This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه خیلی جوشی هستین و زود عصبانی میشین حتما ببینید
👍5👏4
حافظ از چشم دکتر پورنامداریان 3
محمدامین مروتی
انسان برزخی:
برزخی بودن انسان مفهومی بنیادی است که حافظ شعر خود را بر آن بنا می کند. خداوند انسان را موجودی دوعنصری بیم خاک و افلاک تعریف کرده و آفریده و انسان نمی تواند به این دوگانگی وجودی پشت کند و به قطبی سازی معنای خود دست زند. انسان باید تقدیر برزخی خود را بپذیرد و تعادلی بین دو وجه خود برقرار کند، در غیر این صورت گرفتار دوقطبی فسق یا ریا می شود:
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
ور نه اندیشه این کار فراموشش باد
انسان صنع خداست و صوفی هم انسان است خدایش چنین آفریده و حافظ ترجیح یکی از این دو جنبه وجودی را نمی پذیرد. سخن حافظ معقول است و در تک تک آدمیان به عینه رویت می شود، اما بیانش و اذعان بدان در فرهنگ ما تازگی و غرابت دارد و با معیارهای ذهنیت پیشینی و معتاد ما سازگار نیست. عارف و عامی خود را در آیینه شعر حافظ می بینند و به همین دلیل او را دوست دارند اما این چهره انسانی، با معیارهای آموخته شده ما نمی خواند.
گمشده لب دریا:
عنوان کتاب(گمشده لب دریا) از خود حافظ گرفته شده. آنجا که می گوید:
سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد
گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا میکرد
گمشدگان لب دریا انسان ها هستند که در مفصل خاک و آب می زیند. دستی در آب می زنند و پایی برخاک می نهند.
پیرمغان و صفات او:
به نظر می رسد حافظ پیرمغان خود را از پیر عطار الهام گرفته باشد. عطار در ابیات بسیاری از "پیر ما" سخن می گوید. پیری که به اغوای "ترسا بچه" ای از تصوف زاهدانه به تصوف عاشقانه روی می آورد. مشهورترین چهره این پیر نزد عطار، شیخ صنعان است که به ترسابچه عشق می بازد، شراب می خورد و گله بان خوکها می شود و پس از تجربه عاشقی و مستی، نزد مریدانش بازمی گردد. اما دیگر شیخ صنعان گذشته نیست. از تصوف زاهدانه به تصوف عاشقانه رسیده است:
دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم؟ چون
روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما
نقد حافظ به پیران جاهل و شیخان گمراه و دلق پوشان و زاهد نیز از همین روست که طعم عشق را نچشیده اند تا چون شیخ صنعان از قضاوت و داوری و عیب بینی مردمان فارغ آیند:
یک نکته صوفیانه بگویمت، اجازت هست؟
ای نور دیده! صلح به از جنگ و کافری
زاهد خودبین است چون مزه عشق زیر دندان روحش نرفته. اما مهمترین صفت پیر مغان عیب پوشی است:
به پیرِ میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جامِ می و گفت عیب پوشیدن
عشق است که خودبینی و خودخواهی را می زداید.
ثانیاً عیب دیگران هم از خلقت اوست. پس عیب گرفتن از مخلوق عیب گرفتن از خالق هم هست:
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
اصولاً لازمه اشعری گری علما، جبرگرایی و نفی فاعلیت بشر است.
ثالثاً اگر خطا و عیب مخلوق نباشد، تکلیف آمرزگاری خداوند چه می شود:
سهو وخطای بنده گرش اعتبار نیست
معنی لطف و رحمت آمرزگار چیست؟
به قول عطار:
گناه من ار نامدی در شمار،
تو را نام، کَی بودی آمرزگار
رابعاً لطف و کرم پروردگار بی پایان است.
منبع:
گمشده لب دریا، تقی پورنامداریان، نشر سخن
❤5
بسیاری از افراد پولی را که بدست آوردهاند خرج میکنند تا چیزهایی بخرند که نمیخواهند تا مردمی را تحت تاثیر قرار دهند که دوست ندارند.
✍️ : #ویل_راجرز
🆔 @irTBook
✍️ : #ویل_راجرز
🆔 @irTBook
👍7😁2🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکمت راستین، از اعتراف به نادانی آغاز میشود.
سقراط میگوید:
دانایی، انباشتن پاسخها نیست؛ تواناییِ پرسیدنِ پرسشهای عمیقتر است.
آنگاه که میپذیریم همهچیز را نمیدانیم، ذهن از غرور رها میشود و جایی برای کشف، پرسش و فهمیدن باقی میماند.
شاید خرد، نه در یقینِ همیشگی، بلکه در شجاعتِ گفتنِ این جمله باشد:
«نمیدانم؛ اما میخواهم بدانم.»
از همینجا سفر واقعیِ شناخت آغاز میشود؛
شناختِ جهان، دیگران و در نهایت، خویشتن.
HONARBARTTAR
سقراط میگوید:
«تنها حکمت راستین این است که بدانی هیچ نمیدانی.»
دانایی، انباشتن پاسخها نیست؛ تواناییِ پرسیدنِ پرسشهای عمیقتر است.
آنگاه که میپذیریم همهچیز را نمیدانیم، ذهن از غرور رها میشود و جایی برای کشف، پرسش و فهمیدن باقی میماند.
شاید خرد، نه در یقینِ همیشگی، بلکه در شجاعتِ گفتنِ این جمله باشد:
«نمیدانم؛ اما میخواهم بدانم.»
از همینجا سفر واقعیِ شناخت آغاز میشود؛
شناختِ جهان، دیگران و در نهایت، خویشتن.
HONARBARTTAR
👍9❤7
تمرین به زیستی
محمدامین مروتی
اگر بخواهم فشرده ای از نتایج کنکاش های خودشناسی را ارائه کنم، در آهستگی و تامل در همه چیز (در گفتار و کردار و پندار) خلاصه اش می کنم.
از قدیم گفته اند عجله کار شیطان است و این ضرب المثل، عصاره قرن ها تجربه نیاکان ماست.
یک معنی عجله نکردن تصمیم گیری با تامل و دوراندیشی است.
یک معنی آن فهمیدن به جای قضاوت کردن است. فهمیدن، ما را نسبت به اشتباهات دیگران آسانگیر و بخشنده می کند. بخشیدن نتیجه فهمیدن است و قضاوت کردن نتیجه درک نکردن موقعیت دیگری.
آهسته بودن، خود به خود باعث متانت، نرمش، ملایمت و گشودگی نسبت به دیگران می شود. آدم عجول مرتب می خواهد حرف بزند و دیگری را نفی کند. آدم ملایم خوب گوش می کند و سنجیده سخن می گوید.
آدم عجول سریع قضاوت و محکوم می کند. سریع درگیر می شود. سریع گارد بسته می گیرد. سریع پرخاش می کند و بدزبان می شود. مغز جانوری اش مجال کنش سنجیده از کورتکس و مغز پستانداریش می گیرد.
نتیجه بلافصل عجله نکردن، آرامش است. سنجیده و شمرده سخن گفتن آرامش بخش است. سنجیده و با دقت کار کردن، آرامش بخش است. سنجیده و با تامل اندیشیدن، آرامش بخش است.
نتیجه دیگر تامل و تانی در کار، خوب انجام دادن آن است. این تانی و تمرکز و بی شتابی، باعث موفقیت در کار است. آدم ملایم و نرم، خوب فکر می کند و احساسات تیز و تند بر او غلبه نمی کند.
آدم آهسته و ملایم، خوب حس می کند. خوب می بیند. خوب می شنود. مزه ها را خوب می چشد. بوها را خوب می شنود. آدم عجول نمی داند چه می خورد و چه می بیند.
آدم آهسته، در مقابل ناملایمات صبور است و زود جوش نمی آورد، بلکه به مدیریت عاقلانه بحران و استرس می پردازد. آدم عجول مغلوب استرس و احساس عدم امنیت است.
آدم ملایم سعه صدر دارد. ذهن و آغوش باز دارد. قلبش بزرگ و پر مهر است.
برای خود و دیگران آرزوی ملایمت و آهستگی کنیم.
4 مهر 1405
❤9👍2
نکته عرفانی:
"مُشک را گفتند: ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ، ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.
ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ که هستم، ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ که هستم." (فيه ما فيه مولانا)
❤6
🔶این فیلم یکی از ارزشمندترین اسناد تاریخ معاصر ایران است. سخنرانی نخستین ایرانی در نخستین نشست سازمان ملل در ژانویه ی ۱۹۴۶ در لندن. سخنران نماینده دولت ایران ، سید حسن تقی زاده است.
بسیاری تقی زاده را نخستین روشنفکر واقعی ایران می دانند.او شخصیتی چند وجهی داشت. هم به سفارت، وکالت، وزارت و ریاست سنا رسید. او در کنار سیاست یک پژوهشگر و متفکر برجسته هم بود.
تقی زاده در دوران حضورش در عرصه سیاست بر بسیاری از روشنفکران تأثیرگذاشت.بسیاری متأثر از افکار او متوجه تمدن غرب شدند. هرچند بدخواهانی او را «غربزده» نامیدند و بدترین تهمت ها را متوجه او کردند. او اما عاشق وطن بود و به هیچ جا وابسته نبود. بیش از آنکه سیاستمداری برجسته و تأثیرگذار باشد، روشنفکری تأثیر گذار بود.او نخستین سیاستمداری بود که جسورانه دست به “خودانتقادی” زد و رفتار و گفتار خود را نقد کرد:
«زمانی که موضوع نامزدی اتابک برای صدراعظمی بر سر زبانها افتاد، من از هر آن چه از نیش زبان و زهر قلم در اختیار داشتم بهره گرفتم که او را قبل از صدارت ساقط کنم. در نطقهایم از او شری مطلق ساختم که میآید تا مشروطه را برچیند. کلیهٔ خدمات او را خیانت جلوه دادم. چنان اهریمنی از او میساختم که خون شنوندههای جوانتر از خود به جوش میآمد و عنان از دست میدادند و دست به کارهای خشونت بار میزدند. لازم نیست که من حکم به تروری داده باشم تا مسئول آن شناخته شوم، به همان مقدار که فضا را تند و رادیکال میکنم در عواقب این امر مسئولیت اخلاقی دارم. وقتی از مخالف سیاسی خود هیولا میسازیم، باید متوجه مسئولیت فکری و اخلاقی خود باشیم.»
... «من همهٔ عمر چوبِ آن را میخورم که وقتی محمدعلیشاه از درِ آشتی با مشروطهخواهان درآمد، پایم را تویِ یک کفش کردم و با آن مخالفت ورزیدم.»
... «من در دورهٔ نخست زندگیام که به ستیز و پرخاش برخاستم خطا کردم و جرئت اقرار به این خطا را داشتم.» ... «مشروطهخواهان حتی از گفتن ناسزا به عرض و ناموس شاه، در جراید، ابایی نداشتند، و عکسالعمل شاه در این مورد شکایت به دادگاه بود اما نه تنها به شکایت شاه رسیدگی نشد، بلکه مشروطهطلبان دیگری، اقدام به ترور نافرجام شاه کردند. پس از گذشت شصت سال از آن روزها نمیتوانم پشیمانی خود را از عدمتفاهم با محمدعلیشاه پنهان کنم»
(اندیشهٔ پویا، شماره ۳۹)
@sahandiranmehr
🔶این فیلم یکی از ارزشمندترین اسناد تاریخ معاصر ایران است. سخنرانی نخستین ایرانی در نخستین نشست سازمان ملل در ژانویه ی ۱۹۴۶ در لندن. سخنران نماینده دولت ایران ، سید حسن تقی زاده است.
بسیاری تقی زاده را نخستین روشنفکر واقعی ایران می دانند.او شخصیتی چند وجهی داشت. هم به سفارت، وکالت، وزارت و ریاست سنا رسید. او در کنار سیاست یک پژوهشگر و متفکر برجسته هم بود.
تقی زاده در دوران حضورش در عرصه سیاست بر بسیاری از روشنفکران تأثیرگذاشت.بسیاری متأثر از افکار او متوجه تمدن غرب شدند. هرچند بدخواهانی او را «غربزده» نامیدند و بدترین تهمت ها را متوجه او کردند. او اما عاشق وطن بود و به هیچ جا وابسته نبود. بیش از آنکه سیاستمداری برجسته و تأثیرگذار باشد، روشنفکری تأثیر گذار بود.او نخستین سیاستمداری بود که جسورانه دست به “خودانتقادی” زد و رفتار و گفتار خود را نقد کرد:
«زمانی که موضوع نامزدی اتابک برای صدراعظمی بر سر زبانها افتاد، من از هر آن چه از نیش زبان و زهر قلم در اختیار داشتم بهره گرفتم که او را قبل از صدارت ساقط کنم. در نطقهایم از او شری مطلق ساختم که میآید تا مشروطه را برچیند. کلیهٔ خدمات او را خیانت جلوه دادم. چنان اهریمنی از او میساختم که خون شنوندههای جوانتر از خود به جوش میآمد و عنان از دست میدادند و دست به کارهای خشونت بار میزدند. لازم نیست که من حکم به تروری داده باشم تا مسئول آن شناخته شوم، به همان مقدار که فضا را تند و رادیکال میکنم در عواقب این امر مسئولیت اخلاقی دارم. وقتی از مخالف سیاسی خود هیولا میسازیم، باید متوجه مسئولیت فکری و اخلاقی خود باشیم.»
... «من همهٔ عمر چوبِ آن را میخورم که وقتی محمدعلیشاه از درِ آشتی با مشروطهخواهان درآمد، پایم را تویِ یک کفش کردم و با آن مخالفت ورزیدم.»
... «من در دورهٔ نخست زندگیام که به ستیز و پرخاش برخاستم خطا کردم و جرئت اقرار به این خطا را داشتم.» ... «مشروطهخواهان حتی از گفتن ناسزا به عرض و ناموس شاه، در جراید، ابایی نداشتند، و عکسالعمل شاه در این مورد شکایت به دادگاه بود اما نه تنها به شکایت شاه رسیدگی نشد، بلکه مشروطهطلبان دیگری، اقدام به ترور نافرجام شاه کردند. پس از گذشت شصت سال از آن روزها نمیتوانم پشیمانی خود را از عدمتفاهم با محمدعلیشاه پنهان کنم»
(اندیشهٔ پویا، شماره ۳۹)
پ.ن: پنجم مهر زادروز تقی زاده بود
از ص اینستاگرام: مهرداد حجتی
@sahandiranmehr
Telegram
attach 📎
❤2
🎯 از فرزندتان بخواهید چیزی به شما یاد بدهد
♦️آنجلا هاوپت، تایم — شاید فرزندتان از ریاضی متنفر باشد، اما بتواند در ماینکرفت دنیایی شگفتانگیز بسازد. شاید اطلاعاتی جامع دربارۀ دایناسورها داشته باشد. شاید هم در ویرایش ویدئو آنقدر ماهر باشد که پیش از آنکه شما حتی آیکون دوربین گوشیتان را پیدا کنید، کارش را تمام کرده باشد.
♦️هفتهای یک بار از فرزندتان بخواهید چیزی به شما یاد بدهد. همین کار ساده میتواند اعتمادبهنفس او را افزایش دهد، مهارتهای ارتباطیاش را تقویت کند و به شما فرصت دهد بخشهایی از دنیای او را ببینید که شاید در حالت عادی هرگز با آنها آشنا نمیشدید. چنین تجربهای میتواند برای کودک بسیار اثرگذارتر از شنیدن جملهای مثل «تو خیلی باهوشی» باشد.
♦️کودکان بخش بزرگی از زندگیشان را در موقعیتی میگذرانند که دیگران به آنها آموزش میدهند، اشتباهاتشان را اصلاح میکنند و عملکردشان را ارزیابی میکنند. وقتی از فرزندتان میخواهید چیزی به شما یاد بدهد، حتی اگر این کار فقط پنج دقیقه طول بکشد، این روند را به شکلی معنادار تغییر میدهید.
♦️این بار، والد دیگر در جایگاه فردی صاحبنظر قرار ندارد، بلکه خودش به دانشآموزی کنجکاو تبدیل میشود. الکس اندرسون-کال، روانشناس مدرسه، معتقد است این کار بهویژه برای کودکانی که در مدرسه با مشکل مواجهاند، بسیار تأثیرگذار است. همچنین وقتی کودک چیزی را به دیگری آموزش میدهد، درک خودش از آن موضوع عمیقتر میشود و یاد میگیرد دیدگاه دیگران را بهتر بفهمد.
♦️برای این کار لازم نیست برنامهریزی خاصی داشته باشید یا زمان مشخصی را تعیین کنید. اگر فرزندتان در حال نقاشیکشیدن، بازیکردن یا با هیجان تعریفکردن چیزی است که تازه یاد گرفته، از او بپرسید: «چطور این کارو کردی؟» یا «میتونی اینو بهم یاد بدی؟». لازم نیست برای نشاندادن علاقه، واکنشهای اغراقآمیز نشان دهید. اندرسون-کال میگوید: «بچهها خیلی زود متوجه میشوند که هیجان شما واقعی نیست».
♦️وقتی فرزندتان چیزی را برایتان توضیح میدهد، مدام وسط حرفش نپرید تا جملههایش را اصلاح کنید، ایراد کارش را بگیرید، چیزی را که فراموش کرده به او یادآوری کنید یا روش سریعتر و بهتری را که خودتان در طول سالها یاد گرفتهاید نشانش دهید. این بار اجازه دهید او معلم باشد و شما شاگرد. حتی بد نیست کمی هم دستوپاچلفتی به نظر برسید.
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «The 5-Minute Habit That Can Bring You Closer to Your Kid» نوشتۀ آنجلا هاوپت است که در تاریخ ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در تایم منتشر شده است.
@tarjomaanweb
♦️آنجلا هاوپت، تایم — شاید فرزندتان از ریاضی متنفر باشد، اما بتواند در ماینکرفت دنیایی شگفتانگیز بسازد. شاید اطلاعاتی جامع دربارۀ دایناسورها داشته باشد. شاید هم در ویرایش ویدئو آنقدر ماهر باشد که پیش از آنکه شما حتی آیکون دوربین گوشیتان را پیدا کنید، کارش را تمام کرده باشد.
♦️هفتهای یک بار از فرزندتان بخواهید چیزی به شما یاد بدهد. همین کار ساده میتواند اعتمادبهنفس او را افزایش دهد، مهارتهای ارتباطیاش را تقویت کند و به شما فرصت دهد بخشهایی از دنیای او را ببینید که شاید در حالت عادی هرگز با آنها آشنا نمیشدید. چنین تجربهای میتواند برای کودک بسیار اثرگذارتر از شنیدن جملهای مثل «تو خیلی باهوشی» باشد.
♦️کودکان بخش بزرگی از زندگیشان را در موقعیتی میگذرانند که دیگران به آنها آموزش میدهند، اشتباهاتشان را اصلاح میکنند و عملکردشان را ارزیابی میکنند. وقتی از فرزندتان میخواهید چیزی به شما یاد بدهد، حتی اگر این کار فقط پنج دقیقه طول بکشد، این روند را به شکلی معنادار تغییر میدهید.
♦️این بار، والد دیگر در جایگاه فردی صاحبنظر قرار ندارد، بلکه خودش به دانشآموزی کنجکاو تبدیل میشود. الکس اندرسون-کال، روانشناس مدرسه، معتقد است این کار بهویژه برای کودکانی که در مدرسه با مشکل مواجهاند، بسیار تأثیرگذار است. همچنین وقتی کودک چیزی را به دیگری آموزش میدهد، درک خودش از آن موضوع عمیقتر میشود و یاد میگیرد دیدگاه دیگران را بهتر بفهمد.
♦️برای این کار لازم نیست برنامهریزی خاصی داشته باشید یا زمان مشخصی را تعیین کنید. اگر فرزندتان در حال نقاشیکشیدن، بازیکردن یا با هیجان تعریفکردن چیزی است که تازه یاد گرفته، از او بپرسید: «چطور این کارو کردی؟» یا «میتونی اینو بهم یاد بدی؟». لازم نیست برای نشاندادن علاقه، واکنشهای اغراقآمیز نشان دهید. اندرسون-کال میگوید: «بچهها خیلی زود متوجه میشوند که هیجان شما واقعی نیست».
♦️وقتی فرزندتان چیزی را برایتان توضیح میدهد، مدام وسط حرفش نپرید تا جملههایش را اصلاح کنید، ایراد کارش را بگیرید، چیزی را که فراموش کرده به او یادآوری کنید یا روش سریعتر و بهتری را که خودتان در طول سالها یاد گرفتهاید نشانش دهید. این بار اجازه دهید او معلم باشد و شما شاگرد. حتی بد نیست کمی هم دستوپاچلفتی به نظر برسید.
🔗 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «The 5-Minute Habit That Can Bring You Closer to Your Kid» نوشتۀ آنجلا هاوپت است که در تاریخ ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در تایم منتشر شده است.
@tarjomaanweb
❤2👍2
Forwarded from کانال محمد امین مروتی (Amin)
نکته عرفانی:
"مُشک را گفتند: ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ، ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.
ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ که هستم، ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ که هستم." (فيه ما فيه مولانا)
👍3❤1👏1
موانع تغییر و تحول
محمدامین مروتی
سه مانع مهم تغییر عادات، عبارت اند از :
موانع ژنتیکی، موانع محیطی و موانع تربیتی.
موانع ژنتیکی ویژگی های بدی هستند که به شکل خلق و خو به ما منتقل می شوند. این گونه عادات تقریباً قابل تغییر نیستند ولی قابل مدیریت هستند.
موانع محیطی عبارت است از عادات مخربی که از طریق اجتماع بر ما تاثیر می گذارد و می توان با تعلیم و تربیت و آموزش آن ها را تا حد زیادی کنترل نمود.
موانع تربیتی عاداتی هستند که از طریق تربیت خانوادگی به ما رسیده اند. این عادات را نیز می توان با خودشناسی و روانشناسی تا حد زیادی مدیریت کرد.
اما باید همیشه به یاد داشته باشیم که در مجموع تغییر عادات کاری بسیار دشوار است. برای تبدیل شدن به انسانی بهتر، کافی نیست که از تغییر کردن خوشمان بیاید و در کلاس های مختلف شرکت کنیم. باید در عمل هم گام های جدی برداریم. بنابراین اگر سال ها در چنین کلاس هایی شرکت می کنیم و به جایی نرسیده ایم، نباید موجب تعجب باشد.
گاه باید انسان چنان از عاداتش آسیب ببیند که محتاج یک انقلاب یا اصلاح وجودی باشد. یعنی تا عزم تغییر، جزم نباشد، تغییری حاصل نخواهد شد. کسی که دغدغه تغییر واقعی و جدی دارد راهی جز مراقبت و نظارت بر خود و اعمال و رفتارش ندارد. یعنی باید نواقص خود را ببیند. علاوه بر این مراقبت و دیدن، باید سعی کند خطاهایش را تکرار نکند.
سایر راهکارها مثل داشتن ارتباطات خوب و مطالعه و شرکت در کلاس های مفید نیز به پیشرفت این پروسه کمک می کنند، اما مهمترین شرط، مراقبه جدی و مستمر و کار کردن روی نقاط ضعف خود است.
4 دی 1405
👍2👏1