کانال محمد امین مروتی
1.84K subscribers
2.1K photos
1.9K videos
142 files
2.98K links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امدادرسانی به گربه‌ی مادر 🥹🤱

💢 @clipbad20 💢
❤3😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⁨ ⁨
از استاد شفیعی کدکنی دربارهٔ آثار علی دشتی و عبدالحسین زرین‌کوب و ذوق‌ورزی‌ها و جنبه‌های تحقیقی آثارشان و نقش آنها در ترویج اشعار برخی شاعران کلاسیک در جامعه سوال کردم .
سه‌شنبه / هفتم مهرماه ۱۴۰۵⁩⁩

@mosighi_andishe
❤3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر می کرد افسر بهش می‌گه وقتش تمام شده...

برای کاری که بعداً کرد آماده نبود🥹
❤16😍3👏2
گوهر دین

 
محمدامین مروتی
 
گوهر دین، "پرستش" است و پرستش می تواند به انگیزه های مختلف باشد.
از سر ترس و خوف که به دینداری خائفانه می انجامد.
از سر امید و طمع که به دینداری تاجرانه منجر می شود.
به انگیزه عشق که به دینداری عارفانه و عاشقانه می انجامد.
اما چنان که از واژه "پرستش" برمی آید، ترس و امید در آن نقش زیادی ندارند و بیش از هر چیز دیگر این عشق است که به پرستش معنا می دهد. پرستش و پرستاری ریشه مشترک دارند. لذا پرستش، هوای دگری را داشتن است. به همین دلیل تعبیری که عاشقان نسبت به معشوق به کار می برند این است که می پرستمت.
 
لذا در تحلیل نهایی گوهر دین، عشق است.
 
اول مهر 1405
❤4👍1👎1
Hatred, like poverty, is like quicksand: the more you thrash about, the deeper you sink. Fernando Vallejo – Our Lady of the Assassins

نفرت، مانند فقر، مانند ماسه‌های روان است: هرچه بیشتر دست و پا بزنید، بیشتر در آن فرو می‌روید.

فرناندو والخو، نویسنده کلمبیایی، مکزیکی
کتاب:  بانوی قاتلان
👏3👍2
ستون بزرگی است آهستگی
همان بخشش و داد و شایستگی (فردوسی)
❤5👏2❤‍🔥1👍1
ظاهراً تنها چیزی که در دنیا عادلانه تقسیم شده عقل است چون کسی شکایت نمیکند که مال من کم است.
ــــ رنه دکارت
🆔@people_aware
😁2👍1👏1
معرفی فیلم صورت‌زخمی (1983)
 
کارگردانی برایان دی پالما، نویسندگی الیور استون و بازی آل پاچینو.
داستان زندگی تونی مونتانا یک پناهندهٔ کوبایی و چگونگی تبدیل او را به قاچاقچی کوکائین به تصویر می‌کشد.
این فیلم نشان می دهد که چگونه یک انسان شجاع و البته کله خر، کارش به تباهی و فساد می کشد.
 
دیدن این فیلم سه ساعته و متفاوت را به علاقمندان فیلم های اکشن و پر کشش توصیه می کنم.
 
 
 
29 شهریور 1405
👍1👏1
#پرامپت

چطور با هوش مصنوعی، منابع خبرها به ویژه اونایی که تو تلگرام می‌بنییم رو پیدا کنیم؟

کافیه متن خبر + prompt زیر رو به ChatGPT بفرستی :

find the sources that have published this news. In addition to finding official sources, also list any Telegram sources by searching on http://tg.me and reply persian

tg.me/

@Digiai
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان «برادران کارامازوف» اثر فیودور داستایوفسکی در ۳ دقیقه!
❤7👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔍 توسعه فردی و
زنجیرهٔ روابط انسانی

💎🌐 https://telegram.me/ce7en
🥰1👌1
معرفی سریال بهتره با سال تماس بگیری (2015-2022)
 
بهتره با سال تماس بگیری ( Better Call Saul) یک مجموعهٔ تلویزیونی آمریکایی در ژانر درام حقوقی و جنایی است.
فیلم زندگی وکیل پرکار و فریب‌کار سابق یعنی جیمی مک‌گیل و تبدیلش به وکیل مدافع جنایی خودمحور معروف به سال گودمن را روایت می‌کند.
این مجموعه نامزد دریافت ۴۶ جایزهٔ امی ساعات پربیننده و چهار جایزهٔ گلدن گلوب بود. وب‌سایت متاکریتیک هم امتیاز ۷۵ از ۱۰۰ را به قسمت اول این مجموعه داد که بر اساس ۳۶ نقد انجام شده بود.
کارگردان، وینس گیلیگان که در کارنامه‌اش، سریال مشهوری همچون "بریکینگ بد" را دارد و در واقع این سریال به ماجراهای قبل از بریکینگ بد می پردازد و مقدمه آن است. بریکینگ بد هم سریال بسیار موفقی بود.
 
جیمی انسان فوق العاده باهوشی است که استفاده نامناسب از استعدادهایش می کند.
 
دیدن سریال را به دوستداران فیلم های جدی و متفاوت توصیه می کنم.
 
 
29 شهریور 1405
رئوس فلسفه نیچه

 
محمدامین مروتی
 
دیونیسوس و آپولون:
نقطه شروع تفکر نیچه، تمایزی است که او بین نگاه دیونیسوسی و آپولونی قائل می شود.
دیونیسوس خدای مستی و شراب است. نگاه دیونیسوس بر اساس سرخوشی(دانش طربناک) و سرمستی است.
آپولون خدای عقلانیت است و سقراط که گرایش آپولونی دارد، در پی حقیقت و اخلاق، سرگردان است.
نیچه می گوید سقراط فلسفه را تباه کرد و دروغی به نام حقیقت ناب را رایج ساخت. در حالی که دیونیسوس چنین ادعایی ندارد و صادقانه در پی اعمال اراده و میل است.
 
اخلاق و حقیقت:
نیچه می گوید: "حقیقت ناب دروغ ناب است."
و:
"حقیقت در تفکر من نقیض خطا نیست. بلکه وضع خطایی دیگر در مقابل سایر خطاهاست."
اخلاق نیز صرفاً تفسیر اخلاقی پدیده هاست. حقیقت و اخلاق سازوکارهای تکاملی معطوف به بقا هستند که کم کم برای بشر اصالت پیدا کرده اند. کارکرد واولیه شان را از دست داه و به سنت های بازدارنده تبدیل شده اند. "فراسوی نیک و بد" در فلسفه نیچه به همین معناست: نوعی فرااخلاق. "هستی" تابع "باید" نیست بلکه "باید تابع هستی است.
هنر مورد علاقه سقراط شعر(هومر) و معماری است و هنر مورد علاقه دیونیسوس، موسیقی و تراژدی. به نظر نیچه، هومر با خلق حماسه و اساطیر، بر توهمات بشر در باره زندگی افزود. غایت زندگی دیونیسوسی، حس وحدت و یگانگی با زندگی است.
این در حالی است که سقراط با نگاهی دیالکتیکی دائماً حکم نهایی در باره حقیقت و اخلاق را به تعویق می اندازد.
 
اراده معطوف به قدرت:
نیچه مفهوم "قدرت" را به جای مفهوم "حق" می گذارد. به باور نیچه بنیاد زندگی و رفتار بشری همین اعمال اراده و میل به افزایش توان است و سقراط با انکار این واقعیت، پیروانش را به دنبال نخود سیاه می فرستد.
به نظر نیچه تلاش برای قوی تر شدن و غلبه در سطح مولکول های فیزیکی و شیمیایی و زیستی هم وجود دارد.
دو نوع اخلاق وجود دارد: اخلاق بردگان و اخلاق اشراف و والاتباران. بد و خوب نداریم، والا و پست داریم.
اخلاق بردگان ریشه ای مسیحی دارد. مسیحیان چون در موضع ضعف قرار داشتند، اخلاق بردگی را بر اساس ترحم برساختند و این نوعی اعمال قدرت ریاکارانه و مزورانه برای بقا بود. ترحم و دلسوزی سلاح ضعفا علیه اقویاست.
اخلاق نجبا و سروران، ریشه در امپراتوری رم دارد. والاتباران تمایلات و اراده خود را پنهان نمی کنند و می گویند این خوب است چون من آن را می خواهم. اخلاق سروران مبتنی بر کنش است و اخلاق بردگی مبتنی بر واکنش، لذا همواره دشمنی می سازد که بدو واکنش کند.
نیچه می گوید اخلاق تبار و تاریخ دارد و دائماً در تغییر است و تابعی است از شرایط تاریخی.
او منتقد فایده باوری است و اخلاق اشرافی او به نوعی فضیلت باوری نزدیک می شود.
میشل فوکو و ژاک دریدا ایده نیچه ای نسبت قدرت و دانش را در تئوری پردازی هایشان بسط دادند.
 
نیچه و شوپنهاور:
نیچه تعبیر "اراده قدرت" را از شوپنهاور و او از شلینگ و هگل گرفته است. اما مسیری متفاوت از شوپنهاور می پیماید. شوپنهاور ریشه رنج بشر را در اراده ورزیدن می یابد و به سبک بودا، به نفی اراده می رسد. برای شوپنهاور، هنر نیز صرفاً مُسکن است.
نیچه رنج را جزئی جدانشدنی از زندگی بشر می بیند و آری گفتن به رنج را، راه حل تلقی می کند و در این مسیر هنر و به خصوص موسیقی دستگیر بشر است. افزایش قدرت، رنج را به لذت تبدیل می کند. رنج، برخورد کردن قدرت و اراده به مانع است. درد زایمان نوعی رسیدن از رنج به لذت است. آفرینش هنری نیز چنین است.
شوپنهاور به زندگی نه می گوید و نیچه آری. ابرمرد یا ابرانسان، سروری است که کنش می کند و اخلاق خود را برمی سازد. مخلوق انتخاب طبیعی داروینی نیست. قدرت چیرگی بر خویشتن را دارد و اهل انتقام و کینه ورزی و واکنش و مقابله به مثل نیست. ابرمرد از شتر بودن عبور می کند تا چون شیر بساط اخلاقیات کهنه را بر هم ریزد و سپس مانند کودکی از نو متولد شود و اخلاق خود را بسازد.
نیچه منتقد نیهیلیسم است. نیهیلیسم بعد از مرگ خدا به سرنوشت بشر مدرن تبدیل شد. مرگ خدا منجر به "بحران مرجعیت" شد. نیهیلیسم و ابرانسان دو پاسخ مختلف به این بحران هستند.
 
بازگشت جاودانی:
یکی از معضلات فلسفه نیچه باور به "بازگشت جاودانی" مکرر بشر به دنیاست که به نظر می رسد با اندیشه دیگر او یعنی رشد و توسعه فردی بر اساس مدیریت رنج، تناقض دارد. در فلسفه نیچه مشکلی که مرا از پا نیندازد، مرا نیرومندتر می کند. اما اگر قرار بر تکراری دایره وار است، رشد و تکامل چه معنایی دارد؟
 
جسم و روح:👇👇
☝️☝️نیچه سرچشمه انحطاط اروپا را در باورهای مسیحی می دانست. او منتقد دوگانه انگاری بین روح و جسم است و برخلاف مسیحیت که تن و دنیا را تحقیر می کند، به نوعی رشد توامان روح و جسم روی می کند. رویکردی که حافظ شیرازی هم در مقابل زاهدان و اهل تصوف زمانه اش داشت. مسیحیت یک بهشت رویایی در مقابل واقعیت و زندگی می سازد. از واقعیت زمین به رویای آسمان پناه می برد. با غرایز طبیعی می جنگد و به زندگی، "نه" می گوید.
نیچه اما بدن انگار است. نمی گوید ما بدن داریم، بلکه می گوید ما بدن هستیم. فلسفه او بنیادی فیزیولوژیک و بیولوژیک (ویتالیستی) دارد.
 
ارزیابی:
ایده های نیچه تا زمانی که در حوزه رشد و توسعه فردی باشد، انگیزاننده و مثبت است اما به محض آن که رنگ و روی سیاسی و حکومتی بگیرد به نازیسم و فاشیسم می انجامد و ابرانسان او هم می شود هیتلر و موسولینی که اراده معطوف به قدرت شان نه صرف خودسازی، که صرف تحمیل اراده به کشورشان و بلکه تمام دنیا می شد.
جایگزین کردن حق با قدرت، به داروینیسم اجتماعی می انجامد که حق را به قدرت می دهد و تنازع بقا را جامعه بشری هم سرایت می دهد. غافل از اینکه در عالم بشری، اصلح بودن با معیار عقلانیت و خردجمعی تعریف می شود نه زور بیشتر.
 
نیچه از ایده داروینی فرگشت، به خوبی برای نقد حقیقت و اخلاق استفاده می کند اما همین عقلانیت و اخلاق فرگشتی به شکل نسبی و غیرنابش هم راهگشاست و جامعه بشری را تا به اینجا رسانده است و لزومی ندارد مانند نیچه از عدم اطلاق اخلاق و حقیقت، به نقد دموکراسی و نفی همین حقیقت برسیم که حاصل همین فرگشت با معیارهای بشری(آزمایش و خطا)ست.
این اختلاط حوزه ها، در مورد عرفان و دین و اخلاق نیز به نتایج مشابهی می انجامد. دین و عرفان نیز باید صرف رشد و توسعه فرد شوند نه سیاست.
 منبع:
فوتوریسم، فرهنگ عاطفی، نشر نقد فرهنگ
9 مهر 1405
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه دعایی کنمت بهتر از این؟
خنده ات از ته دل ،
گریه ات از سر شوق،
روزگارت همه شاد .....
🥰8❤3
دانش را می توان به دیگری آموخت،
ولی خرد را نه !

- هرمان هسه
👏3🏆3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"Autumn is a second spring when every leaf is a flower."

«پاییز، بهاری دوباره است؛ زمانی که هر برگ، یک گل است.»
❤6
پهلوی و قاجار

 
محمدامین مروتی
 
در زمان پهلوی بزرگداشت مشروطیت امری رایج بود و این در حالی بود که کشور به شیوه دیکتاتوری اداره می شد. کتاب های فراوانی در باب مشروطه چاپ می شد که گل سر سبدشان کتاب های فریدون آدمیت بود.
نقد قاجاریه و  تمجید از امیرکبیر و قائم مقام نه تنها آزاد بود که دامن زده می شد. در کتب دبیرستانی در باره قراردادهای گلستان و ترکمانچای و نهضت تنباکو و امتیازات به دول روس و انگلیس، به تفصیل سخن می رفت.
این نقدها تا حد زیادی وارد بود، ولی افراطی هم بود چون قلم در دست دشمن بود.
البته در مورد سرسلسله قاجار یعنی آقا محمدخان هم نقاط مثبت و منفی گفته می شد. از ضعف های شخصیتی اش انتقاد می شد ولی از کشورگشایی هایش تمجید می شد. اما نقاط مثبت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، کلاً نادیده گرفته می شد. محمدعلیشاه نیز از ابتدا مخالف مشروطه نبود تا وقتی که ترورش کردند. ناصرالدین شاه متوجه توسعه و ترقی دول اروپایی شده بود و می خواست ایران نیز به کشور توسعه یافته تبدیل شود. به همین دلیل به امیرکبیر وامثال او میدان داد، هرچند نهایتاً قتل امیر به فرمان او انجام شد. وی شاعر و اهل ذوق بود و در مجموع پادشاه بدخواهی نبود. فتحعلیشاه هم شاعر خوبی بود.
 
البته این شیوه همه سلسله های پادشاهی نسبت به سلسله قبلی بوده است. قاجاریه هم نسبت به زندیه شیوه خلف خود را داشتند.
اما هنر اهل تحقیق در نوشتن تاریخ این است که عیب و هنر می را با هم ببینند.
 
7 مهر 1405
👎4👍1
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است که زمین چرکین است....(شفیعی کدکنی)
👍5