فایل های صوتی و تصویری لایو آخرم درباره اهمیت تشکیلاتسازی و برنامه ریزی توسط گروههای مختلف اپوزیسیون - به جای پریدن به یکدیگر- و ساماندهی اپوزیسیون خارج از کشور است
یکی از دوستان خلاصه نوشتاری تهیه کرده که آن را همبعد از ویرایش اینجا میگذارم:
یکی از دوستان خلاصه نوشتاری تهیه کرده که آن را همبعد از ویرایش اینجا میگذارم:
❤75👏13👍8
اتحاد عملگرایانه تنها راه برون رفت از بحران امروز ایران
مانا نیستانی
در این روزگار که اخبار ناگوار بیش از پیش میرسد، خبر اعدام توماج صالحی، رضا رسایی، مجاهد کورکور و سایر مبارزان همه ما را برآشفته است بیایید مروری کنیم بر وضع موجود:
۱. ایران امروز مملکت سی میلیونی ۵۰ سال پیش نیست که نیمی از جمعیت بیسواد بودند، حکمرانی طایفهای طالبانی قرون وسطایی بر جوانان تحصیلکرده عصر اینترنت و مطالبهگر مدرن دیگر ممکن نیست و هزینههای بسیاری برای جمهوری اسلامی ایجاد شده، ورشکستگی اقتصادی و سیاست خارجه در کلکل با اسراییل هم نمایشی شکست خورده است.
۲. موازنه قدرت امروز به سمت مردمی عادی است که زندگی میخواهند، یک زندگی نرمال و معمولی. مذهبی و غیرمذهبی اکثریت مطالبهگر جامعه امروز ما هستند که خود را شایسته رفاه و زندگی بهتر می دانند، آنها بدنبال برنامه و راهکارهای عملی برای گذار از حکومت جمهوری اسلامیاند، هر گروه اپوزیسیون که قدرت و اراده - نه فقط شعار- هماهنگ کردن این اکثریت را داشته باشد و برنامههای عملی و معقولتری ارائه کند خواه ناخواه همراهی بیشتری خواهد خرید. صرف بیانیه دادن و کلی گویی و دعوت بی هدف و برنامه مردم به خیابانها کارساز نیست!
جنگ خیابانی علیه زنان که فی الواقع جنگ علیه زنان ومردانی است که دیگر امنیت روانی ندارند و انتظار هر حادثه ای از چماقداران می برند، یکی از دغدغههای امروز ماست.
۳. سخن از پشتیبانی زنان در خیابانهای ایران و خبر اعدام و مقابله با انهاست اما چطور؟ راه کار چیست؟
۴. به قدر کفایت تا امروز بیانیه و حس تاسف و انزجار اعلام شده است، جمهوری اسلامی هم شوکهای پیدر پی خود را با هر دلیل و سیاستی انجام میدهد، حکم اعدام میدهد، خیابانها را با سرکوب بیشتر پر از هراس میکند.
نیروی اپوزیسیون خارج از کشور هم در واکنش، مدام مردم داخل را دعوت به حضور خیابانی میکنند.
سوال اینجاست: برای دعوت مردم به خیابانهای ایران چه برنامهای داده شده است؟ جمعیت زیاد عملا با کمترین هزینه چگونه به خیابانها بیایند و مثلا تهران را تسخیر کنند؟
۵. روند وقایع در خیزش مهسا و قیام مردم، بسیار سریع و سهمگین بود، حضور مردم و مقاومت آنها در خیابان نیاز به شورای رهبری و اتحاد مخالفان را «در کمترین زمان» مطرح نمود. این تعجیل، نامهایی را برای عضویت در هسته اولیه شورا مطرح کرد که بعضا الزاما سیاستمداران و کارشناسان مجرب نبودند اما مخاطبان داخلی و خارجی انبوه داشتند، جز معدودی، مابقی مشخص نبود کدام گرایش سیاسی اجتماعی یا کدام بخش از ملت ایران را نمایندگی میکنند، اما امید این بود که بعد از مدتی این افراد نامی با جذب نیروهای مجرب تر و متخصص که الزاما سلبریتی نیستند، شورایی موثر برای یکپارچه کردن اپوزیسیون خارج از کشور بسازند، متاسفانه به خاطر کمبود تجربه و تمرین ما در تحمل یکدیگر و البته موشدوانی سایبری ها و بخشهای تمامیتخواه چپ و راست، چنین نشد و هسته اولیه از هم پاشید
الان اما انقلاب در نقطه اوج نیست و فرصت هست گروههای مختلف حتی جداگانه تشکیلاتسازی منسجمتری کنند، تشکیلاتی که به اتاق فکرهای مشخص ، باهویت، موثر و مسوولیت پذیر بینجامد.
1 بخشهای تمامیت خواه چه چپ ، چه راست می اندیشند که برای شکست جمهوری اسلامی، تمام مردم باید زیر پرچم یک ایده و اعتقاد درآیند بعبارتی پشت یک گروه بایستند چنین تصوری تا به الان جامه عمل نپوشیده با توجه به جامعه متکثر ایران بعید است هرگز امکانپذیر باشد، قویترین گروهها از نظر وزن سیاسی و همراهی مردمی، در برابر حکومت مافیایی و آدمکش جمهوری اسلامی به تنهایی پیروز نخواهند بود، پس ناگزیریم نهایتا قدرت گروههای مختلف را روی هم بگذاریم از همه پتانسیلها استفاده و بیشترین تعداد مردم را همراه کنیم، این جز با گذر از ایده های صُلب، دگم ها ، تمامیت خواهی ها حاصل نخواهد شد. هنوز گرایشهای سیاسی و فکری ما هر کدام تشکیلات درونگروهی منسجم و هویتمند پیدا نکردهاند تا در بزنگاهها، سخنگوی پذیرفته شده هر گروه (مثلا جمهوری خواه ها، مشروطه خواه ها…) سر یک میز مذاکره بروند و نیاز به آویختن از دامن هنرپیشه و ورزشکار معروف - با احترام به تاثیرگذاری و دلسوزی همهشان- نباشد.
۷.دولتهای خارجی از سویی برای همدلی با زنان ایران گیس می بریدند از طرفی با گروگانگیری و باجخواهی جمهوری اسلامی مماشات نموده ، زبان کنترل جمهوری اسلامی را به شکل خود یافتهاند و صرفا منافع خود را در نظر دارند. برایند تشکیلاتسازیها باید به یک همصدایی برسد تا دول خارجی را به این باور برساند که ایران بعد از جمهوری اسلامی به سمت ثبات خواهد رفت و این اراده شکلی منسجم پیدا کرده که میشود رویش حساب کرد، در این صورت میشود میزان مماشات جهانی با رژیم فعلی را کم کرد
مانا نیستانی
در این روزگار که اخبار ناگوار بیش از پیش میرسد، خبر اعدام توماج صالحی، رضا رسایی، مجاهد کورکور و سایر مبارزان همه ما را برآشفته است بیایید مروری کنیم بر وضع موجود:
۱. ایران امروز مملکت سی میلیونی ۵۰ سال پیش نیست که نیمی از جمعیت بیسواد بودند، حکمرانی طایفهای طالبانی قرون وسطایی بر جوانان تحصیلکرده عصر اینترنت و مطالبهگر مدرن دیگر ممکن نیست و هزینههای بسیاری برای جمهوری اسلامی ایجاد شده، ورشکستگی اقتصادی و سیاست خارجه در کلکل با اسراییل هم نمایشی شکست خورده است.
۲. موازنه قدرت امروز به سمت مردمی عادی است که زندگی میخواهند، یک زندگی نرمال و معمولی. مذهبی و غیرمذهبی اکثریت مطالبهگر جامعه امروز ما هستند که خود را شایسته رفاه و زندگی بهتر می دانند، آنها بدنبال برنامه و راهکارهای عملی برای گذار از حکومت جمهوری اسلامیاند، هر گروه اپوزیسیون که قدرت و اراده - نه فقط شعار- هماهنگ کردن این اکثریت را داشته باشد و برنامههای عملی و معقولتری ارائه کند خواه ناخواه همراهی بیشتری خواهد خرید. صرف بیانیه دادن و کلی گویی و دعوت بی هدف و برنامه مردم به خیابانها کارساز نیست!
جنگ خیابانی علیه زنان که فی الواقع جنگ علیه زنان ومردانی است که دیگر امنیت روانی ندارند و انتظار هر حادثه ای از چماقداران می برند، یکی از دغدغههای امروز ماست.
۳. سخن از پشتیبانی زنان در خیابانهای ایران و خبر اعدام و مقابله با انهاست اما چطور؟ راه کار چیست؟
۴. به قدر کفایت تا امروز بیانیه و حس تاسف و انزجار اعلام شده است، جمهوری اسلامی هم شوکهای پیدر پی خود را با هر دلیل و سیاستی انجام میدهد، حکم اعدام میدهد، خیابانها را با سرکوب بیشتر پر از هراس میکند.
نیروی اپوزیسیون خارج از کشور هم در واکنش، مدام مردم داخل را دعوت به حضور خیابانی میکنند.
سوال اینجاست: برای دعوت مردم به خیابانهای ایران چه برنامهای داده شده است؟ جمعیت زیاد عملا با کمترین هزینه چگونه به خیابانها بیایند و مثلا تهران را تسخیر کنند؟
۵. روند وقایع در خیزش مهسا و قیام مردم، بسیار سریع و سهمگین بود، حضور مردم و مقاومت آنها در خیابان نیاز به شورای رهبری و اتحاد مخالفان را «در کمترین زمان» مطرح نمود. این تعجیل، نامهایی را برای عضویت در هسته اولیه شورا مطرح کرد که بعضا الزاما سیاستمداران و کارشناسان مجرب نبودند اما مخاطبان داخلی و خارجی انبوه داشتند، جز معدودی، مابقی مشخص نبود کدام گرایش سیاسی اجتماعی یا کدام بخش از ملت ایران را نمایندگی میکنند، اما امید این بود که بعد از مدتی این افراد نامی با جذب نیروهای مجرب تر و متخصص که الزاما سلبریتی نیستند، شورایی موثر برای یکپارچه کردن اپوزیسیون خارج از کشور بسازند، متاسفانه به خاطر کمبود تجربه و تمرین ما در تحمل یکدیگر و البته موشدوانی سایبری ها و بخشهای تمامیتخواه چپ و راست، چنین نشد و هسته اولیه از هم پاشید
الان اما انقلاب در نقطه اوج نیست و فرصت هست گروههای مختلف حتی جداگانه تشکیلاتسازی منسجمتری کنند، تشکیلاتی که به اتاق فکرهای مشخص ، باهویت، موثر و مسوولیت پذیر بینجامد.
1 بخشهای تمامیت خواه چه چپ ، چه راست می اندیشند که برای شکست جمهوری اسلامی، تمام مردم باید زیر پرچم یک ایده و اعتقاد درآیند بعبارتی پشت یک گروه بایستند چنین تصوری تا به الان جامه عمل نپوشیده با توجه به جامعه متکثر ایران بعید است هرگز امکانپذیر باشد، قویترین گروهها از نظر وزن سیاسی و همراهی مردمی، در برابر حکومت مافیایی و آدمکش جمهوری اسلامی به تنهایی پیروز نخواهند بود، پس ناگزیریم نهایتا قدرت گروههای مختلف را روی هم بگذاریم از همه پتانسیلها استفاده و بیشترین تعداد مردم را همراه کنیم، این جز با گذر از ایده های صُلب، دگم ها ، تمامیت خواهی ها حاصل نخواهد شد. هنوز گرایشهای سیاسی و فکری ما هر کدام تشکیلات درونگروهی منسجم و هویتمند پیدا نکردهاند تا در بزنگاهها، سخنگوی پذیرفته شده هر گروه (مثلا جمهوری خواه ها، مشروطه خواه ها…) سر یک میز مذاکره بروند و نیاز به آویختن از دامن هنرپیشه و ورزشکار معروف - با احترام به تاثیرگذاری و دلسوزی همهشان- نباشد.
۷.دولتهای خارجی از سویی برای همدلی با زنان ایران گیس می بریدند از طرفی با گروگانگیری و باجخواهی جمهوری اسلامی مماشات نموده ، زبان کنترل جمهوری اسلامی را به شکل خود یافتهاند و صرفا منافع خود را در نظر دارند. برایند تشکیلاتسازیها باید به یک همصدایی برسد تا دول خارجی را به این باور برساند که ایران بعد از جمهوری اسلامی به سمت ثبات خواهد رفت و این اراده شکلی منسجم پیدا کرده که میشود رویش حساب کرد، در این صورت میشود میزان مماشات جهانی با رژیم فعلی را کم کرد
👍84👏10❤7
تا زمانی که اپوزیسیون جداگانه و فردی هرکدام در کنفرانسها یا نشستهای بینالمللی شرکت کنند، این حضور فقط نمایش و رفع تکلیف خواهد بود چرا که دولتهای دیگر، اعتبار و جایگاه آن فرد را از لحاظ نمایندگی خواست ملت ایران نمیدانند، خصوصا که معمولا طرفداران افراد دیگر اپوزیسیون با جمع کردن پتیشن سعی در بیاعتبار کردن فرد شرکت کننده کرده باشند! این حرکتها جز به سرگردانی جامعه جهانی و ترجیح وضعیت موجود نخواهد انجامید
۸. همچنان سوال اصلی را می پرسم: اگر قرار است مردم گروه گروه خیابانها را تسخیر کنند و به عقب باز نگردند چگونه این مهم را باید رقم بزنند؟ به چه اعتبار، هماهنگی و برنامه؟ بعد از تسخیر خیابان چه گامی باید بردارند؟ اپوزیسیون خارج از کشور چگونه حکومتهای سایر کشورها را متقاعد کرده و از گزینه الترناتیو مخالف جمهوری اسلامی سخن خواهد گفت؟
۹. اکنون چه باید بکنیم همه گروههای مخالف جمهوری اسلامی تمرین کنند سر یک میز بنشینند، وپاسخی عملگرایانه و کارآمد به سوال فوق بدهند؟
«چگونه میشود کمکهای مردمی ایرانیان وطنپرست خارج را سامان داد و مشکل بزرگ اینترنت داخل را بعنوان یکی از مهمترین ابزار اطلاعرسانی و مبارزه رفع کرد؟»
«برای تجمیع کم هزینه مردم در ابعاد بزرگ چه کارها باید کرد؟»
«بعد از تسخیر خیابانها چه باید کرد؟»
«چگونه در خیابانها بمانیم؟»
«چگونه دولتهای دیگر را برای براندازی جمهوری اسلامی همراه کنیم؟»
۱۰. تمامیتخواهی چپ و راست در جنبش مهسا، تنها اتفاقی که رقم زد همپایی با ارتش سایبری برای فروپاشی اتحاد اپوزیسیون بر علیه جمهوری اسلامی بود.
پس دوباره تاکید میکنم:
اگر نمی توان چپ و راست را بر میز اتحاد نشاند چرا هر گروهی طرفداران خود را منسجم نمیکند مثلا «جمهوری خواهان» برنامه مبارزاتی برای تبعیت طرفداران خود برای مبارزه با جمهوری اسلامی ارایه نمیدهند که عملگرایانه با کمترین هزینه باشد؟ اگر معقول و منطقی باشد و طرفداران را گوشت دمتوپ نبینند، حمایت نخواهند شد؟
چرا فاز گذار از بیانیه دادن و حرفهای کلی زدن به برنامههای عملیاتی و اجرایی آغاز نمیشود؟
مثلا اگر قرار است در جنگ علیه زنان در خیابان ، مردان از زنان حمایت کنند چگونه؟
مردان در خیابانها چه کنند؟
انواع دفاع مدنی چگونه است؟
نقش و وظیفه مردها چیست؟
زنها بعنوان هدف اول حملات حکومت چطور کمتر هزینه بپردازند؟
سلطنتطلبان و مشروطهخواهان هم برنامه عملیاتی خود را برای مبارزه با جمهوری اسلامی بدهند چنانچه برنامه بهتر و عملیاتیتری از اتاق فکر آنها خارج شود همهی ما در برابر برنامه منطقی و اجرایی همراهی میکنیم، حداقل خود من تمام قد پشت گروه سیاسی مسیولیت پذیر و پاسخگو و با برنامه خواهم ایستاد.
۱۱. ما هم اکنون به جای بلند کردن انگشت مقصریاب و خشونتورزی در حق بقیه گروههای مخالف جمهوری اسلامی و مردم داخل ایران و زدن حرفهای کلی و بیانیه دادن، به اتاق فکری شفاف و پاسخگو نیاز داریم.
پیشنهاد دادن صرف، بدون ارایه سازماندهی و برنامه ریزی ادعای باطل است.
فروپاشی شورای رهبری مهسا باید درس عبرتی باشد برای حفظ پتانسیل مخالفت با چنگ و دندان.
۱۲. هماکنون مرحله دعوا بر سر انتخاب رهبری از داخل یا خارج کشور نیست، این که کسی نرگس محمدی را - با تمام احترامم به شخصیت، مبارزه و تاثیرگذاریش- «رهبر انقلاب ایران» بنامد از او رهبر نمیسازد. ایضا هر فرد دیگر، هر مبارز دیگر از شاهزاده رضا پهلوی تا حسین رونقی یا حامد اسماعیلیون یا ستوده یا هر اسم دیگر که به ذهنتان برسد، صرف این که نهاد یا گروهی داخلی یا خارجی او را رهبر انقلاب علیه جمهوری بنامد، این عنوان جنبه عملی و واقعی نخواهد یافت:
هر فرد و حامیانش یا هر گروه، اگر بتواند پا را از شعار و بیانیه دادن فرا بگذارد و نهادی سازماندهی شده، مسوول و پاسخگو با سخنگوی قابل تایید و برنامه جامع عملیاتی برای مردم داخل ارائه بدهد تا جمعیت کثیر خاکستری و حتی مبارزان از حالت سرگردانی و مبارزه کور خارج شوند خودبخود مردم را همراه خواهد کرد.
۱۳. اتحاد و شکل گیری شورای رهبری منسجم چیزی فراتر از گردهمایی کلوپی و طرفداری مانند هواداران تیم فوتبال است، جای مقصر یابی و فرافکنی شکست نیست جمهوری اسلامی برای سرکوب و کشتار متوقف نمیشود تا مخالفان تاکتیک خود را پیدا کنند.
۱۴.
۸. همچنان سوال اصلی را می پرسم: اگر قرار است مردم گروه گروه خیابانها را تسخیر کنند و به عقب باز نگردند چگونه این مهم را باید رقم بزنند؟ به چه اعتبار، هماهنگی و برنامه؟ بعد از تسخیر خیابان چه گامی باید بردارند؟ اپوزیسیون خارج از کشور چگونه حکومتهای سایر کشورها را متقاعد کرده و از گزینه الترناتیو مخالف جمهوری اسلامی سخن خواهد گفت؟
۹. اکنون چه باید بکنیم همه گروههای مخالف جمهوری اسلامی تمرین کنند سر یک میز بنشینند، وپاسخی عملگرایانه و کارآمد به سوال فوق بدهند؟
«چگونه میشود کمکهای مردمی ایرانیان وطنپرست خارج را سامان داد و مشکل بزرگ اینترنت داخل را بعنوان یکی از مهمترین ابزار اطلاعرسانی و مبارزه رفع کرد؟»
«برای تجمیع کم هزینه مردم در ابعاد بزرگ چه کارها باید کرد؟»
«بعد از تسخیر خیابانها چه باید کرد؟»
«چگونه در خیابانها بمانیم؟»
«چگونه دولتهای دیگر را برای براندازی جمهوری اسلامی همراه کنیم؟»
۱۰. تمامیتخواهی چپ و راست در جنبش مهسا، تنها اتفاقی که رقم زد همپایی با ارتش سایبری برای فروپاشی اتحاد اپوزیسیون بر علیه جمهوری اسلامی بود.
پس دوباره تاکید میکنم:
اگر نمی توان چپ و راست را بر میز اتحاد نشاند چرا هر گروهی طرفداران خود را منسجم نمیکند مثلا «جمهوری خواهان» برنامه مبارزاتی برای تبعیت طرفداران خود برای مبارزه با جمهوری اسلامی ارایه نمیدهند که عملگرایانه با کمترین هزینه باشد؟ اگر معقول و منطقی باشد و طرفداران را گوشت دمتوپ نبینند، حمایت نخواهند شد؟
چرا فاز گذار از بیانیه دادن و حرفهای کلی زدن به برنامههای عملیاتی و اجرایی آغاز نمیشود؟
مثلا اگر قرار است در جنگ علیه زنان در خیابان ، مردان از زنان حمایت کنند چگونه؟
مردان در خیابانها چه کنند؟
انواع دفاع مدنی چگونه است؟
نقش و وظیفه مردها چیست؟
زنها بعنوان هدف اول حملات حکومت چطور کمتر هزینه بپردازند؟
سلطنتطلبان و مشروطهخواهان هم برنامه عملیاتی خود را برای مبارزه با جمهوری اسلامی بدهند چنانچه برنامه بهتر و عملیاتیتری از اتاق فکر آنها خارج شود همهی ما در برابر برنامه منطقی و اجرایی همراهی میکنیم، حداقل خود من تمام قد پشت گروه سیاسی مسیولیت پذیر و پاسخگو و با برنامه خواهم ایستاد.
۱۱. ما هم اکنون به جای بلند کردن انگشت مقصریاب و خشونتورزی در حق بقیه گروههای مخالف جمهوری اسلامی و مردم داخل ایران و زدن حرفهای کلی و بیانیه دادن، به اتاق فکری شفاف و پاسخگو نیاز داریم.
پیشنهاد دادن صرف، بدون ارایه سازماندهی و برنامه ریزی ادعای باطل است.
فروپاشی شورای رهبری مهسا باید درس عبرتی باشد برای حفظ پتانسیل مخالفت با چنگ و دندان.
۱۲. هماکنون مرحله دعوا بر سر انتخاب رهبری از داخل یا خارج کشور نیست، این که کسی نرگس محمدی را - با تمام احترامم به شخصیت، مبارزه و تاثیرگذاریش- «رهبر انقلاب ایران» بنامد از او رهبر نمیسازد. ایضا هر فرد دیگر، هر مبارز دیگر از شاهزاده رضا پهلوی تا حسین رونقی یا حامد اسماعیلیون یا ستوده یا هر اسم دیگر که به ذهنتان برسد، صرف این که نهاد یا گروهی داخلی یا خارجی او را رهبر انقلاب علیه جمهوری بنامد، این عنوان جنبه عملی و واقعی نخواهد یافت:
هر فرد و حامیانش یا هر گروه، اگر بتواند پا را از شعار و بیانیه دادن فرا بگذارد و نهادی سازماندهی شده، مسوول و پاسخگو با سخنگوی قابل تایید و برنامه جامع عملیاتی برای مردم داخل ارائه بدهد تا جمعیت کثیر خاکستری و حتی مبارزان از حالت سرگردانی و مبارزه کور خارج شوند خودبخود مردم را همراه خواهد کرد.
۱۳. اتحاد و شکل گیری شورای رهبری منسجم چیزی فراتر از گردهمایی کلوپی و طرفداری مانند هواداران تیم فوتبال است، جای مقصر یابی و فرافکنی شکست نیست جمهوری اسلامی برای سرکوب و کشتار متوقف نمیشود تا مخالفان تاکتیک خود را پیدا کنند.
۱۴.
👍96👏12❤8
فاز برنامه ریزی و سازماندهی نیازمند کنشهای منسجم و تداوم راه کارها عملیاتی است، ما باید به این فاز وارد شویم، آتنا فرقدانی داخل ایران وقتی برای کاریکاتورهای انتقادیاش فضای انتشار نیافت منتظر نماند، آنها را در خیابان بر دیوارها نصب کرد تا به یادمان آورد خیابان از ماست و امروز همچنان در زندان هزینهاش را میدهد، فاطمه سپهری برای مخالفت نامه خود را نوشت، لازم است به خود یادآوری کنیم که در فاز برنامهریزی باید موجسازی و کنشگری از سوی ما باشد، تک تک قطرات مخالف رژیم جمهوری اسلامی.
اگر به آزادی ایران و زندانیان سیاسی باور داریم همه ما مقابل جمهوری اسلامی ایستادهایم ، و این اصل مبارزاتی ماست پس به عنوان امید بخشی برای مردم داخل ایران در تجمعات شرکت و بر روی سازماندهی و برنامه ریزی اجرایی قدرت مخالفتمان متمرکز میشویم.
اگر به آزادی ایران و زندانیان سیاسی باور داریم همه ما مقابل جمهوری اسلامی ایستادهایم ، و این اصل مبارزاتی ماست پس به عنوان امید بخشی برای مردم داخل ایران در تجمعات شرکت و بر روی سازماندهی و برنامه ریزی اجرایی قدرت مخالفتمان متمرکز میشویم.
❤84👍24👏23
Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
📸 کاریکاتور هفته
تجمعات و اعتراضات به صدور حکم اعدام برای توماج صالحی همچنان ادامه دارد. این هنرمند معترض در حال حاضر در زندان دستگرد اصفهان زندانی است. تیرماه سال پیش، دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان، توماج صالحی را به اتهام افساد فیالارض در پرونده سال ۱۴۰۱، به "شش سال و سه ماه حبس" محکوم کرده بود.
اگرچه دیوان عالی کشور حکم صادره را لغو کرد، اما به گفته وکیل او حتی پس از نقض این حکم در دیوان عالی کشور و لزوم حذف دو عنوان اتهامی مذکور، دادگاه انقلاب پرونده توماج صالحی را به دادسرای اصفهان بازگرداند.
واکنشها و اعتراضات چهرههای سیاسی، فرهنگی، هنری و حقوق بشری پس از آن آغاز شد که امیر رئیسیان، وکیل توماج صالحی، روز چهارشنبه پنجم اردیبهشت ماه در گفتوگو با شبکه شرق اعلام کرد که دادگاه انقلاب، در اقدامی "بیسابقه"، حکم دیوان عالی در خصوص لغو حکم دادگاه بدوی برای توماج صالحی را "ارشادی" دانسته است.
ادامه حمایتهای گسترده از توماج صالحی دستمایه مانا نیستانی برای کاریکاتور هفته بوده است.
@dw_farsi
تجمعات و اعتراضات به صدور حکم اعدام برای توماج صالحی همچنان ادامه دارد. این هنرمند معترض در حال حاضر در زندان دستگرد اصفهان زندانی است. تیرماه سال پیش، دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان، توماج صالحی را به اتهام افساد فیالارض در پرونده سال ۱۴۰۱، به "شش سال و سه ماه حبس" محکوم کرده بود.
اگرچه دیوان عالی کشور حکم صادره را لغو کرد، اما به گفته وکیل او حتی پس از نقض این حکم در دیوان عالی کشور و لزوم حذف دو عنوان اتهامی مذکور، دادگاه انقلاب پرونده توماج صالحی را به دادسرای اصفهان بازگرداند.
واکنشها و اعتراضات چهرههای سیاسی، فرهنگی، هنری و حقوق بشری پس از آن آغاز شد که امیر رئیسیان، وکیل توماج صالحی، روز چهارشنبه پنجم اردیبهشت ماه در گفتوگو با شبکه شرق اعلام کرد که دادگاه انقلاب، در اقدامی "بیسابقه"، حکم دیوان عالی در خصوص لغو حکم دادگاه بدوی برای توماج صالحی را "ارشادی" دانسته است.
ادامه حمایتهای گسترده از توماج صالحی دستمایه مانا نیستانی برای کاریکاتور هفته بوده است.
@dw_farsi
❤154👍35👏3🔥2😢1