کانال محمد امین مروتی
1.84K subscribers
2.1K photos
1.9K videos
142 files
2.98K links
Download Telegram
*اطلاعات لطفاً*



■ما یکی از نخستین خانواده‌هایی در شهرمان بودیم که صاحب تلفن شدیم. آن موقع من ۹ – ۸ ساله بودم،
یادم می‌آید که قاب برّاقی داشت و به دیوار نصب شده بود و گوشی‌اش به پهلوی قاب آویزان بود.

□من قدم به تلفن نمی‌رسید، اما همیشه وقتی مادرم با تلفن صحبت می‌کرد با شیفتگی به حرف‌هایش گوش می‌کردم. بعد من پی بردم که یک جایی در داخل آن دستگاه، یک آدم شگفت‌انگیزی زندگی می‌کند به نام «اطلاعات لطفاً» که همه چیز را در مورد همه‌ کس می‌داند. او شماره تلفن و نشانی همه را بلد بود.

●نخستین تجربۀ شخصی من با «اطلاعات لطفاً» روزی بود که مادرم به خانۀ همسایه‌مان رفته بود. من در زیر زمین خانه با ابزارهای جعبه ابزارمان بازی می‌کردم که ناگهان با چکش بر روی انگشتم زدم. درد وحشتناکی داشت اما گریه فایده نداشت چون کسی در خانه نبود که با من همدردی کند.

○انگشتم را در دهانم می‌مکیدم و دور خانه راه می‌رفتم که ناگهان چشمم به تلفن افتاد. به سرعت یک چهار پایه از آشپزخانه آوردم و زیر تلفن گذاشتم و روی آن رفتم و گوشی را برداشتم و نزدیک گوشم بردم. و توی گوشی گفتم «اطلاعات لطفاً».

■چند ثانیه بعد صدایی در گوشم پیچید: «اطلاعات بفرمائید». من در حالی که اشک از چشمانم می‌آمد گفتم «انگشتم درد می‌کند.»
▪️︎مادرت خانه نیست؟
▪️︎«هیچکس بجز من خانه نیست.
▪️︎آیا خونریزی داری؟
▪️︎نه، با چکش روی انگشتم زدم و خیلی درد می‌کند.
▪️︎آیا می‌توانی درِ جا یخیِ یخچال را باز کنی؟
▪️︎بله، میتونم.
▪️︎پس از آنجا کمی یخ بردار و روی انگشتت نگهدار.

□بعد از آن روز، من برای هر کاری به «اطلاعات لطفاً» مراجعه می‌کردم …
مثلاً موقع امتحانات در درس‌های جغرافی و ریاضی به من کمک می‌کرد. یکروز که قناری‌مان مرد و من خیلی ناراحت بودم دوباره سراغ «اطلاعات لطفاً» رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم.

●او به حرف‌هایم گوش داد و با من همدردی کرد. به او گفتم: «چرا پرنده‌ای که چنین زیبا می‌خواند و همۀ اهل خانه را شاد می‌کند باید گوشۀ قفس بیفتد و بمیرد؟» او به من گفت: «همیشه یادت باشد که دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست.» من کمی تسکین یافتم.

○یک روز دیگر به او تلفن کردم و پرسیدم کلمۀ fix را چطور هجّی می‌کنند. یکسال بعد از شهر کوچکمان (پاسیفیک نورث وست) به بوستن نقل مکان کردیم و من خیلی دلم برای دوستم تنگ شد. «اطلاعات لطفاً» متعلّق به همان تلفن دیواری قدیمی بود و من هیچگاه با تلفن جدیدی که روی میز خانه‌مان در بوستن بود تجربۀ مشابهی نداشتم.

■من کم‌کم به سن نوجوانی رسیدم اما هرگز خاطرات آن مکالمات را فراموش نکردم. غالباً در لحظات تردید و سرگشتگی به یاد حس امنیت و آرامشی که از وجود دوست تلفنی داشتم می‌افتادم. راستی چقدر مهربان و صبور بود و برای یک پسربچه چقدر وقت می‌گذاشت.

□چند سال بعد، بر سر راه رفتن به دانشگاه، هواپیمایم در سیاتل برای نیم ساعت توقف کرد. من ۱۵ دقیقه با خواهرم که در آن شهر زندگی می‌کرد تلفنی حرف زدم و بعد از آن بدون آن که فکر کنم چکار دارم می‌کنم، تلفن اپراتور شهر کوچک دوران کودکی را گرفتم
و گفتم «اطلاعات لطفاً».

●به طرز معجزه‌آسایی همان صدای آشنا جواب داد. «اطلاعات بفرمائید.» من بدون آن که از قبل فکرش را کرده باشم پرسیدم: «کلمۀ fix را چطور هجّی می‌کنند؟» مدتی سکوت برقرار شد و سپس او گفت «فکر می‌کنم انگشتت دیگر خوب شده باشد.»

○من خیلی خندیدم و گفتم «خودت هستی؟» و ادامه دادم «نمی‌دانم می‌دانی که در آن دوران چقدر برایم با ارزش بودی یا نه؟» او گفت «تو هم می‌دانی که تلفن‌هایت چقدر برایم با ارزش بودند؟»

■من به او گفتم که در تمام این سال‌ها بارها به یادش بوده‌ام و از او اجازه خواستم که بار بعد که به ملاقات خواهرم آمدم دوباره با او تماس بگیرم. او گفت «حتماً این کار را بکن. اسم من شارون است.»

□سه ماه بعد به سیاتل برگشتم. تلفن کردم اما صدای دیگری پاسخ داد. «اطلاعات بفرمائید.»
▪️︎می‌توانم با شارون صحبت کنم؟
▪️︎آیا دوستش هستید؟
▪️︎بله، دوست قدیمی
▪️︎متأسفم که این مطلب را به شما می‌گویم. شارون این چند سال آخر به صورت نیمه‌وقت کار می‌کرد زیرا بیمار بود. او ۵ هفته پیش در گذشت».

●قبل از که تلفن را قطع کنم گفت: «شما گفتید دوست قدیمی‌اش هستید. آیا همان کسی هستید که با چکش روی انگشتتان زده بودید؟»
▪️︎با تعجب گفتم «بله»
▪️︎«شارون برای شما یک پیغام گذاشته است. او به من گفت اگر شما زنگ زدید آن را برایتان بخوانم»
▪️︎سپس چند لحظه طول کشید تا درِ پاکتی را باز کرد و گفت: «نوشته به او بگو دنیای دیگری هم برای آواز خواندن هست. خودش منظورم را می‌فهمد»
▪️︎من از او تشکر کردم و گوشی را گذاشتم.

○هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید.
منبع: “کتاب سوپ جو”، اثر جک کنفیلد

😍😊😍
❤8👍3😍3🥰1
به بهانهٔ هشتم مهرماه روز بزرگداشت
جلال الدین محمد بلخی


«مثنوی معنوی حضرت مولانا بزرگ‌ترین حماسهٔ روحانی بشریّت است که خداوند برای جاودانه کردنِ فرهنگ ایرانی آن را به زبان پارسی هدیه کرده است.»
محمدرضا شفیعی کدکنی
❤10👍2
Audio
امشب هوای مولانا به سرم زده بود. از میان رباعی‌هایش چندتایی را برگزیدم و برایتان خواندم. امیدوارم بشنوید و بپسندید. آهنگ پس‌زمینه هم کاری از موسیقی‌دان اهل ترکیه، آحمِت کوچ است.


📗شعر، فرهنگ و ادبیات. محسن احمدوندی
@mohsenahmadvandi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بال‌های سنجاقک از نزدیک
❤4🥰2😍2
گوهر دین

 
محمدامین مروتی
 
گوهر دین، "پرستش" است و پرستش می تواند به انگیزه های مختلف باشد.
از سر ترس و خوف که به دینداری خائفانه می انجامد.
از سر امید و طمع که به دینداری تاجرانه منجر می شود.
به انگیزه عشق که به دینداری عارفانه و عاشقانه می انجامد.
اما چنان که از واژه "پرستش" برمی آید، ترس و امید در آن نقش زیادی ندارند و بیش از هر چیز دیگر این عشق است که به پرستش معنا می دهد. پرستش و پرستاری ریشه مشترک دارند. لذا پرستش، هوای دگری را داشتن است. به همین دلیل تعبیری که عاشقان نسبت به معشوق به کار می برند این است که می پرستمت.
 
لذا در تحلیل نهایی گوهر دین، عشق است.
 
اول مهر 1405
❤3👍2🔥1
معرفی کتاب آئورا
 
محمدامین مروتی
 
آئورا (Aura) قصه ای نسبتا کوتاه در سبک "رئالیسم جادویی" از کارلوس فوئنتس، نویسنده مکزیکی، است که نخستین بار در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. داستان در فضایی بین واقعیت و رؤیا، عشق و پیری می گذرد.
 
خود کلمه آئورا علاوه بر نام دختر، در زبان‌های مختلف معنای هاله و حضور نامرئی یک شخص دارد.
آئورا تجسم جوانی، خاطره و زندگی ازدست‌رفته‌ی پیرزنی به نام کونسوئلو است که در جوانی بیوه شده و حضوری شبح گون در داستان دارد.
کونسوئلو می‌خواهد گذشته را دوباره زندگی کند و آئورا برساخته ذهن او و نماد جوانی اوست. او از راوی می خواهد در ازای دستمزدی خوب، کتاب خاطرات شوهرش را تصحیح و چاپ کند......
 
 
4 مهر 1405
❤2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امدادرسانی به گربه‌ی مادر 🥹🤱

💢 @clipbad20 💢
❤3😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁨ ⁨
از استاد شفیعی کدکنی دربارهٔ آثار علی دشتی و عبدالحسین زرین‌کوب و ذوق‌ورزی‌ها و جنبه‌های تحقیقی آثارشان و نقش آنها در ترویج اشعار برخی شاعران کلاسیک در جامعه سوال کردم .
سه‌شنبه / هفتم مهرماه ۱۴۰۵⁩⁩

@mosighi_andishe
❤3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر می کرد افسر بهش می‌گه وقتش تمام شده...

برای کاری که بعداً کرد آماده نبود🥹
❤16😍3👏2
گوهر دین

 
محمدامین مروتی
 
گوهر دین، "پرستش" است و پرستش می تواند به انگیزه های مختلف باشد.
از سر ترس و خوف که به دینداری خائفانه می انجامد.
از سر امید و طمع که به دینداری تاجرانه منجر می شود.
به انگیزه عشق که به دینداری عارفانه و عاشقانه می انجامد.
اما چنان که از واژه "پرستش" برمی آید، ترس و امید در آن نقش زیادی ندارند و بیش از هر چیز دیگر این عشق است که به پرستش معنا می دهد. پرستش و پرستاری ریشه مشترک دارند. لذا پرستش، هوای دگری را داشتن است. به همین دلیل تعبیری که عاشقان نسبت به معشوق به کار می برند این است که می پرستمت.
 
لذا در تحلیل نهایی گوهر دین، عشق است.
 
اول مهر 1405
❤4👍1👎1
Hatred, like poverty, is like quicksand: the more you thrash about, the deeper you sink. Fernando Vallejo – Our Lady of the Assassins

نفرت، مانند فقر، مانند ماسه‌های روان است: هرچه بیشتر دست و پا بزنید، بیشتر در آن فرو می‌روید.

فرناندو والخو، نویسنده کلمبیایی، مکزیکی
کتاب:  بانوی قاتلان
👏3👍2
ستون بزرگی است آهستگی
همان بخشش و داد و شایستگی (فردوسی)
❤5👏2❤‍🔥1👍1
ظاهراً تنها چیزی که در دنیا عادلانه تقسیم شده عقل است چون کسی شکایت نمیکند که مال من کم است.
ــــ رنه دکارت
🆔@people_aware
😁2👍1👏1
معرفی فیلم صورت‌زخمی (1983)
 
کارگردانی برایان دی پالما، نویسندگی الیور استون و بازی آل پاچینو.
داستان زندگی تونی مونتانا یک پناهندهٔ کوبایی و چگونگی تبدیل او را به قاچاقچی کوکائین به تصویر می‌کشد.
این فیلم نشان می دهد که چگونه یک انسان شجاع و البته کله خر، کارش به تباهی و فساد می کشد.
 
دیدن این فیلم سه ساعته و متفاوت را به علاقمندان فیلم های اکشن و پر کشش توصیه می کنم.
 
 
 
29 شهریور 1405
👍1👏1
#پرامپت

چطور با هوش مصنوعی، منابع خبرها به ویژه اونایی که تو تلگرام می‌بنییم رو پیدا کنیم؟

کافیه متن خبر + prompt زیر رو به ChatGPT بفرستی :

find the sources that have published this news. In addition to finding official sources, also list any Telegram sources by searching on http://tg.me and reply persian

tg.me/

@Digiai
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان «برادران کارامازوف» اثر فیودور داستایوفسکی در ۳ دقیقه!
❤7👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔍 توسعه فردی و
زنجیرهٔ روابط انسانی

💎🌐 https://telegram.me/ce7en
🥰1👌1
معرفی سریال بهتره با سال تماس بگیری (2015-2022)
 
بهتره با سال تماس بگیری ( Better Call Saul) یک مجموعهٔ تلویزیونی آمریکایی در ژانر درام حقوقی و جنایی است.
فیلم زندگی وکیل پرکار و فریب‌کار سابق یعنی جیمی مک‌گیل و تبدیلش به وکیل مدافع جنایی خودمحور معروف به سال گودمن را روایت می‌کند.
این مجموعه نامزد دریافت ۴۶ جایزهٔ امی ساعات پربیننده و چهار جایزهٔ گلدن گلوب بود. وب‌سایت متاکریتیک هم امتیاز ۷۵ از ۱۰۰ را به قسمت اول این مجموعه داد که بر اساس ۳۶ نقد انجام شده بود.
کارگردان، وینس گیلیگان که در کارنامه‌اش، سریال مشهوری همچون "بریکینگ بد" را دارد و در واقع این سریال به ماجراهای قبل از بریکینگ بد می پردازد و مقدمه آن است. بریکینگ بد هم سریال بسیار موفقی بود.
 
جیمی انسان فوق العاده باهوشی است که استفاده نامناسب از استعدادهایش می کند.
 
دیدن سریال را به دوستداران فیلم های جدی و متفاوت توصیه می کنم.
 
 
29 شهریور 1405