کانال محمد امین مروتی
1.73K subscribers
1.97K photos
1.66K videos
142 files
2.91K links
Download Telegram
☀️ مبارزه ای به نام زندگی

در روزگاری به سر می بریم که زندگی جرم است. اینجا که ماییم هر آیین نامه و هر بخش نامه ای، هر روز ما را به مردن بیشتر مجبور می کند. اگر کسی قدری دست از پا خطا کند و سرانگشتش به دامان زندگی بخورد، او را هر جا که باشد, پیدا می کنند و سرش را به سنگ سیاه افسردگی می کوبند، آنقدر تا بفهمد تنها امر مباح مرگ است.
روز مرّگی و ماه مردگی رسم است. قوانین ما را به قاعده مردگان می نویسند. ما زندگانی هراسانیم، زیرا از هر طرف که برویم، یا قانونی را زیر پا گذاشته ایم، یا هنجاری را شکسته ایم، یا گناهی را مرتکب شده ایم.
خدایی داریم که هر آن التماسمان می کند: نجاتم دهید، نجاتم دهید، نجاتم دهید. مرا از زنجیرهای افراط رها کنید، مرا به خانه هایتان ببرید، به قلب هایتان.

هیچ کفری بالاتر از کفران زندگی نیست و هیچ گناهی بزرگ‌تر از انکار انسان.

اینک در این هوای خموده و خسته میان این همه فرسودگی و فسردگی تنها راه، پای فشردن بر جاده زندگی است. پس هر قدر که می توانید، هر جا که می توانید و هر دم که ممکن است به هر بهانه زندگی کنید.
هم اندوهان! زنده بمانید، زنده بمانید، زنده بمانید…

✍️#عرفان_نظرآهاری
#مبارزه_ای_به_نام_زندگی
#نه_به_قوانین_مردگی

@erfannazarahari

https://www.youtube.com/@ErfanNazaraharii
ریزه‌خواری بر خوان نعیم مولانا:


طعم دیگر در غذای عاشقان افکنده‌اند
شادباش و غلغلی اندر جهان افکنده‌اند
تا نهد در شاخ و برگ دل طراوت‌ها ز نو
گرمی باد بهاران در خزان افکنده‌اند
بلخی سوزنده جانی سر برآورد از افق
وز تبش، تابش به مشرق در میان افکنده‌اند
آفتابی تا برآمد از دل شرق حزین
آتشی در جان هر پیر و جوان افکنده‌اند
....خامشی، شوریده جانی چون زبان را برگشاد
در زمین شور و نوا در آسمان افکنده‌اند...
تا دراندازد دوصد غوغا به نای پر گره
در نهادش از نیِستان، نیسِتان افکنده‌اند
....سدّ فهم کژمژ ما شد روا در نطق او
ای دریغا صد گره زیر زبان افکنده‌اند
....ریزه‌خوار خوان تو گشتم من بی‌خانمان
جاودانا زآتشت سوزم به جان افکنده‌اند

توفیق گلمحمدی( حُزنی)
خودشناسی و سبک زندگی


عشق در یک کلام

محمدامین مروتی


عشق یکی شدن نیست، "دیگربودگی" است. تقدم دادن خواست های معشوق بر خواست خود است.
نهایت اخلاق، این است که دیگری را به اندازه خود دوست داشته باشی. به همین دلیل در اخلاق می گوییم آنچه بر خود می پسندی بر دیگران بپسند و آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران مپسند.
ولی عشق، کسی را بیشتر از خود دوست داشتن، است. به قول نادر ابراهیمی:
"عشق، نوع متعالیِ اخلاق است."
یادمان باشد:

تنها کسی که باید خود را با او مقایسه کنید خود گذشته شماست و تنها کسی که باید از آن بهتر باشید خود فعلی شماست. (زیگموند فروید)
سلامتی یکپارچه/ One Health

راهکاری آسان و بدون هزینه برای حفظ
سلامتی
🔊طبق آمارهای رسمی و مشاهدات میدانی،اغلب جمعیت بزرگسال و حتی درصد قابل توجهی از جمعیت نوجوانان و کودکان امروز ایران مبتلا به بیماری اپیدمیک "اضافه وزن و چاقی" می باشند.این وضعیت عموما حاصل "سبک زندگی کم تحرک" می باشد که در طی نیم قرن گذشته مردم ایران بدلایل مختلف گرفتار این "سبک نامناسب و پر ریسک" شده اند.هم اکنون بیماریهای پر عارضه حاصل از این سبک زندگی (ازجمله چاقی ، دیابت ، فشارخون بالا، تنگی عروق خونی،اختلالات مفصلی و عضلانی و ..)دهها میلیون نفر از مردم ایران را  گرفتار  نموده و مبتلایان با تبعات ناگوار آنها دست و پنجه نرم کرده و دریک کلام موجب آن شده است تا "کیفیت زندگی" شان علیرغم "کمیت روبه رشد آن"، بشدت کاهش یابد.
🔊یکی از توصیه های مهم و موثر برای مقابله با این "سبک زندگی پر عارضه" ، "تحرک کافی روزانه شهروندان" می باشد. "تحرک کافی روزانه"میتواند به اشکال مختلف انجام شود،اما شاید آسانترین و کم هزینه ترین روش یا در واقع  "روش بدون هزینه"، همانا "پیاده روی" می باشد. هر فرد بالغ، هر نوجوان و حتی هر کودکی می تواند "پیاده روی"ساده روزانه در معابر عمومی و حتی در محدوده سکونتگاه شخصی خود را در دستور کار خود قرار بدهد و با این اقدام آسان از "سلامت فیزیکی و روانی و حتی اجتماعی" خود مراقبت نماید.
🔊برای داشتن انگیزه در انجام این روش ساده،هر کسی میتواند یک نرم افزار موسوم به "قدم شمار" یا "پدومتر" را به آسانی روی موبایل شخصی خود نصب نموده و تعداد قدم های خود در طول شبانه روز را بشمارد و به محدوده متناسب با نیاز روزانه خود نزدیک نماید (حداقل ۶ هزار قدم در روز برای بزرگسالان ).هرچه تعداد قدم بیشتر باشد، امکان ذخیره انرژی در قالب چربی یا اضافه وزن کمتر گشته و بنابراین امکان دست یافتن به تناسب اندام یا "فیتنس" نیز بیشتر خواهد شد.
🔊خوشبختانه اغلب موبایل های امروزی ،بصورت "پیش فرض" از چنین نرم افزاری برخوردار بوده و فقط کافی است تا توسط صاحب آن ،فعال گردد.
🔊به عنوان یک پزشک حافظ سلامت شهروندان به همه مردم توصیه می نمایم تا اگر منع  پزشکی خاصی برای پیاده روی ندارند، این نرم افزار را روی گوشی خود نصب نموده و حساب "قدم های روزانه" خود را داشته باشند.بدون شک این یک اقدام "خودمراقبتی" بسیار کارآمد و موثر در فرایند حفظ سلامتی بوده و می تواند موجب پیشگیری از ابتلای زودهنگام به بسیاری از بیماریها از جمله "تنگی عروق خونی" ، "آلزایمر" و "چاقی" شود.
دکتر برهان ولدبیگی
۲۹ آذر ۱۴۰
۳
https://telegram.me/burhanvalad
آیه هفته: نیکوکاری

الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ‏: همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مى‌كنند؛ و خشم خود را فرو مى‌برند؛ و از مردم در مى‌گذرند؛ و خداوند نكوكاران را دوست دارد. (سوره آل عمران/ 134)
کلام هفته: دروغ

هنگامی که جامعه‌ای به دروغ‌گوییِ سازمان‌یافته روی آورَد و دروغ گفتن تبدیل به یک اصلِ کلی شود، «صداقت» تبدیل به یک عملِ سیاسی می‌شود. (هانا آرِنت)
شعر هفته: طبیعت

من برگِ گُلم باغ، شبستانِ من است
وآن‌ بلبلِ خوش‌لهجه غزلخوانِ من‌ است
نوباوه‌ی شب که شَبنمش می‌خوانند
هر صبح به نیم‌ بوسه مهمانِ من است (ملک‌الشعرای بهار)
داستانک: خونریزی

داوود پیامبر می‌خواست خانه پرارج الهی را برپا دارد و بارها نیز چنین کرد، اما هربار که کار خود را به پایان می‌برد، فرو می‌ریخت. آنگاه گله به درگاه خدایی برد. خداوند چنین وحی نمود که این خانه به دست کسی که خون ریخته است برپا نمی‌شود. پس داوود گفت: ای پروردگار من! آیا آن‌همه در راه تو نبود؟ گفت: آری! اما آیا ایشان بندگان من نبودند؟! پس داوود گفت: آن خانه را به دست کسی برپا دار که از من باشد. خداوند چنین بر وی هویدا ساخت که فرزندت سلیمان آن را خواهد ساخت. [پس] بدان که مهربانی با بندگان خدا شایسته‌تر از شوق پرشور به خداوند است. (ابن‌عربی، فصوص‌الحکم)
طنز هفته:

شخصی به دارالحکومه رفت و گفت از کسی پولی طلب دارم و او پس نمی‌دهد.
گفتند: آیا شاهدی هم داری؟
گفت: خدا
گفتند: کسی را معرفی کن که قاضی او را بشناسد!(عبید زاکانی)
معرفی فیلم اشباح گویا (2006)


محمدامین مروتی


اشباح گویا نام فیلمی به کارگردانی میلوش فورمن و بازیگنی خاویر باردم(لورنزو)، ناتالی پورتمن( اینس) و استلان اسکارسگوارد(گویا) است.
فیلم، روای قصه نقاش معروف اسپانیایی " فرانسیسکو گویا" و حوادث روزگار اوست.
دختری نوجوانی به دلیل خودداری از خوردن گوشت خوک به یهودیت متهم می‌شود. دادگاه عالی مسیحی او را محکوم به تحمل حبس سنگینی می‌کند تا اینکه کشیش لورنزو در عوض سوء استفاده جنسی، به وی کمک می‌کند تا روزگار بهتری را در زندان سپری کند.

کشیش لورنزو با قدرت گرفتن جمهوری خواهان به کمک فرانسویان(ناپلئون) اکنون به مقام دادستانی رسیده اما پس از مدتی با قدرت گرفتن دوباره حکومت مذهبی کلیسایی، کشیش لورنزو به دلیل عقاید کفر آمیز و همچنین همکاری با قوای اشغالگر اعدام می شود.
اشباح گویا سیر مثبت تحولات فکری این کشیش به سوی آزادی خواهی و در عین حال آمیختگی او به گناه را روایت می کند. کشیش، قهرمانی بی عیب نیست.
فیلم موضوع نگیزیسیون(تفتیش عقاید) کلیسا را نیزبرجسته می کند.
یکی ازمعروفترین نقاشیهای "گویا"،"اعدام مادرینلوس" یاست که از اشغال اسپانیا توسط ناپلئون الهام گرفته است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از یک گفت‌وگو با آدونیس شاعر، پژوهشگر و اسطوره‌شناس بزرگ سوری که در رژیم اسد تبعید شد. مصاحبه‌گر پرسیده است چرا عصر انقلاب‌ها را پایان‌یافته می‌دانی؟
آدونیس: چون واژه انقلاب به ابتذال کشیده شد. یعنی انقلابیون امروز، تندروتر و وحشیانه‌تر از حکومتی که علیه آن انقلاب کردند عمل می‌کنند.
یعنی ما در دورانی زندگی می‌کنیم که «راه‌حل‌ها» از «مشکلات» بدتر هستند.

@cheshmandaz_iran
شب یلدا شب غم را شکستن

به یاد هم کنار هم نشستن

شب شادی، شب از غم گذشتن

شب بخشش، شب از هم گذشتن....
گفتار ادبی


داستان سیاوش (قسمت ششم)

محمدامین مروتی

افراسیاب دستور حمله می دهد و سیاوش هم کمترین مقاومتی نمی کند. او را مجروح و دستگیر می کنند.
"پیل سم"- برادر پیران- بر سیاوش مهر می ورزد و در غیاب پیران- که برای کامل شدن این تراژدی پی ماموریتی فرستاده شده- افراسیاب را از بریدن سر سیاوش برحذر می دارد و می گوید سیاوش در اختیار توست پس به کشتن او تعجیل مکن و بگذار خشمت فرو نشیند و پیران برگردد و در این باره با او مشورت کنی:
سری را کـه باشی بدو پـادشــا ،
بــه تـیزی بـریـدن، نـبـینم روا
به بـنـدش هــمی دار تـا روزگـار
بـر ایـن بَـر، تو را بـاشد آمـوزگـار
چــو بـادِ خـرد بـر دلـت بــَر وَزد
از آن پـس، ورا سـر بـریدن، سزد

ولی گرسیوز اصرار بر کشتن سیاوش می کند. همین طور "دمور" و"گروی زره" هم که از سیاوش تخم کین به دل دارند.
خواهش های فرنگیس هم نتیجه ای ندارد و سیاوش راهی مقتل می شود. لحظه شوم سرنوشت می رسد:
چو از شهر، وز لشـکر انـدر گـذشت
کـشانَش بـبردند بر سـویِ دشــت
زِ گرسیوز آن خـنـجـرِ آبگـــون
گـرویـی زره بِسـتَد از بـهـرِ خـون
بـیفکـند پـیـل ژیـان را به خـاک
نه شرم آمدش زان سپهبد، نه باک
یـکی تـشت بـنهاد، زریــن بـرش
جدا کرد از آن سر و سیمین سرش
به جایی که فرموده بُد تشتِ خون
گـرویی زره بـرد و کـردش نـگون

باد سیاهی دنیا را تیره و تار می کند:
یکـی بـاد با تیره گـردی سیاه
برآمد، بـپوشید خورشید و ماه
همی یـکدیگر را ندیدند روی
گرفتند همه نفرین بر گـروی

در ابیات الحاقی شاهنامه آمده که افراسیاب دستور می دهد خون سیاوش در جایی ریخته شود که گیاهی از آن نروید اما از همان جا هم گیاهی می روید:
فـرو ریــخـت خــونِ سـر پُر بـهـا
به شـختی کـه هـرگـز نـروید گـیا
به سـاعـت گـیـاهی برآمـد زِ خـون
بـدان جا که آن تشت بُد سـرنـگون
گـیـا را دهـم مـن کـنـونت نـشـان
کـه خـوانـی ورا، پـرِّ سـیـاووشــان
بـسـی فـایـده خـلق را هـست از او
که هست اصلش از خون آن مـاه رو

دکـتر محجوب می گوید بعد از اسـلام ایرانیان سوگ سیـاووش را با معتقدات مذهبی خود پیوند زده اند.
در روایت دیگری آمده که در آخر زمان خون سیاوش به جوش می آید و حضرت ولی عصر ظهور می کند. در روایت دیـگری می گویند خـون سـیـاوش در چاهی ریخـته شـد که هر 36 سال می جوشد و بالا می آید و آن سال، سال بلا و بدبختی است.
در "تاریخ بخارا" که هزار سال پیش نوشته شده این عزاداری دارای سابقه سه هزار ساله دانسته شده. نامگذاری کتاب مشهور خانم دانشور به نام "سووشون" هم در ارتباط با همین سوگواری است. پس سنت سوگواری بر قهرمانان پاک و بی گناه در میان ایرانیان قبل از اسلام هم رواج تام داشته ولی پس از اسلام در مورد شهادت امام حسین (ع) به حد اعلای خود رسیده است.

پس از مرگ سياوش، گرسيوز دستور مي‌دهد آنقدر بر شكم فرنگيس بكوبند تا بچه‌اش را بياندازد و بعدها به كين‌خواهي پدر برنخيزد. "پيل‌سم" خبر وقايع را به پيران- كه از بد حادثه در محل نيست- مي‌رساند.
پيران برمي‌گردد و شاه را به سبب كشتن سياوش سرزنش مي‌كند و مي‌گويد به سیاوش رحم نکردی، حداقل به دختر خودت رحم كن و اگر از فرزند او بيم داري، بگذار تا متولد شود، آنگاه هلاكش كن. افراسياب مي‌پذيرد و پيران فرنگيس را به ختن مي‌برد و به زنش "گلشهر" مي‌سپارد تا از او پرستاري كند. كيخسرو به دنيا مي‌آيد. پيران باز شاه را نصيحت مي كند كه صلاح نيست خون اين بچه را هم بريزي. بهتر است او را به كوهستان نزد شبانان بفرستيم تا با خلق و خوي آنان بزرگ شود و به اين ترتيب خطري متوجه تاج و تخت تو نشود. از قضا در دل شاه مهري پيدا شد و اندرز پيران را پذيرفت. كيخسرو هرچه بزرگ‌تر مي شد، بيشتر نشانه‌هاي پهلواني و دليري را از خود نشان مي‌داد. در ده سالگي با شير و پلنگ مي‌جنگيد. پيران به او گفت تو از نژاد بزرگاني و بر او جامه‌ي خسرواني پوشاند و بدو گفت تو را نزد شاه توران مي‌برم و به او مي‌گويم از عقل بهره‌اي نداري. تو هم هر سؤالي كردند، وارونه پاسخ ده تا به جانت گزندي نرسد. نقشه پيران عملي شد و افراسياب كه ديد فرزندِ سياوش بي‌خرد است، او را با مادرش روانه‌ي"سياووش‌گرد" كرد.

ادامه دارد....