کانال محمد امین مروتی
1.87K subscribers
2.11K photos
1.93K videos
142 files
2.98K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
انسان‌های ناپخته،
در هر مشاجره‌ای به دنبال پیروزی‌اند؛
حتی اگر بهای آن، از دست دادن یک رابطه باشد.
اما انسان‌های خردمند می‌دانند که گاهی
باختن در یک بحث،
ارزشمندتر از پیروزی‌ای است که به بهای شکستن دل کسی به دست آید.
هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد؛
مگر به فهم، ادب و انسانیت.

و آدمی تنها در یک زمان حق دارد از بالا به دیگری نگاه کند؛
آن‌گاه که دست او را برای برخاستن می‌گیرد.
👏5👍3
اورتور شوشتری
مصطفی کسروی
مصطفی کسروی در سال ۱۳۰۲ در تربت حیدریه متولد شد. مدتی، نوازنده ارکستر انجمن موسیقی ملی به رهبری روح‌الله خالقی بود و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۳ در ارکستر سمفونیک تهران نوازندگی می‌کرد. کسروی از سال ۱۳۴۱ به مدت یک سال ریاست هنرستان موسیقی تبریز را در دست داشت و از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۳ رهبر ارکستر نکیسا در رادیو تهران بود.

مصطفی کسروی در سال ۱۳۵۶/۱۹۷۷ همراه با خانواده راهی آمریکا شد.یکی از آثاری وی به نام «ماهور» قطعه‌ای است که با تاثیری عمیق از موسیقی ایران ساخته شده بود.

روزنامه هرالد بلینگهام نیز ضمن مصاحبه با کسروی، در صفحه نخست روزنامه عکس از او به چاپ رساند و از او به عنوان هنرمندی نام برد که ایران آنرا از دست داده و آمریکا بدستش آورده است.

کسروی پس از این کنسرت راهی ایران شد ولی ثمره فعالیتش در این دوره تنها ساخت یک قطعه کوتاه به سفارش شبکه سه تلویزیون بود. خود او می گفت: «دیگر کسی مرا به یاد نداشت ومن هم پس از مدتی به ناچار به آمریکا بازگشتم.»
در پیوست کاست ها یادداشت جالبی برای شنوندگان نگاشته: «این آهنگها برای رقص و پایکوبی نیست. خواهش دارم هرگاه وقت کافی برای شنیدن دارید این آهنگها را گوش کنید.»
❤3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گشودم دست خود را پیش کف‌بین
که وا گوید اگر دارد خبر هیچ

ز عمر رفته و آیندۀ من
بگوید فاش اگر بیند اثر هیچ

ببیند تا درخت عمرم آیا
سرانجام آورد روزی ثمر هیچ

دهان بگشود و دستم بست کف‌بین
که کف می‌بینم و باقی دیگر هیچ

🍀🍂🕊

🖌ساعد باقری
👏7🏆1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر تمام كتاب هايم را در كفه ترازويي و كودكي گرسنه را در كفه‌اي ديگر قرار دهيد، كودك گرسنه را برمي‌گزينم چون تمام كتاب‌هاي من، وقتي يك كودك گرسنه در اين كره خاكي وجود دارد، ارزشي ندارد. منسوب به ژان پل سارتر
👍6😢5❤3
در باره جملات و کتاب های انگیزشی

 
محمدامین مروتی
 
جملات و کتاب های انگیزشی به نحو اغراق آمیزی بر اراده فرد و شعار "تو می توانی" تکیه دارند، به گونه ای که منکر واقعیات سخت و سفت بسیاری می شوند و در عمل نهایتاً مخاطب را مایوس می کنند و عده ای هم آن را در زمره "روانشناسی زرد" طبقه بندی می کنند. کتاب های فلورانس اسکاول شین (۱۸۷۱ –۱۹۴۰) از این زمره اند.
می گویند آمریکا سرزمین فرصت ها و موفقیت است و همه کم یا زیاد، فرصت کافی برای رشد و موفقیت دارند. به همین دلیل روانشناسی موفقیت و انگیزشی غالباً از آمریکا می آید و مورد استقبال هم قرار می گیرد.
 
اما به نظر می رسد با منها کردن اغراق و مدعاهای بزرگ بتوان بهره ای از حقیقت در نوعی رویکرد مثبت به جهان یافت.
جملات انگیزشی همیشه به نظرم عوامانه و اراده گرایانه و به قولی زرد آمده اند. اما امروز فکر می کنم می توان از زاویه ای دیگر هم به این نوع روانشناسی نگریست.

در این دنیا در کنار قوانین مادی و فیزیکی، می توانیم از قوانین معنوی هم سخن بگوییم که در حوزه روح و روان تاثیرگذارند. مثل قانون کارما که شبیه قانون عمل و عکس العمل نیوتن است. قانون بخشش که می گوید هر چه ببخشی، بیشتر از آن به تو برمی گردد. قانون اخلاق و عشق که می گوید دیگری را مانند خودت قضاوت کن.
 
در واقع کارکرد مثبت این رویکرد به نوعی خوش بینی برمی گردد که می تواند روحیه انسان را در مواجهه با مشکلات تقویت کند.
انسان خوش بین خاصه از نوع معنوی آن، به جهان بدبین نیست. به حضور نوعی کارما و حساب و کتاب در عالم پشتگرم است و بر همان اساس، با انرژی و روحیه بیشتری کار می کند و درست به دلیل همین روحیه کامیاب تر است.
از آن طرف انسان بدبین، با امید و اعتماد کمتری دست به اقدام می زند.
همینطور انسان اهل معنا، نسبت به سختی ها و مشکلات نوعی پذیرش دارد و آن ها را نوعی آزمایش اراده خود تلقی می کند و از آن ها سکوی پرتابی به مدار بالاتر می سازد.
کسانی مانند مولانا عاشق مهر و قهر محبوب اند و قهر او را هم نوعی توجه به خود تلقی می کنند. چیزی که از آن به آزمایش الهی تعبیر می شود. گشایش ها و فرج ها مهر محبوب اند و سختی ها و شدت ها هم باز عنایت اویند.
انسان معنوی وقایع بد را چالشی برای قوی شدن تلقی می کند و وقایع خوب را نوعی معجزه. صبح که از خواب پا می شود، چشمش دنبال وقایع و فرصت های خوب می گردد تا شکارشان کند. به وقایع بد هم وقعی نمی نهد. ایمان دارد اگر دری بسته شود، دری گشوده می شود و همین به او اشتاق و روحیه می دهد که خود در موفقیت موثر است. همیشه راهی برای خروج مشکلات و حل آن ها وجود دارد. به قول حافظ:
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
هر چه پیش آید خیر است. زیان هم مقدمه ای بر سود است. چیزی را از دست می دهی تا چیز بیشتری به دست بیاوری. اتفاقات خوب در راهند مگر این که وقتشان نرسیده باشد.
طبیعتاً زندگی کسی که رویکرد خوش بینانه دارد، نسبت به زندگی کسی که از همه چیز ناخشنود و ناراضی است، کیفیت بالاتری دارد. این بدان جهت است که از نظر روانشناسی، بار رنج و شادی به همان اندازه ای احساس می شود که منتظر آن هستیم و ذهن ما انتظارش را دارد.
این روحیه باعث می شود انسان بهتر فکر کنند، بهتر رانندگی کند، کمتر دچار حادثه شود، جسم سالم تری داشته باشد و دچار بیماری های روان تنی نشود، بیشتر محبت بورزد و حتی پول بیشتری به دست بیاورد. به این بده بستان و این انتظار ذهنی می گویند قانون جذب. هر چه درست تر و مثبت تر بیاندیشی و رفتار کنی، خیر بیشتری جذب می کنی. نقدی که به این گونه سبک زندگی می شود این است که واقع بینانه و عاقلانه نیست. اما این بستگی دارد که شما عقل و واقع بینی را چگونه معنا کنید. اگر اصل یک زندگی خوب است، عقل هم می تواند از جهات علمی(روانشناسانه و جامعه شناسانه) آن را تایید کند. عقل هدف نیست بلکه وسیله است برای زندگی بهتر.
❤6👏5
نکته روانشناسی:
مردها ذاتا غمگین اند؛ مگر اینکه بخاطر چیزهایی که به دست می آورند شاد شوند.
و زنها ذاتا شادند؛ مگر اینکه بخاطر چیزهایی که از دست می دهند غمگین شوند. (مینور مودز)
❤8👍2😢1
کاربرد بجا و نابجای تمثیل در مثنوی

 
محمدامین مروتی
 
مثنوی ترکیبی از شور و حال و دلایل عامه پسند و عمدتاً در قالب تمثیل برای بین معارف عرفانی است.
اما تمثیل شأن استدلالی و اثباتی ندارد و صرفاً شان تقریب ذهن دارد.
تقریب ذهن برای تشریح مسائل پیچیده مفید است ولی در مسائل ساده، نه تنها لازم نیست بلکه موضوع را مبتذل می کند.
 
در مثنوی تمثیل هر دو کاربرد را دارد. مولانا گاه به شکلی غیرضروری مسائل ساده را با مثال های متعدد و مکرر بیان می کند، در حالی که اصل مسئله چندان دشوار و پیچیده نیست و لازم نیست با زبان کودکان توضیح داده شود. گاه این تکرر مثال ها نه تنها جنبه بلاغی و مفید ندارد، بلکه مسئله اصلی را گم و از ذهن دور می کند، در حالی که قرار بود آن را به ذهن نزدیک نماید و از پیچ و تابش بکاهد. این را باید یک نقطه ضعف برای مثنوی به شمار آورد.
 
در مقابل تقریب ذهن، یکی دیگر از استفاده های تمثیل، پیچاندن و پوشاندن مسائلی است که به دلایل سیاسی و اجتماعی نمی توان به زبان عادی و صریح بیانشان کرد. اصطلاح حفظ اسرار در تصوف هم بعضاً به این موضوع برمی گردد. در واقع شاید امثال مولانا از این پیچ و تاب برای در امان ماندن از شماتت اهل ظاهر بهره می برده اند. همان کاری که نویسندگان سمبولیک در کشورهای استبدادی از آن استفاده می کنند.
 
ضمناً نباید فراموش کنیم مخاطب مولانا خیل عظیم عوامی بوده که اکثراً بیسواد بوده اند و هدف مولانا باز کردن دریچه زندگی معنوی برای ایشان بوده است و این کار جز در قالب داستان و مثال میسر نبوده است.
 
در کنار این اشکالات، آنچه مثنوی و مولوی را پس از قرن های متمادی کماکان در قله مفاخر ادبی و عرفانی قرار داده، شناخت مولانا از هزارتوهای پیچیده نفسانی و دادن راهکار برای رسیدن به معنای زندگی و انبساط و ابتهاج است.
بسیاری از نکات خودشناسانه و روانشناسانه هم در مثنوی داریم، که برای امروز ما هم قابل استفاده است. مثل تشریح ترفندهای نفس از قبیل فرافکنی و توجیه.
شور و حال مولوی در مثنوی و القای این حال به مستمعان و مخاطبانش نیز یکی دیگر از دلایل جذابیت و ماندگاری این اثر بوده است.
 
18 اردیبهشت 1405
🙏4👎1
شیوه زندگی:
معیار واقعی برای شناختن یه شخصیت مقدار مقاومتش در برابر وسوسه هاست.( داستین هافمن)
❤‍🔥2👍2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دل و دیده ،گرامی‌تر هم آیا هست؟
«دست»
آری،
ز دل و دیده گرامی‌تر؛  «دست»!
زین همه گوهرِ پیدا و نهان در تن و جان،
بی‌گمان دست گران‌قدرتر است.
دست در دستِ کسی، یعنی: پیوند دو جان!
دست در دست کسی، یعنی: پیمان دو عشق!
دست در دستِ کسی داری اگر،
دانی دست، چه سخن‌ها که بیان می‌کند از دوست به دوست...🤝
فریدون_مشیری

لحظاتتون به دور از دلتنگی😍❤️
🥰3❤1😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
✨ تفاوت‌های معنویت واقعی و ایگوی معنوی ✨
👍2👏1
جایگاه از خودبیگانگی در آموزه های مارکس

 
محمدامین مروتی
 
مارکس در سال 1844 زمانی که 26 ساله است نوشته هایی دارد که حدوداً نود سال بعد تحت عنوان "دست نوشته های اقتصادی فلسفی" در مسکو به چاپ رسید.
اهمیت این دست نوشته ها تاکید بر مفهوم از خودبیگانگی به عنوان مهمترین مبنای نقد به نظام سرمایه داری است.
از خودبیگانگی نزد هگل به معنی عینیت یافتن ایده مطلق در طبیعت و جامعه و از خود جدا شدن آن بود که در سیری تکاملی دوباره به خود برمی گردد تا از خودبیگانگی به بازگشت به خود و وحدت تبدیل شود.
نزد فوئرباخ از خودبیگانگی به معنی برون فکنی مفهوم خدا توسط انسان است. از نظر فوئرباخ انسان همه تمنیات خود را در وجود موجودی فرافکنی می کند که آفریده ذهن خودش است.
اما مارکس از خودبیگانگی را مفهومی اجتماعی اقتصادی می داند که در نتیجه بیگانه شدن کارگر از محصول کارش و در نتیجه تبدیل شدن کارگر به مهره ای از پروسه تولید تبدیل می شود و این جدا افتادگی باعث می شود که کار برای کارگر، نه به صورت یک فعالیت مفید و لازم، بلکه به صورت رنج و مشقت جلوه کند. از طرف دیگر پول و کالا از اشیایی مفید تبدیل به بت و فتیش می شوند(فتیشیسم یا بت وارگی) و به تعبیر خود مارکس در "گروندریسه"، پول به خدا تبدیل می شود و حجاب یا واسطه بین کارگر و کارش می شود.
 
این مفهوم توسط انگلس و شاگردانش(پلخانف، کائوتسکی و برنشتین) چنان جدی گرفته نشد و پس از ایشان لنین و استالین هم روی این مفوم تمرکز نکردند. در عوض اگزیستانسیالیست ها و اعضای مکتب فرانکفورت مانند مارکوزه و هابرماس بر آن درنگ کردند و آن را گسترش دادند.
در سوی قابل، انگلس در آنتی دورینگ کوشید ماتریالیسم دیالکتیک را به آموزه ای تبدیل کند که مبین قوانین جهانشمول در طبیعت و جامعه است. رویه ای که توسط شاگردانش ادامه یافت.
 
منبع:
مقدمه دست نوشته های اقتصادی فلسفی، کارل مارکس، ترجمه حسن مرتضوی، نشر آشیان
 
18 تیر 1405
👍2❤1
شیوه زندگی:
مهم‌ترين چيزهاي جهان آن‌هايي هستند كه با پول نمي‌توان خريد.
👍3👏2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ورژن ایرانی فرار از زندان😊😊
😁10👎2❤‍🔥1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انگیزشی

#داستان_واقعی
#هری_پاتر

شاید سخت‌ترین روزهای زندگیت، مقدمه‌ی بزرگ‌ترین موفقیتت باشن 🪄✨
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آد
می...
❤8
تفسیر قرآن از دید مولانا

 
محمدامین مروتی
 
مولانا در دفتر پنجم می گوید تاویل و تفسیری حقیقت دارد که حالت را خوب کند ولی اگر سست و منفعلت کند، آن تحریف حقیقت است نه تاویل آن:
۳۱۲۶    حَق بُوَد تاویلْ کان گَرمَت کُند           پُر امید و چُست و با شَرمَت کُند
۳۱۲۷    وَرْ کُند سُستَتْ حقیقت این بِدان      هست تَبْدیل و نه تاویل است آن
 
این قرآن برای آن است که دل تو را گرم  و امیدوار کند نه برای این که منفعل و تنبل کند. پس تفسیر قرآن را از خود قرآن بپرس یا از کسی که تابع هوس نفسانی نیست:
۳۱۲۸    این برایِ گرم کردن آمده‌ست            تا بگیرد ناامیدان را دو دست
۳۱۲۹    مَعنیِ قرآن زِ قرآن پُرس و بَس           وَزْ کسی کاتَش زده‌ست اَنْدَر هَوَس
 
از کسی که فروتنانه خود را به قرآن می سپارد و با قرآن یکی شده است. قرآن همان عطری است که به گِل اهل دل آمیخته شده است. هر دو بوی خوش می دهند و یک بو دارند:
۳۱۳۰    پیشِ قرآن گشت قُربانیّ و پَست        تا که عَیْنِ روحِ او قرآن شُده‌ست
۳۱۳۱    روغَنی کو شُد فِدایِ گُل بِه کُل           خواه روغن بوی کُن، خواهی تو گُل
 
10 فروردین 1405
❤5👏1
شیوه زندگی:
به شنیدن عادت کن، خواهی دید که از سخن ابلهان نیز، سود خواهی جست. (افلاطون)
👌7🔥3❤2