کانال محمد امین مروتی
1.87K subscribers
2.11K photos
1.93K videos
142 files
2.98K links
Download Telegram
هنر زیستن:
نظم و ترتیب در زندگی، به ذهن ما نظم و ترتیب و اعتماد به نفس و احساس سوار بودن بر کار و احساس معنی دار بودن زندگی می دهد. هیچ انسان نامنظمی، خوشبخت نیست.
👍4👌1
در طهران، که پایتخت ایران و گران‌ترین شهرهای کشور است، یک خانواده که مرکب از یک شوهر و یک زن و دو طفل باشد، با روزی ده شاهی به راحتی و با روزی یک قِران با کمال خوشی زندگی می‌نماید و حال آنکه همین خانواده در پاریس، با پنجاه فرانک نمی‌تواند اینطور زندگی کند. علت این ارزانی و فراوانی فوق‌العاده، نبودن هیچ نوع مالیات است.

سال ۱۸۵۶


#کنت_گوبینو
👍2💔2❤1🔥1
«ایران مادرهای خوب دارد و غذاهای خوشمزه و روشنفکران بد و دشت‌های دلپذیر...
و همین ...»

سهراب سپهری
@molanatarighat
👏6
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم.
#سهراب_سپهری
❤5😢1🕊1
داستانک: پیرمردی هر روز تو محله پسرکی رو با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد. روزی رفت و یه کفش کتونی نو خرید و اومد به پسرک گفت: بیا این کفشا رو بپوش. پسرک کفشا رو پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدایید؟
پیرمرد لبش را گزید و گفت نه پسرجان.
پسرک گفت: پس دوست خدایی، چون من دیشب فقط به خدا گفتم کفش ندارم.🥹
❤‍🔥6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایتی از آدری هپبورن در دوران جنگ.....
😢2
مبالغات مولانا

 
محمدامین مروتی
 
دلیل سخنان مبالغه آمیز مولانا در حق صوفیه و اهل دل، عاشقی است. عاشق طبیعتاً اهل مبالغه در حق معشوق است. نه تنها عیب او را نمی بیند بلکه حسن او را به اوج فلک می رساند. عاشق اگر در حق معشوق اغراق نکند، عاشق نیست. اغراق، بخشی از عشق و عاشقی است.
در تحلیل منطقی ادبیات تعلیمی صوفیه نظیر مثنوی، باید این مبالغات را به حساب شور و شوق عاشقی گذاشت نه واقع نمایی. می توان و باید هسته معقول تعلیم را برگرفت و حواشی عاطفی اش را فروگذاشت.
 
در مورد شخص مولانا، رابطه عمیق و بی نظیری که با شمس داشته، مزید بر علت هم شده. به گونه ای که بخش زیادی از اغراق هایش به تعلق خاطر ویژه ای برمی گردد که به شمس داشته است و بعضاً مردان خدا  و اهالی دل را به چشم شمس می نگریسته و در حق ایشان اغراق هم می کرده است.
شاید مهمترین دلیل آن جفایی باشد که مریدان مولانا در حق شمس داشته اند و به شکلی آگاهانه و نیمه آگاهانه بر مبلغ این مبالغات افزوده است.
 
20 فروردین 1405
❤3👍1
نکته فلسفی:
آیا به شما نگفتم که هگل باهوش‌ترین ابله تاریخ جهان بوده است و آن‌هایی که از او پیروی کردند، فقط در حماقتش از او پیشی گرفتند، ولی هیچ‌وقت به حد هوش او نرسیدند. آن‌ها که منتقدانه از او پیروی کردند، گفتند هگل دچار توهم بود، ما دیگر توهم نداریم. (مانس اشپربر، قطره اشکی در اقیانوس)
شوخی با هوش مصنوعی

@rahi_be_rahaei
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی برای بهتر شدن حال کسی هیچ کاری از دستت برنمیاد حداقل یاد بگیر چطوری حرف بزنی

/
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فیلم : «دوازده مرد خشمگین»

کارگردان : سیدنی لومِت
حدود 96 دقیقه
امتیاز IMDB 9
و یکی از برترین فیلم‌های تاریخ سینما در رتبه‌بندی IMDb قرار دارد

خلاصه‌ی داستان (IMDb):

هیئت منصفه‌ای متشکل از دوازده مرد باید دربارهٔ بی‌گناهی یا گناهکاری یک نوجوان متهم به قتل پدرش تصمیم بگیرند. در ابتدا اکثر اعضا رأی به گناهکار بودن می‌دهند، اما یکی از آنها (عضو شماره 8) به‌جای پذیرش سریع حکم، تأکید دارد که باید دربارهٔ مدارک و شک منطقی بیشتر بحث شود و این شروع مناظره‌ای عمیق دربارهٔ عدالت، تعصب و انسانیت است.

همیشه حق با اکثریت نیست!

فیلم «دوازده مرد خشمگین» شاهکار سینمای جهان در ستایش تردید است، در ستایش اقلیت و در ستایش گفتگو، که چگونه می‌شود با تردید در یقین اکثریت، حقیقت را آشکار کرد.
@Beheshteketab
👍4❤1👏1
ویژگی های ملت ها

 
محمدامین مروتی
 
چیزی به نام "شخصیت ملی" یا ویژگی های ملی در زبان مردم وجود دارد. مثلاً خوشرویی آمریکایی ها قابل اعتماد بودن انگلیس ها و انضباط آلمانی ها و خونگرمی ایتالیایی ها و بذله گویی فرانسوی ها و هوش یهودیان و سخت کوشی چینی ها و ژاپنی ها و مهمان نوازی ایرانی ها. در عین حال ویژگی های منفی هم به ان ها نسبت داده می شود مثل ساده لوحی آمریکایی ها و سردی انگلیس ها و جدی نبودن فرانسوی ها و حقه بازی ایتالیایی ها و.....
ژاپنی ها می گویند آمریکایی ها مردمان تنبلی هستند و آمریکایی ها همین را به انگلیسی ها و انگلیسی ها به اروپایی ها و اروپایی ها به مردم خاورمیانه می گویند و اصفهانی ها و تبریزی ها به شیرازی ها و کردها.
آلمانی ها و اطریش ها در زمینه موسیقی و فلسفه برجسته ترند. انگلیسی ها در زمینه اقتصاد و فرانسوی ها در زمینه جامعه شناسی.
حتی هر ملتی یک ورزش محبوب دارد که به مذاق سایر ملل خوش نمی آید. مثل بیس بال در آمریکا و کریکت در انگلستان و کشتی در ایران و ....فوتبال در میان ورزش ها استثناست و محبوب همگان و البته بیشتر مردان است.
 
نکته مهم این است که هر کسی از دید خود این داوری ها را انجام می دهد و چه بسا این داروی ها بیش از آن که گویای ویژگی ملل دیگر باشد، آینه شخصیت داوری کنندگان باشد.
 
منبع:
درس گفتارهایی کوچک در باب مقولاتی بزرگ، لشک کولاکوفسکی، روشن وزیری، نشر نگاه معاصر
 
13 اسفند 1404
👍2❤1
نکته زیستی:
صبح که از خواب بیدار می شوی به خودت یادآوری کن امروز با کسانی روبه رو می شوم که فضول ناسپاس خود خواه و پر مدعا هستند؛ اما من نباید بگذارم هیچ کدامشان مهربانی من را کمرنگ کنند. (مارکوس اورلیوس)
❤‍🔥5
فلسفه دولت و اصالت جمع

 
محمدامین مروتی
 
فلسفه دولت:
تشکیل و تاسیس تدریجی دولت ها، به لحاظ فلسفه و حکمت عملی ناظر به رفع تخاصمات به زور است. همانگونه که هابز در لویاتان می گوید طبق قراردادی نانوشته مردم قدرت های فردی خود را به نهادی به نام دولت واگذار می کنند تا این نهاد، با تکیه به قدرت مافوق و برتر و به نمایندگی از مردم، تخاصمات و اختلافات را در چارچوب مورد توافقی به نام قانون حل و فصل کند.
از این منظر دولت یک نهاد معقول و قانونی و مشروع و مفید است.
حالا سوال این است که چگونه می توان ضمن استفاده از فواید این واگذاری قدرت، مانع تبدیل این لویاتان به چیزی شد که منافع مردم، را به تکیه به زوری که همان مردم بدو وانهاده اند، پایمال کند. چگونه می توان مانع از این شد که دولت به جای نمایندگی از منافع مردم، نماینده منافع خود شود؟
بحث تفکیک قوا و دموکراسی و انتخاب در اینجاست که به میان می آید.
تا اینجا می دانیم که از وجود دولت گریزی و گزیری نیست. صحبت بر سر نظارت و کنترل موثر آن است به نحوی که کارآمدی آن کماکان حفظ شود.
 
صدای خدا و تاریخ:
معقول و ضروری بودن وجود دولت، بعضی نظریه پردازان را دچار اشتباهاتی از آن قبیل که هگل و هگلیان های راست و چپ دچارش شدند، کرد.
هگل به آنجا رسید که گفت دولت در سیر تکامل دیالکتیکی روح یا ایده مطلق، بالاترین نظامی است که خداوند محقق کرده و حتی آن را صدای خدا دانست. مشکل از همین جا شروع می شود که اگر دولت صدا و سخنگوی خداست، کسانی که قصد اعتراض به عملکرد آن را داشته باشند، با خدا در افتاده اند. آن دسته از شاگردان هگل که به خدا باور نداشتند، خدای تاریخ را جای آن گذاشتند. به این معنا که تاریخ از مراحل معینی می گذرد و آن کس که مرحله تاریخی تکامل جامعه خود را بداند، نوک پیکان تاریخ و پیشرو و پیشتاز تاریخ و بلکه نماینده و سخنگو و صدای آن مرحله تاریخی خواهد بود. با چنین تفکر و فروضی است که مارکسیسم، خود را نماینده طبقات پیشرو می داند و برای آزادی در معنای فردی آن ارزشی قائل نیست.
پیش فرض نادرست دیگری که هگل رواج داد این بود که دولت نماینده مردم و جمع است و خواسته های فردی در مقابل آن بی ارزش و ضدتاریخی است.
در نتیجه گفته می شود آزادی فردی و بورژوایی آزادی کاذب است و آزادی حقیقی در تبعیت آحاد مردم از دولت و حزب است. ناگفته پیداست که این معنا از آزادی کاملاً در مقابل فهم عمومی و متعارف از آزادی است.
به همین دلیل اولین کاری که یک دیکتاتور می کند، معنا زدایی از کلمات و بازتعریفشان مطابق میل و منافع خود است.
 
اصالت جمع:
اصالت دادن به جمع در مقابل فرد، قدم دیگری در جهت دیکتاتوری به نام جمع است. از طرفی دولت نماینده تاریخی ملت است و از طرفی مخالفت فردی با آن باید سرکوب شود. در حالی که فلسفه نمایندگی دولت حمایت از آزادی های فردی جامعه در چارچوب قانون بود. این نمایندگی نه از طرف تاریخ، بلکه ضمن یک قرارداد نانوشته به دولت داده شده بود. طبیعی است کسی که خود را نماینده تاریخ و خدا می داند، نیازی به تجدید قرارداد از طریق رای مردم ندارد و با تکیه به این نمایندگی، منافع خود را همان منافع جمع و مردم جلوه می دهد.
 
مغلطه و محتوا زدایی از کلمات:
همه این تداخلات مفهومی بین دولت و ملت، مبنای استدلال هایی پر از سفسطه می شود به گونه ای که ملت و مردم واقعی آنانی هستند که از منویات حزب و رهبر آن حمایت کنند ولو این که در اقلیت مطلق باشند.
این اشکال در واژه های دیگری نظیر کاپیتالیسم و سوسیالیسم هم وجود دارد. اولین چیزی که از شنیدن این واژه ها در ذهن مخاطب شکل می گیرد این است که کاپیتالیسم یعنی سرمایه سالاری و حکومت سرمایه داران و سوسیالیسم یعنی حکومت مردم و جمع. در حالی که معنای واقعی اولی، رقابت آزاد اقتصادی قانونمند است و معنای دومی برنامه ریزی اقتصادی متمرکز و هدایت شده از طرف حزب. اتفاقاً اولی به مردم و نظر مردم ربط دارد و دمی ربطی به ایده ها و ایدئال های مردم ندارد.
همینطور اصالت جمع اگر به معنی نقش مردم در تعیین سرنوشت شان باشد سخن درستی است اما اگر به معنی واگذار کردن این نقش به دولت و حزب باشد، بی محتوا و سفسطه آمیز است.
اصالت فرد هم اگر به معنی نقش تک تک افراد در تعیین سرنوشت باشد، عین اصالت دادن به جمع این افراد است نه مقابل آن. در حالی که طرفداران اصالت جمع وانمود می کنند فردگرایی به معنی خودخواهی و رفتن به دنبال منافع فردی در تقابل با منافع جمعی است.
از همین رو تحلیل معنای کلمات، آن گونه که در فلسفه تحلیلی مرسوم است، اولین قدم در تشخیص سفسطه هایی است که زیر عنوان استدلال طرح و ارائه می شوند.
 
3 خرداد 1405
👍5
زندگی خوب:

باید آدم‌ها را مثل کتاب‌ها ورق زد؛ از بعضی فصل‌ها سریع گذشت، بعضی صفحات را بارها و بارها خواند، و بعضی آدم‌ها را در همان فصل‌های اول جا گذاشت و کتاب را بست. اما زندگی، یک کتابِ زنده است؛ تو ناچاری تمامِ فصل‌هایش را با همان آدم‌هایی که هستند، تا انتها زندگی کنی…

فرناندو پسوآ
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعریف عشق از زبان یک فیلسوف کوچک

گاهی حقیقت‌ها را باید از کودکان شنید؛ درست مثل همین دختربچه بامزه‌ای که در این ویدئو از «عشق به خود» می‌گوید.
شاید تصور کنیم دوست داشتن خود به معنای خودخواهی است، اما روان‌شناسی بارها نشان داده که خوددوستی، ریشه‌ی اصلی سلامت روان، روابط سالم و رشد فردی است
👍4🥰4
منطق تحولات و اصلاح پذیری
 
اصلاح یا انقلاب:
تحولات اجتماعی تدریجی و بیش از هر چیزی متاثر از پیشرفتهای تکنولوژیک و اختراعات اند. تقریباً تمام تحولات مثبت در دنیا ناشی از اصلاحات تدریجی و گفتگو و خرد جمعی بوده اند. برخلاف مشهور این تحولات ناشی از انقلابات نیستند و بالعکس انقلابات عموماً نقش مثبتی در این تحولات نداشته اند و غالباً به دلیل داشتن صبغه ایدئولوژیک، بر سر راه پیشرفتهای متعارف، سنگ اندازی می کنند.
 
منطق پیشرفت:
حتی سیستم های ایدئولوژیک برآمده از انقلابات که به احزاب و اپوزیسیون مجال فعالیت نمی دهند هم با تاخیر کم یا زیاد تحت تاثیر پیشرفتهای دنیا قرار می گیرند و برای اینکه زیاد از قافله تمدن عقب نمانند، در درون خود شروع به اختلاف نظر و اپوزیسیون سازی می کنند. واقعیتی که چپ لنینی و استالینی، نام فراکسیون سازی بدان داده بود و آن را نیز تحمل نمی کرد. این بدان علت است که پیشرفت نوعی جبر تاریخی است و به قولی موش کور تاریخ راه خود را باز می کند و پیش می رود. البته این جبر از نوع دترمینیسم های ایدئولوژیک و متافیزیکی نیست، بلکه با عاملیت انسان ها و از طریق این عاملیت، راهش را باز می کند و فردا فرد انسان ها بالذاته به دنبال پیشرفت اند و انتظارات و خواسته هایشان در جامعه منعکس و اجتماعی می شود.
 
اصلاح پذیری:
به نظر لشک کولاکوفسکی در مقاله"تزهایی در باب امید و نومیدی"(1971)، هرگز نمی توان از اصلاح ناپذیری حکومتها به طور مطلق سخن گفت. این ادعا بر منطق همه یا هیچ چیز استوار است. زیرا سیستمهای ایدئولوژیک نیز دارای تناقضات درونی خود هستند که انسجامشان را به چالش می کشد. این سیستم ها مرگی کند و آرام تر دارند. پرخاشگری و خشونت شان نیز ناشی از ترس و عدم داشتن پاسخ منطقی است.
 
اتحاد شوروی نیز پس از استالین با خروشچف و سپس گورباچف، از حصار آهنین خارج شد. چین هم بعد از مائو توانست، خود را با واقعیات و پیشرفتهای تکنولوژیک تطبیق دهد. بزنگاه تحولات در کشورهای دارای رویه ایدئولوژیک عمدتاً پس از شکست برنامه های حکومت و جرو بحث های درونی بر سر نحوه برخورد با آن هاست.
 
اما ملت هایی که در کشورهای دیکتاتوری به سر می برند، وقتی وضعیت خود را با جوامع آزادتر مقایسه می کنند، کمابیش دچار افسوس و نارضایتی و خودخوری می شوند. زیرا مقیاس و میزان تغییرات در کشورشان به حدی بطئی و کند است که آن را حس نمی کنند. در حالی که اگر وضعیت امروزشان را با بیست سال پیش مقایسه کنند، می بینند که این تحولات در کشور آنان نیز اتفاق افتاده است.
 
8 اردیبهشت 1405
👍4❤1
نکته ادبی:
"المقدر کائن" حدیثی است منسوب به پیامبر یعنی آنچه مقدر است می شود. در ادبیات فارسی و خاصه در بیان فردوسی مثلا در مرگ اسفندیار یا سهراب، این حدیث چنین ترجمه شده که" این بودنی کار بود".
👌2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هنر و خلاقیت....
❤1👏1