کانال محمد امین مروتی
1.85K subscribers
2.1K photos
1.91K videos
142 files
2.98K links
Download Telegram
به روز رسانی داروین و احیای نظریه لامارک
 
 
منتشر شده در:
 ژوئیه 28, 2026 BST
 
زیست شناسان در حال بازگشت به یک نظریه قدیمی تر برای توضیح ناهنجاری ها در تکامل هستند.
 
تکامل یک واقعیت زندگی است. آنقدر به طوری که حتی نظریه تکامل هم در حال تکامل است. اخیرا، یک ایده بی اعتبار قرن ها ساله، بازگشت قوی داشته است. این به ما کمک می کند تا مشاهدات علمی را توضیح دهیم که بر اساس نظریه تکاملی استاندارد باید غیرممکن باشد.
 
لامارکیسم به معنای این فرضیه است که والدین یک ارگانیسم معین ممکن است در پاسخ به خواسته های محیط خود، ویژگی های خاصی را در طول عمر خود به دست آورند یا بهبود بخشند. و سپس آنها به نوعی این ویژگی ها را به فرزندان خود منتقل می کنند.
ایده های داروین حول انتخاب طبیعی ساخته شده است، که می گوید برخی از افراد در یک گونه با تفاوت هایی متولد می شوند که آنها را به عملکرد بهتر و در نتیجه تولید بیشتر از دیگران می دهد.
داروین استدلال کرد که اگر این تفاوت ها را می توان از والدین به فرزندان منتقل کرد، نسل بعدی شامل تعداد نسبتا بیشتری از این افراد با عملکرد بالاتر خواهد بود. به عبارت دیگر، نسل بعدی با محیط خود تناسب بیشتری خواهد داشت.
با گذشت زمان، ایده لامارک بی اعتبار شد.
 
با این حال، ایده های لامارک کاملا اشتباه نبود. برای مثال، کرم کوچک C elegans را در نظر بگیرید. هنگامی که یک کرم بالغ در معرض محرک های خارجی مانند عفونت های ویروسی یا باکتریایی، گرسنگی یا دمای استرس زا قرار می گیرد، می تواند در طول زمان برای مقابله بهتر سازگار شود و، شگفت آور، فرزندان بعدی آن نیز از لحظه ای که متولد می شوند بهتر عمل می کنند - همانطور که نسل های متوالی انجام می دهند.
به نظر می رسد که این اتفاق از طریق وراثت مولکول های DNA مانند به نام RNA های کوچک (اسیدهای ریبونوکلئیک) رخ می دهد. هنگامی که کرم های بالغ استرس را تجربه می کنند، این RNA ها را تولید می کنند تا فعالیت ژن های خود را برای ایجاد یک پاسخ موثر تنظیم کنند. هنگامی که کرم ها تولید مثل می کنند، پروتئین های خاص این RNA های کوچک را به تخمک های خود منتقل می کنند، به این معنی که فرزندان با مزایایی که ارائه می دهند، متولد می شوند.
 
این مانند فردی است که واکسنی را علیه آنفولانزا یا سرخک دریافت می کند و در پاسخ به آن ایمنی ایجاد می کند و سپس تمام فرزندان تازه متولد شده و حتی نوه های تازه متولد شده نیز از این واکسن استفاده می کنند. پیش از این تصور می شد که این نوع علائم مولکولی اپی ژنتیک همیشه در طول تولید مثل پاک می شوند، به این معنی که فرزندان باید پاسخ خود را از ابتدا شروع کنند. این واقعیت که صفات به دست آمده را می توان در واقع به ارث برد، به وضوح لامارکیسم در عمل است.
در حال حاضر ده ها مورد اگر نه صدها مطالعه وجود دارد که اثرات مشابهی را در انواع گونه ها، از باکتری ها و گیاهان به حیوانات نشان می دهد. به عنوان مثال، هنگامی که گیاهان برنج در معرض سرما قرار می گیرند، با اضافه کردن برچسب های شیمیایی به ژن های خود، مقاومت به ظاهر دائمی را ایجاد می کنند. این امر آنها را قادر ساخته است تا از ریشه های گرمسیری خود به سمت شمال گسترش یابند.
 
فراتر از اپی ژنتیک، عبور از مهارت های آموخته شده از یک نسل به نسل دیگر نیز یک شکل از لامارکیسم است. هنگامی که مادران نهنگ قاتل مهارت شکار نوع دیگری از شکار را به دست می آورند.
 
آیا این بدان معناست که داروینیسم اشتباه است؟ نه. انتخاب طبیعی هنوز هم به طور دقیق فرآیندهای تکاملی را توضیح می دهد. اما همانطور که در کتاب جدیدم، ارگانیسم انتخابی استدلال می کنم می توانیم مالکیت لامارکیان از صفات را به عنوان دومین محرک تکامل ببینیم که در کنار انتخاب طبیعی عمل می کند.
در حالی که در تکامل داروینی، افراد در یک گونه هدف انتخاب طبیعی هستند، که در آن صفات آنها توسط محیط خود مورد آزمایش قرار می گیرد، در تکامل لامارکیان آنها یک عامل انتخاب هستند و صفات خاصی را از یک مجموعه بزرگتر از پتانسیل ها ایجاد می کنند. به این معنا، نظریه لامارکیان را می توان به عنوان یک شکل از انتخاب نیز در نظر گرفت.
 
چگونه نظریه ها ترکیب می شوند؟
این ها نظریه های رقیب نیستند، بلکه نظریه های سازگار هستند که با هم بهترین توضیح را برای تغییر تکاملی ارگانیسم ها ارائه می دهند.
بر این اساس اگر رفتارهای والدین انسان می تواند بر چاقی یا اعتیاد در فرزندان خود تأثیر بگذارد، برنامه های پیشگیری نه تنها به افرادی که آنها را دریافت می کنند، بلکه نسل های آینده نیز کمک می کند.
بنابراین پس از بیش از 200 سال، وقت آن است که دوباره لامارکیسم را در آغوش بگیریم و آن را به یک نسخه به روز شده و بهبود یافته از نظریه تکاملی استاندارد قرار دهیم.
نکته روانشناسی:
کشتن یک گوسفند از کندن یک گیاه سخت تر است، شاید چون گوسفند چهره و از همه مهمتر چشم دارد.
👍4👏2
نمی‌دانم دارم روز‌هایم را می‌کشم، یا روزهایم دارند مرا ‌می‌کشند. ‏در هر صورت جنایتی در حال وقوع است.
#فئودورداستایفسکی
😭7👍2👏2
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺴﺘﺤﻖ ﺟﻬﻨﻢ ﺷﻮﯼ ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﻮﯼ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺑﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸﯽ.
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯽ ﻋﺪﺍﻟﺘﯽ ﺳﺖ : ﺍﮔﺮ ﻗﺒﻮﻟﺶ ﮐﻨﯽ ﺷﺮﯾﮏِ ﺟﺮﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﺍﮔﺮ ﻋﻮﺿﺶ ﮐﻨﯽ ﺟﻼﺩ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ
ﺑﻮﯼ ﮔﻨﺪِ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ !


👤#سارتر
📚#نمایشنامه_ﺷﯿﻄﺎﻥ_ﻭ_ﺧﺪﺍ
👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه حق با اکثریت نیست!

اکثریت گاهی با قطعیت حکم به چیزی می‌دهد که خلاف حقیقت است و حتی در سیاهی کامل اکثریت، یک نور و یک صدا و یک تردید می‌تواند همه چیز را تغییر دهد.

فیلم دوازده_مرد_خشمگین شاهکار سینمای جهان در ستایش تردید است، در ستایش اقلیت و در ستایش گفتگو، که چگونه می‌شود با تردید در یقین اکثریت، حقیقت را آشکار کرد.

فیلم درباره یک هیات منصفه ۱۲ نفره است که در ساعت تنفس قبل از اعلام حکم اعدام یک جوان دور هم جمع می‌شوند و در حالی که ۱۱ نفر حکم به اعدام می‌دهند، فقط یک نفر با تردید و گرفتن زمان برای تردید، همه چیز را بر می‌گرداند و حقیقت را آشکار می‌کند.
همه فیلم در یک اتاق می‌گذرد و یکی از عجیب‌ترین و مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما است.
❤4👍3
🟡در كلیسا، جک از دوستش ماكس می پرسد: 
«فكر می كنی میشه هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»

ماكس میگه: 
«چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد:
«می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد:
«نه، پسرم، نمیشه. این بی ادبی است.»

جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس میگه: «تعجبی نداره. تو سئوالت رو درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»

ماكس نزد كشیش میره و می پرسه
« وقتی در حال سیگار كشیدنم می تونم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می ده: «مطمئناً، پسرم.
مطمئناََ‌!!!
😁7👍3❤1🤔1👌1
عشق به کلمه نیاز دارد. مدتی کوتاه می‌توان به حسِ بی‌کلام اعتماد کرد، اما در دراز مدت، عشقِ بی‌کلام و کلامِ بی عشق دوام نخواهد آورد.

📚 کتاب : #تصرف_عدوانی
✍️ اثر : #لنا_آندرشون
🆔 @irTBook
👍2👏2❤1
خیلی پیش از ظهور نازی‌ها، سوسیالیست‌های آلمان و ایتالیا از روش‌هایی استفاده می‌کردند که بعدها نازی‌ها و فاشیست‌ها با مهارت تمام به کار گرفتند.

این فاشیست‌ها نبودند که کودکان را از خردسالی به سازمان‌های سیاسی کشاندند تا اندیشه‌شان را شکل دهند؛ این کار را سوسیالیست‌ها آغاز کردند. این فاشیست‌ها نبودند که ورزش و بازی و فوتبال و پیاده‌روی را در باشگاه‌های حزبی سازمان دادند تا اعضا به اندیشه‌های دیگر آلوده نشوند؛ این هم ابتکار سوسیالیست‌ها بود.

سوسیالیست‌ها بودند که نخستین‌بار اصرار کردند عضو حزب باید با شیوه‌ی سلام‌کردن و خطاب‌کردنش از دیگران متمایز شود. آنان بودند که با ایجاد «سلول‌ها» و سازوکارهای نظارت دائمی بر زندگی خصوصی، الگوی حزب توتالیتر را پی‌ریزی کردند.

وقتی هیتلر به قدرت رسید، لیبرالیسم در آلمان مرده بود؛ و این سوسیالیسم بود که آن را کشته بود.

از کتاب "راه بردگی" فردریش فون هایک
👍2👎2❤1
درک هرمنوتیکی و فواید آن

 
محمدامین مروتی
 
مبنای هرمنوتیک این است که هر کسی اطلاعات و داده ها و فاکت های بیرونی را در ظرف ذهن و زبان خود می ریزد و آن اطلاعات را به قالب ذهن خود در می آورد و به عبارتی به اندازه عقل خود، آن ها را دریافت و تحلیل می کند. هر کسی ذهنیت ها و سوابق ذهنی خودش را دارد و ادراک و فهمش از دنیا، از فیلتر این افق های معنایی می گذرد.
 
با مثال هایی موضوع را باز می کنم.
اول: می گویند کسی از شیعیان متعصب، خلفای سه گانه و به خصوص خلیفه دوم را دشنام می داد. متعصبانی از اهل سنت خواستند تنبیهش کنند. عاقلی از میان ایشان، این کار را منع کرد. از او دلیل خواستند. گفت آن عُمری که در ذهن اوست در ذهن شما نیست. آن عمر او با عمر شما فرق دارد. عمر او غاصب خلافت و دشمن اهل بیت است و عمر شما خلیفه برحق و دوست نزدیک علی است. لذا او از منظر خویش حق دارد دشنامش دهد.
دوم: ایرج پزشکزاد خالق "دایی جان ناپلئون" می گوید من این کتاب را در نقد توهم توطئه ایرانیانی چون دایی جان و مش قاسم نسبت به انگلستان نوشته بودم. روزی در مجلسی شخصی برگشت و به من گفت دست مریزاد! خوب دست انگلیسی ها را در کتابت رو کرده ای و من حیرت زده از برداشت این شخص، سخنی برای گفتن نیافتم.
سوم: فیلم "اخراجی ها"ی ده نمکی با این تلقی که ده نمکی حکومت را با زبان تند نقد کرده، مورد استقبال اقشار عظیمی از جامعه قرار گرفته بود. در حالی که اهل فن می دانستند ده نمکی خود نماینده تندترین گرایش های سیاسی است.
چهارم: کسروی نگران بود که مردم از حافظ، خراباتیگری و بی مسئولیتی و تن آسانی بیاموزند، در حالی که مردم چنین برداشتی از او ندارند، بلکه او را زبان خدا و لسان الغیب می دانند. هر کس برداشتی متناسب با شخصیت و ذهنیت خود، از حافظ دارد. مطهری او را عارفی پاک می داند و شاملو او را رندی لابالی و بی خدا.
 
این امثله، بدان آوردم که بگویم برداشت ها و به قول معروف، قرائت های مختلفی از متون وجود دارد که به سوابق ذهنی و تیپ شخصیتی ما برمی گردد و علت بسیاری از اختلافات و دعواهای ما، نشناختن این مبانی اختلاف است. و اما:
تبصره اول:
 این بدان معنا نیست که این اختلافات چاره ناپذیر است. بلکه بدان معناست که اولاً نباید انتظار حل فوری و قطعی این اختلافات را داشته باشیم. ثانیاً بهترین راه کاستن از این اختلافات، درک دیگری و قرار دادن خود به جای دیگری و برخورد همدلانه تر با دیگران است.
تبصره دوم:
همچنین این به معنی هم ارزی ادراکات مختلف نیست. قطعاً بعضی از ادراکات به واسطه سعه صدر و وسعت نظر و دید وسیع، حاوی حقایق بیشتری از ادراکات کوته نظرانه و سطحی و متعصبانه است و بر واقعیات و فکت های خارجی انطباق بیشتری دارد.
تبصره سوم: میزان اختلاف در برداشت هر چه از علوم طبیعی به پژوهش های انسانی(مثل سیاست و دین) و ادبی (مثل شعر) و هر چه از متون جدید به متون کهن، حرکت کنیم، بیشتر می شود.
 
24 مرداد 1405
👍9
نکته ای برای بهزیستی:
تنها کسی که نمی‌شود به او کمک کرد فردی است که دیگران را مقصر اشتباهاتش می‌داند.‌ (راه_انسان_شدن / کارل_راجرز)
👍8
👌👌
👍4🥰4👏2
معنایابی یا معنادهی؟

محمدامین مروتی
 
انسان سنتی در پی کشف معنا و معنایابی بود. انسان مدرن در پی جعل معنا و معنادهی به دنیاست. انسان مدرن بیجا و بی مکان و آواره شده است. از خانه پدری رانده شده است. خانه پدری و سنتی انسان با مدرنیته و با "مرگ خدا" (تعبیر نیچه برای آغاز مدرنیته) ویران شده است. عده ای در پی تخریب و تجدید بنای این خانه اند و عده ای در پی بازسازی و نوسازی اش. دسته نخست، برای دست و پا کردن سقفی بر روی سر انسان مدرن، وعده ناکجاآباد می دهند و عده ای می گویند دل به رویا نتوان داد و باید در روز بارانی، فکر چتری بود و سرپناهی که ممکن است خیلی هم نو و دلخواه نباشد ولی از بیجایی و آوارگی بهتر است.
 
بنیادی به نام "دولت/ملت"، همان خانه ای است که می تواند سرپناه انسان مدرن باشد. انسان مدرن برای داشتن چنین سرپناهی با استبداد می جنگد تا به زندگیش معنا می دهد.
در ساختن خانه مدرنیته می توان از مصالح سنتی و به دردخور خانه ی سنت استفاده کرد و یا تکه تکه و قطعه به قطعه آن نوسازی کرد. مصالح سنتی عبارتند از فرهنگ و دین و ملیت و داشته های پیشینی یک ملت. یعنی مطابق منطق موقعیت و بر اساس نیازهای فوری و عاجل و قدم به قدم باید پیش رفت، بی آن که نقشه نهایی را در ذهن داشت.
15 مرداد 1405
نکته:
هر قلبی برای خود داستانی دارد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ذوق بچه ها با ديدن باباها 😍😍😂😂
🥰1
سلام!
حال همهٔ ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند

با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!.....

نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد

از نو برایت می‌نویسم
حال همهٔ ما خوب است
اما تو باور نکن!

سید علی صالحی
❤6👍1🔥1
تسلای این جهان این است
که رنجِ مُدام وپیوسته
وجود ندارد.
غمی می‌رود
و شادی‌ای باز زاده می‌شود.
این‌ها همه در تعادل‌اند.
این جهان،
جهانِ جبران‌هاست...!!


#آلبر‌_کامو
👏4👍3