.
آنها گفتهاند که این تبعید بدون اطلاعرسانی قبلی و حکم قانونی صورت گرفته و بهدلیل دوری از خانواده، نبود امکانات درمانی و شرایط امنیتی نامناسب زندان زاهدان، زنگ خطری جدی برای وضعیت سلامت و امنیت این زندانی سیاسی است.
خانواده سعید ماسوری خواهان واکنش فوری نهادهای بینالمللی حقوق بشر شدهاند.
سعید ماسوری، یک ربع قرن است که در زندان است. بدون حتی یک روز مرخصی. او فارغالتحصیل پزشکی است از کشور نروژ. اما این نیز برای قدرت اول منطقه کافی نبوده است و سعید را به زندان زاهدان منتقل کرده است. چرا که از کارزار سهشنبههای نه به اعدام میترسند. تا زندانیان را منزوی و از هم دور کنند. حکومتی که برای تمام دنیا شاخ و شانه میکشید و به روز جنگ رهبرانش در پناهگاه مخفی شدند، انتقام تحقیرشان را از مردم و زندانیان دربند میگیرند
خانواده سعید ماسوری، زندانی سیاسی با انتشار نامهای تبعید ناگهانی او از زندان قزلحصار کرج به زندان زاهدان را «آزار سیستماتیک» و تهدیدی جدی برای سلامت و امنیت او دانستند.
آنها گفتهاند که این تبعید بدون اطلاعرسانی قبلی و حکم قانونی صورت گرفته و بهدلیل دوری از خانواده، نبود امکانات درمانی و شرایط امنیتی نامناسب زندان زاهدان، زنگ خطری جدی برای وضعیت سلامت و امنیت این زندانی سیاسی است.
خانواده سعید ماسوری خواهان واکنش فوری نهادهای بینالمللی حقوق بشر شدهاند.
سعید ماسوری، یک ربع قرن است که در زندان است. بدون حتی یک روز مرخصی. او فارغالتحصیل پزشکی است از کشور نروژ. اما این نیز برای قدرت اول منطقه کافی نبوده است و سعید را به زندان زاهدان منتقل کرده است. چرا که از کارزار سهشنبههای نه به اعدام میترسند. تا زندانیان را منزوی و از هم دور کنند. حکومتی که برای تمام دنیا شاخ و شانه میکشید و به روز جنگ رهبرانش در پناهگاه مخفی شدند، انتقام تحقیرشان را از مردم و زندانیان دربند میگیرند
🔥2