مکانیسم بازتولید تعصب
محمدامین مروتی
برتراند راسل در توضیح ساز و کار تعصب و یکدندگی می گوید انسان متعصب حتی اگر پی به اشتباهش ببرد، نمی تواند تغییر مسیر بدهد زیرا به خودش می گوید چگونه قبول کنم عمری اشتباه کرده ام؟ چگونه ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻭل های ﮐﻒ ﭘﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻩﺍﻡ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
مولانا هم در دفتر ششم در باب همین مضمون می گوید انسان مغرور و جاه طلب، خود را بی نیاز از راهنما می بیند و می گوید من شصت فرسنگ راه رفته ام و عمری سلوک کرده ام و این راهنما تازه به من می گوید راه را عوضی رفته ای. اگر بخواهم به او گوش کنم، باید از اول شروع کنم. هر چه باداباد. من راه خودم را می روم:
۴۱۱۳ خود نَبینی تو دلیل[1]، ای جاهجو وَرْ بِبینی رو بِگَردانی ازو
۴۱۱۴ که سَفَر کردم دَرین رَهْ شَصتْ میل مَر مرا گُمْراه گوید این دَلیل
۴۱۱۵ گَر نَهَم من گوشْ سویِ این شِگِفت، زَ امْرِ او راهم زِ سَر باید گرفت
۴۱۱۶ من دَرین رَهْ عُمرِ خود کردم گِرو هرچه بادا باد! ای خواجه بُرو
6 خرداد 1405
[1] دلیل: راهنما
❤3
نکته اجتماعی:
کمونیسم یک ایدئولوژی بود که می توانست پیچیدگی های جهان را با کلماتی ساده برای هر ابلهی توضیح دهد. کافی بود چند قاعده ساده را بلد باشی تا از افلاطون و هایدگر و دکارت عاقل تر به نظر برسی. (آدام میشنیک)
👍1
نکته تاریخی:
همه ایرانیان محمدعلیشاه قاجار را با به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف روسی به یاد می آورند اما دلالیل مخالفت او با مجلس و مشروطه را نخوانده ایم و در ذهن نداریم. فریدون آدمیت در این مورد می گوید:
".... متمم قانون اساسی به تصویب محمدعلیشاه رسید و او آنرا امضاء کرد، قانون آزادی انطباعات نیز گذشت، اولین بار بودجه سالیانه مملکتی تعدیل گردید و از حقوق شاه و شاهزادگان و دیگر مقرریهای گزاف کاسته شد. محمدعلیشاه با روی خوش این محدودیتها و تعدیلها را پذیرفت و از آن کارها ابراز خرسندی و حتی چندبار از خدمات مجلس تقدیر کرد [اما]دوران نویدبخشِ صلح دربار با ملّت و مجلس دیرنپائید. نمایندگان افراطی در مجلس از بدگویی به شاه و دربار فروگذار نبودند، سخنورانِ انقلابی نیز بر منبر از ناسزاگویی احتراز نداشتند. یکی عزل و اعدام شاه را میخواست و دیگری او را «پسر امالخاقان» میخواند. نویسندگان تندرو نیز کم از خطبای هممشرب خود نداشتند. در حقیقت، عفت قلم و زبان رخت بربسته و هرزهدرایی و دشنامگویی معیار آزادیخواهی شناخته شده بود.
روز ۲۵ محرم هنگامی که پادشاه عازم دوشانتپه بود، نزدیک خیابان ظلالسلطان، دو نارنجک بسوی او پرتاب گردید. بمبانداز به خیال اینکه شاه در اتومبیل نشسته آنرا هدف قرار داد و حال آنکه او در کالسکه جای داشت و با فاصلهای دنبال اتومبیل حرکت میکرد. به شاه آسیبی نرسید ولی چند نفر از فراشان، مقتول و مجروح شدند. شاه از رفتن به دوشانتپه منصرف شد و به قصر سلطنتی بازگشت. این سؤقصد به جان شخص پادشاه به قیمت تعطیل حکومت ملی و بمباران مجلس شوری تمام شد."
❤5👍3🙏2
فیلم آمارکود (Amarcord 1973) شاهکار بینظیر و نیمهاتوبیوگرافیک فدریکو فلینی است که با لحنی طنز، نوستالژیک و در عین حال تکاندهنده، زندگی مردم یک شهر کوچک ساحلی در ایتالیا (شبیه به زادگاهش ریمینی) را در دهه ۱۹۳۰ و در دوران حکومت فاشیسم به تصویر میکشد.
واژه آمارکورد در لهجه محلی ریمینی به معنای به یاد میاورم است. فلینی در این فیلم با تکیه بر خاطرات کودکی خود، فاشیسم را نه به عنوان یک نظام سیاسی مجزا، بلکه به عنوان یک بیماری روحی و روانی جمعی در جامعه ایتالیا نشان میدهد.
مردم شهر نه از روی ایدئولوژی عمیق، بلکه به دلیل هیجان، فضای کارناوالی و خودنمایی به این جنبش میپیوندند.
جانمایه تحلیل فلینی این است که فاشیسم در ایتالیا به این دلیل موفق شد که مردم را در حالت کودکی دائم نگه داشت. مردان و زنان شهر، درست مانند دانشآموزان مدرسهای، به دنبال یک پدر مقتدر(موسولینی) بودند تا برای آنها تصمیم بگیرد و مسئولیت را از دوششان بردارد.
فلینی به جای ساخت یک فیلم بیانیهای و شعاری علیه فاشیسم، ریشههای فرهنگی و روانی جامعهای را نشان میدهد که آغوش خود را برای دیکتاتوری باز کرد.
واژه آمارکورد در لهجه محلی ریمینی به معنای به یاد میاورم است. فلینی در این فیلم با تکیه بر خاطرات کودکی خود، فاشیسم را نه به عنوان یک نظام سیاسی مجزا، بلکه به عنوان یک بیماری روحی و روانی جمعی در جامعه ایتالیا نشان میدهد.
مردم شهر نه از روی ایدئولوژی عمیق، بلکه به دلیل هیجان، فضای کارناوالی و خودنمایی به این جنبش میپیوندند.
جانمایه تحلیل فلینی این است که فاشیسم در ایتالیا به این دلیل موفق شد که مردم را در حالت کودکی دائم نگه داشت. مردان و زنان شهر، درست مانند دانشآموزان مدرسهای، به دنبال یک پدر مقتدر(موسولینی) بودند تا برای آنها تصمیم بگیرد و مسئولیت را از دوششان بردارد.
فلینی به جای ساخت یک فیلم بیانیهای و شعاری علیه فاشیسم، ریشههای فرهنگی و روانی جامعهای را نشان میدهد که آغوش خود را برای دیکتاتوری باز کرد.
👍2🙏1
واژه های دخیل در قرآن
محمدامین مروتی
عربی هم از منظر زبانشناسی، زبانی است که تحت تاثیر زبان های دیگر قرار می گیرد. وام می گیرد و وام می دهد. واژه های دخیل در قرآن که اغلب علمای اسلامی مورد تایید قرار داده اند، موکد می سازد که عربی به هیچوجه زبان جدابافته ای نیست. مکه و عربستان به واسطه تجارت، محل تعامل زبان های مختلف عربی و عبری و سریانی و قبطی و فارسی بوده است.
جلال الدین سیوطی (متوفی 911ق) در آثار متعدد بیش از یکصد کلمه را در قرآن ردیابی می کند که منشأ یونانی و سریانی دارند. تشخیص این کلمات بر مبنای کاربرد نادر و اتفاقی در قرآن، نداشتن ریشه عربی و فونتیک غریب واژه است.
گفته شده بیشترین واژه های دخیل از زبان یونانی آمده ولی نه مستقیم، بلکه به وساطت زبان سریانی(یا همان نبطی) که شعبه ای از زبان آرامی بوده است. زبان آرامی به مدت هزار سال زبان نوشتاری و فرهنگی دوران مدیدی در خاورمیانه بوده است. پس از ورود مسیحیت به این دیار، یک لهجه آن به زبان مسیحیان تبدیل می شود و در زبان عربی تاثیر می گذارد و زبان آرامی به زبان غیرمسیحیان اطلاق می شده.
مثلاً "هیت لک" (یوسف/23) که در زبان آرامی و سریانی به معنی "بیا اینجا" است و در تورات به صورت"هیتاه لاخ" آمده.
عده ای "متکا" (یوسف/31) را به تکیه گاه و عده ای به نارنج معنا کرده اند.
"مناص"(ص/3) فقط یک بار در قرآن آمده و به معنی زمان گریز است که قبطی است.
"من تحتها"(مریم/24) در قبطی به معنی از درونش و در عربی به معنای از زیرش است که ترجمه اول پسند مترجمان شده.
"فردوس" معرب پردیس ایرانی به معنای بهشت است و دو بار در قرآن آمده. "دین" هم به معنای باور ریشه فارسی دارد.
ریشه قرآن از کلمه "قراء" به معنی قرائت کردن و اعلام کردن از ریشه سریانی "قریانا" به معنی قرائت کتاب مقدس و به خصوص ادعیه آن است.
شعیب اصلاً اسم عربی نیست و احتمالاً تصحیف شده اشعیا در تورات است.
قسوره (مدثر/51) را مترجمان شیر معنی کرده اند ولی احتمالاً تصحیف کلمه "پنتوره" به معنای پلنگ است.
ابن عباس در عبارت "یلج الجمل فی سم الخیاط" (اعراف/40) جمل را طناب دانسته که تلفظ آن "ج م ل" بدون اعراب و به صورت ساکن است اما مفسران بعدی علی الاغلب آن را شتر ترجمه کرده اند. عین این عبارت به معنای شتر، در عصر جدید و به صورت فیل به جای شتر در تلمود آمده است.
منبع:
زبان قرآن، تفسیر قرآن، ترجمه مرتضی کریمی نیا، نشر هرمس
25 فروردین 1405
❤3
عطار نیشابوری (540-618 ق)
محمدامین مروتی
دوران کودکی:
دوران کودکی عطار مصادف شد با فتنه غُزها[1] که قومی پر شر و شور بودند و در 548 خراسان و نیشابور را اشغال کردند و حتی سلطان سنجر را به اسارت گرفته بودند بی آن که متعرض ملک و قصر او شوند. مردم در نا امنی و مشقت روزگار می گذراندند.
عطار به شغل پدری مشغول بود و از همان ایام نوجوانی به احوال اولیا علاقه داشت و آن ها را به تدریج گرد می آورد.
عطار مرشد و پیر نداشت. خانقاه هم نداشت ولی طبع عارفانه داشت.
تذکره الاولیا:
تذکره الاولیا حکایت 73 ولی را با نثری زیبا و مسجع و پر شور و سرشار بیان می کند که سرشار از کلمات قصار ایشان است و البته در بسیاری مواضع به خرافه و مبالغه در مقامات و کرامات آنان آلوده شده است.
عطار در این تذکره بسیار متاثر از نثر پاکیزه و فارسی غزالی است و زیاد از کلمات عربی استفاده نمی کند.
غزلیات:
پاره ای از غزلیات مبین این شور و حال عرفانی خود اوست. مثل غزلی 52 با این مطلع:
عزم آن دارم که امشب نیم مست
پای کوبان کوزهٔ دردی به دست
مثنوی ها:
اولین مثنوی اش اسرارنامه است که به لحاظ مضمون و حتی عنوان کتاب متاثر از مخزن الاسرار نظامی است ولی به جهت وزن مثل منظومه خسرو و شیرین در بحر هزج است.
پس از آنان باید الهی نامه را سروده باشد که در وزن خسرو وشیرین نظامی است.
مصیبت نامه و منطق الطیر در بحر رمل سروده شده اند و منطق الطیر آخرین مثنوی از مثنوی های چهارگانه ای است که انتسابش به عطار یقینی است.
آثار مجعول:
با توجه به محبوبیت عطار، دویست سال پس از مرگش آثار فراوانی به او تا عدد سوره های قرآن یعنی 114 اثر به او نسبت داده شده است. اما خسرو نامه منظومه عاشقانه ای است که ارتباطی با اندیشه های عطار ندارد. همین طور انتساب بسیاری از رباعیات مختارنامه محل تردید است.
اسرارنامه:
اولین مثنوی عطار اسرارنامه است که در جوانی سروده.کتابی است در زهد و عبرت که مانند مخزن الاسرار، به صورت بیست و چندی مقالات تنظیم شده است.
الهی نامه:
الهی نامه گفتگوی یک خلیفه با شش فرزندش است. خلیفه نماد پیر راهدان و فرزندان نماد صفات مختلف و هریک نماد قوه ای از قوای روحند. رمز نفس، وهم، عقل، علم، فقر و توحید و خود خلیفه هم رمز نفس ناطقه است که باید این قوای شش گانه را به نفس مطمئنه هدایت نماید. هر یک از فرزندان آرزومند چیزی است. آرزومند دختر شاه پریان (نماد شهوت)، سحر و جادو(نماد وهم)، جام جم (نماد علم بولفضول)، آب حیات(نماد طول امل)، انگشتری سلیمان(نماد قدرت) و کیمیا (نماد فزون خواهی)
مصیبت نامه:
مصیبت نامه در وزن رمل در هفت هزار بیت هم شرح جستجوی بی سرانجام سالکی است که به فرشتگان و همه انبیا و مرشدان و پیران متوسل می شود تا رهش بنمایند و همه او را از خود می رانندو به محمد ص حواله می دهند که راه او هماهنگی طریقت با شریعت است. مصیبت نامه نیز قصه های تو در توست که الهام دهنده مثنوی مولاناست.
منطق الطیر:
منطق الطیر نیز شرح جستجوی دیگری است با هدایت و ارشاد هدهد که یک مرغ تاجدار است و از این نظر با شاه پرندگان یعنی سیمرغ نسبت دارد و پیک او در همه وادی های حقیقت است:
مرحبا ای هدهد هادی شاده
در حقیقت پیک هر وادی شده
و سپس بیان مشکلات راه در پی رسیدن به سیمرغ در کوه قاف. شرح بهانه جویی های مرغان برای استکاف از همراهی با هدهد و جا زدن بسیاری از آنان و باقی ماندن سی مرغ که نهایتاً در کمال حیرت درمی یابند سیمرغ خودشان هستند و این حیرت بالاترین مقام عرفان است.
قصه شیخ صنعان یکی از قصص جذاب منطق الطیر است که حکایت شیخی با مریدان بسیار است که عشق دختری مسیحی او را سرگشته و شیدا می کند و به خاطر این عشق همه تشخص و فردیتش را زیر پا می نهد و حتی به کام معشوق به خوک چرانی تن می دهد. تا این که به برکت همین عشق خدایش دستگیر می شود و عنایت خدا او را به دین بازمی گرداند و به همراه آن دختر مسیحی نیز به سلک او در می آید.
جمعبندی:
زرین کوب در آخرین بخش "صدای بال سیمرغ" جمعبندی درخشانی از میراث عطار دارد. او می گوید:
"دنیایی که داروین و فروید و مارکس بر آن حکومت کرده اند، پروای جستجوی سیمرغ را ندارد....با این حال، عطار عزیز...ضرورت تعادل بین تکامل معنوی و مادی آرمان تو را زنده خواهد کرد. دنیای آینده اگر دوباره به صدای بال سیمرغ دل نسپرد، در منجلاب درماندگی و وانهادگی نابود خواهد شد...بگذار کسانی که در رویای نفت و خون و دلار غوطه می خورند، هر چه دلشان می خواهد در باره اندیشه ترقی بازگویند. دنیا نه با عصر روحانی تو پایان یافت و نه با عصر بیروح ما پایان می پذیرد...صدای بال سیمرغ از دوردست ها طنین دارد و دنیای بروح عصر ما برای بقایش به جستجوی روح برخواهد خاست....دنیای ما برای بقای خویش ناچارست عقل را با قلب همساز و هماهنگ سازد...."
منبع:
صدای بال سیمرغ، عبدالحسین زرین کوب، انتشارات سخن
❤1
نکته عرفانی:
اشرار الناس، اخیار الناس را از یاد برده اند. (تذکره الاولیای عطار)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دانستنی خار پاشنه
:
در بسیاری از موارد، درد ناشی از خار پاشنه در واقع به دلیل التهاب فاشیای کف پا ایجاد میشود؛ بافتی که از پاشنه تا انگشتان کشیده شده و به حفظ قوس پا کمک میکند.
یکی از شایعترین علائم خار پاشنه، درد در اولین قدمهای صبح بعد از بیدار شدن یا پس از استراحت طولانی است.
قرار دادن پا در آب گرم چند بار در روز و ماساژ همزمان آن و همچنین ورزش قرار دادن یک توپ کوچک در زیر پا و غلطاندن آن در کف پا و تقویت عضلات اطراف پا موجب کاهش تدریجی و سرانجام رفع درد می شود.
@FarazTed
:
در بسیاری از موارد، درد ناشی از خار پاشنه در واقع به دلیل التهاب فاشیای کف پا ایجاد میشود؛ بافتی که از پاشنه تا انگشتان کشیده شده و به حفظ قوس پا کمک میکند.
یکی از شایعترین علائم خار پاشنه، درد در اولین قدمهای صبح بعد از بیدار شدن یا پس از استراحت طولانی است.
قرار دادن پا در آب گرم چند بار در روز و ماساژ همزمان آن و همچنین ورزش قرار دادن یک توپ کوچک در زیر پا و غلطاندن آن در کف پا و تقویت عضلات اطراف پا موجب کاهش تدریجی و سرانجام رفع درد می شود.
@FarazTed
❤5😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همین بود زندگی!
تصور کنید در ساعات پایانی یک روز پرمشغله، دوستی ناخوش احوال را به مطب دوست پزشکتان میبرید تا معاینه شود.
خدا رو شکر، مشکلی نیست.
حالا از پزشک میخواهید تا خودتان را معاینه کند. چند وقتیست در ناحیه شکم دردی ناچیز را احساس میکنید. دوست پزشکتان شما را هم معاینه میکند اما متوجه چیز عجیبی میشود...
پ.ن: بخشی از گفتوگو با دکتر حمید عطاریان، استاد خون و سرطان ایران رو میشنوید.
@moallemshad
تصور کنید در ساعات پایانی یک روز پرمشغله، دوستی ناخوش احوال را به مطب دوست پزشکتان میبرید تا معاینه شود.
خدا رو شکر، مشکلی نیست.
حالا از پزشک میخواهید تا خودتان را معاینه کند. چند وقتیست در ناحیه شکم دردی ناچیز را احساس میکنید. دوست پزشکتان شما را هم معاینه میکند اما متوجه چیز عجیبی میشود...
پ.ن: بخشی از گفتوگو با دکتر حمید عطاریان، استاد خون و سرطان ایران رو میشنوید.
@moallemshad
✍4👍1
در باره قصه کنیزک و خاتون
محمدامین مروتی
قصه کنیزک و خاتون -که به تعبیری، پورنوگرافیک ترین قصه مثنوی است- غالباً مورد بحث و گفتگو بوده است و این نقد به مولانا وارد شده که چرا یک انسان عارف باید از چنین زبانی استفاده کند که حتی تعلیم و تشریح آن در محافل و مجالس ممکن نباشد.
نکته مهم این است که احتمالاً زبان پورنوی مولانا انعکاس گفتمان روزگار اوست و شاید این زبان، به اندازه روزگار ما قباحت نداشته. شواهد متعددی در آثار گذشتگان مثل سعدی و عبید زاکانی، این موضوع را موکد می سازد. گو این که نسل های جدید روزگار ما نیز نسبت به نسل ما، ابایی از به کارگیری این زبان ندارند.
نکته دوم آن که مراد مولانا تقبیح شهوت رانی نفسانیت با زبانی تاثیرگذار است. او نفسانیت را همان نره خری می داند که ما زیرش خوابیده ایم و با این تمثیل قبیح، می خواهد قباحت همراهی با نفس را با شدت تمام توی روی ما و بر سر ما بزند. خر همان نفس ماست و اگر به راه او برویم مثل خاتون می شویم:
۱۳۹۲ دان که این نَفسِ بَهیمی نَرخَر است زیرِ او بودن از آن نَنگینتر است
۱۳۹۳ در رَهِ نَفْس اَر بمیری در مَنی تو حقیقت دان که مثلِ او زنی
آموزه سوم این قصه تاکید بر لزوم تعلیم گرفتن از استادان و دانایان و تکیه نکردن بر عقل ناقص و جزئی خود است. می گوید
اگر در باره دیگ و آتش چیزی نمی دانی هوس آشپزی مکن. باید آب و دانش آشپزی داشته باشی، تا هم آب به جوش آید و هم دیگ سالم بماند. اگر آهنگری بلد نباشی، ریش و مویت را می سوزانی:
۱۳۷۹ عِلمِ دیگ و آتش اَر نَبْوَد تو را از شَرَر نه دیگ مانَد نه اَبا[1]
۱۳۸۰ آبْ حاضر باید و فرهنگ نیز تا پَزَد آن دیگْ سالِم در اَزیز[2]
۱۳۸۱ چون ندانی دانشِ آهنگری ریش و مو سوزد چو آنجا بُگْذَری
۱۴۲۷ آخِر از استادْ باقی را بپرس یا حریصان جمله کورانَنْد و خُرْس[3]؟
مولانا در همین دفتر پنجم ذیل بیت زیر از حکیم سنایی:
بیتِ من بیت نیست اِقْلیم است هَزْلِ من هَزلْ نیست تَعْلیم است
چنین می گوید:
قصد خنداندن و تمسخر کسی را ندارم، مقصودم تعلیم است و اگر کسی ایراد کند که چرا به این زبان نامودبانه، می گویم در بیان حقایق دینی و عرفانی حیا جایز نیست و می توان از مثال های مختلف استفاده کرد، کما اینکه خدا هم می فرماید: "خدا ابايى ندارد كه به پشه و كمتر از آن مثل بزند. آنان كه ايمان آوردهاند مىدانند كه آن مثل درست و از جانب پروردگار آنهاست. و امّا كافران مىگويند كه خدا از اين مثل چه مىخواسته است؟ بسيارى را بدان گمراه مىكند و بسيارى را هدايت. امّا تنها فاسقان را گمراه مى كند." (بقره/26)
اگر در این داستان تامل کنی از نتایج والایش بهره من می شوی. پس به این زبان و بیان و امثله ایراد نگیرید و مضمون را بگیرید و این خود ملاکی برای تفکیک اهل دل از بددلان است.
با تمام این اوصاف به کارگیری یا توجیه و ترویج این زبان خاصه در عالم ادب و عرفان و اخلاق، به هیچوجه برای ما پذیرفته نیست و برای مولانا هم یک نقطه ضعف به حساب می آید.
22 اسفند 1404
[1] ابا: آش
[2] ازیز: جوشیدن
[3] خرس: جمع اخرس به معنی لال
❤2
هنر زیستن:
در حل و فصل دعواهای دوستانه یا زن و شوهری، مهمترین عنصر متمرکز شدن روی راه حل است نه یافتن مقصر. کشیدن پای دعواهای قدیمی و تمرکز نکردن بر موضوع واحد و موجود، فقط به غامض کردن مشکل می افزاید. انتقاد سازنده معطوف به حل مشکل است نه بازتولید آن.
👏3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ⓜ️ اثر قایق خالی (Empty Boat Effect)
✔️خیلی از چیزهایی که ما را ناراحت میکند، خودِ اتفاق نیست؛بلکه برداشت ذهنی ما از اتفاق است.
✔️ذهن ما سریع برای هر برخورد یک «معنا» میسازد: مقصر، نیت، بیاحترامی، دشمنی…
در حالی که اغلب فقط یک «برخورد» رخ داده است.
➕چند مثال ساده:
• کسی جواب نمیدهد → ذهن میگوید: «برای من ارزش قائل نیست»
• کسی تند حرف میزند → ذهن میگوید: «داره بهم حمله میکنه»
• کسی اشتباه میکند → ذهن میگوید: «عمداً کرد»
• کسی فاصله میگیرد → ذهن میگوید: «دوستم نداره»
• کسی موفقتر است → ذهن میگوید: «من کمارزشم»
➕در حالی که واقعیت اغلب فقط یک چیز است:
یک اتفاق، بدون آن داستانی که ما به آن وصل میکنیم و نکته مهمتر اینجاست: حتی اگر واقعاً خطا یا بدی هم وجود داشته باشد، بخش بزرگی از رنج ما از خودِ اتفاق نیست، از درگیری ذهن ما با آن است.
➕اثر قایق خالی میگوید:
اگر بتوانی بین «اتفاق» و «تعبیر ذهنیات» فاصله بیندازی،بسیاری از خشمها، رنجها و واکنشهای سنگین خاموش میشوند.
📶 آرامش از تغییر دنیا نمیآید؛
از تغییر زاویه دید ما نسبت به دنیا می آید.
🛄 @zistboommedia || مدرسه ی علوم انسانی
✔️خیلی از چیزهایی که ما را ناراحت میکند، خودِ اتفاق نیست؛بلکه برداشت ذهنی ما از اتفاق است.
✔️ذهن ما سریع برای هر برخورد یک «معنا» میسازد: مقصر، نیت، بیاحترامی، دشمنی…
در حالی که اغلب فقط یک «برخورد» رخ داده است.
➕چند مثال ساده:
• کسی جواب نمیدهد → ذهن میگوید: «برای من ارزش قائل نیست»
• کسی تند حرف میزند → ذهن میگوید: «داره بهم حمله میکنه»
• کسی اشتباه میکند → ذهن میگوید: «عمداً کرد»
• کسی فاصله میگیرد → ذهن میگوید: «دوستم نداره»
• کسی موفقتر است → ذهن میگوید: «من کمارزشم»
➕در حالی که واقعیت اغلب فقط یک چیز است:
یک اتفاق، بدون آن داستانی که ما به آن وصل میکنیم و نکته مهمتر اینجاست: حتی اگر واقعاً خطا یا بدی هم وجود داشته باشد، بخش بزرگی از رنج ما از خودِ اتفاق نیست، از درگیری ذهن ما با آن است.
➕اثر قایق خالی میگوید:
اگر بتوانی بین «اتفاق» و «تعبیر ذهنیات» فاصله بیندازی،بسیاری از خشمها، رنجها و واکنشهای سنگین خاموش میشوند.
📶 آرامش از تغییر دنیا نمیآید؛
از تغییر زاویه دید ما نسبت به دنیا می آید.
🛄 @zistboommedia || مدرسه ی علوم انسانی
🔥3👍2👏1
چتچیپیتی چپ است، جمینای، بیطرف و گروک راست است
روزنامه واشنگتن پست در گزارشی به این پرسش پرداخته که آیا چتباتهای هوش مصنوعی مانند چت جیپیتی، جمینای، کلاد، گروک و دیپ سیک از نظر سیاسی سوگیری دارند یا خیر. روزنامه با استفاده از مجموعهای از پرسشهای سیاسی که پژوهشگران دانشگاه استنفورد طراحی کرده بودند، چند مدل هوش مصنوعی را آزمایش کرد.
در این آزمایش، چت جیپیتی بیشترین سوگیری به سمت دیدگاههای چپ را نشان داد. حدود ۸۰ درصد پاسخهای آن فقط استدلالهای چپگرایانه را ارائه میکرد و تنها در یک مورد صرفاً دیدگاه راستگرایانه را مطرح کرد. جمینای، متعلق به گوگل، متوازنترین عملکرد را داشت؛ در بیش از ۹۰ درصد پاسخها، استدلالهای هر دو طرف را ارائه کرد و تلاش کرد موضع بیطرفانهتری داشته باشد. مدلهای دیگری مانند دیپ سیک نیز عمدتاً به سمت مواضع چپ متمایل بودند. حتی گروک (که ایلان ماسک آن را یک مدل ضدووک معرفی کرده) نیز در مجموع بیشتر از دیدگاههای چپ استفاده میکرد، هرچند نسبت به سایر مدلها پاسخهای راستگرایانه بیشتری داشت.
منبع: اتاق وضعیت
@journalistsclub1
روزنامه واشنگتن پست در گزارشی به این پرسش پرداخته که آیا چتباتهای هوش مصنوعی مانند چت جیپیتی، جمینای، کلاد، گروک و دیپ سیک از نظر سیاسی سوگیری دارند یا خیر. روزنامه با استفاده از مجموعهای از پرسشهای سیاسی که پژوهشگران دانشگاه استنفورد طراحی کرده بودند، چند مدل هوش مصنوعی را آزمایش کرد.
در این آزمایش، چت جیپیتی بیشترین سوگیری به سمت دیدگاههای چپ را نشان داد. حدود ۸۰ درصد پاسخهای آن فقط استدلالهای چپگرایانه را ارائه میکرد و تنها در یک مورد صرفاً دیدگاه راستگرایانه را مطرح کرد. جمینای، متعلق به گوگل، متوازنترین عملکرد را داشت؛ در بیش از ۹۰ درصد پاسخها، استدلالهای هر دو طرف را ارائه کرد و تلاش کرد موضع بیطرفانهتری داشته باشد. مدلهای دیگری مانند دیپ سیک نیز عمدتاً به سمت مواضع چپ متمایل بودند. حتی گروک (که ایلان ماسک آن را یک مدل ضدووک معرفی کرده) نیز در مجموع بیشتر از دیدگاههای چپ استفاده میکرد، هرچند نسبت به سایر مدلها پاسخهای راستگرایانه بیشتری داشت.
منبع: اتاق وضعیت
@journalistsclub1
👍1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 یه پدرِ ایرانی واسه پسرِ نابیناش اینجوری بازی پرتغال و ازبکستان رو گزارش میکنه تا اونم از فوتبال لذت ببره..
❤11🔥5😍5👏1
مسئله تبدیل ارزش به قیمت
محمدامین مروتی
انتقاد اویگن بوم فون باورک در کتاب «کارل مارکس و پایان نظامش» ( ۱۸۹۶)به «مسئله تبدیل» (Transformation Problem) در نظریه مارکس، یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین نقدهای تاریخی به نظام فکری مارکس است. این انتقاد آنقدر تاثیرگذار بود که به «الگوی کلاسیک» برای نقدهای بعدی بر نظریه ارزش مارکس تبدیل شد و بحث «مسئله تبدیل» را برای بیش از یک قرن در کانون مناقشات علمی قرار داد.
مسئله تبدیل چیست؟
در جلد اول، مارکس میگوید ارزش کالاها توسط کار انسانی تعیین میشود و سود سرمایهدار از «ارزش اضافی» استثمار کارگر میآید.
در جلد سوم، مارکس میپذیرد که در واقعیت، کالاها نه به «ارزش کار» بلکه به «قیمت تولید» (بهای تمامشده + سود میانگین) فروخته میشوند — که با جلد اول در تضاد است.
بوم باورک می گوید:
در جلد اول: مارکس نظریه ارزش-کار را مطرح میکند که بر اساس آن، ارزش هر کالا با مقدار «کار اجتماعی ضروری» که برای تولید آن صرف شده تعیین میشود.
در جلد سوم: مارکس مفهوم «قیمت تولید» (Production Price) را معرفی میکند که برابر است با هزینههای تولید بهعلاوه یک «نرخ سود متوسط».
به عبارت دیگر، مارکس در جلد سوم عملاً میپذیرد که کالاها با نسبتی که بر اساس زمان کار صرف شده در آنها تعیین میشود، مبادله نمیشوند.
مارکس در دوجلد اول سرمایه بیشترین تأکید اعلام میکند که هیچ چیز جز مقدار کار بهتنهایی نمیتواند مبنای روابط مبادلاتی باشد. در جلد سوم، نظریهای از قیمتهای تولید بسط دهد که اساساً تأثیر عوامل تعیینکنندۀ دیگر را نیز به رسمیت میشناسد. تأثیر نرخ دستمزد بر قیمتها، برای مثال، بهشایستگی در صفحۀ ۱۷۹ به بعد، و سپس در صفحۀ ۱۸۶ بررسی شده؛ تأثیر مقدار سرمایۀ اجتماعی بر ارتفاع نرخ متوسط سود در صفحات ۱۴۵، ۱۸۴، ۱۹۱ به بعد، ۱۹۷ به بعد، ۲۰۳ و غالباً؛ تأثیر ترکیب ارگانیک سرمایه بر قیمتهای تولید در صفحات ۱۴۲ به بعد. (اویگن بوهم فون باورک، پایان نظام مارکسیستی فصل چهارم، خطا در نظام مارکسی)
نقد استدلالات مارکس:
استدلال «جبران در کل»: مارکس میگوید اگر چه قیمت هر کالا به صورت مجزا ممکن است با ارزشش برابر نباشد، اما در سطح کل اقتصاد، مجموع قیمتهای تولید برابر با مجموع ارزشهاست. بوم باورک این را یک «توتولوژی» یا همانگویی و فاقد ارزش معرفتی میدانست که نمیتواند تناقض را حل کند.
استدلال «تنظیم در نهایت»: مارکس معتقد بود کم و زیاد شدن زمان کار لازم برای تولید کالاها، قیمت تولید آنها را بالا و پایین میبرد. بوم باورک این را نادیده گرفتن نقش قوانین عرضه و تقاضا در تعیین قیمتها و نیز اذعان ضمنی به شکست قانون ارزش در سطح خرد میدانست.
مارکس تلاش کرد با مفهوم «تبدیل ارزشها به قیمتهای تولید» این شکاف را پر کند — یعنی بگوید در سطح کل اقتصاد، مجموع ارزشها با مجموع قیمتها برابر است. بوهم-باورک گفت: «این یک حقهبازی ریاضی است، نه توضیح اقتصادی.»
دفاع هیلفردینگ از مارکس:
نقد بوم باورک بیپاسخ نماند. مهمترین و معروفترین پاسخ از سوی رودلف هیلفردینگ اقتصاددان مارکسیست اتریشی، داده شد. او در کتاب «بوم باورک به عنوان منتقد مارکس» به دفاع از مارکس پرداخت. هیلفردینگ معتقد بود بوم باورک تفاوت میان سطح تحلیل «سرمایه به طور کلی» (در جلد اول) و «رقابت سرمایهها» (در جلد سوم) را درک نکرده است.
به نظر او بوهم-باورک سطح تحلیل را اشتباه میفهمد:
جلد اول درباره ماهیت ارزش است، جلد سوم درباره توزیع ارزش. اینها دو سطح متفاوت تحلیلاند، نه تناقض.
مثال: قانون جاذبه توضیح میدهد که اجسام سقوط میکنند — اما در واقعیت، پَر و سنگ با سرعت متفاوت میافتند. این «تناقض» نیست، بلکه عوامل دیگری (اصطکاک هوا) وارد شدهاند.
مارکس میپرسد: «منشأ ارزش چیست؟». بوهم-باورک این را با «قیمت بازار چگونه تعیین میشود؟» خلط میکند.
25 خرداد 1405
❤2
شیوه زندگی:
نمی توانی آدم ها را عوض کنی ، اما می توانی آدم هایت را عوض کنی.
👏6
✍️ در میان همه ی آرمانهای سیاسی، آنکه
ادعای خوشبخت کردن جامعهی بشری را دارد، از همه خطرناکتر است..!
تلاش برای برپایی بهشت بر روی زمین، همیشه به جهنم راه برده است ... کسانی که می پندارند قادرند بشریت را سعادتمند کنند، انسانهای خطرناکی هستند.
اساساً رویای ساختن بهشت بر روی زمین، رویای خطرناکی است ... چرا که پس از مدتی باور می کنند که حق دارند تعداد بیشماری انسان "شرور" را از میان بردارند تا دیگران را به اصطلاح سعادتمند کنند!
👤کارل پوپر
📚 میدانم که هیچ نمیدانم
#روجین
🌹
ادعای خوشبخت کردن جامعهی بشری را دارد، از همه خطرناکتر است..!
تلاش برای برپایی بهشت بر روی زمین، همیشه به جهنم راه برده است ... کسانی که می پندارند قادرند بشریت را سعادتمند کنند، انسانهای خطرناکی هستند.
اساساً رویای ساختن بهشت بر روی زمین، رویای خطرناکی است ... چرا که پس از مدتی باور می کنند که حق دارند تعداد بیشماری انسان "شرور" را از میان بردارند تا دیگران را به اصطلاح سعادتمند کنند!
👤کارل پوپر
📚 میدانم که هیچ نمیدانم
#روجین
🌹
❤5👏2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواننده: بیژن بیژنی
تصنیف #دامن کشان(ساقی میخواران)
آهنگ: محلی
شعر #جمشید_ارجمند
آهنگساز #بیات اصفهان
==============================
دامن کشان ساقی میخواران از کنار یاران
مست و گیسو افشان می گریزد
در جام می از شرنگ دوری و ز غم مهجوری
چون شرابی جوشان مِی بریزد
دارم قلبی لرزان به رهش دیده شد نگران
ساقی میخواران از کنار یاران
مست و گیسو افشان میگریزد
دارم چشمی گریان به رهش
روز و شب بشمارم تا بیاید
آزرده دل از جفای یاری بی وفا دلداری
ماه افسون کاری شب نخفتم
با یادش تا دامن از کف دادم شد جهان از یادم
یاد عشقش را در دل نهفتم
از چشمانش ریزد به دلم شور عشق و امید
دامن از کف دادم
شد جهان از یادم
یاد عشقش را در دل نهفتم
کانال ترانه های ماندگار
🆔@mosighiasilvaclasiic
تصنیف #دامن کشان(ساقی میخواران)
آهنگ: محلی
شعر #جمشید_ارجمند
آهنگساز #بیات اصفهان
==============================
دامن کشان ساقی میخواران از کنار یاران
مست و گیسو افشان می گریزد
در جام می از شرنگ دوری و ز غم مهجوری
چون شرابی جوشان مِی بریزد
دارم قلبی لرزان به رهش دیده شد نگران
ساقی میخواران از کنار یاران
مست و گیسو افشان میگریزد
دارم چشمی گریان به رهش
روز و شب بشمارم تا بیاید
آزرده دل از جفای یاری بی وفا دلداری
ماه افسون کاری شب نخفتم
با یادش تا دامن از کف دادم شد جهان از یادم
یاد عشقش را در دل نهفتم
از چشمانش ریزد به دلم شور عشق و امید
دامن از کف دادم
شد جهان از یادم
یاد عشقش را در دل نهفتم
کانال ترانه های ماندگار
🆔@mosighiasilvaclasiic
❤1👏1