نکته فلسفی:
بر سواحل ناشناخته ردپایی دیدیم و برایش نظریه پردازی کردیم و با دنبال کردن این رد پا علوم مختلف را به وجود آوردیم و عاقبت متوجه شدیم آن رد پا، رد پای خودمان بوده است. (آرتور ادینگتون)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️90 نقاشی از آثار پابلو پیکاسو
هنر دروغی است که چشمانمان را به روی حقیقت باز میکند.
#پیکاسو
@NazariyehAdabi
هنر دروغی است که چشمانمان را به روی حقیقت باز میکند.
#پیکاسو
@NazariyehAdabi
🎐
ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است. بروید با کلمهی زیبای «نمیدانم» آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانیِ خود خواهید شد. ما گرفتار نادانی خود شدیم.
ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است. بروید با کلمهی زیبای «نمیدانم» آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانیِ خود خواهید شد. ما گرفتار نادانی خود شدیم.
#محمدابراهیم_باستانیپاریزی
👍8
در دنیا ٢ نوع دزد وجود داﺭد:
دزدان کوچک که پلیس آنها رﺍ دستگیر میکند.
دزدان بزرﮒ که پلیس از آنها محافظت میکند.
برتولت برشت
📝
دزدان کوچک که پلیس آنها رﺍ دستگیر میکند.
دزدان بزرﮒ که پلیس از آنها محافظت میکند.
برتولت برشت
📝
👍6👏4❤1
کراهت دروغ
محمدامین مروتی
مولانا در دفتر ششم می گوید اگر کراهتی نسبت به کاری در دل انسانی نیکدل بیفتد، حکمتی دارد و این زیرکی منشایی الهی دارد که از لوح محفوظ(علم خداوند) بر دل او تابیده:
۲۷۵۰ تَلْخ آمد بر دلِ چَغْز این حَدیث که مرا در عُقده آرَد این خَبیث
۲۷۵۱ هر کَراهَت در دلِ مَردِ بِهی چون دَر آیَد، از فَنی نَبْوَد تَهی
۲۷۵۲ وَصْفِ حَق دان آن فِراسَت را نه وَهْم نورِ دلْ از لوحِ کُل کردهست فَهْم
به عنوان مثال برادران یوسف از یعقوب خواستند یوسف را همراهشان بفرستد و قول دادند زیانی به او نرسد که نیت ما خیر است. کراهتی در دل یعقوب پدید آمد. برادران پرسیدند چرا به ما اعتماد نمی کنی تا او را با خود به گردش ببریم؟ یعقوب گفت دوری یوسف، دلم را به درد می آورد و حس خوبی به این کار ندارم؟
۲۷۵۸ نه که یَعْقوبِ نَبی آن پاکْ خو بَهْرِ یوسُف با همه اِخْوانِ او،
۲۷۵۹ از پدر چون خواسْتَندَش دادَران[1] تا بَرَندَش سویِ صَحرا یک زمان،
۲۷۶۰ جُمله گُفتَندَش مَیَنْدیش از ضَرَر یک دو روزش مُهْلَتی دِهْ ای پدر،
2761 که چرا ما را نمی داری امین، یوسف خود را به سیران و ظعین[2]
۲۷۶۲ تا به هم در مَرجها[3] بازی کُنیم ما درین دَعْوتْ اَمین و مُحْسِنیم،
۲۷۶۳ گفت این دانم که نَقْلَش از بَرَم میفُروزَد در دِلَم دَرد و سَقَم[4]
یعقوب می گوید دلم از نور خداوند روشن است و به من دروغ نمی گوید. اما از قضای الهی، یعقوب به دلیل قاطع دلش توجه نکرد و رویش حساب نکرد زیرا از قضای الهی، این بود که گرفتار عقل فلسفی شود:
۲۷۶۴ این دِلَم هرگز نمیگوید دُروغ که زِ نورِ عَرش دارد دلْ فُروغ
۲۷۶۵ آن دَلیلِ قاطِعی بُد بر فَساد وَز قَضا آن را نکرد او اِعْتِداد
۲۷۶۶ دَر گُذشت از وِیْ نشانی آنچُنان که قَضا در فلسفه بود آن زمان
24 اردیبهشت 1405
[1] داران یعنی برادران
[2] سیران: گردش/ ظعین: کوچیدن
[3] مرج: مرغزار
[4] سقم: بیماری
❤4👍1
نکته اجتماعی:
هرکسی که ملاقات میکنید در حال جنگ در میدانی است که شما هیچ چیز دربارهاش نمیدانید.
“مهربان باشیم. همیشه.”
👌4❤1😁1
شناخت درمانی
محمدامین مروتی
مبنای شناخت درمانی این است که تصور و تلقی ماست که باعث برخورد غیرمنطقی می شود و اگر این سد برداشته شود، می توان راه حل واقع بینانه مسائل را پیدا کرد. در روانکاوی مبنای مشکلات سرکوب احساسات در زمان کودکی است و یافتن آن ها به حل مسئله کمک می کند و در روانپزشکی منشأ مشکلات اختلالات شیمیایی است که باید با دارو متعادل گردند. ولی در شناخت درمانی مشکلات دوران کودکی و حتی استفاده از داروها اولویت ندارند. تفکر منطقی و انتقادی به راه حل و شناخت درمانی با سرعت بیشتری باعث رسیدن به نتایج پایدارتری می شود.
بنابراین در بسیاری از جاها به جای عبارت "اختلالات روانی" و "روان درمانی"، بهتر است که از " اختلالات شناختی" و "شناخت درمانی" سخن بگوییم.
زیرا عمده مشکلات ما در نشناختن منطق مکالمه و مکالمه منطقی است. شناخت ها و باورهایی که ممکن است در طول زندگی و به خصوص در کودکی و نوجوانی، در ذهن ما نشسته و رسوب کرده باشند و هرگز مورد چالش شناختی و تجدید نظر قرار نگرفته اند.
از جمله اصول شناخت درمانی نفی مطلق نگری(همه یا هیچ یا سیاه و سفید دیدن مسائل)، نفی تعمیم مبالغه آمیز، نفی نتیجه گیری شتابزده، توجه به جنبه های مثبت، برچسب نزدن و نقد عمل به جای نقد شخصیت، پذیرش واقعیت به جای انکار و جنگیدن با آن و مهارت های گوش دادن است.
مهارت های گوش دادن عبارتند از یافتن نکات مثبت سخن گوینده، اندیشیدن و احساس همدلانه به گونه ای که بتوانیم بهترین خلاصه ممکن را از نظر او بیان کنیم. سوال کردن ظریف برای فهم بیشتر منظور گوینده.
در مقام بیان احساس هم بیشتر احساس خود را بیان کنید تا قضاوت راجع به دیگری. یعنی از عبارت "من احساس می کنم ناراحتم یا..." به جای "تو چنین و چنان..." استفاده کنید.
منبع:
از حال بد به حال خوب، دیوید برنز، ترجمه مهدی قراچه داغی، نشر البرز
شناخت درمانی و مشکلات روانی، دیوید برنز، ترجمه مهدی قراچه داغی، نشر البرز
17 خرداد 1404
👍2
نکته روانشناسی:
سلامتروان چیست؟ توانایی دیدنِ خود از بیرون و دیدنِ دیگری از درون. (اتوکرنبرگ)
❤3
هورمونها و اخلاق: آیا پرکاری تیروئید میتواند بر ویژگیهای شخصیتی ما اثر بگذارد؟
همه میدانیم که غده تیروئید نقش مهمی در تنظیم انرژی و متابولیسم بدن دارد. اما یک پژوهش جدید و جالب که در ژورنال Current Psychology منتشر شده، نشان میدهد که تأثیر این غده کوچک ممکن است فراتر از جسم باشد و حتی بر ویژگیهای شخصیتی و نحوه تعامل ما با دیگران اثر بگذارد.
«چهارگانه تاریک» شخصیت چیست؟
در روانشناسی، این اصطلاح به مجموعهای از چهار ویژگی شخصیتی اشاره دارد که میتوانند در روابط اجتماعی چالشبرانگیز باشند:
۱. ماکیاولیسم: تمایل به دستکاری دیگران برای رسیدن به اهداف خود.
۲. خودشیفتگی: احساس خودبزرگبینی و استحقاق.
۳. سایکوپاتی (روانآزاری): کاهش همدلی و رفتارهای تکانشی.
۴. سادیسم: لذت بردن از آزار دیگران.
محققان با مقایسه سه گروه (افراد سالم، مبتلایان به کمکاری تیروئید و مبتلایان به پرکاری تیروئید) دریافتند که گروه مبتلا به «پرکاری تیروئید» نمرات بالاتری در ویژگیهای «چهارگانه تاریک» (به جز خودشیفتگی که تفاوت معناداری نداشت) کسب کردند. جالب اینجاست که در گروه «کمکاری تیروئید»، هیچ تفاوت معناداری با افراد سالم مشاهده نشد.
چرا این اتفاق میافتد؟
محققان معتقدند که این موضوع ریشه در «فیزیولوژی» دارد، نه ذات فرد. هورمونهای تیروئید فعالیت سیستم عصبی را افزایش میدهند. در حالت پرکاری، بدن در یک وضعیت «برانگیختگی بیش از حد» دائمی قرار دارد که میتواند منجر به کاهش کنترل تکانه، بیقراری و تحریکپذیری شود. این وضعیت فیزیولوژیک ممکن است خود را به صورت رفتارهایی نشان دهد که ما آنها را به عنوان ویژگیهای شخصیتی منفی (مانند کاهش همدلی یا پرخاشگری) تفسیر میکنیم.
پیام اصلی: همدلی بیشتر
هدف این پژوهش، قضاوت بیماران نیست، بلکه ایجاد درک عمیقتر است. این یافتهها به ما یادآوری میکنند که گاهی اوقات، رفتارهای ناخوشایند یک فرد ممکن است ریشه در یک عدم تعادل هورمونی پنهان داشته باشد. شناخت این ارتباط میتواند به پزشکان و اطرافیان بیماران کمک کند تا با دلسوزی و صبر بیشتری با تغییرات رفتاری آنها برخورد کنند.
[منبع]
@Science_Focus
همه میدانیم که غده تیروئید نقش مهمی در تنظیم انرژی و متابولیسم بدن دارد. اما یک پژوهش جدید و جالب که در ژورنال Current Psychology منتشر شده، نشان میدهد که تأثیر این غده کوچک ممکن است فراتر از جسم باشد و حتی بر ویژگیهای شخصیتی و نحوه تعامل ما با دیگران اثر بگذارد.
«چهارگانه تاریک» شخصیت چیست؟
در روانشناسی، این اصطلاح به مجموعهای از چهار ویژگی شخصیتی اشاره دارد که میتوانند در روابط اجتماعی چالشبرانگیز باشند:
۱. ماکیاولیسم: تمایل به دستکاری دیگران برای رسیدن به اهداف خود.
۲. خودشیفتگی: احساس خودبزرگبینی و استحقاق.
۳. سایکوپاتی (روانآزاری): کاهش همدلی و رفتارهای تکانشی.
۴. سادیسم: لذت بردن از آزار دیگران.
محققان با مقایسه سه گروه (افراد سالم، مبتلایان به کمکاری تیروئید و مبتلایان به پرکاری تیروئید) دریافتند که گروه مبتلا به «پرکاری تیروئید» نمرات بالاتری در ویژگیهای «چهارگانه تاریک» (به جز خودشیفتگی که تفاوت معناداری نداشت) کسب کردند. جالب اینجاست که در گروه «کمکاری تیروئید»، هیچ تفاوت معناداری با افراد سالم مشاهده نشد.
چرا این اتفاق میافتد؟
محققان معتقدند که این موضوع ریشه در «فیزیولوژی» دارد، نه ذات فرد. هورمونهای تیروئید فعالیت سیستم عصبی را افزایش میدهند. در حالت پرکاری، بدن در یک وضعیت «برانگیختگی بیش از حد» دائمی قرار دارد که میتواند منجر به کاهش کنترل تکانه، بیقراری و تحریکپذیری شود. این وضعیت فیزیولوژیک ممکن است خود را به صورت رفتارهایی نشان دهد که ما آنها را به عنوان ویژگیهای شخصیتی منفی (مانند کاهش همدلی یا پرخاشگری) تفسیر میکنیم.
پیام اصلی: همدلی بیشتر
هدف این پژوهش، قضاوت بیماران نیست، بلکه ایجاد درک عمیقتر است. این یافتهها به ما یادآوری میکنند که گاهی اوقات، رفتارهای ناخوشایند یک فرد ممکن است ریشه در یک عدم تعادل هورمونی پنهان داشته باشد. شناخت این ارتباط میتواند به پزشکان و اطرافیان بیماران کمک کند تا با دلسوزی و صبر بیشتری با تغییرات رفتاری آنها برخورد کنند.
[منبع]
@Science_Focus
PsyPost
Surprising link found between hyperthyroidism and dark personality traits
Do hormones shape your character? New research links hyperthyroidism to the "Dark Tetrad" of personality. The study found that people with overactive thyroids reported higher levels of Machiavellianism, psychopathy, and sadism compared to those with hypothyroidism.
👍2❤1👏1
کید زنان و کید شیطان
محمدامین مروتی
در سوره یوسف آمده که مکر زنان بزرگ است:
سوره يوسف آیه 28: فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ: چون ديد جامهاش از پس دريده است، گفت: اين از مكر شما زنان است، كه مكر شما زنان مكرى بزرگ است.
از آن سوی در سوره نساء می فرماید مکر شیطان ضعیف است:
سوره نساء آیه 76: .... فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفاً :... با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان [در نهايت] ضعيف است.
این مقایسه می تواند شبهه بزرگی در ذهن نسبت به رویکرد مردسالارانه قرآن ایجاد کند.
اما اگر بدانیم که قرآن خاص و عام دارد و هر نکته ای در جای خودش نیکوست، باید بگوییم مکر زنان به نیرنگ زلیخا در مقابل انسان پاکی چون یوسف مطرح می شود و مکر شیطان در مقابل انسان های مصمم و مومن ضعیف است وگرنه مکر زلیخا هم به نوعی مکر شیطان است و در مقابل آن قرار نمی گیرد.
توجه به رتوریک قرآنی نیز به حل مشکل کمک می کند. آیه دوم در مقام تشجیع و تهییج مومنان است و آیه اول در مقام بیان ضعف نفس زلیخا و کف نفس یوسف.
24 اردیبهشت 1405
❤3👏1🙏1
از استرس تا افسردگی
استرس بیماری قرن لقب گرفته و نسبتی با شتابزدگی انسان معاصر دارد. استرس نوعی فشار روانی است که در نتیجه ترس از آینده به وجود می آید. مثل ترس از امتحان، ترس از عدم تعدل دخل و خرج، ترس از بدهی و زندان، ترس از بیماری، ترس از مشکلات خانوادگی و ....
استرس موجب بی خوابی و گفتگوی درونی و اختلال در تغذیه و حتی بیماری های گوارشی می شود. زیرا خون بیشتر به عضلات و ریه می رسد و صرف افزایش ضربان و تنفس می شود. همچنین استرس باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن می شود.
استرس با سرعت دادن به زمان، انسان را پیرتر می کند.
استرس تا حدی طبیعی است و در بسیاری مواقع نتیجه تفکر غیرمنطقی و مبالغه آمیز نسبت به عواقب و نتایج کار است. میزان طبیعی آن برای هشیار بودن نسبت به مشکل خوب است و میزان غیرمنطقی را می توان از جمله با تفکر منطقی مهار کرد.
بی خوابی مشکل شایع قرن ماست.
راه حلش رفتن به بستر، بستن چشمها، مقاومت نکردن در مقابل افکار و احساسات و همچنین گاهی شنیدن موسیقی ملایم و شمارش اعداد یا دنبال کردن تنفس و حواس قسمت های مختلف بدن، تمرکز بر تنفس دیافراگمی و شکمی، فکر کردن راجع به موضوعات فکری و علمی است.
فعالیت بدنی و خواب نیمروز(به شرطی که سبک و زیر نیم ساعت باشد) هم به راحت خوابیدن کمک می کند.
خستگی مزمن بیشتر ناشی از بیماری های مزمن است. خستگی مزمن می تواند به ضعف و لذت نبردن از زندگی و سپس به افسردگی منجر شود. در این حالت خواب و اشتها کم می شود.
بیست درصد عوامل خستگی مزمن ریشه بیماری و پزشکی دارند. بیماری هایی مثل اختلال غدد و کم خونی. اما هشتاد درصد بقیه به سبک زندگی و به خصوص ورزش نکردن و کم تحرکی برمی گردد. ورزش هم باید هر روزه یا یک روز در میان (حداقل به مدت 15 تا 20 دقیقه) باشد و فاصله بیشتر، خاصیت آن را به شدت کاهش می دهد.
👍2🙏2❤1
هنر زیستن:
نظم و ترتیب در زندگی، به ذهن ما نظم و ترتیب و اعتماد به نفس و احساس سوار بودن بر کار و احساس معنی دار بودن زندگی می دهد. هیچ انسان نامنظمی، خوشبخت نیست.
👍4👌1
در طهران، که پایتخت ایران و گرانترین شهرهای کشور است، یک خانواده که مرکب از یک شوهر و یک زن و دو طفل باشد، با روزی ده شاهی به راحتی و با روزی یک قِران با کمال خوشی زندگی مینماید و حال آنکه همین خانواده در پاریس، با پنجاه فرانک نمیتواند اینطور زندگی کند. علت این ارزانی و فراوانی فوقالعاده، نبودن هیچ نوع مالیات است.
سال ۱۸۵۶
#کنت_گوبینو
👍2💔2❤1🔥1
«ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشتهای دلپذیر...
و همین ...»
سهراب سپهری
@molanatarighat
و همین ...»
سهراب سپهری
@molanatarighat
👏6
داستانک: پیرمردی هر روز تو محله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد. روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش. پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه پسرجان.
پسرک گفت: پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم.🥹
❤🔥6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایتی از آدری هپبورن در دوران جنگ.....
😢2
مبالغات مولانا
محمدامین مروتی
دلیل سخنان مبالغه آمیز مولانا در حق صوفیه و اهل دل، عاشقی است. عاشق طبیعتاً اهل مبالغه در حق معشوق است. نه تنها عیب او را نمی بیند بلکه حسن او را به اوج فلک می رساند. عاشق اگر در حق معشوق اغراق نکند، عاشق نیست. اغراق، بخشی از عشق و عاشقی است.
در تحلیل منطقی ادبیات تعلیمی صوفیه نظیر مثنوی، باید این مبالغات را به حساب شور و شوق عاشقی گذاشت نه واقع نمایی. می توان و باید هسته معقول تعلیم را برگرفت و حواشی عاطفی اش را فروگذاشت.
در مورد شخص مولانا، رابطه عمیق و بی نظیری که با شمس داشته، مزید بر علت هم شده. به گونه ای که بخش زیادی از اغراق هایش به تعلق خاطر ویژه ای برمی گردد که به شمس داشته است و بعضاً مردان خدا و اهالی دل را به چشم شمس می نگریسته و در حق ایشان اغراق هم می کرده است.
شاید مهمترین دلیل آن جفایی باشد که مریدان مولانا در حق شمس داشته اند و به شکلی آگاهانه و نیمه آگاهانه بر مبلغ این مبالغات افزوده است.
20 فروردین 1405
❤3👍1