خانه علوم تربیتی و روانشناسی مشهد
3.22K subscribers
5.68K photos
1.08K videos
444 files
3.27K links
راه های ارتباطی:
09927458419
@NafiseAmeliii
@PsyProject_20
آدرس مرکز؛
مشهد -خیام ۱۱

🔴اینستاگرام:
www.instagram.com/khanehravanshenasi
🔴ایتا:
https://eitaa.com/khanehravanshenasiii
Download Telegram
سلام و نور!

عزاداری هاتون قبول باشه عزیزان🖤

چون چند روزی تعطیلی بود؛من دوباره کارگاه هایی که میتونید ثبت نام کنید رو ریپلای میکنم برای عزیزانی که تمایل به ثبت نام دارند؛
پی وی در خدمتم:
@Khaneh_ravanshenasi
زندگی جای بی‌نقص بودن نیست،
جای واقعی بودنِ.
اشتباه‌کردن یعنی داری رشد می‌کنی.
خودت رو برای انسان‌بودنت ببخش.
تو قرار نیست همیشه بهترین باشی.
#کمالگرایی

شب و عاقبتون به خیر رفقا

@khanehravanshenasi
2👍1
سهراب سپهری ، چقدر قشنگ میگه:

💥 گاه گاهی که دلم می گیرد ، به خودم می گویم :
در دیاری که پر از دیوار است.
به کجا باید رفت ؟
به که باید پیوست ؟
به که باید دل بست ؟

✔️ حس تنهای درونم می گوید :
بشکن دیواری که درونت داری.
چه سوالی داری ؟
تو خدا را داری.
و خدا ، اول و آخر با توست‌.

☕️ سلام و درود.
صبحتان بخیر و لبخند.
ایام به کام و مهرتان پرفروغ.
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارشد روانشناسی داری و دنبال کار میگردی؟🧐

آماده ایی وارد دنیای حرفه ایی روان درمانی بشی؟🎯

دوره جامع سوپرویژنی با ویژگی های منحصر به فرد:
آموزش بیسیک مباحث روانشناسی
کوچ تخصصی توسط سوپروایزر بر اساس فیلد و رویکرد شما
دیدن مراجع تحت نظر سوپروایزر
و.......


ما همه چی رو برات آماده کردیم و ضمانت کسب درآمد بهت میدیم😎😎

منتظر چی هستی؟🤓
@khanehravanshenasi
4
خانه علوم تربیتی و روانشناسی مشهد
ارشد روانشناسی داری و دنبال کار میگردی؟🧐 آماده ایی وارد دنیای حرفه ایی روان درمانی بشی؟🎯 دوره جامع سوپرویژنی با ویژگی های منحصر به فرد: آموزش بیسیک مباحث روانشناسی کوچ تخصصی توسط سوپروایزر بر اساس فیلد و رویکرد شما دیدن مراجع تحت نظر سوپروایزر و.......…
رفقا!
اگر تمایل دارید درمورد دوره سوپرویژنی اطلاعات بیشتری رو بدونید؛
فقط کافیه مشخصات زیر رو برام بفرستید؛تا همکارانم در اولین فرصت با شما تماس بگیرن:
🔻نام و نام خانوادگی:
🔻شماره تماس:
🔻تحصیلات:
🔻شهر درحال سکونت:

اینجا بفرست برام:

@Khaneh_ravanshenasi
2
Episode 01 - The Golden Triangle of Love (مثلث طلایی عشق)
مثلث طلایی عشق

از پادکست🔻جافکری🔻

مهمان: محمدجعفر زاهد پور
روانشناس

@khanehravanshenasiii
3
خانه علوم تربیتی و روانشناسی مشهد
مثلث طلایی عشق از پادکست🔻جافکری🔻 مهمان: محمدجعفر زاهد پور روانشناس @khanehravanshenasiii – Episode 01 - The Golden Triangle of Love (مثلث طلایی عشق)
چقدرررر این پادکست به دلم نِشَست🥹
پر از مفهومی بود که باهاش زندگی میکنیم!

💕اینکه اصلا عشق چیه؟
💕عشق چی نیست؟
💕نیاز عشق چیه؟
💕نشونه های عشقِ واقعی؟

خیلی خیلی خیلییی از شنیدنش لذت بردم؛

پیشنهاد میکنم شما هم وقت بذارید و حتما حتما بشنویدش🥲

اگر :
رواندرمانگر هستید
اگر در رابطه هستید
اگر علاقه دارید به مباحث روانشناسی و مبحث عشق؛
این پادکست برای شماست
@khanehravanshenasiii
4
بیش از حد فکر کردن ، بزرگترین علت ناخرسندی ماست.
خودمان را مشغول کنیم و ذهنمان را از چیزهایی که به ما کمک نمی کنند ، دور نگه داریم و مثبت بیاندیشیم.

☕️ سلام و درود.
صبحتان بخیر و لبخند.
ایام به کام و مهرتان افزون.
🌺 زندگی تان مملو از اندیشه ی مثبت.🌺
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ممنون از حضورتون در جلسه اماده سازی آزمون صلاحیت😍🙏


عزیزانی که از کارگاه دیروز جاموندین؛نگران نباشید😎
ما هفته آینده هم کارگاه آمادگی آزمون صلاحیت داریم با عنوان دیگه ایی!
میتونید از الان ثبت نام کنید🤓🤓

@khanehravanshenasiii
2
دومین جلسه از سلسله جلساتِ

🔻 توانمند سازی آزمون صلاحیت حرفه ایی🔻
این بار با عنوانِ
🔷مسائل عمومی، فرهنگی و حرفه ایی🔷


⭕️همراه با حل تست های موردی

🗓 سه شنبه ۲۴ تیر ماه
ساعت ۱۶ الی ۲۰

💣💣 تعهد به حضور: فقط 300هزار تومان

ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@PsyProject_20
@Khaneh_ravanshenasi


@khanehravanshenasiii
🔷دورهمی ازدواج🔷
این بار با موضوع:
🔻ساخت پیوند پایدار🔻

👤با حضور:دکتر فرشته اولادی

زمان: پنجشنبه ۱۹ تیر ماه
از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۹:۳۰

🔻تعهد به حضور: فقط200هزار تومان+(تشکیل پرونده رایگان)

جهت ثبت نام و اطلاعات بیشتر:

@Khoshbaakhttt
2
یک صبح، شوهری پس از چند ساعت ماهی‌گیری به کلبه بازمی‌گردد و تصمیم می‌گیرد کمی چرت بزند.
همسرش که با دریاچه آشنایی چندانی ندارد، چون هوا بسیار دل‌پذیر است، تصمیم می‌گیرد با قایق بیرون برود. او کمی از ساحل دور می‌شود، لنگر می‌اندازد و شروع به خواندن کتابش می‌کند.

در همین حین، محیط‌بان با قایقش نزدیک می‌شود و می‌گوید:
«صبح‌ بخیر خانم، دارید چکار می‌کنید؟»
زن پاسخ می‌دهد: «کتاب می‌خوانم» (با خود فکر می‌کند: مگه واضع نیست؟!)

مأمور می‌گوید: «شما در منطقه‌ی ممنوعه‌ی ماهی‌گیری هستید.»
زن می‌گوید: «متأسفم آقا، اما من که ماهی‌گیری نمی‌کنم، دارم کتاب می‌خوانم.»

مأمور پاسخ می‌دهد: «بله، اما شما همه‌ی تجهیزات ماهی‌گیری را دارید. مجبورم برایتان جریمه بنویسم.»
زن می‌گوید: «برای خواندن یک کتاب؟!»
مأمور دوباره تأکید می‌کند: «شما در منطقه‌ی ممنوعه هستید.»

زن دوباره می‌گوید: «ولی آقا من که ماهی‌گیری نمی‌کنم، فقط کتاب می‌خوانم.»
مأمور می‌گوید: «بله، ولی شما تمام تجهیزات را دارید. از کجا معلوم که الان شروع نکنید؟ من باید جریمه‌تان کنم و باید جریمه را پرداخت کنید.»

زن با خونسردی می‌گوید:
«اگر این کار را بکنید، من هم شما را به جرم آزار جنسی متهم می‌کنم.»

مأمور وحشت‌زده می‌گوید:
«ولی من که حتی دست به شما نزدم!»

زن پاسخ می‌دهد:
«درسته، ولی شما هم تمام تجهیزاتش رو دارید. از کجا معلوم که هر لحظه شروع نکنید؟»

مأمور با عجله می‌گوید:
«روز خوبی داشته باشید خانم.»
و فوراً دور می‌شود.

نتیجه اخلاقی:
هرگز با زنی که کتاب می‌خواند وارد بحث نشو!
حتی با زنی که کتاب نمی خواند هم بحث نکن!
کلا با هیچ زنی بحث نکن...
2
وقتی زندگی تصمیم می‌گیره با انسان‌ها شوخی کنه، ظرف یک ماه؛
1️⃣ اول با لیورپول قهرمان لیگ برتر می‌شی
2️⃣ بعد با پرتغال قهرمان لیگ ملت‌ها می‌شی
3️⃣ بعدش با عشقت بعد از ۱۵ سال ازدواج می‌کنی
4️⃣ و در نهایت ۱۰ روز بعد از ازدواج و در اوج خوشبختی و موفقیت، با برادرت توی لامبورگینی اوروست تصادف می‌کنی و زنده‌زنده می‌سوزی….
اما چیست راز پس پرده ؛
نکته ای است برای من و تو ؛
گاهی زندگی، در عرض تنها یک ماه، تمام جام‌هایش را به دستانت می‌سپارد:
قهرمانی با لیورپول، افتخار با تیم ملی، و سرانجام وصال عشق دیرینه‌ات…
احساس می‌کنی بر فراز جهان ایستاده‌ای. همه چیز سر جایش است.
عشق هست، افتخار هست، خانواده هست… زندگی، همان رؤیایی‌ست که همیشه در سر داشتی.

اما درست همان لحظه که گمان می‌کنی به ساحل آرامش رسیده‌ای،
زندگی بی‌هیچ هشدار، فرمان را می‌چرخاند.
و در کسری از ثانیه، همه‌چیز را وارونه می‌کند.
شعله‌ها برمی‌خیزند، و تو می‌مانی و خاکستر یک رؤیای ناتمام…

نه این حادثه کیفر است، نه خشم خداوند؛
بلکه تلنگری‌ست:
تا بدانی خوشبختی، آنی نیست که در آینده یا گذشته بجویی؛
بلکه لحظه‌ای‌ست که اکنون در آنی.
تا یاد بگیری که به جای چسبیدن به قله‌ها، هنر راه رفتن را بیاموزی.
که شادیِ اصیل، از درون می‌روید، نه از جام‌ها، مدال‌ها، یا حتی عشق‌های دیرینه.

دنیا بی‌ثبات است، چون قرار نیست در آن چیزی ماندگار باشد—
مگر رشد تو، آگاهی تو، و خوبی‌هایی که به جهان افزوده‌ای.

پس هر لحظه را زندگی کن،
نه با ترس از پایان، بلکه با حضورِ کامل در اکنون.
قدر عزیزانت را بدان، نه فقط در جشن‌ها، بلکه در سکوت‌های روزمره.
و هرگز فراموش نکن:
پایدارترین چیز در این جهان، ناپایداری آن است.
تو قوی باش از درون و به درون خود تکیه کن❤️
👍32
🔴 تروما- روایت- معنا

🔹 روایت غربت، روایت درد، روایت زندگی
سه برداشت

🔹 نوشتهٔ داوود موسوی
هنرمند و کنشگر اجتماعی (Artivist)- سوئد

اولین باری که رفتم آمریکا، تقریباً تمام وقتم را در نیویورک گذراندم. قبل از آن سفر، آمریکا برای من فقط یک تصویر بود؛ کشوری با آسمان‌خراش‌های بلند، خیابان‌های پر از نور، و آدم‌هایی که شاید همیشه لبخند بر لب دارند با لهجه ایتالیایی یا اسکاتلندی و ایرلندی. اما وقتی در نیویورک قدم زدم، انگار پرده‌ای کنار رفت. شهر پر بود از سرعت، از شلوغی، و از فاصله. آدم‌ها از کنار هم رد می‌شدند بی‌آن‌که لحظه‌ای نگاه کنند. حس می‌کردم وسط یک سیل انسانی ایستاده‌ام که هیچ تعلقی به من ندارد.
این تجربه، برای من چیزی فراتر از یک ناامیدی ساده بود. چون من همیشه با حسی از بی‌جایی زندگی کرده‌ام. مهاجرت، دوری، جابجایی‌های مداوم… همیشه دنبال جایی بودم که حس کنم به آن تعلق دارم. نیویورک، با تمام شکوهش، دوباره همان زخم قدیمی را باز کرد: زخم آدمی که همیشه احساس می‌کند جایی در جهان ندارد.بار دوم و سوم که رفتم آمریکا، شرایط فرق کرد. کار من را برد به محله‌هایی در بالتیمور و فیلادلفیا. جاهایی که در بروشورها نیستند. کوچه‌های تنگ، خانه‌های متروک، آدم‌هایی که انگار هر کدام‌شان باری سنگین روی شانه داشتند همراه با مواد مخدر و اسلحه. آنجا آمریکا برای من شکل دیگری از تروما شد. تروما نه فقط به معنای ترس یا خشونت فیزیکی، بلکه به معنای تماشای زندگی‌هایی که در حاشیه مانده‌اند. زندگی‌هایی که نه دیده می‌شوند، نه شنیده. من نمی‌توانستم آن صحنه‌ها را فقط به‌عنوان یک ناظر ببینم. چون در بخشی از وجودم، انگار با آن آدم‌ها پیوند داشتم. چون من هم همیشه حس می‌کردم در حاشیه‌ام. در حاشیه شهر، در حاشیه جمع، در حاشیه وطن. بعد از آن سفرها، از آمریکا دل‌زده شدم. پیش خودم گفتم این کشور برای من نیست. اما آدم همیشه روایت می‌سازد، حتی از زخم‌هایش. شاید روایت‌سازی، تنها راه ما برای دوام آوردن است. برای همین، دوباره برگشتم. این‌بار تصمیم گرفتیم آمریکا را از جاده ببینیم. یک ماشین گرفتیم و از نیویورک به لس‌آنجلس رانندگی کردیم. در آن سفر، آمریکا آرام‌آرام چهره‌ی دیگری به من نشان داد. جاده‌ها، یک جور سکوت داشتند که در شهرها نبود. انگار هر مایل که جلو می‌رفتم، تکه‌ای از قصه‌های قبلی‌ام کم‌رنگ‌تر می‌شد. کلرادو، با آسمان بلند و کوه‌هایی که در مه صبحگاهی محو می‌شدند. جهان خیلی بزرگ‌تر از زخم‌های شخصی من است. طبیعت، انگار قاضی بی‌طرفی بود که نشان می‌داد هیچ دردی تنها نیست. وقتی به پارک‌های ملی مثل گرند کنیون یا رد وود رسیدیم، عظمت طبیعت من را وادار کرد از خودم فاصله بگیرم. تروماهایم هنوز بودند/هستند، اما دیگر همه زندگی‌ام نبودند. دیدن درختانی که هزار سال عمر دارند، میگفتن قصه آدمی هرچند کوچک است، اما معنا دارد. حتی اگر کوتاه، حتی اگر زخمی.
همین تجربه را در ژاپن هم داشتم. دفعه‌ی اول که رفتم، محو نظم و زیبایی شدم. اما وقتی عمیق‌تر وارد زندگی مردم شدم، فهمیدم زیر آن ظاهر آرام، فشار عظیمی وجود دارد. ژاپن پر از قوانین نانوشته است. سلسله‌مراتب اجتماعی، سکوت‌های طولانی، چشم‌هایی که حرف نمی‌زنند. تروما در ژاپن پنهان‌تر است. مثل زخمی که رویش را با لباس تمیز پوشانده باشند. ما چقدر استادیم در پوشاندن تروماها و زخمهایمان؟ یاد فیلم «ایکارو» افتادم. مردی که همه عمرش را در یک اداره گذرانده، در یک زندگی منظم و بی‌حادثه. اما وقتی مرگ را نزدیک می‌بیند، تصمیم می‌گیرد کاری کند که معنا داشته باشد. استعفا می‌دهد و می‌رود سراغ ساختن یک پارک کوچک برای بچه‌ها. داستان او برای من، داستان هر کسی است که می‌خواهد قصه زندگی‌اش را دوباره بنویسد. حتی اگر دیر باشد. حتی اگر زخمی باشد. این سفرها، و این مواجهه‌ها، به من یاد دادند که تروما فقط زخم نیست. تروما، شکافی است میان آنچه زندگی باید باشد و آنچه واقعاً هست. و روایت، تلاشی است برای پر کردن این شکاف. ما قصه می‌گوییم تا از زخم‌هایمان عبور کنیم. تا معنا پیدا کنیم. و شاید معنای واقعی سفر هم همین است: این‌که بفهمیم هیچ‌چیز در جهان تک‌بعدی نیست. هیچ کشوری، هیچ فرهنگی، هیچ انسانی فقط همان چیزی نیست که در نگاه اول به چشم می‌آید. زندگی پر است از روایت‌هایی که اگر گوش بدهیم، شاید کمی از زخم‌هایمان التیام پیدا کند.
التیام پیدا می‌کنند؟ نمیدانم.

🔹 سفرنامه‌های داوود موسوی در اینستاگرام
🔹 کتاب سفرنامه‌ی عکاس جوان از داوود موسوی
6
در دهه‌ی ۱۹۹۰، عکسی از یک کرکس که منتظر مرگ دخترکی گرسنه برای خوردن جسد او بود، به طور گسترده‌ای منتشر شد. این عکس در سال ۱۹۹۳ در طول قحطی سودان توسط کوین کارتر، عکاس خبری اهل آفریقای جنوبی، گرفته شد و بعداً برای این 'عکس شگفت‌انگیز' جایزه‌ی پولیتزر را کسب کرد.

اما، در حالی که از کوین کارتر برای مهارت عکاسی استثنایی‌اش در شبکه‌های خبری و تلویزیونی بین‌المللی سراسر جهان تمجید میشد، ثمره‌ی این دستاورد و شهرت تنها چند ماه بیشتر طول نکشید، زیرا بعداً افسرده شد و خودکشی کرد.

افسردگی کوین کارتر زمانی آغاز شد، که در یکی از این مصاحبه‌ها ، کسی تماس گرفت و از او پرسید که برای دخترک چه اتفاقی افتاد؟د؟

او به سادگی پاسخ داد: "من منتظر نماندم تا بعد از این عکس ببینم چه اتفاقی می‌افتد، چون باید به پروازم میرسیدم.

سپس تماس گیرنده گفت: "من به شما می‌گویم که در آن روز دو کرکس وجود داشت و یکی دوربین داشت.".

این موضوع که مثل خوره به جان کارتر افتاده بود، منجر به افسردگی شد و او در نهایت خودکشی کرد.

کوین کارتر می‌توانست هنوز زنده باشد و حتی شهرت بیشتری داشته باشد، اگر فقط آن دخترک را برداشته و به مرکز تغذیه‌ی سازمان ملل متحد که سعی داشت به آنجا برسد، برده بود یا حداقل او را به جایی امن برده بود.

امروزه، متاسفانه، این اتفاق در سراسر جهان می‌افتد. جهانیان کارهای ابلهانه و غیر انسانی، که به زیان دیگران است را جشن می گیرند. کوین کارتر می‌توانست دختر را از آنجا ببرد، اما او این کار را نکرد. یک موقعیت غیرانسانی، "او زمان برای عکاسی داشت، اما هیچ وقتی برای نجات زندگی دختر نداشت."

بنابراین، ما همه باید به این شعور برسیم که هدف زندگی درک زندگی دیگران است. پس آیا شما هم یک کرکس هستید؟

در هر کاری که انجام می دهیم، بگذارید انسانیت اولین چیز باشد که از ما باقی میماند. در همه‌ی کارهایمان، همیشه به دیگران فکر کنیم و ببینیم چگونه می‌توانیم به بشریت کمک کنیم، چگونه می‌توانیم دستی به کمک برداریم و اشک‌ها را پاک کنیم.

بنابراین، وقتی بدنبال دانش، ثروت، شهرت، مهارت، یا حتی موقعیت هستیم، بیایید فکر کنیم چگونه می‌توانیم از آن برای سود عامه‌ی مردم و جامعه  استفاده کنیم

بیایید حداقل، دومین کرکس نباشیم کرکس ها هنوز منتظر مرگ انسانهای بیگناه هستند .
👏63
🔊 اعلام زمان انتشار نتایج اولیه کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت ۱۴۰۴

💢 بر اساس اطلاعیه منتشر شده بر روی سایت سنجش پزشکی، نتایج اولیه کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت ۱۴۰۴ در هفته اول مرداد ماه در سایت سنجش پزشکی به نشانی sanjeshp.ir، منتشر خواهد شد. همچنین، بازه زمانی انتخاب رشته در هفته اول مرداد ماه می باشد.

زمان انتشار نتایج و انتخاب رشته: هفته اول مرداد ماه 1404

@khanehravanshenasiii
3
‌ده نشونه روان‌شناختی که ثابت میکنه مرزهات ضعیفه:
1️⃣ می‌گی «اشکالی نداره»… اما داره. چون یاد گرفتی دعوا = خطر.
2️⃣ وقتی خودتو انتخاب می‌کنی، عذاب وجدان می‌گیری. چون با نقش «فرشته نجات» دوستت داشتن.
3️⃣ نه می‌گی ولی هی توضیح می‌دی چرا. چون فکر می‌کنی بدون دلیل کافی، پذیرفته نمی‌شی.
4️⃣ از ناراحت کردن حتی غریبه‌ها می‌ترسی. چون برات عشق یعنی تایید گرفتن.
5️⃣ بی‌احترامی رو تحمل می‌کنی فقط برای اینکه دعوا نشه.
6️⃣ وقتی یکی صداشو می‌بره بالا، تو کوچیک می‌شی.
7️⃣ بعد از یه گفت‌وگوی ساده خسته‌ای چون مرز احساسی نداری.
8️⃣ موفقیتتو پنهون می‌کنی تا کسی حس بد نگیره.
9️⃣ حس می‌کنی همیشه یه جای کارت میلنگه، حتی وقتی نه.
🔟 آدمای ناسپاس و جذب می‌کنی چون همیشه بیشتر از چیزی که باید می‌دی.



@khanehravanshenasiii
5