Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
« همنوایی شنیدنی نی و آواز »
آواز : بانو نیلوفر تیموری
نی : بانو لاله عباسی
4:42
آواز : بانو نیلوفر تیموری
نی : بانو لاله عباسی
4:42
👏3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
« نی و تنبک_بیات ترک »
بانو لاله عباسی
2:13
بانو لاله عباسی
2:13
👏4❤1
👏3😢2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معنای زندگی
یکی از دستاوردهای هوش مصنوعی، بازی اندیشههاست. سرگرمی سودمند و گاه آموزندهای است که بزرگان اندیشه را روبروی هم بنشانیم تا با هم سخن بگویند.
دراین کلیپ، خیام ایرانی و داستایِوسکی روسی با هم گفتوگو میکنند.
یکی از دستاوردهای هوش مصنوعی، بازی اندیشههاست. سرگرمی سودمند و گاه آموزندهای است که بزرگان اندیشه را روبروی هم بنشانیم تا با هم سخن بگویند.
دراین کلیپ، خیام ایرانی و داستایِوسکی روسی با هم گفتوگو میکنند.
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در ژاپن، سوار شدن به قطار یک تجربه فرهنگی است، نه فقط یک تجربه جابجایی.
همه چیز از صف ایستادن تا سوار و پیاده شدن، بر اساس قوانین مشخص و احترام به دیگران انجام میشود/چندثانیه
T.me/bishuoori
همه چیز از صف ایستادن تا سوار و پیاده شدن، بر اساس قوانین مشخص و احترام به دیگران انجام میشود/چندثانیه
T.me/bishuoori
👏5👍2
از آدمها بُت نسازید این خیانت است!
هم به خودتان، هم به خودشان!
خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند...
و شما در آخر، میشوید سر تا پا کافر خدای خود ساخته!
#نیچه
👏3🔥1
قدرت و فساد
محمدامین مروتی
جنگ های کودکانه:
مولانا در دفتر ششم می گوید مردمان کودک صفت بر سر رنگ و جلوه ی امور ناپایدار و خاکی(مانند سنگهای قیمتی معادن)، به جان هم می افتند، مثل نانی که به شکل حیوانات می پزند و کودکان با آن ها و بر سر آن ها با هم می جنگند و نمی دانند شیر و شتری به واقع در کار نیست:
۴۷۳۰ خاک را رنگ و فَن و سنگی دَهَد طِفْلْخویان را بر آن جنگی دَهَد
۴۷۳۱ از خَمیری اُشتُر وشیری پَزَند کودکان از حِرْصِ آن کَفْ میگَزَند
۴۷۳۲ شیر و اُشتُر نان شود اَنْدَر دَهان دَر نگیرد این سُخَن با کودکان
خدا را شکر که زور بچه ها زیاد نیست وگرنه دعوایشان به جاهای باریک می کشد ولی دعوای بزرگتر ها بر سر دنیا، فاجعه به بار می آورد، به خصوص که اگر هم زور داشته باشند و هم نادان باشند:
۴۷۳۳ کودک اَنْدَر جَهْل و پِنْدار و شکیست شُکر، باری قوَّتِ او اندکیست
۴۷۳۴ طِفْل را اِسْتیزه و صد آفَت است شُکرْ این که بیفَن و بیقوَّت است
۴۷۳۵ وای ازین پیرانِ طِفْلِ نااَدیب گشته از قوَّت، بَلایِ هر رَقیب
۴۷۳۶ چون سِلاح و جَهْل جمع آید به هم گشت فرعونی جهانسوز از سِتَم
قدرت و نفسانیت:
پس خوش به حال درویشی که دستش از ثروت کوتاه است و در نتیجه فرعون وناسپاس نمی گردد:
۴۷۳۷ شُکر کُن ای مَردِ درویش از قُصور[1] که زِ فرعونی رَهیدی وَز کُفور[2]
۴۷۳۸ شُکرْ که مَظْلومی و ظالِم نهیی ایمِن از فرعونی و هر فِتْنهیی
شکم خالی دعوی خدایی نمی کند، چون این دعوی، نیاز به هیزم و آتش و بستر مناسب دارد و این بستر، فزون خواهی است. غم نان، مانعِ گردن کشی و فریبکاریِ نفس می شود. اما شکم سیر، محل جولان دادن و نعره زدن شیطان است:
۴۷۳۹ اِشْکَم تی، لافِ اَللّهی نَزَد کآتَشَش را نیست از هیزُم مَدَد
۴۷۴۰ اِشْکَمِ خالی بُوَد، زندانِ دیو کِشْ غَمِ نان مانِع است از مَکْر و ریو
۴۷۴۱ اِشْکَمِ پُر لوت، دان بازارِ دیو تاجِرانِ دیو را در وِیْ غَریو
مولانا آرزو می کند که کاش بشر متنعم و قدرتمند نباشد که تنعم در یک لحظه، باعث صدرجویی و بالانشینی و فراموشی دین و درستی می شود. بلا از نعمت برای تنبیه نفس موثرتر است:
۴۸۰۷ مَر بَشَر را خود مَبا جامهیْ دُرُست چون رَهید از صَبر، در حین[3] صَدْرْ جُست
۴۸۰۸ مَر بشر را پَنْجه و ناخُن مَباد که نه دین اَنْدیشد آن گَهْ نه سَداد[4]
۴۸۰۹ آدمی اَنْدَر بَلا کُشته، بِهْ است نَفْس، کافِر نِعْمَت است و گُمره است
اول خرداد 1405
[1] قصور: کوتاهی
[2] کفور: ناسپاسی
[3] در حین: در همان لحظه
[4] سَداد: راستی و درستی
❤1
نکته فلسفی:
راز اندوهبار خدایان و پادشاهان در اینست که انسان آزاد است. (ژان_پل_سارتر / مگسها)
👏2
.
تراپیستی داشتم که وسط جلسه، وقتی داشتم اشک میریختم و یکی از آن فجایع دردناک زندگیام را شرح میدادم، خمیازه کشید و گفت: «توی این هوا، آش خیلی میچسبه». ایستاده بود کنارِ پنجره ی اتاق کوچکش و عجیب بود که هوای ابری آن بیرون برایش جذابتر از زخمهای شخصی من بود. آن لحظه میدانستم که دیگر این اتاق و این تراپیست خوش اشتها را نخواهم دید.
که ناگهان رو به من پرسید:
فرض کن طنابی توی دستت است که سر دیگرش را یک اژدها گرفته و بین تان یک دره است. اژدها مدام طناب را می کشد و تو به لبهی پرتگاه نزدیک میشوی، چه کار میکنی؟ مثل آدمهای احمق جواب دادم تا جایی که زورم میرسد، تلاش میکنم و طناب را میکشم، گفت: ولی او یک اژدهاست و زورش از تو خیلی بیشتر است، چیزی نمانده تا سقوط کنی.
مستأصل نگاهش کردم. گفت چرا طناب را رها نمیکنی؟ آن لحظه ناگهان روزنهای به رویم باز شد، لابد دری به آگاهی. قاعده ها عوض شدند و اژدها خوار و خفیف شد.آن موقع طنابهای زیادی توی دستم بود، هم زمان داشتم با چند اژدها طناب کشی میکردم.
جنگیدن بیهوده، مقاومت باطل همین است. پافشاری بر اتفاقی که نمیافتد، اصرار بر امرِ غیر ممکن، وقتی میتوانی طناب را زمین بگذاری. زور تو همیشه کفایت نمیکند، رها کردن ضعف نیست، پذیرش این نکته است که تو جنگجوی هر مبارزهای نیستی و نجات یافتن گاهی در نجنگیدن است.
✍ نعیمه_بخشی
تراپیستی داشتم که وسط جلسه، وقتی داشتم اشک میریختم و یکی از آن فجایع دردناک زندگیام را شرح میدادم، خمیازه کشید و گفت: «توی این هوا، آش خیلی میچسبه». ایستاده بود کنارِ پنجره ی اتاق کوچکش و عجیب بود که هوای ابری آن بیرون برایش جذابتر از زخمهای شخصی من بود. آن لحظه میدانستم که دیگر این اتاق و این تراپیست خوش اشتها را نخواهم دید.
که ناگهان رو به من پرسید:
فرض کن طنابی توی دستت است که سر دیگرش را یک اژدها گرفته و بین تان یک دره است. اژدها مدام طناب را می کشد و تو به لبهی پرتگاه نزدیک میشوی، چه کار میکنی؟ مثل آدمهای احمق جواب دادم تا جایی که زورم میرسد، تلاش میکنم و طناب را میکشم، گفت: ولی او یک اژدهاست و زورش از تو خیلی بیشتر است، چیزی نمانده تا سقوط کنی.
مستأصل نگاهش کردم. گفت چرا طناب را رها نمیکنی؟ آن لحظه ناگهان روزنهای به رویم باز شد، لابد دری به آگاهی. قاعده ها عوض شدند و اژدها خوار و خفیف شد.آن موقع طنابهای زیادی توی دستم بود، هم زمان داشتم با چند اژدها طناب کشی میکردم.
جنگیدن بیهوده، مقاومت باطل همین است. پافشاری بر اتفاقی که نمیافتد، اصرار بر امرِ غیر ممکن، وقتی میتوانی طناب را زمین بگذاری. زور تو همیشه کفایت نمیکند، رها کردن ضعف نیست، پذیرش این نکته است که تو جنگجوی هر مبارزهای نیستی و نجات یافتن گاهی در نجنگیدن است.
✍ نعیمه_بخشی
👍13👏2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چپ گرایی و نگرش منفی به جهان
نگاه چپ به عالم بدبینانه و طلبکارانه است و همواره به کمبودها و نواقص و نیمه خالی لیوان می نگرد. به قول شفیعی کدکنی:
آنچه می بینم نمی خواهم و آنچه می خواهم نمی بینم.
نگاه محافظه کارانه (کسانی مثل راجر اسکروتن) دغدغه اش حفظ دستاوردهای تاریخی و تمدنی است و به این تمدن خوشبین است و نیمه پر لیوان را می بیند.
نگاه چپ به عالم بدبینانه و طلبکارانه است و همواره به کمبودها و نواقص و نیمه خالی لیوان می نگرد. به قول شفیعی کدکنی:
آنچه می بینم نمی خواهم و آنچه می خواهم نمی بینم.
نگاه محافظه کارانه (کسانی مثل راجر اسکروتن) دغدغه اش حفظ دستاوردهای تاریخی و تمدنی است و به این تمدن خوشبین است و نیمه پر لیوان را می بیند.
عصاره سلامت روانی
محمدامین مروتی
اتوکرنبرگ سلامتروان را چنین تعریف می کند: "توانایی دیدنِ خود از بیرون و دیدنِ دیگری از درون."
باید بتوانی خود را از چشم دیگران(سوم شخص) و دیگران را از چشم خودت ببینی.
دیدن خود از بیرون و از چشم سوم شخص کمک می کند تا دید منصفانه و واقع بینانه ای به خود داشته باشیم و در خود به چشم دردانه و تافته جدا بافته ننگریم و خودبزرگ بین نباشیم و خلاصه خود را از چشم ایگو و نفس ارزیابی نکنیم.
دیدن دیگران از چشم خود کمک می کند تا با آنان امپاتی و سمپاتی(همدلی و همدردی) پیدا کنیم. دیگران را به چشم خود ببینیم. این همان قاعده طلایی اخلاق است که نخست خود را جای دیگری بگذار و بعد تصمیم بگیر.
دیگران را از درون دیدن، همدلی و محبت ما را نسبت به دیگری افزایش می دهد. مردم غالباً غم و غصه هایشان را از یکدیگر پنهان می کنند در حالی که اکثراً در خفا درد و رنج و غم خود را تحمل می کنند. هرکسی که ملاقات میکنید در حال جنگ در میدانی است که شما هیچ چیز دربارهاش نمیدانید.
این فهم و درک از دیگری موجب برانگیخته شدن مهر و محبت ما به دیگران و فاصله گرفتن از خودخواهی های مان می شود.
31 خرداد 1405
❤5👏1
نکته اخلاقی:
کسی که در امور کماهمیت بیوجدان است، در امور مهم، رذلی تمام عیار خواهد بود. (آرتور شوپنهاور)
👍7👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وحی آمد سوی موسی از خدا
بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
یا برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهادهام
هر کسی را اصطلاحی دادهام
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
ما زبان را ننگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را ...
«مولوی»کلام_عارفان
اینجاست @molanatarighat
بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
یا برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهادهام
هر کسی را اصطلاحی دادهام
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم
ما بری از پاک و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
ما زبان را ننگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را ...
«مولوی»کلام_عارفان
اینجاست @molanatarighat
❤5👍2
تقسیمات فلسفه معاصر
محمدامین مروتی
غالباً فلسفه قرن بیستم را به دو شعبه قاره ای(اگزیستانسیالیسم) و جزیره(تحلیلی) تقسیم می کنند. در حالی که شعبه سومی به نام پراگماتیسم هم داریم که نه ریشه انگلیسی(جزیره) دارد و نه ریشه قاره(اروپا) بلکه ریشه آمریکایی دارد و ویژگی های خود را دارد و به نوعی سنتز دیالکتیکی آن دوی دیگر است.
این شاخه سوم به جهت عملی و نظری عمل گراست. در فلسفه علم، حقیقت را با ملاک عمل و پراتیک می سنجد و عمدتاً در امر آموزش و تربیت وسیاست هم اصالت را به عمل می دهد.
نه مثل فلسفه تحلیلی مفتون زبان و ایضاح گزاره ها در حد ریاضی است و نه مثل فلسفه قاره ای، مفتون احساسات و عواطف و اخلاقیات.
هم به روش و متدولوژی عنایت دارد و هم به حکمت عملی.
31 خرداد 1405
نکته اخلاقی:
اگر در این عمر کوتاه می خواهی شریف زندگی کنی وقتی در مورد حقیقت سخن می گویی یا همه حقيقت را بگو یا دروغی به حقیقت گره نزن و سکوت کن. (مهدی میرگلوی بیات)
❤3👏2