ظاهراً تنها چیزی که در دنیا عادلانه تقسیم شده عقل است چون کسی شکایت نمیکند که مال من کم است.
ــــ رنه دکارت
🆔@people_aware
ــــ رنه دکارت
🆔@people_aware
😁2👍1👏1
معرفی فیلم صورتزخمی (1983)
کارگردانی برایان دی پالما، نویسندگی الیور استون و بازی آل پاچینو.
داستان زندگی تونی مونتانا یک پناهندهٔ کوبایی و چگونگی تبدیل او را به قاچاقچی کوکائین به تصویر میکشد.
این فیلم نشان می دهد که چگونه یک انسان شجاع و البته کله خر، کارش به تباهی و فساد می کشد.
دیدن این فیلم سه ساعته و متفاوت را به علاقمندان فیلم های اکشن و پر کشش توصیه می کنم.
29 شهریور 1405
کارگردانی برایان دی پالما، نویسندگی الیور استون و بازی آل پاچینو.
داستان زندگی تونی مونتانا یک پناهندهٔ کوبایی و چگونگی تبدیل او را به قاچاقچی کوکائین به تصویر میکشد.
این فیلم نشان می دهد که چگونه یک انسان شجاع و البته کله خر، کارش به تباهی و فساد می کشد.
دیدن این فیلم سه ساعته و متفاوت را به علاقمندان فیلم های اکشن و پر کشش توصیه می کنم.
29 شهریور 1405
👍1👏1
#پرامپت
چطور با هوش مصنوعی، منابع خبرها به ویژه اونایی که تو تلگرام میبنییم رو پیدا کنیم؟
کافیه متن خبر + prompt زیر رو به ChatGPT بفرستی :
tg.me/
@Digiai
چطور با هوش مصنوعی، منابع خبرها به ویژه اونایی که تو تلگرام میبنییم رو پیدا کنیم؟
کافیه متن خبر + prompt زیر رو به ChatGPT بفرستی :
find the sources that have published this news. In addition to finding official sources, also list any Telegram sources by searching on http://tg.me and reply persian
tg.me/
@Digiai
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان «برادران کارامازوف» اثر فیودور داستایوفسکی در ۳ دقیقه!
❤7👍2
معرفی سریال بهتره با سال تماس بگیری (2015-2022)
بهتره با سال تماس بگیری ( Better Call Saul) یک مجموعهٔ تلویزیونی آمریکایی در ژانر درام حقوقی و جنایی است.
فیلم زندگی وکیل پرکار و فریبکار سابق یعنی جیمی مکگیل و تبدیلش به وکیل مدافع جنایی خودمحور معروف به سال گودمن را روایت میکند.
این مجموعه نامزد دریافت ۴۶ جایزهٔ امی ساعات پربیننده و چهار جایزهٔ گلدن گلوب بود. وبسایت متاکریتیک هم امتیاز ۷۵ از ۱۰۰ را به قسمت اول این مجموعه داد که بر اساس ۳۶ نقد انجام شده بود.
کارگردان، وینس گیلیگان که در کارنامهاش، سریال مشهوری همچون "بریکینگ بد" را دارد و در واقع این سریال به ماجراهای قبل از بریکینگ بد می پردازد و مقدمه آن است. بریکینگ بد هم سریال بسیار موفقی بود.
جیمی انسان فوق العاده باهوشی است که استفاده نامناسب از استعدادهایش می کند.
دیدن سریال را به دوستداران فیلم های جدی و متفاوت توصیه می کنم.
29 شهریور 1405
بهتره با سال تماس بگیری ( Better Call Saul) یک مجموعهٔ تلویزیونی آمریکایی در ژانر درام حقوقی و جنایی است.
فیلم زندگی وکیل پرکار و فریبکار سابق یعنی جیمی مکگیل و تبدیلش به وکیل مدافع جنایی خودمحور معروف به سال گودمن را روایت میکند.
این مجموعه نامزد دریافت ۴۶ جایزهٔ امی ساعات پربیننده و چهار جایزهٔ گلدن گلوب بود. وبسایت متاکریتیک هم امتیاز ۷۵ از ۱۰۰ را به قسمت اول این مجموعه داد که بر اساس ۳۶ نقد انجام شده بود.
کارگردان، وینس گیلیگان که در کارنامهاش، سریال مشهوری همچون "بریکینگ بد" را دارد و در واقع این سریال به ماجراهای قبل از بریکینگ بد می پردازد و مقدمه آن است. بریکینگ بد هم سریال بسیار موفقی بود.
جیمی انسان فوق العاده باهوشی است که استفاده نامناسب از استعدادهایش می کند.
دیدن سریال را به دوستداران فیلم های جدی و متفاوت توصیه می کنم.
29 شهریور 1405
رئوس فلسفه نیچه
محمدامین مروتی
دیونیسوس و آپولون:
نقطه شروع تفکر نیچه، تمایزی است که او بین نگاه دیونیسوسی و آپولونی قائل می شود.
دیونیسوس خدای مستی و شراب است. نگاه دیونیسوس بر اساس سرخوشی(دانش طربناک) و سرمستی است.
آپولون خدای عقلانیت است و سقراط که گرایش آپولونی دارد، در پی حقیقت و اخلاق، سرگردان است.
نیچه می گوید سقراط فلسفه را تباه کرد و دروغی به نام حقیقت ناب را رایج ساخت. در حالی که دیونیسوس چنین ادعایی ندارد و صادقانه در پی اعمال اراده و میل است.
اخلاق و حقیقت:
نیچه می گوید: "حقیقت ناب دروغ ناب است."
و:
"حقیقت در تفکر من نقیض خطا نیست. بلکه وضع خطایی دیگر در مقابل سایر خطاهاست."
اخلاق نیز صرفاً تفسیر اخلاقی پدیده هاست. حقیقت و اخلاق سازوکارهای تکاملی معطوف به بقا هستند که کم کم برای بشر اصالت پیدا کرده اند. کارکرد واولیه شان را از دست داه و به سنت های بازدارنده تبدیل شده اند. "فراسوی نیک و بد" در فلسفه نیچه به همین معناست: نوعی فرااخلاق. "هستی" تابع "باید" نیست بلکه "باید تابع هستی است.
هنر مورد علاقه سقراط شعر(هومر) و معماری است و هنر مورد علاقه دیونیسوس، موسیقی و تراژدی. به نظر نیچه، هومر با خلق حماسه و اساطیر، بر توهمات بشر در باره زندگی افزود. غایت زندگی دیونیسوسی، حس وحدت و یگانگی با زندگی است.
این در حالی است که سقراط با نگاهی دیالکتیکی دائماً حکم نهایی در باره حقیقت و اخلاق را به تعویق می اندازد.
اراده معطوف به قدرت:
نیچه مفهوم "قدرت" را به جای مفهوم "حق" می گذارد. به باور نیچه بنیاد زندگی و رفتار بشری همین اعمال اراده و میل به افزایش توان است و سقراط با انکار این واقعیت، پیروانش را به دنبال نخود سیاه می فرستد.
به نظر نیچه تلاش برای قوی تر شدن و غلبه در سطح مولکول های فیزیکی و شیمیایی و زیستی هم وجود دارد.
دو نوع اخلاق وجود دارد: اخلاق بردگان و اخلاق اشراف و والاتباران. بد و خوب نداریم، والا و پست داریم.
اخلاق بردگان ریشه ای مسیحی دارد. مسیحیان چون در موضع ضعف قرار داشتند، اخلاق بردگی را بر اساس ترحم برساختند و این نوعی اعمال قدرت ریاکارانه و مزورانه برای بقا بود. ترحم و دلسوزی سلاح ضعفا علیه اقویاست.
اخلاق نجبا و سروران، ریشه در امپراتوری رم دارد. والاتباران تمایلات و اراده خود را پنهان نمی کنند و می گویند این خوب است چون من آن را می خواهم. اخلاق سروران مبتنی بر کنش است و اخلاق بردگی مبتنی بر واکنش، لذا همواره دشمنی می سازد که بدو واکنش کند.
نیچه می گوید اخلاق تبار و تاریخ دارد و دائماً در تغییر است و تابعی است از شرایط تاریخی.
او منتقد فایده باوری است و اخلاق اشرافی او به نوعی فضیلت باوری نزدیک می شود.
میشل فوکو و ژاک دریدا ایده نیچه ای نسبت قدرت و دانش را در تئوری پردازی هایشان بسط دادند.
نیچه و شوپنهاور:
نیچه تعبیر "اراده قدرت" را از شوپنهاور و او از شلینگ و هگل گرفته است. اما مسیری متفاوت از شوپنهاور می پیماید. شوپنهاور ریشه رنج بشر را در اراده ورزیدن می یابد و به سبک بودا، به نفی اراده می رسد. برای شوپنهاور، هنر نیز صرفاً مُسکن است.
نیچه رنج را جزئی جدانشدنی از زندگی بشر می بیند و آری گفتن به رنج را، راه حل تلقی می کند و در این مسیر هنر و به خصوص موسیقی دستگیر بشر است. افزایش قدرت، رنج را به لذت تبدیل می کند. رنج، برخورد کردن قدرت و اراده به مانع است. درد زایمان نوعی رسیدن از رنج به لذت است. آفرینش هنری نیز چنین است.
شوپنهاور به زندگی نه می گوید و نیچه آری. ابرمرد یا ابرانسان، سروری است که کنش می کند و اخلاق خود را برمی سازد. مخلوق انتخاب طبیعی داروینی نیست. قدرت چیرگی بر خویشتن را دارد و اهل انتقام و کینه ورزی و واکنش و مقابله به مثل نیست. ابرمرد از شتر بودن عبور می کند تا چون شیر بساط اخلاقیات کهنه را بر هم ریزد و سپس مانند کودکی از نو متولد شود و اخلاق خود را بسازد.
نیچه منتقد نیهیلیسم است. نیهیلیسم بعد از مرگ خدا به سرنوشت بشر مدرن تبدیل شد. مرگ خدا منجر به "بحران مرجعیت" شد. نیهیلیسم و ابرانسان دو پاسخ مختلف به این بحران هستند.
بازگشت جاودانی:
یکی از معضلات فلسفه نیچه باور به "بازگشت جاودانی" مکرر بشر به دنیاست که به نظر می رسد با اندیشه دیگر او یعنی رشد و توسعه فردی بر اساس مدیریت رنج، تناقض دارد. در فلسفه نیچه مشکلی که مرا از پا نیندازد، مرا نیرومندتر می کند. اما اگر قرار بر تکراری دایره وار است، رشد و تکامل چه معنایی دارد؟
جسم و روح:👇👇
☝️☝️نیچه سرچشمه انحطاط اروپا را در باورهای مسیحی می دانست. او منتقد دوگانه انگاری بین روح و جسم است و برخلاف مسیحیت که تن و دنیا را تحقیر می کند، به نوعی رشد توامان روح و جسم روی می کند. رویکردی که حافظ شیرازی هم در مقابل زاهدان و اهل تصوف زمانه اش داشت. مسیحیت یک بهشت رویایی در مقابل واقعیت و زندگی می سازد. از واقعیت زمین به رویای آسمان پناه می برد. با غرایز طبیعی می جنگد و به زندگی، "نه" می گوید.
نیچه اما بدن انگار است. نمی گوید ما بدن داریم، بلکه می گوید ما بدن هستیم. فلسفه او بنیادی فیزیولوژیک و بیولوژیک (ویتالیستی) دارد.
ارزیابی:
ایده های نیچه تا زمانی که در حوزه رشد و توسعه فردی باشد، انگیزاننده و مثبت است اما به محض آن که رنگ و روی سیاسی و حکومتی بگیرد به نازیسم و فاشیسم می انجامد و ابرانسان او هم می شود هیتلر و موسولینی که اراده معطوف به قدرت شان نه صرف خودسازی، که صرف تحمیل اراده به کشورشان و بلکه تمام دنیا می شد.
جایگزین کردن حق با قدرت، به داروینیسم اجتماعی می انجامد که حق را به قدرت می دهد و تنازع بقا را جامعه بشری هم سرایت می دهد. غافل از اینکه در عالم بشری، اصلح بودن با معیار عقلانیت و خردجمعی تعریف می شود نه زور بیشتر.
نیچه از ایده داروینی فرگشت، به خوبی برای نقد حقیقت و اخلاق استفاده می کند اما همین عقلانیت و اخلاق فرگشتی به شکل نسبی و غیرنابش هم راهگشاست و جامعه بشری را تا به اینجا رسانده است و لزومی ندارد مانند نیچه از عدم اطلاق اخلاق و حقیقت، به نقد دموکراسی و نفی همین حقیقت برسیم که حاصل همین فرگشت با معیارهای بشری(آزمایش و خطا)ست.
این اختلاط حوزه ها، در مورد عرفان و دین و اخلاق نیز به نتایج مشابهی می انجامد. دین و عرفان نیز باید صرف رشد و توسعه فرد شوند نه سیاست.
منبع:
فوتوریسم، فرهنگ عاطفی، نشر نقد فرهنگ
9 مهر 1405
نیچه اما بدن انگار است. نمی گوید ما بدن داریم، بلکه می گوید ما بدن هستیم. فلسفه او بنیادی فیزیولوژیک و بیولوژیک (ویتالیستی) دارد.
ارزیابی:
ایده های نیچه تا زمانی که در حوزه رشد و توسعه فردی باشد، انگیزاننده و مثبت است اما به محض آن که رنگ و روی سیاسی و حکومتی بگیرد به نازیسم و فاشیسم می انجامد و ابرانسان او هم می شود هیتلر و موسولینی که اراده معطوف به قدرت شان نه صرف خودسازی، که صرف تحمیل اراده به کشورشان و بلکه تمام دنیا می شد.
جایگزین کردن حق با قدرت، به داروینیسم اجتماعی می انجامد که حق را به قدرت می دهد و تنازع بقا را جامعه بشری هم سرایت می دهد. غافل از اینکه در عالم بشری، اصلح بودن با معیار عقلانیت و خردجمعی تعریف می شود نه زور بیشتر.
نیچه از ایده داروینی فرگشت، به خوبی برای نقد حقیقت و اخلاق استفاده می کند اما همین عقلانیت و اخلاق فرگشتی به شکل نسبی و غیرنابش هم راهگشاست و جامعه بشری را تا به اینجا رسانده است و لزومی ندارد مانند نیچه از عدم اطلاق اخلاق و حقیقت، به نقد دموکراسی و نفی همین حقیقت برسیم که حاصل همین فرگشت با معیارهای بشری(آزمایش و خطا)ست.
این اختلاط حوزه ها، در مورد عرفان و دین و اخلاق نیز به نتایج مشابهی می انجامد. دین و عرفان نیز باید صرف رشد و توسعه فرد شوند نه سیاست.
منبع:
فوتوریسم، فرهنگ عاطفی، نشر نقد فرهنگ
9 مهر 1405
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه دعایی کنمت بهتر از این؟
خنده ات از ته دل ،
گریه ات از سر شوق،
روزگارت همه شاد .....
خنده ات از ته دل ،
گریه ات از سر شوق،
روزگارت همه شاد .....
🥰8❤3
دانش را می توان به دیگری آموخت،
ولی خرد را نه !
- هرمان هسه
👏3🏆3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"Autumn is a second spring when every leaf is a flower."
«پاییز، بهاری دوباره است؛ زمانی که هر برگ، یک گل است.»
«پاییز، بهاری دوباره است؛ زمانی که هر برگ، یک گل است.»
❤6
پهلوی و قاجار
محمدامین مروتی
در زمان پهلوی بزرگداشت مشروطیت امری رایج بود و این در حالی بود که کشور به شیوه دیکتاتوری اداره می شد. کتاب های فراوانی در باب مشروطه چاپ می شد که گل سر سبدشان کتاب های فریدون آدمیت بود.
نقد قاجاریه و تمجید از امیرکبیر و قائم مقام نه تنها آزاد بود که دامن زده می شد. در کتب دبیرستانی در باره قراردادهای گلستان و ترکمانچای و نهضت تنباکو و امتیازات به دول روس و انگلیس، به تفصیل سخن می رفت.
این نقدها تا حد زیادی وارد بود، ولی افراطی هم بود چون قلم در دست دشمن بود.
البته در مورد سرسلسله قاجار یعنی آقا محمدخان هم نقاط مثبت و منفی گفته می شد. از ضعف های شخصیتی اش انتقاد می شد ولی از کشورگشایی هایش تمجید می شد. اما نقاط مثبت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، کلاً نادیده گرفته می شد. محمدعلیشاه نیز از ابتدا مخالف مشروطه نبود تا وقتی که ترورش کردند. ناصرالدین شاه متوجه توسعه و ترقی دول اروپایی شده بود و می خواست ایران نیز به کشور توسعه یافته تبدیل شود. به همین دلیل به امیرکبیر وامثال او میدان داد، هرچند نهایتاً قتل امیر به فرمان او انجام شد. وی شاعر و اهل ذوق بود و در مجموع پادشاه بدخواهی نبود. فتحعلیشاه هم شاعر خوبی بود.
البته این شیوه همه سلسله های پادشاهی نسبت به سلسله قبلی بوده است. قاجاریه هم نسبت به زندیه شیوه خلف خود را داشتند.
اما هنر اهل تحقیق در نوشتن تاریخ این است که عیب و هنر می را با هم ببینند.
7 مهر 1405
👎4👍1
مبانی فلسفی فاشیسم
محمدامین مروتی
"استبداد" واژه ای عام و در برگیرنده انواع حکومت های غیردموکراتیک است که می توانند موروثی باشند یا با توسل به زور به وجود آمده باشند که به آن ها "دیکتاتوری" می گوییم و اگر این استبداد و دیکتاتوری فردی باشد، موصوف به "خودکامگی" هم می شود.
اما اگر حکومتی درصدد کنترل تمام شئون شخصی و سبک زندگی مردم باشد، به حکومت های "توتالیتر یا تمامیت خواه" تبدیل می شود. در واقع نخستین بار موسولینی برای توصیف ایده خود از این واژه استفاده کرد.
"جووانی جنتیله" فیلسوف طرفدار موسولینی و فاشیسم، متاثر از تئوری دولت هگل است که به دولت در مقابل فرد اصالت می دهد. هگل دولت را سایه خدا روی زمین می دانست. آرزوی غلبه روح ژرمنی آریایی بر جهان داشت و جنگ را خیری می دانست که باعث پالایش اخلاقی جامعه می شود.
موسولینی از سوسیالیسم آغاز کرد ولی به فاشیسم رسید. او معتقد بود فرد باید فدای جمع شود. دولت کالبد روح ملت است و یک ملت همبسته یک ملت سرفراز و زنده است. چنین ملتی از جنگ زنده تر می شود و جنگ از یک مرد یک آفریننده می سازد چنان که زایمان از زن. این جمله از اوست که خون چرخ های تاریخ را به حرکت درمی آورد. او خود را متاثر از افکار ماریتنّی، (بنیانگزار فوتوریسم) می دانست ماریتنّی هم مدافع سرسخت فاشیسم شد.
بین الملل سوم، فاشیسم را وحشیانه و عریان ترین شکل سرمایه داری مالی تعریف می کرد، در حالی که فاشیسم بر پوپولیسم و خرده بورژوازی تکیه داشت. کمونیستها پس از این تحلیل، به غالب مخالفان خود انگ فاشیسم می چسباندند.
اما وبری ها (پیروان ماکس وبر نه خود او) فاشیسم را برآمدِ فئودالیسم و نظام اشرافی در مقابل سرمایه داری می دانستند.
به هر حال فاشیسم، ضدتجدد نبود. نهضتی پوپولیستی و جمع گرا بود که با فردانیت و دموکراسی و بازار آزاد مشکل داشت ولی از ابزارهای مدرن استفاده می کرد.
فاشیسم نهضتی ایدئولوژیک بر مبنای ناسیونالیسمی افراطی بود و از این نظر بیشترین شباهت را با نازیسم داشت که رهبری کاریزماتیک (در ایتالیا با عنوان "فوچه" و در آلمان با نام "فوهرر") هدایتش می کرد. فاشیسم و نازیسم با بسیج ملی توانستند پیشرفت های مهمی در کشور ایجاد کنند اما خشونت و خونریزی ابزار کارشان بود و نباید کارنامه شان را به حساب فلاسفه بزرگی چون هگل و نیچه گذاشت. هگل و نیچه روحیات متفاوتی داشتند. در عین حال بعضی ایده هایشان پتانسیل تبدیل شدن به توتالیتریسم را داشت هیتلر خود را ابرمرد نیچه می دانست و موسولینی خود را نوک پیکان تکامل تلقی می کرد.
چنین نهضت هایی معمولاً در بستر هرج و مرج و ناتوانی حکومت ها از اداره کشور به وجود می آیند. در چنین شرایطی مردم امنیت را بر آزادی فردی ترجیح می دهند و راه را برای توتالیتاریانیسم باز می کنند.
منبع:
فوتوریسم، فرهنگ عاطفی، نشر نقد فرهنگ
12 مهر 1405
👍1
.
🔵 آیا فردوسی عربستیز بود ؟
❌ بیتهای عرب ستیزانهای که به فردوسی بزرگ نسبت میدهند، اصلا در شاهنامه وجود ندارد ؛ این ابیات یا از کتابهای دیگر هستند یا کلا ساختگیاند. برای نمونه شعر معروف « ز شیر شتر خوردن و سوسمار ....» از فردوسی نیست، اصل شعر این است 👇 که در کتاب معروف « حمزه نامه » آمده است. حمزه نامه داستانهای شخصی عربتبار بنام حمزه در دوره ساسانی است
به شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بدین جا رسیدست کار
به ملک عجمشان کنند آرزو
تهو باد بر چرخ گردان تهو
🔷 در این زمینه میتوانید مقاله ارزشمند دکتر ابوالفضل خطیبی را بخوانید 👈 بیتهای عربستیزانه در شاهنامه
🛫 @iranzamin777
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
🔵 آیا فردوسی عربستیز بود ؟
❌ بیتهای عرب ستیزانهای که به فردوسی بزرگ نسبت میدهند، اصلا در شاهنامه وجود ندارد ؛ این ابیات یا از کتابهای دیگر هستند یا کلا ساختگیاند. برای نمونه شعر معروف « ز شیر شتر خوردن و سوسمار ....» از فردوسی نیست، اصل شعر این است 👇 که در کتاب معروف « حمزه نامه » آمده است. حمزه نامه داستانهای شخصی عربتبار بنام حمزه در دوره ساسانی است
به شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بدین جا رسیدست کار
به ملک عجمشان کنند آرزو
تهو باد بر چرخ گردان تهو
🔷 در این زمینه میتوانید مقاله ارزشمند دکتر ابوالفضل خطیبی را بخوانید 👈 بیتهای عربستیزانه در شاهنامه
🛫 @iranzamin777
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
👍3
📚 📚 📚
شانزدهم مهر - زادروز زندهیاد #ایرج_افشار
ستارهای درخشان در آسمان فرهنگ و تاریخ ایران
ایرج افشار، نامی آشنا در عرصه فرهنگ و تاریخ ایران است. او پژوهشگری جامعالاطلاع، کتابشناس، ایرانشناس و یکی از چهرههای شاخص فرهنگی قرن بیستم ایران به شمار میرود. افشار با تالیفات و پژوهشهای گسترده خود، گنجینهای ارزشمند از دانش و اطلاعات را برای نسلهای آینده به یادگار گذاشته است.
زندگی و فعالیتهای علمی
تولد و تحصیلات:
ایرج افشار در سال ۱۳۰۴ در تهران زاده شد. وی تحصیلات خود را در مدرسههای شاهپور و فیروز بهرام گذراند و سپس در رشته حقوق دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد.
علاقه به کتاب و کتابداری:
از همان جوانی به کتاب و کتابداری علاقهمند بود و در کتابخانه دانشکده حقوق به عنوان کتابدار مشغول به کار شد.
تأسیس مجلات و نشریات:
افشار مجلات و نشریات متعددی را تأسیس کرد و سردبیری آنها را بر عهده داشت. از جمله این مجلات میتوان به «فرهنگ ایرانزمین» اشاره کرد که یکی از معتبرترین نشریات در زمینه مطالعات ایرانی است.
تالیفات و پژوهشها:
افشار آثار بسیار زیادی در زمینههای مختلف از جمله کتابشناسی، تاریخ ایران، فرهنگ ایران، نسخهشناسی و فهرستنگاری تالیف کرده است. از جمله آثار مشهور او میتوان به «کتابشناسی ملی ایران»، «آثار و احوال رجال ادب»، «تاریخچه کتابخانههای ایران» و «مطالعاتی در فرهنگ و تمدن ایران» اشاره کرد.
فعالیتهای فرهنگی:
افشار در طول زندگی خود در فعالیتهای فرهنگی مختلفی مشارکت داشت. او عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بود و در تأسیس و توسعه کتابخانهها و مراکز فرهنگی نقش مهمی ایفا کرد.
اهمیت آثار ایرج افشار
تدوین منابع معتبر:
افشار با تالیف کتابشناسی ملی ایران، گامی بزرگ در جهت ساماندهی و معرفی منابع کتابخانهای کشور برداشت.
معرفی چهرههای فرهنگی:
او با نگارش کتابهایی مانند «آثار و احوال رجال ادب»، به معرفی چهرههای برجسته فرهنگی ایران پرداخت.
توسعه مطالعات ایرانشناسی:
افشار با پژوهشهای گسترده خود، به توسعه مطالعات ایرانشناسی در سطح جهان کمک شایانی کرد.
میراث ماندگار
ایرج افشار با تالیفات و پژوهشهای ارزشمند خود، میراثی ماندگار از خود به یادگار گذاشته است. آثار او همچنان مورد مطالعه و استناد پژوهشگران و دانشجویان قرار میگیرد.
برخی از ویژگیهای بارز ایرج افشار:
پژوهشگری جامعالاطلاع:
افشار در حوزههای مختلفی از جمله تاریخ، ادبیات، فرهنگ و کتابداری تبحر داشت.
علاقه به فرهنگ و تاریخ ایران:
او تمام عمر خود را وقف مطالعه و پژوهش در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران کرد.
دقت و وسواس در کار:
افشار در کارهای خود بسیار دقیق و وسواس به خرج میداد.
عشق به کتاب: کتاب برای افشار تنها یک شیء نبود، بلکه ابزاری برای کسب دانش و آگاهی بود.
روانش شاد - یاد و نامش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
شانزدهم مهر - زادروز زندهیاد #ایرج_افشار
ستارهای درخشان در آسمان فرهنگ و تاریخ ایران
ایرج افشار، نامی آشنا در عرصه فرهنگ و تاریخ ایران است. او پژوهشگری جامعالاطلاع، کتابشناس، ایرانشناس و یکی از چهرههای شاخص فرهنگی قرن بیستم ایران به شمار میرود. افشار با تالیفات و پژوهشهای گسترده خود، گنجینهای ارزشمند از دانش و اطلاعات را برای نسلهای آینده به یادگار گذاشته است.
زندگی و فعالیتهای علمی
تولد و تحصیلات:
ایرج افشار در سال ۱۳۰۴ در تهران زاده شد. وی تحصیلات خود را در مدرسههای شاهپور و فیروز بهرام گذراند و سپس در رشته حقوق دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد.
علاقه به کتاب و کتابداری:
از همان جوانی به کتاب و کتابداری علاقهمند بود و در کتابخانه دانشکده حقوق به عنوان کتابدار مشغول به کار شد.
تأسیس مجلات و نشریات:
افشار مجلات و نشریات متعددی را تأسیس کرد و سردبیری آنها را بر عهده داشت. از جمله این مجلات میتوان به «فرهنگ ایرانزمین» اشاره کرد که یکی از معتبرترین نشریات در زمینه مطالعات ایرانی است.
تالیفات و پژوهشها:
افشار آثار بسیار زیادی در زمینههای مختلف از جمله کتابشناسی، تاریخ ایران، فرهنگ ایران، نسخهشناسی و فهرستنگاری تالیف کرده است. از جمله آثار مشهور او میتوان به «کتابشناسی ملی ایران»، «آثار و احوال رجال ادب»، «تاریخچه کتابخانههای ایران» و «مطالعاتی در فرهنگ و تمدن ایران» اشاره کرد.
فعالیتهای فرهنگی:
افشار در طول زندگی خود در فعالیتهای فرهنگی مختلفی مشارکت داشت. او عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بود و در تأسیس و توسعه کتابخانهها و مراکز فرهنگی نقش مهمی ایفا کرد.
اهمیت آثار ایرج افشار
تدوین منابع معتبر:
افشار با تالیف کتابشناسی ملی ایران، گامی بزرگ در جهت ساماندهی و معرفی منابع کتابخانهای کشور برداشت.
معرفی چهرههای فرهنگی:
او با نگارش کتابهایی مانند «آثار و احوال رجال ادب»، به معرفی چهرههای برجسته فرهنگی ایران پرداخت.
توسعه مطالعات ایرانشناسی:
افشار با پژوهشهای گسترده خود، به توسعه مطالعات ایرانشناسی در سطح جهان کمک شایانی کرد.
میراث ماندگار
ایرج افشار با تالیفات و پژوهشهای ارزشمند خود، میراثی ماندگار از خود به یادگار گذاشته است. آثار او همچنان مورد مطالعه و استناد پژوهشگران و دانشجویان قرار میگیرد.
برخی از ویژگیهای بارز ایرج افشار:
پژوهشگری جامعالاطلاع:
افشار در حوزههای مختلفی از جمله تاریخ، ادبیات، فرهنگ و کتابداری تبحر داشت.
علاقه به فرهنگ و تاریخ ایران:
او تمام عمر خود را وقف مطالعه و پژوهش در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران کرد.
دقت و وسواس در کار:
افشار در کارهای خود بسیار دقیق و وسواس به خرج میداد.
عشق به کتاب: کتاب برای افشار تنها یک شیء نبود، بلکه ابزاری برای کسب دانش و آگاهی بود.
روانش شاد - یاد و نامش جاوید
🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«طاعون» اثر آلبر کامو
داستان شهری که ناگهان با شیوع طاعون روبهرو میشه؛ اما چیزی که کامو روایت میکنه فقط یک بیماری نیست، بلکه واکنش آدمها در برابر ترس، مرگ و بیمعناییه.
داستان شهری که ناگهان با شیوع طاعون روبهرو میشه؛ اما چیزی که کامو روایت میکنه فقط یک بیماری نیست، بلکه واکنش آدمها در برابر ترس، مرگ و بیمعناییه.
👏2
از این دنیا دو چیز را دوست دارم؛ سخن دلپذیر، و دلِ سخن پذیر...
شيخ روزبهان بَقلیِ شیرازی
👌12