دروغ خیلی بده وقتی دیر پا شد، همه گیر شد، دیگه جنگیدن باهاش خیلی سخته! انگار شده بخشی از زندگی واقعی ! بزرگان ایران آنرا ویرانگر تمدن انسانی میدانستند! در نوشته های سنگی، سنگ نبشته ها هم از اهورا مزدا خواهان حفظ مردمانشان از این شر شده بوده اند!
Forwarded from نامه صالح
*چیدن پشم قوچها بهتر از کندن پوست برههاست!!؟؟*
*✍️میگویند اسعد پاشا، والی دمشق، به سبب کمبود شدید وجوه ِ نقدینگی ِخزانهٔ ولایت، نیازمند پول شد.*
درباریان پیشنهاد کردند که بر بافندگان دمشق مالیات تازهای وضع کند.
اسعد پاشا پرسید:
ـ بهگمان شما این مالیات چه اندازه درآمد خواهد داشت؟
گفتند: پنجاه تا شصت کیسه طلا.
اسعد پاشا گفت: اما اینان مردمانی کمدرآمدند، از کجا چنین مبلغی بیاورند؟
گفتند: زیور و جواهر زنانشان را خواهند فروخت، ای مولای ما.
اسعد پاشا گفت: چه میگویید!!!!
مردم که آهی در بساط ندارند، چنانچه ما مالیاتی دیگر بر آنان وضع کنیم ، بیچاره میشوند.
اسعد کمی فکر کرد و گفت ؛
اما من مبلغ مورد نیاز ایالت را به روشی بهتر به دست خواهم آورم!!!
همه خاموش ماندند.
روز بعد، اسعد پاشا پنهانی پیغامی برای مفتی اعظم فرستاد و او را شبانه فراخواند. وقتی مفتی آمد، به او گفت:
ـ دانستهایم که از دیرباز در خانهات رفتاری ناشایست داری!!!
شراب مینوشی و برخلاف شریعت عمل میکنی!!!.
من در اندیشهام این ماجرا را به مرکز گزارش کنم، اما خواستم نخست تو را آگاه کنم تا حجتی بر من نباشد...
مفتی که از شنیدن این سخنان هراسان و درمانده شده بود، به التماس افتاد و پیشنهاد پول داد. نخست هزار سکه زر پیشنهادکرد،
اما اسعد پاشا نپذیرفت.
مبلغ را دو برابر کرد، باز هم رد شد. سرانجام بر شش هزار سکه توافق کردند تا گزارش را به مرکز نفرستد.
فردای آن روز قاضی را فراخواند و به همان شیوه، او را متهم ساخت که رشوه میگیرد و از مقامش برای منافع شخصی بهره میبرد.
قاضی نیز به زاری افتاد و همانند مفتی پول پیشنهاد کرد. وقتی رقم پیشنهادیاش به اندازه مبلغ پرداختی مفتی رسید، او را رها کرد.
پس از آن نوبت به محتسب، نقیب، شیخالتجار و ثروتمندان بزرگ رسید.
وقتی به همان منوال از مُکنَت داران مبلغ مورد نیاز کشور را جمع آوری کرد،
اطرافیانش را گرد آورد،
همانها که پیشنهاد داده بودند ، برای گردآوری پنجاه کیسه طلا، مالیات تازهای برای مردم وضع کند. به آنان گفت:
ـ آیا شنیدهاید که اسعد پاشا در شام مالیات تازهای وضع کرده باشد؟
همه گفتند: نه، نشنیدهایم.
گفت: با اینحال، من به جای پنجاه کیسهای که شما وعده میدادید، دویست کیسه گرد آوردهام.
همه شگفتزده پرسیدند:
ـ چگونه این کار را کردی، ای مولای ما؟
اسعد پاشا پاسخ داد:
ـ *چیدن پشم قوچها بهتر از کندن پوست برههاست.*
*آیا روزی خواهد رسید که بهجای کندن پوست مردم،
پشم مفسدان اقتصادی, اختلاس گران، محتکران ، مافیای ثروت اندوزی و رشوه گیران و خیانت کاران و در کل کسانی که به خون شهدای مظلوم کربلاهای ایران خیانت کردند و می کنند را بچینند*؟
*✍️میگویند اسعد پاشا، والی دمشق، به سبب کمبود شدید وجوه ِ نقدینگی ِخزانهٔ ولایت، نیازمند پول شد.*
درباریان پیشنهاد کردند که بر بافندگان دمشق مالیات تازهای وضع کند.
اسعد پاشا پرسید:
ـ بهگمان شما این مالیات چه اندازه درآمد خواهد داشت؟
گفتند: پنجاه تا شصت کیسه طلا.
اسعد پاشا گفت: اما اینان مردمانی کمدرآمدند، از کجا چنین مبلغی بیاورند؟
گفتند: زیور و جواهر زنانشان را خواهند فروخت، ای مولای ما.
اسعد پاشا گفت: چه میگویید!!!!
مردم که آهی در بساط ندارند، چنانچه ما مالیاتی دیگر بر آنان وضع کنیم ، بیچاره میشوند.
اسعد کمی فکر کرد و گفت ؛
اما من مبلغ مورد نیاز ایالت را به روشی بهتر به دست خواهم آورم!!!
همه خاموش ماندند.
روز بعد، اسعد پاشا پنهانی پیغامی برای مفتی اعظم فرستاد و او را شبانه فراخواند. وقتی مفتی آمد، به او گفت:
ـ دانستهایم که از دیرباز در خانهات رفتاری ناشایست داری!!!
شراب مینوشی و برخلاف شریعت عمل میکنی!!!.
من در اندیشهام این ماجرا را به مرکز گزارش کنم، اما خواستم نخست تو را آگاه کنم تا حجتی بر من نباشد...
مفتی که از شنیدن این سخنان هراسان و درمانده شده بود، به التماس افتاد و پیشنهاد پول داد. نخست هزار سکه زر پیشنهادکرد،
اما اسعد پاشا نپذیرفت.
مبلغ را دو برابر کرد، باز هم رد شد. سرانجام بر شش هزار سکه توافق کردند تا گزارش را به مرکز نفرستد.
فردای آن روز قاضی را فراخواند و به همان شیوه، او را متهم ساخت که رشوه میگیرد و از مقامش برای منافع شخصی بهره میبرد.
قاضی نیز به زاری افتاد و همانند مفتی پول پیشنهاد کرد. وقتی رقم پیشنهادیاش به اندازه مبلغ پرداختی مفتی رسید، او را رها کرد.
پس از آن نوبت به محتسب، نقیب، شیخالتجار و ثروتمندان بزرگ رسید.
وقتی به همان منوال از مُکنَت داران مبلغ مورد نیاز کشور را جمع آوری کرد،
اطرافیانش را گرد آورد،
همانها که پیشنهاد داده بودند ، برای گردآوری پنجاه کیسه طلا، مالیات تازهای برای مردم وضع کند. به آنان گفت:
ـ آیا شنیدهاید که اسعد پاشا در شام مالیات تازهای وضع کرده باشد؟
همه گفتند: نه، نشنیدهایم.
گفت: با اینحال، من به جای پنجاه کیسهای که شما وعده میدادید، دویست کیسه گرد آوردهام.
همه شگفتزده پرسیدند:
ـ چگونه این کار را کردی، ای مولای ما؟
اسعد پاشا پاسخ داد:
ـ *چیدن پشم قوچها بهتر از کندن پوست برههاست.*
*آیا روزی خواهد رسید که بهجای کندن پوست مردم،
پشم مفسدان اقتصادی, اختلاس گران، محتکران ، مافیای ثروت اندوزی و رشوه گیران و خیانت کاران و در کل کسانی که به خون شهدای مظلوم کربلاهای ایران خیانت کردند و می کنند را بچینند*؟
❤2
فروشندگان نفت، وارد کنندگان اصلی کالا به داخل کشور، توزیع کنندگان ارز های خارجی، همه کمیته ای از اولیگارش های حکومتی هستند که حسابرسی امور مالی آنها را نماینده وزیر اطلاعات انجام میدهد. هیچ کدام از نهادهای دولتی در این کمیته که سرنوشت اقتصادی کشور در دستهای آن هست، حضور ندارند! چنین تمرکز قدرتی چگونه در یک کمیته غیر دولتی جمع شده است؟ قدرت اولیه اینها از کجا ناشی میشود؟
❤1
Forwarded from در حال انتقال به فاز نهائی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکمرانی باند مافیایی که پدرخوانده اش مخفی شده است ❗️
مملکت افتاده دست یه مشت دزد و جنابتکار...بعد میگن چرا پیشرفت نمی کنیم. بودجه مملکت صرف ماجراجویی های منطقه و نیابتی میشه ، به هیچکس همپاسخگو نیستن، تازه طلبکارم هستن
مملکت افتاده دست یه مشت دزد و جنابتکار...بعد میگن چرا پیشرفت نمی کنیم. بودجه مملکت صرف ماجراجویی های منطقه و نیابتی میشه ، به هیچکس همپاسخگو نیستن، تازه طلبکارم هستن
Forwarded from کانال رسمی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران
یکشنبه های اعتراضی!
حمایت از کارگران معترض سکوهای نفتی
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۱۵ شهریور بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای تهران، رشت، شوش، کرمانشاه، اهواز، دزفول، تبریز، قزوین تجمع اعتراضی هفتگی خود را برگزار کردند.
اعتراض بازنشستگان به فروش اموال تامین اجتماعی برای فراهم کردن حقوق های بازنشستگی، واریز قطره چکانی افزایش حقوق عقب افتاده فروردین و مبهم بودن واریز افزایش حقوق اردیبهشت، بی عملی کانون های بازنشستگان، بی اعتنایی دولت به مشکلات کارگران و بازنشستگان و همچنین اعتراض به اعدام جوانان معترض که در شهرهای تهران، رشت طنین انداز بود. در موضوع اعتراض به جنگ و جنگ افروزی نیز شهرهای تهران، رشت و کرمانشاه دست مایه شعارهای بازنشستگان بود.
همسو گشتن شعارهای صنفی و اجتماعی و ارتقا سطح جنبش بازنشستگان پیام شورافرینی را به جامعه منتقل می کند و بی تردید باعث رشد و گسترش جنبش اعتراضی خواهد بود.
خوشحالیم که آموزگاران امروز در تهران در مقابل ساختمان برنامه و بودجه تجمع داشتند که توان دیگری به جنبش می دهد.
شعارهای امروز بازنشستگان:
اموال بازنشسته/ غارت میشه پیوسته - دلار نفتی کجاست/ تورمش مال ماست - نان گران، دارو گران/ دولت شده دشمن جان - درمان بازنشسته/ فاجعه ای گسترده - مرگ بر گرانی/ فقر و جنگ و ویرانی - ارز و سکه و بنزین/ نان دانی مسئولین - رجزخوانی کافیه/ سفره ما خالیه - طرح خصوصی سازی/ علیه بازنشسته محکومست محکومست - نرخ دلار عدد نیست /نابودی زندگیست - خیابان خیابان/ سنگر زحمتکشان - ظلم و ستم فراوان/ ما رو کشاند خیابان - نالیدن مسیولین/ فریب است فریب است - معترض زندانی آزاد باید گردد - معلم زندانی آزاد باید گردد - فریاد فریاد/ از این همه بیداد - اتحاد اتحاد/ علیه فقر و فساد - بیکاری، تورم/ بلای جان مردم - اختلاس نجومی/ فلاکت عمومی - حاصل کار دولت/ عادت جیب ملت - خواسته ما هر زمان/ صلح رفاه آزادی - بودجه بندی دولت/ بلای جان ملت - دیگه نگید نداریم/خسته از این ریاییم - تورم گرانی/ نه به جنگ و ویرانی - فقط کف خیابان/ بدست میاد حقمان- درمان رایگان/ حق ماست حق ماست - تجمع اعتراض/ حق ماست حق ماست - یه اختلاس رو میشه/ چند تا مسئول پشتشه - حداقل حقوق/ برای همه وزیران - با حقوق کم ما/ میدری زندگی کن - درود بر کارگر نفت ما/ کارگر دلیر و سرسخت ما - کارگر معترض نفت ما/ حمایتت می کنیم.
در تهران در مقابل وزارت کار بازنشستگان صندوق آینده ساز در اعتراض به عدم اجرای همسان سازی و بازنشستگان تامین اجتماعی در مقابل سازمان تامین اجتماعی تجمع داشتند که نماینده ای از هر دو سو برای بازنشستگان سخن گفته خواهان اتحاد شدند.
در تبریز در دو نقطه شهر یکی در مقابل کانون بازنشستگان و یکی هم در مقابل تامین اجتماعی تجمع صورت گرفت که بین هر دو گروه صحبت اتحاد داغ بود.
در شوش پس از ۳ روز تجمع مقابل دفتر نماینده مجلس شهر بازنشستگان نه تنها مسایل معیشتی بلکه ایجاد یک بیمارستان تخصصی را خواستار شدند.
در گیلان سرافراز، علیرغم مزاحمت نيروى انتظامى، خواستار لغو حکم ظالمانه ى اعدام و آزادی بی قید و شرط کارگران، معلمان و معترضان زندانی شدند. فریاد رسای همبستگی آنان، با طنین پرصلابت "کارگر، معلم، کشوری، لشکری-اتحاد، اتحاد"، دیوارهای هراس را درنوردید و چنان پژواکی در فضای شهر افکند که نیروهای سرکوب، که برای جمعآوری و ضبط تراکتها و به ويژه بنر "ظلم و ستم فراوان-ما را کشاند خیابان" آمده بودند، در برابر اراده و ایستادگی معترضان، ناگزیر از عقبنشینی و چشمپوشی از اقدام خود شدند.
تجمع اعتراضی فرهنگیان بازنشسته یاسوجی مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان در حمایت از همکاران اعزامی به تهران برگزار شد. مطالبات معترضان شامل اجرای کامل رتبهبندی معلمان و همسانسازی حقوق، افزایش مستمریها متناسب با تورم، تأمین بیمه کارآمد و پرداخت فوری تمام معوقات است.
خشم خروشان طبقه زحمتکش هر روز علیه تصمیمات ضد انسانی، گرانی و تورم کمرشکن، همسویی مسوولین حکومتی با مافیا نضج می گیرد و خاموش نخواهد شد.
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
حمایت از کارگران معترض سکوهای نفتی
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۱۵ شهریور بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای تهران، رشت، شوش، کرمانشاه، اهواز، دزفول، تبریز، قزوین تجمع اعتراضی هفتگی خود را برگزار کردند.
اعتراض بازنشستگان به فروش اموال تامین اجتماعی برای فراهم کردن حقوق های بازنشستگی، واریز قطره چکانی افزایش حقوق عقب افتاده فروردین و مبهم بودن واریز افزایش حقوق اردیبهشت، بی عملی کانون های بازنشستگان، بی اعتنایی دولت به مشکلات کارگران و بازنشستگان و همچنین اعتراض به اعدام جوانان معترض که در شهرهای تهران، رشت طنین انداز بود. در موضوع اعتراض به جنگ و جنگ افروزی نیز شهرهای تهران، رشت و کرمانشاه دست مایه شعارهای بازنشستگان بود.
همسو گشتن شعارهای صنفی و اجتماعی و ارتقا سطح جنبش بازنشستگان پیام شورافرینی را به جامعه منتقل می کند و بی تردید باعث رشد و گسترش جنبش اعتراضی خواهد بود.
خوشحالیم که آموزگاران امروز در تهران در مقابل ساختمان برنامه و بودجه تجمع داشتند که توان دیگری به جنبش می دهد.
شعارهای امروز بازنشستگان:
اموال بازنشسته/ غارت میشه پیوسته - دلار نفتی کجاست/ تورمش مال ماست - نان گران، دارو گران/ دولت شده دشمن جان - درمان بازنشسته/ فاجعه ای گسترده - مرگ بر گرانی/ فقر و جنگ و ویرانی - ارز و سکه و بنزین/ نان دانی مسئولین - رجزخوانی کافیه/ سفره ما خالیه - طرح خصوصی سازی/ علیه بازنشسته محکومست محکومست - نرخ دلار عدد نیست /نابودی زندگیست - خیابان خیابان/ سنگر زحمتکشان - ظلم و ستم فراوان/ ما رو کشاند خیابان - نالیدن مسیولین/ فریب است فریب است - معترض زندانی آزاد باید گردد - معلم زندانی آزاد باید گردد - فریاد فریاد/ از این همه بیداد - اتحاد اتحاد/ علیه فقر و فساد - بیکاری، تورم/ بلای جان مردم - اختلاس نجومی/ فلاکت عمومی - حاصل کار دولت/ عادت جیب ملت - خواسته ما هر زمان/ صلح رفاه آزادی - بودجه بندی دولت/ بلای جان ملت - دیگه نگید نداریم/خسته از این ریاییم - تورم گرانی/ نه به جنگ و ویرانی - فقط کف خیابان/ بدست میاد حقمان- درمان رایگان/ حق ماست حق ماست - تجمع اعتراض/ حق ماست حق ماست - یه اختلاس رو میشه/ چند تا مسئول پشتشه - حداقل حقوق/ برای همه وزیران - با حقوق کم ما/ میدری زندگی کن - درود بر کارگر نفت ما/ کارگر دلیر و سرسخت ما - کارگر معترض نفت ما/ حمایتت می کنیم.
در تهران در مقابل وزارت کار بازنشستگان صندوق آینده ساز در اعتراض به عدم اجرای همسان سازی و بازنشستگان تامین اجتماعی در مقابل سازمان تامین اجتماعی تجمع داشتند که نماینده ای از هر دو سو برای بازنشستگان سخن گفته خواهان اتحاد شدند.
در تبریز در دو نقطه شهر یکی در مقابل کانون بازنشستگان و یکی هم در مقابل تامین اجتماعی تجمع صورت گرفت که بین هر دو گروه صحبت اتحاد داغ بود.
در شوش پس از ۳ روز تجمع مقابل دفتر نماینده مجلس شهر بازنشستگان نه تنها مسایل معیشتی بلکه ایجاد یک بیمارستان تخصصی را خواستار شدند.
در گیلان سرافراز، علیرغم مزاحمت نيروى انتظامى، خواستار لغو حکم ظالمانه ى اعدام و آزادی بی قید و شرط کارگران، معلمان و معترضان زندانی شدند. فریاد رسای همبستگی آنان، با طنین پرصلابت "کارگر، معلم، کشوری، لشکری-اتحاد، اتحاد"، دیوارهای هراس را درنوردید و چنان پژواکی در فضای شهر افکند که نیروهای سرکوب، که برای جمعآوری و ضبط تراکتها و به ويژه بنر "ظلم و ستم فراوان-ما را کشاند خیابان" آمده بودند، در برابر اراده و ایستادگی معترضان، ناگزیر از عقبنشینی و چشمپوشی از اقدام خود شدند.
تجمع اعتراضی فرهنگیان بازنشسته یاسوجی مقابل اداره کل آموزش و پرورش استان در حمایت از همکاران اعزامی به تهران برگزار شد. مطالبات معترضان شامل اجرای کامل رتبهبندی معلمان و همسانسازی حقوق، افزایش مستمریها متناسب با تورم، تأمین بیمه کارآمد و پرداخت فوری تمام معوقات است.
خشم خروشان طبقه زحمتکش هر روز علیه تصمیمات ضد انسانی، گرانی و تورم کمرشکن، همسویی مسوولین حکومتی با مافیا نضج می گیرد و خاموش نخواهد شد.
بازنشستگان متحد تهرانی
کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
https://t.me/sfelezkar
بدون حضور تشکیلاتی اکثریت جامعه که طیقه کارگر و خانواده هایشان هستند ، هیچ انقلابی و هیچ سرزمینی و مردمی پیروز و خوشبخت نمیشومد! حتا کره زمین برای زندگی باقی نخواهد ماند!
Forwarded from دانش و کارگر
*فلسفه برای کارگران
«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*
آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آنها به فیلسوف حرفهای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافتهای خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نامها با "فلسفه" جور درمیآیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفلدار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا اینجوری کار میکنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آنگاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع میشود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفهای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموستر کردنِ زندگی و کارمان.»
*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیههای خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفهای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار میکنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه میآورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفهای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف میزنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم میکند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بیپاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسشهایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه میشود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار میکند، چه معنایی میتوان برای رنج و رنجنامههای روزمره ساخت، و چگونه میشود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»
قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من میخورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدمهای مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خستهکننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره میزنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟
اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.
ادامه دارد...
*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
«فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز»*
آموزش فلسفه به کارگران، نه به معنای تبدیل آنها به فیلسوف حرفهای، بلکه به منظور پرورش تفکر انتقادی، درک روابط قدرت و یافتن معنا در کار و زندگی است. این کار ظرافتهای خود را دارد، زیرا باید با بستر ملموس زندگی کارگران پیوند بخورد.
«کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت... آیا این نامها با "فلسفه" جور درمیآیند؟
اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفلدار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی "*چرا اینجوری کار میکنم؟"،* "*قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟" و "آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟"؛* آنگاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع میشود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفهای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام "اندیشیدن" برای ملموستر کردنِ زندگی و کارمان.»
*حال چه باید کرد؟؟*
«فلسفه مال کتابخانه های غبارگرفته نیست؛ فلسفه مال همان ثانیههای خستگی سرِ خط تولید است. هدف ما اینجا "فیلسوف حرفهای" شدن نیست، بلکه به دست آوردن یک ابزار ساده است: چرا این شکلی کار میکنم؟ قدرت کجاست؟ خستگی من چه معنایی دارد؟ این کلاس، فلسفه را از آسمان انتزاع به زمین کارگاه میآورد. کارگران خوش آمدید.»
«فیلسوفان حرفهای اغلب از "مسئله آزادی" یا "دیالکتیک بنده و ارباب" حرف میزنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم میکند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بیپاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.
آموزش فلسفه به کارگران یعنی ترجمه این مفاهیم پیچیده به همان پرسشهایی که هنگام خاموش کردن دستگاه در انتهای شیفت، در دل آدم زمزمه میشود. اینجا قرار نیست کانت یا هگل را از بر کنید؛ قرار است فلسفه را از اندیشه به صحنه کارگاه بیاوریم تا بفهمیم: قدرت چگونه کار میکند، چه معنایی میتوان برای رنج و رنجنامههای روزمره ساخت، و چگونه میشود بدون توقف در تاریکی، نوری برای تغییر یافت.»
قبل از شروع
«سلام بر هر کارگری که این مطلب را می خواند. شاید با خودت بگویی "فلسفه به چه دردی من میخورد؟" بگذار صریح بگویم که آموزش فلسفه به کارگران یعنی پرورش تیزبینی؛ نه حفظ کردن اسم آدمهای مرده. ما در این جا دنبال دو چیزیم: اول، درک روابط پنهان قدرت در محیط کارمان. دوم، پیدا کردن معنا در همان کار تکراری و خستهکننده. فرق این کلاس با دانشگاه این است که ما فلسفه را با "بستر ملموس زندگی کارگری" گره میزنیم. پس از این به بعد، هر وقت خسته شدی، اینجا مکثی برای اندیشیدن داریم.»
آیا همیشه باید اینگونه زندگی کرد؟؟
آیا دنیا به سمت نابودی و تباهی می رود؟؟
آیا هیچ راهی برای بهتر و انسانی زندگی کردن نیست؟؟
مبارزه را چگونه می توان آغاز و سازمان داد؟؟
چه کسانی در این نبرد می توانند همراه من و ما باشند؟؟
پیروزی و شکست چیست؟؟
اینها سوالاتی است که باید از فلسفه بکنیم و با یادگیری از پاسخ ها، پاسخ ها را اجرایی کنیم.
ادامه دارد...
*بخش آموزش کانال سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران *
دانش و کارگر
اطلاعیه: به اطلاع کلیه اعضا، علاقمندان و حامیان گرانقدر سندیکا میرسد که آدرس صفحه اینستاگرام بخش آموزش سندیکای کارگران فلزکار مکانیک ایران به جهت همسانسازی با کانال دانش و کارگر، به Knowledge_N_Worker تغییر یافته است. از این پس با جستجوی عبارت فوق، به صفحه…
اطلاعیه برای اینستاگرام کانال دانش و کارگر
https://youtube.com/shorts/LY4IKUs8r_4?is=YctFxpW4K39S887H
کسانی که توانایی کار کردن دارند. متخصص هستند را دعوت کنید و اختیار نمام بدهید، امکانات بدهید، جلوی مافیای آب و پسماند و سایر مافیاهای حکومتی و اقتصادی و فرهنگی، رسانه ای و اجتماعی را بگیرید! خواهید دید که چگونه همه مشکلاتی که حکومتها در ایران بوجود آورده اند، توسط متخصصان مردمی و نیرو های واقعی دلسوز حل خواهد شد. ایران گرامی از خطر جنگ و نابودی تکه تکه شدن نجات پیدا خواهد کرد.
کسانی که توانایی کار کردن دارند. متخصص هستند را دعوت کنید و اختیار نمام بدهید، امکانات بدهید، جلوی مافیای آب و پسماند و سایر مافیاهای حکومتی و اقتصادی و فرهنگی، رسانه ای و اجتماعی را بگیرید! خواهید دید که چگونه همه مشکلاتی که حکومتها در ایران بوجود آورده اند، توسط متخصصان مردمی و نیرو های واقعی دلسوز حل خواهد شد. ایران گرامی از خطر جنگ و نابودی تکه تکه شدن نجات پیدا خواهد کرد.
YouTube
🔥 پزشکیان! «این گوی و این میدان» پس چرا یک سال سکوت؟
آقای پزشکیان!یک سال پیش خودتان گفتید: «هر کسی میتواند مشکل آب و ...
💩1
خاستگاه گفتار ، اندیشه «پندار» و کردار مردمی ی چپ از گهواره تمدنی تاریخی و اسطوره ای ایران است، و کاوه آهنگر اولین پرچمدار عدالت اجتماعی و آزادی خواهی و ضد دیکتاتوری و میهن دوستی بوده است، که بنیان تمام اندیشه های چپ ( آزادی خواهانه و عدالت جویانه و میهن دوستانه هستی گرایانه و انسان محور) بوده است. این است که مخالفت با چپ یعنی مخالفت با تمام بنیان های اندیشه ای تمدن ایران که در طول هزاران سال به اذهان تمام جوامع بشری جهان گسترش یافت و اسامی و اشکال مختلف هماهنگ با دوران تاریخی و جغرافیایی خود را یافته است. در تمام اندیشه های مردم ایران که دادخواهانه، هستی گرایانه، میهن دوستانه و انسانگرایانه است، رگ و ریشه ای از این تمدن ایرانی هست.
چه پادشاهی خواه، چه فرد گرا یا جامعه گرا، جمهوری خواه یا ساتراپیست باشند، حتا اگر اعضای سپاه پاسداران و دیگر نظامیان و متخصصین دانشمندان، کارگران، هنرمندان، دانشگاهیان، ماموران سالم و دست و دل پاک ایرانی باشند که برای حفظ تمامیت تمدنی، تاریخی، فرهنگی، موجودیتی، هزینه واقعی میدهند. کوشش میکنند. و در مقابل الیگارش های تریلیاردر غارتگر و دزدهای حکومتی و غیر حکومتی ایستاده اند! همه ایرانیان که در میدان های مختلف کار و اندیشه و پیکار در سراسر ایران و جهان حضور می یابند برای نگهداری و پرورش ایران در کنار هم باید قرار گیرند! این بایای تاریخ است!
امروز برای نگهداری از این گهواره تمدنی بشریت که ایران نام دارد، به وجود تک تک ایرانیان، که روا دار و آزاده اند و با تکیه بر فرهنگ پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک در مسیر راستی و استقلال و نگهداری از انسانها و محیط زیست به آموزه های میترا و دیگر امشاسپندان روشنی، در مسیر هورمزد گام بر میدارند، نیاز داریم.
« نام تنگه هورمز» از این بنیان نیکی و نور و روشنایی و مهر بر آمده است. از اهورا مزدا که هرگز به تلخی و بدی و کژی نیالوده است!
ایرانی به خودخواهی و تنگ نظری و فرد پرستی، دیکتاتوری، تند خویی و ژاژخواهی سود پرستی شخصی پشت کرده و همه نیکی ها را برای همه باشندگان می خواهد!
به همه حق برابر بیان نظر و اندیشه پردازی به سود نیکی همگان داده است!
همکنون برای نگهداری از این گهواره ی تمدنی جهان، که ایران نام دارد، به پذیرش حق برابر حضور در این پیکار بنیادین داریم.
تلاش برای بستن دهان دیگر اندیشان، گام نهادن در مسیر اهریمنان است.
با مهر و احترام
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲۵ / سپتامبر /۲۰۲۶
چه پادشاهی خواه، چه فرد گرا یا جامعه گرا، جمهوری خواه یا ساتراپیست باشند، حتا اگر اعضای سپاه پاسداران و دیگر نظامیان و متخصصین دانشمندان، کارگران، هنرمندان، دانشگاهیان، ماموران سالم و دست و دل پاک ایرانی باشند که برای حفظ تمامیت تمدنی، تاریخی، فرهنگی، موجودیتی، هزینه واقعی میدهند. کوشش میکنند. و در مقابل الیگارش های تریلیاردر غارتگر و دزدهای حکومتی و غیر حکومتی ایستاده اند! همه ایرانیان که در میدان های مختلف کار و اندیشه و پیکار در سراسر ایران و جهان حضور می یابند برای نگهداری و پرورش ایران در کنار هم باید قرار گیرند! این بایای تاریخ است!
امروز برای نگهداری از این گهواره تمدنی بشریت که ایران نام دارد، به وجود تک تک ایرانیان، که روا دار و آزاده اند و با تکیه بر فرهنگ پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک در مسیر راستی و استقلال و نگهداری از انسانها و محیط زیست به آموزه های میترا و دیگر امشاسپندان روشنی، در مسیر هورمزد گام بر میدارند، نیاز داریم.
« نام تنگه هورمز» از این بنیان نیکی و نور و روشنایی و مهر بر آمده است. از اهورا مزدا که هرگز به تلخی و بدی و کژی نیالوده است!
ایرانی به خودخواهی و تنگ نظری و فرد پرستی، دیکتاتوری، تند خویی و ژاژخواهی سود پرستی شخصی پشت کرده و همه نیکی ها را برای همه باشندگان می خواهد!
به همه حق برابر بیان نظر و اندیشه پردازی به سود نیکی همگان داده است!
همکنون برای نگهداری از این گهواره ی تمدنی جهان، که ایران نام دارد، به پذیرش حق برابر حضور در این پیکار بنیادین داریم.
تلاش برای بستن دهان دیگر اندیشان، گام نهادن در مسیر اهریمنان است.
با مهر و احترام
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست
۲۵ / سپتامبر /۲۰۲۶
❤1👍1
پرواز ها برقرار است. طرح بستن فضای هوایی ایران با مخالفت چین و روسیه شکست خورد؟ چرا؟
وضعيت پروازهاى بين المللى ايران
آخرين وضعيت پروازهاى ايران با كشورهاى منطقه
پروازها برقرار است •
C•
چين
روسيه
تركيه
افغانستان
پاكستان
ارمنستان
بلاروس
عراق - نجف
فهرست كشورهاى كه پرواز از مبدا ايران به آنها
ممكن است
وضعيت پروازهاى بين المللى ايران
آخرين وضعيت پروازهاى ايران با كشورهاى منطقه
پروازها برقرار است •
C•
جين
روسيه
تركيه
افغانستان
پاكستان
ارمنستان
بلاروس
عراق - نجف
فهرست كشورهاى كه پرواز از مبدا ايران به آنها
ممكن است
آخرين وضعيت پروازهاى ايران با كشورهاى منطقه
پروازها برقرار است •
C•
چين
روسيه
تركيه
افغانستان
پاكستان
ارمنستان
بلاروس
عراق - نجف
فهرست كشورهاى كه پرواز از مبدا ايران به آنها
ممكن است
وضعيت پروازهاى بين المللى ايران
آخرين وضعيت پروازهاى ايران با كشورهاى منطقه
پروازها برقرار است •
C•
جين
روسيه
تركيه
افغانستان
پاكستان
ارمنستان
بلاروس
عراق - نجف
فهرست كشورهاى كه پرواز از مبدا ايران به آنها
ممكن است
❤1