کانال محمد امین مروتی
1.87K subscribers
2.11K photos
1.93K videos
142 files
2.98K links
Download Telegram
کاربرد بجا و نابجای تمثیل در مثنوی

 
محمدامین مروتی
 
مثنوی ترکیبی از شور و حال و دلایل عامه پسند و عمدتاً در قالب تمثیل برای بین معارف عرفانی است.
اما تمثیل شأن استدلالی و اثباتی ندارد و صرفاً شان تقریب ذهن دارد.
تقریب ذهن برای تشریح مسائل پیچیده مفید است ولی در مسائل ساده، نه تنها لازم نیست بلکه موضوع را مبتذل می کند.
 
در مثنوی تمثیل هر دو کاربرد را دارد. مولانا گاه به شکلی غیرضروری مسائل ساده را با مثال های متعدد و مکرر بیان می کند، در حالی که اصل مسئله چندان دشوار و پیچیده نیست و لازم نیست با زبان کودکان توضیح داده شود. گاه این تکرر مثال ها نه تنها جنبه بلاغی و مفید ندارد، بلکه مسئله اصلی را گم و از ذهن دور می کند، در حالی که قرار بود آن را به ذهن نزدیک نماید و از پیچ و تابش بکاهد. این را باید یک نقطه ضعف برای مثنوی به شمار آورد.
 
در مقابل تقریب ذهن، یکی دیگر از استفاده های تمثیل، پیچاندن و پوشاندن مسائلی است که به دلایل سیاسی و اجتماعی نمی توان به زبان عادی و صریح بیانشان کرد. اصطلاح حفظ اسرار در تصوف هم بعضاً به این موضوع برمی گردد. در واقع شاید امثال مولانا از این پیچ و تاب برای در امان ماندن از شماتت اهل ظاهر بهره می برده اند. همان کاری که نویسندگان سمبولیک در کشورهای استبدادی از آن استفاده می کنند.
 
ضمناً نباید فراموش کنیم مخاطب مولانا خیل عظیم عوامی بوده که اکثراً بیسواد بوده اند و هدف مولانا باز کردن دریچه زندگی معنوی برای ایشان بوده است و این کار جز در قالب داستان و مثال میسر نبوده است.
 
در کنار این اشکالات، آنچه مثنوی و مولوی را پس از قرن های متمادی کماکان در قله مفاخر ادبی و عرفانی قرار داده، شناخت مولانا از هزارتوهای پیچیده نفسانی و دادن راهکار برای رسیدن به معنای زندگی و انبساط و ابتهاج است.
بسیاری از نکات خودشناسانه و روانشناسانه هم در مثنوی داریم، که برای امروز ما هم قابل استفاده است. مثل تشریح ترفندهای نفس از قبیل فرافکنی و توجیه.
شور و حال مولوی در مثنوی و القای این حال به مستمعان و مخاطبانش نیز یکی دیگر از دلایل جذابیت و ماندگاری این اثر بوده است.
 
18 اردیبهشت 1405
🙏4👎1
شیوه زندگی:
معیار واقعی برای شناختن یه شخصیت مقدار مقاومتش در برابر وسوسه هاست.( داستین هافمن)
❤‍🔥2👍2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دل و دیده ،گرامی‌تر هم آیا هست؟
«دست»
آری،
ز دل و دیده گرامی‌تر؛  «دست»!
زین همه گوهرِ پیدا و نهان در تن و جان،
بی‌گمان دست گران‌قدرتر است.
دست در دستِ کسی، یعنی: پیوند دو جان!
دست در دست کسی، یعنی: پیمان دو عشق!
دست در دستِ کسی داری اگر،
دانی دست، چه سخن‌ها که بیان می‌کند از دوست به دوست...🤝
فریدون_مشیری

لحظاتتون به دور از دلتنگی😍❤️
🥰3❤1😭1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
✨ تفاوت‌های معنویت واقعی و ایگوی معنوی ✨
👍2👏1
جایگاه از خودبیگانگی در آموزه های مارکس

 
محمدامین مروتی
 
مارکس در سال 1844 زمانی که 26 ساله است نوشته هایی دارد که حدوداً نود سال بعد تحت عنوان "دست نوشته های اقتصادی فلسفی" در مسکو به چاپ رسید.
اهمیت این دست نوشته ها تاکید بر مفهوم از خودبیگانگی به عنوان مهمترین مبنای نقد به نظام سرمایه داری است.
از خودبیگانگی نزد هگل به معنی عینیت یافتن ایده مطلق در طبیعت و جامعه و از خود جدا شدن آن بود که در سیری تکاملی دوباره به خود برمی گردد تا از خودبیگانگی به بازگشت به خود و وحدت تبدیل شود.
نزد فوئرباخ از خودبیگانگی به معنی برون فکنی مفهوم خدا توسط انسان است. از نظر فوئرباخ انسان همه تمنیات خود را در وجود موجودی فرافکنی می کند که آفریده ذهن خودش است.
اما مارکس از خودبیگانگی را مفهومی اجتماعی اقتصادی می داند که در نتیجه بیگانه شدن کارگر از محصول کارش و در نتیجه تبدیل شدن کارگر به مهره ای از پروسه تولید تبدیل می شود و این جدا افتادگی باعث می شود که کار برای کارگر، نه به صورت یک فعالیت مفید و لازم، بلکه به صورت رنج و مشقت جلوه کند. از طرف دیگر پول و کالا از اشیایی مفید تبدیل به بت و فتیش می شوند(فتیشیسم یا بت وارگی) و به تعبیر خود مارکس در "گروندریسه"، پول به خدا تبدیل می شود و حجاب یا واسطه بین کارگر و کارش می شود.
 
این مفهوم توسط انگلس و شاگردانش(پلخانف، کائوتسکی و برنشتین) چنان جدی گرفته نشد و پس از ایشان لنین و استالین هم روی این مفوم تمرکز نکردند. در عوض اگزیستانسیالیست ها و اعضای مکتب فرانکفورت مانند مارکوزه و هابرماس بر آن درنگ کردند و آن را گسترش دادند.
در سوی قابل، انگلس در آنتی دورینگ کوشید ماتریالیسم دیالکتیک را به آموزه ای تبدیل کند که مبین قوانین جهانشمول در طبیعت و جامعه است. رویه ای که توسط شاگردانش ادامه یافت.
 
منبع:
مقدمه دست نوشته های اقتصادی فلسفی، کارل مارکس، ترجمه حسن مرتضوی، نشر آشیان
 
18 تیر 1405
👍2❤1
شیوه زندگی:
مهم‌ترين چيزهاي جهان آن‌هايي هستند كه با پول نمي‌توان خريد.
👍3👏2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ورژن ایرانی فرار از زندان😊😊
😁10👎2❤‍🔥1😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#انگیزشی

#داستان_واقعی
#هری_پاتر

شاید سخت‌ترین روزهای زندگیت، مقدمه‌ی بزرگ‌ترین موفقیتت باشن 🪄✨
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو کز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آد
می...
❤8
تفسیر قرآن از دید مولانا

 
محمدامین مروتی
 
مولانا در دفتر پنجم می گوید تاویل و تفسیری حقیقت دارد که حالت را خوب کند ولی اگر سست و منفعلت کند، آن تحریف حقیقت است نه تاویل آن:
۳۱۲۶    حَق بُوَد تاویلْ کان گَرمَت کُند           پُر امید و چُست و با شَرمَت کُند
۳۱۲۷    وَرْ کُند سُستَتْ حقیقت این بِدان      هست تَبْدیل و نه تاویل است آن
 
این قرآن برای آن است که دل تو را گرم  و امیدوار کند نه برای این که منفعل و تنبل کند. پس تفسیر قرآن را از خود قرآن بپرس یا از کسی که تابع هوس نفسانی نیست:
۳۱۲۸    این برایِ گرم کردن آمده‌ست            تا بگیرد ناامیدان را دو دست
۳۱۲۹    مَعنیِ قرآن زِ قرآن پُرس و بَس           وَزْ کسی کاتَش زده‌ست اَنْدَر هَوَس
 
از کسی که فروتنانه خود را به قرآن می سپارد و با قرآن یکی شده است. قرآن همان عطری است که به گِل اهل دل آمیخته شده است. هر دو بوی خوش می دهند و یک بو دارند:
۳۱۳۰    پیشِ قرآن گشت قُربانیّ و پَست        تا که عَیْنِ روحِ او قرآن شُده‌ست
۳۱۳۱    روغَنی کو شُد فِدایِ گُل بِه کُل           خواه روغن بوی کُن، خواهی تو گُل
 
10 فروردین 1405
❤5👏1
شیوه زندگی:
به شنیدن عادت کن، خواهی دید که از سخن ابلهان نیز، سود خواهی جست. (افلاطون)
👌7🔥3❤2
آیا معرفت شهودی وجود دارد؟

 
محمدامین مروتی
 
آیا معرفت شهودی ورای معرفت عقلی وجود دارد یا مفهومی تخیلی و برساخته عرفاست.
معرفت شهودی را قدما حاضر بودن معلوم در عالم تعریف کرده اند. مثل دندان درد و گرسنگی و سیری که ما در خود تجربه می کنیم. همه چیزهایی که بی واسطه ی ذهن و زبان در خود حس می کنیم و نیازی به استدلال و صغری کبری چیدن ندارند، شهودی اند.
 
کودک نابغه ای که عملیات پیچیده ریاضی را در ظرف ثانیه انجام می دهد معرفت شهودی و بی واسطه دارد. چون نیاز به واسطه ای به نام ماشین حساب ندارد.
 
دانشمندی مثل انشتین یا بطلمیوس و یا نیوتن که ناگهان جرقه ای در ذهنش می زند، معرفت شهودی پیدا کرده است.
معرفت شهودی، هم بی واسطه است و هم ناگهانی. چیزی که بدان الهام می گویند نوعی شهود است. نبوغ نوعی شهود است.
 
حتی وحی پیامبران هم نوعی اشراق و الهام و جرقه ناگهانی است که به دلشان می افتد و از این نظر به شعر شباهت دارد. از همین رو اخوان ثالث شعر را نوعی شعور نبوت تلقی می کند.
 
احساس اختیار، وجدان، حتی زمان و مکان در نظر کانت امور شهودی اند که در ساختار ذهن ما تعبیه شده اند و از قبل وجود دارند.
 
زنون ایلیایی می کوشید با استدلال فلسفی منکر تغییر و حرکت شود. او می گفت کوچکترین مسافت ها هم از بی نهایت جزء ساخته شده اند و منطقاً نمی توان بی نهایت جزء را در مدتی محدود طی کرد. پس تصور حرکت، خطای فکر است. اما ما حرکت را بی واسطه، تجربه و شهود می کنیم و زیر بار چنین استدلالاتی نمی رویم.
 
با توجه به این موارد و موارد متعدد دیگر، معرفت شهودی وجود دارد اما در دسترس همگان نیست. به استدلال و آنالیز منطقی تن نمی دهد و در عین حال بی واسطه و یقین آور است.
 
12 اسفند 1404
❤5👍1
شیوه زندگی:
بدترین احساس بشر احساس قربانی بودن است. بدتر از آن احساس ناتوانی است در خروج از حس قربانی بودن و بدتر از همه این ها میدان دادن به این احساس و مبالغه در آن است. از روی صندلی قربانی بلند شویم و بر صندلی مسئولیت بنشینیم.
❤7👍4😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاطره فریدون مشیری از خلاف میهمان همسایه!!😁

شعر باید خواند! خاطره باید گفت!!
❤9👏3👍1😍1
منابع اولیه کاپیتال مارکس

 
محمدامین مروتی
 
کسانی که نام مارکس و کاپیتال را به کرّات شنیده اند، اغلب تصوری از عقبه و پیشینه مفاهیم اقتصادی مورد استفاده او ندارند.
مارکس قبل از نگارش کاپیتال، یادداشت هایی اقتصادی دارد که اغلب نقل قول هایی از آدام اسمیت، اویگن بوره، کنستانتین پکوئر، ویلهلم شولتز، ژان باتیست سه، دیوید ریکاردو، سیسموندی و دیگران است. به نظر می آید این یادداشت ها که در سه بخش اول "دست نوشته های اقتصادی و فلسفی 1844" گرد آمده اند، جای پاهای اولیه است که مارکس به تدریج کاپیتال را بر آن ها بنا کرده است. ظاهراً مارکس می خواسته این نقل قول ها را مبنای مهمترین کتاب که بعداً نگاشت، یعنی کاپیتال، قرار دهد. اغلب اصطلاحات مورد استفاده مارکس مانند کار مرده(سرمایه)، سرمایه ثابت و در گردش، کالایی شدن نیروی کار، تعریف ارزش به مثابه کار ذخیره شده در کالا و.... از این کتاب ها استخراج شده.
 
مارکس مبانی تحلیل های اقتصادی خود را تا حد زیادی از کتاب "ثروت ملل" آدام اسمیت گرفته است.
در سه دست نوشته ابتدایی، با نقل قول های طولانی از آدام اسمیت نتیجه می گیرد که مزد کارگر در دوران رونق ثابت می ماند و در دوران رکود کاهش می یابد و در هر صورت وضعیت کارگران بهتر نمی شود. مارکس از قول آدام اسمیت می گوید که مزد کارگران کفاف بازتولید نیروی کار را می دهد. نیروی کار مانند کالا مبادله می شود و این عین بردگی است و کارگر به ماشین و شکم تقلیل یافته است. مارکس می گوید این سخنان را کلمه به کلمه از اقتصاددانان سیاسی (یعنی آدام اسمیت) نقل کرده است.
مارکس همین نتیجه را از نوشته ویلهلم شولتز با عنوان "حرکت تولید" (1843)می گیرد که بر اساس آن تقسیم کار کارگر را به ماشین تقلیل می دهد. مارکس در کاپیتال، خواندن این کتاب را به دیگران توصیه می کند.
آمارهایی از وضعیت طبقه کارگر در انگلستان می دهد که  نویسنده ای به نام "اویگن بوره" تحت عنوان "بینوایی طبقه کارگر در انگلستان و فرانسه" نوشته. این کتاب مبنای کار انگلس در کتابی با همین عنوان قرار می گیرد. همچنین کتاب اقتصاددان سوسیالیست فرانسوی کنستانتین پکوئور هم با عنوان "نظریه اقتصاد سیاسی و اجتماعی جدید" (1842) هم از منابعی است که نظر مارکس را گرفته است.
در واقع ابتکار مارکس، نظریه ارزش اضافی است و حتی نظریه ارزش خود را از آدام اسمیت گرفته است.
 
منبع:
دست نوشته های اقتصادی فلسفی 1844، کارل مارکس، حسن مرتضوی، نشر آشیان
 
20 تیر 1405
❤1🙏1
شیوه زندگی:
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی. اما حالا که به آن دعوت شده ای، تا می توانی زیبا برقص. (چارلی چاپلین)
👍2🥰2