☆☆☆
●نسبت_میان_آگاهیورنج
🔅انسان، با یک جهل عظیمی نسبت به هستی به دنیا میآید. اگر حتی به مایای آئین هندو (توهم کیهانی) هم توجه نکنید، که در فرهنگ ما هم به صورت؛ «اُستن این عالم ای جان غفلت است» در آمد، و کاری به شناخت ریشههای ماوراء الطبیعی این جهل هم نداشته باشیم، این جهل در ما یک سری احساسات و عواطف مثبت ایجاد میکند.
🔅هرچقدر ما نسبت به خود و محیط اطرافمان جاهلتر میشویم، کنش و واکنشمان ناخوشتر خواهد شد، از سوی دیگر، بسیاری از جهلهایی که نسبت به هستی داریم، در ما احساسات و عواطف مثبت ایجاد میکند. یعنی بسیاری از امیدهای انسان به دلیل نادانیاش است و یا خیلی از معناهایی که در زندگی مییابد، بسیاری از رضایت باطنهایی که از خودش دارد و شادیهاش به خاطر نادانیاش است. اگر چنین شود و من آهستهآهسته نسبت به امور علمام افزایش و جهلام کاهش پیدا کند، آن احساس و عواطف مثبتی که در من وجود داشت به احساسات و عواطف منفی تبدیل میشود.
🔅مثلا بچههایی که فکر میکنند پدرشان در خارج از کشور مشغول تجارت است و با یک ثروت عظیم حاصل از آن تجارت برمیگردد، اینها یک سری احساسات وعواطف مثبت به زندگی دارند، و اگر روزی باخبر شوند که پدرشان در سفر خارج از کشور از بین رفته، تمام احساسات و عواطف مثبت، جایش را به احساسات و عواطف منفی خواهد داد. پس جهلشان بود که آن شادی و امید و … را در آنها ایجاد میکرد. حالا فرض کنید درباب مسائل عمیقتری چنین چیزی پیشآید، خب در اینصورت ما خیلی از احساسات و عواطف مثبتمان را از دست میدهیم. یا بر اثر مکانیسیم های دفاعی روانشناختی، یا براثر قوانین تطوری زیستی داروینی و یا براثر امر سومی که هرچه است، این احساسات و عواطف مثبت معمولا در زندگی ادامه پیدا میکند به خاطر اینکه ما دربارب منشأشان ناخنک نمیزنیم و سرک نمیکشیم. انگار که از جایی باخبر شدیم که اگر اینجاها سرک بکشیم، ممکن است از واقعیاتی باخبر شویم که احساسات و عواطف مثبت ما را از بین برد. حالا اگر کسی سرک کشید، و اقرار کرد که من این احساسات و عواطف مثبت را تا به حال به خاطر جهلام داشتهام، و بعد معلوم شد که بعضی از چیزهایی را که واقعیت میدانسته، توهم، بعضی از حقایقش خطا و بعضی از گزارههایی که صادق میدانسته کاذب بوده است، البته که احساسات و عواطف منفی پیدا میکند و این احساسات و عواطف منفی، زندگی را ناخوشتر میکند.
●نسبت_میان_آگاهیورنج
🔅انسان، با یک جهل عظیمی نسبت به هستی به دنیا میآید. اگر حتی به مایای آئین هندو (توهم کیهانی) هم توجه نکنید، که در فرهنگ ما هم به صورت؛ «اُستن این عالم ای جان غفلت است» در آمد، و کاری به شناخت ریشههای ماوراء الطبیعی این جهل هم نداشته باشیم، این جهل در ما یک سری احساسات و عواطف مثبت ایجاد میکند.
🔅هرچقدر ما نسبت به خود و محیط اطرافمان جاهلتر میشویم، کنش و واکنشمان ناخوشتر خواهد شد، از سوی دیگر، بسیاری از جهلهایی که نسبت به هستی داریم، در ما احساسات و عواطف مثبت ایجاد میکند. یعنی بسیاری از امیدهای انسان به دلیل نادانیاش است و یا خیلی از معناهایی که در زندگی مییابد، بسیاری از رضایت باطنهایی که از خودش دارد و شادیهاش به خاطر نادانیاش است. اگر چنین شود و من آهستهآهسته نسبت به امور علمام افزایش و جهلام کاهش پیدا کند، آن احساس و عواطف مثبتی که در من وجود داشت به احساسات و عواطف منفی تبدیل میشود.
🔅مثلا بچههایی که فکر میکنند پدرشان در خارج از کشور مشغول تجارت است و با یک ثروت عظیم حاصل از آن تجارت برمیگردد، اینها یک سری احساسات وعواطف مثبت به زندگی دارند، و اگر روزی باخبر شوند که پدرشان در سفر خارج از کشور از بین رفته، تمام احساسات و عواطف مثبت، جایش را به احساسات و عواطف منفی خواهد داد. پس جهلشان بود که آن شادی و امید و … را در آنها ایجاد میکرد. حالا فرض کنید درباب مسائل عمیقتری چنین چیزی پیشآید، خب در اینصورت ما خیلی از احساسات و عواطف مثبتمان را از دست میدهیم. یا بر اثر مکانیسیم های دفاعی روانشناختی، یا براثر قوانین تطوری زیستی داروینی و یا براثر امر سومی که هرچه است، این احساسات و عواطف مثبت معمولا در زندگی ادامه پیدا میکند به خاطر اینکه ما دربارب منشأشان ناخنک نمیزنیم و سرک نمیکشیم. انگار که از جایی باخبر شدیم که اگر اینجاها سرک بکشیم، ممکن است از واقعیاتی باخبر شویم که احساسات و عواطف مثبت ما را از بین برد. حالا اگر کسی سرک کشید، و اقرار کرد که من این احساسات و عواطف مثبت را تا به حال به خاطر جهلام داشتهام، و بعد معلوم شد که بعضی از چیزهایی را که واقعیت میدانسته، توهم، بعضی از حقایقش خطا و بعضی از گزارههایی که صادق میدانسته کاذب بوده است، البته که احساسات و عواطف منفی پیدا میکند و این احساسات و عواطف منفی، زندگی را ناخوشتر میکند.
Telegram
خداوندگار عشق
شعر و موسیقی و کتاب و فلسفه
جهانیان همه گر منع من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید
حافظ
ادمین:
@Maryamtlla
جهانیان همه گر منع من کنند از عشق
من آن کنم که خداوندگار فرماید
حافظ
ادمین:
@Maryamtlla
💥مژده 💥مژده
‼️رایگان‼️
💎شروع کارگاههای ارزیابی،تشخیص و درمان
📚با تدریس: استاد عباس علیمرادیان
متخصص، روانشناس و مدرس دانشگاه
🗓شنبه ها ساعت ۱۵ الی ۱۷
اولین جلسه: شنبه ۲۶ آبانماه
‼️شرکت در کارگاه با ثبت نام از طریق ارسال واژه (درمان) به
09391587008
@mahzad_teimory_psychology
‼️رایگان‼️
💎شروع کارگاههای ارزیابی،تشخیص و درمان
📚با تدریس: استاد عباس علیمرادیان
متخصص، روانشناس و مدرس دانشگاه
🗓شنبه ها ساعت ۱۵ الی ۱۷
اولین جلسه: شنبه ۲۶ آبانماه
‼️شرکت در کارگاه با ثبت نام از طریق ارسال واژه (درمان) به
09391587008
@mahzad_teimory_psychology
#تلنگر 📚
گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد.
لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد.
گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.
✍🏻 #کارلوس_فوئنتس
وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی
گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدم ها جایگاهی می بخشیم که هرگز لیاقت آن را ندارند!
گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد.
لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد.
گرگ به او گفت همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برات کافی است.
✍🏻 #کارلوس_فوئنتس
وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی
گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدم ها جایگاهی می بخشیم که هرگز لیاقت آن را ندارند!
👍6👌1
🛑برای اولین بار در ایران🛑
درمانگری کودک با رویکرد هنردرمانی
موسیقی ؛ نمایش؛ ریتم ؛ قصه ؛ نقاشی
📌همه تکنیک ها در یک کارگاه
با حضور اساتید متخصص حوزه درمانگری کودک از تهران
اطلاعات بیشتر:
📞۰۹۰۱۰۴۲۰۸۰۷
درمانگری کودک با رویکرد هنردرمانی
موسیقی ؛ نمایش؛ ریتم ؛ قصه ؛ نقاشی
📌همه تکنیک ها در یک کارگاه
با حضور اساتید متخصص حوزه درمانگری کودک از تهران
اطلاعات بیشتر:
📞۰۹۰۱۰۴۲۰۸۰۷
👍1
☆☆☆
#دمی_با_سعدی 📓
بشنو از من سخنی حق پدر فرزندی
گر به رای من و اندیشهٔ من خرسندی
چیست دانی سر دینداری و دانشمندی
آن روا دار که گر بر تو رود بپسندی
گفتاری از #استاد_ملکیان در ارتباط با شعر #سعدی:
‹‹..جوزف باتلر فیلسوف و متخصص بزرگ آموزش و پرورش در قرن هفدهم میگفت همۀ این آموزش و پرورشها از این جهت عیب دارند که انسان، انسانیتاش به اخلاقیتاش است، و اگر اخلاقیتر باشد انسانتر است؛ که در آموزش و پرورشها فراموش شدهاند. این دیدگاه معروف است به دیدگاه باتلری، این اخلاقی بودن رکناش چه هست؟ دیدگاههای مختلفی وجود دارد.
دیدگاهی که بنده قبول دارم، نه اینکه مبدع باشم، میگوید: رکن اخلاقی زیستن ایناست که به هیچ کسی درد و رنج غیرلازم وارد نکنیم، نه به خودمان نه به دیگر انسانها..
..برای اینکه این گوهر حفظ شود باید با دیگری چنان رفتار نکنیم که خوش نداریم با ما آنگونه رفتار شود و با دیگری چنان رفتار کنیم که خوش داریم با ما آنطور رفتار کنند، به این می گوییم «قاعدۀزرین».
"قاعده ی زرّین" نام گزاره ی اخلاقی است که میگوید:
"بادیگران فقط چنان رفتار کن که میخواهی که در همان وضع و حال با تو رفتار شود."
این قاعده، "مهمترین اصل اخلاقی و شاید مهمترین قاعده ی زندگی است" و احتمالاً دیرینه ترین قضیه اخلاقی است.
مهم و مبنایی بودن این قاعده به حدّی است که صاحبان مکاتب و نظریاتِ گوناگون در اخلاق هنجاری،
علیرغم تفاوتها و اختلافات فراوان و عظیمی که با یکدیگر دارند، نه فقط هیچیک از آنان با این قاعده مخالفت نکرده است،
بلکه همه آنان موافقت تام خود را با آن اعلام کرده اند و
ازاین بالاتر، هر یک مکتب و نظریه ی خود را تفسیر درست این قاعده قلمداد کرده است.
قاعده ی زرّین با نگاهی سر و کار دارد که حتی برای ابتدایی ترین نوع اخلاقی زیستی نیز ضروری تلقّی می شود؛
و آن نظرگاه این است که بکوشیم تا خود را در جای کسانی که اعمال ما بر آنان اثر می نهد قرار دهیم...
این قاعده به مخاطبان خود حکم می کند که با دیگران با همان همدلی و حرمتی رفتار کنند که خودشان خوش دارند که با آن مواجه شوند و، مخصوصاً بر دیگران مصائبی وارد نیاورند که بیزارند از اینکه دیگران بر آنان وارد آورند.
#دمی_با_سعدی 📓
بشنو از من سخنی حق پدر فرزندی
گر به رای من و اندیشهٔ من خرسندی
چیست دانی سر دینداری و دانشمندی
آن روا دار که گر بر تو رود بپسندی
گفتاری از #استاد_ملکیان در ارتباط با شعر #سعدی:
‹‹..جوزف باتلر فیلسوف و متخصص بزرگ آموزش و پرورش در قرن هفدهم میگفت همۀ این آموزش و پرورشها از این جهت عیب دارند که انسان، انسانیتاش به اخلاقیتاش است، و اگر اخلاقیتر باشد انسانتر است؛ که در آموزش و پرورشها فراموش شدهاند. این دیدگاه معروف است به دیدگاه باتلری، این اخلاقی بودن رکناش چه هست؟ دیدگاههای مختلفی وجود دارد.
دیدگاهی که بنده قبول دارم، نه اینکه مبدع باشم، میگوید: رکن اخلاقی زیستن ایناست که به هیچ کسی درد و رنج غیرلازم وارد نکنیم، نه به خودمان نه به دیگر انسانها..
..برای اینکه این گوهر حفظ شود باید با دیگری چنان رفتار نکنیم که خوش نداریم با ما آنگونه رفتار شود و با دیگری چنان رفتار کنیم که خوش داریم با ما آنطور رفتار کنند، به این می گوییم «قاعدۀزرین».
"قاعده ی زرّین" نام گزاره ی اخلاقی است که میگوید:
"بادیگران فقط چنان رفتار کن که میخواهی که در همان وضع و حال با تو رفتار شود."
این قاعده، "مهمترین اصل اخلاقی و شاید مهمترین قاعده ی زندگی است" و احتمالاً دیرینه ترین قضیه اخلاقی است.
مهم و مبنایی بودن این قاعده به حدّی است که صاحبان مکاتب و نظریاتِ گوناگون در اخلاق هنجاری،
علیرغم تفاوتها و اختلافات فراوان و عظیمی که با یکدیگر دارند، نه فقط هیچیک از آنان با این قاعده مخالفت نکرده است،
بلکه همه آنان موافقت تام خود را با آن اعلام کرده اند و
ازاین بالاتر، هر یک مکتب و نظریه ی خود را تفسیر درست این قاعده قلمداد کرده است.
قاعده ی زرّین با نگاهی سر و کار دارد که حتی برای ابتدایی ترین نوع اخلاقی زیستی نیز ضروری تلقّی می شود؛
و آن نظرگاه این است که بکوشیم تا خود را در جای کسانی که اعمال ما بر آنان اثر می نهد قرار دهیم...
این قاعده به مخاطبان خود حکم می کند که با دیگران با همان همدلی و حرمتی رفتار کنند که خودشان خوش دارند که با آن مواجه شوند و، مخصوصاً بر دیگران مصائبی وارد نیاورند که بیزارند از اینکه دیگران بر آنان وارد آورند.
👍3
همایش بزرگ تکنیک های کاربردی اتاق درمان در درمانگری ویژه روز دانجشو👩🎓🧑🎓
با حضور جمعی از مجرب ترین متخصصان حوزه روانشناسی
و اهدای هدایای ویژه
جمعه ۱۶ آذر ساعت ۱۶ الی ۲۰
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@PsyProject_20
09927458419
ثبت نام از طریق سایت:
https://khanehravanshenasi.ir/treatment-room/
با حضور جمعی از مجرب ترین متخصصان حوزه روانشناسی
و اهدای هدایای ویژه
جمعه ۱۶ آذر ساعت ۱۶ الی ۲۰
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@PsyProject_20
09927458419
ثبت نام از طریق سایت:
https://khanehravanshenasi.ir/treatment-room/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️توضیحات دکتر علیرضا مرتضوی درباره:
دوره جامع درمانگری کودک
🛑برای اولین بار در ایران🛑
اگر دنبال یک دوره جامع در حوزه کودک میگردی تا وارد بازار کار بشی این کارگاه و ازدست نده.
⭕️همراه با گواهی معتبر کلینیکال⭕️
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
📞۰۹۰۱۰۴۲۰۸۰۷
@Khaneh_ravanshenasi
دوره جامع درمانگری کودک
🛑برای اولین بار در ایران🛑
اگر دنبال یک دوره جامع در حوزه کودک میگردی تا وارد بازار کار بشی این کارگاه و ازدست نده.
⭕️همراه با گواهی معتبر کلینیکال⭕️
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
📞۰۹۰۱۰۴۲۰۸۰۷
@Khaneh_ravanshenasi
☆☆☆
اخلاقی زندگی نکردن، یعنی ضربه های درونی پیاپی به خود زدن
🦜هر کدام از انسانها یک خود واقعی دارند: self "خود" ، یعنی "تو چنان که واقعا هستی" ولی هر کدام از انسانها، یک تصوری از خود واقعی شان دارند که این تصور، با خود واقعی شان انطباق ندارد که به آن ego می گویند.
🦜انسان می تواند دست به آبادانی بزند ولی زمین دیگری را آبادان کند. ما که به خاطرصیانت ذات، کوشش ها کرده ایم برای جلب نفع و دفع ضرر، چرا اینک غمگین هستیم؟ زیرا جلب منافع کرده ایم برای ego و دفع ضرر کرده ایم از ego ، ولی self مهجور مانده است. انسان در خیلی مواقع خیال می کند که به self رسیدگی می کند ولی واقع این است که به ego رسیدگی شده است.
🦜ما گفتیم که انسان، خود دوستی دارد یعنی خودش را دوست می دارد ولی باید بگوییم "هر انسانی، آن چیزی را که فکر می کند خودش هست، دوست می دارد. خواه آن خود، خود واقعی اش باشد خواه خود واقعی اش نباشد".
🦜شما قبلا می گفتی اگر اخلاقی زندگی کنم ثروت من کم می شود، شهرت من کم می شود، محبوبیت و احترام و .... ضربه می خورند ولی به هوش باشید که ثروت، شهرت، احترام، آبرو، محبوبیت و علم آکادمیک همه جزو ego هستند نه self. قدما می گفتند همۀ این چیزهایی که دارید فقط تا لب قبر با شماست یعنی همگی مربوط به ego هستند
🦜این راهکار ورژن هایی دارد:
ورژن اول : اخلاقی زندگی نکردن به self ضرر می رساند چون وقتی می خواهم یک کار غیراخلاقی بکنم مثلا می خواهم ظلمی به تو بکنم حقی از تو ضایع بکنم و ..... اول باید در درون خودم نسبت به تو خشم و کینه و نفرتی پدید بیاید تا آنها باعث شوند که به تو ظلمی بکنم یعنی من قبل از اینکه یک سیلی به تو بزنم باید ابتدائاً یک سیلی توی گوش خودم بزنم. من اگر بخواهم مال تو را بدزدم، اول باید در درون خودم یک چیزی به نام حرص پدید آید تا دست تجاوز به مال تو دراز کنم. من اگر بخواهم در مورد شما کارشکنی بکنم و از اداره بیرون تان بکنم، ابتدا باید یک حسد در درون خودم پدید بیاورم و سپس بر اثر آن حسد، کارشکنی بکنم و از اداره اخراج تان بکنم. معنای اینها، این است که من هر بار که بخواهم غیراخلاقی زندگی بکنم، باید ابتدائاً یک یا چند ضربه به خودم بزنم. اخلاقی زندگی نکردن، یعنی ضربه های درونی پیاپی به خود زدن. مسلم است که ضربه هایی به خودم می زنم؛ یک داستان بگویم:
🦜مردی از همسایه اش بسیار متنفر بود او به غلامش گفت سر من در پشت بام همسایه ببُر و به حیاط همسایه ام بینداز تا امنیّه ها بیایند و همسایه ام را اعدام کنند مسلم است که در این میان تو کشته می شوی ولی مسلم نیست که حتما همسایه ات هم کشته شود شاید شواهد برای قاضی مستدل نشد، شاید اصلا همسایه ات رشوه داد و آزاد شد و شایدهای دیگر.
🦜ما وقتی اخلاقی زندگی نمی کنیم، ابتدا چندتا ضربه اخلاقی به خودمان می زنیم تا شاید چند تا ضربه به دیگری زده باشیم. وقتی که ظلمی بر یک فرد می کنیم، ego ما شاد می شود ولی self ما ناشاد می شود. به نظر می رسد این ورژن کاملا قابل دفاع است چون وقتی که من غیراخلاقی رفتار می کنم، حتما قبلش خودم را ویران کرده ام و به همین دلیل مبادرت به عمل غیراخلاقی می کنم. این روایت را به بودا نسبت می دهند.
اخلاقی زندگی نکردن، یعنی ضربه های درونی پیاپی به خود زدن
🦜هر کدام از انسانها یک خود واقعی دارند: self "خود" ، یعنی "تو چنان که واقعا هستی" ولی هر کدام از انسانها، یک تصوری از خود واقعی شان دارند که این تصور، با خود واقعی شان انطباق ندارد که به آن ego می گویند.
🦜انسان می تواند دست به آبادانی بزند ولی زمین دیگری را آبادان کند. ما که به خاطرصیانت ذات، کوشش ها کرده ایم برای جلب نفع و دفع ضرر، چرا اینک غمگین هستیم؟ زیرا جلب منافع کرده ایم برای ego و دفع ضرر کرده ایم از ego ، ولی self مهجور مانده است. انسان در خیلی مواقع خیال می کند که به self رسیدگی می کند ولی واقع این است که به ego رسیدگی شده است.
🦜ما گفتیم که انسان، خود دوستی دارد یعنی خودش را دوست می دارد ولی باید بگوییم "هر انسانی، آن چیزی را که فکر می کند خودش هست، دوست می دارد. خواه آن خود، خود واقعی اش باشد خواه خود واقعی اش نباشد".
🦜شما قبلا می گفتی اگر اخلاقی زندگی کنم ثروت من کم می شود، شهرت من کم می شود، محبوبیت و احترام و .... ضربه می خورند ولی به هوش باشید که ثروت، شهرت، احترام، آبرو، محبوبیت و علم آکادمیک همه جزو ego هستند نه self. قدما می گفتند همۀ این چیزهایی که دارید فقط تا لب قبر با شماست یعنی همگی مربوط به ego هستند
🦜این راهکار ورژن هایی دارد:
ورژن اول : اخلاقی زندگی نکردن به self ضرر می رساند چون وقتی می خواهم یک کار غیراخلاقی بکنم مثلا می خواهم ظلمی به تو بکنم حقی از تو ضایع بکنم و ..... اول باید در درون خودم نسبت به تو خشم و کینه و نفرتی پدید بیاید تا آنها باعث شوند که به تو ظلمی بکنم یعنی من قبل از اینکه یک سیلی به تو بزنم باید ابتدائاً یک سیلی توی گوش خودم بزنم. من اگر بخواهم مال تو را بدزدم، اول باید در درون خودم یک چیزی به نام حرص پدید آید تا دست تجاوز به مال تو دراز کنم. من اگر بخواهم در مورد شما کارشکنی بکنم و از اداره بیرون تان بکنم، ابتدا باید یک حسد در درون خودم پدید بیاورم و سپس بر اثر آن حسد، کارشکنی بکنم و از اداره اخراج تان بکنم. معنای اینها، این است که من هر بار که بخواهم غیراخلاقی زندگی بکنم، باید ابتدائاً یک یا چند ضربه به خودم بزنم. اخلاقی زندگی نکردن، یعنی ضربه های درونی پیاپی به خود زدن. مسلم است که ضربه هایی به خودم می زنم؛ یک داستان بگویم:
🦜مردی از همسایه اش بسیار متنفر بود او به غلامش گفت سر من در پشت بام همسایه ببُر و به حیاط همسایه ام بینداز تا امنیّه ها بیایند و همسایه ام را اعدام کنند مسلم است که در این میان تو کشته می شوی ولی مسلم نیست که حتما همسایه ات هم کشته شود شاید شواهد برای قاضی مستدل نشد، شاید اصلا همسایه ات رشوه داد و آزاد شد و شایدهای دیگر.
🦜ما وقتی اخلاقی زندگی نمی کنیم، ابتدا چندتا ضربه اخلاقی به خودمان می زنیم تا شاید چند تا ضربه به دیگری زده باشیم. وقتی که ظلمی بر یک فرد می کنیم، ego ما شاد می شود ولی self ما ناشاد می شود. به نظر می رسد این ورژن کاملا قابل دفاع است چون وقتی که من غیراخلاقی رفتار می کنم، حتما قبلش خودم را ویران کرده ام و به همین دلیل مبادرت به عمل غیراخلاقی می کنم. این روایت را به بودا نسبت می دهند.
👍5👏2
Forwarded from H.Yaghoubian
خانه علوم تربیتی و روانشناسی برگزار می کند:
🎞 تحلیل فیلم شنای پروانه
مبتنی بر روانشناسی جنایی
با حضور:
دکتر مجید اشراق
وکیل پایه یک دادگستری
و
دکتر احمد تیموری
روانشناس اجتماعی و تربیتی
🗓 یکشنبه ۴ آذر ماه
⏰ ساعت ۱۶ الی ۲۰
ثبت نام و کسب اطلاعات:
09927458419
@PsyProject_20
🎞 تحلیل فیلم شنای پروانه
مبتنی بر روانشناسی جنایی
با حضور:
دکتر مجید اشراق
وکیل پایه یک دادگستری
و
دکتر احمد تیموری
روانشناس اجتماعی و تربیتی
🗓 یکشنبه ۴ آذر ماه
⏰ ساعت ۱۶ الی ۲۰
ثبت نام و کسب اطلاعات:
09927458419
@PsyProject_20
🔴 احساس تحقیرشدگی
✍ علی نیک جو، متخصص روان پزشکی
و روان درمانگر تحلیلی
🔸بزرگترین رنجی که ساختار حاکم به مردم وارد میکند احساس تحقیرشدگی است. مردم وقتی بودجههای کلان دستگاههای عریض و طویل و بیخاصیت را میبینند، وقتی وام های کلان به صاحبان منافع و نه نیازمندان واقعی را میبینند، وقتی هر روز از امکان خانهدار شدن بیش از پیش محروم می شوند، وقتی یک شبه قیمت ماشینهای غیر استاندارد چند برابر میشود، وقتی در سرزمینی که بزرگترین ذخایر طبیعی جهان را دارد، در ناترازی عظیم انرژی به سر میبرند، وقتی تورم لجامگسیخته وحشیانه، همچون شلاقی بر صورت و گرده ایشان فرود میآید، وقتی نوع انتخاب پوشش به دستمایه ابتذال با ابزارها و کلینیکهای ضدعلمی بدل میشود، وقتی هوای آلوده نفس کشیدن آدمیان را دشوار را میکند، تحقیر جان او را می بلعد.
🔸این تحقیر از سویی تبدیل به خشونت با ارجاع به محیط بیرونی می شود و از آن فاجعه آبان ۹۸ و جنبش مهسا زاده میشود و از سویی تبدیل به خشونت درونی میشود و از آن افسردگی و اضطراب و بیآیندگی و خودکشی متولد میشود.
🔸شما نمی توانید به طور سیستماتیک یک جامعه زنده را تحقیر کنید و انتظار داشته باشید هیچ اتفاقی نیفتد. طرفه آنکه در این شرایط انتظار دارید جوانان خانواده تشکیل دهند و فرزند آوری بکنند؛ آن هم فرزندان متعدد. همین انتظار هم خشمآفرین است. یعنی اساسا نمیبینید، درک نمیکنید، به جا نمیآورید، اعتبار نمیبخشید به رنج و اضطرار و بیافقی و له شدن جوانان در زیر سیاستهای کلانی که تا این حد احساس تحقیرشدگی را به عموم جامعه تحمیل میکند.
✍ علی نیک جو، متخصص روان پزشکی
و روان درمانگر تحلیلی
🔸بزرگترین رنجی که ساختار حاکم به مردم وارد میکند احساس تحقیرشدگی است. مردم وقتی بودجههای کلان دستگاههای عریض و طویل و بیخاصیت را میبینند، وقتی وام های کلان به صاحبان منافع و نه نیازمندان واقعی را میبینند، وقتی هر روز از امکان خانهدار شدن بیش از پیش محروم می شوند، وقتی یک شبه قیمت ماشینهای غیر استاندارد چند برابر میشود، وقتی در سرزمینی که بزرگترین ذخایر طبیعی جهان را دارد، در ناترازی عظیم انرژی به سر میبرند، وقتی تورم لجامگسیخته وحشیانه، همچون شلاقی بر صورت و گرده ایشان فرود میآید، وقتی نوع انتخاب پوشش به دستمایه ابتذال با ابزارها و کلینیکهای ضدعلمی بدل میشود، وقتی هوای آلوده نفس کشیدن آدمیان را دشوار را میکند، تحقیر جان او را می بلعد.
🔸این تحقیر از سویی تبدیل به خشونت با ارجاع به محیط بیرونی می شود و از آن فاجعه آبان ۹۸ و جنبش مهسا زاده میشود و از سویی تبدیل به خشونت درونی میشود و از آن افسردگی و اضطراب و بیآیندگی و خودکشی متولد میشود.
🔸شما نمی توانید به طور سیستماتیک یک جامعه زنده را تحقیر کنید و انتظار داشته باشید هیچ اتفاقی نیفتد. طرفه آنکه در این شرایط انتظار دارید جوانان خانواده تشکیل دهند و فرزند آوری بکنند؛ آن هم فرزندان متعدد. همین انتظار هم خشمآفرین است. یعنی اساسا نمیبینید، درک نمیکنید، به جا نمیآورید، اعتبار نمیبخشید به رنج و اضطرار و بیافقی و له شدن جوانان در زیر سیاستهای کلانی که تا این حد احساس تحقیرشدگی را به عموم جامعه تحمیل میکند.
👏12
Forwarded from H.Yaghoubian
همایش بزرگ تکنیک های کاربردی اتاق درمان در درمانگری ویژه روز دانجشو👩🎓🧑🎓
با حضور جمعی از مجرب ترین متخصصان حوزه روانشناسی
و اهدای هدایای ویژه
جمعه ۱۶ آذر ساعت ۱۶ الی ۲۰
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@PsyProject_20
09927458419
ثبت نام از طریق سایت:
https://khanehravanshenasi.ir/treatment-room/
با حضور جمعی از مجرب ترین متخصصان حوزه روانشناسی
و اهدای هدایای ویژه
جمعه ۱۶ آذر ساعت ۱۶ الی ۲۰
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@PsyProject_20
09927458419
ثبت نام از طریق سایت:
https://khanehravanshenasi.ir/treatment-room/
☆☆☆
#کتاب_خوب_بخوانیم 📚
ملال
انسان میتواند از رنج و ملال یکی را برگزیند،
"چون زندگی هر انسانی همچون آونگی بین رنج و ملال در نوسان است".
شوپنهاور انسان را موجودی میداند که بیوقفه میکوشد تا با تغییر شکل زندگی، از رنجی که شرط بنیادی زندگی است بگریزد. ولی هنگامی که این تغییر شکل موفق نیست و باید رنج را سرکوب کرد، زندگی ملالانگیز میشود. اگر موفق شویم ملال را درهم بشکنیم، دوباره رنج بازمیگردد.
زندگی تلاش برای هستی است، ولی هنگامی که هستی تضمین شود، زندگی دیگر نمیداند که چه باید بکند و به ملال دچار میشود. بنابراین، ملال ویژگی زندگی صاحبمنصبان است، در حالی که نیاز ویژگی زندگی تودههاست. زندگی برای نخبگان در اصل به مسئلهٔ خلاص شدن از شرّ زمان فراوانی که در اختیار دارند تبدیل میشود.
انسان میل را میشناسد و هدف این میل یا در طبیعت قرار دارد یا در جامعه یا قدرت تخیل. اگر اهداف برآورده نشوند دچار رنج میشویم و اگر تحقق یابند گرفتار ملال. انسان، که از دنیای واقعی رضایت ندارد، دنیایی خیالی را برای خود خلق میکند. همهٔ ادیان اینگونه زاده شدهاند: تلاشی برای فرار از ملال.
#فلسفه_ملال
#لارس_اسوندسن
ترجمه #افشین_خاکباز
#کتاب_خوب_بخوانیم 📚
ملال
انسان میتواند از رنج و ملال یکی را برگزیند،
"چون زندگی هر انسانی همچون آونگی بین رنج و ملال در نوسان است".
شوپنهاور انسان را موجودی میداند که بیوقفه میکوشد تا با تغییر شکل زندگی، از رنجی که شرط بنیادی زندگی است بگریزد. ولی هنگامی که این تغییر شکل موفق نیست و باید رنج را سرکوب کرد، زندگی ملالانگیز میشود. اگر موفق شویم ملال را درهم بشکنیم، دوباره رنج بازمیگردد.
زندگی تلاش برای هستی است، ولی هنگامی که هستی تضمین شود، زندگی دیگر نمیداند که چه باید بکند و به ملال دچار میشود. بنابراین، ملال ویژگی زندگی صاحبمنصبان است، در حالی که نیاز ویژگی زندگی تودههاست. زندگی برای نخبگان در اصل به مسئلهٔ خلاص شدن از شرّ زمان فراوانی که در اختیار دارند تبدیل میشود.
انسان میل را میشناسد و هدف این میل یا در طبیعت قرار دارد یا در جامعه یا قدرت تخیل. اگر اهداف برآورده نشوند دچار رنج میشویم و اگر تحقق یابند گرفتار ملال. انسان، که از دنیای واقعی رضایت ندارد، دنیایی خیالی را برای خود خلق میکند. همهٔ ادیان اینگونه زاده شدهاند: تلاشی برای فرار از ملال.
#فلسفه_ملال
#لارس_اسوندسن
ترجمه #افشین_خاکباز
💥دوره سوپرویژنی
تربیت متخصص روانشناسی و مشاور
🟢با ساختار کارورزی،مراجعه محور و توانمندسازی حرفه ای
🔵آموزش کوچ تخصصی ویزیت مراجع
💎با مزیت های ویژه:
➖کلینیک هوشمند
➖دریافت ۱۰۰۰ساعت محتوای آموزشی تخصصی رایگان
➖مزیت های منحصر بفرد و انحصاری
➖استخدام قطعی برگزیدگان دوره
📞تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام
09391587008
@Mahzad_Teimory_Psychology
‼️با امکان پرداخت اقساطی‼️
📱ثبت نام با ارسال واژه سوپرویژنی به
09391587008
تربیت متخصص روانشناسی و مشاور
🟢با ساختار کارورزی،مراجعه محور و توانمندسازی حرفه ای
🔵آموزش کوچ تخصصی ویزیت مراجع
💎با مزیت های ویژه:
➖کلینیک هوشمند
➖دریافت ۱۰۰۰ساعت محتوای آموزشی تخصصی رایگان
➖مزیت های منحصر بفرد و انحصاری
➖استخدام قطعی برگزیدگان دوره
📞تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام
09391587008
@Mahzad_Teimory_Psychology
‼️با امکان پرداخت اقساطی‼️
📱ثبت نام با ارسال واژه سوپرویژنی به
09391587008
روایتی هست که میگوید:
خواجه شمسالدین محمد؛ شاگرد نانوایی بود. عاشق دختر یکی از اربابان شهر شد. که دختری بود زیبارو بنام شاخ نبات.
در کنار نانوایی مکتب خانه ای قرار داشت که در آنجا قرآن آموزش داده میشد و شمسالدین در اوقات بیکاری پشت در کلاس مینشست و به قرآن خواندن آنان گوش میداد. تا اینکه روزی از شاخ نبات پیغامی شنید که در شهر پخش شد " من از میان خواستگارانم با کسی ازدواج میکنم که بتواند 100 درهم برایم بیاورد!"
100 درهم، پول زیادی بود که از عهده خیلی از مردم آن زمان بر نمیآمد که بتوانند این پول را فراهم کنند
عده ای از خواستگاران شاخ نبات پشیمان شدند و عده ای دیگر نیز سخت تلاش کردند تا بتوانند این پول را فراهم کنند و او را که دختری زیبا بود و ثروتمند به همسری گزینند
در بین خواستگاران خواجه شمسالدین محمد نیز به مسجد محل رفت و با خدای خود عهد بست که اگر این 100 درهم را بتواند فراهم کند 40 شب به مسجد رود و تا صبح نیایش کند.
او کار خود را بیشتر کرد و شبها نیز به مسجد میرفت و راز و نیاز میکرد تا اینکه در شب چهلم توانست 100 درهم را فراهم کند و شب به خانه شاخ نبات رفت و اعلام کرد که توانسته است 100 درهم را فراهم کند و مایل است با شاخ نبات ازدواج کند.
شاخ نبات او را پذیرفت و پذیرایی گرمی از او کرد و اعلام کرد که از این لحظه خواجه شمسالدین شوهر من است. شمسالدین با شاخ نبات راجع به نذری که با خدای خود کرده بود گفت و از او اجازه خواست تا به مسجد رود و آخرین شب را نیز با راز و نیاز بپردازد تا به عهد خود وفا کرده باشد.
اما شاخ نبات ممانعت کرد. خواجه شمسالدین با ناراحتی از خانه شاخ نبات خارج شد و به سمت مسجد رفت و شب چهلم را در آنجا سپری کرد. سحرگاه که از مسجد باز میگشت چند جوان مست خنجر به دست جلوی او را گرفتند و جامی به او دادند و گفتند بنوش او جواب داد من مرد خدایی هستم که تازه از نیایش با خدا فارغ شدهام، نمیتوانم این کار را انجام دهم
اما آنان خنجر را به سوی او گرفتند و گفتند اگر ننوشی تو را خواهیم کشت بنوش، خواجه شمسالدین اولین جرعه را نوشید آنان گفتند چه میبینی گفت: هیچ و گفتند: دگر بار بنوش، نوشید، گفتند:حال چه میبینی؟
گفت: حس میکنم از آینده باخبرم و گفتند :باز هم بنوش، نوشید، گفتند: چه میبینی؟ گفت :حس میکنم قرآن را از برم؛ و خواجه آن شب به خانه رفت و شروع کرد از حفظ قرآن خواندن و شعر گفتن و از آیندهی مردم گفتن و دیگر سراغی هم از شاخ نبات نگرفت!
تا اینکه آوازه او به گوش شاه رسید و شاه او را نزد خود طلبید و او از آن پس همدم شاه شد؛ و شاه لقب لسانالغیب و حافظ را به او داد.
(لسانالغیب چون از آینده مردم میگفت و حافظ چون حافظ کل قرآن بود)
تا اینکه شاخ نبات آوازه او را شنید و فهمید و نزد شاه است و به دنبال او رفت اما...
حافظ او را نخواست و گفت: زنی که مرا از خدای خود دور کند به درد زندگی نمیخورد...
تا اینکه با وساطت شاه با هم ازدواج کردند.
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کزآن شاخ نباتم دادند.
خواجه شمسالدین محمد؛ شاگرد نانوایی بود. عاشق دختر یکی از اربابان شهر شد. که دختری بود زیبارو بنام شاخ نبات.
در کنار نانوایی مکتب خانه ای قرار داشت که در آنجا قرآن آموزش داده میشد و شمسالدین در اوقات بیکاری پشت در کلاس مینشست و به قرآن خواندن آنان گوش میداد. تا اینکه روزی از شاخ نبات پیغامی شنید که در شهر پخش شد " من از میان خواستگارانم با کسی ازدواج میکنم که بتواند 100 درهم برایم بیاورد!"
100 درهم، پول زیادی بود که از عهده خیلی از مردم آن زمان بر نمیآمد که بتوانند این پول را فراهم کنند
عده ای از خواستگاران شاخ نبات پشیمان شدند و عده ای دیگر نیز سخت تلاش کردند تا بتوانند این پول را فراهم کنند و او را که دختری زیبا بود و ثروتمند به همسری گزینند
در بین خواستگاران خواجه شمسالدین محمد نیز به مسجد محل رفت و با خدای خود عهد بست که اگر این 100 درهم را بتواند فراهم کند 40 شب به مسجد رود و تا صبح نیایش کند.
او کار خود را بیشتر کرد و شبها نیز به مسجد میرفت و راز و نیاز میکرد تا اینکه در شب چهلم توانست 100 درهم را فراهم کند و شب به خانه شاخ نبات رفت و اعلام کرد که توانسته است 100 درهم را فراهم کند و مایل است با شاخ نبات ازدواج کند.
شاخ نبات او را پذیرفت و پذیرایی گرمی از او کرد و اعلام کرد که از این لحظه خواجه شمسالدین شوهر من است. شمسالدین با شاخ نبات راجع به نذری که با خدای خود کرده بود گفت و از او اجازه خواست تا به مسجد رود و آخرین شب را نیز با راز و نیاز بپردازد تا به عهد خود وفا کرده باشد.
اما شاخ نبات ممانعت کرد. خواجه شمسالدین با ناراحتی از خانه شاخ نبات خارج شد و به سمت مسجد رفت و شب چهلم را در آنجا سپری کرد. سحرگاه که از مسجد باز میگشت چند جوان مست خنجر به دست جلوی او را گرفتند و جامی به او دادند و گفتند بنوش او جواب داد من مرد خدایی هستم که تازه از نیایش با خدا فارغ شدهام، نمیتوانم این کار را انجام دهم
اما آنان خنجر را به سوی او گرفتند و گفتند اگر ننوشی تو را خواهیم کشت بنوش، خواجه شمسالدین اولین جرعه را نوشید آنان گفتند چه میبینی گفت: هیچ و گفتند: دگر بار بنوش، نوشید، گفتند:حال چه میبینی؟
گفت: حس میکنم از آینده باخبرم و گفتند :باز هم بنوش، نوشید، گفتند: چه میبینی؟ گفت :حس میکنم قرآن را از برم؛ و خواجه آن شب به خانه رفت و شروع کرد از حفظ قرآن خواندن و شعر گفتن و از آیندهی مردم گفتن و دیگر سراغی هم از شاخ نبات نگرفت!
تا اینکه آوازه او به گوش شاه رسید و شاه او را نزد خود طلبید و او از آن پس همدم شاه شد؛ و شاه لقب لسانالغیب و حافظ را به او داد.
(لسانالغیب چون از آینده مردم میگفت و حافظ چون حافظ کل قرآن بود)
تا اینکه شاخ نبات آوازه او را شنید و فهمید و نزد شاه است و به دنبال او رفت اما...
حافظ او را نخواست و گفت: زنی که مرا از خدای خود دور کند به درد زندگی نمیخورد...
تا اینکه با وساطت شاه با هم ازدواج کردند.
این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد
اجر صبریست کزآن شاخ نباتم دادند.
👍4
💥مژده 💥مژده
‼️رایگان‼️
💎شروع کارگاههای ارزیابی،تشخیص و درمان
📚با تدریس: استاد عباس علیمرادیان
متخصص، روانشناس و مدرس دانشگاه
🗓شنبه ها ساعت ۱۵ الی ۱۷
امروز شنبه ۳ آذرماه
‼️شرکت در کارگاه با ثبت نام از طریق ارسال واژه (درمان) به
09391587008
@mahzad_teimory_psychology
‼️رایگان‼️
💎شروع کارگاههای ارزیابی،تشخیص و درمان
📚با تدریس: استاد عباس علیمرادیان
متخصص، روانشناس و مدرس دانشگاه
🗓شنبه ها ساعت ۱۵ الی ۱۷
امروز شنبه ۳ آذرماه
‼️شرکت در کارگاه با ثبت نام از طریق ارسال واژه (درمان) به
09391587008
@mahzad_teimory_psychology
👍1👎1
چند تمرين ساده برای جلوگیری از حواس پرتی و زوال عقل
_ رنگ بند های جديد در لباس را امتحان كنيد
_ نقاشی يا رنگ آميزی كنيد
_ بدون ماشين حساب محاسبه كنيد
_ جملات يک صفحه از كتاب را از آخر به اول بخوانيد
_ كار جديدی بكنيد(مثل وصله كردن لباس يا تعمير راديو)
_ موبايل را همراه نبريد
_ چيز تازه اي مانند روش درست كردن يک غذاي ساده ياد بگيريد
_آلبوم عكسهای قديمي را ورق بزنيد و درباره عكس هايش با كسی صحبت كنيد
_ قبل از پايان فيلم ويدئويي، آن را متوقف كنيد و درباره پايانش، تخيل كنيد.
_ با افرادی كه مدت هاست نديده ايد تماس بگيريد
_ ساعت را به دست راست ببنديد
_ كلمات را وارونه بگوييد
_ پاتوق تان را عوض كنيد
_ يك يا چند بيت شعر حفظ كنيد
_ جايي امن عقب عقب راه برويد
_حدس های شمارشی متنوع و قابل راستی آزمايی بزنيد (مانند اين كه از اينجا تا آنجا چند قدم است، در صف چند نفر ايستاده اند، پشت ويترين چند پيراهن وجود دارد و...)
_ رنگ بند های جديد در لباس را امتحان كنيد
_ نقاشی يا رنگ آميزی كنيد
_ بدون ماشين حساب محاسبه كنيد
_ جملات يک صفحه از كتاب را از آخر به اول بخوانيد
_ كار جديدی بكنيد(مثل وصله كردن لباس يا تعمير راديو)
_ موبايل را همراه نبريد
_ چيز تازه اي مانند روش درست كردن يک غذاي ساده ياد بگيريد
_آلبوم عكسهای قديمي را ورق بزنيد و درباره عكس هايش با كسی صحبت كنيد
_ قبل از پايان فيلم ويدئويي، آن را متوقف كنيد و درباره پايانش، تخيل كنيد.
_ با افرادی كه مدت هاست نديده ايد تماس بگيريد
_ ساعت را به دست راست ببنديد
_ كلمات را وارونه بگوييد
_ پاتوق تان را عوض كنيد
_ يك يا چند بيت شعر حفظ كنيد
_ جايي امن عقب عقب راه برويد
_حدس های شمارشی متنوع و قابل راستی آزمايی بزنيد (مانند اين كه از اينجا تا آنجا چند قدم است، در صف چند نفر ايستاده اند، پشت ويترين چند پيراهن وجود دارد و...)
❤3👍3
🔴مقایسه ارزش ریال ایران در برابر دلار از سال ۱۳۱۲ تا ۱۴۰۳ / ۹۱ سال کابوس افول
🔶در سال ۱۳۱۲ مبلغ ۲ میلیون ریال برای خرید زمین و احداث دانشگاه تهران در بودجه سالانه کشور گنجانده شد. این میزان بودجه معادل ۱۲۵ هزار دلار بوده است. به عبارتی هر دلار برابر ۱۶ ریال بوده است.
اما در سال ۱۴۰۳ اگر دلار را ۵۰ هزار تومان فرض بگیریم (در حالی که حدود ۷۰ هزار تومان است) سقوط ارزش پول ملی ایران ۳۱.۲۵۰ برابر است (۵۰۰.۰۰۰ ÷ ۱۶)!
❓ تبعات سقوط ارزش پول ملی چیست؟
الف) قدرت خرید
قدرت خرید به توانایی مردم برای خرید کالا و خدمات با واحد پول کشور اشاره دارد. کاهش ارزش پول ملی موجب میشود که:
قیمت کالاها و خدمات بهشدت افزایش یابد.
نیاز به مقدار بیشتری از پول برای خرید همان کالاها و خدمات باشد.
در نتیجه، اگرچه ممکن است درآمد اسمی افراد در طول زمان افزایش یابد، اما ارزش واقعی درآمد کاهش یافته و دسترسی به کالاها و خدمات دشوارتر شده است.
ب) رفاه اقتصادی
رفاه اقتصادی تحت تأثیر مستقیم کاهش ارزش پول ملی قرار میگیرد:
افزایش تورم: افت ارزش پول ملی با افزایش تورم همراه است. مردم مجبور به پرداخت هزینههای بیشتری برای کالاها و خدمات اساسی میشوند.
کاهش پسانداز و سرمایهگذاری: با تضعیف پول ملی، انگیزهای برای پسانداز یا نگهداشتن سرمایه به شکل پول وجود ندارد. سرمایهگذاری در داراییهایی مانند طلا، ارز خارجی، یا املاک افزایش مییابد.
نابرابری اقتصادی: کاهش ارزش پول ملی اغلب به نفع طبقات ثروتمند و به زیان طبقات متوسط و فقیر است، زیرا قدرت خرید طبقات کمدرآمد بهشدت کاهش مییابد.
🔶در این وضعیت رییس جمهور از نرخ جهانی برای جامعه ایرانی حرف میزند. در حقیقت این مردم ایران هستند که باید شما را در برابر تضعیف مداوم و مستمر اقتصاد و ارزش پول ملی بازخواست کنند نه شما آنها را!
🔶در سال ۱۳۱۲ مبلغ ۲ میلیون ریال برای خرید زمین و احداث دانشگاه تهران در بودجه سالانه کشور گنجانده شد. این میزان بودجه معادل ۱۲۵ هزار دلار بوده است. به عبارتی هر دلار برابر ۱۶ ریال بوده است.
اما در سال ۱۴۰۳ اگر دلار را ۵۰ هزار تومان فرض بگیریم (در حالی که حدود ۷۰ هزار تومان است) سقوط ارزش پول ملی ایران ۳۱.۲۵۰ برابر است (۵۰۰.۰۰۰ ÷ ۱۶)!
❓ تبعات سقوط ارزش پول ملی چیست؟
الف) قدرت خرید
قدرت خرید به توانایی مردم برای خرید کالا و خدمات با واحد پول کشور اشاره دارد. کاهش ارزش پول ملی موجب میشود که:
قیمت کالاها و خدمات بهشدت افزایش یابد.
نیاز به مقدار بیشتری از پول برای خرید همان کالاها و خدمات باشد.
در نتیجه، اگرچه ممکن است درآمد اسمی افراد در طول زمان افزایش یابد، اما ارزش واقعی درآمد کاهش یافته و دسترسی به کالاها و خدمات دشوارتر شده است.
ب) رفاه اقتصادی
رفاه اقتصادی تحت تأثیر مستقیم کاهش ارزش پول ملی قرار میگیرد:
افزایش تورم: افت ارزش پول ملی با افزایش تورم همراه است. مردم مجبور به پرداخت هزینههای بیشتری برای کالاها و خدمات اساسی میشوند.
کاهش پسانداز و سرمایهگذاری: با تضعیف پول ملی، انگیزهای برای پسانداز یا نگهداشتن سرمایه به شکل پول وجود ندارد. سرمایهگذاری در داراییهایی مانند طلا، ارز خارجی، یا املاک افزایش مییابد.
نابرابری اقتصادی: کاهش ارزش پول ملی اغلب به نفع طبقات ثروتمند و به زیان طبقات متوسط و فقیر است، زیرا قدرت خرید طبقات کمدرآمد بهشدت کاهش مییابد.
🔶در این وضعیت رییس جمهور از نرخ جهانی برای جامعه ایرانی حرف میزند. در حقیقت این مردم ایران هستند که باید شما را در برابر تضعیف مداوم و مستمر اقتصاد و ارزش پول ملی بازخواست کنند نه شما آنها را!
👌7❤2