Forwarded from Mansoor Osanloo
عکس(فرتور ) فوق ، روزی است که از سوی دانشجویان دانشگاه تهران برای سخنرانی در آمدی تیاتر دانشکده فنی دعوت شده بودیم. من به همراه چند تن از اعضای هیات مدیره و اعضای کمیسیون های تبلیغات تشکیلات و روابط عمومی به دانشگاه تهران رفتیم. درهای دانشگاه را بسته بودند. با راهنمایی دانشجویان دست اندر کار به خیابان تاریخی ۱۶ آذر رفتیم . تا از در آنجا وارد شویم. متاسفانه عوامل حراست و بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشگاه آن در را هم بستند. به ناچار از همان پیاده روی ۱۶ آذر و از پشت میله های سبز رنگ تاریخی دانشگاه تهران، به یاد سه دانشجوی آذرخشی ی
۱۶ آذر ۱۳۳۲ مصطفا بزرگ نیا ، مهدی (آذر) شریعت رضوی
و احمد قندچی با دانشجویان عزیزتر از جانم گفتگو کردیم و بتدریج حضور ما و آنها در دو سوی میله های دانشگاه تهران ،
فضای شگفت انگیزی ایجاد کرد.
گروه زیادی از دانشجویان آن سو و برخی این سوی میله ها کنار ما، به پرسش و پاسخ و آشنایی بیشتر با جنبش سندیکایی و احزاب کارگری و تاریخ فدراسیون های کارگری پرداختیم.
عملا سخنرانی و پرسش و پاسخ برگزار شد و به پیوند عمیق تری بین سندیکالیستها و دانشجویان منجر شد. آن هم در حالتی میدانی و مبارزاتی و زیر فشار نیروهای ضد امنیتی و ساواکی و پلیس مخفی و اطلاعاتی در دو سوی میله ها ی سبز رنگ دانشگاه تهران ، که سر و کله پلیس های لباس دار و باتوم دار هم پیدا شد و فشار از حالت پنهانی به سرکوب علنی انجامید .
که در فرتور( عکس) هم که توسط دانشجویان در آن روز از داخل دانشگاه به سختی و از دور گرفته شده است، وضعیت غیر عادی وحضور پلیسهای رژیم را بیان میکند!
آخر کار از پشت میله ها با دانشجویان خداحافظی کردیم، و از ایشان خواهش کردیم که خشم خود را کنترل کنند و شعار ندهند. مبادا که هزینه ای بیهوده برای همه ما داشته باشد. با پلیس ها هم گفتگو کردیم. هرکدام از سندیکالیستها با یکی دو تا از سربازان و درجه دارها با همان زبان زیبای کارگری شان سخن میگفتند: آخه سرکار این چه کاریه؟ شما جای بچه های ما هستین! کجای قانون مملکت نوشته که آدم ها اگر با هم حرف بزنند، جرم کرده اند؟
هان؟ خودت بگو!
ما داریم با بچه های خودمان حرف میزنیم شما را برای چی فرستاده اند اینجا؟!
چه اتفاقی افتاده است؟
شما الان نیم ساعته نه بابا یکساعت ما اینجاییم!
همکارش، دوستش با خنده گفت از حق ماموریت ما کم نکنین جان مولا!
همگی مثل توپ از خنده ترکیدیم!
فاصله پلیس و سندیکالیست، دولت و شهروند به یکباره فرو ریخت!
شاید یکساعت ی هم با پلیس ها گفتگو کردیم که دانشجوها هم از آن طرف میله ها نظرشان را میدادند. و متلک می انداختند و با سرباز هم گرم گرفته بودند. وقتی درجه دارها دیدن. دختر های زیبای دانشجو هم به گفتگو ها اضافه شدند و به سرباز ها تیکه های خیلی مودبانه می انداختند، یواش یواش رفتند سر خوردند طرف نرده و طرف سخن شدن با دانشجویان!
دختری دلاور از بین دانشجویان رو سرباز ها و درجه داراها گفت: ببین جناب سروانان
ما از پدر و عموهای خود دعوت کرده ایم که به خانه ما بیایند تا کمی برای حرف بزنند. از تجربه هایشان بگویند. راه و چاه و غلط و درست زندگی را به ما یاد بدهند. آخه این جرمه؟؟؟ نه شما بگین جناب سروان!
درجه دار بلند قامت خندید و گفت والا من چی بگم.
پسر دانشجوی شوخ طبعی ادامه داد، شما مثلا میهمان دعوت میکنین، بعد یکی از اهل محل که چون زورش زیاده میاد و در خانه شما را می بنده، شما میمونی تو حیاط میهمانت میمونه تو کوچه!
تو این وضعیت چیکار میکنی؟ بیخود ولی جهت جلوی مهمونت باید خجالت بکشی،
وجدانا جور این خجالت بی خودی را چطوری باید بکشی که فریادت بلند نشه؟ جان هرچی مرده. خودت بگو!
و با مردمک چشمان زیبای قهوه ای اش به همه پلیس ها نگاه سیاری می انداخت. انگار سایه نگاه معصومه روی چشمای همه ماموران پلیس برس شرم می کشید.
مأمورها یکدفعه خجالت زده شده بودند.
صورتشان سرخ شده بود.
۱۶ آذر ۱۳۳۲ مصطفا بزرگ نیا ، مهدی (آذر) شریعت رضوی
و احمد قندچی با دانشجویان عزیزتر از جانم گفتگو کردیم و بتدریج حضور ما و آنها در دو سوی میله های دانشگاه تهران ،
فضای شگفت انگیزی ایجاد کرد.
گروه زیادی از دانشجویان آن سو و برخی این سوی میله ها کنار ما، به پرسش و پاسخ و آشنایی بیشتر با جنبش سندیکایی و احزاب کارگری و تاریخ فدراسیون های کارگری پرداختیم.
عملا سخنرانی و پرسش و پاسخ برگزار شد و به پیوند عمیق تری بین سندیکالیستها و دانشجویان منجر شد. آن هم در حالتی میدانی و مبارزاتی و زیر فشار نیروهای ضد امنیتی و ساواکی و پلیس مخفی و اطلاعاتی در دو سوی میله ها ی سبز رنگ دانشگاه تهران ، که سر و کله پلیس های لباس دار و باتوم دار هم پیدا شد و فشار از حالت پنهانی به سرکوب علنی انجامید .
که در فرتور( عکس) هم که توسط دانشجویان در آن روز از داخل دانشگاه به سختی و از دور گرفته شده است، وضعیت غیر عادی وحضور پلیسهای رژیم را بیان میکند!
آخر کار از پشت میله ها با دانشجویان خداحافظی کردیم، و از ایشان خواهش کردیم که خشم خود را کنترل کنند و شعار ندهند. مبادا که هزینه ای بیهوده برای همه ما داشته باشد. با پلیس ها هم گفتگو کردیم. هرکدام از سندیکالیستها با یکی دو تا از سربازان و درجه دارها با همان زبان زیبای کارگری شان سخن میگفتند: آخه سرکار این چه کاریه؟ شما جای بچه های ما هستین! کجای قانون مملکت نوشته که آدم ها اگر با هم حرف بزنند، جرم کرده اند؟
هان؟ خودت بگو!
ما داریم با بچه های خودمان حرف میزنیم شما را برای چی فرستاده اند اینجا؟!
چه اتفاقی افتاده است؟
شما الان نیم ساعته نه بابا یکساعت ما اینجاییم!
همکارش، دوستش با خنده گفت از حق ماموریت ما کم نکنین جان مولا!
همگی مثل توپ از خنده ترکیدیم!
فاصله پلیس و سندیکالیست، دولت و شهروند به یکباره فرو ریخت!
شاید یکساعت ی هم با پلیس ها گفتگو کردیم که دانشجوها هم از آن طرف میله ها نظرشان را میدادند. و متلک می انداختند و با سرباز هم گرم گرفته بودند. وقتی درجه دارها دیدن. دختر های زیبای دانشجو هم به گفتگو ها اضافه شدند و به سرباز ها تیکه های خیلی مودبانه می انداختند، یواش یواش رفتند سر خوردند طرف نرده و طرف سخن شدن با دانشجویان!
دختری دلاور از بین دانشجویان رو سرباز ها و درجه داراها گفت: ببین جناب سروانان
ما از پدر و عموهای خود دعوت کرده ایم که به خانه ما بیایند تا کمی برای حرف بزنند. از تجربه هایشان بگویند. راه و چاه و غلط و درست زندگی را به ما یاد بدهند. آخه این جرمه؟؟؟ نه شما بگین جناب سروان!
درجه دار بلند قامت خندید و گفت والا من چی بگم.
پسر دانشجوی شوخ طبعی ادامه داد، شما مثلا میهمان دعوت میکنین، بعد یکی از اهل محل که چون زورش زیاده میاد و در خانه شما را می بنده، شما میمونی تو حیاط میهمانت میمونه تو کوچه!
تو این وضعیت چیکار میکنی؟ بیخود ولی جهت جلوی مهمونت باید خجالت بکشی،
وجدانا جور این خجالت بی خودی را چطوری باید بکشی که فریادت بلند نشه؟ جان هرچی مرده. خودت بگو!
و با مردمک چشمان زیبای قهوه ای اش به همه پلیس ها نگاه سیاری می انداخت. انگار سایه نگاه معصومه روی چشمای همه ماموران پلیس برس شرم می کشید.
مأمورها یکدفعه خجالت زده شده بودند.
صورتشان سرخ شده بود.
Forwarded from Mansoor Osanloo
https://gdb.rferl.org/4699850f-b056-42cb-bb4e-ed725fbef70a_w1023_r1_s.jpg [G,D جلوی دانشگاه تهران برای سخنرانی برای دانشجویان 16 آذر 1384 خورشیدی منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
عکس(فرتور ) فوق ، روزی است که از سوی دانشجویان دانشگاه تهران برای سخنرانی در آمدی تیاتر دانشکده فنی دعوت شده بودیم. من به همراه چند تن از اعضای هیات مدیره و اعضای کمیسیون های تبلیغات تشکیلات و روابط عمومی به دانشگاه تهران رفتیم. درهای دانشگاه را بسته بودند. با راهنمایی دانشجویان دست اندر کار به خیابان تاریخی ۱۶ آذر رفتیم . تا از در آنجا وارد شویم. متاسفانه عوامل حراست و بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی دانشگاه آن در را هم بستند. به ناچار از همان پیاده روی ۱۶ آذر و از پشت میله های سبز رنگ تاریخی دانشگاه تهران، به یاد سه دانشجوی آذرخشی ی
۱۶ آذر ۱۳۳۲ مصطفا بزرگ نیا ، مهدی (آذر) شریعت رضوی
و احمد قندچی با دانشجویان عزیزتر از جانم گفتگو کردیم و بتدریج حضور ما و آنها در دو سوی میله های دانشگاه تهران ،
فضای شگفت انگیزی ایجاد کرد.
گروه زیادی از دانشجویان آن سو و برخی این سوی میله ها کنار ما، به پرسش و پاسخ و آشنایی بیشتر با جنبش سندیکایی و احزاب کارگری و تاریخ فدراسیون های کارگری پرداختیم.
عملا سخنرانی و پرسش و پاسخ برگزار شد و به پیوند عمیق تری بین سندیکالیستها و دانشجویان منجر شد. آن هم در حالتی میدانی و مبارزاتی و زیر فشار نیروهای ضد امنیتی و ساواکی و پلیس مخفی و اطلاعاتی در دو سوی میله ها ی سبز رنگ دانشگاه تهران ، که سر و کله پلیس های لباس دار و باتوم دار هم پیدا شد و فشار از حالت پنهانی به سرکوب علنی انجامید .
که در فرتور( عکس) هم که توسط دانشجویان در آن روز از داخل دانشگاه به سختی و از دور گرفته شده است، وضعیت غیر عادی وحضور پلیسهای رژیم را بیان میکند!
آخر کار از پشت میله ها با دانشجویان خداحافظی کردیم، و از ایشان خواهش کردیم که خشم خود را کنترل کنند و شعار ندهند. مبادا که هزینه ای بیهوده برای همه ما داشته باشد. با پلیس ها هم گفتگو کردیم. هرکدام از سندیکالیستها با یکی دو تا از سربازان و درجه دارها با همان زبان زیبای کارگری شان سخن میگفتند: آخه سرکار این چه کاریه؟ شما جای بچه های ما هستین! کجای قانون مملکت نوشته که آدم ها اگر با هم حرف بزنند، جرم کرده اند؟
هان؟ خودت بگو!
ما داریم با بچه های خودمان حرف میزنیم شما را برای چی فرستاده اند اینجا؟!
چه اتفاقی افتاده است؟
شما الان نیم ساعته نه بابا یکساعت ما اینجاییم!
همکارش، دوستش با خنده گفت از حق ماموریت ما کم نکنین جان مولا!
همگی مثل توپ از خنده ترکیدیم!
فاصله پلیس و سندیکالیست، دولت و شهروند به یکباره فرو ریخت!
شاید یکساعت ی هم با پلیس ها گفتگو کردیم که دانشجوها هم از آن طرف میله ها نظرشان را میدادند. و متلک می انداختند و با سرباز هم گرم گرفته بودند. وقتی درجه دارها دیدن. دختر های زیبای دانشجو هم به گفتگو ها اضافه شدند و به سرباز ها تیکه های خیلی مودبانه می انداختند، یواش یواش رفتند سر خوردند طرف نرده و طرف سخن شدن با دانشجویان!
دختری دلاور از بین دانشجویان رو سرباز ها و درجه داراها گفت: ببین جناب سروانان
ما از پدر و عموهای خود دعوت کرده ایم که به خانه ما بیایند تا کمی برای حرف بزنند. از تجربه هایشان بگویند. راه و چاه و غلط و درست زندگی را به ما یاد بدهند. آخه این جرمه؟؟؟ نه شما بگین جناب سروان!
درجه دار بلند قامت خندید و گفت والا من چی بگم.
پسر دانشجوی شوخ طبعی ادامه داد، شما مثلا میهمان دعوت میکنین، بعد یکی از اهل محل که چون زورش زیاده میاد و در خانه شما را می بنده، شما میمونی تو حیاط میهمانت میمونه تو کوچه!
تو این وضعیت چیکار میکنی؟ بیخود ولی جهت جلوی مهمونت باید خجالت بکشی،
وجدانا جور این خجالت بی خودی را چطوری باید بکشی که فریادت بلند نشه؟ جان هرچی مرده. خودت بگو!
و با مردمک چشمان زیبای قهوه ای اش به همه پلیس ها نگاه سیاری می انداخت. انگار سایه نگاه معصومه روی چشمای همه ماموران پلیس برس شرم می کشید.
مأمورها یکدفعه خجالت زده شده بودند.
صورتشان سرخ شده بود. 16 آذر 1384 خورشیدی
۱۶ آذر ۱۳۳۲ مصطفا بزرگ نیا ، مهدی (آذر) شریعت رضوی
و احمد قندچی با دانشجویان عزیزتر از جانم گفتگو کردیم و بتدریج حضور ما و آنها در دو سوی میله های دانشگاه تهران ،
فضای شگفت انگیزی ایجاد کرد.
گروه زیادی از دانشجویان آن سو و برخی این سوی میله ها کنار ما، به پرسش و پاسخ و آشنایی بیشتر با جنبش سندیکایی و احزاب کارگری و تاریخ فدراسیون های کارگری پرداختیم.
عملا سخنرانی و پرسش و پاسخ برگزار شد و به پیوند عمیق تری بین سندیکالیستها و دانشجویان منجر شد. آن هم در حالتی میدانی و مبارزاتی و زیر فشار نیروهای ضد امنیتی و ساواکی و پلیس مخفی و اطلاعاتی در دو سوی میله ها ی سبز رنگ دانشگاه تهران ، که سر و کله پلیس های لباس دار و باتوم دار هم پیدا شد و فشار از حالت پنهانی به سرکوب علنی انجامید .
که در فرتور( عکس) هم که توسط دانشجویان در آن روز از داخل دانشگاه به سختی و از دور گرفته شده است، وضعیت غیر عادی وحضور پلیسهای رژیم را بیان میکند!
آخر کار از پشت میله ها با دانشجویان خداحافظی کردیم، و از ایشان خواهش کردیم که خشم خود را کنترل کنند و شعار ندهند. مبادا که هزینه ای بیهوده برای همه ما داشته باشد. با پلیس ها هم گفتگو کردیم. هرکدام از سندیکالیستها با یکی دو تا از سربازان و درجه دارها با همان زبان زیبای کارگری شان سخن میگفتند: آخه سرکار این چه کاریه؟ شما جای بچه های ما هستین! کجای قانون مملکت نوشته که آدم ها اگر با هم حرف بزنند، جرم کرده اند؟
هان؟ خودت بگو!
ما داریم با بچه های خودمان حرف میزنیم شما را برای چی فرستاده اند اینجا؟!
چه اتفاقی افتاده است؟
شما الان نیم ساعته نه بابا یکساعت ما اینجاییم!
همکارش، دوستش با خنده گفت از حق ماموریت ما کم نکنین جان مولا!
همگی مثل توپ از خنده ترکیدیم!
فاصله پلیس و سندیکالیست، دولت و شهروند به یکباره فرو ریخت!
شاید یکساعت ی هم با پلیس ها گفتگو کردیم که دانشجوها هم از آن طرف میله ها نظرشان را میدادند. و متلک می انداختند و با سرباز هم گرم گرفته بودند. وقتی درجه دارها دیدن. دختر های زیبای دانشجو هم به گفتگو ها اضافه شدند و به سرباز ها تیکه های خیلی مودبانه می انداختند، یواش یواش رفتند سر خوردند طرف نرده و طرف سخن شدن با دانشجویان!
دختری دلاور از بین دانشجویان رو سرباز ها و درجه داراها گفت: ببین جناب سروانان
ما از پدر و عموهای خود دعوت کرده ایم که به خانه ما بیایند تا کمی برای حرف بزنند. از تجربه هایشان بگویند. راه و چاه و غلط و درست زندگی را به ما یاد بدهند. آخه این جرمه؟؟؟ نه شما بگین جناب سروان!
درجه دار بلند قامت خندید و گفت والا من چی بگم.
پسر دانشجوی شوخ طبعی ادامه داد، شما مثلا میهمان دعوت میکنین، بعد یکی از اهل محل که چون زورش زیاده میاد و در خانه شما را می بنده، شما میمونی تو حیاط میهمانت میمونه تو کوچه!
تو این وضعیت چیکار میکنی؟ بیخود ولی جهت جلوی مهمونت باید خجالت بکشی،
وجدانا جور این خجالت بی خودی را چطوری باید بکشی که فریادت بلند نشه؟ جان هرچی مرده. خودت بگو!
و با مردمک چشمان زیبای قهوه ای اش به همه پلیس ها نگاه سیاری می انداخت. انگار سایه نگاه معصومه روی چشمای همه ماموران پلیس برس شرم می کشید.
مأمورها یکدفعه خجالت زده شده بودند.
صورتشان سرخ شده بود. 16 آذر 1384 خورشیدی
Forwarded from Mansoor Osanloo
https://youtu.be/NXKmFt4cxNg?si=03wpXWd063Rzg4ya
یکی از ویدیوهای itf در باره کوشش های ما
منتشر شده به زبان انگلیسی از سوی فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل
بر اساس گزارشها، در فوریه سال ۲۰۰۵ (بهویژه در سالهای اطراف آن)، فدراسیون جهانی کارگران حملونقل (ITF) فعالانه برای افزایش ایمنی خطوط راهآهن و حمایت از حقوق کارگران تلاش میکرد. [1]
نکات کلیدی پیرامون این موضوع در آن دوره:
روز همبستگی: در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، فدراسیون جهانی کارگران حملونقل (ITF) با حمایت فدراسیونهای کارگری، تلاش کرد روزهایی را در تقویم به عنوان روز همبستگی با فعالان کارگری راهآهن (از جمله منصور اسانلو) برگزار کند که شامل صدها هزار کارگر در بیش از ۶۰ کشور بود.
تمرکز بر ایمنی: برگزاری این مناسبتها سالانه با هدف افزایش ضریب ایمنی خطوط راهآهن انجام میگرفت.
اعتصابات و اعتراضات کارگری: در ۱۵ فوریه ۲۰۰۵، اعتصابات و تجمعات کارگری در بخشهای مختلف (مانند Bikur Holim در اسرائیل) در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایا رخ داد. [1, 2, 3]
توجه: روز جهانی «کارگران راهآهن» ممکن است در کشورهای مختلف متفاوت باشد، اما تلاشهای بینالمللی ITF بر حمایت از این صنف متمرکز بوده است.
یکی از ویدیوهای itf در باره کوشش های ما
منتشر شده به زبان انگلیسی از سوی فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل
بر اساس گزارشها، در فوریه سال ۲۰۰۵ (بهویژه در سالهای اطراف آن)، فدراسیون جهانی کارگران حملونقل (ITF) فعالانه برای افزایش ایمنی خطوط راهآهن و حمایت از حقوق کارگران تلاش میکرد. [1]
نکات کلیدی پیرامون این موضوع در آن دوره:
روز همبستگی: در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، فدراسیون جهانی کارگران حملونقل (ITF) با حمایت فدراسیونهای کارگری، تلاش کرد روزهایی را در تقویم به عنوان روز همبستگی با فعالان کارگری راهآهن (از جمله منصور اسانلو) برگزار کند که شامل صدها هزار کارگر در بیش از ۶۰ کشور بود.
تمرکز بر ایمنی: برگزاری این مناسبتها سالانه با هدف افزایش ضریب ایمنی خطوط راهآهن انجام میگرفت.
اعتصابات و اعتراضات کارگری: در ۱۵ فوریه ۲۰۰۵، اعتصابات و تجمعات کارگری در بخشهای مختلف (مانند Bikur Holim در اسرائیل) در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایا رخ داد. [1, 2, 3]
توجه: روز جهانی «کارگران راهآهن» ممکن است در کشورهای مختلف متفاوت باشد، اما تلاشهای بینالمللی ITF بر حمایت از این صنف متمرکز بوده است.
رادیو فردا
روز جهانی راه آهن، «روز همبستگی با اسانلو» در جهان
ديويد کاکرافت، دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، با ارسال نامه ای به تمام سازمان های عضو اين فدراسيون، از آنها خواست روز ششم ماه مارس، ۱۶ اسفند، روز جهانی راه آهن، را روز «اقدام جهانی در همبستگی با منصور اسانلو» اعلام کنند. برگزاری ساليانه روز جهانی…
روز جهانی راه آهن، «روز همبستگی با اسانلو» در جهان
روزبه بوالهری
۲۰/بهمن/۱۳۸۶
ارسال
نسخه چاپی
آقای اسانلو در تير ماه سال جاری بازداشت شد و به زندان اوين انتقال يافت.
آقای اسانلو در تير ماه سال جاری بازداشت شد و به زندان اوين انتقال يافت.
ديويد کاکرافت، دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، با ارسال نامه ای به تمام سازمان های عضو اين فدراسيون، از آنها خواست روز ششم ماه مارس، ۱۶ اسفند، روز جهانی راه آهن، را روز «اقدام جهانی در همبستگی با منصور اسانلو» اعلام کنند.
برگزاری ساليانه روز جهانی راه آهن، با هدف افزايش ضريب ايمنی خطوط راه آهن انجام می گيرد.
در نامه دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، از سازمان های عضو خواسته شده است با اقدامات گسترده خود در روز ششم مارس، ۱۶ اسفند، خواستار آزادی منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، و سايرفعالان کارگر زندانی در ايران شوند.
فراخوان دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل برای اعلام روز جهانی راه آهن به روز همبستگی بين المللی با منصور اسانلو و ساير فعالان کارگری زندانی، با حمايت چند سازمان های بين المللی برخوردار شده است؛ کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، سازمان عفو بين الملل و فدراسيون آموزش بين الملل از جمله سازمان هايی هستند که تاکنون از اين فعاليت تبليغاتی حمايت کرده اند.
آقای اسانلو در تير ماه سال جاری بازداشت شد و به زندان اوين انتقال يافت. اين مدافع حقوق کارگران به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» به پنج سال زندان محکوم شده است.
فراخوان دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل برای اعلام روز جهانی راه آهن به روز همبستگی بين المللی با منصور اسانلو و ساير فعالان کارگری زندانی، با حمايت چند سازمان های بين المللی برخوردار شده است؛ کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، سازمان عفو بين الملل و فدراسيون آموزش بين الملل از جمله سازمان هايی هستند که تاکنون از اين فعاليت تبليغاتی حمايت کرده اند.
بر اساس بيانبه فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، قرار است مراسمی همزمان در بيش از ۶۰ کشور از سوی صدها هزار کارگر بخش راه آهن برگزارشود.
پيش از اين نيز سازمان ها يبين المللی کارگری، روزهای همبستگی بين المللی با آقای اسانلو و ساير فعالان کارگر زندانی مانند محمود صالحی برگزار کرده بودند.
رضا شهابی، عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، معتقد است که برگزاری چنين مراسمی، تاثير مثبتی بر وضعيت کارگران زندانی و بهبود شرايط فعاليت سنديکايی در ايران دارد.
آقای شهابی در همين ارتباط به انتقال منصور اسانلو و محمود صالحی به بيمارستان برای مداوای بيماريشان و نيز آزادی چند فعال کارگری از زندان اشاره می کند.
رضا شهابی در مصاحبه با راديو فردا می گويد: «با انجام چنين اقداماتی، مقام های ايران درک خواهند کرد که تمام اتحاديه های کارگری درجهان با زندانی شدن منصور اسانلو و محمود صالحی مخالفند وخواستار به رسميت شناختن و آزادی فعاليت سنديکايی درايران هستند.»
آقای شهابی هچنين از اتحاديه های کارگری درخواست کرد که در روز ششم مارس، ۱۶ اسفند، به نمايندگی های جمهوری اسلامی ايران در خارج از کشور مراجعه کنند و در ملاقت های مستقيم، نظرات خود را به دولت ايران منتقل کنند.
اين عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در پاسخ به اين پرسش که آيا اين نهاد کارگری، مراسمی را در روز ۱۶ اسفند برگزار خواهد کرد، می گويد: «به دليل محدوديت ها و بگير و ببندهايی که در ايران وجود دارد، نمی توانيم تجمعی برگزار کنيم. اما برنامه هايی را به اشکال متفاوت انجام خواهيم داد.»
منصور اسانلو در عکسی بدون تاریخ که نشان می دهد او برای مداوا به بیمارستان منتقل شده است.
ديويد کاکرافت در نامه خود با اشاره به اعمال همين محدوديت ها بر فعاليت های سنديکايی در ايران نوشته است: «يک اقدام در سطح جهانی، پيش از انتخابات پارلمانی و سال نوی ايرانی، پيام محکمی را ارسال می کند و بر روی کسانی که مانع فعاليت های جنبش اصيل کارگری در ايران هستند، فشار وارد خواهد کرد.»
در اين ميان، روز همبستگی بين المللی با منصور اسانلو در شرايطی برگزار می شود که سازمان های کارگری و حقوق بشری در جهان، از وضعيت جسمانی او که از بيماری چشم و قلب رنج می برد، ابراز نگرانی می کنند.
رضا شهابی با اشاره به مشاهدات خانواده آقای اسانلو از آسيب های وارد آمده جسمی به اين فعال کارگر زندانی، درباره «فشارهای روحی» وارد آمده بر او می گويد:« دو سه روز پيش، به گفته خانواده ايشان مطلع شديم که در جريان انتقال مجدد منصور اسانلو به زندان اوين، به او گفته شده است که همکاری کند و در مقابل، آنها هم کاری با او نخواهند داشت.»
روزبه بوالهری
۲۰/بهمن/۱۳۸۶
ارسال
نسخه چاپی
آقای اسانلو در تير ماه سال جاری بازداشت شد و به زندان اوين انتقال يافت.
آقای اسانلو در تير ماه سال جاری بازداشت شد و به زندان اوين انتقال يافت.
ديويد کاکرافت، دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، با ارسال نامه ای به تمام سازمان های عضو اين فدراسيون، از آنها خواست روز ششم ماه مارس، ۱۶ اسفند، روز جهانی راه آهن، را روز «اقدام جهانی در همبستگی با منصور اسانلو» اعلام کنند.
برگزاری ساليانه روز جهانی راه آهن، با هدف افزايش ضريب ايمنی خطوط راه آهن انجام می گيرد.
در نامه دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، از سازمان های عضو خواسته شده است با اقدامات گسترده خود در روز ششم مارس، ۱۶ اسفند، خواستار آزادی منصور اسانلو، رييس هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، و سايرفعالان کارگر زندانی در ايران شوند.
فراخوان دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل برای اعلام روز جهانی راه آهن به روز همبستگی بين المللی با منصور اسانلو و ساير فعالان کارگری زندانی، با حمايت چند سازمان های بين المللی برخوردار شده است؛ کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، سازمان عفو بين الملل و فدراسيون آموزش بين الملل از جمله سازمان هايی هستند که تاکنون از اين فعاليت تبليغاتی حمايت کرده اند.
آقای اسانلو در تير ماه سال جاری بازداشت شد و به زندان اوين انتقال يافت. اين مدافع حقوق کارگران به اتهام «اقدام عليه امنيت ملی» به پنج سال زندان محکوم شده است.
فراخوان دبير کل فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل برای اعلام روز جهانی راه آهن به روز همبستگی بين المللی با منصور اسانلو و ساير فعالان کارگری زندانی، با حمايت چند سازمان های بين المللی برخوردار شده است؛ کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری، سازمان عفو بين الملل و فدراسيون آموزش بين الملل از جمله سازمان هايی هستند که تاکنون از اين فعاليت تبليغاتی حمايت کرده اند.
بر اساس بيانبه فدراسيون جهانی کارگران حمل و نقل، قرار است مراسمی همزمان در بيش از ۶۰ کشور از سوی صدها هزار کارگر بخش راه آهن برگزارشود.
پيش از اين نيز سازمان ها يبين المللی کارگری، روزهای همبستگی بين المللی با آقای اسانلو و ساير فعالان کارگر زندانی مانند محمود صالحی برگزار کرده بودند.
رضا شهابی، عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، معتقد است که برگزاری چنين مراسمی، تاثير مثبتی بر وضعيت کارگران زندانی و بهبود شرايط فعاليت سنديکايی در ايران دارد.
آقای شهابی در همين ارتباط به انتقال منصور اسانلو و محمود صالحی به بيمارستان برای مداوای بيماريشان و نيز آزادی چند فعال کارگری از زندان اشاره می کند.
رضا شهابی در مصاحبه با راديو فردا می گويد: «با انجام چنين اقداماتی، مقام های ايران درک خواهند کرد که تمام اتحاديه های کارگری درجهان با زندانی شدن منصور اسانلو و محمود صالحی مخالفند وخواستار به رسميت شناختن و آزادی فعاليت سنديکايی درايران هستند.»
آقای شهابی هچنين از اتحاديه های کارگری درخواست کرد که در روز ششم مارس، ۱۶ اسفند، به نمايندگی های جمهوری اسلامی ايران در خارج از کشور مراجعه کنند و در ملاقت های مستقيم، نظرات خود را به دولت ايران منتقل کنند.
اين عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در پاسخ به اين پرسش که آيا اين نهاد کارگری، مراسمی را در روز ۱۶ اسفند برگزار خواهد کرد، می گويد: «به دليل محدوديت ها و بگير و ببندهايی که در ايران وجود دارد، نمی توانيم تجمعی برگزار کنيم. اما برنامه هايی را به اشکال متفاوت انجام خواهيم داد.»
منصور اسانلو در عکسی بدون تاریخ که نشان می دهد او برای مداوا به بیمارستان منتقل شده است.
ديويد کاکرافت در نامه خود با اشاره به اعمال همين محدوديت ها بر فعاليت های سنديکايی در ايران نوشته است: «يک اقدام در سطح جهانی، پيش از انتخابات پارلمانی و سال نوی ايرانی، پيام محکمی را ارسال می کند و بر روی کسانی که مانع فعاليت های جنبش اصيل کارگری در ايران هستند، فشار وارد خواهد کرد.»
در اين ميان، روز همبستگی بين المللی با منصور اسانلو در شرايطی برگزار می شود که سازمان های کارگری و حقوق بشری در جهان، از وضعيت جسمانی او که از بيماری چشم و قلب رنج می برد، ابراز نگرانی می کنند.
رضا شهابی با اشاره به مشاهدات خانواده آقای اسانلو از آسيب های وارد آمده جسمی به اين فعال کارگر زندانی، درباره «فشارهای روحی» وارد آمده بر او می گويد:« دو سه روز پيش، به گفته خانواده ايشان مطلع شديم که در جريان انتقال مجدد منصور اسانلو به زندان اوين، به او گفته شده است که همکاری کند و در مقابل، آنها هم کاری با او نخواهند داشت.»
به نظر اين عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، «معنای همکاری، می تواند آن باشد که آقای اسانلو در تلويزيون، فعاليت های سنديکايی خود را نفی کند. اما مطمئنا او به عنوان يک عضو جامعه کارگری و رهبر کارگری در ايران چنين اقدامی انجام نخواهد داد.»
به گفته رضا شهابی، در جريان ديداری که اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با منصور اسانلو در بيمارستان و پس از دومين عمل جراحی چشم داشته اند، رييس اين نهاد کارگری «روحيه ای قوی» داشته و از آنها خواسته است که فعاليت های سنديکايی را در جهت دفاع از حقوق کارگران ادامه دهند.
همزمان فدراسيون اتحاديه کارگری هلند، جايزه ساليانه خود را به منصور اسانلو اعطا کرد.
اين جايزه، همه ساله به کسانی که در شرايط خطرناک و دشوار به حمايت از حقوق اتحاديه های کارگری بر می خيزند، اعطا می شود.
ارسال
نسخه چاپی
16x9 Image
روزبه بوالهری
روزبه بوالهری که فعالیت خود را به عنوان روزنامهنگار از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده، از اسفند سال ۱۳۸۴ به تحریریه رادیو فردا پیوست.
او که پیش از پیوستن به رادیوفردا، در شماری از روزنامههای ایران نیز به عنوان دبیر سرویس بینالملل فعالیت کرده، در کنار تهیه خبر و گزارش، برنامه هفتگی کارنامه را تهیه میکند که به مسائل کارگران، معلمان و فعالان صنفی در ایران میپردازد.
در همین زمینه
شب یلدای خانواده های دانشجویان در برابر اوین
استقبال نهادهای بين المللی از آزادی دو فعال کارگری
دستاوردهای سفر نمايندگان پارلمان اروپا به ايران
سفر هیاتی از اروپا برای پیگیری وضعیت کارگران
ابراز نگرانی از وضعيت اسانلو
«اعتراضات علیه احکام اسانلو و مددی را سازماندهی می کنیم»
اسانلو و مددی به زندان محکوم شدند
تلاش جهانی برای ديدار با اسانلو و مددی
آمریکا خواهان آزادی باقی، اسانلو و صالحی شد
«خطر نابينايی، يک چشم اسانلو را تهديد می کند»
درخواست اتحاديه های کارگری اروپا برای آزادی اسانلو
حمايت از اسانلو در هفته«همبستگی با کارگران حمل ونقل جهان»
نمایندگان «ای تی اف» برای ملاقات با اسانلو وارد تهران شدند
شکايت دو سازمان بين المللی کارگری از ايران درباره اسانلو
وکلای مدافع اسانلو با او در اوين ديدار کردند
دیدگاه ها؛ کارگران و محدودیت های ایجاد تشکل کارگری
بیشتر بخوانید
به گفته رضا شهابی، در جريان ديداری که اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با منصور اسانلو در بيمارستان و پس از دومين عمل جراحی چشم داشته اند، رييس اين نهاد کارگری «روحيه ای قوی» داشته و از آنها خواسته است که فعاليت های سنديکايی را در جهت دفاع از حقوق کارگران ادامه دهند.
همزمان فدراسيون اتحاديه کارگری هلند، جايزه ساليانه خود را به منصور اسانلو اعطا کرد.
اين جايزه، همه ساله به کسانی که در شرايط خطرناک و دشوار به حمايت از حقوق اتحاديه های کارگری بر می خيزند، اعطا می شود.
ارسال
نسخه چاپی
16x9 Image
روزبه بوالهری
روزبه بوالهری که فعالیت خود را به عنوان روزنامهنگار از سال ۱۳۶۸ آغاز کرده، از اسفند سال ۱۳۸۴ به تحریریه رادیو فردا پیوست.
او که پیش از پیوستن به رادیوفردا، در شماری از روزنامههای ایران نیز به عنوان دبیر سرویس بینالملل فعالیت کرده، در کنار تهیه خبر و گزارش، برنامه هفتگی کارنامه را تهیه میکند که به مسائل کارگران، معلمان و فعالان صنفی در ایران میپردازد.
در همین زمینه
شب یلدای خانواده های دانشجویان در برابر اوین
استقبال نهادهای بين المللی از آزادی دو فعال کارگری
دستاوردهای سفر نمايندگان پارلمان اروپا به ايران
سفر هیاتی از اروپا برای پیگیری وضعیت کارگران
ابراز نگرانی از وضعيت اسانلو
«اعتراضات علیه احکام اسانلو و مددی را سازماندهی می کنیم»
اسانلو و مددی به زندان محکوم شدند
تلاش جهانی برای ديدار با اسانلو و مددی
آمریکا خواهان آزادی باقی، اسانلو و صالحی شد
«خطر نابينايی، يک چشم اسانلو را تهديد می کند»
درخواست اتحاديه های کارگری اروپا برای آزادی اسانلو
حمايت از اسانلو در هفته«همبستگی با کارگران حمل ونقل جهان»
نمایندگان «ای تی اف» برای ملاقات با اسانلو وارد تهران شدند
شکايت دو سازمان بين المللی کارگری از ايران درباره اسانلو
وکلای مدافع اسانلو با او در اوين ديدار کردند
دیدگاه ها؛ کارگران و محدودیت های ایجاد تشکل کارگری
بیشتر بخوانید
https://youtu.be/WoizmhcJqSE?si=oKocsNjEJD6xKMC0
پرویز صیاد(صمد آقای ایران) و پرژین پراید ۲۰۲۶ در آوریل ۲۰۲۶ در شهر نیویورک و زیر باران
پرویز صیاد(صمد آقای ایران) و پرژین پراید ۲۰۲۶ در آوریل ۲۰۲۶ در شهر نیویورک و زیر باران
YouTube
از نیویورک با دلتنگی. Persian Parade 2026
از نیویورک با دلتنگی کزارشی ست از شرکتپرویز صیاد در مراسم Persian Parade سال ۲۰۲۶
عبداله موحد آقای کشتی ایران، انسانی با ارزش و کم نظیر، قهرمان کشتی جهان با مدال های طلا و دیگر مدال های قهرمانی گیتی، که با ستمگری و ستمکاران روزگاران روی خوشی نداشت، هفته گذشته مرد! اما از خود انبوهی از پهلوانی، مثل جهان پهلوان تختی که هم تیم و همراه بودند، و شمس الدین سیدعباسی دیگر کشتی گیر قهرمان و تاریخی ایران که فتیله پیچ هایش در جهان مشهور بود، که همه در جناح مردم و محرومان و ستمدیدگان بودند، باقی گذاشت. در سال های دهه پنجاه با آنکه قهرمان ایران و جهان بود، به دبیرستان دارلفنون تهران که امیرکبیر گرامی پایه گذاری اش کرده بود، می آمد و مجانی به دانش آموزان و هر کودک و نوجوانی که به باشگاه تمرین «ورزنده» که سالن ورزش دبیرستان دارلفنون بود٫ کشتی و فنون بدلکاری را که شگرد جهانی شده موحد بود، و شیوه زندگی دلاورانه را می آموخت! هنوز هم نام این این انسانها پایه ای از آموختن و آموزش روشی از بهتر زیستن و بهتر بودن است!
کوشش کنیم در باره دلاوران سرزمین و تاریخ ایران و جهان بخصوص از تمام کلاسیکها، در هر رشته و پایگاهی بیاموزیم. در این جهان هیچ چیزتمام حقیقت و همه هستی نیست! یاد عبداله موحد و شگردش جاودان می ماند!
کوشش کنیم در باره دلاوران سرزمین و تاریخ ایران و جهان بخصوص از تمام کلاسیکها، در هر رشته و پایگاهی بیاموزیم. در این جهان هیچ چیزتمام حقیقت و همه هستی نیست! یاد عبداله موحد و شگردش جاودان می ماند!
فائزه هاشمی از لعا درویش (مادر بیمار لیان درویش زندانی سیاسی) در منزلش در تهران
دیدار کرد.
پدرِ لیان از بیش از یک ماه قبل تاکنون به علت سکته مغزی در کما است و مادرِ این زندانیِ سیاسی اخیرا پای چپش را بخاطر بیماری دیابت از دست داد.
فائزه که سالها با لیان درویش (از بازداشتشدگان دی ۱۳۹۶) همبند بوده تنها کسی است که در این سالها از خانواده لیان در تهران
دلجویی کرده است.
دکتر لیان درویش متولد ۱۳۵۷ در تهران، مجرد و دانشآموخته زبانشناسی و از اقلیتهای مذهبی در ایران مدتهاست که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات (بند ۲۰۹ اوین) محبوس است و از بیماری کلیوی و ناراحتی مثانه رنج میبرده که مسئولین زندان مدام از درمانش سر باز میزدند و اکنون خانوادهاش سالهاست که از سلامتیاش بیاطلاع هستند.
دیدار کرد.
پدرِ لیان از بیش از یک ماه قبل تاکنون به علت سکته مغزی در کما است و مادرِ این زندانیِ سیاسی اخیرا پای چپش را بخاطر بیماری دیابت از دست داد.
فائزه که سالها با لیان درویش (از بازداشتشدگان دی ۱۳۹۶) همبند بوده تنها کسی است که در این سالها از خانواده لیان در تهران
دلجویی کرده است.
دکتر لیان درویش متولد ۱۳۵۷ در تهران، مجرد و دانشآموخته زبانشناسی و از اقلیتهای مذهبی در ایران مدتهاست که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات (بند ۲۰۹ اوین) محبوس است و از بیماری کلیوی و ناراحتی مثانه رنج میبرده که مسئولین زندان مدام از درمانش سر باز میزدند و اکنون خانوادهاش سالهاست که از سلامتیاش بیاطلاع هستند.
فائزه هاشمی از لعا درویش (مادر بیمار لیان درویش زندانی سیاسی) در منزلش در تهران
دیدار کرد.
پدرِ لیان از بیش از یک ماه قبل تاکنون به علت سکته مغزی در کما است و مادرِ این زندانیِ سیاسی اخیرا پای چپش را بخاطر بیماری دیابت از دست داد.
فائزه که سالها با لیان درویش (از بازداشتشدگان دی ۱۳۹۶) همبند بوده تنها کسی است که در این سالها از خانواده لیان در تهران
دلجویی کرده است.
دکتر لیان درویش متولد ۱۳۵۷ در تهران، مجرد و دانشآموخته زبانشناسی و از اقلیتهای مذهبی در ایران مدتهاست که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات (بند ۲۰۹ اوین) محبوس است و از بیماری کلیوی و ناراحتی مثانه رنج میبرده که مسئولین زندان مدام از درمانش سر باز میزدند و اکنون خانوادهاش سالهاست که از سلامتیاش بیاطلاع هستند.
دیدار کرد.
پدرِ لیان از بیش از یک ماه قبل تاکنون به علت سکته مغزی در کما است و مادرِ این زندانیِ سیاسی اخیرا پای چپش را بخاطر بیماری دیابت از دست داد.
فائزه که سالها با لیان درویش (از بازداشتشدگان دی ۱۳۹۶) همبند بوده تنها کسی است که در این سالها از خانواده لیان در تهران
دلجویی کرده است.
دکتر لیان درویش متولد ۱۳۵۷ در تهران، مجرد و دانشآموخته زبانشناسی و از اقلیتهای مذهبی در ایران مدتهاست که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات (بند ۲۰۹ اوین) محبوس است و از بیماری کلیوی و ناراحتی مثانه رنج میبرده که مسئولین زندان مدام از درمانش سر باز میزدند و اکنون خانوادهاش سالهاست که از سلامتیاش بیاطلاع هستند.
پدر لیان درویش بدلیل فشار های زندان و شکنجه گران چند ماه پیش در زندان جان سپرد. او از رانندگان سندیکالیست قدیمی شرکت واحد در دوران پیش از ۱۳۵۷ بود. خانواده اش تحت تاثیر رفتار انسانی، عدالت جویانه ، جمعگرایانه و سندیکالیستی او عملا در صف خانواده های دادخواه و انساندوست قرار گرفتند. کوشش های لیان درویش در حمایت از کارگران زندانی و سندیکالیستها و مال باختگان او را در میدان پیکار برای عدالت اجتماعی، دادخواهی و آزادی خواهی و ایرانگرایی به سبک کاوه آهنگر و مزدک ها قرار داد. که صف این زنان ومردان در تاریخ ایران هزاران سال ادامه داشته است و هنوز هم در ردیف نخست دادخواهان آزادیخواه و ایران گرا هستند. برای داشتن خبری از وضعیت لیان درویش دختر ستدیکالیست خانواده و یاران او در تب و تاب هستند. ای کاش ای کاش عدالتی در کار باشد!
اگر از او خبری داشتید به آدرس آدمین خبرگر بفرستید!
https://t.me/khabargar
@mansoor1999
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
اگر از او خبری داشتید به آدرس آدمین خبرگر بفرستید!
https://t.me/khabargar
@mansoor1999
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ویدیوی ITF فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل برای معرفی و همبستگی جهانی برای نجات منصور اسانلو از مرگ و برای آزاد شدن او از زندان اوین "سیاه چال اوین"
روز هشتم می ۱۹۴۵ ، روز بزرگ نجات انسانیت و هستی از شر فاشیسم، نازیسم، هولوکاست، جنگ جهانی دوم، و بربریت مدرن است. این بربریت با لباس شیک رسانه های بزرگ و صحنه آرایی تریلیونر های بانکداران و کمپانی های بین المللی و با شعار های تند مثلا ملی گرایانه که راه را برای هیولای فاشیسم و بربریت بی رحمی که جهان را به سوی جنگ جهانی سوم بازگشته است. برای همین باز خوانی و گفتگو در باره جبهه متحد ضد فاشیسم و نازیسم و حکومت های دیکتاتوری و تلاش برای هوشمندی مردم ایران و جهان برای جلوگیری از نابودی جهان اجبار اصلی کنونی برای ادامه زندگی روی کره زمین است.
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
در بند ۹ سالن انفرادی های سیاهچال اوین در آبان ماه سال ۱۳۸۵ که بودم، با فرزاد کمانگر گرامی، آموزگار کودکان کردستان آشنا شدم. بسیار گرم جذاب دانا خردمند عاشق و هنرمند بود. در همان ۹ روزی که با هم در راهروی عمومی بند ۹ اطلاعات بودیم، سعی کرد رقص کردی را به من یاد دهد. دست همدیگر را می گرفتیم و با ریتم ترانه کردی که او می خواند پاهای مان را جلو و عقب و چپ و راست و گاه بالا و پایین میبردیم. آموزگار شکیبایی بود. از بنوشه برایم گفت و چشمه آبی در روستایی که درس می داد. ترانه عاشقانه گیرایی که به کردی برای بنوشه سروده بود. در کنار چشمه ساران روستا همراه با آهنگ شر شر جوی روان از چشمه و خنکای صبحدم کوهستان، چشم انداز کوه ها و دشت ها و دره ها، بنه ها، باربند ها، شیروانی خانه ها و تیرهای چوبی که سقف ها بر بن آنها بنا شده بوده بودن. و سنگ و صخره و سنگرهایی که برای زندگی و ادامه آن همه جا بنا شده بود. و ردیف مارپیچ پلکان سنگی که طبقات راه های پلکانی روستا را به هم پیوند میزد. حتمن باید بیشتر از این آموزگار سندیکالیست در این کتاب که برای یادآوری از کوشش های سندیکالیستها و تجربه های آگاهی بخش آنها و دستاورد های آنها نگاشته می شود ، یاد کنیم.