ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
بهرام بیضایی @mananey مانا نیستانی
از مرگ حرف نزن
نوجوانی بعد از تجربه مرگ پدرم از فکر مرگ دو نفر بیشتر از همه وحشت داشتم. مادرم و بعد، بهرام بیضایی.
من با بیضایی نمایشنامه را فهمیدم ، کتابخانه پدر پر از نمایشنامه ها و فیلمنامه های او بود. من با بیضایی ادبیات، نثر و نوشتار وزین را فهمیدم. من با آینه های روبرو و حقایق درباره لیلا دختر ادریس فیلمنامه خوانی را آغاز کردم. من با بیضایی، رسم روشنفکری آموختم که نه چپ بود و نه راست، در برابر قدرت سر خم نمی کرد و کوتاه نمی آمد. عاشق فرهنگ بود و با بینش و فهم، نه رگ بیرون زده گردن آن را پاس می داشت و بر آن می افزود، من با بیضایی، نسبت به سینمای ایران احساس و درک بیشتری پیدا کردم. نوجوانی بودم بعد از انقلاب که دسترسی به ویدئو و فیلم های قدیم نداشت، «شاید وقت دیگر» اولین فیلم بیضایی بود که اول خبر ساخته شدنش را شنیدم و جذب نامش شدم، بعد خودش را در سالن سینما دیدم و مفتون شدم. تازه شروع کرده بودم تنها به سینما رفتن، شاید در طول اکرانش، ده بار رفتم سینما و هر بار هیپنوتیزم شدم، تک تک صحنه ها را حفظ بودم و از شروع هر صحنه آشنا که با زیبایی و وسواس گرفته شده بود ذوق می کردم، بعد باشو را دیدم ، نسخه ویدئویی مرگ یزدگرد و چریکه تارا و غریبه و مه را. دیدن تک تک فیلم های بیضایی برایم اتفاقی تکرار نشدنی بود، به جز یکی: مسافران. یادم است جشنواره فجر، دوره ای که مسافران شرکت داشت از هفت صبح تا هفت عصر جلوی سینما کریستال ایستادم تا نوبتم شد، پاهایم را دیگر حس نمی کردم از خستگی و سرما. فیلم را که دیدم توی ذوقم خورد، انگار یک چیزی برایم لنگ می زد. مجلس عزایی یک ساعت و نیمه … چرا آخرش مردگان اینطور با نوای شاد موسیقی بابک بیات وارد می شدند و روی زمین سُر می خوردند، چرا بازیگران انگار گیج و سرگردان بودند… من را نگرفت، یا در واقع من نگرفتمش. مسافران فیلمی بود که هر چه مسن تر شدم در دیدارهای مجدد بیشتر فهمیدم و حسش کردم. شاید جسارتمندانه ترین فیلم بیضایی در قلب فرهنگ و سنتی که مرگمحور و مرده پرست است و آیین سوگ را بیشتر از زیستن محترم می شمارد، بیضایی فیلمی ساخته بود با استفاده از سنت روایتگری تعزیه در پاسداشت آیین زندگی و پیروزی آن بر سیاهی سوگ مرگ. دیشب بعد از شنیدن خبری که همیشه وحشتش را داشتم بار دیگر مسافران را مرور کردم و دیالوگ خانم بزرگ را: «اونها مردند ولی تموم نشدند… همه کسم مردند ولی نه برای من. هر روز می بینمشون، پدر اونجا نشسته بود، مادر اونجا و من بچه بودم. تو نبودی، معنیش اینه که مرده بودی؟ نه!»
از مرگ بیضایی غمگینم و این غم هر چه می گذرد با هضم خبر سنگین تر می شود، اما دوست دارم آن طور که بیضایی می خواست بیندیشم و ببینم، شادی زیستن را بر سوگ مرگ پیروز بخواهم، او را با همان موهای سفید و چشمان روشن آنجا کنار آیینه مسافران، زنده می بینم، او پاسدار آیینه است، در یاد ما زنده است و تا هستیم در ما ادامه دارد، آنقدر هنرمند است و بر فرهنگ افزوده که وجودش با آثاری درخشان در نسل ها ادامه خواهد داشت، او بیش از همه ما زنده و حاضر خواهد بود.
مانا نیستانی
نوجوانی بعد از تجربه مرگ پدرم از فکر مرگ دو نفر بیشتر از همه وحشت داشتم. مادرم و بعد، بهرام بیضایی.
من با بیضایی نمایشنامه را فهمیدم ، کتابخانه پدر پر از نمایشنامه ها و فیلمنامه های او بود. من با بیضایی ادبیات، نثر و نوشتار وزین را فهمیدم. من با آینه های روبرو و حقایق درباره لیلا دختر ادریس فیلمنامه خوانی را آغاز کردم. من با بیضایی، رسم روشنفکری آموختم که نه چپ بود و نه راست، در برابر قدرت سر خم نمی کرد و کوتاه نمی آمد. عاشق فرهنگ بود و با بینش و فهم، نه رگ بیرون زده گردن آن را پاس می داشت و بر آن می افزود، من با بیضایی، نسبت به سینمای ایران احساس و درک بیشتری پیدا کردم. نوجوانی بودم بعد از انقلاب که دسترسی به ویدئو و فیلم های قدیم نداشت، «شاید وقت دیگر» اولین فیلم بیضایی بود که اول خبر ساخته شدنش را شنیدم و جذب نامش شدم، بعد خودش را در سالن سینما دیدم و مفتون شدم. تازه شروع کرده بودم تنها به سینما رفتن، شاید در طول اکرانش، ده بار رفتم سینما و هر بار هیپنوتیزم شدم، تک تک صحنه ها را حفظ بودم و از شروع هر صحنه آشنا که با زیبایی و وسواس گرفته شده بود ذوق می کردم، بعد باشو را دیدم ، نسخه ویدئویی مرگ یزدگرد و چریکه تارا و غریبه و مه را. دیدن تک تک فیلم های بیضایی برایم اتفاقی تکرار نشدنی بود، به جز یکی: مسافران. یادم است جشنواره فجر، دوره ای که مسافران شرکت داشت از هفت صبح تا هفت عصر جلوی سینما کریستال ایستادم تا نوبتم شد، پاهایم را دیگر حس نمی کردم از خستگی و سرما. فیلم را که دیدم توی ذوقم خورد، انگار یک چیزی برایم لنگ می زد. مجلس عزایی یک ساعت و نیمه … چرا آخرش مردگان اینطور با نوای شاد موسیقی بابک بیات وارد می شدند و روی زمین سُر می خوردند، چرا بازیگران انگار گیج و سرگردان بودند… من را نگرفت، یا در واقع من نگرفتمش. مسافران فیلمی بود که هر چه مسن تر شدم در دیدارهای مجدد بیشتر فهمیدم و حسش کردم. شاید جسارتمندانه ترین فیلم بیضایی در قلب فرهنگ و سنتی که مرگمحور و مرده پرست است و آیین سوگ را بیشتر از زیستن محترم می شمارد، بیضایی فیلمی ساخته بود با استفاده از سنت روایتگری تعزیه در پاسداشت آیین زندگی و پیروزی آن بر سیاهی سوگ مرگ. دیشب بعد از شنیدن خبری که همیشه وحشتش را داشتم بار دیگر مسافران را مرور کردم و دیالوگ خانم بزرگ را: «اونها مردند ولی تموم نشدند… همه کسم مردند ولی نه برای من. هر روز می بینمشون، پدر اونجا نشسته بود، مادر اونجا و من بچه بودم. تو نبودی، معنیش اینه که مرده بودی؟ نه!»
از مرگ بیضایی غمگینم و این غم هر چه می گذرد با هضم خبر سنگین تر می شود، اما دوست دارم آن طور که بیضایی می خواست بیندیشم و ببینم، شادی زیستن را بر سوگ مرگ پیروز بخواهم، او را با همان موهای سفید و چشمان روشن آنجا کنار آیینه مسافران، زنده می بینم، او پاسدار آیینه است، در یاد ما زنده است و تا هستیم در ما ادامه دارد، آنقدر هنرمند است و بر فرهنگ افزوده که وجودش با آثاری درخشان در نسل ها ادامه خواهد داشت، او بیش از همه ما زنده و حاضر خواهد بود.
مانا نیستانی
❤333👏46👍13😢11🔥7🎉1
Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
📸کاریکاتور هفته
در روزهای اخیر بازار تهران و بسیاری از شهرهای ایران در پی فروپاشی اقتصادی، سقوط بیسابقه ارزش ریال و افزایش افسارگسیخته قیمتها، شاهد اعتصابات گسترده و تعطیلی مغازهها بوده است؛ کسبه و بازاریان که در شرایط فعلی هیچ چشماندازِ معیشتی روشن نمیبینند، مغازههای خود را بستند و در اعتراض به وضعیت اقتصادی به خیابانها آمدند، در حالی که نیروهای امنیتی با تهدید و حضور سنگین سعی دارند با آنان مقابله کنند. تصویر آن هموطن نشسته در برابر صف یگان ویژه، بیهیچ دستانی برای از دست دادن، نمادی است دردناک از ناامیدی و خستگی نسلی که دیگر چیزی برای باختن نمیبیند و با وجود تهدیدها، ایستادگی کرده است. بازتابی از عمق بحران اقتصادی و اجتماعیای که زندگی روزمره مردم را فلج کرده و روح و امیدِ آنان را آزرده است.
@dw_farsi
در روزهای اخیر بازار تهران و بسیاری از شهرهای ایران در پی فروپاشی اقتصادی، سقوط بیسابقه ارزش ریال و افزایش افسارگسیخته قیمتها، شاهد اعتصابات گسترده و تعطیلی مغازهها بوده است؛ کسبه و بازاریان که در شرایط فعلی هیچ چشماندازِ معیشتی روشن نمیبینند، مغازههای خود را بستند و در اعتراض به وضعیت اقتصادی به خیابانها آمدند، در حالی که نیروهای امنیتی با تهدید و حضور سنگین سعی دارند با آنان مقابله کنند. تصویر آن هموطن نشسته در برابر صف یگان ویژه، بیهیچ دستانی برای از دست دادن، نمادی است دردناک از ناامیدی و خستگی نسلی که دیگر چیزی برای باختن نمیبیند و با وجود تهدیدها، ایستادگی کرده است. بازتابی از عمق بحران اقتصادی و اجتماعیای که زندگی روزمره مردم را فلج کرده و روح و امیدِ آنان را آزرده است.
@dw_farsi
👏140❤73👍21😢6🔥4🥰1🎉1
انتشار سند نقشه دادخواهی
https://justidad.com/نقشه-دادخواهی؛-راهنمای-عدالت-انتقالی/
@mananey
مانا نیستانی
https://justidad.com/نقشه-دادخواهی؛-راهنمای-عدالت-انتقالی/
@mananey
مانا نیستانی
👏129👍38❤21🎉2🥰1
Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
📸کاریکاتور هفته
در روزهای اخیر گزارشهای متعددی از یورش نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به بیمارستان امام خمینی ایلام منتشر شده است. طبق این گزارشها، نیروهای لباسزرد و ضدشورش با شلیک گاز اشکآور، باتوم و حتی تیراندازی وارد محوطه و بخشهای مختلف این مرکز درمانی شدهاندد تا مجروحان اعتراضات اخیر در شهرستان ملکشاهی را بازداشت کنند. آنها در مواردی تلاش کردهاند به اتاقهای بیماران هم برسند. این اقدامها آزار و ضربوشتم پرسنل پزشکی، مختل شدن روند درمان، به خطر افتادن جان بیماران و منتقل شدن برخی کودکان به بخش مراقبتهای ویژه را باعث شده است. نهادهای حقوق بشری چنین یورشهایی به بیمارستانها را نقض آشکار اصول بینالمللی حقوق بشر و حقوق پزشکی دانستهاند. این نهادها تاکید کردهاند مراکز درمانی طبق قوانین بینالمللی باید کاملاً امن، غیرنظامی و مصون از هرگونه حمله و بازداشت باشند.
@dw_farsi
در روزهای اخیر گزارشهای متعددی از یورش نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به بیمارستان امام خمینی ایلام منتشر شده است. طبق این گزارشها، نیروهای لباسزرد و ضدشورش با شلیک گاز اشکآور، باتوم و حتی تیراندازی وارد محوطه و بخشهای مختلف این مرکز درمانی شدهاندد تا مجروحان اعتراضات اخیر در شهرستان ملکشاهی را بازداشت کنند. آنها در مواردی تلاش کردهاند به اتاقهای بیماران هم برسند. این اقدامها آزار و ضربوشتم پرسنل پزشکی، مختل شدن روند درمان، به خطر افتادن جان بیماران و منتقل شدن برخی کودکان به بخش مراقبتهای ویژه را باعث شده است. نهادهای حقوق بشری چنین یورشهایی به بیمارستانها را نقض آشکار اصول بینالمللی حقوق بشر و حقوق پزشکی دانستهاند. این نهادها تاکید کردهاند مراکز درمانی طبق قوانین بینالمللی باید کاملاً امن، غیرنظامی و مصون از هرگونه حمله و بازداشت باشند.
@dw_farsi
😢136👍35❤18🔥10👏4🥰1
صفحه ای از کتاب «شادی، داستانی از پرواز پی اس ۷۵۲»
در سالگرد جنایت سرنگونسازی هواپبمای اوکراینی
@mananey
مانا نیستانی
در سالگرد جنایت سرنگونسازی هواپبمای اوکراینی
@mananey
مانا نیستانی
❤156😢79👍13🥰1
تجربیات سرکوب از انقلاب مهسا و آبان نود و هشت:
بعد از چند روز سرکوب وحشیانه و خشونت عمدی و علنی، تعدادی فیلم و کلیپ با کیفیت عالی از جزئیات قتلهای حکومتی یا اجساد قربانیان پخش میشود. خود ما که صمیمانه آزرده و احساساتی شدهایم نیاز میبینیم کاری کنیم تا جهان از این ظلم آگاه شود پس تصاویر را برای دویست سیصد فالوئرمان که نودونه درصدشان ایرانی هموطن هستند بازنشر میکنیم. همزمان دعوا و خائنیابی چپ و راست، شاهی و غیر شاهی هم بین ایرانیهای خارج از کشور ادامه دارد. حکومت بتواند که با گلوله، مردم را موقتاً خانهنشین نگه دارد شیر اینترنت را کمی باز میکند تا میلیونها آدمی که با وجود آگاهی به خطر، جان بر کف گذاشته و گرم مبارزه هستند بمباران تصاویر کشتار و سرکوب و بحثهای دلسردکننده شوند. همزمان حکم اعدام سریع چند معترض را صادر و اجرا میکنند همانطور که با میر شکاری و مجیدرضا رهنورد کردند. فریادهای ما بالا میرود و پتیشنهای نه به اعدام امضا میکنیم اما عملاً کاری انجام نداده فلج شده دیگران را هم فلج کردهایم پس از سر استیصال به اولین مخالف دمدست که زاویه فکری دارد حمله میکنیم و مشغول دعوا با هم میشویم، سایبریها هم که دوباره برگشتهاند بر آتش دعوا میدمند و کار را تکمیل و تمام میکنند.
آیا برای مقابله با این سناریوی ساده، تکراری ولی موثر رژیم خود را آماده کردهایم؟ آیا میتوانیم این بار در دل گریه کنیم و در بیرون با احساسات کنترلشده به سازی که حکومت میزند ناخوداگاه نرقصیم؟
بعد از چند روز سرکوب وحشیانه و خشونت عمدی و علنی، تعدادی فیلم و کلیپ با کیفیت عالی از جزئیات قتلهای حکومتی یا اجساد قربانیان پخش میشود. خود ما که صمیمانه آزرده و احساساتی شدهایم نیاز میبینیم کاری کنیم تا جهان از این ظلم آگاه شود پس تصاویر را برای دویست سیصد فالوئرمان که نودونه درصدشان ایرانی هموطن هستند بازنشر میکنیم. همزمان دعوا و خائنیابی چپ و راست، شاهی و غیر شاهی هم بین ایرانیهای خارج از کشور ادامه دارد. حکومت بتواند که با گلوله، مردم را موقتاً خانهنشین نگه دارد شیر اینترنت را کمی باز میکند تا میلیونها آدمی که با وجود آگاهی به خطر، جان بر کف گذاشته و گرم مبارزه هستند بمباران تصاویر کشتار و سرکوب و بحثهای دلسردکننده شوند. همزمان حکم اعدام سریع چند معترض را صادر و اجرا میکنند همانطور که با میر شکاری و مجیدرضا رهنورد کردند. فریادهای ما بالا میرود و پتیشنهای نه به اعدام امضا میکنیم اما عملاً کاری انجام نداده فلج شده دیگران را هم فلج کردهایم پس از سر استیصال به اولین مخالف دمدست که زاویه فکری دارد حمله میکنیم و مشغول دعوا با هم میشویم، سایبریها هم که دوباره برگشتهاند بر آتش دعوا میدمند و کار را تکمیل و تمام میکنند.
آیا برای مقابله با این سناریوی ساده، تکراری ولی موثر رژیم خود را آماده کردهایم؟ آیا میتوانیم این بار در دل گریه کنیم و در بیرون با احساسات کنترلشده به سازی که حکومت میزند ناخوداگاه نرقصیم؟
👍203❤57👏31😢12🔥1🥰1
Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
📸 کاریکاتور هفته
بنا بر گزارشها حکومت ایران طی روزهای اخیر در خاموشی کامل اینترنت دست به قتل عام خشونتبار معترضان زده است. بعضی برآوردهای غیر رسمی عدد آن را تا چند هزار نفر تخمین میزند اتفاقی که میتواند جنایت علیه بشریت تلقی شود. علاوه بر آن هزاران معترض دیگر با گلوله های ساچمهای و جنگی آسیب دیده یا بازداشت شدهاند. دهههاست که با وجود انتشار مستمر گزارشها و شواهد از نقض جدی حقوق بشر، واکنش مجامع رسمی بینالمللی عمدتاً به صدور بیانیههای محکومیت محدود مانده و از اقدامات قاطع و موثر فراتر نرفته است؛ رویکردی که در عمل نتوانسته مانعی جدی در برابر تداوم سرکوب و خشونت ساختاری ایجاد کند. مانا نیستانی این موضوع را دستمایه کاریکاتور هفته قرار داده است.
@dw_farsi
بنا بر گزارشها حکومت ایران طی روزهای اخیر در خاموشی کامل اینترنت دست به قتل عام خشونتبار معترضان زده است. بعضی برآوردهای غیر رسمی عدد آن را تا چند هزار نفر تخمین میزند اتفاقی که میتواند جنایت علیه بشریت تلقی شود. علاوه بر آن هزاران معترض دیگر با گلوله های ساچمهای و جنگی آسیب دیده یا بازداشت شدهاند. دهههاست که با وجود انتشار مستمر گزارشها و شواهد از نقض جدی حقوق بشر، واکنش مجامع رسمی بینالمللی عمدتاً به صدور بیانیههای محکومیت محدود مانده و از اقدامات قاطع و موثر فراتر نرفته است؛ رویکردی که در عمل نتوانسته مانعی جدی در برابر تداوم سرکوب و خشونت ساختاری ایجاد کند. مانا نیستانی این موضوع را دستمایه کاریکاتور هفته قرار داده است.
@dw_farsi
👍81😢27❤8👏2🥰1
🔥83😢52❤20👏16👍7🥰1