ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
عذاب واقعی منتشر شده در دویچه وله فارسی @mananey مانا نیستانی
خشم طبیعت انتخاب نمی کند هر جای دنیا می تواند جاری شود، همین کشور ما چندین زلزله مرگبار - طبس، رستم آباد، بم- چندین سیل خانمان برانداز و آتشسوزی را پشت سر گذاشته، نسبت دادن فجایع طبیعی به عذاب الهی از ذهنیت های شکل ناگرفته پارینه سنگی بر می آید، عذاب واقعی که آن هم منشا کاملا زمینی دارد میدانید چیست؟ حضور نابخردان در مقام و منصب هایی که با بی کفایتی، فساد و سهل انگاری باعث چندبرابر شدن خسارات ، یا فراهم آمدن مقدمات تکرار یک فاجعه میشوند. وقتی با سومدیریت، پوشش سبز را از بین می برند یا دریاچه ای را خشک می کنند و محیط را آماده طوفان شن یا سیلاب، وقتی با سوزاندن مازوت زمینه بیماری های تنفسی و سونامی سرطان را فراهم می آورند، وقتی از خرج ایمن سازی ساختمان ها در برابر زلزله یا از خرج ادوات آتشنشانی می زنند، وقتی کمک های بین المللی برای زلزله زدگان و سیل زدگان را بالا می کشند و جای خسارت دیده تا سالها بلکه دهه خرابه و خسارت زده باقی می ماند، اینها مقدمه چینی افزودن بر میزان تلفات و خسارات حوادث طبیعی و غیرطبیعی آتی است. عذاب واقعی، حضور شما ناکارآمدان است و علت آن نه خشم الهی که سواری دادن نسل قبل و اِشغال مملکت توسط شما سودجویان بوده.
👍145👏15❤2
Forwarded from مملکته
در باب آتش لس آنجلس
OSO_Arash
🔻غلامعلی فرمانی، مدرس حوزه علمیه، آتشسوزی در لسآنجلس آمریکا را نتیجه «گناه» خواند و افزود این آتشسوزی «با سرعت ۱۱۰ کیلومتر در حال پیشروی به دیگر شهرهای این کشور است.»
@mamlekate
OSO_Arash
🔻غلامعلی فرمانی، مدرس حوزه علمیه، آتشسوزی در لسآنجلس آمریکا را نتیجه «گناه» خواند و افزود این آتشسوزی «با سرعت ۱۱۰ کیلومتر در حال پیشروی به دیگر شهرهای این کشور است.»
@mamlekate
👍155👏18😢5
ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
مسوول جان مهوش ثابت جمهوری اسلامی است
مهوش شهریاری ثابت، متولد ۱۳۳۱ در اردستان و دارای لیسانس روانشناسی پیش از انقلاب ۵۷ به عنوان آموزگار ، مدیر و رئیس کمیته سواد آموزی فعال بود. بعد از انقلاب اسلامی به جرم بهایی بودن بیکار و خانه نشین شد.
ثابت به مدت ۱۵ سال مدیر موسسه اموزش عالی بهاییان بود تا کمی از تبعیض آموزشی که در حق جامعه بهایی ایران اعمال میشد را بکاهد.
او از سال ۸۶ تا ۹۶ به مدت ده سال بدون حتا یک روز مرخصی زندانی بود و رهآورد این زندان بیماری سل و پوکی استخوان و مجموعه اشعاری بود که تحت عنوان شعرهای زندان در انگلستان چاپ شد تا «انجمن جهانی قلم» در سال ۱۳۹۶ او را شایسته عنوان «نویسنده بین المللی شجاعت» بداند.
در تابستان ۱۴۰۱ با وجود ابتلای خانم ثابت به بیماری کرونا بازداشت دوم او اتفاق افتاد و آذر ۱۴۰۱ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران که ریاست آن را «ایمان افشاری» به عهده دارد، با اتهام «تشکیل و اداره دسته یا جمعیت به قصد بر هم زدن امنیت کشور» به «۱۰ سال حبس، دو سال ممنوعیت خروج از کشور، منع سکونت در تهران، ممنوعیت از فعالیت در گروههای اجتماعی، و مصادره شماری از ابزار دیجیتال» محکوم شد و شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران این رأی را بی کم و کاست تأیید کرد.
روز ۲۸ آذرماه ۱۴۰۳ پس از مدتها محرومیت پزشکی در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان رجایی تهران تحت عمل جراحی باز قلب قرار گرفت.
خانم ثابت، علاوه بر نارساییهای قلبی، با عارضه پوکی استخوان و تومور ریه نیز دست و پنجه نرم میکند. خانواده خانم ثابت هشدار داده اند که بازگشت او به زندان در شرایطی که نیازمند مراقبتهای پزشکی است، سلامتی و جان او را به خطر خواهد انداخت.
مهوش ثابت ۷۲ ساله جز صلح و آزادی برای ایران هیچ نخواسته و آموزش را مهمترین مسیر برای ساختن ایران می داند و هزینه این آرمان را با آزادی و سلامتی خویش پرداخت نموده است.
ثابت به مدت ۱۵ سال مدیر موسسه اموزش عالی بهاییان بود تا کمی از تبعیض آموزشی که در حق جامعه بهایی ایران اعمال میشد را بکاهد.
او از سال ۸۶ تا ۹۶ به مدت ده سال بدون حتا یک روز مرخصی زندانی بود و رهآورد این زندان بیماری سل و پوکی استخوان و مجموعه اشعاری بود که تحت عنوان شعرهای زندان در انگلستان چاپ شد تا «انجمن جهانی قلم» در سال ۱۳۹۶ او را شایسته عنوان «نویسنده بین المللی شجاعت» بداند.
در تابستان ۱۴۰۱ با وجود ابتلای خانم ثابت به بیماری کرونا بازداشت دوم او اتفاق افتاد و آذر ۱۴۰۱ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران که ریاست آن را «ایمان افشاری» به عهده دارد، با اتهام «تشکیل و اداره دسته یا جمعیت به قصد بر هم زدن امنیت کشور» به «۱۰ سال حبس، دو سال ممنوعیت خروج از کشور، منع سکونت در تهران، ممنوعیت از فعالیت در گروههای اجتماعی، و مصادره شماری از ابزار دیجیتال» محکوم شد و شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران این رأی را بی کم و کاست تأیید کرد.
روز ۲۸ آذرماه ۱۴۰۳ پس از مدتها محرومیت پزشکی در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان رجایی تهران تحت عمل جراحی باز قلب قرار گرفت.
خانم ثابت، علاوه بر نارساییهای قلبی، با عارضه پوکی استخوان و تومور ریه نیز دست و پنجه نرم میکند. خانواده خانم ثابت هشدار داده اند که بازگشت او به زندان در شرایطی که نیازمند مراقبتهای پزشکی است، سلامتی و جان او را به خطر خواهد انداخت.
مهوش ثابت ۷۲ ساله جز صلح و آزادی برای ایران هیچ نخواسته و آموزش را مهمترین مسیر برای ساختن ایران می داند و هزینه این آرمان را با آزادی و سلامتی خویش پرداخت نموده است.
😢150❤53👍28🔥8
Forwarded from Iranwire
📸 نه به مرگ اندیشان
🔹 کاریکاتور از مانا نیستانی
#زن_زندگی_آزادی #حجاب_اجباری #حق_آواز_زنان
@Farsi_Iranwire
🔹 کاریکاتور از مانا نیستانی
#زن_زندگی_آزادی #حجاب_اجباری #حق_آواز_زنان
@Farsi_Iranwire
❤181👍74🔥9👏3
Forwarded from خواب بزرگ
“نیا” کاین داوریها را به پیش داور اندازیم…
وقتی مادربزرگم مرد، آدمهایی با اشک و آه و ناله میآمدند به مراسمش که من نمیشناختم. آدمهایی با عناوینی مثل دوست صمیمی ، همسایه قدیمی. و واکنش بعضیهاشان روی مخم میرفت. خیلی عزادار بودند. در حالیکه من طی عمرم اصلا آنها را ندیده بودم. ندیده بودم دور و بر مادربزرگم باشند. ندیده بودم صمیمی یا قدیمی یا چنین چیزی باشند. برای همین کفری میشدم که الان دارند ناله هجر سر میدهند. بعدها فهمیدم که احمق بودهام. من آن موقع سی ساله بودم و درکم از زمان، محدود بود به سی ( در واقع بخوان بیست) سال اخیر زندگی مادربزرگم. آن دوست و یار اندوهناک، طی چهار دهه رفاقت نزدیکی با مادربزرگم داشته. حالا گیریم طی ده پانزده سال اخیر روابطشان صمیمانه یا نزدیک نبوده باشد. از چشمانداز سنی او شکرآب شدن روابطشان مال همین “اواخر” است. در حالی که خوشی و نزدیکشان حجم زمانی بزرگتری دارد. و مربوط به دوران مهمتری از زندگیشان است. الان که این را میفهمم از قضاوت خودم شرمنده میشوم.
نوشتههای ابراهیم نبوی ( داور) را این اواخر دوست نداشتم. موضعگیریهای سیاسیش را هم. راستش از یک جایی اصلا دنبال نکردم. و این اواخر احتمالا منظورم بعد جنبش سبز است. شاید او عوض شده بود. شاید من. اما دیشب که قبل خواب سری به اخبار زدم و خبر خودکشیش را خواندم وا رفتم و یک چیزی بیخ گلوم را گرفت. صبح که توئیتر را چک کردم بغض، تبدیل شد به خشم. نوشتههایی نفرتانگیز درباره نبوی که زندگیش را خلاصه کرده بود در چند موضعگیری ناخوشآیند این اواخر. طنز ماجرا این بود که ملت را هشدار میدادند که چقدر حافظهتان کوتاه مدت است، همین نبوی چند وقت پیش رفته بود ضیافت شام رییس جدید دولت ایران.
فاصله بین اوایل دهه هفتاد تا نود شمسی تو اگر تحول میخواستی و داخل ایران زندگی میکردی احتمالا طرفدار اصلاحطلبان بودی. اگر یک نقشه دموگرافی از آن دوران از مردمان بالغ رسم کنند، قابل حدس است که بخش بزرگتر جمعیت تحولخواه در دسته اصلاحطلب دستهبندی میشوند. زیر نوک نمودار زنگولهای. اصلا خیال شکل دیگری از تحول وجود نداشت. بنابراین اگر کسی الان سنش جوریست که امکان رایدادنش حداکثر یک یا دو رای اخیر بوده، بیراه است برگردد به قبلیها بگوید چرا اصلاحطلب بودید؟ اگر کسی اصلاحطلب بوده ممکن است معنی سادهاش این باشد که سنش الان بالای سی و چند سال است. بلکم آدم پدرسوختهای هم بوده در این نمودار که خط گرفته که این بازی را جلو ببرد و سوپاپ اطمینان شود یا بیاید در این بازی که لقمهای بردارد. اما نمودار زنگولهای میگوید توزیع نرمال احتمالا فقط به سن و علاقه به تحول اشاره دارد.
حالا برای آدم تحولخواه آن دهههای کذایی در ایران چطور گره میخورد به مفاهیم سیاسی؟ چطور کم کم درک میکند اصلا دموکراسی یعنی چه؟ قدرت مطلقه یعنی چه؟ شهروند فرقش با امت چیست؟ و اساسا آیا میتوان قدرت را به شوخی گرفت؟ روزنامهها. روزنامههای مهمی که آدمها بخاطرشان صف میکشند. نه به شکل استعاری یا اغراق شده. واقعا صف میکشند جلوی دکه تا روزنامه عصر برسد.
و یکی از مهمترین آدمهای این روزنامهها ابراهیم نبویست. خیلیها روزنامه را بخاطر ستون او میخریدند. چون جوری میتوانست نشان دهد پادشاه لخت است که مخشان را کار میانداخت و به فکر میافتادند. یا دست کم دلشان خنک میشد و میخندیدند. او در زمانهای طنز مینوشت و زیاد مینوشت که طنز نوشتن عوارض داشت. حتا گلآقا در فضای سیاسی بعد دو خرداد جایی برای آنچه خودش “سوپاپ اطمینان” میخواند نمیدید. ماجرا بیخ پیدا کرده بود. نیش و کنایهها به قیمت اجاره و تورم و مادرشوهر بدجنس خریدار نداشت. آدمها قلمی میخواستند که به تحولات بنیادیتری بپردازد. داور مینوشت و پیه این نوشتنها هم به تنش خورد. آنقدر که ناچار شد از ایران خارج شود. و این خروج ۲۱ سال طول کشید. گفتگوهای خودش درباره احساسش درباره خارج ایران بودن به قدر کافی موجود است. احساسی که باعث میشود بعضی موضعگیریهایش را حتا اگر دوست نداشته باشیم دست کم – در مقام انسان - درک کنیم.
یکی از عقل میلافد، یکی طامات میبافد
وقتی مادربزرگم مرد، آدمهایی با اشک و آه و ناله میآمدند به مراسمش که من نمیشناختم. آدمهایی با عناوینی مثل دوست صمیمی ، همسایه قدیمی. و واکنش بعضیهاشان روی مخم میرفت. خیلی عزادار بودند. در حالیکه من طی عمرم اصلا آنها را ندیده بودم. ندیده بودم دور و بر مادربزرگم باشند. ندیده بودم صمیمی یا قدیمی یا چنین چیزی باشند. برای همین کفری میشدم که الان دارند ناله هجر سر میدهند. بعدها فهمیدم که احمق بودهام. من آن موقع سی ساله بودم و درکم از زمان، محدود بود به سی ( در واقع بخوان بیست) سال اخیر زندگی مادربزرگم. آن دوست و یار اندوهناک، طی چهار دهه رفاقت نزدیکی با مادربزرگم داشته. حالا گیریم طی ده پانزده سال اخیر روابطشان صمیمانه یا نزدیک نبوده باشد. از چشمانداز سنی او شکرآب شدن روابطشان مال همین “اواخر” است. در حالی که خوشی و نزدیکشان حجم زمانی بزرگتری دارد. و مربوط به دوران مهمتری از زندگیشان است. الان که این را میفهمم از قضاوت خودم شرمنده میشوم.
نوشتههای ابراهیم نبوی ( داور) را این اواخر دوست نداشتم. موضعگیریهای سیاسیش را هم. راستش از یک جایی اصلا دنبال نکردم. و این اواخر احتمالا منظورم بعد جنبش سبز است. شاید او عوض شده بود. شاید من. اما دیشب که قبل خواب سری به اخبار زدم و خبر خودکشیش را خواندم وا رفتم و یک چیزی بیخ گلوم را گرفت. صبح که توئیتر را چک کردم بغض، تبدیل شد به خشم. نوشتههایی نفرتانگیز درباره نبوی که زندگیش را خلاصه کرده بود در چند موضعگیری ناخوشآیند این اواخر. طنز ماجرا این بود که ملت را هشدار میدادند که چقدر حافظهتان کوتاه مدت است، همین نبوی چند وقت پیش رفته بود ضیافت شام رییس جدید دولت ایران.
فاصله بین اوایل دهه هفتاد تا نود شمسی تو اگر تحول میخواستی و داخل ایران زندگی میکردی احتمالا طرفدار اصلاحطلبان بودی. اگر یک نقشه دموگرافی از آن دوران از مردمان بالغ رسم کنند، قابل حدس است که بخش بزرگتر جمعیت تحولخواه در دسته اصلاحطلب دستهبندی میشوند. زیر نوک نمودار زنگولهای. اصلا خیال شکل دیگری از تحول وجود نداشت. بنابراین اگر کسی الان سنش جوریست که امکان رایدادنش حداکثر یک یا دو رای اخیر بوده، بیراه است برگردد به قبلیها بگوید چرا اصلاحطلب بودید؟ اگر کسی اصلاحطلب بوده ممکن است معنی سادهاش این باشد که سنش الان بالای سی و چند سال است. بلکم آدم پدرسوختهای هم بوده در این نمودار که خط گرفته که این بازی را جلو ببرد و سوپاپ اطمینان شود یا بیاید در این بازی که لقمهای بردارد. اما نمودار زنگولهای میگوید توزیع نرمال احتمالا فقط به سن و علاقه به تحول اشاره دارد.
حالا برای آدم تحولخواه آن دهههای کذایی در ایران چطور گره میخورد به مفاهیم سیاسی؟ چطور کم کم درک میکند اصلا دموکراسی یعنی چه؟ قدرت مطلقه یعنی چه؟ شهروند فرقش با امت چیست؟ و اساسا آیا میتوان قدرت را به شوخی گرفت؟ روزنامهها. روزنامههای مهمی که آدمها بخاطرشان صف میکشند. نه به شکل استعاری یا اغراق شده. واقعا صف میکشند جلوی دکه تا روزنامه عصر برسد.
و یکی از مهمترین آدمهای این روزنامهها ابراهیم نبویست. خیلیها روزنامه را بخاطر ستون او میخریدند. چون جوری میتوانست نشان دهد پادشاه لخت است که مخشان را کار میانداخت و به فکر میافتادند. یا دست کم دلشان خنک میشد و میخندیدند. او در زمانهای طنز مینوشت و زیاد مینوشت که طنز نوشتن عوارض داشت. حتا گلآقا در فضای سیاسی بعد دو خرداد جایی برای آنچه خودش “سوپاپ اطمینان” میخواند نمیدید. ماجرا بیخ پیدا کرده بود. نیش و کنایهها به قیمت اجاره و تورم و مادرشوهر بدجنس خریدار نداشت. آدمها قلمی میخواستند که به تحولات بنیادیتری بپردازد. داور مینوشت و پیه این نوشتنها هم به تنش خورد. آنقدر که ناچار شد از ایران خارج شود. و این خروج ۲۱ سال طول کشید. گفتگوهای خودش درباره احساسش درباره خارج ایران بودن به قدر کافی موجود است. احساسی که باعث میشود بعضی موضعگیریهایش را حتا اگر دوست نداشته باشیم دست کم – در مقام انسان - درک کنیم.
یکی از عقل میلافد، یکی طامات میبافد
👏141👍77❤33😢21🔥3
Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
📸 کاریکاتور هفته
دیوید لینچ، کارگردان سرشناس فقید آمریکایی با آثار ماندگار خود دریچهای به دنیای ذهنی، رؤیا و کابوس گشود که شاید در تاریخ سینما بینظیر باشد. این هنرمند چیرهدست در بازآفرینی کابوسهای آدمی، در فصل سوم مجموعه تلویزیونی "تویین پیکز" جهانی تیره و تار و بیشتر رو به زوال را ترسیم میکند، اما خود مجموعه مثل بقیه آثارش گنجی را میماند مملو از تخیل و تصویرپردازی که در سیاهی دوران میدرخشد. کاریکاتور این هفته مانا نیستانی برای دویچه وله به دیوید لینچ و جهانی که ترسیم میکند اختصاص دارد.
@dw_farsi
دیوید لینچ، کارگردان سرشناس فقید آمریکایی با آثار ماندگار خود دریچهای به دنیای ذهنی، رؤیا و کابوس گشود که شاید در تاریخ سینما بینظیر باشد. این هنرمند چیرهدست در بازآفرینی کابوسهای آدمی، در فصل سوم مجموعه تلویزیونی "تویین پیکز" جهانی تیره و تار و بیشتر رو به زوال را ترسیم میکند، اما خود مجموعه مثل بقیه آثارش گنجی را میماند مملو از تخیل و تصویرپردازی که در سیاهی دوران میدرخشد. کاریکاتور این هفته مانا نیستانی برای دویچه وله به دیوید لینچ و جهانی که ترسیم میکند اختصاص دارد.
@dw_farsi
👍104❤34😢8👏3🔥1
Forwarded from Iranwire
🔹سکوی آخرت قاضی مقیسه
قاضی مقیسه: با صدور حکم متهمان هفتتپه، آخرتم را خریدم
#کارگران
#مانانیستانی
🌎 @Farsi_Iranwire
https://iranwire.com/fa/pictorian/33390
قاضی مقیسه: با صدور حکم متهمان هفتتپه، آخرتم را خریدم
#کارگران
#مانانیستانی
🌎 @Farsi_Iranwire
https://iranwire.com/fa/pictorian/33390
👏269👍35🔥27❤8
Iranwire
🔹سکوی آخرت قاضی مقیسه قاضی مقیسه: با صدور حکم متهمان هفتتپه، آخرتم را خریدم #کارگران #مانانیستانی 🌎 @Farsi_Iranwire https://iranwire.com/fa/pictorian/33390
سال ۹۸ این را برای مقیسه کشیدم که معتقد بود با صدور احکام هفت تپه آخرتش را خریده. امروز او رفت تا با آخرتی که با صدور صدها سال حکم زندان و اعدام آزادیخواهان و شهروندان برای خودش ساخته بود روبرو بشود.
👍350👏34🎉24🔥10❤6😢1
Forwarded from Iranwire
🔷 ریزش قضایی
کاریکاتور از #مانا_نیستانی
#قاضی_صلواتی #قاضی_مرتضوی #اژهای #ایمان_افشاری
@Farsi_Iranwire
کاریکاتور از #مانا_نیستانی
#قاضی_صلواتی #قاضی_مرتضوی #اژهای #ایمان_افشاری
@Farsi_Iranwire
👍293👏68❤25🔥11🎉4
Forwarded from Iranwire
🔷 احوالات این روزهای سران
کاریکاتور از #مانا_نیستانی
#سران_نظام #خامنهای #جلیقه_ضد_گلوله #ترور_قضات
@Farsi_Iranwire
کاریکاتور از #مانا_نیستانی
#سران_نظام #خامنهای #جلیقه_ضد_گلوله #ترور_قضات
@Farsi_Iranwire
👏276👍72🔥12🎉7🥰3
Forwarded from DW Persian دویچهوله فارسی
📸 کاریکاتور هفته
دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید آمریکا کار خود را پس از مراسم تحلیف آغاز کرد. دور قبل، رهبران کشورهای جهان از انتخاب این چهره جنجال برانگیز و غیر قابل پیش بینی دچار شوک شدند، این بار اما انگار دنیا از قبل خود را آماده دور تازه ای از ریاست جمهوری ترامپ کرده و با بیم و امید آینده را به انتظار نشسته است. این موضوع دستمایه کاریکاتور این هفته مانا نیستانی برای دویچه وله فارسی است.
@dw_farsi
دونالد ترامپ رئیس جمهور جدید آمریکا کار خود را پس از مراسم تحلیف آغاز کرد. دور قبل، رهبران کشورهای جهان از انتخاب این چهره جنجال برانگیز و غیر قابل پیش بینی دچار شوک شدند، این بار اما انگار دنیا از قبل خود را آماده دور تازه ای از ریاست جمهوری ترامپ کرده و با بیم و امید آینده را به انتظار نشسته است. این موضوع دستمایه کاریکاتور این هفته مانا نیستانی برای دویچه وله فارسی است.
@dw_farsi
👍111👏19❤6
👍176🔥25👏20❤8🥰3😢2