ان ال پی
محمدامین مروتی
اخلاق را می توان در یک جمله خلاصه کرد:
آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند.
رعایت این اصل مستلزم آن است که بتوانیم خود را در جای دیگران بگذاریم و به جایشان فکر و احساس کنیم. به این می گوییم همدلی و همفکری یا امپاتی و سمپاتی.
مبنای "ان ال پی" "یا برنامه ریزی عصبی کلامی" همین توانایی ما برای امپاتی و سمپاتی است. برنامه ریز عصبی کلامی، شیوه ای برای برقراری ارتباط حداکثری با دیگران است. در این شیوه، خود را جای دیگری می گذاری و با ذهن و قلب او فکر و احساس می کنی. به جای قضاوت کردن، او را درک می کنی. نکته های مثبت اندیشه و احساسش را بولد می کنی و مبنای تفاهم قرار می دهی. در واقع از مبانی مشترک با او حرکت را شروع می کنی.
چنان که وقتی با کودکان سخن می گوییم خود را با سطح دریافت و ادراکشان هماهنگ می کنیم. به قول مولوی:
چون سر و کارت به کودک ها فتاد،
هم زبان کودکی باید گشاد
این ارتباط زمانی به حد کمال می رسد که با روی گشاده و لحن مهربان توام گردد. زیرا بیش از 50 درصد ارتباط با روی خوش و 30 درصد هم با لحن و بقیه از طریق مضمون پیام برقرار می شود.
این شیوه در مراودات اجتماعی و حتی سیاست کاربرد دارد. سیاستمداری یعنی داشتن پیشنهادها و راه حل های متنوع برای معامله برد-برد. کسی که چنین راه حل هایی در چنته ندارد، سیاستمدار نیست. چیز دیگری است.
حتی در مراودات اجتماعی نیز نمی توان لباسی پوشید که با مجلس و مجلسیان بی تناسب باشد.
21 خرداد 1405
❤6👏2👍1
کولاکوفسکی
محمدامین مروتی
لشک کولاکوفسکی در 1927 در لهستان به دنیا آمد. به حزب کمونیست پیوست ولی به تدریج و به خصوص پس از نقد کیش شخصیت استالین توسط خروشچف، به نوعی "سوسیالیسم با چهره انسانی" روی آورد که منجر به اخراج او از حزب کمونیست، به اتهام تجدید نظر طلبی(رویزیونیسم) و مهاجرتش به غرب شد.
در جریان نهضت همبستگی 1980 در لهستان، به کشور برگشت و در موقعیت رهبری فکری قرار گرفت. پس از آن کولاکوفسکی به ترکیبی از محافظه کاری و لیبرالیسم و سوسیالیسم معتقد شد که با هم قابلیت سازگاری دارند. در این باره مقاله ای خواندنی دارد با عنوان "من یک لیبرال سوسیالیست محافظه کارم".
وی همچنین به دین با قرائت عرفانی علاقمند شد و کتب زیادی در این مورد نوشت.
منبع:
درس گفتارهایی کوچک در باب مقولاتی بزرگ، لشک کولاکوفسکی، روشن وزیری، نشر نگاه معاصر
8 بهمن 1404
🙏3
راز زندگی:
بزرگترین راز زندگی و سعادت این است: به میزانی که دیگران را خوشحال می کنی، خوشحال می شوی و به میزانی که حال دیگران را می گیری، حال خودت هم بد می شود.
👍9❤2👏1
منتخب آثار شجریان
@bazmemusighi
منتخبی از آثار زنده یاد محمدرضا_شجریان را در ۳۰ دقیقه بشنویم و لذت ببریم...🎼
لیست قطعات این مجموعه:
۱- غلام چشم آن تُرکم
۲- یاد ایام
۳- گلچهره
۴- مرغ سحر
۵- آمدهام که سر نهم
۶- سلسله موی دوست
۷- ببار ای بارون
۸- صنما جفا رها کن
۹- سرو چمان
۱۰- دل بردی از من به یغما
۱۱- شیدایی
۱۲- رندان مست
امروز با استاد آواز…….
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
لیست قطعات این مجموعه:
۱- غلام چشم آن تُرکم
۲- یاد ایام
۳- گلچهره
۴- مرغ سحر
۵- آمدهام که سر نهم
۶- سلسله موی دوست
۷- ببار ای بارون
۸- صنما جفا رها کن
۹- سرو چمان
۱۰- دل بردی از من به یغما
۱۱- شیدایی
۱۲- رندان مست
امروز با استاد آواز…….
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
❤2👏1
مردان مریخی و زنان ونوسی
محمدامین مروتی
تفاوت مهم زنان و مردان این است که زنان وقتی با مردان سخن می گویند، هدفشان بیشتر درد دل کردن است تا مشورت و تقاضای راه حل. اما مردان می خواهند در نقش عقل برتر ظاهر شوند و مشکل گشایی کنند و همین رویکردهای متفاوت، گفتگو را بی حاصل و بی نتیجه می کند. زنان می خواهند رابطه برقرار کنند و دنبال گوشی برای شنیدن همدلانه اند، در حالی که مردان فکر می کنند زنان از آنان راه حل و راهنمایی می خواهند.
این قصه مردان مریخی و زنان ونوسی است. مریخ یا بهرام یا مارس سیاره جنگجویی است و ونوس یا زهره یا ناهید، سیاره زیبایی و دلربایی. در واقع زن و مرد در دو سیاره متفاوت زندگی می کنند و وقتی بخواهند به زمین بیایند و با هم بزیند، نباید یادشان برود مبدأ و عزیمتگاه شان کجا بوده است. تو گویی دست تقدیر می خواهد از برآیند یک تز و آنتی تز، سنتز پیچیده تر و کامل تری بسازد. چرا می گویم کاملتر، در حالی که ازدواج یعنی پذیرفتن بسیاری ار محدودیت ها؟ به خاطر این که بدون ازدواج، تجربه عشق برای انسان به ندرت حاصل می شود و عشق ارزشمندترین چیزی است که انسان در طول زندگیش تجربه می کند.
مردان باید بدانند نفس همدلی با زنان، مشکلشان را حل می کند و نباید با قضاوت کردن و راه حل دادن، موضوع را پیچ و تاب دهند.
مردان از عصر شکار به عنوان عنصر نان آور و اقتصادی خانواده شناخته و نقششان تثبیت شده و زنان به عنوان مظهر عطوفت و رابطه و خانه و خانواده داری. هر چند در عصر ما این نقش ها از چارچوب های گذشته خارج شده اند، اما کماکان رسوب دوران شکار در ساختار روانی و حتی ژنتیک ما باقی مانده است. به همین دلیل هنوز برای مردان کار و موفقیت مهمترین هدف در زندگی است و برای زنان ایجاد ارتباط. لذا مریخی ها انضباط و لباس کار برایشان اهمیت خاصی دارد در حالی که زن ها در لباس پوشیدن از هفت دولت آزادند و در یک روز ممکن است چند دست لباس عوض کنند. مردان دوست دارند از آنان کمک بخواهند و دوست ندارند زنان در نقش کمک کننده به آنان ظاهر شوند. در حالی که زنان دوست دارند به آنان کمک و توجه شود. زنان ونوسی با حرف زدن ارضا می شوند و مردان حوصله پرحرفی ندارند مگر در باره کار. به همین دلیل ونوسی ها گلایه دارند که مریخی ها به حرفشان گوش نمی دهند.
زنان در باره مسائل شخصی و خصوصی سخن می گویند و به همین دلیل گاهی رنگ غیبت می گیرد. مردان بیشتر در باره مسائل عمومی مثل بازار و سیاست حرف می زنند.
جان گری نویسنده کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی" می گوید با این مقدمات مردان و زنان اگر بخواهند ارتباط بهتری با هم داشته باشند، باید این تفاوت ها را بشناسند و در باره توقعات و احساسات و انتظارات متقابل شان با هم گفتگو کنند تا سرچشمه سوء تفاهمات و قضاوت های نادرست را ببندند.
منبع:
جان گری، ترجمه مهدی قراچه داغی، نشر البرز
14 خرداد 1405
❤4👍2👏1
نکته:
ازدواج هنر سازش است به کمک عشق ورزیدن، عقل ورزیدن و انصاف ورزیدن. (ماه عسل در پاریس، جوجو مویز)
🔥1👏1
Your mind is a magnet. if you think of blessings, you attract blessings; and if you think of problems, you attract problems. always cultivate good thoughts and remain positive and optimistic
ذهن تو آهنرباست. اگه به نعمت فکر میکنی، نعمت جذب میکنی و اگه به مشکلات فکر میکنی، مشکلات رو به سمت خودت جذب میکنی. همیشه افکار خوب رو پرورش بده و مثبت و خوش بین باقی بمون
🆔
ذهن تو آهنرباست. اگه به نعمت فکر میکنی، نعمت جذب میکنی و اگه به مشکلات فکر میکنی، مشکلات رو به سمت خودت جذب میکنی. همیشه افکار خوب رو پرورش بده و مثبت و خوش بین باقی بمون
🆔
👍3❤2
فانوس خیال
محمدامین مروتی
یکی از رباعی های صعب الفهم خیام این است:
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغدان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او حیرانیم
کلید فهم رباعی، عبارت "فانوس خیال" است.
بر مبنای قاموس های قدیمی، فانوسِ خیال، ابزاری که با حرارت شمع یا چراغ بهصورت دورانی به حرکت درمیآمد و تصاویر نقششده از بیرون آن بهصورت متحرک دیده میشد و یکی از این دو شکل را داشته است:
۱. تصاویر بر خود فانوس نقش میشدهاند (برهان؛ رشیدی؛ هدایت، همانجا)؛
۲. تصاویر بر کاغذ نقش شده و بریده و گرد فانوس چسبانده میشده است (غیاث).
به این ترتیب خیام به سادگی می گوید ما آن نقاشی ها و صورت هایی هستیم که بر گرد خورشید می چرخیم. معنی اش این است که مثل نقاشی، از خود اراده ای نداریم و بر یک مدار تکراری می چرخیم.
17 اسفند 1404
محمدامین مروتی
یکی از رباعی های صعب الفهم خیام این است:
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغدان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او حیرانیم
کلید فهم رباعی، عبارت "فانوس خیال" است.
بر مبنای قاموس های قدیمی، فانوسِ خیال، ابزاری که با حرارت شمع یا چراغ بهصورت دورانی به حرکت درمیآمد و تصاویر نقششده از بیرون آن بهصورت متحرک دیده میشد و یکی از این دو شکل را داشته است:
۱. تصاویر بر خود فانوس نقش میشدهاند (برهان؛ رشیدی؛ هدایت، همانجا)؛
۲. تصاویر بر کاغذ نقش شده و بریده و گرد فانوس چسبانده میشده است (غیاث).
به این ترتیب خیام به سادگی می گوید ما آن نقاشی ها و صورت هایی هستیم که بر گرد خورشید می چرخیم. معنی اش این است که مثل نقاشی، از خود اراده ای نداریم و بر یک مدار تکراری می چرخیم.
17 اسفند 1404
👏2👍1
فلسفه سیاسی ارسطو
محمدامین مروتی
ارسطو اول سه فرم حکومت را معرفی می کند:
پادشاهی یا حکومت فرد(مونارشی)، آریستوکراسی یا حکومت گروه و جمهوری یا حکومت مردم.
این ها فرم های حکومت هستند.
سپس هر فرم را دارای دو محتوای خوب و بد می داند.
یعنی پادشاهی خوب است اگر در خدمت جامعه و قانون باشد، ولی اگر به فکر قدرت خود و اطرافیانش باشد به تیرانی(جباریت) تبدیل می شود.
آریستوکراسی اگر حکومت نخبگان باشد و جامعه را خوب و قانونمند مدیریت کند، خوب است اما اگر به دست ثروتمندانی بیفتد که فقط منافع خود را دنبال می کنند، به "الیگارشی" تبدیل می شود.
جمهوری و دموکراسی اگر به نفع جامعه عمل کند و قانونمند باشد، خوب است ولی میتواند به عوام سالاری و هرج و مرج (غوغاسالاری) تبدیل شود.
می بینیم که فلسفه سیاسی ارسطو به عکس فلسفه سیاسی افلاطون منعطف و مصداق محور است در حالی که فلسفه سیاسی افلاطون، مدینه فاضله ای با مشخصات مطلق و از قبل تعریف شده است.
4 اسفند 1404
❤4
نکته فلسفی:
بر سواحل ناشناخته ردپایی دیدیم و برایش نظریه پردازی کردیم و با دنبال کردن این رد پا علوم مختلف را به وجود آوردیم و عاقبت متوجه شدیم آن رد پا، رد پای خودمان بوده است. (آرتور ادینگتون)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️90 نقاشی از آثار پابلو پیکاسو
هنر دروغی است که چشمانمان را به روی حقیقت باز میکند.
#پیکاسو
@NazariyehAdabi
هنر دروغی است که چشمانمان را به روی حقیقت باز میکند.
#پیکاسو
@NazariyehAdabi
🎐
ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است. بروید با کلمهی زیبای «نمیدانم» آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانیِ خود خواهید شد. ما گرفتار نادانی خود شدیم.
ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است. بروید با کلمهی زیبای «نمیدانم» آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانیِ خود خواهید شد. ما گرفتار نادانی خود شدیم.
#محمدابراهیم_باستانیپاریزی
👍8
در دنیا ٢ نوع دزد وجود داﺭد:
دزدان کوچک که پلیس آنها رﺍ دستگیر میکند.
دزدان بزرﮒ که پلیس از آنها محافظت میکند.
برتولت برشت
📝
دزدان کوچک که پلیس آنها رﺍ دستگیر میکند.
دزدان بزرﮒ که پلیس از آنها محافظت میکند.
برتولت برشت
📝
👍6👏4❤1
کراهت دروغ
محمدامین مروتی
مولانا در دفتر ششم می گوید اگر کراهتی نسبت به کاری در دل انسانی نیکدل بیفتد، حکمتی دارد و این زیرکی منشایی الهی دارد که از لوح محفوظ(علم خداوند) بر دل او تابیده:
۲۷۵۰ تَلْخ آمد بر دلِ چَغْز این حَدیث که مرا در عُقده آرَد این خَبیث
۲۷۵۱ هر کَراهَت در دلِ مَردِ بِهی چون دَر آیَد، از فَنی نَبْوَد تَهی
۲۷۵۲ وَصْفِ حَق دان آن فِراسَت را نه وَهْم نورِ دلْ از لوحِ کُل کردهست فَهْم
به عنوان مثال برادران یوسف از یعقوب خواستند یوسف را همراهشان بفرستد و قول دادند زیانی به او نرسد که نیت ما خیر است. کراهتی در دل یعقوب پدید آمد. برادران پرسیدند چرا به ما اعتماد نمی کنی تا او را با خود به گردش ببریم؟ یعقوب گفت دوری یوسف، دلم را به درد می آورد و حس خوبی به این کار ندارم؟
۲۷۵۸ نه که یَعْقوبِ نَبی آن پاکْ خو بَهْرِ یوسُف با همه اِخْوانِ او،
۲۷۵۹ از پدر چون خواسْتَندَش دادَران[1] تا بَرَندَش سویِ صَحرا یک زمان،
۲۷۶۰ جُمله گُفتَندَش مَیَنْدیش از ضَرَر یک دو روزش مُهْلَتی دِهْ ای پدر،
2761 که چرا ما را نمی داری امین، یوسف خود را به سیران و ظعین[2]
۲۷۶۲ تا به هم در مَرجها[3] بازی کُنیم ما درین دَعْوتْ اَمین و مُحْسِنیم،
۲۷۶۳ گفت این دانم که نَقْلَش از بَرَم میفُروزَد در دِلَم دَرد و سَقَم[4]
یعقوب می گوید دلم از نور خداوند روشن است و به من دروغ نمی گوید. اما از قضای الهی، یعقوب به دلیل قاطع دلش توجه نکرد و رویش حساب نکرد زیرا از قضای الهی، این بود که گرفتار عقل فلسفی شود:
۲۷۶۴ این دِلَم هرگز نمیگوید دُروغ که زِ نورِ عَرش دارد دلْ فُروغ
۲۷۶۵ آن دَلیلِ قاطِعی بُد بر فَساد وَز قَضا آن را نکرد او اِعْتِداد
۲۷۶۶ دَر گُذشت از وِیْ نشانی آنچُنان که قَضا در فلسفه بود آن زمان
24 اردیبهشت 1405
[1] داران یعنی برادران
[2] سیران: گردش/ ظعین: کوچیدن
[3] مرج: مرغزار
[4] سقم: بیماری
❤4👍1
نکته اجتماعی:
هرکسی که ملاقات میکنید در حال جنگ در میدانی است که شما هیچ چیز دربارهاش نمیدانید.
“مهربان باشیم. همیشه.”
👌4❤1😁1