ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
بحران بنزین منتشر شده در دویچه وله فارسی @mananey مانا نیستانی
بحران بنزین در ایران دیگر یک احتمال دوردست نیست؛ در تهران، تعطیلی شماری از جایگاهها، صفهای طولانی و چندساعته و اختلال در توزیع سوخت، نشانههای بحرانی است که میتواند در ماههای پیش رو ابعاد بسیار گستردهتری پیدا کند. گزارشها از کسری روزانه بنزین و کاهش ذخایر راهبردی کشور حکایت دارند و حتی مقامهای دولتی نیز از ناکافی بودن تولید داخلی و ضرورت تغییر قیمت سوخت سخن میگویند.
چنین بحرانی فقط مسئله بنزین نیست؛ در کشوری که حملونقل، معیشت و زندگی روزمره مردم به سوخت وابسته است، کمبود یا جهش قیمت آن میتواند به سرعت به بحرانی اجتماعی تبدیل شود. و درست در چنین لحظهای باید انتظار داشت دستگاه تبلیغاتی حکومت، با کمک سپاه سایبری، از هر حاشیهای برای منحرف کردن افکار عمومی استفاده کند: از شایعه و خبر زرد گرفته تا مصاحبه جنجالی یک سلبریتی، بازگشت یک چهره مغضوب، یا حرف مسألهبرانگیز یک آدم مشهور. هرچه جنجالیتر، بهتر؛ هرچه بیربطتر به بحران اصلی، مفیدتر. مهم این است که چند روزی نگاه مردم به جای پمپ بنزین، به جای دیگری دوخته شود.
چنین بحرانی فقط مسئله بنزین نیست؛ در کشوری که حملونقل، معیشت و زندگی روزمره مردم به سوخت وابسته است، کمبود یا جهش قیمت آن میتواند به سرعت به بحرانی اجتماعی تبدیل شود. و درست در چنین لحظهای باید انتظار داشت دستگاه تبلیغاتی حکومت، با کمک سپاه سایبری، از هر حاشیهای برای منحرف کردن افکار عمومی استفاده کند: از شایعه و خبر زرد گرفته تا مصاحبه جنجالی یک سلبریتی، بازگشت یک چهره مغضوب، یا حرف مسألهبرانگیز یک آدم مشهور. هرچه جنجالیتر، بهتر؛ هرچه بیربطتر به بحران اصلی، مفیدتر. مهم این است که چند روزی نگاه مردم به جای پمپ بنزین، به جای دیگری دوخته شود.
❤114👍94😢14👏9🔥4🥰2🎉2
ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
فرش قرمز برای اپوزیسیون خارج منتشر شده در دویچه وله فارسی @mananey مانا نیستانی
بازگشت محسن نامجو، خواننده و هنرمند معترض، پس از بیست سال به ایران بحثهای فراوانی ایجاد کرد. تقریباً بلافاصله پس از آن بود که محمدرضا جلاییپور، معاون راهبردی رئیس دولت، فهرستی از چهرههای منتقد خارج از کشور منتشر کرد و از احتمال و امید به بازگشت آنها خبر داد.
عدهای خوشبینانه این اتفاق را نشانهای از تغییر و تحول در سیاستهای نظام دانستند. در مقابل، منتقدان پرسیدند: در شرایطی که همچنان دستگیری، زندان، سرکوب و اعدام مخالفان نظام ادامه دارد و هیچ نشانه دیگری از تغییر در سیاستهای داخلی به چشم نمیخورد، دعوت از گروهی معدود از منتقدان نظام، که اغلب آنها طی یکی دو سال اخیر در برخی سیاستهای داخلی و خارجی با جمهوری اسلامی مواضع مشترکی داشتهاند، آیا چیزی جز یک نمایش تبلیغاتی برای تثبیت موقعیت لرزان حکومت است؟
این موضوع دستمایه مانا نیستانی برای کاریکاتورهفته بوده است.
عدهای خوشبینانه این اتفاق را نشانهای از تغییر و تحول در سیاستهای نظام دانستند. در مقابل، منتقدان پرسیدند: در شرایطی که همچنان دستگیری، زندان، سرکوب و اعدام مخالفان نظام ادامه دارد و هیچ نشانه دیگری از تغییر در سیاستهای داخلی به چشم نمیخورد، دعوت از گروهی معدود از منتقدان نظام، که اغلب آنها طی یکی دو سال اخیر در برخی سیاستهای داخلی و خارجی با جمهوری اسلامی مواضع مشترکی داشتهاند، آیا چیزی جز یک نمایش تبلیغاتی برای تثبیت موقعیت لرزان حکومت است؟
این موضوع دستمایه مانا نیستانی برای کاریکاتورهفته بوده است.
👍273❤51👏7😢2🎉2🔥1🥰1
مرگ آیدا حیدری، نامزد ابوالفضل حیدری، از کشتهشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و دانیال کریمی، پدر امیرمحمد کریمی، یکی دیگر از کشتهشدگان خیزش دیماه بار دیگر یادآور این حقیقت تلخ است که سرکوب و کشتن معترضان، به کشتن یک انسان ختم نمیشود. گلولهای که قلب و مغز یک معترض را هدف میگیرد و طنابی که بر گردن او میافتد، به خانواده و عزیزانش نیز شلیک میکند و آنها را به شکلی دیگر به کام مرگ، فروپاشی و سوگ میکشاند. هر قتل، هر اعدام و هر زندگی تباه شده، زخمی تازه بر پیگر خانواده و جامعه باقی میگذارد. زخمی که به خشم، کینه و نارضایتی بدل میشود و انباشتهتر از گذشته به نسلهای بعد منتقل میشود. شاید بتوان تاریخ اعتراضات ایران را از همین زخمهای انباشته خواند. سرکوب شاید بتواند صدایی را برای مدتی خاموش کند، اما نفرت و سوگ برجا مانده، هر بار صدای بزرگتری میسازد.
❤249😢172👍38👏7🥰1
ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
Photo
نظر من:
خط قرمز نظام جمهوری اسلامی در حال حاضر ــ خصوصاً در میان نسل جدید آدمهای نظام ــ دیگر ایدئولوژی و شعارهای مذهبی و عقیدتی نیست؛ ثروت و سرمایه سران و سرداران است؛ ثروتی که از رانت و رابطه، دستاندازی به منابع مالی، غارت منابع ملی و نابودی محیط زیست به دست آوردهاند. تا جایی که دین و ایدئولوژی به این جایگاه سیاسی و اقتصادی مشروعیت بدهد، به آن خواهند آویخت؛ اما اگر احساس کنند همین احکام و شعارها مردم را به شورش، نارضایتی و «براندازی» سوق میدهد، از آنها هم عبور خواهند کرد.
قبلاً فکر میکردم عبور از حجاب اجباری و شعارهای ایدئولوژیک، به معنای تغییر ماهوی نظام است. شاید چندان هم اشتباه نمیکردم؛ جمهوری اسلامی، اگر بر فرض باقی بماند، از آنچه خمینی و خامنهای ساختند احتمالاً فقط نامی خواهد داشت. اما فتح سنگر حجاب و برخی آزادیهای اجتماعی و فرهنگی، هرگز به معنای فتح سنگر «آزادی سرمایه» نیست؛ چرا که آنجا پای منابع واقعی ثروت و قدرت آقایان در میان است.
اینها برای سیاست سرکوب میکنند و برای اقتصاد آدم میکشند. سیاست را هم برای حفظ جایگاه و منافع اقتصادی خود میخواهند.
از این منظر، اگر معین و مارتیک و شهرام و محسن و حسن سر از ایران درآوردند و کنسرت دادند، متعجب نشوید. اگر خوانندگان زن روی صحنه رفتند، حیرت نکنید. اگر فیلمهای معترض، بدون حجاب و با حضور بازیگران رسمی سریالهای صداوسیما، سر از جشنوارههای جهانی درآوردند، در حالی که هنرپیشهها تهماندهای از لچک را به نشانه تبعیت از نظام روی سر دارند، شگفتزده نشوید.
از این به بعد همهچیز ممکن خواهد بود، اما به یک شرط: کسی سیستم اقتصادی فاسد، انحصارطلب و رانتی را زیر سؤال نبرد. پول باید دست حکومت و آدمهایش بماند. اگر پاچهشان را خاراندید، شاید نوالهای هم جلوی شما انداختند.
البته عقبنشینی حکومت از بسیاری از شعارها و خط قرمزهای سابق، حاصل مجموعه حرکتها و جنبشهای رادیکال مردم در چند سال اخیر، و البته فشار خارجی و «ترس از سقوط» بوده است. اما ماهیت نظام دیگر بیش از آنکه ایدئولوژی و شعار باشد، منافع مادی است.
به همین دلیل، آزادی واقعی و نجات سرمایه و به تبع آن فرهنگ، اجتماع و سیاست، جز با براندازی و بازتعریف کامل روابط اقتصادی و ساختار قدرت ممکن نخواهد شد. حتی در صورت سقوط جمهوری اسلامی، آقایان تلاش خواهند کرد با اضافه کردن کراوات به یقههای بسته و سر دادن شعارهای نو، سرمایه و قدرت را همچنان در انحصار خود نگه دارند.
فقط حذف این ساختار و نیروهای حافظ آن، همراه با خلق سازوکاری تازه و بازتعریف بنیادی ساختار سیاسی و اقتصادی، میتواند مملکت را از این فساد عمیق نجات دهد.
خط قرمز نظام جمهوری اسلامی در حال حاضر ــ خصوصاً در میان نسل جدید آدمهای نظام ــ دیگر ایدئولوژی و شعارهای مذهبی و عقیدتی نیست؛ ثروت و سرمایه سران و سرداران است؛ ثروتی که از رانت و رابطه، دستاندازی به منابع مالی، غارت منابع ملی و نابودی محیط زیست به دست آوردهاند. تا جایی که دین و ایدئولوژی به این جایگاه سیاسی و اقتصادی مشروعیت بدهد، به آن خواهند آویخت؛ اما اگر احساس کنند همین احکام و شعارها مردم را به شورش، نارضایتی و «براندازی» سوق میدهد، از آنها هم عبور خواهند کرد.
قبلاً فکر میکردم عبور از حجاب اجباری و شعارهای ایدئولوژیک، به معنای تغییر ماهوی نظام است. شاید چندان هم اشتباه نمیکردم؛ جمهوری اسلامی، اگر بر فرض باقی بماند، از آنچه خمینی و خامنهای ساختند احتمالاً فقط نامی خواهد داشت. اما فتح سنگر حجاب و برخی آزادیهای اجتماعی و فرهنگی، هرگز به معنای فتح سنگر «آزادی سرمایه» نیست؛ چرا که آنجا پای منابع واقعی ثروت و قدرت آقایان در میان است.
اینها برای سیاست سرکوب میکنند و برای اقتصاد آدم میکشند. سیاست را هم برای حفظ جایگاه و منافع اقتصادی خود میخواهند.
از این منظر، اگر معین و مارتیک و شهرام و محسن و حسن سر از ایران درآوردند و کنسرت دادند، متعجب نشوید. اگر خوانندگان زن روی صحنه رفتند، حیرت نکنید. اگر فیلمهای معترض، بدون حجاب و با حضور بازیگران رسمی سریالهای صداوسیما، سر از جشنوارههای جهانی درآوردند، در حالی که هنرپیشهها تهماندهای از لچک را به نشانه تبعیت از نظام روی سر دارند، شگفتزده نشوید.
از این به بعد همهچیز ممکن خواهد بود، اما به یک شرط: کسی سیستم اقتصادی فاسد، انحصارطلب و رانتی را زیر سؤال نبرد. پول باید دست حکومت و آدمهایش بماند. اگر پاچهشان را خاراندید، شاید نوالهای هم جلوی شما انداختند.
البته عقبنشینی حکومت از بسیاری از شعارها و خط قرمزهای سابق، حاصل مجموعه حرکتها و جنبشهای رادیکال مردم در چند سال اخیر، و البته فشار خارجی و «ترس از سقوط» بوده است. اما ماهیت نظام دیگر بیش از آنکه ایدئولوژی و شعار باشد، منافع مادی است.
به همین دلیل، آزادی واقعی و نجات سرمایه و به تبع آن فرهنگ، اجتماع و سیاست، جز با براندازی و بازتعریف کامل روابط اقتصادی و ساختار قدرت ممکن نخواهد شد. حتی در صورت سقوط جمهوری اسلامی، آقایان تلاش خواهند کرد با اضافه کردن کراوات به یقههای بسته و سر دادن شعارهای نو، سرمایه و قدرت را همچنان در انحصار خود نگه دارند.
فقط حذف این ساختار و نیروهای حافظ آن، همراه با خلق سازوکاری تازه و بازتعریف بنیادی ساختار سیاسی و اقتصادی، میتواند مملکت را از این فساد عمیق نجات دهد.
❤202👍186👏48🔥7🥰2😢1🎉1
چهارمین سالگرد زن زندگی آزادی و برخورد دولت های غربی
منتشر شده در دویچه وله فارسی
@mananey
مانا نیستانی
منتشر شده در دویچه وله فارسی
@mananey
مانا نیستانی
2❤259👏129👍54😢18🔥1🥰1🎉1
ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
چهارمین سالگرد زن زندگی آزادی و برخورد دولت های غربی منتشر شده در دویچه وله فارسی @mananey مانا نیستانی
چهار سال پس از خیزش زن، زندگی، آزادی، دولتهای اروپایی و اتحادیه اروپا بارها همبستگی خود را با زنان و معترضان ایران اعلام کرده، سرکوب جمهوری اسلامی را محکوم کرده و علیه مسئولان نقض حقوق بشر تحریمهایی وضع کردهاند. با این حال، این بیانیهها و اقدامات نتوانستند فشار سیاسی یا بازدارندگی مؤثری ایجاد کنند که مانع تشدید سرکوب حکومت شود. در دی و بهمن ۱۴۰۴، خیزش سراسری دیگری با سرکوبی بسیار گستردهتر و مرگبارتر روبهرو شد؛ سرکوبی که هزاران قربانی غیرنظامی بر جای گذاشت.
منتقدان از تناقض آشکار در رویکرد اروپا صحبت میکنند: اروپا همچنان در عرصه عمومی از آرمانهای زن، زندگی، آزادی تجلیل میکند، اما واکنش آن تاکنون نتوانسته هزینهای متناسب با ابعاد خشونتی که بر حاملان این آرمانها اعمال شده، به حکومت تحمیل کند.
منتقدان از تناقض آشکار در رویکرد اروپا صحبت میکنند: اروپا همچنان در عرصه عمومی از آرمانهای زن، زندگی، آزادی تجلیل میکند، اما واکنش آن تاکنون نتوانسته هزینهای متناسب با ابعاد خشونتی که بر حاملان این آرمانها اعمال شده، به حکومت تحمیل کند.
dw.com
زن زندگی آزادی
با کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱ جنبشی در ایران شکل گرفت که با شعار "زن زندگی آزادی" جهانیان را بار دیگر متوجه نقض گسترده حقوق زنان در ایران کرد.
1👍190❤23👏10😢4🔥3🥰1🎉1
ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
«این یک شلاق نیست» منتشر شده در دویچه وله فارسی @mananey مانا نیستانی
سخنان محمد مرندی، استاد دانشگاه تهران و چهره رسانهای جمهوری اسلامی، درباره حکم ۷۴ ضربه شلاق پرستو احمدی، خواننده، بازتاب فراوانی به دنبال داشته است. او در گفتوگو با یک پادکستر لبنانی استرالیایی، در تلاش برای کوچک جلوه دادن این مجازات، مدعی شد که ضربهها "بسیار سبک" هستند و "مثل شلاق زدن به اسب نیست".
حامیان جمهوری اسلامی همواره تلاش کردهاند تا با حضور به عنوان کارشناس یا تحلیلگر در رسانههای بینالمللی، با تکیه بر تسلط زبانی و آشنایی با ادبیات حقوق بینالملل، از مفاهیمی چون آزادی، دموکراسی و حقوق بشر برای دفاع از عملکرد حکومت استفاده کنند و با توجیه یا کوچکنمایی مجازات و سرکوب، موارد نقض حقوق بشر را به "تفاوتهای فرهنگی" نسبت داده و از این طریق تصویری متفاوت و بزکشده از حکومت ارائه دهند. به اعتقاد منتقدان، چنین رویکردهایی بخشی از فرایند "سفیدشویی" و "عادیسازی" رفتار حکومت است که میکوشد ابعاد سرکوب را برای مخاطبان خارجی کوچک و قابلقبول جلوه دهد.
حامیان جمهوری اسلامی همواره تلاش کردهاند تا با حضور به عنوان کارشناس یا تحلیلگر در رسانههای بینالمللی، با تکیه بر تسلط زبانی و آشنایی با ادبیات حقوق بینالملل، از مفاهیمی چون آزادی، دموکراسی و حقوق بشر برای دفاع از عملکرد حکومت استفاده کنند و با توجیه یا کوچکنمایی مجازات و سرکوب، موارد نقض حقوق بشر را به "تفاوتهای فرهنگی" نسبت داده و از این طریق تصویری متفاوت و بزکشده از حکومت ارائه دهند. به اعتقاد منتقدان، چنین رویکردهایی بخشی از فرایند "سفیدشویی" و "عادیسازی" رفتار حکومت است که میکوشد ابعاد سرکوب را برای مخاطبان خارجی کوچک و قابلقبول جلوه دهد.
👏194👍74😢22🔥16❤3🥰3🎉1