Forwarded from کانال انجمن ادبی جیحون
Forwarded from پارادایم / پشت پرده 🖤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با امضای این توافق، رسمن مستعمره آمریکا میشیم!
هر بار که ترامپ بند جدید اضافه کرد، آقایان عقبنشینی کردن و گفتن چشم.
تنگهی هرمز بلافاصله و بدون محدودیت و عوارض، باز میشه؛ حتا واسه اسرائیل.
مواد هستهای باید رقیق بشه.
کوچکترین غنی سازی بخوایم انجام بدیم، قبلش باید از آمریکا اجازه بگیریم! حتا واسه ساختن دارو و برق و...
آزادسازی پولهای مسدود شده؟ معلوم نیست.
منفعت ایران از صندوق 300 میلیارد دلاری؟ معلوم نیست.
رفع تحریم ها ؟ معلوم نیست.
✦
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
*آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟*
این روزها بسیار از *«صلح»، «کاهش تنش» و «مذاکره»* سخن گفته میشود. مردم خسته از تهدید جنگ، حق دارند از خاموش شدن صدای توپ و موشک استقبال کنند. اما برای کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار، راننده اینترنتی، کارمند جزء و میلیونها مزدبگیر، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا صلح فقط در مرزها اتفاق میافتد، یا قرار است به سفرههای خالی مردم هم برسد؟
برای طبقات فرودست، صلح فقط توقف جنگ خارجی نیست. صلح یعنی پایان جنگ اقتصادی علیه زندگی روزمره مردم. صلح یعنی وقتی دیگر تورمِ افسارگسیخته، اجارههای کمرشکن، بیکاری، خصوصیسازیهای بیضابطه، گرانی دارو و ناامنی شغلی هر روز معیشت مردم را بمباران نکند.
اقشار فرو دست خوب میدانند که سالهاست زیرساختهای معیشت در حال فروریختن است؛ نه با موشک، بلکه با سیاستهایی که نتیجهاش کوچکتر شدن سفرهها، فرسایش امید و گسترش فقر بوده است.
حقوق بگیری که تمام حقوقش خرج اجاره خانه میشود، بازنشستهای که میان خرید دارو و پرداخت اجاره مجبور به انتخاب است، جوانی که از داشتن خانه و آینده ناامید شده، از خود میپرسند:
*آیا صلح داخلی هم در راه است؟*
آیا قرار است اصول فراموششده قانون اساسی درباره حق مسکن، درمان، آموزش و تأمین اجتماعی بالاخره از قاب شعار بیرون میاید و به واقعیت زندگی مردم تبدیل میشود؟
آیا درمان دوباره «حق» خواهد شد یا همچنان کالایی برای ثروتمندان باقی میماند؟
آیا آموزش و مسکن برای فرزندان طبقات مزدبگیر از رؤیا به امکان تبدیل میشود؟
آیا امنیت شغلی جای قراردادهای موقت، سفیدامضا و اخراجهای بیضابطه را میگیرد؟
مردم بهدرستی میپرسند: اگر قرار است تنش خارجی کاهش یابد، سهم مردم از این آرامش چیست؟
آیا منابع کشور قرار است صرف بازسازی زندگی اکثریت جامعه شود یا باز هم رانت، فساد، سوداگری مالی و منافع گروههای محدود بر رفاه عمومی غلبه خواهد کرد؟
جامعه انتظار دارد اگر فرصت تازهای ایجاد میشود، اینبار نظام بانکی، سیاستهای پولی و تصمیمات اقتصادی در خدمت تولید، اشتغال، کنترل تورم و رفاه عمومی قرار گیرد؛ نه سوداگرانی که از هر بحران، ثروتمندتر بیرون میآیند و بار هزینه را بر دوش اقشار فرو دست جامعه میگذارند.
سالهاست اقتصاددانانی چون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مؤمنی نسبت به پیامدهای فقر، شکاف طبقاتی، خصوصیسازی بیضابطه و فرسایش تولید هشدار دادهاند؛ هشدارهایی که اغلب زمانی شنیده شد که بحران از مرز هشدار گذشته بود.
اما تاریخ یک درس روشن دارد:
*صلح خارجی، الزامن به صلح اجتماعی تبدیل نمیشود.*
اگر قرار باشد همان سیاستهایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بیعدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بیپناه و بازنشسته همچنان فراموششده باشد، مردم صلح را در بیانیهها باور نخواهند کرد.
*مردم صلح را در قیمت نان و دارو میسنجند.*
در اجاره خانه، در امنیت شغلی، در امید جوانان به آینده.
وقتی «زیرساختهای معیشت» دیگر بمباران نشوند، وقتی رفاه عمومی بر سود اقلیت ترجیح داده شود، آنوقت شاید بتوان گفت:
"صلح، بالاخره به داخل خانههای مردم هم رسیده است."
ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی
این روزها بسیار از *«صلح»، «کاهش تنش» و «مذاکره»* سخن گفته میشود. مردم خسته از تهدید جنگ، حق دارند از خاموش شدن صدای توپ و موشک استقبال کنند. اما برای کارگر، بازنشسته، معلم، پرستار، راننده اینترنتی، کارمند جزء و میلیونها مزدبگیر، یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا صلح فقط در مرزها اتفاق میافتد، یا قرار است به سفرههای خالی مردم هم برسد؟
برای طبقات فرودست، صلح فقط توقف جنگ خارجی نیست. صلح یعنی پایان جنگ اقتصادی علیه زندگی روزمره مردم. صلح یعنی وقتی دیگر تورمِ افسارگسیخته، اجارههای کمرشکن، بیکاری، خصوصیسازیهای بیضابطه، گرانی دارو و ناامنی شغلی هر روز معیشت مردم را بمباران نکند.
اقشار فرو دست خوب میدانند که سالهاست زیرساختهای معیشت در حال فروریختن است؛ نه با موشک، بلکه با سیاستهایی که نتیجهاش کوچکتر شدن سفرهها، فرسایش امید و گسترش فقر بوده است.
حقوق بگیری که تمام حقوقش خرج اجاره خانه میشود، بازنشستهای که میان خرید دارو و پرداخت اجاره مجبور به انتخاب است، جوانی که از داشتن خانه و آینده ناامید شده، از خود میپرسند:
*آیا صلح داخلی هم در راه است؟*
آیا قرار است اصول فراموششده قانون اساسی درباره حق مسکن، درمان، آموزش و تأمین اجتماعی بالاخره از قاب شعار بیرون میاید و به واقعیت زندگی مردم تبدیل میشود؟
آیا درمان دوباره «حق» خواهد شد یا همچنان کالایی برای ثروتمندان باقی میماند؟
آیا آموزش و مسکن برای فرزندان طبقات مزدبگیر از رؤیا به امکان تبدیل میشود؟
آیا امنیت شغلی جای قراردادهای موقت، سفیدامضا و اخراجهای بیضابطه را میگیرد؟
مردم بهدرستی میپرسند: اگر قرار است تنش خارجی کاهش یابد، سهم مردم از این آرامش چیست؟
آیا منابع کشور قرار است صرف بازسازی زندگی اکثریت جامعه شود یا باز هم رانت، فساد، سوداگری مالی و منافع گروههای محدود بر رفاه عمومی غلبه خواهد کرد؟
جامعه انتظار دارد اگر فرصت تازهای ایجاد میشود، اینبار نظام بانکی، سیاستهای پولی و تصمیمات اقتصادی در خدمت تولید، اشتغال، کنترل تورم و رفاه عمومی قرار گیرد؛ نه سوداگرانی که از هر بحران، ثروتمندتر بیرون میآیند و بار هزینه را بر دوش اقشار فرو دست جامعه میگذارند.
سالهاست اقتصاددانانی چون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مؤمنی نسبت به پیامدهای فقر، شکاف طبقاتی، خصوصیسازی بیضابطه و فرسایش تولید هشدار دادهاند؛ هشدارهایی که اغلب زمانی شنیده شد که بحران از مرز هشدار گذشته بود.
اما تاریخ یک درس روشن دارد:
*صلح خارجی، الزامن به صلح اجتماعی تبدیل نمیشود.*
اگر قرار باشد همان سیاستهایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بیعدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بیپناه و بازنشسته همچنان فراموششده باشد، مردم صلح را در بیانیهها باور نخواهند کرد.
*مردم صلح را در قیمت نان و دارو میسنجند.*
در اجاره خانه، در امنیت شغلی، در امید جوانان به آینده.
وقتی «زیرساختهای معیشت» دیگر بمباران نشوند، وقتی رفاه عمومی بر سود اقلیت ترجیح داده شود، آنوقت شاید بتوان گفت:
"صلح، بالاخره به داخل خانههای مردم هم رسیده است."
ناصر اسالو از بازنشستگان متحد تهرانی
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
تلاش هایمان را ببینید!
درود بر دوستان و همراهان دیرین،
بیش از ۱۰۰ روز است که ارتباط مان گسسته و از فعالیت های ما بی خبر مانده اید.
کوشندگان سندیکایی در طی این روزها نه تنها نگران استقلال کشور بودند بلکه نگران دست اندازی به دستاوردهای جنبش کارگری و و سفره های بی رمق مزدبگیران نیز بودند.
تلاش کردیم با سازماندهی نوین در طی جنگ، ارتباط را در داخل کشور با زحمتکشان برقرار و اجازه ندهیم سایه سنگین جنگ، محدودیت هایی را که مافیای داخلی در صدد اجرای آن بود، را حاکم کند.
تلاش هایمان امروز در کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران قابل مشاهده و قابل قضاوت است.
باشد این تلاش ها در صفحات تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی برگی باشد تحفه درویش.
برکت تنها نان نیست،
عشقی است که ارزان به همه
تقدیم کنی.
برکت تنها نان نیست
همراه سختی ها،
با من و با او باشی.
برکت تنها نان نیست
نوری است که از دروازه غم ها گذرد،
روشنایی بخشد.
برکت تنها نان نیست
که در این همهمه بی همگان
تو فقط خود باشی و گم نشوی.
برکت تنها نان نیست
دوستانی است که با تو
به ره سختی ها
پای از ره نکشند
و به آرمان انسانی تو
یاری و همدلی ها بکنند.
برکت تنها نان نیست!
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
https://t.me/sfelezkar
درود بر دوستان و همراهان دیرین،
بیش از ۱۰۰ روز است که ارتباط مان گسسته و از فعالیت های ما بی خبر مانده اید.
کوشندگان سندیکایی در طی این روزها نه تنها نگران استقلال کشور بودند بلکه نگران دست اندازی به دستاوردهای جنبش کارگری و و سفره های بی رمق مزدبگیران نیز بودند.
تلاش کردیم با سازماندهی نوین در طی جنگ، ارتباط را در داخل کشور با زحمتکشان برقرار و اجازه ندهیم سایه سنگین جنگ، محدودیت هایی را که مافیای داخلی در صدد اجرای آن بود، را حاکم کند.
تلاش هایمان امروز در کانال تلگرامی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران قابل مشاهده و قابل قضاوت است.
باشد این تلاش ها در صفحات تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی برگی باشد تحفه درویش.
برکت تنها نان نیست،
عشقی است که ارزان به همه
تقدیم کنی.
برکت تنها نان نیست
همراه سختی ها،
با من و با او باشی.
برکت تنها نان نیست
نوری است که از دروازه غم ها گذرد،
روشنایی بخشد.
برکت تنها نان نیست
که در این همهمه بی همگان
تو فقط خود باشی و گم نشوی.
برکت تنها نان نیست
دوستانی است که با تو
به ره سختی ها
پای از ره نکشند
و به آرمان انسانی تو
یاری و همدلی ها بکنند.
برکت تنها نان نیست!
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۲۲ خرداد ۱۴۰۵
https://t.me/sfelezkar
Telegram
کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
#کانال_رسمی_سندیکای_کارگران_فلزکار_مکانیک_ایران
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
🌹🇮🇷🌹🔨🌹🔧🌹⚙️🌹
@sfelezkar
ارتباط با ادمین:
@Sfelezkaran
بیانیه جبهه ملی ایران – شاخه خراسان
جبهه ملی ایران، شاخه خراسان، نگرانی جدی خود را نسبت به صدور حکم قضایی علیه آقای دکتر جواد علیکردی، وکیل دادگستری و فعال سیاسی، ابراز میدارد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، رأی صادره از سوی شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب مشهد به ریاست قاضی غلامرضا اکبری مقدم، در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ به نامبرده ابلاغ شده است.
طبق این حکم، آقای علیکردی پس از حدود شش ماه بازداشت موقت، شامل دورههایی در بازداشت انفرادی و با محدودیت در دسترسی به ملاقات و تماس، به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
همچنین، مجازاتهای تکمیلی زیر در حکم صادره درج شده است:
دو سال تبعید به سراوان، استان سیستان و بلوچستان
دو سال ممنوعیت خروج از کشور
دو سال محرومیت از فعالیت در فضای مجازی
محرومیت مادامالعمر از برخی خدمات اجتماعی
محرومیت مادامالعمر از اشتغال به حرفه وکالت
این رأی در مرحله بدوی صادر شده و مطابق قوانین جاری، امکان تجدیدنظرخواهی در مراجع بالاتر قضایی وجود دارد.
جبهه ملی ایران، شاخه خراسان، ضمن ابراز نگرانی نسبت به روند دادرسی این پرونده، خواستار توجه نهادهای حقوق بشری، از جمله سازمانهای بینالمللی و گزارشگران ویژه، به این موضوع و بررسی انطباق آن با اصول دادرسی عادلانه و استانداردهای بینالمللی حقوق بشر است.
این تشکل همچنین خواستار توجه به وضعیت سایر افراد مرتبط با پروندههای مشابه، از جمله آقایان حشمتالله طبرزدی، هاشم خواستار و جواد لعلمحمدی میباشد.
جبهه ملی ایران، شاخه خراسان، بر اهمیت رعایت اصول دادرسی منصفانه، حق دسترسی به وکیل، حق ارتباط با خانواده و استانداردهای بنیادین حقوق بشر تأکید مینماید.
در پایان، این جبهه از تمامی طرفهای ذیربط میخواهد که در چارچوب تعهدات حقوق بشری، نسبت به تضمین حقوق متهمان و زندانیان سیاسی اقدام نمایند.
جبهه ملی ایران – شاخه خراسان
جبهه ملی ایران، شاخه خراسان، نگرانی جدی خود را نسبت به صدور حکم قضایی علیه آقای دکتر جواد علیکردی، وکیل دادگستری و فعال سیاسی، ابراز میدارد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، رأی صادره از سوی شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب مشهد به ریاست قاضی غلامرضا اکبری مقدم، در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ به نامبرده ابلاغ شده است.
طبق این حکم، آقای علیکردی پس از حدود شش ماه بازداشت موقت، شامل دورههایی در بازداشت انفرادی و با محدودیت در دسترسی به ملاقات و تماس، به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
همچنین، مجازاتهای تکمیلی زیر در حکم صادره درج شده است:
دو سال تبعید به سراوان، استان سیستان و بلوچستان
دو سال ممنوعیت خروج از کشور
دو سال محرومیت از فعالیت در فضای مجازی
محرومیت مادامالعمر از برخی خدمات اجتماعی
محرومیت مادامالعمر از اشتغال به حرفه وکالت
این رأی در مرحله بدوی صادر شده و مطابق قوانین جاری، امکان تجدیدنظرخواهی در مراجع بالاتر قضایی وجود دارد.
جبهه ملی ایران، شاخه خراسان، ضمن ابراز نگرانی نسبت به روند دادرسی این پرونده، خواستار توجه نهادهای حقوق بشری، از جمله سازمانهای بینالمللی و گزارشگران ویژه، به این موضوع و بررسی انطباق آن با اصول دادرسی عادلانه و استانداردهای بینالمللی حقوق بشر است.
این تشکل همچنین خواستار توجه به وضعیت سایر افراد مرتبط با پروندههای مشابه، از جمله آقایان حشمتالله طبرزدی، هاشم خواستار و جواد لعلمحمدی میباشد.
جبهه ملی ایران، شاخه خراسان، بر اهمیت رعایت اصول دادرسی منصفانه، حق دسترسی به وکیل، حق ارتباط با خانواده و استانداردهای بنیادین حقوق بشر تأکید مینماید.
در پایان، این جبهه از تمامی طرفهای ذیربط میخواهد که در چارچوب تعهدات حقوق بشری، نسبت به تضمین حقوق متهمان و زندانیان سیاسی اقدام نمایند.
جبهه ملی ایران – شاخه خراسان
👍1
Forwarded from کانون های جمهوری خواهی در ایران
کانونهای مدنی جمهوریخواهی؛ گامی راهبردی در مسیر جامعه مدنی و دموکراسی پایدار
بلوک همگرایی جمهوریخواهان دموکرات ایران با تمام توان از «اعلامیه تشکیل کانونهای جمهوریخواهی ایران» حمایت میکند و آن را گامی تاریخی و امیدبخش در مسیر تقویت جامعه مدنی و آمادهسازی ایران برای گذار دموکراتیک میداند.
ایده شکلگیری کانونهای مدنی جمهوریخواه، در قالب هستههای سه تا ده نفره و بهصورت غیرمتمرکز و شبکهای در سراسر ایران، میتواند نقطه عطفی در مبارزات مدنی مردم ایران برای گذار خشونتپرهیز از جمهوری اسلامی به دموکراسی پایدار باشد. این ابتکار، بیش از آنکه یک پروژه سیاسی کوتاهمدت باشد، سرمایهگذاری راهبردی برای ساختن زیرساختهای اجتماعی و مدنی ایران آینده است.
کانونهای جمهوریخواهی، عرصه حضور فعال گفتمان جمهوریخواهی در جامعه هستند؛ گفتمانی که بر آزادی، دموکراسی، جمهوری، سکولاریسم، حقوق بشر و برابری همه شهروندان تأکید دارد. این کانونها میتوانند به هستههایی برای گفتوگو، آموزش مدنی، مشارکت شهروندی و ترویج فرهنگ دموکراتیک در میان ایرانیان تبدیل شوند.
این کانونهای مدنی-سیاسی جمهوریخواه، خود را بخشی از جامعه مدنی نوین ایران میدانند و در جهت ایجاد پیوندهای ارگانیک با دیگر حلقههای مستقل جامعه مدنی، از جمله تشکلهای صنفی، نهادهای محیطزیستی، جنبش زنان، دانشجویان، کارآفرینان و سایر شبکههای مستقل از حکومت حرکت میکنند. هدف آنها جایگزینی این نهادها نیست، بلکه تقویت، حمایت و همافزایی میان آنها برای گسترش ظرفیت خودسازماندهی جامعه است.
از نگاه ما، جامعه مدنی حلقه واسط میان شهروندان و قدرت سیاسی است. هر اندازه این حلقه نیرومندتر، متکثرتر و مستقلتر باشد، امکان گذار دموکراتیک و همچنین تثبیت دموکراسی در آینده افزایش خواهد یافت. از همین رو، کانونهای جمهوریخواهی میتوانند در کنار سایر نهادهای مدنی، در جهت انتقال تدریجی قدرت از ساختارهای اقتدارگرا به شهروندان و جامعه سازمانیافته نقشآفرینی کنند.
این رویکرد با نظریه «دالان باریک آزادی» دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون نیز همخوانی دارد. بر اساس این نظریه، آزادی و دموکراسی پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که در کنار دولت، جامعهای نیرومند، سازمانیافته و مستقل وجود داشته باشد که بتواند قدرت را مهار کند و در عین حال در اداره امور عمومی مشارکت فعال داشته باشد. ایجاد شبکهای گسترده از کانونهای جمهوریخواهی در سراسر کشور، گامی مهم در جهت شکلگیری چنین جامعهای است.
ما بر این باوریم که آینده دموکراتیک ایران نه از طریق اتکاء به افراد، بلکه از مسیر تقویت نهادهای مدنی، شبکههای اجتماعی مستقل و مشارکت آگاهانه شهروندان ساخته خواهد شد. از این رو، تشکیل کانونهای جمهوریخواهی را باید یکی از مهمترین و راهبردیترین گامهای امروز در مسیر استقرار حاکمیت مردم، توسعه جامعه مدنی و تحقق یک جمهوری سکولار، دموکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر در ایران دانست
کوروش پارسا، سخنگوی عمومی بلوک همگرایی جمهوری خواهان دمکرات ایران
چهارشنبه سوم جون ۲۰۲۶
کانونهای مدنی جمهوریخواهی
معماری کانون های مدنی جمهوری خواه در داخل کشور
#شبکه_سازی
#کانونهای_مدنی_جمهوریخواهی
#زن_زندگی_آزادی_جمهوری_ایرانی
#داخل_کشور
https://t.me/SecularRepublic4Iran
بلوک همگرایی جمهوریخواهان دموکرات ایران با تمام توان از «اعلامیه تشکیل کانونهای جمهوریخواهی ایران» حمایت میکند و آن را گامی تاریخی و امیدبخش در مسیر تقویت جامعه مدنی و آمادهسازی ایران برای گذار دموکراتیک میداند.
ایده شکلگیری کانونهای مدنی جمهوریخواه، در قالب هستههای سه تا ده نفره و بهصورت غیرمتمرکز و شبکهای در سراسر ایران، میتواند نقطه عطفی در مبارزات مدنی مردم ایران برای گذار خشونتپرهیز از جمهوری اسلامی به دموکراسی پایدار باشد. این ابتکار، بیش از آنکه یک پروژه سیاسی کوتاهمدت باشد، سرمایهگذاری راهبردی برای ساختن زیرساختهای اجتماعی و مدنی ایران آینده است.
کانونهای جمهوریخواهی، عرصه حضور فعال گفتمان جمهوریخواهی در جامعه هستند؛ گفتمانی که بر آزادی، دموکراسی، جمهوری، سکولاریسم، حقوق بشر و برابری همه شهروندان تأکید دارد. این کانونها میتوانند به هستههایی برای گفتوگو، آموزش مدنی، مشارکت شهروندی و ترویج فرهنگ دموکراتیک در میان ایرانیان تبدیل شوند.
این کانونهای مدنی-سیاسی جمهوریخواه، خود را بخشی از جامعه مدنی نوین ایران میدانند و در جهت ایجاد پیوندهای ارگانیک با دیگر حلقههای مستقل جامعه مدنی، از جمله تشکلهای صنفی، نهادهای محیطزیستی، جنبش زنان، دانشجویان، کارآفرینان و سایر شبکههای مستقل از حکومت حرکت میکنند. هدف آنها جایگزینی این نهادها نیست، بلکه تقویت، حمایت و همافزایی میان آنها برای گسترش ظرفیت خودسازماندهی جامعه است.
از نگاه ما، جامعه مدنی حلقه واسط میان شهروندان و قدرت سیاسی است. هر اندازه این حلقه نیرومندتر، متکثرتر و مستقلتر باشد، امکان گذار دموکراتیک و همچنین تثبیت دموکراسی در آینده افزایش خواهد یافت. از همین رو، کانونهای جمهوریخواهی میتوانند در کنار سایر نهادهای مدنی، در جهت انتقال تدریجی قدرت از ساختارهای اقتدارگرا به شهروندان و جامعه سازمانیافته نقشآفرینی کنند.
این رویکرد با نظریه «دالان باریک آزادی» دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون نیز همخوانی دارد. بر اساس این نظریه، آزادی و دموکراسی پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که در کنار دولت، جامعهای نیرومند، سازمانیافته و مستقل وجود داشته باشد که بتواند قدرت را مهار کند و در عین حال در اداره امور عمومی مشارکت فعال داشته باشد. ایجاد شبکهای گسترده از کانونهای جمهوریخواهی در سراسر کشور، گامی مهم در جهت شکلگیری چنین جامعهای است.
ما بر این باوریم که آینده دموکراتیک ایران نه از طریق اتکاء به افراد، بلکه از مسیر تقویت نهادهای مدنی، شبکههای اجتماعی مستقل و مشارکت آگاهانه شهروندان ساخته خواهد شد. از این رو، تشکیل کانونهای جمهوریخواهی را باید یکی از مهمترین و راهبردیترین گامهای امروز در مسیر استقرار حاکمیت مردم، توسعه جامعه مدنی و تحقق یک جمهوری سکولار، دموکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر در ایران دانست
کوروش پارسا، سخنگوی عمومی بلوک همگرایی جمهوری خواهان دمکرات ایران
چهارشنبه سوم جون ۲۰۲۶
کانونهای مدنی جمهوریخواهی
معماری کانون های مدنی جمهوری خواه در داخل کشور
#شبکه_سازی
#کانونهای_مدنی_جمهوریخواهی
#زن_زندگی_آزادی_جمهوری_ایرانی
#داخل_کشور
https://t.me/SecularRepublic4Iran
Forwarded from عزیز قاسم زاده لیاسی
🔴 در حاشیه بیانیه اخیر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در همراهی با «نه به جنگ و نه به استبداد داخلی»
#عزیز_قاسم_زاده
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
#شورای_هماهنگی_تشکهای_صنفی_فرهنگیان_ایران با صدور بیانیهای موضعی اصولی و منطقی در نفی جنگ و نفی استبداد داخلی، به طور توأمان اتخاذ کرده است. این شورا در بیانیهی خود از صلح سخن گفته و بار دیگر بر حق تشکل یابی مستقل تأکید ورزیده است. روح حاکم بر این بیانیه در مخالفت با جنگ و استقبال از صلح، تحلیلی درست در ایجاد فضای بهتر تنفسی برای فعالیت کنشگران صنفی و مدنی محسوب می شود. در کنار این موضع درست، این شورا با ردیف کردن اسامی #معلمان_زندانی و معلمان دارای پرونده باز و برخی معلمان با پرونده مختومه شده، خواستار توقف اعدامها، پایان پرونده سازی و آزادی همه زندانیان به ویژه معلمان شده است با توجه به پیشینه شورای هماهنگی و حضور میدانی در بیش از دو دهه به ویژه در سال ۱۴۰۰ برای مطالبه مطالبات صنفی، سطح فعالیت این شورا که هنوز معتبرترین و مطمئن ترین نهاد برای نمایندگی معلمان است، در دوره جدید با تغییر ریاست و به رغم افزایش معلمان زندانی و اخراج و انفصال و بازنشستگی اجباری معلمانی از سراسر کشور، کشته شدن دهها دانش آموز و معلم در اعتراضات خونین دی ماه ۱۴۰۴، عملاً در صدور بیانیه و بیان موضع فرو کاسته شده است. معلمان زندانی اکنون در مظلومیت خاصی روزگار میگذرانند.
#عبدالرضا_امانی_فر بازرس شورای هماهنگی که سرشار از دانش و نجابت است، مدتهاست که زندانی است و غریبانه در کنج محبس، روزگار میگذراند. #محمدعلی_زحمتکش کنشگری متین و محترم و از طایفه مداراگران متساهل در بحث و گفت و شنود، از فروردین ۱۴۰۵ خموشانه زندانی بود و در روزهای اخیر آزاد شد. #مسعود_فرهیخته معلم شریف و صادق از ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ بدون بهرهمندی از مرخصی قانونی در زندان به سر میبرد و بیانیههای اعتراضی متعدد او اغلب بعد از نشر در کانالهای دیگر، در کانال شورای هماهنگی بارگذاری شده است. حتی بیانیهای که این معلم زندانی به همراه صاحب این قلم در ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در اعتراض به کشتار دانش آموزان در دی ماه خونین منتشر کرد، در کانال شورای هماهنگی منتشر نشد. مهندس #هاشم_خواستار پیر کنشگری صنفی ایران به رغم سپری شدن ۸ سال زندان و کهولت سن، نجیبانه و مؤمنانه در زندان وکیل آباد مشهد دوران حبس خود را میگذراند و بدون برنامه مشخص و عملی برای آزادی او در یک بیانیه کلی بعد از سالها زندان، تنها خواهان آزادی او شدن در شأن این همه مقاومت بی وقفه و طولانی و خستگی ناپذیر نیست. حتی نام #محمد_حسین_سپهری که سالها در زندان وکیل آباد مشهد زندانی است، در این بیانیه نیامده است. او که از آموزش و پرورش هم به رغم سالها معلمی اخراج شده است. خانم #فریبا_انامی به رغم دو بار اخراج و بازگشت به کار، اخیراً برای مرتبه سوم به بازنشستگی پیش از موعد با تقلیل یک گروه محکوم شد، اما نامی از او در این بیانیه نیست. #علیرضا_مرداسی معلم اهوازی که زیر حکم #اعدام روزگار می گذراند، در کنار معلمان زندانی بدون اشاره به حکم اعدام او تنها آزادی او خواسته شده است. حال آنکه معلمی که حکم اعدام داشته باشد باید فراتر از بیانیه و کمپین حمایتی، چارهای برای نجات جانش اندیشید.
در عین حال از برخی معلمان در این بیانیه اسم برده شده که خوشبختانه حکم برائت گرفتهاند و پروندهشان مختومه شده است. نباید از حکم برائت شرمنده بود و تصور کرد که برائت گرفتن شأنیت و محبوبیت اجتماعی ما را دچار خدشه میکند، پس باید آن را پنهان کرد. ضمن اینکه صداقت اقتضا میکند ما شفاف عمل کنیم. به لحاظ عملگرایی هم باید با استقبال از آن، مسئولان قضایی را به ادامه این روند ترغیب و تشویق نمود همان طور که باید از فعالین پیشکسوت صنفی زندانی چون مهندس هاشم خواستار به بانگ بلند سخن گفت و برای معلمی چون علیرضا مرداسی که در خطر اعدام هست، برنامه جدی برای دفاع داشت. از معلمانی چون #جواد_لعل_محمدی که چند سالی است که او هم بدون مرخصی زندانی است، بیشتر گفت و نوشت و حمایت کرد. همه ما به لحاظ انسانی و اخلاقی و وجدانی مسئولیم. آنانی که میپذیرند در نهادی مدنی در این شرایط صعب و سخت سمتی داشته باشند، اگر با دانستن تمامی مصائب مسیر و ملالی که بر جامعه و معلمان میگذرد، قصد پیگیری و مداومت و مقاومت در این مسیر دارند، بی تردید فضیلت اخلاقی ایثارگرانهای انجام میدهند و تاریخ هرگز خدمات آنها را فراموش نخواهد کرد اما اگر در سایه سار رسانهای، برخی نامها زیر عناوین پرطمطراق رفت و آمد کنند و مظلومان زیر ستم، پناهی و حامی جدی نداشته باشند، نام این کار کاسبی با رنج هم نوعان است. امید که در انتخاب این دوگانه همه ما سربلند و سرافراز باقی بمانیم.
https://t.me/azizghasemzademusic
#عزیز_قاسم_زاده
پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
#شورای_هماهنگی_تشکهای_صنفی_فرهنگیان_ایران با صدور بیانیهای موضعی اصولی و منطقی در نفی جنگ و نفی استبداد داخلی، به طور توأمان اتخاذ کرده است. این شورا در بیانیهی خود از صلح سخن گفته و بار دیگر بر حق تشکل یابی مستقل تأکید ورزیده است. روح حاکم بر این بیانیه در مخالفت با جنگ و استقبال از صلح، تحلیلی درست در ایجاد فضای بهتر تنفسی برای فعالیت کنشگران صنفی و مدنی محسوب می شود. در کنار این موضع درست، این شورا با ردیف کردن اسامی #معلمان_زندانی و معلمان دارای پرونده باز و برخی معلمان با پرونده مختومه شده، خواستار توقف اعدامها، پایان پرونده سازی و آزادی همه زندانیان به ویژه معلمان شده است با توجه به پیشینه شورای هماهنگی و حضور میدانی در بیش از دو دهه به ویژه در سال ۱۴۰۰ برای مطالبه مطالبات صنفی، سطح فعالیت این شورا که هنوز معتبرترین و مطمئن ترین نهاد برای نمایندگی معلمان است، در دوره جدید با تغییر ریاست و به رغم افزایش معلمان زندانی و اخراج و انفصال و بازنشستگی اجباری معلمانی از سراسر کشور، کشته شدن دهها دانش آموز و معلم در اعتراضات خونین دی ماه ۱۴۰۴، عملاً در صدور بیانیه و بیان موضع فرو کاسته شده است. معلمان زندانی اکنون در مظلومیت خاصی روزگار میگذرانند.
#عبدالرضا_امانی_فر بازرس شورای هماهنگی که سرشار از دانش و نجابت است، مدتهاست که زندانی است و غریبانه در کنج محبس، روزگار میگذراند. #محمدعلی_زحمتکش کنشگری متین و محترم و از طایفه مداراگران متساهل در بحث و گفت و شنود، از فروردین ۱۴۰۵ خموشانه زندانی بود و در روزهای اخیر آزاد شد. #مسعود_فرهیخته معلم شریف و صادق از ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ بدون بهرهمندی از مرخصی قانونی در زندان به سر میبرد و بیانیههای اعتراضی متعدد او اغلب بعد از نشر در کانالهای دیگر، در کانال شورای هماهنگی بارگذاری شده است. حتی بیانیهای که این معلم زندانی به همراه صاحب این قلم در ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ در اعتراض به کشتار دانش آموزان در دی ماه خونین منتشر کرد، در کانال شورای هماهنگی منتشر نشد. مهندس #هاشم_خواستار پیر کنشگری صنفی ایران به رغم سپری شدن ۸ سال زندان و کهولت سن، نجیبانه و مؤمنانه در زندان وکیل آباد مشهد دوران حبس خود را میگذراند و بدون برنامه مشخص و عملی برای آزادی او در یک بیانیه کلی بعد از سالها زندان، تنها خواهان آزادی او شدن در شأن این همه مقاومت بی وقفه و طولانی و خستگی ناپذیر نیست. حتی نام #محمد_حسین_سپهری که سالها در زندان وکیل آباد مشهد زندانی است، در این بیانیه نیامده است. او که از آموزش و پرورش هم به رغم سالها معلمی اخراج شده است. خانم #فریبا_انامی به رغم دو بار اخراج و بازگشت به کار، اخیراً برای مرتبه سوم به بازنشستگی پیش از موعد با تقلیل یک گروه محکوم شد، اما نامی از او در این بیانیه نیست. #علیرضا_مرداسی معلم اهوازی که زیر حکم #اعدام روزگار می گذراند، در کنار معلمان زندانی بدون اشاره به حکم اعدام او تنها آزادی او خواسته شده است. حال آنکه معلمی که حکم اعدام داشته باشد باید فراتر از بیانیه و کمپین حمایتی، چارهای برای نجات جانش اندیشید.
در عین حال از برخی معلمان در این بیانیه اسم برده شده که خوشبختانه حکم برائت گرفتهاند و پروندهشان مختومه شده است. نباید از حکم برائت شرمنده بود و تصور کرد که برائت گرفتن شأنیت و محبوبیت اجتماعی ما را دچار خدشه میکند، پس باید آن را پنهان کرد. ضمن اینکه صداقت اقتضا میکند ما شفاف عمل کنیم. به لحاظ عملگرایی هم باید با استقبال از آن، مسئولان قضایی را به ادامه این روند ترغیب و تشویق نمود همان طور که باید از فعالین پیشکسوت صنفی زندانی چون مهندس هاشم خواستار به بانگ بلند سخن گفت و برای معلمی چون علیرضا مرداسی که در خطر اعدام هست، برنامه جدی برای دفاع داشت. از معلمانی چون #جواد_لعل_محمدی که چند سالی است که او هم بدون مرخصی زندانی است، بیشتر گفت و نوشت و حمایت کرد. همه ما به لحاظ انسانی و اخلاقی و وجدانی مسئولیم. آنانی که میپذیرند در نهادی مدنی در این شرایط صعب و سخت سمتی داشته باشند، اگر با دانستن تمامی مصائب مسیر و ملالی که بر جامعه و معلمان میگذرد، قصد پیگیری و مداومت و مقاومت در این مسیر دارند، بی تردید فضیلت اخلاقی ایثارگرانهای انجام میدهند و تاریخ هرگز خدمات آنها را فراموش نخواهد کرد اما اگر در سایه سار رسانهای، برخی نامها زیر عناوین پرطمطراق رفت و آمد کنند و مظلومان زیر ستم، پناهی و حامی جدی نداشته باشند، نام این کار کاسبی با رنج هم نوعان است. امید که در انتخاب این دوگانه همه ما سربلند و سرافراز باقی بمانیم.
https://t.me/azizghasemzademusic
Forwarded from ایرج t
سلام درود
در ادامه مساله تبعید ابلاغیه جدید به وثیقه گذارکه ظرف ۳۰ روز باید ایرج توبیها را به دادگستری نحف اباد شعبه ۲ اجرای احکام تحویل دهید جهت اعزام به محل تبعید روستای دهسلم شهرستان نهبندان خراسان جنوبی ،در ادامه ویسی تهیه کردم در مورد چگونگی تبعید د ر مرحله اول و ترک محل تبعید که منجر به افزایش ۸ ماه به مدت دوسال تبعید گردید
در ادامه مساله تبعید ابلاغیه جدید به وثیقه گذارکه ظرف ۳۰ روز باید ایرج توبیها را به دادگستری نحف اباد شعبه ۲ اجرای احکام تحویل دهید جهت اعزام به محل تبعید روستای دهسلم شهرستان نهبندان خراسان جنوبی ،در ادامه ویسی تهیه کردم در مورد چگونگی تبعید د ر مرحله اول و ترک محل تبعید که منجر به افزایش ۸ ماه به مدت دوسال تبعید گردید
دکتر حسین عظیمی کارشناس توسعه و سیستم های مدیریت انسانی توسعه گرا بود. چند مصاحبه با ارزش و آگاهی بخش در نشریه هفتگی آئینه در دهه هفتاد داشت. نا بهنگام خبر مرگش منتشر شد! وجودش در امر توسعه ایران میتپانست بسیار کارساز باشد! یادش گرامی و پر رهرو باد
Forwarded from Khaksari Mohammad
لینگ ترانه
مرحوم دکتر عظیمی
مدرسه همان میدان
⬇️⬇️🖌🖌⬇️⬇️
https://t.me/c/3930602260/194
🔴 متن ترانه
مرحوم دکتر عظیمی مدرسه
همان میدان است
عَظیمی گفت با بانْگِ بِلَند وُ هِکْمَتِ والا:
بِه پا خیزید، اِی یاران! کِه بیدارِیْ سِزَد ما را!
شَخصِیَّتْ، هَمین فًرْهَنگ، هَمین جان است وُ ایمان اَسْت
کِه دَر کُودَکْ شَوَد پیْدا، نَه دَر پیریِّ ما
حُسَینِ عِلم وُ دانایی، عَظیمی خُرُوشِش کَرْدْ:
اَگَر خواهی تَوَسُّعْ را، کِتاب وُ مَدرَسِه رَه کُن!
بِه طِفلانِ دَبِستانْ و بِه نَوجویانِ خُودْ شَه کُن!
مَگو مَدرَس کِه اینْجایَد
/ تَمامِ ریشِهیِ فَرْدا!
مَگو مَدرَس کِه اینْجایَد
/ تَمامِ ریشِهیِ فَرْدا!
بِریزید ثَروَت وُ جان را، بِه پایِ مَدرَسِه اینَک!
مُعَلِّم را عَلَمْ سازید، بِدونِ تَرْس وُ دونِ شَک!
کِتابِ کُودَکیها را، نِویسَد عَالِمِ دوران
کِه دَر این خاکِ اَجْدادِی، نَمانَد جاهِلی پِنهان!
شَوَد مَدرَس هَمان مِیْدان
/ کِه کُودَکْ میدَوَد با شَوْق!
عَظیمی گفت این را وُ
/ زِ جان بَرکَشیدیمْ ذَوْق...
اَگَر خواهی تَوَسُّعْ را، کِتاب وُ مَدرَسِه رَه کُن!
بِه طِفلانِ دَبِستانْ و بِه نَوجویانِ خُودْ شَه کُن!
لینک متن اشعار
مدرسه همان میدان است
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
https://t.me/AshaareAngizeshi
مرحوم دکتر عظیمی
مدرسه همان میدان
⬇️⬇️🖌🖌⬇️⬇️
https://t.me/c/3930602260/194
🔴 متن ترانه
مرحوم دکتر عظیمی مدرسه
همان میدان است
عَظیمی گفت با بانْگِ بِلَند وُ هِکْمَتِ والا:
بِه پا خیزید، اِی یاران! کِه بیدارِیْ سِزَد ما را!
شَخصِیَّتْ، هَمین فًرْهَنگ، هَمین جان است وُ ایمان اَسْت
کِه دَر کُودَکْ شَوَد پیْدا، نَه دَر پیریِّ ما
حُسَینِ عِلم وُ دانایی، عَظیمی خُرُوشِش کَرْدْ:
اَگَر خواهی تَوَسُّعْ را، کِتاب وُ مَدرَسِه رَه کُن!
بِه طِفلانِ دَبِستانْ و بِه نَوجویانِ خُودْ شَه کُن!
مَگو مَدرَس کِه اینْجایَد
/ تَمامِ ریشِهیِ فَرْدا!
مَگو مَدرَس کِه اینْجایَد
/ تَمامِ ریشِهیِ فَرْدا!
بِریزید ثَروَت وُ جان را، بِه پایِ مَدرَسِه اینَک!
مُعَلِّم را عَلَمْ سازید، بِدونِ تَرْس وُ دونِ شَک!
کِتابِ کُودَکیها را، نِویسَد عَالِمِ دوران
کِه دَر این خاکِ اَجْدادِی، نَمانَد جاهِلی پِنهان!
شَوَد مَدرَس هَمان مِیْدان
/ کِه کُودَکْ میدَوَد با شَوْق!
عَظیمی گفت این را وُ
/ زِ جان بَرکَشیدیمْ ذَوْق...
اَگَر خواهی تَوَسُّعْ را، کِتاب وُ مَدرَسِه رَه کُن!
بِه طِفلانِ دَبِستانْ و بِه نَوجویانِ خُودْ شَه کُن!
لینک متن اشعار
مدرسه همان میدان است
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
https://t.me/AshaareAngizeshi
لغو حکم اعدام خواسته ما است - شورای ملی تصمیم
https://shora.org/archive/257858
«شورای ملی تصمیم» با ابراز خرسندی از هرگونه گشایش در پروندههای سیاسی، بر موضع اصولی خود مبنی بر لغو کامل و بیقیدوشرط مجازات اعدام—که آن را قتل حکومتی میداند—تأکید میکند. ما خواهان آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی زندانیان عقیدتی و سیاسی، ازجمله برادران فضل الله و هادی نیکبخت و نجات آنان از احکام غیرعادلانه هستیم. تلاش برای استقرار نظامی دمکراتیک و مدافع حقوقبشر و انتخاباتی کاملاً آزاد، وظیفه ملی همگان است.
https://shora.org/archive/257858
«شورای ملی تصمیم» با ابراز خرسندی از هرگونه گشایش در پروندههای سیاسی، بر موضع اصولی خود مبنی بر لغو کامل و بیقیدوشرط مجازات اعدام—که آن را قتل حکومتی میداند—تأکید میکند. ما خواهان آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی زندانیان عقیدتی و سیاسی، ازجمله برادران فضل الله و هادی نیکبخت و نجات آنان از احکام غیرعادلانه هستیم. تلاش برای استقرار نظامی دمکراتیک و مدافع حقوقبشر و انتخاباتی کاملاً آزاد، وظیفه ملی همگان است.
شورای ملی تصمیم
لغو حکم اعدام خواسته ما است - شورای ملی تصمیم
لغو حکم اعدام خواسته ما است – شورای ملی تصمیم «شورای ملی تصمیم» با ابراز خرسندی از هرگونه گشایش در پروندههای سیاسی، بر موضع اصولی خود مبنی بر لغو کامل و بیقیدوشرط مجازات اعدام—که آن را قتل حکومتی میداند—تأکید میکند. ما خواهان آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی…
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
*آبکشی به نام خزانه دولت!*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی مذاکره کنندگان با آمریکا برای دریافت ۲۴ میلیارد دلار خود را به در و دیوار می زنند که فقط طی چند سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار پول صادرات به کشور بازنگشته است. رییس صندوق توسعه ملی می گوید:«نمی دانیم تراستی ها چقدر از پول نفت را پس نداده اند» اما بهت آور اینکه ۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در امارات مانده و آنان گفته اند پس نخواهند داد و همچنین مقادیر متنابهی دلار پنهان و طلای ایران در این کشور است و پس داده نخواهد شد. بماند کشورهایی چون کره جنوبی، سنگاپور، مالزی که اینان نیز مقادیر دیگری از این غارت ارزشمند را در بانک های خود توسط خیانتکاران که اسم خود را تاجر گذاشته اند، پنهان نموده اند.
اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. مبلغ ۱۵ میلیون تتر (پول مجازی همچون بیت کوین) به بابک زنجانی که قرار بود اعدام شود، داده اند. بعد آقای همتی رییس بانک مرکزی امروز به روسیه رفته تا ۲۰ میلیارد دلار وام!!! گدایی کند. آیا خنده دار نیست؟؟
آقای همتی که رفته اند وام از روسیه بگیرند در این وضعیت نگران کننده ارزی یک ماه پیش دستور داده است به هر ایرانی هزار دلار ارز داده شود و در همین راستا اتاق بازرگانی با هماهنگی بانک مرکزی به تجار اجازه داده اند که ۴۰ درصد ارز خود را می توانند وارد کشور نکنند و در بانک هایی که کشورهایشان ما را تحریم کرده اند، ذخیره کنند.
در حقیقت وزیر اقتصاد، اتاق بازرگانی، رییس بانک مرکزی خزانه دولت را به آبکشی تبدیل کرده اند که هرچه درآمد ارزی از تنگه هرمز و فروش نفت و سایر محصولات به این آبکش ریخته شود چیزی برای مردم نماند.
نئولیبرال ها برای نابودی کشور اینگونه نقشه می کشند. این مدیران دل بسته به غرب باید کنار زده و محاکمه شوند و به جایشان فرزندان مخلص ایران زمین همچون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مومنی قرار بگیرند و این سیاست های ضد مردمی و ضدملی را کنار بگذارند.
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، در حالی مذاکره کنندگان با آمریکا برای دریافت ۲۴ میلیارد دلار خود را به در و دیوار می زنند که فقط طی چند سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار پول صادرات به کشور بازنگشته است. رییس صندوق توسعه ملی می گوید:«نمی دانیم تراستی ها چقدر از پول نفت را پس نداده اند» اما بهت آور اینکه ۵۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی در امارات مانده و آنان گفته اند پس نخواهند داد و همچنین مقادیر متنابهی دلار پنهان و طلای ایران در این کشور است و پس داده نخواهد شد. بماند کشورهایی چون کره جنوبی، سنگاپور، مالزی که اینان نیز مقادیر دیگری از این غارت ارزشمند را در بانک های خود توسط خیانتکاران که اسم خود را تاجر گذاشته اند، پنهان نموده اند.
اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود. مبلغ ۱۵ میلیون تتر (پول مجازی همچون بیت کوین) به بابک زنجانی که قرار بود اعدام شود، داده اند. بعد آقای همتی رییس بانک مرکزی امروز به روسیه رفته تا ۲۰ میلیارد دلار وام!!! گدایی کند. آیا خنده دار نیست؟؟
آقای همتی که رفته اند وام از روسیه بگیرند در این وضعیت نگران کننده ارزی یک ماه پیش دستور داده است به هر ایرانی هزار دلار ارز داده شود و در همین راستا اتاق بازرگانی با هماهنگی بانک مرکزی به تجار اجازه داده اند که ۴۰ درصد ارز خود را می توانند وارد کشور نکنند و در بانک هایی که کشورهایشان ما را تحریم کرده اند، ذخیره کنند.
در حقیقت وزیر اقتصاد، اتاق بازرگانی، رییس بانک مرکزی خزانه دولت را به آبکشی تبدیل کرده اند که هرچه درآمد ارزی از تنگه هرمز و فروش نفت و سایر محصولات به این آبکش ریخته شود چیزی برای مردم نماند.
نئولیبرال ها برای نابودی کشور اینگونه نقشه می کشند. این مدیران دل بسته به غرب باید کنار زده و محاکمه شوند و به جایشان فرزندان مخلص ایران زمین همچون دکتر حسین راغفر و دکتر فرشاد مومنی قرار بگیرند و این سیاست های ضد مردمی و ضدملی را کنار بگذارند.
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
*شصت درصد روی کاغذ، صفر درصد در سفره ها!*
کارگر که سر ماه دستش را به سوی حقوق میبرد، دنبال «درصد» نیست، دنبال «نان» است. افزایش ۶۰ درصدی اگر با تورم ۷۰ درصدی همراه شود، نه تنها پیشرفت نیست، که پسرفت است.
این روزها صحبت از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی کارگران شده. رقمی که در نگاه اول چشمان هر انسانی را درشت میکند. اما وقتی کارگر میرود خواربارفروشی، میبیند گوشت نسبت به پارسال دو برابر شده، برنج سه برابر، اجاره خانه صد درصد. آن وقت میفهمد این ۶۰ درصد، یک شعار خوش رنگ و لعاب است.
*قضیه چیست؟*
فرض کنید پارسال حقوقتان ۱۰ میلیون تومان بود. الآن میشود ۱۶ میلیون. ظاهراً ۶ میلیون اضافه شده. اما اگر اجاره خانه از ۳ به ۶ میلیون رسیده باشد، فقط همین یک قلم تمام افزایش حقوقتان را خورده است. خورد و خوراک، درمان، رفتوآمد، پوشاک — همه چیز گران شده.
حقوقتان روی کاغذ رفته بالا، اما سفرهتان کوچکتر شده است.
*ترمیم مزد یعنی چه؟*
«ترمیم مزد» یک اصطلاح اداری نیست. یعنی اینکه:
نگاه نکنند فقط عدد حقوق را بالا ببرند
ببینند هزینه زندگی واقعی چقدر است
افزایش حقوق را بر اساس تورم واقعی محاسبه کنند، نه یک عدد دستوری از بالا.
حداقل حقوق را طوری تعیین کنند که کارگر مجبور نباشد دو شیفت کار کند تا بمیرد، نه اینکه زندگی کند.
در بسیاری از کشورها، هر سال شاخصهای هزینه زندگی به روز میشود و افزایش حقوق بر اساس آن تنظیم میگردد. اما در برخی سیستمها، *هنوز «نظر مسئول» بر «نرخ اجاره و خواربار» اولویت دارد.*
*چرا این ۶۰ درصد بیاثر است؟*
به سه دلیل ساده:
۱) تورم از درصد افزایش حقوق سبقت گرفته – اگر تورم سالانه ۷۰٪ باشد، افزایش ۶۰٪ یعنی عقبگرد ۱۰ درصدی.
۲) افزایش فقط برای حداقلیبگیرهاست – کارگر ماهر یا با سابقه، افزایش کمتری میگیرد و عقبگردش بیشتر است.
۳) قیمت کالاهای اساسی جهش داشته – نه تورم عمومی، که تورم خوراک و مسکن چند برابر افزایش را خنثا کرده است.
راه حل:
۱) محاسبه دقیق خط فقر و هزینه زندگی یک خانوار کارگری – نه با آمار دستکاری شده، بلکه واقعی.
۲) اتصال خودکار افزایش حقوق به نرخ تورم – هر سال، حقوق بر اساس افزایش هزینهها تعدیل شود.
۳) نظارت بر قیمتها – اگر حقوق بالا برود اما قیمت اجناس هم بالا برود، هیچ فایدهای ندارد.
۴) تقویت تشکلهای کارگری – تا کارگر خودش بتواند چانه بزند، نه اینکه یک نفر از بالا برایش تصمیم بگیرد.
کارگر با آمار زندگی نمیکند، با سفره زندگی میکند. اگر سفره خالی باشد، هر رقمی روی کاغذ بزرگ باشد، ته دلمان میگوییم «باز هم سرمان شیره مالیدند».
افزایش واقعی حقوق یعنی کارگر بعد از پرداخت اجاره و قبوض، هنوز پولی برای خوردن یک تکه کیک در جشن تولد بچهاش داشته باشد. نه اینکه فقط عدد دریافتی اش بزرگتر شده باشد، اما زندگیش مثل پارسال بوی قسط و قرضه بدهد.
به امید روزی که «درصد افزایش حقوق» و «درصد تورم» دست هم را بگیرند، نه اینکه یکی از پلهها بالا برود و دیگری از پلهها پایین بیاید.
*این امر ممکن نخواهد مگر اینکه کارگر به این درک برسد که باید در سندیکاهای کارگری متشکل شده با قدرت وارد نبرد برای زندگی بهتر بشود.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
کارگر که سر ماه دستش را به سوی حقوق میبرد، دنبال «درصد» نیست، دنبال «نان» است. افزایش ۶۰ درصدی اگر با تورم ۷۰ درصدی همراه شود، نه تنها پیشرفت نیست، که پسرفت است.
این روزها صحبت از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی کارگران شده. رقمی که در نگاه اول چشمان هر انسانی را درشت میکند. اما وقتی کارگر میرود خواربارفروشی، میبیند گوشت نسبت به پارسال دو برابر شده، برنج سه برابر، اجاره خانه صد درصد. آن وقت میفهمد این ۶۰ درصد، یک شعار خوش رنگ و لعاب است.
*قضیه چیست؟*
فرض کنید پارسال حقوقتان ۱۰ میلیون تومان بود. الآن میشود ۱۶ میلیون. ظاهراً ۶ میلیون اضافه شده. اما اگر اجاره خانه از ۳ به ۶ میلیون رسیده باشد، فقط همین یک قلم تمام افزایش حقوقتان را خورده است. خورد و خوراک، درمان، رفتوآمد، پوشاک — همه چیز گران شده.
حقوقتان روی کاغذ رفته بالا، اما سفرهتان کوچکتر شده است.
*ترمیم مزد یعنی چه؟*
«ترمیم مزد» یک اصطلاح اداری نیست. یعنی اینکه:
نگاه نکنند فقط عدد حقوق را بالا ببرند
ببینند هزینه زندگی واقعی چقدر است
افزایش حقوق را بر اساس تورم واقعی محاسبه کنند، نه یک عدد دستوری از بالا.
حداقل حقوق را طوری تعیین کنند که کارگر مجبور نباشد دو شیفت کار کند تا بمیرد، نه اینکه زندگی کند.
در بسیاری از کشورها، هر سال شاخصهای هزینه زندگی به روز میشود و افزایش حقوق بر اساس آن تنظیم میگردد. اما در برخی سیستمها، *هنوز «نظر مسئول» بر «نرخ اجاره و خواربار» اولویت دارد.*
*چرا این ۶۰ درصد بیاثر است؟*
به سه دلیل ساده:
۱) تورم از درصد افزایش حقوق سبقت گرفته – اگر تورم سالانه ۷۰٪ باشد، افزایش ۶۰٪ یعنی عقبگرد ۱۰ درصدی.
۲) افزایش فقط برای حداقلیبگیرهاست – کارگر ماهر یا با سابقه، افزایش کمتری میگیرد و عقبگردش بیشتر است.
۳) قیمت کالاهای اساسی جهش داشته – نه تورم عمومی، که تورم خوراک و مسکن چند برابر افزایش را خنثا کرده است.
راه حل:
۱) محاسبه دقیق خط فقر و هزینه زندگی یک خانوار کارگری – نه با آمار دستکاری شده، بلکه واقعی.
۲) اتصال خودکار افزایش حقوق به نرخ تورم – هر سال، حقوق بر اساس افزایش هزینهها تعدیل شود.
۳) نظارت بر قیمتها – اگر حقوق بالا برود اما قیمت اجناس هم بالا برود، هیچ فایدهای ندارد.
۴) تقویت تشکلهای کارگری – تا کارگر خودش بتواند چانه بزند، نه اینکه یک نفر از بالا برایش تصمیم بگیرد.
کارگر با آمار زندگی نمیکند، با سفره زندگی میکند. اگر سفره خالی باشد، هر رقمی روی کاغذ بزرگ باشد، ته دلمان میگوییم «باز هم سرمان شیره مالیدند».
افزایش واقعی حقوق یعنی کارگر بعد از پرداخت اجاره و قبوض، هنوز پولی برای خوردن یک تکه کیک در جشن تولد بچهاش داشته باشد. نه اینکه فقط عدد دریافتی اش بزرگتر شده باشد، اما زندگیش مثل پارسال بوی قسط و قرضه بدهد.
به امید روزی که «درصد افزایش حقوق» و «درصد تورم» دست هم را بگیرند، نه اینکه یکی از پلهها بالا برود و دیگری از پلهها پایین بیاید.
*این امر ممکن نخواهد مگر اینکه کارگر به این درک برسد که باید در سندیکاهای کارگری متشکل شده با قدرت وارد نبرد برای زندگی بهتر بشود.
تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
Forwarded from دانش و کارگر
*فلسفه برای کارگران
«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*
آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آنها به فیلسوف حرفهای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافتهای خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نامها با "فلسفه" جور درمیآیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفلدار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا اینجوری کار میکنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آنگاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع میشود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفهای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموستر کردنِ زندگی و کارمان.»
*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیههای خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفهای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار میکنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه میآورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفهای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف میزنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم میکند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بیپاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسشهایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه میشود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار میکند، چه معنایی میتوان برای رنج و رنجنامههای روزمره ساخت، و چگونه میشود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»
قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من میخورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدمهای مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خستهکننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره میزنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟
اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.
ادامه دارد...
*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*
آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آنها به فیلسوف حرفهای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافتهای خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نامها با "فلسفه" جور درمیآیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفلدار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا اینجوری کار میکنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آنگاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع میشود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفهای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموستر کردنِ زندگی و کارمان.»
*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیههای خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفهای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار میکنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه میآورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفهای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف میزنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم میکند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بیپاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسشهایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه میشود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار میکند، چه معنایی میتوان برای رنج و رنجنامههای روزمره ساخت، و چگونه میشود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»
قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من میخورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدمهای مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خستهکننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره میزنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟
اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.
ادامه دارد...
*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
❤1
Forwarded from Akhbar-rooz - اخبار روز؛ سايت سياسی - خبری چپ
Akhbar-Rooz
۵ تیر – ۲۶ ژوئن؛ از لغو امتیازات تزاری تا مصدق، منشور ملل متحد و روز جهانی قربانیان شکنجه
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران ۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتی
۵ تیر – ۲۶ ژوئن؛ از لغو امتیازات تزاری تا مصدق، منشور ملل متحد و روز جهانی قربانیان شکنجه
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران
۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتیازات…
https://akhbar-rooz.com/2026/06/26/57603/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_57603
نامه چیچرین به وثوقالدوله؛ لغو امتیازات روسیه تزاری در ایران
۵ تیر ۱۲۹۸، برابر با ۲۶ ژوئن ۱۹۱۹، گئورگی چیچرین، کمیسر امور خارجه دولت شوروی، در نامهای به وثوقالدوله، نخستوزیر وقت ایران، بر لغو امتیازات…
https://akhbar-rooz.com/2026/06/26/57603/?utm_source=telegram&utm_medium=social&utm_campaign=akhbarrooz_channel&utm_content=post_57603
Forwarded from سهام نیوز
✅ونس: تهران قبول کرد یک عضو سپاه و یک فرمانده سنتکام برای کاهش تنشها در دوحه مستقر شوند!
جیدی ونس، معاون رییس جمهوری آمریکا، گفت یکی از مهمترین دستاوردهای مذاکرات سوئیس، توافق اولیه برای ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی با هدف جلوگیری از تشدید تنشهای آینده بوده است.
او افزود: «یکی از چیزهایی که میخواستیم از این مذاکرات به دست بیاوریم، ایجاد یک کانال ارتباطی در طرف ایرانی برای کاهش تنش بود.»
ونس گفت طرف ایرانی با این پیشنهاد موافقت کرده و گفته است: «بسیار خب، ما یک نفر از سپاه پاسداران را به دوحه میفرستیم تا کنار یک نفر از سنتکام مستقر شود و از این طریق بسیاری از اختلافها را حلوفصل کنیم.»
@Sahamnewsorg
جیدی ونس، معاون رییس جمهوری آمریکا، گفت یکی از مهمترین دستاوردهای مذاکرات سوئیس، توافق اولیه برای ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی با هدف جلوگیری از تشدید تنشهای آینده بوده است.
او افزود: «یکی از چیزهایی که میخواستیم از این مذاکرات به دست بیاوریم، ایجاد یک کانال ارتباطی در طرف ایرانی برای کاهش تنش بود.»
ونس گفت طرف ایرانی با این پیشنهاد موافقت کرده و گفته است: «بسیار خب، ما یک نفر از سپاه پاسداران را به دوحه میفرستیم تا کنار یک نفر از سنتکام مستقر شود و از این طریق بسیاری از اختلافها را حلوفصل کنیم.»
@Sahamnewsorg
Forwarded from سهام نیوز
✅مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، از بازگشایی سفارتهای این کشور در تهران و کاراکاس حمایت کرد و گفت نبود نمایندگی دیپلماتیک در ایران و ونزوئلا، توان اتاوا را برای کمک به شهروندان کانادایی و واکنش سریع به بحرانهای بشردوستانه محدود کرده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس روز پنجشنبه چهارم تیرماه گزارش داد کارنی با تاکید بر اینکه «تعامل به معنای تایید نیست»، گفت داشتن سفارت و ارائه خدمات کنسولی به معنای حمایت از سیاستهای دولتهای ایران یا ونزوئلا نیست.
کانادا در سال ۲۰۱۲ در دولت استیون هارپر سفارت خود در تهران را تعطیل و روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی را قطع کرد.
@Sahamnewsorg
خبرگزاری آسوشیتدپرس روز پنجشنبه چهارم تیرماه گزارش داد کارنی با تاکید بر اینکه «تعامل به معنای تایید نیست»، گفت داشتن سفارت و ارائه خدمات کنسولی به معنای حمایت از سیاستهای دولتهای ایران یا ونزوئلا نیست.
کانادا در سال ۲۰۱۲ در دولت استیون هارپر سفارت خود در تهران را تعطیل و روابط دیپلماتیک با جمهوری اسلامی را قطع کرد.
@Sahamnewsorg
Forwarded from سهام نیوز
✅محمد باقر ذوالقدر، دبیر شورای امنیت ملی امروز پس از حدود ۴ ماه در انظار عمومی ظاهر شد.در کنار او اسماعیل قاآنی است.
@Sahamnewsorg
@Sahamnewsorg