تجمع اعتراضی مردم شیراز در اعتراض به قطعی مکرر برق و آب مردم شیراز روز پنجشنبه ۳۰ مرداد در اعتراض به قطع پیدرپی آب و برق به خیابان آمدند و مقابل استانداری فارس تجمع کردند.
معترضان خشمگین شعار «آزادی، آزادی، آزادی» «شیرازی، ایرانی، داد بزن حقتو فریاد بزن»سر دادند.اعتراضات در شیراز ادامه دارد و مردم شعار میدهند: «فلسطین رو رها کن، فکری به حال ما کن» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»
معترضان خشمگین شعار «آزادی، آزادی، آزادی» «شیرازی، ایرانی، داد بزن حقتو فریاد بزن»سر دادند.اعتراضات در شیراز ادامه دارد و مردم شعار میدهند: «فلسطین رو رها کن، فکری به حال ما کن» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»
👍2👏1
شکنجه شدید حسن رونقی در زندان
روز گذشته پدر و مادر حسن رونقی پس از مراجعه به دادستانی مراغه، موفق به ملاقات با فرزندشان شدند.
به گفته خانواده، حسن تحت شکنجههای سنگین قرار گرفته است؛ سر او شکسته، یکی از گوشهایش دچار خونریزی و پارگی شده، کتفش از جا دررفته و با ضربات انتهای تفنگ به قفسه سینه و ناحیه قلبش آسیب جدی وارد کردهاند. آثار این جراحات همچنان بر بدن او مشهود است.
خانواده همچنین اعلام کردهاند که او در زمان بازداشت نیز بهشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. مأموران بدون ارائه حکم قضایی وارد مغازه محل کار او شدند و وی را با خود بردند. پس از بازداشت نیز، نیروهای امنیتی بدون هیچگونه حکم قضایی از دیوار خانه پدرش، احمد رونقی که حسن در آن زندگی میکرد بالا رفته و در غیاب اعضای خانواده اقدام به تفتیش منزل کردهاند.
با وجود تودیع وثیقه، آزادی وی تاکنون صورت نگرفته است. خانواده علت اصلی ممانعت از آزادی را باقی ماندن آثار شکنجه بر بدن او عنوان میکنند. بنا بر گزارشها، اکبر سلمانپور، بازجوی پرونده و از عوامل شکنجه، از ملکان به تبریز و مراغه در رفت و آمد بوده تا شخصاً در شکنجه حسن نقش داشته باشد.
روز گذشته پدر و مادر حسن رونقی پس از مراجعه به دادستانی مراغه، موفق به ملاقات با فرزندشان شدند.
به گفته خانواده، حسن تحت شکنجههای سنگین قرار گرفته است؛ سر او شکسته، یکی از گوشهایش دچار خونریزی و پارگی شده، کتفش از جا دررفته و با ضربات انتهای تفنگ به قفسه سینه و ناحیه قلبش آسیب جدی وارد کردهاند. آثار این جراحات همچنان بر بدن او مشهود است.
خانواده همچنین اعلام کردهاند که او در زمان بازداشت نیز بهشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. مأموران بدون ارائه حکم قضایی وارد مغازه محل کار او شدند و وی را با خود بردند. پس از بازداشت نیز، نیروهای امنیتی بدون هیچگونه حکم قضایی از دیوار خانه پدرش، احمد رونقی که حسن در آن زندگی میکرد بالا رفته و در غیاب اعضای خانواده اقدام به تفتیش منزل کردهاند.
با وجود تودیع وثیقه، آزادی وی تاکنون صورت نگرفته است. خانواده علت اصلی ممانعت از آزادی را باقی ماندن آثار شکنجه بر بدن او عنوان میکنند. بنا بر گزارشها، اکبر سلمانپور، بازجوی پرونده و از عوامل شکنجه، از ملکان به تبریز و مراغه در رفت و آمد بوده تا شخصاً در شکنجه حسن نقش داشته باشد.
❤4👎1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امجد امینی، پدر جاویدنام مهسا امینی، ویدیویی از تصاویر فرزندش منتشر کرد و روی ویدئو نوشت:
«بعد رفتنت هیچ زیبایی شبیه خودش نمانده است. نه شب، نه روز، نه نشانی از زندگی مانده، برگرد تا چشمانم با آمدنت روشن بشه»
به ماه شهریور نزدیک شدهایم. ماه جانباختن مهسا امینی و آغاز یکی از بزرگترین خیزشهای مردم ایران.
یاد همه جاویدنامان ایران گرامی باد.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
«بعد رفتنت هیچ زیبایی شبیه خودش نمانده است. نه شب، نه روز، نه نشانی از زندگی مانده، برگرد تا چشمانم با آمدنت روشن بشه»
به ماه شهریور نزدیک شدهایم. ماه جانباختن مهسا امینی و آغاز یکی از بزرگترین خیزشهای مردم ایران.
یاد همه جاویدنامان ایران گرامی باد.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
😭5💔1
رد دوباره اعاده دادرسی
ماشالله کرمی، پدر محمدمهدی کرمی، از معترضان اعدامشده در جریان خیزش ۱۴۰۱،؛ نماد دادخواهی سرکوبشده
یه پدر داغه به سینهش و به مُچاشه زنجیر
اتهامش تبلیغ، برگزاری تدفین…
#ماشالله_کرمی ۶۸۵ روز در بند است.
بخشی از نامهی آقای کرمی:
«نه قاتلم، نه مجرم، فقط پدر بودم»شهلا اروجی، وکیل ماشاءالله کرمی، اعلام کرد که دومین درخواست اعاده دادرسی موکلش نیز همچون نوبت اول توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی رد شده است. او نوشت: «ما را به سختجانی خود این گمان نبود.»
ماشاءالله کرمی، پدر محمدمهدی کرمی جوان معترضی که در جریان خیزش ۱۴۰۱ به دست جمهوری اسلامی اعدام شد .
مرداد ۱۴۰۲ به جرم دادخواهی و به اتهاماتی ساختگی بازداشت شد.
او اکنون در ندامتگاه مرکزی کرج زندانی است و پس از تجمیع احکام، به سه سال و هفت ماه حبس محکوم شده.
ماشالله کرمی، پدر محمدمهدی کرمی، از معترضان اعدامشده در جریان خیزش ۱۴۰۱،؛ نماد دادخواهی سرکوبشده
یه پدر داغه به سینهش و به مُچاشه زنجیر
اتهامش تبلیغ، برگزاری تدفین…
#ماشالله_کرمی ۶۸۵ روز در بند است.
بخشی از نامهی آقای کرمی:
«نه قاتلم، نه مجرم، فقط پدر بودم»شهلا اروجی، وکیل ماشاءالله کرمی، اعلام کرد که دومین درخواست اعاده دادرسی موکلش نیز همچون نوبت اول توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی رد شده است. او نوشت: «ما را به سختجانی خود این گمان نبود.»
ماشاءالله کرمی، پدر محمدمهدی کرمی جوان معترضی که در جریان خیزش ۱۴۰۱ به دست جمهوری اسلامی اعدام شد .
مرداد ۱۴۰۲ به جرم دادخواهی و به اتهاماتی ساختگی بازداشت شد.
او اکنون در ندامتگاه مرکزی کرج زندانی است و پس از تجمیع احکام، به سه سال و هفت ماه حبس محکوم شده.
😭2
🔴#سپیده_قلیان ، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق: مقاومت دیگر بس است، این بار مقاومت نمیکنیم، قدمها رو جلوتر برمیداریم.
❤2💩1
خبرگر
🔴#سپیده_قلیان ، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق: مقاومت دیگر بس است، این بار مقاومت نمیکنیم، قدمها رو جلوتر برمیداریم.
سپیده قلیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق: مقاومت دیگر بس است، این بار مقاومت نمیکنیم، قدمها رو جلوتر برمیداریم.
او در این متن، با زبانی ساده و صریح، از فشارها، محدودیتها و بیعدالتیهای روزمره میگوید؛ از درگیریهای خیابانی با پلیس تا پلمب مکانهای عمومی بهخاطر «تار مو»، و از نگاهی که زندگی را هر روز در معرض نابودی قرار میدهد.
او در انتهای مطلبش تاکید میکند که «برای مقاومت دیگر بس است. این بار فقط مقاومت نمیکنیم؛ قدمها را جلوتر برمیداریم.»
متن کامل یادداشت خانم قلیان به شرح زیر است:
«مدتیست است که آزاد شدهام، اما نمیدانم این چندمین بار است که در خیابان با مأمور و لباسشخصی درگیر میشوم؛ حسابش از دستم دررفته. هر بار که در اتاقم را میبندم، پدر و مادرم با نگاهشان چنان بدرقهام میکنند که انگار قرار نیست برگردم.
گاهی هم واقعاً قرار نیست برگردیم. گاهی در را میبندی و به مادرت میگویی:
«باشه، برای ناهار ماهی دریا میآرم.» اما بدقولی میکنی، دریا برایت خاطره میشود و خاطرهاش دیوانهات میکند و چهرهی پاک عزیزی انعکاس دریا میشود .
بگذریم. هفتهی پیش در را بستم و به مدرسهی طهورا رفتم. از صبح با قطعی برق، آب و اینترنت کلنجار رفته بودم. انگار دیگر چیزی به نام زندگی نمانده است.
ما پسماندههای چیزی را در لابهلای زمان پیدا میکنیم و در جیبهایمان میگذاریم که هرچه باشد، انصافاً زندگی نیست. این را هم من میدانم، هم رانندهی اسنپ.
وقتی به مدرسه رسیدم، باورم نمیشد در این اوضاع اسفناک که سایهی جنگ، فقر و قحطی بالای سرمان است، مدیر مدرسه بهخاطر تار مویی با بد و بیراه به طهورا، پای کلانتری و مأمور را به مدرسه باز کند و کار به شکایت بکشد. جرم؟ فقط تار مو. همین.
باشگاهی که به آن میرفتم هم بهخاطر چند تار مو پلمب شده است. کافه چاپلین، جایی که گاهی با بچهها برای فراموشی شرایط فاجعهبارمان در جامعه به آن پناه میبردیم، بعد از رفع پلمب، حالا یک پلاکارد ، حتما به اجبار، جلوی درش نصب کرده:
«لطفاً شئونات اسلامی را رعایت کنید.»
خب، واضح است:
من نمیخواهم شئونات اسلامی شما را رعایت کنم. فکر میکنم با اینهمه دزدی و آدمکشی، اصلاً در جایگاهی نیستید که بخواهید بهخاطر تار مو کسبوکار آدمها را پلمب کنید.
بخواهید برای ما امر و نهی کنید . این عکسها هم از پیش محکوم است. بودنِ ما محکوم است.
هرکس در این راه ذرهای در برابر این محکومیت قد علم کند، با تمام نیرو به هستیاش هجوم میآورند.
با این حال، من در این شهر، میان تمام خطوط و آزارهایی که به سمتم میآیند، هنوز قدم برمیدارم.
گاهی مثل گذشته با خودم میگویم:
«سپیده، اولین اقدام جنگیات چیست؟»
و خودم جواب میدهم: «تماسی با خورشید.» سرم را از پنجره بیرون میآورم، اما خورشیدی در کار نیست؛ آسمان سیاه و کبود است.
ولی من تصمیمم را گرفتهام. تصمیم گرفتهام بمانم. از همینجا که هستم، با همین اندوه، با تمام جدلها، بمانم.
اینکه بمانم و چه کنم، البته مسئله است. مسئلهای که حل شده است. برای مقاومت دیگر بس است.
این بار فقط مقاومت نمیکنیم؛ قدمها را جلوتر برمیداریم.»
او در این متن، با زبانی ساده و صریح، از فشارها، محدودیتها و بیعدالتیهای روزمره میگوید؛ از درگیریهای خیابانی با پلیس تا پلمب مکانهای عمومی بهخاطر «تار مو»، و از نگاهی که زندگی را هر روز در معرض نابودی قرار میدهد.
او در انتهای مطلبش تاکید میکند که «برای مقاومت دیگر بس است. این بار فقط مقاومت نمیکنیم؛ قدمها را جلوتر برمیداریم.»
متن کامل یادداشت خانم قلیان به شرح زیر است:
«مدتیست است که آزاد شدهام، اما نمیدانم این چندمین بار است که در خیابان با مأمور و لباسشخصی درگیر میشوم؛ حسابش از دستم دررفته. هر بار که در اتاقم را میبندم، پدر و مادرم با نگاهشان چنان بدرقهام میکنند که انگار قرار نیست برگردم.
گاهی هم واقعاً قرار نیست برگردیم. گاهی در را میبندی و به مادرت میگویی:
«باشه، برای ناهار ماهی دریا میآرم.» اما بدقولی میکنی، دریا برایت خاطره میشود و خاطرهاش دیوانهات میکند و چهرهی پاک عزیزی انعکاس دریا میشود .
بگذریم. هفتهی پیش در را بستم و به مدرسهی طهورا رفتم. از صبح با قطعی برق، آب و اینترنت کلنجار رفته بودم. انگار دیگر چیزی به نام زندگی نمانده است.
ما پسماندههای چیزی را در لابهلای زمان پیدا میکنیم و در جیبهایمان میگذاریم که هرچه باشد، انصافاً زندگی نیست. این را هم من میدانم، هم رانندهی اسنپ.
وقتی به مدرسه رسیدم، باورم نمیشد در این اوضاع اسفناک که سایهی جنگ، فقر و قحطی بالای سرمان است، مدیر مدرسه بهخاطر تار مویی با بد و بیراه به طهورا، پای کلانتری و مأمور را به مدرسه باز کند و کار به شکایت بکشد. جرم؟ فقط تار مو. همین.
باشگاهی که به آن میرفتم هم بهخاطر چند تار مو پلمب شده است. کافه چاپلین، جایی که گاهی با بچهها برای فراموشی شرایط فاجعهبارمان در جامعه به آن پناه میبردیم، بعد از رفع پلمب، حالا یک پلاکارد ، حتما به اجبار، جلوی درش نصب کرده:
«لطفاً شئونات اسلامی را رعایت کنید.»
خب، واضح است:
من نمیخواهم شئونات اسلامی شما را رعایت کنم. فکر میکنم با اینهمه دزدی و آدمکشی، اصلاً در جایگاهی نیستید که بخواهید بهخاطر تار مو کسبوکار آدمها را پلمب کنید.
بخواهید برای ما امر و نهی کنید . این عکسها هم از پیش محکوم است. بودنِ ما محکوم است.
هرکس در این راه ذرهای در برابر این محکومیت قد علم کند، با تمام نیرو به هستیاش هجوم میآورند.
با این حال، من در این شهر، میان تمام خطوط و آزارهایی که به سمتم میآیند، هنوز قدم برمیدارم.
گاهی مثل گذشته با خودم میگویم:
«سپیده، اولین اقدام جنگیات چیست؟»
و خودم جواب میدهم: «تماسی با خورشید.» سرم را از پنجره بیرون میآورم، اما خورشیدی در کار نیست؛ آسمان سیاه و کبود است.
ولی من تصمیمم را گرفتهام. تصمیم گرفتهام بمانم. از همینجا که هستم، با همین اندوه، با تمام جدلها، بمانم.
اینکه بمانم و چه کنم، البته مسئله است. مسئلهای که حل شده است. برای مقاومت دیگر بس است.
این بار فقط مقاومت نمیکنیم؛ قدمها را جلوتر برمیداریم.»
❤2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 هشدارویدیو حاوی صحنههای خشونت آمیز ودلخراش است
...
کثیف تر و پست تر از اسلام و قوانین اسلامی در هیچ کجای دنیا نیست ....
کشتار و حیوان آزاری سگ ها در #ترکیه با قانون رسمی کشتار سگ ها در دیکتاتوری اسلامی اردوغان
#دیکتاتوری #خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران و #ترکیه گوی سبقت رو از یکدیگر میربایند ...
...
کثیف تر و پست تر از اسلام و قوانین اسلامی در هیچ کجای دنیا نیست ....
کشتار و حیوان آزاری سگ ها در #ترکیه با قانون رسمی کشتار سگ ها در دیکتاتوری اسلامی اردوغان
#دیکتاتوری #خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران و #ترکیه گوی سبقت رو از یکدیگر میربایند ...
🔥2😢1😭1
به یاد هفت پزشک شریفی که انسانیت تعهد و آزادگی را معنا کردند ...
▫️زنده یادان ...
#آیدا_رستمی
#آیلار_حقی
#ابراهیم_ریگی
#مسعود_احمدزاده
#حسین_پوری
#پریسا_بهمنی
#رامین_پوراندریجانی
▫️زنده یادان ...
#آیدا_رستمی
#آیلار_حقی
#ابراهیم_ریگی
#مسعود_احمدزاده
#حسین_پوری
#پریسا_بهمنی
#رامین_پوراندریجانی
👍3
خبرگر
🔴 نامه گلرخ ایرایی از زندان قرچک ورامین: برای کسانی که بیواهمه در برابر ستمگر ایستادند
افتادند و برخاستند. کودتا پایان یافت. زمان گذشت با فراز و فرودهایش و تاریخ سهم «ما» شد بیآنکه ورق خورده باشد. سردر آویخته دفتر روزنامه که بوی خون و باروت از تابلوی مفقود شدهاش هنوز به مشام میرسد، قرنی را متاثر از خود نموده است. قرنی مملو از مردمانی پا به زنجیر که شکنجه را نالهای سر ندادند و میراثی اینچنین را حلقه به حلقه در زنجیر بیگسست مقاومت با بهت و خون و امید به «ما» پیوند زدهاند. به «ما» که آن نقطه آسمان را دیدهایم. که آن تنهای بیجان، آنگاه که زیر چکمههای امپریالیست و دیکتاتور دستنشاندهاش بر سنگفرش خیابان افتاده، تاریخ را رقم میزدند. بر آن چشم دوخته بودند. آن تنهای بیجان که در «ما» هزاران هزار، تکثیر شدند و «ما» که از پی آنان و از پی قرنی که خشم و خون و ترکه بیداد را بر پیکر دارد، به میدان آمدیم.
شامگاه بیست و هشت مرداد ۱۴۰۴ است و آوای مرگ در چوب دست شعبانهای بیمخ در ترکههای بیداد و ستم همچنان بر تنهامان ردی از خون و بربریت مینشاند و «ما» که همیشه دیرتر از موعد از کوچهها به خیابان سرازیر میشویم، همچون قندیلهای وارونه دریای مواج را از ساحل وحشت و کین، کین و خشم نظارهگریم.
شامگاه ۲۸ مرداد ۱۴۰۴ است و هشتاد و دومین هفته از «سهشنبههای نه به اعدام». بیش از ۷۰ سال از آن مرداد گران میگذرد. هفت محکوم به مرگ طی هفتههای اخیر یهدست نیروهای امنیتی ربوده و مفقود شدند و سرانجام به بند سیاسی زندان قزلحصار برده شدند. از زندانیان عرب محکوم به اعدام که از سال گذشته به انفرادی منتقل شدهاند، همچنان خبری در دست نیست.
در هفته گذشته حکم اعدام #شریفه_محمدی تایید شد. هر بار که نامش را میشنوم، ناخودآگاه به اولین مواجهه او با فرزندش بعد از اعلام تایید حکم فکر میکنم و آواز حزن پدری در گوشم میپیچد که تلخیهای بسیاری برای گفتن دارد. او که لالاییهای شریفه را برای کودکی که چوبه دار را میفهمد و آستانه نوجوانی را بی آغوش مادر در میکوبد، زمزمه میکند.
صدها تن فقط در یک سال اخیر به دار آویخته شدند. هر صبحگاه صدایی مثل کوبش طنابی سنگین از پیکری که بر آن آویخته در خواب رخنه میکند و جان را میآشوبد تا چیزی مثل مرگ راه گلو را مسدود کند.
خشمی در خاکستر تابستان خفته است و نقشآفرینان بیش از یک قرن مبارزه با ستم از مقابل چشمانم عبور میکنند. هریک با داستانها و روایتهاشان. به یاد نقشآفرینان کودتای ۲۸ مرداد و تمامی کسانی که زیر بار ستم زیستن را تاب نیاوردند و بیواهمه در برابر ستمگر ایستادند.
#گلرخ_ایرایی
مرداد ۱۴۰۴
زندان قرچک ورامین
شامگاه بیست و هشت مرداد ۱۴۰۴ است و آوای مرگ در چوب دست شعبانهای بیمخ در ترکههای بیداد و ستم همچنان بر تنهامان ردی از خون و بربریت مینشاند و «ما» که همیشه دیرتر از موعد از کوچهها به خیابان سرازیر میشویم، همچون قندیلهای وارونه دریای مواج را از ساحل وحشت و کین، کین و خشم نظارهگریم.
شامگاه ۲۸ مرداد ۱۴۰۴ است و هشتاد و دومین هفته از «سهشنبههای نه به اعدام». بیش از ۷۰ سال از آن مرداد گران میگذرد. هفت محکوم به مرگ طی هفتههای اخیر یهدست نیروهای امنیتی ربوده و مفقود شدند و سرانجام به بند سیاسی زندان قزلحصار برده شدند. از زندانیان عرب محکوم به اعدام که از سال گذشته به انفرادی منتقل شدهاند، همچنان خبری در دست نیست.
در هفته گذشته حکم اعدام #شریفه_محمدی تایید شد. هر بار که نامش را میشنوم، ناخودآگاه به اولین مواجهه او با فرزندش بعد از اعلام تایید حکم فکر میکنم و آواز حزن پدری در گوشم میپیچد که تلخیهای بسیاری برای گفتن دارد. او که لالاییهای شریفه را برای کودکی که چوبه دار را میفهمد و آستانه نوجوانی را بی آغوش مادر در میکوبد، زمزمه میکند.
صدها تن فقط در یک سال اخیر به دار آویخته شدند. هر صبحگاه صدایی مثل کوبش طنابی سنگین از پیکری که بر آن آویخته در خواب رخنه میکند و جان را میآشوبد تا چیزی مثل مرگ راه گلو را مسدود کند.
خشمی در خاکستر تابستان خفته است و نقشآفرینان بیش از یک قرن مبارزه با ستم از مقابل چشمانم عبور میکنند. هریک با داستانها و روایتهاشان. به یاد نقشآفرینان کودتای ۲۸ مرداد و تمامی کسانی که زیر بار ستم زیستن را تاب نیاوردند و بیواهمه در برابر ستمگر ایستادند.
#گلرخ_ایرایی
مرداد ۱۴۰۴
زندان قرچک ورامین
👍1
خبرگر
Photo
🔴 روز پزشک
به یاد دکتر حمید قرهحسنلو و همسرش فرزانه قرهحسنلو، دو زندانی در تبعید
حمید و فرزانه قرهحسنلو از بازداشتشدگان مراسم چهلم حدیث نجفی در کرج هستند؛ در مراسمی که روحالله عجمیان، بسیجی، جان خود را از دست داد و تعداد زیادی از شرکتکنندگان با اتهامات واهی بازداشت شدند و شماری با حبس و حکمهای سنگین مانند اعدام روبرو شدند.
این زوج پس از بازداشت، تحت شکنجههای شدید قرار گرفتند و در دادگاههای ناعادلانه، ابتدا به اعدام محکوم شدند.
بعدها حکم اعدام لغو شد، اما جای آن، مجازاتهای سنگین در تبعید برایشان صادر شد:
حمید قرهحسنلو: ۱۵ سال زندان در یزد
فرزانه قرهحسنلو: ۵ سال زندان در مشهد
این زوج در حالی این روزهای سخت را میگذرانند که سلامتشان به شدت در خطر است.
فرزانه قرهحسنلو در زندان به سرطان سینه مبتلا شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
حمید قرهحسنلو هم با بیماریهای جدی جسمی به دلیل ضرب و شتم و شکنجه شدید دستوپنجه نرم میکند.
آنها پدر و مادری هستند با یک دختر ۱۴ ساله و پسری ۲۱ ساله. فاصلهی زیاد زندانهای یزد و مشهد با تهران، باعث شده که فرزندانشان نتوانند بهسادگی پدر و مادر را ملاقات کنند. و مدتهاست از دیدن فرزندان خود محروم هستند مردم در زندانی دیگر و پدر در شهر دیگر در تبعید و زندان.
#مهسا_امینی #حمید_قره_حسنلو #فرزانه_قره_حسنلو
به یاد دکتر حمید قرهحسنلو و همسرش فرزانه قرهحسنلو، دو زندانی در تبعید
حمید و فرزانه قرهحسنلو از بازداشتشدگان مراسم چهلم حدیث نجفی در کرج هستند؛ در مراسمی که روحالله عجمیان، بسیجی، جان خود را از دست داد و تعداد زیادی از شرکتکنندگان با اتهامات واهی بازداشت شدند و شماری با حبس و حکمهای سنگین مانند اعدام روبرو شدند.
این زوج پس از بازداشت، تحت شکنجههای شدید قرار گرفتند و در دادگاههای ناعادلانه، ابتدا به اعدام محکوم شدند.
بعدها حکم اعدام لغو شد، اما جای آن، مجازاتهای سنگین در تبعید برایشان صادر شد:
حمید قرهحسنلو: ۱۵ سال زندان در یزد
فرزانه قرهحسنلو: ۵ سال زندان در مشهد
این زوج در حالی این روزهای سخت را میگذرانند که سلامتشان به شدت در خطر است.
فرزانه قرهحسنلو در زندان به سرطان سینه مبتلا شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
حمید قرهحسنلو هم با بیماریهای جدی جسمی به دلیل ضرب و شتم و شکنجه شدید دستوپنجه نرم میکند.
آنها پدر و مادری هستند با یک دختر ۱۴ ساله و پسری ۲۱ ساله. فاصلهی زیاد زندانهای یزد و مشهد با تهران، باعث شده که فرزندانشان نتوانند بهسادگی پدر و مادر را ملاقات کنند. و مدتهاست از دیدن فرزندان خود محروم هستند مردم در زندانی دیگر و پدر در شهر دیگر در تبعید و زندان.
#مهسا_امینی #حمید_قره_حسنلو #فرزانه_قره_حسنلو
👍1
🔴 سه سال از روزی که قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی، بارقهی جنبش زن، زندگی، آزادی شد میگذرد، اما زخمهایمان هنوز التیام نیافتهاند و ایرانمان همچنان زیر فشار سرکوب و خشونت، در تنگنایی نفسگیر، میان بیم و امیدی فرساینده سرگردان است.
در این میان، ما دوباره گرد هم میآییم.
به یاد مهسا و به یاد تکتک فرزندان ایران که با دستان خالی در برابر رژیم جنایتکار ایستادند، زندانی شدند، شکنجه دیدند، حکم اعدام گرفتند و جان باختند.
۱۴ سپتامبر، بهیاد رنج بیپایان هموطنانمان در داخل کشور، در تورنتو گرد هم میآییم تا به خود یادآوری کنیم:
«زن، زندگی، آزادی» نه یک شعار، که پیمان جمعی ماست، تا صبح آزادی ایران.
حضور ما و شما، صدای همبستگی و پیام امید است!
📍زمان: شنبه، ۱۴ سپتامبر
ساعت: ۲ بعدازظهر
مکان: تورنتو، Queen’s Park (کنار مجسمه King Edward VII)
در این میان، ما دوباره گرد هم میآییم.
به یاد مهسا و به یاد تکتک فرزندان ایران که با دستان خالی در برابر رژیم جنایتکار ایستادند، زندانی شدند، شکنجه دیدند، حکم اعدام گرفتند و جان باختند.
۱۴ سپتامبر، بهیاد رنج بیپایان هموطنانمان در داخل کشور، در تورنتو گرد هم میآییم تا به خود یادآوری کنیم:
«زن، زندگی، آزادی» نه یک شعار، که پیمان جمعی ماست، تا صبح آزادی ایران.
حضور ما و شما، صدای همبستگی و پیام امید است!
📍زمان: شنبه، ۱۴ سپتامبر
ساعت: ۲ بعدازظهر
مکان: تورنتو، Queen’s Park (کنار مجسمه King Edward VII)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸مطهره گونهای، فعال سیاسی، ضمن انتشار تصاویر پوکه گلولههایی که هنگام آخرین بازداشت او شلیک شدند و تصاویر محل اصابت آنها در خانهشان، نوشت:
«به جای پروندهسازی و اتهام زنی به روایتگران فاجعه برخورد با زندانیان، از زمان بمباران تا کنون، به اوین، قرچک و قزلحصار بروید! «چهره کریه استبداد» را روتوش کنید!
اما این گلولهها واقعی اند!
جایشان در دیوار خانهمان هم واقعی است!
نه اسرائیل، که وزارت اطلاعات به سمت ما شلیک کرد!
باز نکردن درهای سلولها هنگام بمباران هم واقعی است!
اطلاع شما و هشدار ما در مورد حمله هم واقعی بود!
عدم رسیدگی مناسب درمانی به پانزده زن زندانی تروماتیزه از جنگ که به سلولهای جهنمی خانه امن منتقل شدند هم واقعی است!
خون بالا آوردن من در قرنطینه قرچک، ناشی از اضطراب، نرسیدن دارو و اعتصاب غذای خشک هم واقعی بود!
درحالیکه یکی از پاسیارها میخندید و من نیمهجان کنار چاه توالت افتاده بودم.
اینها واقعیت چهره پلید و خبیث شماست.
هرچند که انکارش کنید...»
#مطهره_گونه_ای
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
«به جای پروندهسازی و اتهام زنی به روایتگران فاجعه برخورد با زندانیان، از زمان بمباران تا کنون، به اوین، قرچک و قزلحصار بروید! «چهره کریه استبداد» را روتوش کنید!
اما این گلولهها واقعی اند!
جایشان در دیوار خانهمان هم واقعی است!
نه اسرائیل، که وزارت اطلاعات به سمت ما شلیک کرد!
باز نکردن درهای سلولها هنگام بمباران هم واقعی است!
اطلاع شما و هشدار ما در مورد حمله هم واقعی بود!
عدم رسیدگی مناسب درمانی به پانزده زن زندانی تروماتیزه از جنگ که به سلولهای جهنمی خانه امن منتقل شدند هم واقعی است!
خون بالا آوردن من در قرنطینه قرچک، ناشی از اضطراب، نرسیدن دارو و اعتصاب غذای خشک هم واقعی بود!
درحالیکه یکی از پاسیارها میخندید و من نیمهجان کنار چاه توالت افتاده بودم.
اینها واقعیت چهره پلید و خبیث شماست.
هرچند که انکارش کنید...»
#مطهره_گونه_ای
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی
ده روز از انتقال و ضربوشتم وحشیانه پنج زندانی سیاسی محکوم به اعدام میگذرد؛ اما همچنان هیچگونه تماس یا ملاقاتی از سوی آنها برقرار نشده است. خانوادههای این زندانیان در وضعیت بیخبری مطلق بهسر میبرند و علیرغم پیگیریهای مداوم، هیچ نهادی پاسخگو نیست.
نام زندانیان منتقلشده:
- پویا قبادی
- وحید بنیعامریان
- شاهرخ (اکبر) دانشورکار
- سید محمد تقوی سنگدهی
- بابک علیپور
#دادخواهی
#اعدام_قتل_عمد_دولتی
#زندانی_سیاسی
نام زندانیان منتقلشده:
- پویا قبادی
- وحید بنیعامریان
- شاهرخ (اکبر) دانشورکار
- سید محمد تقوی سنگدهی
- بابک علیپور
#دادخواهی
#اعدام_قتل_عمد_دولتی
#زندانی_سیاسی
خانوادهای که توسط رژیم جنایتکار اسلامی از هم پاشیده شد؛ بیش از ۲ سال و ۹ ماه ناپدیدسازی قهری #عثمان_مامه که از مصادیق جنایت علیه بشریت میباشدمیگذرد
عثمان مامه، یکی از ربودهشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» ساکن بوکان، روز جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱ توسط مزدوران اطلاعات ربوده شد و از آن زمان تاکنون هیچگونه اطلاعی از سرنوشت یا محل نگهداری او در دست نیست.#شهین_عبدالقادری همسر وی نیز در تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۱ در بوکان بر اثر شلیک ساچمه از ناحیه صورت و گردن مجروح شده و اکنون بیش از ۲ سال است که حدود ۳۰۰ ساچمه در بدنش باقی مانده است.
اردلان مامه، پسرش، هدف بیست گلوله ساچمه ای هر دو در ناحیه سر و در فاصله کمتر از یک متر قرار گرفتند. ساچمه هایی که هنوز با گذشت بیشتر از دو سال از این واقعه به دلیل محرومیت عامدانه از درمان در سر خانم عبدالقادری هستند. . اردلان مامه در طی این هزار روز ناپدیدسازی قهری به خاطر پیگیری پرونده پدرش پانزده مرتبه به اداره اطلاعات بوکان احضار شددر این احضار ها که با ضرب و شتم همراه بوده وی تهدید شده است که در صورت دنبال و رسانه ای کردن وضع بدتر خواهد شد.
عثمان مامه، یکی از ربودهشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» ساکن بوکان، روز جمعه ۲۷ آبان ۱۴۰۱ توسط مزدوران اطلاعات ربوده شد و از آن زمان تاکنون هیچگونه اطلاعی از سرنوشت یا محل نگهداری او در دست نیست.#شهین_عبدالقادری همسر وی نیز در تاریخ ۶ مهر ۱۴۰۱ در بوکان بر اثر شلیک ساچمه از ناحیه صورت و گردن مجروح شده و اکنون بیش از ۲ سال است که حدود ۳۰۰ ساچمه در بدنش باقی مانده است.
اردلان مامه، پسرش، هدف بیست گلوله ساچمه ای هر دو در ناحیه سر و در فاصله کمتر از یک متر قرار گرفتند. ساچمه هایی که هنوز با گذشت بیشتر از دو سال از این واقعه به دلیل محرومیت عامدانه از درمان در سر خانم عبدالقادری هستند. . اردلان مامه در طی این هزار روز ناپدیدسازی قهری به خاطر پیگیری پرونده پدرش پانزده مرتبه به اداره اطلاعات بوکان احضار شددر این احضار ها که با ضرب و شتم همراه بوده وی تهدید شده است که در صورت دنبال و رسانه ای کردن وضع بدتر خواهد شد.
👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
#لیلا_مهدوی مادر جاویدنام #سیاوش _محمودی از #کشته_شدگان_اعتراضات_سراسری ۱۴۰۱ ایران:
من، مادر سیاوش، نوجوانی ۱۶ ساله که در راه آزادی و حقطلبی به دست ظالمان کشته شد، با قلبی داغدار این سخن را مینویسم.
درد من تنها یک اندوه شخصی نیست؛ این یک فاجعه انسانی است. هیچکس نمیتواند عمق این غم را بفهمد، مگر آنکه روزی داغ فرزندش بر دلش بنشیند. و من امیدوارم هیچ خانهای در این سرزمین گرفتار چنین داغی نشود.
به جای گفتن جملههای کلیشهای و تسلیهای بیثمر، بیایید به ریشه این مصیبت نگاه کنیم. سکوت در برابر ظلم، یعنی ایستادن در کنار ظالم. فرزندان ما با آگاهی، شجاعت و عشق به آزادی، برای آیندهای بهتر ایستادند و جان دادند.
سیاوش من و دیگر فرزندان آزادیخواه ایران، شایسته زندگی بودند؛ نه مرگی که بر آنان تحمیل شد. این مرگها، مرگِ شرافتاند؛ زنگ بیدارباش برای همه ما.
صدای ما باشید. نگذارید خون جوانان این سرزمین در سکوت فراموش شود. بیدار بمانیم، آگاه باشیم، و برای ساختن آیندهای آزاد و انسانی کنار هم بایستیم.
#دادخواهی
#لیلا_مهدوی مادر جاویدنام #سیاوش _محمودی از #کشته_شدگان_اعتراضات_سراسری ۱۴۰۱ ایران:
من، مادر سیاوش، نوجوانی ۱۶ ساله که در راه آزادی و حقطلبی به دست ظالمان کشته شد، با قلبی داغدار این سخن را مینویسم.
درد من تنها یک اندوه شخصی نیست؛ این یک فاجعه انسانی است. هیچکس نمیتواند عمق این غم را بفهمد، مگر آنکه روزی داغ فرزندش بر دلش بنشیند. و من امیدوارم هیچ خانهای در این سرزمین گرفتار چنین داغی نشود.
به جای گفتن جملههای کلیشهای و تسلیهای بیثمر، بیایید به ریشه این مصیبت نگاه کنیم. سکوت در برابر ظلم، یعنی ایستادن در کنار ظالم. فرزندان ما با آگاهی، شجاعت و عشق به آزادی، برای آیندهای بهتر ایستادند و جان دادند.
سیاوش من و دیگر فرزندان آزادیخواه ایران، شایسته زندگی بودند؛ نه مرگی که بر آنان تحمیل شد. این مرگها، مرگِ شرافتاند؛ زنگ بیدارباش برای همه ما.
صدای ما باشید. نگذارید خون جوانان این سرزمین در سکوت فراموش شود. بیدار بمانیم، آگاه باشیم، و برای ساختن آیندهای آزاد و انسانی کنار هم بایستیم.
#دادخواهی
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بچه_های_اکباتان هم داشتند زندگیشونو میکردند، مثل نوید، مثل بقیه ...
ولی الان تیغ اعدام روی گردنشونه. صداشون باشیم تا نفس دارند.
ولی الان تیغ اعدام روی گردنشونه. صداشون باشیم تا نفس دارند.
👍4