خبرگر
Photo
جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین: امیدواریم اعتراض علیه اعدام دغدغه عمومی جامعه شود
دستی که برای سیر کردن خود یا فرزندش دراز شده باشد را به گیوتین و سری که بر فقر و گرسنگی خروشیده باشد را به دار میسپارند. گسترش فقر و فساد و فلاکت، جامعه را به دو نیمه فرادست و فرودست تقسیم کرده است. بر سفرهها نان بیاتی هم باقی نمانده تا گرسنگی را فرو دهند. آنکه دست از آستین برون آورد و آنکه بر این فقر و فلاکت فریادی برآورد را به مسلخ میبرند.
سیستم همواره بدون آسیبشناسی و اشاره به ورشکستگیهای سیاسی و اقتصادی خود، اعمال مجرمانه را جرائم خشن و بزه نامیده و افکار عمومی را علیه محکومان به مرگ برانگیخته و تلاش نموده به پاککردن صورتمسئله که همانا ناکارآمدی و فساد سیستماتیک است، احساسات عمومی را تحریک و با تاکید بر اعمال مجرمانه محکوم، اجرای حکم مرگ را توجیهپذیر کند.
اعمال مجرمانهای نظیر «قتل، مواد مخدر، سرقت و تجاوز» که عموما منجر به صدور احکام مرگ میشود، در نتیجه تدابیر سیاسی-اقتصادی حاکمیت بروز مییابد. اعتراض علیه این سیاستهای رژیم نشانه بلوغ افکار عمومی است.
اخیرا و در زندان قزلحصار بیش از هزار زندانی در بند محکومان به مرگ در برابر اعدام و بر سیاستهای سرکوبگرانه حکومتی شوریدهاند. بلوغ سیاسی محکومان به مرگ در زندان قزلحصار نقطهعطفی در تاریخ مبارزات مردم ایران علیه سرکوب و مجازات مرگ است.
بند زنان اوین ضمن تقدیر از حرکت تاثیرگذار زندانیان قزلحصار، تا لغو مجازات اعدام در کنار تمامی محکومان به مرگ و خانوادههای آنان ایستاده است.
همانطور که محکومان به مرگ در زندان قزلحصار طی روزهای اخیر از مردم خواستهاند، امیدواریم اعتراض علیه اعدام دغدغه عمومی جامعه شود.
جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین
مهر ۱۴۰۴
#NoToExecutions
#نه_به_اعدام
#از_قزلحصار_بگو
#بند_زنان_اوین
دستی که برای سیر کردن خود یا فرزندش دراز شده باشد را به گیوتین و سری که بر فقر و گرسنگی خروشیده باشد را به دار میسپارند. گسترش فقر و فساد و فلاکت، جامعه را به دو نیمه فرادست و فرودست تقسیم کرده است. بر سفرهها نان بیاتی هم باقی نمانده تا گرسنگی را فرو دهند. آنکه دست از آستین برون آورد و آنکه بر این فقر و فلاکت فریادی برآورد را به مسلخ میبرند.
سیستم همواره بدون آسیبشناسی و اشاره به ورشکستگیهای سیاسی و اقتصادی خود، اعمال مجرمانه را جرائم خشن و بزه نامیده و افکار عمومی را علیه محکومان به مرگ برانگیخته و تلاش نموده به پاککردن صورتمسئله که همانا ناکارآمدی و فساد سیستماتیک است، احساسات عمومی را تحریک و با تاکید بر اعمال مجرمانه محکوم، اجرای حکم مرگ را توجیهپذیر کند.
اعمال مجرمانهای نظیر «قتل، مواد مخدر، سرقت و تجاوز» که عموما منجر به صدور احکام مرگ میشود، در نتیجه تدابیر سیاسی-اقتصادی حاکمیت بروز مییابد. اعتراض علیه این سیاستهای رژیم نشانه بلوغ افکار عمومی است.
اخیرا و در زندان قزلحصار بیش از هزار زندانی در بند محکومان به مرگ در برابر اعدام و بر سیاستهای سرکوبگرانه حکومتی شوریدهاند. بلوغ سیاسی محکومان به مرگ در زندان قزلحصار نقطهعطفی در تاریخ مبارزات مردم ایران علیه سرکوب و مجازات مرگ است.
بند زنان اوین ضمن تقدیر از حرکت تاثیرگذار زندانیان قزلحصار، تا لغو مجازات اعدام در کنار تمامی محکومان به مرگ و خانوادههای آنان ایستاده است.
همانطور که محکومان به مرگ در زندان قزلحصار طی روزهای اخیر از مردم خواستهاند، امیدواریم اعتراض علیه اعدام دغدغه عمومی جامعه شود.
جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین
مهر ۱۴۰۴
#NoToExecutions
#نه_به_اعدام
#از_قزلحصار_بگو
#بند_زنان_اوین
👍2
خبرگر
Photo
زنان زندانی سیاسی اوین به همبندیشان نسیم سیمیاری:
فریاد بلند حقخواهیات شنیده شد
نسیم سیمیاری، زندانی سیاسی، یک هفته است که در اعتراض به تداوم بازداشت فریبا کمالآبادی، همبندیاش در بند زنان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است.
در این ارتباط همبندیانش، با درخواست پایان دادن به اعتصاب، بیانیهای به شرح زیر صادر کردهاند:
«نسیم سیمیاری بعد از چهار ماه انفرادی و تحمل بازجوییهای سخت به بند آمد. بیش از دو سال است که با هم زندگی میکنیم و شاهدی هستیم بر زخمهایی نشسته بر جسم و جان او. شاهدی هستیم بر صبوریهایش و توان بیپایانش در مواجهه با رنجهای مدامی که اگرچه جان را میخراشد؛ اما محکمتر و قویتر میکند جان بیداری چون او را.
امروز نسیم در اعتراضی بر حق به آنچه در خصوص فریبا کمالآبادی رخ داد، در اعتصاب غذا است. فریبا کمالآبادی، شهروند بهائی، حدود ۱۴ سال از عمر خود را در زندان و حدود سه سال از آن را در سلولهای انفرادی تهران و مشهد گذرانده است؛ بیآنکه در انتظار آزادی باشد، از سوی نیروهای امنیتی به او و خانوادهاش اعلام شد که آزاد خواهد شد و دقیقا در لحظهای که قرار بود برای آزادی از بند خارج شود، خبر رسید که آزادیاش منتفی است.
حالا نسیم عزیزمان در اعتراض به این بیحرمتی در اعتصاب غذا است. او از جان خود مایه گذاشته تا صدای این بیعدالتی را بلندتر به افکار عمومی برساند. ما دوستان و همبندیان نسیم که شاهد وخامت حال او هستیم، از او میخواهیم به اعتصاب خود پایان دهد. نسیم عزیز. فریاد بلند حقخواهیات شنیده شد.
همبندیان تو در بند زنان زندان اوین
۲۸ مهر ۱۴۰۴»
#نسیم_سیمیاری #فریبا_کمال_آبادی #زن_زندگی_آزادی
فریاد بلند حقخواهیات شنیده شد
نسیم سیمیاری، زندانی سیاسی، یک هفته است که در اعتراض به تداوم بازداشت فریبا کمالآبادی، همبندیاش در بند زنان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است.
در این ارتباط همبندیانش، با درخواست پایان دادن به اعتصاب، بیانیهای به شرح زیر صادر کردهاند:
«نسیم سیمیاری بعد از چهار ماه انفرادی و تحمل بازجوییهای سخت به بند آمد. بیش از دو سال است که با هم زندگی میکنیم و شاهدی هستیم بر زخمهایی نشسته بر جسم و جان او. شاهدی هستیم بر صبوریهایش و توان بیپایانش در مواجهه با رنجهای مدامی که اگرچه جان را میخراشد؛ اما محکمتر و قویتر میکند جان بیداری چون او را.
امروز نسیم در اعتراضی بر حق به آنچه در خصوص فریبا کمالآبادی رخ داد، در اعتصاب غذا است. فریبا کمالآبادی، شهروند بهائی، حدود ۱۴ سال از عمر خود را در زندان و حدود سه سال از آن را در سلولهای انفرادی تهران و مشهد گذرانده است؛ بیآنکه در انتظار آزادی باشد، از سوی نیروهای امنیتی به او و خانوادهاش اعلام شد که آزاد خواهد شد و دقیقا در لحظهای که قرار بود برای آزادی از بند خارج شود، خبر رسید که آزادیاش منتفی است.
حالا نسیم عزیزمان در اعتراض به این بیحرمتی در اعتصاب غذا است. او از جان خود مایه گذاشته تا صدای این بیعدالتی را بلندتر به افکار عمومی برساند. ما دوستان و همبندیان نسیم که شاهد وخامت حال او هستیم، از او میخواهیم به اعتصاب خود پایان دهد. نسیم عزیز. فریاد بلند حقخواهیات شنیده شد.
همبندیان تو در بند زنان زندان اوین
۲۸ مهر ۱۴۰۴»
#نسیم_سیمیاری #فریبا_کمال_آبادی #زن_زندگی_آزادی
👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آبشار و کوه نمک در منطقه کویری ایران بین خور و بیابانک که سرشار از پتاسیم و دیگر کانی های با ارزش است. زیبایی شگفت انگیزش یک طرف و میلیاردها ثروتی که از ژرفای زمین بیرون می آید از سویی دیگر، نتیجه وجود این سرمایه های ملی و مردمی بدست چه کسانی می افتد؟؟؟
😭1
Forwarded from رضا ملک ۲۰۹
محسن قشقایی،زندانی سیاسی بند ۴ اوین،درباره حمله اسرائیل به زندان اوین در نامهای با اشاره به خشونت نیروهای امنیتی با زندانیان نوشت:«باز هم از دشمنِ قویتر خورده بودند و برای مردمِ دستخالی،قدرتنمایی میکردند.
با ما طوری رفتار کردند که انگار ما آنجا را مورد حمله قرار دادهایم یا ما عمری با تهدید و دشمنتراشی، مسبب این جنگ شدهایم.»
او با اشاره به حجم بالای تخریب و انتقال زندانبانان به مکانی دیگر عنوان کرد:«صریحاً با کشیدن اسلحه روی بچهها تهدید کردهاند که ما دستور داریم شما را منتقل کنیم؛خودتان میروید یا جنازههایتان را ببریم.»
این زندانی نوشت:«فضا بهشدت خشک وخشن بود.بیش از صد نیروی مسلح از یگان ویژه، نوپو، و لباسشخصیهای وزارت اطلاعات و سپاه، مأمور کنترل و حرکت دادن ما بودند.
تازه متوجه حجم تخریب شده بودیم؛ماشینهای سوخته و ذوبشده،کیسههای مشکی اجساد کنار مسیر،آسفالت کنده و آغشته به خون، آب و خردهشیشه،درختان سوخته،ساختمانهایی که هنوز بعد از ساعتها میسوختند و عملیات اطفای حریق ادامه داشت.»
بله...
#آقای قشقایی از خامنه ای ستم زیاد کشیده؛
مادرش و ازش گرفتند!
خودش هم سابقه زندان زیاد داره...
رضا ملک
با ما طوری رفتار کردند که انگار ما آنجا را مورد حمله قرار دادهایم یا ما عمری با تهدید و دشمنتراشی، مسبب این جنگ شدهایم.»
او با اشاره به حجم بالای تخریب و انتقال زندانبانان به مکانی دیگر عنوان کرد:«صریحاً با کشیدن اسلحه روی بچهها تهدید کردهاند که ما دستور داریم شما را منتقل کنیم؛خودتان میروید یا جنازههایتان را ببریم.»
این زندانی نوشت:«فضا بهشدت خشک وخشن بود.بیش از صد نیروی مسلح از یگان ویژه، نوپو، و لباسشخصیهای وزارت اطلاعات و سپاه، مأمور کنترل و حرکت دادن ما بودند.
تازه متوجه حجم تخریب شده بودیم؛ماشینهای سوخته و ذوبشده،کیسههای مشکی اجساد کنار مسیر،آسفالت کنده و آغشته به خون، آب و خردهشیشه،درختان سوخته،ساختمانهایی که هنوز بعد از ساعتها میسوختند و عملیات اطفای حریق ادامه داشت.»
بله...
#آقای قشقایی از خامنه ای ستم زیاد کشیده؛
مادرش و ازش گرفتند!
خودش هم سابقه زندان زیاد داره...
رضا ملک
😢1😭1
دانشجویان همدانی خواهان اخراج دانشجویان عراقی از دانشگاه ها شده اند. عراقی ها می گویند تمام ایران همکنون در دیارمان عراقی ها و نوچه هایمان است.
👎1🔥1🤬1
Forwarded from San Diego Iranian
Google Docs
جمعآوری امضا برای ارسال نامه اعتراضی به نهادهای بینالمللی
با درود و احترام به همهی عزیزان،
با توجه به ادامهی اعدامها در ایران که با شدت و بیوقفه در حال انجام است، بر این باوریم که وظیفهی انسانی و اخلاقی ماست تا با تمام توان در برابر این روند غیرانسانی اعتراض کنیم.
هماکنون در زندانها، فضای رعب و وحشت بر زندانیان…
با توجه به ادامهی اعدامها در ایران که با شدت و بیوقفه در حال انجام است، بر این باوریم که وظیفهی انسانی و اخلاقی ماست تا با تمام توان در برابر این روند غیرانسانی اعتراض کنیم.
هماکنون در زندانها، فضای رعب و وحشت بر زندانیان…
شقایق دهقان بازی خطاب به عرزشی ها و مزدوران #خامنه_ای_قاتل_جوانان_ایران : شما بمیرید، قول میدهیم سیاهترین لباسهایمان را برایتان بپوشیم. فقط بمیرید!
توی این دو روز دهها توییت خشمگین و بیادبانه خوندم از مفتخورهای سایبری که با بدترین الفاظ به آیین خاکسپاری ناصر تقوایی و از جمله سپید پوشی تشییعکنندگان بنا به وصیت خود ایشون، یورش برده بودند.
تباه کردن زندگی که هیچ؛ گویا این جماعت زالوصفت حتی مرده آدمها رو هم رها نمیکنند و برای چگونه در خاک رفتن اونها هم نسخه میپیچند.
شما بمیرید، قول میدهیم سیاهترین لباسهایمان را برایتان بپوشیم. فقط بمیرید!
#شقایق_دهقان
#ناصر_تقوایی
#نه_به_اعدام
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#مرضیه_وفامهر
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
توی این دو روز دهها توییت خشمگین و بیادبانه خوندم از مفتخورهای سایبری که با بدترین الفاظ به آیین خاکسپاری ناصر تقوایی و از جمله سپید پوشی تشییعکنندگان بنا به وصیت خود ایشون، یورش برده بودند.
تباه کردن زندگی که هیچ؛ گویا این جماعت زالوصفت حتی مرده آدمها رو هم رها نمیکنند و برای چگونه در خاک رفتن اونها هم نسخه میپیچند.
شما بمیرید، قول میدهیم سیاهترین لباسهایمان را برایتان بپوشیم. فقط بمیرید!
#شقایق_دهقان
#ناصر_تقوایی
#نه_به_اعدام
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#مرضیه_وفامهر
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
👍2
#عباس_دریس شاهد جنایت رژیم اسلامی در نیزار ماهشهر در آبان خونین در خطر اعدام
صدای عباس دریس باشیم.
سیب میفروخت.
میخندید.
دو فرزندش با نان شرافت پدر روزگار میگذرانند.
همسرش هر روز عاشقانه منتظرش بود.
قصهی نیزار ماهشهر قصه گلوله بود و آتش و کشتار.
مردم را با رگبار دوشکا به نیزار راندند و سپس نیزار را به آتش کشیدند...
قریب به صدها تن یا با گلوله کشته، یا در آتش زندهسوزی شدند...
تا هفتهها مردم از بوی سوختگی رد اجساد را پیدا میکردند...
از آن ن رگبار گلوله و شعله آتش فقط عباس دریس جان بدر برد که امروز جمهوری اسلامی قصد جانش را دارد.
همسر او پس از بازداشت و پس از صدور حکم اعدام عباس دریس، سکته کرد و جوانمرگ شد، دو فرزندش آواره و خودش زیر تیغ اعدام در زندان جمهوری اسلامی است.
مادر عباس دریس :
«این بچهها مادر ندارن، عباس همه چیزش رو از دست داده و حتی خونه نداره. من دست و پایی برای بزرگ کردن این بچهها ندارم. عباس بیگناهه، بیگناه اعدامش نکنید.»
نه به اعدام را فریاد بزنیم و نگذاریم جمهوری اسلامی طناب دارش را، به قول زندهیاد قهرمان نوید افکاری، بر گردن بیگناهان بیندازد.
#نه_به_اعدام
صدای عباس دریس باشیم.
سیب میفروخت.
میخندید.
دو فرزندش با نان شرافت پدر روزگار میگذرانند.
همسرش هر روز عاشقانه منتظرش بود.
قصهی نیزار ماهشهر قصه گلوله بود و آتش و کشتار.
مردم را با رگبار دوشکا به نیزار راندند و سپس نیزار را به آتش کشیدند...
قریب به صدها تن یا با گلوله کشته، یا در آتش زندهسوزی شدند...
تا هفتهها مردم از بوی سوختگی رد اجساد را پیدا میکردند...
از آن ن رگبار گلوله و شعله آتش فقط عباس دریس جان بدر برد که امروز جمهوری اسلامی قصد جانش را دارد.
همسر او پس از بازداشت و پس از صدور حکم اعدام عباس دریس، سکته کرد و جوانمرگ شد، دو فرزندش آواره و خودش زیر تیغ اعدام در زندان جمهوری اسلامی است.
مادر عباس دریس :
«این بچهها مادر ندارن، عباس همه چیزش رو از دست داده و حتی خونه نداره. من دست و پایی برای بزرگ کردن این بچهها ندارم. عباس بیگناهه، بیگناه اعدامش نکنید.»
نه به اعدام را فریاد بزنیم و نگذاریم جمهوری اسلامی طناب دارش را، به قول زندهیاد قهرمان نوید افکاری، بر گردن بیگناهان بیندازد.
#نه_به_اعدام
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«موشعلی» منتشر شد!
موشعلی خامنهای تنها رهبر یه حکومت مستقر در دنیاست که مثل افراد تحت تعقیب، مخفیانه زندگی میکنه. ننگی بالاتر از این واسه جمهوری اسلامی نیست که در زمان استقرارش به این فلاکت افتاده. این خودش یه نشونهست از فروپاشی و زوال رژیم. حقا که موشعلی برازندشه!
نسخه باکیفیتتر رو در یوتیوب تماشا کنید:
https://youtu.be/B-ixlV1SBuk?si=cxgAg7ExAw-umfo1
موشعلی خامنهای تنها رهبر یه حکومت مستقر در دنیاست که مثل افراد تحت تعقیب، مخفیانه زندگی میکنه. ننگی بالاتر از این واسه جمهوری اسلامی نیست که در زمان استقرارش به این فلاکت افتاده. این خودش یه نشونهست از فروپاشی و زوال رژیم. حقا که موشعلی برازندشه!
نسخه باکیفیتتر رو در یوتیوب تماشا کنید:
https://youtu.be/B-ixlV1SBuk?si=cxgAg7ExAw-umfo1
👍2
حسن ساعدی، فعال مدنی عرب اهوازی، در پی شک.نجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز جانباخته است. سازمان حقوق بشر کارون روز چهارشنبه ۲۳ مهر اعلام کرد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بامداد سهشنبه با یورش به منزل او در منطقه ملاثانی اهواز، وی را پس از ضربوشتم بازداشت کردند.
🔸به گفته این سازمان، خانواده ساعدی روز بعد از سوی اداره اطلاعات اهواز برای تحویل پیکر فرزندشان فراخوانده شدند. مقامهای امنیتی علت مرگ را «ایست قلبی» عنوان کردهاند، اما خانواده تأکید دارند که او از هیچ بیماری رنج نمیبرد و از نظر جسمی کاملاً سالم بوده است.
🔸حسن ساعدی ۳۴ ساله، متأهل و پدر دو دختر خردسال بود و پیشتر نیز بهدلیل فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بازداشت شده بود. او برادر علی ساعدی، فعال و زندانی سیاسی سابق اهوازی است که ۱۳ سال را در زندانهای شیبان و کارون گذرانده و اکنون در ایالات متحده زندگی میکند.
🔸به گفته این سازمان، خانواده ساعدی روز بعد از سوی اداره اطلاعات اهواز برای تحویل پیکر فرزندشان فراخوانده شدند. مقامهای امنیتی علت مرگ را «ایست قلبی» عنوان کردهاند، اما خانواده تأکید دارند که او از هیچ بیماری رنج نمیبرد و از نظر جسمی کاملاً سالم بوده است.
🔸حسن ساعدی ۳۴ ساله، متأهل و پدر دو دختر خردسال بود و پیشتر نیز بهدلیل فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی بازداشت شده بود. او برادر علی ساعدی، فعال و زندانی سیاسی سابق اهوازی است که ۱۳ سال را در زندانهای شیبان و کارون گذرانده و اکنون در ایالات متحده زندگی میکند.
🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رضا سلمانزاده از زندان قزلحصار در روز تولد فرزند جانباختهاش زندهیاد مهدی سلمانزاده:
انقلاب مهسا ثابت کرد بچههای آبان بذر آگاهی را در ایران کاشتند.
.
انقلاب مهسا ثابت کرد بچههای آبان بذر آگاهی را در ایران کاشتند.
.
👍3❤1
خانم #شهناز_خسروی، مادر #بیژن_کاظمی با انتشار این عکس نوشت:
«بعد از ۲۵۵ روز، بیژن را از پشت شیشهها دیدم.
#بیژن_کاظمی_را_آزاد_کنید»
«بعد از ۲۵۵ روز، بیژن را از پشت شیشهها دیدم.
#بیژن_کاظمی_را_آزاد_کنید»
👍1
خبرگر
خانم #شهناز_خسروی، مادر #بیژن_کاظمی با انتشار این عکس نوشت: «بعد از ۲۵۵ روز، بیژن را از پشت شیشهها دیدم. #بیژن_کاظمی_را_آزاد_کنید»
۲۷۷ روز بیخبری؛ مادر بیژن کاظمی از «ابهامهای عجیب در پرونده پسرش» میگوید
مادر بیژن کاظمی، زندانی سیاسی، در پستی در اینستاگرام از بلاتکلیفی و تناقضهای موجود در پرونده فرزندش سخن گفته است. او نوشته است که تاریخ بازداشت بیژن، که باید روشنترین بخش پرونده باشد، اکنون از سوی بازپرس محل تردید قرار گرفته و خودِ زندانی باید آن را ثابت کند. این مادر در شرایطی از تداوم بازداشت فرزندش خبر داده که بیژن از حق داشتن وکیل محروم است و خانواده نیز در روند پرونده نقشی ندارند.
مادر بیژن کاظمی، ضمن انتشار تصویری در صفحه اینستاگرامی خود نوشت:
مادر بیژن کاظمی، زندانی سیاسی، در پستی در اینستاگرام از بلاتکلیفی و تناقضهای موجود در پرونده فرزندش سخن گفته است. او نوشته است که تاریخ بازداشت بیژن، که باید روشنترین بخش پرونده باشد، اکنون از سوی بازپرس محل تردید قرار گرفته و خودِ زندانی باید آن را ثابت کند. این مادر در شرایطی از تداوم بازداشت فرزندش خبر داده که بیژن از حق داشتن وکیل محروم است و خانواده نیز در روند پرونده نقشی ندارند.
مادر بیژن کاظمی، ضمن انتشار تصویری در صفحه اینستاگرامی خود نوشت:
«پروندهای پر از ابهام
تنها نکتهی واضح پروندهی بیژن، تاریخ بازداشت اوست: ۳۰ دی ماه ۱۴۰۳
حالا همین نکتهی روشن، از منظر بازپرس پرونده، باید توسط بیژن اثبات شود و گرنه او در تاریخ ۸ /۵ /۱۴۰۴ بازداشت شدهاست؛
یعنی زمانی که پرونده پس از مختومه شدن در دادسرای جنائی و دو ماه معلق بودن، به دادسرای ناحیهی ۳۳ ارجاع دادهشدهاست.
جناب بازپرس، بیژن که بهعنوان زندانی امنیتی، از حق داشتن وکیل محروم است، من هم در پرونده سمتی ندارم که برای ادای پارهای توضیحات خدمت برسم ولی کاش اکانت اینستاگرام من را دنبال میکردید و میدیدید امروز ۲۷۷ روز است که من انتظاری تلخ و کشنده را با دوستانم به اشتراک میگذارم.»
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
صداوسیما دوباره دهان باز کرده تا بر زخم مردم نمک بپاشد. در برنامههای نمایشی جنایت را انکار میکنند و خون را شستوشو میدهند؛ میگویند نه کسی کشته شد، نه گلولهای شلیک شد، نه دردی وجود داشت! تا حقیقت را قربانی کنند و از جلاد قربانی بسازند.
مجری نمایش، ژیلا صادقی است؛ زنی که در تلویزیون شعار مرگ بر آمریکا میدهد اما در همان آمریکا خانه و اقامت دارد. مردم اما خوب به یاد دارند چگونه زیباترین جوانان غرق در خون شدند و مزدورانش در رسانهها بر حقیقت خاک پاشیدند. دوران حکومت و صدا و سیمایتان نیز تمام خواهد شد.
صداوسیما دوباره دهان باز کرده تا بر زخم مردم نمک بپاشد. در برنامههای نمایشی جنایت را انکار میکنند و خون را شستوشو میدهند؛ میگویند نه کسی کشته شد، نه گلولهای شلیک شد، نه دردی وجود داشت! تا حقیقت را قربانی کنند و از جلاد قربانی بسازند.
مجری نمایش، ژیلا صادقی است؛ زنی که در تلویزیون شعار مرگ بر آمریکا میدهد اما در همان آمریکا خانه و اقامت دارد. مردم اما خوب به یاد دارند چگونه زیباترین جوانان غرق در خون شدند و مزدورانش در رسانهها بر حقیقت خاک پاشیدند. دوران حکومت و صدا و سیمایتان نیز تمام خواهد شد.
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوشه ای از سخنان "بانو شکوفه آذر ماسوله" در همایش "همبستگی برای نجات ایران" که در ۱۴ سپتامبر به همت شورای ملی تصمیم برگزار شد.
ویدیوی کامل در تلگرام و سایت ما قابل دیدن است.
#اتحاد_رمز_پیروزی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
ویدیوی کامل در تلگرام و سایت ما قابل دیدن است.
#اتحاد_رمز_پیروزی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
👍2
خبرگر
گوشه ای از سخنان "بانو شکوفه آذر ماسوله" در همایش "همبستگی برای نجات ایران" که در ۱۴ سپتامبر به همت شورای ملی تصمیم برگزار شد. ویدیوی کامل در تلگرام و سایت ما قابل دیدن است. #اتحاد_رمز_پیروزی #نه_به_جمهوری_اسلامی
🔴شکوفه آذر ماسوله زندانی سیاسی سابق وفعال حقوق بشر از دادحواهان دهه شصت: میخواهم شعری را با شما به اشتراک بگذارم که در زندان اوین سرودهام. شعری تقدیم به تمام جانبخشان راه آزادی
این شعر صدای خاوران در گوش من است؛ خاکی که هنوز عطر خون جوانان دهه شصت را در خود دارد.
از خانواده اعدام شده خودم تا
نسلی که با امید به آزادی برخاست و در زندانها و گورهای بینام خاموش شد. خاوران، تنها یک خاک نیست؛ حافظهی زندهی یک ملت است.
خاوران زنده است و یاد آنان، چراغ راه ماست.
کشتار دهه شصت نقطهی پایان نبود. چهار دهه، خون و فریادو اعدام و شکنجه بیوقفه ادامه یافت. از اعتراضهای دانشجویی و کارگری، تا جنبش سبز، تا خیزشهای دی ۹۶ و آبان ۹۸، و سرانجام انقلاب «زن، زندگی، آزادی»
جاوید نام مهسا امینی، پلی شد میان همهی این سالها؛ میان دهه شصت و امروز. او نه اولین بود و نه آخرین؛ اما نامش، مانند ستارهای، آسمان ایران را درخشان کرد .
پیوند دهه شصت با امروز، یادآور این حقیقت است: هر خونِ ناحقی که ریخته شد، هر جوانی ، که در خاوران یا در خیابان یا در زندان اعدام شد ، دانهای بود که در دل تاریخ کاشته شد و امروز در شعارها، در خیابانها، جوانه زده است.
امروز وظیفهی ما، نه فقط یادآوری آن نسل و نه تنها سوگ برای مهسا و نوید و نیکا، و کیان و مجید رضا ها که ساختن پلی است میان همهی این مبارزات. پلی به نام همبستگی. چرا که تنها همبستگی، تنها دست در دست هم نهادن، میتواند رنج ۴۷ سال را به امید و آزادی بدل کند.
اجازه ندهیم حافظهی جمعی ما را سرکوب و سانسور خاموش کند . اجازه ندهیم فراموشی، بزرگترین سلاح سرکوب شود. از خاوران تا خیابان ، پیام یکی است:
✨ «از خاوران تا امروز، کُشتند تا آزادی خاموش شود؛ اما نام مهسا، اسم رمز ماست
و نامِ ما، همبستگی است؛
آسمانی با هم خواهیم ساخت، به نام آزادی.» ✨
و اکنون بخشی از
شعر شکوه خاوران
برای تو می سرایم ای دیار با شکوه ، فراموش شده ترین مسلخ کفتارهای پیر ....
ذره ذره خاکت را بو می کشم ،نه بوسه باران می کنم ...
ای یگانه ترین خاک ،ای دشت شقایق و لاله و سرو ...
طراوت عطر اگین ات بوی دلاوران سرزمینم .....
عطر دلاویز ایستاده مردن را هنوز در مشامم تازه می کند....
با انکه گزمه بی شرم ، اهریمن پلید بر خاک خاوران ، از پی هم دمادم پاس میدهد ، لیکن دریغ و درد !!!دستان ناشناسی هر شب ، بر گورهای تازه گل سرخ می نهد ....
در تو چه دیده اند ای خاک پر شکوه که هر بارقلب نجیبت را اماج می کنند ....؟؟!!
امروز در پس دیوارهای بی انتها مرغ دلم عجیب پر می کشد سوی تو ای دشت عاشقان ....دردا که اهریمن پلید میخواهد که فراموش شوی از قلب ها و یادها .....
اما چه سود ....
دیدی ای خاک سترون غمین پر افتخار ؟؟؟
دیدی دشمن چه دشمنست ؟؟
کشتند تا که عشق بی یار و یادگار بماند در انتظار ....
کشتند تا امید بمیرد در این دیار ....
کشتند تا ازادی به سوگ نشیند مسیح وار ...
کشتند بی شمار .....
اینک ماییم و چشم تر ، ماییم استوار با قامتی خسته ولی امیدوار......
اما چه باک در قلب هایمان ، در چشم هایمان ، در دستهایمان ...جوانه میزند هر دم شکوفه و یاس و اقاقیا ....
ما رنج میبریم ..، ما درد می کشیم ،اری ما گریه میکنیم
!!!!؟؟؟
و جاودانه ترین سرودهای جهان را در گوش یکدگر در این شب سیاه عاشقانه زمزمه می کنیم ....
مباد انکه به انچه هست خو کنیم
اگرچه بسته بال ما ....؟؟؟!!!نمرده شور و حال ما...
بیا بیا که با سر بریده گفتگو کنیم....
اینجا نهال عشق و ارزو کاشته ایم ما،
از نردبان خشم و غرقاب اشک ها .....
درد و فریاد های بی صدا یک افق انگاشته ایم ما ....
بگذار تا شهیدان شیدای این دیار شب را سحر کنند....
این شعر صدای خاوران در گوش من است؛ خاکی که هنوز عطر خون جوانان دهه شصت را در خود دارد.
از خانواده اعدام شده خودم تا
نسلی که با امید به آزادی برخاست و در زندانها و گورهای بینام خاموش شد. خاوران، تنها یک خاک نیست؛ حافظهی زندهی یک ملت است.
خاوران زنده است و یاد آنان، چراغ راه ماست.
کشتار دهه شصت نقطهی پایان نبود. چهار دهه، خون و فریادو اعدام و شکنجه بیوقفه ادامه یافت. از اعتراضهای دانشجویی و کارگری، تا جنبش سبز، تا خیزشهای دی ۹۶ و آبان ۹۸، و سرانجام انقلاب «زن، زندگی، آزادی»
جاوید نام مهسا امینی، پلی شد میان همهی این سالها؛ میان دهه شصت و امروز. او نه اولین بود و نه آخرین؛ اما نامش، مانند ستارهای، آسمان ایران را درخشان کرد .
پیوند دهه شصت با امروز، یادآور این حقیقت است: هر خونِ ناحقی که ریخته شد، هر جوانی ، که در خاوران یا در خیابان یا در زندان اعدام شد ، دانهای بود که در دل تاریخ کاشته شد و امروز در شعارها، در خیابانها، جوانه زده است.
امروز وظیفهی ما، نه فقط یادآوری آن نسل و نه تنها سوگ برای مهسا و نوید و نیکا، و کیان و مجید رضا ها که ساختن پلی است میان همهی این مبارزات. پلی به نام همبستگی. چرا که تنها همبستگی، تنها دست در دست هم نهادن، میتواند رنج ۴۷ سال را به امید و آزادی بدل کند.
اجازه ندهیم حافظهی جمعی ما را سرکوب و سانسور خاموش کند . اجازه ندهیم فراموشی، بزرگترین سلاح سرکوب شود. از خاوران تا خیابان ، پیام یکی است:
✨ «از خاوران تا امروز، کُشتند تا آزادی خاموش شود؛ اما نام مهسا، اسم رمز ماست
و نامِ ما، همبستگی است؛
آسمانی با هم خواهیم ساخت، به نام آزادی.» ✨
و اکنون بخشی از
شعر شکوه خاوران
برای تو می سرایم ای دیار با شکوه ، فراموش شده ترین مسلخ کفتارهای پیر ....
ذره ذره خاکت را بو می کشم ،نه بوسه باران می کنم ...
ای یگانه ترین خاک ،ای دشت شقایق و لاله و سرو ...
طراوت عطر اگین ات بوی دلاوران سرزمینم .....
عطر دلاویز ایستاده مردن را هنوز در مشامم تازه می کند....
با انکه گزمه بی شرم ، اهریمن پلید بر خاک خاوران ، از پی هم دمادم پاس میدهد ، لیکن دریغ و درد !!!دستان ناشناسی هر شب ، بر گورهای تازه گل سرخ می نهد ....
در تو چه دیده اند ای خاک پر شکوه که هر بارقلب نجیبت را اماج می کنند ....؟؟!!
امروز در پس دیوارهای بی انتها مرغ دلم عجیب پر می کشد سوی تو ای دشت عاشقان ....دردا که اهریمن پلید میخواهد که فراموش شوی از قلب ها و یادها .....
اما چه سود ....
دیدی ای خاک سترون غمین پر افتخار ؟؟؟
دیدی دشمن چه دشمنست ؟؟
کشتند تا که عشق بی یار و یادگار بماند در انتظار ....
کشتند تا امید بمیرد در این دیار ....
کشتند تا ازادی به سوگ نشیند مسیح وار ...
کشتند بی شمار .....
اینک ماییم و چشم تر ، ماییم استوار با قامتی خسته ولی امیدوار......
اما چه باک در قلب هایمان ، در چشم هایمان ، در دستهایمان ...جوانه میزند هر دم شکوفه و یاس و اقاقیا ....
ما رنج میبریم ..، ما درد می کشیم ،اری ما گریه میکنیم
!!!!؟؟؟
و جاودانه ترین سرودهای جهان را در گوش یکدگر در این شب سیاه عاشقانه زمزمه می کنیم ....
مباد انکه به انچه هست خو کنیم
اگرچه بسته بال ما ....؟؟؟!!!نمرده شور و حال ما...
بیا بیا که با سر بریده گفتگو کنیم....
اینجا نهال عشق و ارزو کاشته ایم ما،
از نردبان خشم و غرقاب اشک ها .....
درد و فریاد های بی صدا یک افق انگاشته ایم ما ....
بگذار تا شهیدان شیدای این دیار شب را سحر کنند....