جامع التواریخ
"جامع التواریخ" را رشیدالدین فضل الله همدانی(۶۴۸ قمری–۷۱۸ قمری) به خواست غازان خان نوشت که طبیعتاً لحنی جانبدارانه نسبت به قوم مغول و چنگیز دارد. مثلاً می گوید مادر بزرگ چنگیز(الان قوا)، بدون نزدیکی با کسی، پدر چنگیز را به دنیا آورد. زادن از باکرگان علاوه بر عیسی ع، در مورد اسکندر مقدونی هم نقل شده است.
در عین حال، این اثر به نثری زیبا نوشته شده و مشتمل بر حقایق تاریخی بسیار نیز هست.
نمونه ای از نثر کتاب:
"چنگیز خان از شهر بخارا بیرون آمد و عموم مردم شهر را حاضر گردانید و بر منبر مصلی عیدگاه رفت و بعد تقریر خلاف سلطان محمد خوارزمشاه به شرحی تمام گفت؛ و گفت ای قوم بدانید که شما گناهان بزرگ کردهاید و بزرگان شما به گناه مقدمند. از من میپرسید که این سخن به چه دلیل میگویم؛ به سبب آنکه من عذاب خدایم. اگر از شما گناهان بزرگ نیامدی، خدای بزرگ چون من عذابی بر شما نفرستادی."
"جامع التواریخ" را رشیدالدین فضل الله همدانی(۶۴۸ قمری–۷۱۸ قمری) به خواست غازان خان نوشت که طبیعتاً لحنی جانبدارانه نسبت به قوم مغول و چنگیز دارد. مثلاً می گوید مادر بزرگ چنگیز(الان قوا)، بدون نزدیکی با کسی، پدر چنگیز را به دنیا آورد. زادن از باکرگان علاوه بر عیسی ع، در مورد اسکندر مقدونی هم نقل شده است.
در عین حال، این اثر به نثری زیبا نوشته شده و مشتمل بر حقایق تاریخی بسیار نیز هست.
نمونه ای از نثر کتاب:
"چنگیز خان از شهر بخارا بیرون آمد و عموم مردم شهر را حاضر گردانید و بر منبر مصلی عیدگاه رفت و بعد تقریر خلاف سلطان محمد خوارزمشاه به شرحی تمام گفت؛ و گفت ای قوم بدانید که شما گناهان بزرگ کردهاید و بزرگان شما به گناه مقدمند. از من میپرسید که این سخن به چه دلیل میگویم؛ به سبب آنکه من عذاب خدایم. اگر از شما گناهان بزرگ نیامدی، خدای بزرگ چون من عذابی بر شما نفرستادی."
👏2❤1👍1
مشروطه خواهی:
مشروطه خواهی یک جریان سیاسی- اجتماعی قدرتمند بود که به ثمر نرسید. شاید دلیل اصلی آن در جمله ای باشد که ظریفی گفته بود:
"نه مظفرالدین شاه فهمید که چه چیزی به مردم داد و نه مردم فهمیدند چه چیزی گرفتند."
👍1
سعدی قصیده ای دارد در مرگ آخرین خلیفه عباسی که به دست هلاگو خان به وضع فجیعی و با نمدمالی به قتل رسید با این مطلع:
آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین
بر زوال ملک مُستَعصِم امیرالمؤمنین….
و همین سعدی قصیده دیگری دارد با عنوان "در انتقال دولت از سلغریان" که دولت مغول را "منت خدا بر خلق زمین" توصیف می کند:
این منتی بر اهل زمین بود از آسمان
وین رحمت خدای جهان بود بر جهان…..
آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین
بر زوال ملک مُستَعصِم امیرالمؤمنین….
و همین سعدی قصیده دیگری دارد با عنوان "در انتقال دولت از سلغریان" که دولت مغول را "منت خدا بر خلق زمین" توصیف می کند:
این منتی بر اهل زمین بود از آسمان
وین رحمت خدای جهان بود بر جهان…..
❤1👍1👎1👏1💩1
پاسخ قانع کننده یکی از دوستان فاضل به قصیده سعدی: عنوان قصیده «در انتقال دولت از سلغریان». این شعر به هیچ وجه دربارهٔ «ستایش ذات مغول» یا «مشروعیتبخشی به اشغالگری» نیست. موضوع شعر، یک واقعهٔ مشخص سیاسی در داخل ایران است: خاندان اتابکان سلغری (حکام محلی فارس) بدون جنگ، قدرت را به نمایندهٔ حکومت مرکزی ایلخانی واگذار کردند.
به این ابیات کلیدی با دقت نگاه کنید:
این منتی بر اهل زمین بود از آسمان
وین رحمت خدای جهان بود بر جهان
کآمد به عون دولت و تایید لطف حق
تسلیمِ مُلکِ پارس به فرمانِ خانِ خان
اینجا «منت خدا» و «رحمت خدا» برای چیست؟ برای تسلیم شدن فارس. رحمت خدا در این است که حاکمان محلی، عافیتاندیشی کردند و با تسلیم، جلوی یک فاجعهٔ انسانی دیگر (مثل بغداد) را گرفتند. سعدی از فعل سیاسی «تسلیم» ستایش میکند، نه از «هجوم».
زنهار خواره گشته بدی گنج و گنجدار
در زیر تیغ ترک، غنیمتشمار و خوان
سعدی به صراحت میگوید اگر این تسلیم مسالمتآمیز نبود، چه میشد: سربازان ترک (مغول)، گنج و گنجدار را به تاراج میبردند. او ماهیت نظامی و غارتگرانهٔ ارتش ایلخانی را کاملاً میشناسد و از آن به عنوان امری واقعی یاد میکند. «منت» و «رحمت» دقیقاً به خاطر در امان ماندن از همین تیغ است.
خداوند کشور بستان و پادشاهِ زمین
فرستد از جهان، آفرینش به آفرین
که با مخالف ملکش، خلاف رفت و نماند
به گردِ مملکت پارس یک تن از پیشین
مخاطب این ابیات چه کسی است؟ برخی نسخهها آن را خطاب به هلاکو میدانند و برخی خطاب به اتابک سلغری. در هر دو حالت، پیام روشن است: از این سیاستمدار محلی (یا حتی هلاکو) تشکر میشود که اجازه داد خاندانهای قدیمی فارس و مردم قلعوقمع نشوند. این ستایش از یک استراتژی موفق بقاست، نه از فلسفهٔ حکومت مغول.
ای از طرازِ خسروی، آرایش سپاه
وی از نژادِ قیصر و فغفور، دوده و نژاد
این ابیات مدحیِ کاملاً فرمایشی و ژانریک است. اینها همان کلیشههای رایج درباری است که برای هر حاکم قدرتمندی (چه ترک، چه عرب، چه ایرانی) به کار میرفت. دلیل نمیشود که آن را اعتقاد قلبی و تأیید ایدئولوژیک شاعر بدانیم.
---
نقدی که شما مطرح کردید، اسیر یک مغالطهٔ مدرن به نام «همه یا هیچ» (All-or-Nothing) است. گویی شاعر یا باید با شمشیر به استقبال مغول میرفت، یا کاملاً به نوکری و توجیهگری جنایات آنها میپرداخت. اما زیست اخلاقی در بطن تاریخ، بسیار پیچیدهتر است.
سعدی در این دو قصیده، نمونهٔ اعلای یک روشنفکر عملگرا و نه یک ایدئولوگ سادهلوح است که سه موقعیت متفاوت را از هم تفکیک میکند:
1. در مرگ خلیفه: سوگواری برای یک فاجعهٔ انسانی و یک نماد فرهنگی. سعدی قتل فجیع یک انسان و فروپاشی یک نهاد کهن را تقبیح میکند. این واکنش اخلاقیِ آنیِ انسان است.
2. در تسلیم فارس: ستایش از یک تصمیم سیاسی که از تکرار فاجعهٔ بغداد جلوگیری کرد. سعدی در قامت یک شهروند شیرازی که شاهد ویرانی همهجاست، «خون نریختن» را یک «منت الهی» میداند. این واکنش عقل عملی و مصلحت عمومی است.
3. در ستایش حاکم جدید: اجرای ضرورت حرفهای و اجتماعی. مدح حاکمان، زبان بقای اجتماعی در آن دوران بود. با این ابزار، سعدی میتوانست در شیراز بماند، بنویسد، و میراث فرهنگی را زنده نگه دارد، به جای آنکه در اعتراضی بیحاصل قتلعام شود.
این یک نظام فکری منسجم با محوریت «امنیت و حفظ جان آدمیان» است، نه تملق و تناقضگویی.
به این ابیات کلیدی با دقت نگاه کنید:
این منتی بر اهل زمین بود از آسمان
وین رحمت خدای جهان بود بر جهان
کآمد به عون دولت و تایید لطف حق
تسلیمِ مُلکِ پارس به فرمانِ خانِ خان
اینجا «منت خدا» و «رحمت خدا» برای چیست؟ برای تسلیم شدن فارس. رحمت خدا در این است که حاکمان محلی، عافیتاندیشی کردند و با تسلیم، جلوی یک فاجعهٔ انسانی دیگر (مثل بغداد) را گرفتند. سعدی از فعل سیاسی «تسلیم» ستایش میکند، نه از «هجوم».
زنهار خواره گشته بدی گنج و گنجدار
در زیر تیغ ترک، غنیمتشمار و خوان
سعدی به صراحت میگوید اگر این تسلیم مسالمتآمیز نبود، چه میشد: سربازان ترک (مغول)، گنج و گنجدار را به تاراج میبردند. او ماهیت نظامی و غارتگرانهٔ ارتش ایلخانی را کاملاً میشناسد و از آن به عنوان امری واقعی یاد میکند. «منت» و «رحمت» دقیقاً به خاطر در امان ماندن از همین تیغ است.
خداوند کشور بستان و پادشاهِ زمین
فرستد از جهان، آفرینش به آفرین
که با مخالف ملکش، خلاف رفت و نماند
به گردِ مملکت پارس یک تن از پیشین
مخاطب این ابیات چه کسی است؟ برخی نسخهها آن را خطاب به هلاکو میدانند و برخی خطاب به اتابک سلغری. در هر دو حالت، پیام روشن است: از این سیاستمدار محلی (یا حتی هلاکو) تشکر میشود که اجازه داد خاندانهای قدیمی فارس و مردم قلعوقمع نشوند. این ستایش از یک استراتژی موفق بقاست، نه از فلسفهٔ حکومت مغول.
ای از طرازِ خسروی، آرایش سپاه
وی از نژادِ قیصر و فغفور، دوده و نژاد
این ابیات مدحیِ کاملاً فرمایشی و ژانریک است. اینها همان کلیشههای رایج درباری است که برای هر حاکم قدرتمندی (چه ترک، چه عرب، چه ایرانی) به کار میرفت. دلیل نمیشود که آن را اعتقاد قلبی و تأیید ایدئولوژیک شاعر بدانیم.
---
نقدی که شما مطرح کردید، اسیر یک مغالطهٔ مدرن به نام «همه یا هیچ» (All-or-Nothing) است. گویی شاعر یا باید با شمشیر به استقبال مغول میرفت، یا کاملاً به نوکری و توجیهگری جنایات آنها میپرداخت. اما زیست اخلاقی در بطن تاریخ، بسیار پیچیدهتر است.
سعدی در این دو قصیده، نمونهٔ اعلای یک روشنفکر عملگرا و نه یک ایدئولوگ سادهلوح است که سه موقعیت متفاوت را از هم تفکیک میکند:
1. در مرگ خلیفه: سوگواری برای یک فاجعهٔ انسانی و یک نماد فرهنگی. سعدی قتل فجیع یک انسان و فروپاشی یک نهاد کهن را تقبیح میکند. این واکنش اخلاقیِ آنیِ انسان است.
2. در تسلیم فارس: ستایش از یک تصمیم سیاسی که از تکرار فاجعهٔ بغداد جلوگیری کرد. سعدی در قامت یک شهروند شیرازی که شاهد ویرانی همهجاست، «خون نریختن» را یک «منت الهی» میداند. این واکنش عقل عملی و مصلحت عمومی است.
3. در ستایش حاکم جدید: اجرای ضرورت حرفهای و اجتماعی. مدح حاکمان، زبان بقای اجتماعی در آن دوران بود. با این ابزار، سعدی میتوانست در شیراز بماند، بنویسد، و میراث فرهنگی را زنده نگه دارد، به جای آنکه در اعتراضی بیحاصل قتلعام شود.
این یک نظام فکری منسجم با محوریت «امنیت و حفظ جان آدمیان» است، نه تملق و تناقضگویی.
👍9❤1👏1
چین کنفوسیوسی
محمدامین مروتی
چین علیرغم حکومت ایدئولوژیکش، در طول تاریخ کشوری مهاجم نبوده است. شاید این به فرهنگ مداراگر و کنفوسیوسی چینیان برگردد که برای حزب کمونیست محل اعتبار است، در حالی که در زمان مائو، کنفوسیوس دارای تفکری ارتجاعی به شمار می رفت و کتاب هایش در جریان "انقلاب فرهنگی" سوزانده می شد.
امروز هم چین، به خصوص با آغاز دوره دنگ شیائوپینگ، هم و غمش را صرف اقتصاد و افزایش رفاه مردمش کرده است. از رقابت های نظامی دوری می کند و به جایش دنبال رقابت اقتصادی است. دیگر از زبان چینی ها کلمه ها و عباراتی از قبیل امپریالیسم و مبارزه ضدامپریالیستی چندان شنیده نمی شود.
6 اسفند 1404
👏2👍1🤮1
مناسبات اولیه شاه و حزب توده
بعد از اشغال ایران توسط متفقین، شاه عفو عمومی داد و با آزاد شدن مخالفان، باقی ماندگان 53 نفر در 1321 حزب توده را تشکیل دادند. انگلستان ترجیح می داد به جای فروغی، سید ضیاء الدین طباطبایی نخست وزیر شود و شاه طباطبایی را مهره انگلیس می دانست. بر اساس مکاتبات کارگزاران روس با مولوتف(وزیر امور خارجه شوروی) در 22 مهر 1322، انگلستان با تبلیغات علیه حزب توده می خواست مانع پیشروی آن در جنوب شود. با این وجود حزب در میان کارگران صنعت نفت نفوذ خیلی خوبی پیدا کرده بود.
در مقابل استالین (علیرغم آیزنهاور و چرچیل که شاه را تحقیر می کردند)، تصمیم به دیدار شاه گرفت و او را چنان تحت تاثیر خود قرار داد که شاه از نخست وزیرش سهیلی خواست از حزب توده حمایت علنی کند و همین حمایت، زمینه ساز راه یافتن 13 نماینده حزب در انتخابات چهاردهم به مجلس و پس از آن راه یافتن سه وزیر توده ای به کابینه نخست وزیر بعدی یعنی قوام السلطنه شد.
اما با پیش آمدن وقایع آذربایجان و کردستان و نقش روس ها و حزب توده میانه حکومت و حزب خراب شد و صدارت این سه وزیر فقط 73 روز طول کشید و به استعفا انجامید.
منبع: اندیشه پویا شماره 101، سُلی شهسوار
30 تیر 1404
❤2👏1
سوگ امام حسین ع در شعر فارسی
محبت امام حسین و گریه بر او در فرهنگ ایرانی ریشه دوانیده. برای ایرانیان این مظلومیت یادآور ستم مشابهی بود که بر سیاوش پسر کاووس رفته بود. تو گویی ایرانیان زمینه برگزاری چنین سوگ بزرگی و تبدیل آن به یک سوگ تاریخی را داشتند. تاریخ ردپایش را بر هنر و فرهنگ می نهد و یکی از دلایل غمین بودن موسیقی ایرانی را رد پای مصائب تاریخی ای می دانند که بر این ملت و این کشور گذشته است.کمتر شاعر ایرانی ای است که از این مصیبت یادی نکرده باشد.
محبت حسین در اشعار شاعرانی که چندان وجهه مذهبی نداشته اند هم، رسوخ کرده است. یکی از آنان ابوالقاسم لاهوتی است که بعدها کمونیست قهاری شد و در رثای واقعة کربلا چنین می سراید:
بیا در کربلا، محشر ببین،کین گستری بنگر
نظر کن در حریم کبریا، غارتگری بنگر
فروشنده حسین و، جنس: هستی، مشتری: یزدان
بیا کالا ببین، بایع نگه کن، مشتری بنگر...
دیگری یغمای جندقی است که سراینده این بیت است:
ز شیخ شهر جان بردم به تزویر مسلمانی
مدارا گر به این کافر نمیکردم چه میکردم؟
هم او سراینده مرثیه معروف "نوجوان اکبر من" است با این مطلع:
می رسد خشک لب از شط فرات اکبر من
نوجوان اکبر من
سَیَلانی بکن ای چشمه ی چشم تر من
نوجوان اکبر من....
یکی دیگر ایرج میرزای مشهور است که برای شهیدان کربلا چنین سروده است:
رسمَست هرکه داغ ِ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت ِ آن داغ دیده را
یک دوست زیر بازوی ِ او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشکِ دیده را
...القصّه هر کَسی به طریقی ز روی ِ مِهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رَسیده را
آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین؟
چون دید نعشِ اکبرِ در خون تپیده را
بعد از پسر دلِ پدر آماجِ تیر شد
آتش زدند لانهٔ مرغِ پریده را
7 مرداد 1405
👏3❤1
نکته فلسفی:
تمام ارتباطات انسانی اعم از شغلی و دوستانه و خانوادگی و فامیلی برای گریز از تنهایی است.
❤7👍2
آیزایا برلین در میانه روباهان و خارپشتان
محمدامین مروتی
مدرنیسم با عصر روشنگری پیوند خورده است. عصر اعتماد کامل به عقل بشری و عصر کلان روایت ها.
پست مدرنیسم عصر نفی کلان روایت ها و نسبیت هاست و توجه به سویه های عاطفی و عقل گریز مثل تعلقات ملی و مذهبی و فرهنگی و سویه های عقل ستیز آدمی مثل غریزه مرگ(تاناتوس فرویدی).
آیا منطقاً می توانی بین این تز و آنتی تز، سنتزی برقرار کرد به گونه ای که از سویی با نسبی گرایی مطلق و برابری باورهای پست مدرن مواجه نباشیم و از سوی دیگر به توان به خرد مشترک و جمعی بشر تا حد زیادی اعتماد کرد؟
به نظر می آید این شیوه ای است که آیزایا برلین در مواجهه به آن دسته از روشنفکران که روایت ضد روشنگری دارند، در پیش گرفته است. برلین برخلاف مدافعان عقل روشنگری، معتقد است رگه های قدرتمندی از حقیقت در روایت های ضدروشنگری وجود دارد که نباید از آن ها غافل بود و اندیشمند مورد علاقه برلین در این مجموعه، الکساندر هرتسن سوسیالیست انقلابی روسی در دهه پنجاه قرن 19 است که او را بارها "قهرمان من" می خواند. مایکل ایگناتیف می گوید برلین تنها لیبرالی بود که زحمت ورود به جهان ذهنی دشمنان قسم خورده لیبرالیسم را به خود داد. او این توانایی را دارد که از منظر مخالفانش در خود بنگرد و حرف های حساب آنان را بشنود و از کنارشان به سادگی نگذرد.
خارپشت و روباه:
برلین تفکیک روشنگری دارد بین خارپشت ها و روباه ها. خارپشت ها آن دسته از روشنفکران هستند که ایده هایشان حول یک ایده مرکزی شکل گرفته مثل هگل و مارکس و روباه ها آنانی هستند که ایده محوری ندارند و از هر گلستان، گلی می چینند. روباهان جزئی نگرند و خارپشتان کلی نگر. برلین خود را در زمره روباهان طبقه بندی می کند اما روباهانی که به ایده های خارپشتان هم سرک می کشند. خارپشتان در لاک خود فرورفته اند و روباهان اهل تجربه و گشت و گذارند. دسته اول عقل گرا و دسته دوم تجربه گرایند. روباه ها کثرت گرا و پلورالیست اند و خارپشتان وحدت گرا و مونیست. عصر روشنگری جنبش افراطی خارپشت ها بود که برای عقل حدی نمی شناختند و به ذات نیک انسان خوش باور بودند. به حقیقت واحد و همه جایی معتقد بودند. اما روباهان به تکثر حقیقت و تکثر ارزش ها باور دارند و ذات انسان را به عقل و سرشت نیک تقلیل نمی دهند و نمونه های متعارض این تقلیل هم جنگ های جهانی و ایدئولوژی های تمامگرا بودند که به جای خدا نشسته بودند. عقل روشنگر اگر به لیبرالیسم هم برسد به لیبرالیسم مدارا گر نمی رسد و این برای یک لیبرال -که برلین نیز خود را یکی از آنان می داند- نقض غرض است.
ارزش ها و اهداف و غایات بشری متعدد و قیاس ناپذیرند. حتی آزادی را هم نمی توان نهایی و غایی ترین ارزش بشر دانست. آزادی هم ارزش وسیله ای دارد و برای مردم حل مشکلات اقتصادی نسبت به همه چیز اولویت دارد. آزادی هم در ذات انسان نیست.
برلین می گفت تولستوی روباهی است که دلش می خواست خارپشت باشد و در عین حال بدان امید نداشت، چون می دانست که تحقق ایده های خارپشتی به منزله پایان یافتن انسان بدین گونه که می شناسیم خواهد بود. یعنی تقسیم بندی روباه و خارپشت یک تقسیم بندی مفید و روشنگر است اما اگر بخواهیم از آن دوقطبی بسازیم و آن را قطعی و مطلق کنیم، بی معنی وبی فایده می شود.
نقد مهم برلین به خارپشتان این است که دفاع از عقل روشنگری به مثابه ناجی انسان و حلال مشکلاتش، جبرباورانه است. این که کافی است عقل بر صدر بنشیند تا مشکلات حل شوند ریشه در خوش بینی قرن نوزدهمی دارد. جبر و اعتقادکامل به عقل بشری، به جبر اندیشی و استبداد یک عده روشنفکر از خودراضی منجر می شود. در حالی که عرصه علوم انسانی به خلاف علوم طبیعی، عرصه جبر نیست و همیشه منطقه فراغی برای مانورهای عقلی و عاطفی وشهودی وجود دارد. من جمله نقش تصادف و نقش شخصیت در تاریخ و عناصر فرهنگی و جغرافیایی و ملی و مذهبی است که باور به جبر را سست می سازند.
منبع:
اندیشه پویا شماره 101 تیرماه 1405
اول مرداد 1405
👏2❤1
نکته دینی:
مذهب باید از انسان موجودی صبورتر، مهربانتر، آزادتر و دلیرتر بسازد. اگر مذهبی نتوانست اینکار را انجام دهد، چیزی جز شر و پلیدی و حقه بازی نیست! (آلبرت_انیشتین)
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ
ببینید با پوست نارگیل چی درست
میکنن. 👍🤩
🌹♥️
ببینید با پوست نارگیل چی درست
میکنن. 👍🤩
🌹♥️
❤3👍3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حامد وحدتی نسب:
رابطۀ بین آرایش خانم ها و روانشناسی تکاملی
رابطۀ بین آرایش خانم ها و روانشناسی تکاملی
👍2❤1
عادت های زیر رو جایی یادداشت کنید و هر روز انجام بدین، این روش کمک میکنه هر روز پیشرفت کنین :
1- جسمی :
خواب - آبرسانی به بدن - تحرک و ورزش
پیاده روی - تمرین تنفس - سبزیجات بیشتر
2- ذهنی :
مطالعه - خودشناسی - موسیقی
هدف گذاری - مراقبه - جملات تاکیدی
3- احساسی :
کاهش استرس - شکرگزاری - خلوت با خود
ژورنال نویسی - سرگرمی - سطح سروتونین
4- اجتماعی :
معاشرت - وقت برای خانواده - شبکه اجتماعی
ورزش های گروهی - حضور در لحظه - مهربانی با بقیه
5- سلامتی :
ویتامین و مکمل - حذف شکر - غذای سالم
چکاپ پزشکی - بهداشت فردی - دیر شام نخوردن
6- روتین ها :
زودتر بیدار شدن - روتین صبح و عصر - روتین پوست - برنامه ریزی غذایی - پیگیری هزینه ها - تمیز کاری
1- جسمی :
خواب - آبرسانی به بدن - تحرک و ورزش
پیاده روی - تمرین تنفس - سبزیجات بیشتر
2- ذهنی :
مطالعه - خودشناسی - موسیقی
هدف گذاری - مراقبه - جملات تاکیدی
3- احساسی :
کاهش استرس - شکرگزاری - خلوت با خود
ژورنال نویسی - سرگرمی - سطح سروتونین
4- اجتماعی :
معاشرت - وقت برای خانواده - شبکه اجتماعی
ورزش های گروهی - حضور در لحظه - مهربانی با بقیه
5- سلامتی :
ویتامین و مکمل - حذف شکر - غذای سالم
چکاپ پزشکی - بهداشت فردی - دیر شام نخوردن
6- روتین ها :
زودتر بیدار شدن - روتین صبح و عصر - روتین پوست - برنامه ریزی غذایی - پیگیری هزینه ها - تمیز کاری
👏4👍2🙏2🤡1
سبک بازگشت
محمدامین مروتی
دربار صفوی به شاعران توجه خاصی نداشت و مداحان را تحویل نمی گرفت. شاهان صفوی مدح اهل بیت را تشویق می کردند و طالب مدح خود نبودند. همین باعث شد که شعر از دربار به میان مردم راه یابد. البته شاعران زیادی به دربار اکبر شاه در هند کوچ کردند و سبک هندی را بنیاد گذاشتند.
این سبک به دلیل مضمون پردازی های متکلفانه و افراطی از نظر افتاد و شاعران در زمان قاجار بنیاد سبک جدیدی به نام "بازگشت" را گذاشتند که دائرمدارش بازگشت به سبک عراقی و خراسانی بود.
سبک بازگشت عمدتاً در دوران فتحعلیشاه قاجار رونق یافت که خود نیز شعر می گفت و "خاقان" تخلص می کرد.
بزرگترین این شاعران "فتحعلی خان صبا"(1179- 1238 ه. ق) بود که مقلد فردوسی بود و مثنوی "شاهنشاهنامه" را در همان وزن متقارب و با واژگان پارسی سرود. این مثنوی شرح دلاوری های قاجاریه و به خصوص فتحعلیشاه در جنگ های مختلف بود و حدود چهل هزار بیت داشت و شاه به ازایش چهل هزار مثقال طلا صله به صبا داد و به قولی خطاب به صبا گفت سلطان محمود قولش به فردوسی را ادا نکرد ولی من قولی را که به تو نداده بودم، ادا کردم.
دیگر "نشاط اصفهانی" (1175- 1244 ه ق) بود که خطاط درجه یکی هم بود و غزل معروف با مطلع "طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد" از اوست. او بیشتر مقلد حافظ بود.
دیگری "وصال شیرازی" (1193-1262 ه ق) خالق مثنوی "بزم وصال" و "شیرین وفرهاد" بود و عمدتاً مقلد سعدی بود.
در قرن سیزدهم و زمان محمد شاه و ناصرالدین شاه نیز شعرایی نظیر فروغی بسطامی(1213-1274 ق)، یغمای جندقی(1196- 1276ق)و قاآنی شیرازی(1223-1270ق) و زرین تاج معروف به طاهره قره العین(1233-1268 ق)،همین سبک را ادامه دادند.
فروغی ابتدا در دربار معروف شد و سپس شیوه درویشی برگزید. غزل معروف "مردان خدا" اثر طبع اوست با این مطلع:
مردان خدا پرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
قاآنی کتابی به تقلید از گلستان سعدی نوشت با نام "پریشان". او شاعر هجوگو نیز بود.
یغما از چوپانی به مقامات بالار سید و دوباره مورد غضب درباریان قرار گرفت و زندگی سختی را گذراند. سره نویسی و طنازی از مشخصات شعر اوست.
طاهره اولین زنی بود که کشف حجاب کرد و به دلیل بابی بودن در 36 سالگی کشته شد. غزل معروف "گر به تو افتدم نظر" اثر طبع اوست.
منبع:
از صبا تا نیما، یحیی آرین پور ، نشر زوار
10 مرداد 1405
❤1👏1
نکته فلسفی:
خدا دایره ای است که مرکزش همه جاست و محیطش هیچ جا نیست.
👍4👎2👏1😁1
مهمانیهای ساده؛ راهی برای حفظ صمیمیت در روزهای سخت اقتصادی
در روزهایی که فشارهای اقتصادی بسیاری از خانوادهها را با محدودیتهای مالی روبهرو کرده، یکی از مشکلات این است که بهدلیل نگرانی از هزینهها، ارتباطهای خانوادگی و دوستانه کمرنگ شود. اما تجربههای اجتماعی نشان میدهد که سرمایههای انسانی مثل محبت، همدلی و ارتباط نزدیک، در دورههای سخت اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
پیشنهاد ما، حذف و کاهش دورهمیها و مهمانیها نیست؛ بلکه با تغییر و تعدیل در نگاهمان به مهمانیها و بازگشت به سادگی و صمیمیت ، میتوانیم آن را حفظ کنیم.
🔻مهمانیهای پرهزینه را به دورهمیهای ساده و صمیمی تبدیل کنید.
🔻بهجای پذیرایی کامل، هر خانواده یک خوراکی یا غذا همراه بیاورد (مهمانی دونگی و مشارکتی).
🔻تعداد مهمانیها را کم نکنید؛ آنها را سادهتر کنید.
🔻پذیرایی را از نمایش و تجمل خارج کنید و بر گفتوگو و باهمبودن تمرکز کنید.
🔻از غذاهای سنتی، خانگی و کمهزینه بیشتر استفاده کنید.
🔻مهمانیهای بیرون از خانه و رستوران را با دورهمیهای خانگی جایگزین کنید.
🔻برنامههای جمعی کمهزینه مثل پیادهروی، چای عصرانه، بازی خانوادگی را جایگزین کنید.
🔻خانوادهها عادت "خجالت از سادگی" را کاهش دهند.
🔻ارزش مهمانی را از مقدار هزینه جدا کنید و معیار را محبت، ارتباط و حمایت اجتماعی قرار دهید.
🔻 فضای سبز و هوای آزاد را محل دورهمی های خود انتخاب کنید، تا یک خانواده به خاطر میزبانی، دچار مشقت و صرف هزینه زیاد نشود.
جامعهای بهتر بسازیم
T.me/bishuoori
در روزهایی که فشارهای اقتصادی بسیاری از خانوادهها را با محدودیتهای مالی روبهرو کرده، یکی از مشکلات این است که بهدلیل نگرانی از هزینهها، ارتباطهای خانوادگی و دوستانه کمرنگ شود. اما تجربههای اجتماعی نشان میدهد که سرمایههای انسانی مثل محبت، همدلی و ارتباط نزدیک، در دورههای سخت اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
پیشنهاد ما، حذف و کاهش دورهمیها و مهمانیها نیست؛ بلکه با تغییر و تعدیل در نگاهمان به مهمانیها و بازگشت به سادگی و صمیمیت ، میتوانیم آن را حفظ کنیم.
🔻مهمانیهای پرهزینه را به دورهمیهای ساده و صمیمی تبدیل کنید.
🔻بهجای پذیرایی کامل، هر خانواده یک خوراکی یا غذا همراه بیاورد (مهمانی دونگی و مشارکتی).
🔻تعداد مهمانیها را کم نکنید؛ آنها را سادهتر کنید.
🔻پذیرایی را از نمایش و تجمل خارج کنید و بر گفتوگو و باهمبودن تمرکز کنید.
🔻از غذاهای سنتی، خانگی و کمهزینه بیشتر استفاده کنید.
🔻مهمانیهای بیرون از خانه و رستوران را با دورهمیهای خانگی جایگزین کنید.
🔻برنامههای جمعی کمهزینه مثل پیادهروی، چای عصرانه، بازی خانوادگی را جایگزین کنید.
🔻خانوادهها عادت "خجالت از سادگی" را کاهش دهند.
🔻ارزش مهمانی را از مقدار هزینه جدا کنید و معیار را محبت، ارتباط و حمایت اجتماعی قرار دهید.
🔻 فضای سبز و هوای آزاد را محل دورهمی های خود انتخاب کنید، تا یک خانواده به خاطر میزبانی، دچار مشقت و صرف هزینه زیاد نشود.
جامعهای بهتر بسازیم
T.me/bishuoori
Telegram
جامعهای بهتر بسازیم
سلام
این کانال برای بهبود وضعیت آدمها، گیاهان، حیوانات، محیط زیست و تعامل بهتر آنها ساخته شده است.
این کانال برای بهبود وضعیت آدمها، گیاهان، حیوانات، محیط زیست و تعامل بهتر آنها ساخته شده است.
👏4❤2🤮1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیپ کوله ها و کیف هاتون اگر بسته نمیشه و خراب شده ازاین روش استفاده کنید😍
❤3👍3🖕1
با هگل در این عقیده همراهم که انسانِ شریف، هرگز به اندازهی کافی شریف نیست و هیچ تبهکاری هم تمام و کمال تبهکار نیست.
📙 تنهایی پر هیاهو
#بهومیل_هرابال
📙 تنهایی پر هیاهو
#بهومیل_هرابال
👍8❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببین با پوست تخم مرغ چه کار می کنن.....
👏3👍2🤯1
کسانی که بیپروا و شجاع بودند پیش از آنکه بتوانند ژن خود را به نسل بعدی منتقل کنند،کشته شدند؛
باقی افراد یعنی ترسوها و ملاحظه کارها زنده ماندند ما نوادگان آنهاییم!
رولف دوبلی
باقی افراد یعنی ترسوها و ملاحظه کارها زنده ماندند ما نوادگان آنهاییم!
رولف دوبلی
👍8💔3🔥2