نکته فلسفی:
تمام ارتباطات انسانی اعم از شغلی و دوستانه و خانوادگی و فامیلی برای گریز از تنهایی است.
❤7👍2
آیزایا برلین در میانه روباهان و خارپشتان
محمدامین مروتی
مدرنیسم با عصر روشنگری پیوند خورده است. عصر اعتماد کامل به عقل بشری و عصر کلان روایت ها.
پست مدرنیسم عصر نفی کلان روایت ها و نسبیت هاست و توجه به سویه های عاطفی و عقل گریز مثل تعلقات ملی و مذهبی و فرهنگی و سویه های عقل ستیز آدمی مثل غریزه مرگ(تاناتوس فرویدی).
آیا منطقاً می توانی بین این تز و آنتی تز، سنتزی برقرار کرد به گونه ای که از سویی با نسبی گرایی مطلق و برابری باورهای پست مدرن مواجه نباشیم و از سوی دیگر به توان به خرد مشترک و جمعی بشر تا حد زیادی اعتماد کرد؟
به نظر می آید این شیوه ای است که آیزایا برلین در مواجهه به آن دسته از روشنفکران که روایت ضد روشنگری دارند، در پیش گرفته است. برلین برخلاف مدافعان عقل روشنگری، معتقد است رگه های قدرتمندی از حقیقت در روایت های ضدروشنگری وجود دارد که نباید از آن ها غافل بود و اندیشمند مورد علاقه برلین در این مجموعه، الکساندر هرتسن سوسیالیست انقلابی روسی در دهه پنجاه قرن 19 است که او را بارها "قهرمان من" می خواند. مایکل ایگناتیف می گوید برلین تنها لیبرالی بود که زحمت ورود به جهان ذهنی دشمنان قسم خورده لیبرالیسم را به خود داد. او این توانایی را دارد که از منظر مخالفانش در خود بنگرد و حرف های حساب آنان را بشنود و از کنارشان به سادگی نگذرد.
خارپشت و روباه:
برلین تفکیک روشنگری دارد بین خارپشت ها و روباه ها. خارپشت ها آن دسته از روشنفکران هستند که ایده هایشان حول یک ایده مرکزی شکل گرفته مثل هگل و مارکس و روباه ها آنانی هستند که ایده محوری ندارند و از هر گلستان، گلی می چینند. روباهان جزئی نگرند و خارپشتان کلی نگر. برلین خود را در زمره روباهان طبقه بندی می کند اما روباهانی که به ایده های خارپشتان هم سرک می کشند. خارپشتان در لاک خود فرورفته اند و روباهان اهل تجربه و گشت و گذارند. دسته اول عقل گرا و دسته دوم تجربه گرایند. روباه ها کثرت گرا و پلورالیست اند و خارپشتان وحدت گرا و مونیست. عصر روشنگری جنبش افراطی خارپشت ها بود که برای عقل حدی نمی شناختند و به ذات نیک انسان خوش باور بودند. به حقیقت واحد و همه جایی معتقد بودند. اما روباهان به تکثر حقیقت و تکثر ارزش ها باور دارند و ذات انسان را به عقل و سرشت نیک تقلیل نمی دهند و نمونه های متعارض این تقلیل هم جنگ های جهانی و ایدئولوژی های تمامگرا بودند که به جای خدا نشسته بودند. عقل روشنگر اگر به لیبرالیسم هم برسد به لیبرالیسم مدارا گر نمی رسد و این برای یک لیبرال -که برلین نیز خود را یکی از آنان می داند- نقض غرض است.
ارزش ها و اهداف و غایات بشری متعدد و قیاس ناپذیرند. حتی آزادی را هم نمی توان نهایی و غایی ترین ارزش بشر دانست. آزادی هم ارزش وسیله ای دارد و برای مردم حل مشکلات اقتصادی نسبت به همه چیز اولویت دارد. آزادی هم در ذات انسان نیست.
برلین می گفت تولستوی روباهی است که دلش می خواست خارپشت باشد و در عین حال بدان امید نداشت، چون می دانست که تحقق ایده های خارپشتی به منزله پایان یافتن انسان بدین گونه که می شناسیم خواهد بود. یعنی تقسیم بندی روباه و خارپشت یک تقسیم بندی مفید و روشنگر است اما اگر بخواهیم از آن دوقطبی بسازیم و آن را قطعی و مطلق کنیم، بی معنی وبی فایده می شود.
نقد مهم برلین به خارپشتان این است که دفاع از عقل روشنگری به مثابه ناجی انسان و حلال مشکلاتش، جبرباورانه است. این که کافی است عقل بر صدر بنشیند تا مشکلات حل شوند ریشه در خوش بینی قرن نوزدهمی دارد. جبر و اعتقادکامل به عقل بشری، به جبر اندیشی و استبداد یک عده روشنفکر از خودراضی منجر می شود. در حالی که عرصه علوم انسانی به خلاف علوم طبیعی، عرصه جبر نیست و همیشه منطقه فراغی برای مانورهای عقلی و عاطفی وشهودی وجود دارد. من جمله نقش تصادف و نقش شخصیت در تاریخ و عناصر فرهنگی و جغرافیایی و ملی و مذهبی است که باور به جبر را سست می سازند.
منبع:
اندیشه پویا شماره 101 تیرماه 1405
اول مرداد 1405
👏2❤1
نکته دینی:
مذهب باید از انسان موجودی صبورتر، مهربانتر، آزادتر و دلیرتر بسازد. اگر مذهبی نتوانست اینکار را انجام دهد، چیزی جز شر و پلیدی و حقه بازی نیست! (آلبرت_انیشتین)
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ
ببینید با پوست نارگیل چی درست
میکنن. 👍🤩
🌹♥️
ببینید با پوست نارگیل چی درست
میکنن. 👍🤩
🌹♥️
❤3👍3🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حامد وحدتی نسب:
رابطۀ بین آرایش خانم ها و روانشناسی تکاملی
رابطۀ بین آرایش خانم ها و روانشناسی تکاملی
👍2❤1
عادت های زیر رو جایی یادداشت کنید و هر روز انجام بدین، این روش کمک میکنه هر روز پیشرفت کنین :
1- جسمی :
خواب - آبرسانی به بدن - تحرک و ورزش
پیاده روی - تمرین تنفس - سبزیجات بیشتر
2- ذهنی :
مطالعه - خودشناسی - موسیقی
هدف گذاری - مراقبه - جملات تاکیدی
3- احساسی :
کاهش استرس - شکرگزاری - خلوت با خود
ژورنال نویسی - سرگرمی - سطح سروتونین
4- اجتماعی :
معاشرت - وقت برای خانواده - شبکه اجتماعی
ورزش های گروهی - حضور در لحظه - مهربانی با بقیه
5- سلامتی :
ویتامین و مکمل - حذف شکر - غذای سالم
چکاپ پزشکی - بهداشت فردی - دیر شام نخوردن
6- روتین ها :
زودتر بیدار شدن - روتین صبح و عصر - روتین پوست - برنامه ریزی غذایی - پیگیری هزینه ها - تمیز کاری
1- جسمی :
خواب - آبرسانی به بدن - تحرک و ورزش
پیاده روی - تمرین تنفس - سبزیجات بیشتر
2- ذهنی :
مطالعه - خودشناسی - موسیقی
هدف گذاری - مراقبه - جملات تاکیدی
3- احساسی :
کاهش استرس - شکرگزاری - خلوت با خود
ژورنال نویسی - سرگرمی - سطح سروتونین
4- اجتماعی :
معاشرت - وقت برای خانواده - شبکه اجتماعی
ورزش های گروهی - حضور در لحظه - مهربانی با بقیه
5- سلامتی :
ویتامین و مکمل - حذف شکر - غذای سالم
چکاپ پزشکی - بهداشت فردی - دیر شام نخوردن
6- روتین ها :
زودتر بیدار شدن - روتین صبح و عصر - روتین پوست - برنامه ریزی غذایی - پیگیری هزینه ها - تمیز کاری
👏4👍2🙏2🤡1
سبک بازگشت
محمدامین مروتی
دربار صفوی به شاعران توجه خاصی نداشت و مداحان را تحویل نمی گرفت. شاهان صفوی مدح اهل بیت را تشویق می کردند و طالب مدح خود نبودند. همین باعث شد که شعر از دربار به میان مردم راه یابد. البته شاعران زیادی به دربار اکبر شاه در هند کوچ کردند و سبک هندی را بنیاد گذاشتند.
این سبک به دلیل مضمون پردازی های متکلفانه و افراطی از نظر افتاد و شاعران در زمان قاجار بنیاد سبک جدیدی به نام "بازگشت" را گذاشتند که دائرمدارش بازگشت به سبک عراقی و خراسانی بود.
سبک بازگشت عمدتاً در دوران فتحعلیشاه قاجار رونق یافت که خود نیز شعر می گفت و "خاقان" تخلص می کرد.
بزرگترین این شاعران "فتحعلی خان صبا"(1179- 1238 ه. ق) بود که مقلد فردوسی بود و مثنوی "شاهنشاهنامه" را در همان وزن متقارب و با واژگان پارسی سرود. این مثنوی شرح دلاوری های قاجاریه و به خصوص فتحعلیشاه در جنگ های مختلف بود و حدود چهل هزار بیت داشت و شاه به ازایش چهل هزار مثقال طلا صله به صبا داد و به قولی خطاب به صبا گفت سلطان محمود قولش به فردوسی را ادا نکرد ولی من قولی را که به تو نداده بودم، ادا کردم.
دیگر "نشاط اصفهانی" (1175- 1244 ه ق) بود که خطاط درجه یکی هم بود و غزل معروف با مطلع "طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد" از اوست. او بیشتر مقلد حافظ بود.
دیگری "وصال شیرازی" (1193-1262 ه ق) خالق مثنوی "بزم وصال" و "شیرین وفرهاد" بود و عمدتاً مقلد سعدی بود.
در قرن سیزدهم و زمان محمد شاه و ناصرالدین شاه نیز شعرایی نظیر فروغی بسطامی(1213-1274 ق)، یغمای جندقی(1196- 1276ق)و قاآنی شیرازی(1223-1270ق) و زرین تاج معروف به طاهره قره العین(1233-1268 ق)،همین سبک را ادامه دادند.
فروغی ابتدا در دربار معروف شد و سپس شیوه درویشی برگزید. غزل معروف "مردان خدا" اثر طبع اوست با این مطلع:
مردان خدا پرده پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
قاآنی کتابی به تقلید از گلستان سعدی نوشت با نام "پریشان". او شاعر هجوگو نیز بود.
یغما از چوپانی به مقامات بالار سید و دوباره مورد غضب درباریان قرار گرفت و زندگی سختی را گذراند. سره نویسی و طنازی از مشخصات شعر اوست.
طاهره اولین زنی بود که کشف حجاب کرد و به دلیل بابی بودن در 36 سالگی کشته شد. غزل معروف "گر به تو افتدم نظر" اثر طبع اوست.
منبع:
از صبا تا نیما، یحیی آرین پور ، نشر زوار
10 مرداد 1405
❤1👏1
نکته فلسفی:
خدا دایره ای است که مرکزش همه جاست و محیطش هیچ جا نیست.
👍4👎2👏1😁1
مهمانیهای ساده؛ راهی برای حفظ صمیمیت در روزهای سخت اقتصادی
در روزهایی که فشارهای اقتصادی بسیاری از خانوادهها را با محدودیتهای مالی روبهرو کرده، یکی از مشکلات این است که بهدلیل نگرانی از هزینهها، ارتباطهای خانوادگی و دوستانه کمرنگ شود. اما تجربههای اجتماعی نشان میدهد که سرمایههای انسانی مثل محبت، همدلی و ارتباط نزدیک، در دورههای سخت اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
پیشنهاد ما، حذف و کاهش دورهمیها و مهمانیها نیست؛ بلکه با تغییر و تعدیل در نگاهمان به مهمانیها و بازگشت به سادگی و صمیمیت ، میتوانیم آن را حفظ کنیم.
🔻مهمانیهای پرهزینه را به دورهمیهای ساده و صمیمی تبدیل کنید.
🔻بهجای پذیرایی کامل، هر خانواده یک خوراکی یا غذا همراه بیاورد (مهمانی دونگی و مشارکتی).
🔻تعداد مهمانیها را کم نکنید؛ آنها را سادهتر کنید.
🔻پذیرایی را از نمایش و تجمل خارج کنید و بر گفتوگو و باهمبودن تمرکز کنید.
🔻از غذاهای سنتی، خانگی و کمهزینه بیشتر استفاده کنید.
🔻مهمانیهای بیرون از خانه و رستوران را با دورهمیهای خانگی جایگزین کنید.
🔻برنامههای جمعی کمهزینه مثل پیادهروی، چای عصرانه، بازی خانوادگی را جایگزین کنید.
🔻خانوادهها عادت "خجالت از سادگی" را کاهش دهند.
🔻ارزش مهمانی را از مقدار هزینه جدا کنید و معیار را محبت، ارتباط و حمایت اجتماعی قرار دهید.
🔻 فضای سبز و هوای آزاد را محل دورهمی های خود انتخاب کنید، تا یک خانواده به خاطر میزبانی، دچار مشقت و صرف هزینه زیاد نشود.
جامعهای بهتر بسازیم
T.me/bishuoori
در روزهایی که فشارهای اقتصادی بسیاری از خانوادهها را با محدودیتهای مالی روبهرو کرده، یکی از مشکلات این است که بهدلیل نگرانی از هزینهها، ارتباطهای خانوادگی و دوستانه کمرنگ شود. اما تجربههای اجتماعی نشان میدهد که سرمایههای انسانی مثل محبت، همدلی و ارتباط نزدیک، در دورههای سخت اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
پیشنهاد ما، حذف و کاهش دورهمیها و مهمانیها نیست؛ بلکه با تغییر و تعدیل در نگاهمان به مهمانیها و بازگشت به سادگی و صمیمیت ، میتوانیم آن را حفظ کنیم.
🔻مهمانیهای پرهزینه را به دورهمیهای ساده و صمیمی تبدیل کنید.
🔻بهجای پذیرایی کامل، هر خانواده یک خوراکی یا غذا همراه بیاورد (مهمانی دونگی و مشارکتی).
🔻تعداد مهمانیها را کم نکنید؛ آنها را سادهتر کنید.
🔻پذیرایی را از نمایش و تجمل خارج کنید و بر گفتوگو و باهمبودن تمرکز کنید.
🔻از غذاهای سنتی، خانگی و کمهزینه بیشتر استفاده کنید.
🔻مهمانیهای بیرون از خانه و رستوران را با دورهمیهای خانگی جایگزین کنید.
🔻برنامههای جمعی کمهزینه مثل پیادهروی، چای عصرانه، بازی خانوادگی را جایگزین کنید.
🔻خانوادهها عادت "خجالت از سادگی" را کاهش دهند.
🔻ارزش مهمانی را از مقدار هزینه جدا کنید و معیار را محبت، ارتباط و حمایت اجتماعی قرار دهید.
🔻 فضای سبز و هوای آزاد را محل دورهمی های خود انتخاب کنید، تا یک خانواده به خاطر میزبانی، دچار مشقت و صرف هزینه زیاد نشود.
جامعهای بهتر بسازیم
T.me/bishuoori
Telegram
جامعهای بهتر بسازیم
سلام
این کانال برای بهبود وضعیت آدمها، گیاهان، حیوانات، محیط زیست و تعامل بهتر آنها ساخته شده است.
این کانال برای بهبود وضعیت آدمها، گیاهان، حیوانات، محیط زیست و تعامل بهتر آنها ساخته شده است.
👏4❤2🤮1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیپ کوله ها و کیف هاتون اگر بسته نمیشه و خراب شده ازاین روش استفاده کنید😍
❤3👍3🖕1
با هگل در این عقیده همراهم که انسانِ شریف، هرگز به اندازهی کافی شریف نیست و هیچ تبهکاری هم تمام و کمال تبهکار نیست.
📙 تنهایی پر هیاهو
#بهومیل_هرابال
📙 تنهایی پر هیاهو
#بهومیل_هرابال
👍8❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببین با پوست تخم مرغ چه کار می کنن.....
👏3👍2🤯1
کسانی که بیپروا و شجاع بودند پیش از آنکه بتوانند ژن خود را به نسل بعدی منتقل کنند،کشته شدند؛
باقی افراد یعنی ترسوها و ملاحظه کارها زنده ماندند ما نوادگان آنهاییم!
رولف دوبلی
باقی افراد یعنی ترسوها و ملاحظه کارها زنده ماندند ما نوادگان آنهاییم!
رولف دوبلی
👍8💔3🔥2
⭕️فخر رازی در جلسات درس خود همیشه در رد قرامطه سخن میکرد و میگفت:«آنها هیچ برهان قاطعی ندارند.» یکی از شاگردانش جاسوسی قرمطی بود. این شاگرد روزی بعد از درس پیشش رفت و به بهانه پرسش کتاب خود را گشود. در میان کتاب کاردی برنده بود. به استاد گفت:«این برهان قاطع ماست.»
فخر رازی پیام را دریافت کرد و از آن به بعد دیگر چیزی در رد این مذهب نگفت. روزی یکی از شاگردان پرسید :«استاد دیگر در مورد قرامطه صحبت نمیکنید؟» فخر رازی جواب داد:«اخیرا در نزد آنها برهان قاطعی یافتم.»
محمود حکیمی
هزار و یک حکایت تاریخی
فخر رازی پیام را دریافت کرد و از آن به بعد دیگر چیزی در رد این مذهب نگفت. روزی یکی از شاگردان پرسید :«استاد دیگر در مورد قرامطه صحبت نمیکنید؟» فخر رازی جواب داد:«اخیرا در نزد آنها برهان قاطعی یافتم.»
محمود حکیمی
هزار و یک حکایت تاریخی
😁6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی از نزدیک ، یک تراژدی و از دور ، کمدی است. (چاپلین)
❤3👏3🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وسواس تقارن و نظم (Symmetry OCD) یکی از زیرمجموعههای شایع اختلال وسواس فکری-عملی است که فراتر از یک علاقهی ساده به تمیزی یا هماهنگی است. در این نوع وسواس، فرد با یک نیاز درونی، شدید و گاهی فلجکننده برای چیدمان اشیاء به شیوهای کاملاً دقیق، متقارن یا «کاملاً درست» مواجه است.
👍2🙏2🖕1
شریعتی، سروش و غنی نژاد و دیگران
گویی تخلیه خشم و عصبانیت به بخشی از سنت با اصطلاح "روشنفکری" ایرانی تبدیل شده است.
غنی نژاد با نفرت به شریعتی لقب شیاد می دهد که چرا از زبان فردی مجعول به نام شاندل سخنانش را زده است.
سروش با غیظ متوسل به "ادبیات نامودب" می شود که غنی نژاد "ناشسته رویی ناسزاگو" است.
سایرین مانند دستمالچی و تدینی و.... هم بر آتش این منازعه دامن می زنند تا خشم خود را خالی کنند.
شخصاً از غنی نژاد و سروش و تدینی بسیار آموخته ام و خود را مدیون تلاش های فکری شان می دانم. از غنی نژاد و تدینی فلسفه اقتصاد و آشنایی با بزرگانی نظیر میزس و نوزیک را فراگرفتم. و اتفاقاً علاقه ویژه ای به نوشته های شریعتی نداشته ام مگر "کویریات" اش که خودش نیز بیشترین همدلی را با آن ها داشت.
از سروش هم فلسفه علم و هرمنوتیک و عرفان و قبض و بسط آموختم و خود را به شدت مدیون او می دانم.
اما این بزرگواران – که شمشیر را از رو بسته اند- ظاهراً در جستجوی دیوارهای کوتاهی هستند که نقدشان بی خطر است و دستشان هم از دنیا کوتاه شده است و نمی توانند از خود دفاع کنند.
نقد شریعتی و هر کس دیگری نه تنها خوب، بلکه لازم است تا ببینیم کجای راه را اشتباه رفتیم. خود سروش اولین کسی بود که شریعتی را به واسطه ایدئولوژیک کردن دین مورد انتقاد قرار داد. اما نه به عنوان دشمن و شیاد، بلکه به عنوان یکی از روشنفکران این جامعه که او نیز مانند دیگران مقهور جو چپ گرایی جهانی بود، با این تبصره که جوزدگی شریعتی حتی از دیگران کمتر بود و او به تحول فرهنگی بیش از تحول سیاسی باور داشت. او آزادی و عرفان و برابری را با هم می خواست.
به هر حال نقد شریعتی سر جایش درست است اما دخالت ندادن زمان و مکان در تحلیل اندیشه او، نادیده گرفتن بخش بزرگی از واقعیت است. شریعتی در زمان و مکان بد زیست و بی موقع نیز فوت کرد. هم زندگیش و هم مرگش نابهنگام بود. به گمان من اگر می ماند، در بسیاری از افکارش تجدید نظر می کرد کما اینکه شاگردانش و فرزندانش چنین کرده اند. او در دنیای اینترنت و هوش مصنوعی نمی زیست، در دنیای پروپاگاندای چپ و جنگ سرد می زیست که دسترسی به اطلاعات دشوار بود.
نادیده گرفتن عنصر زمان و مکان، این نقد را به امثال غنی نژاد برمی گرداند که مگر خودت در آن زمان یک کمونیست دو آتشه نبودی؟ استثنا هستند کسانی که جوگیر زمانه خود نمی شوند.
دلیل غنی نژاد برای شیاد بودن شریعتی این است که او از شخصی مجعول به نام "شاندل" نقل قول کرده است. در حالی که این موضوع چندان مهمی نیست و در سیره فلسفی و ادبی نویسندگان بسیاری وجود داشته است:
افلاطون سخنانش را از زبان سقراط می گوید.
نیچه سخنانش را به زبان زرتشت می نهد در حالی که یک کلمه از از آن سخنان بر زبان زرتشت جاری نشده.
حافظ یک "پیرمغان" جعلی برای خودش درست کرده و بهترین سخنانش را از زبان او می گوید.
نادر ابراهیمی در "بار دیگر شهری که دوست می داشتم"، از "هلیا" و آندره ژید در "مائده های زمینی" از "ناتانائل" سخن می گویند که ممکن است جای پایی در واقعیت داشته یا نداشته باشند.
شاید جعل شاندل نامی برای رد گم کردن ساواک بوده. ما واقعاً نمی دانیم.
شریعتی شعرگونه ی بسیار زیبای "آفرینش جهان" را- که ملهم از حدیث "کنز مخفی" است- از زبان همین شاندل بیان کرده است. اهل فضل قاعدتاً باید می دانستند که این شعر ملهم از آن حدیث است و رد پایی در تصوف دارد.
شریعتی انسان خوبی بود که در زمان و مکان بدی قرار گرفته بود و فرصت استفاده مفید از نبوغش را نیافت.
باری یکی از بدترین نتایج جو تند سیاسی کشور باب شدن تخلیه خشم و بددهانی و بدگویی و قضاوت اشخاص به جای فهمیدن و درک زمینه و زمانه وقایع و تحلیل علمی شان است. این خشم و عصبانیت را باید فهمید ولی باید آن را بیجا و غیرمنصفانه خرج نکرد.
12 مرداد 1405
گویی تخلیه خشم و عصبانیت به بخشی از سنت با اصطلاح "روشنفکری" ایرانی تبدیل شده است.
غنی نژاد با نفرت به شریعتی لقب شیاد می دهد که چرا از زبان فردی مجعول به نام شاندل سخنانش را زده است.
سروش با غیظ متوسل به "ادبیات نامودب" می شود که غنی نژاد "ناشسته رویی ناسزاگو" است.
سایرین مانند دستمالچی و تدینی و.... هم بر آتش این منازعه دامن می زنند تا خشم خود را خالی کنند.
شخصاً از غنی نژاد و سروش و تدینی بسیار آموخته ام و خود را مدیون تلاش های فکری شان می دانم. از غنی نژاد و تدینی فلسفه اقتصاد و آشنایی با بزرگانی نظیر میزس و نوزیک را فراگرفتم. و اتفاقاً علاقه ویژه ای به نوشته های شریعتی نداشته ام مگر "کویریات" اش که خودش نیز بیشترین همدلی را با آن ها داشت.
از سروش هم فلسفه علم و هرمنوتیک و عرفان و قبض و بسط آموختم و خود را به شدت مدیون او می دانم.
اما این بزرگواران – که شمشیر را از رو بسته اند- ظاهراً در جستجوی دیوارهای کوتاهی هستند که نقدشان بی خطر است و دستشان هم از دنیا کوتاه شده است و نمی توانند از خود دفاع کنند.
نقد شریعتی و هر کس دیگری نه تنها خوب، بلکه لازم است تا ببینیم کجای راه را اشتباه رفتیم. خود سروش اولین کسی بود که شریعتی را به واسطه ایدئولوژیک کردن دین مورد انتقاد قرار داد. اما نه به عنوان دشمن و شیاد، بلکه به عنوان یکی از روشنفکران این جامعه که او نیز مانند دیگران مقهور جو چپ گرایی جهانی بود، با این تبصره که جوزدگی شریعتی حتی از دیگران کمتر بود و او به تحول فرهنگی بیش از تحول سیاسی باور داشت. او آزادی و عرفان و برابری را با هم می خواست.
به هر حال نقد شریعتی سر جایش درست است اما دخالت ندادن زمان و مکان در تحلیل اندیشه او، نادیده گرفتن بخش بزرگی از واقعیت است. شریعتی در زمان و مکان بد زیست و بی موقع نیز فوت کرد. هم زندگیش و هم مرگش نابهنگام بود. به گمان من اگر می ماند، در بسیاری از افکارش تجدید نظر می کرد کما اینکه شاگردانش و فرزندانش چنین کرده اند. او در دنیای اینترنت و هوش مصنوعی نمی زیست، در دنیای پروپاگاندای چپ و جنگ سرد می زیست که دسترسی به اطلاعات دشوار بود.
نادیده گرفتن عنصر زمان و مکان، این نقد را به امثال غنی نژاد برمی گرداند که مگر خودت در آن زمان یک کمونیست دو آتشه نبودی؟ استثنا هستند کسانی که جوگیر زمانه خود نمی شوند.
دلیل غنی نژاد برای شیاد بودن شریعتی این است که او از شخصی مجعول به نام "شاندل" نقل قول کرده است. در حالی که این موضوع چندان مهمی نیست و در سیره فلسفی و ادبی نویسندگان بسیاری وجود داشته است:
افلاطون سخنانش را از زبان سقراط می گوید.
نیچه سخنانش را به زبان زرتشت می نهد در حالی که یک کلمه از از آن سخنان بر زبان زرتشت جاری نشده.
حافظ یک "پیرمغان" جعلی برای خودش درست کرده و بهترین سخنانش را از زبان او می گوید.
نادر ابراهیمی در "بار دیگر شهری که دوست می داشتم"، از "هلیا" و آندره ژید در "مائده های زمینی" از "ناتانائل" سخن می گویند که ممکن است جای پایی در واقعیت داشته یا نداشته باشند.
شاید جعل شاندل نامی برای رد گم کردن ساواک بوده. ما واقعاً نمی دانیم.
شریعتی شعرگونه ی بسیار زیبای "آفرینش جهان" را- که ملهم از حدیث "کنز مخفی" است- از زبان همین شاندل بیان کرده است. اهل فضل قاعدتاً باید می دانستند که این شعر ملهم از آن حدیث است و رد پایی در تصوف دارد.
شریعتی انسان خوبی بود که در زمان و مکان بدی قرار گرفته بود و فرصت استفاده مفید از نبوغش را نیافت.
باری یکی از بدترین نتایج جو تند سیاسی کشور باب شدن تخلیه خشم و بددهانی و بدگویی و قضاوت اشخاص به جای فهمیدن و درک زمینه و زمانه وقایع و تحلیل علمی شان است. این خشم و عصبانیت را باید فهمید ولی باید آن را بیجا و غیرمنصفانه خرج نکرد.
12 مرداد 1405
👍3❤1🤮1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صحنه را میتوان تصویری از گذار دانست:
از سلطه به رابطه،
از خشونت به هماهنگی،
از نمایش مرگ به آفرینش زیبایی،
و از پیروزی بر دیگری به رقصیدن با دیگری.
با این حال، تصویر همچنان حاوی یک ابهام فلسفی است: آیا زن واقعاً گاو را آزاد گذاشته یا فقط شکلی زیباتر از رامکردن را به نمایش گذاشته است؟ همین ابهام ارزش آن را بیشتر میکند. چون ما را وامیدارد میان مراقبت و کنترل، عشق و تصاحب، هماهنگی و سلطه مرز بگذاریم.
در بهترین خوانش، زن گاو را شکست نمیدهد؛ به او فرصت میدهد که نیروی عظیمش را بدون ویرانگری بیان کند. و شاید این همان تصویری باشد که فیلم از قدرت زنانه ارائه میدهد: توانایی تبدیل قدرت خام به رابطه، بیآنکه آن را تحقیر یا نابود کند.
از سلطه به رابطه،
از خشونت به هماهنگی،
از نمایش مرگ به آفرینش زیبایی،
و از پیروزی بر دیگری به رقصیدن با دیگری.
با این حال، تصویر همچنان حاوی یک ابهام فلسفی است: آیا زن واقعاً گاو را آزاد گذاشته یا فقط شکلی زیباتر از رامکردن را به نمایش گذاشته است؟ همین ابهام ارزش آن را بیشتر میکند. چون ما را وامیدارد میان مراقبت و کنترل، عشق و تصاحب، هماهنگی و سلطه مرز بگذاریم.
در بهترین خوانش، زن گاو را شکست نمیدهد؛ به او فرصت میدهد که نیروی عظیمش را بدون ویرانگری بیان کند. و شاید این همان تصویری باشد که فیلم از قدرت زنانه ارائه میدهد: توانایی تبدیل قدرت خام به رابطه، بیآنکه آن را تحقیر یا نابود کند.
👏3❤1🤮1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثل این کوچولو جوّ خانواده را کنترل کنین.....
🤩5❤3👍2
@mosighiasilvaclasiic
همایون شجریان=به جان تو
"به جان تو"
با صدای #همایون_شجریان
شعر: #مولانا
آهنگساز: #علی_قمصری
دگر باره بشوریدم
بدان سانم به جان تو
که هر بندی که بربندی
بدرانم به جان تو
نخواهم عمر فانی را
تویی عمر عزیز من
نخواهم جان پر غم را
تویی جانم به جان تو
من آن دیوانهی بندم
که دیوان را همی بندم
زبان مرغ میدانم
سلیمانم به جان تو
سخن با عشق میگویم
که او شیر و من آهویم
چه آهویم که شیران را
نگهبانم به جان تو
اگر بی تو بر افلاکم
چو ابر تیره غمناکم
وگر بی تو به گلزارم
به زندانم به جان تو
کانال ترانه های ماندگار
با صدای #همایون_شجریان
شعر: #مولانا
آهنگساز: #علی_قمصری
دگر باره بشوریدم
بدان سانم به جان تو
که هر بندی که بربندی
بدرانم به جان تو
نخواهم عمر فانی را
تویی عمر عزیز من
نخواهم جان پر غم را
تویی جانم به جان تو
من آن دیوانهی بندم
که دیوان را همی بندم
زبان مرغ میدانم
سلیمانم به جان تو
سخن با عشق میگویم
که او شیر و من آهویم
چه آهویم که شیران را
نگهبانم به جان تو
اگر بی تو بر افلاکم
چو ابر تیره غمناکم
وگر بی تو به گلزارم
به زندانم به جان تو
کانال ترانه های ماندگار
🕊2❤1