خلاصهٔ کتاب «مسیح، پسر انسان» – جبران خلیل جبران
کتاب «مسیح، پسر انسان» (Jesus, the Son of Man) اثری تأملبرانگیز از جبران خلیل جبران است که چهرهای متفاوت و انسانی از عیسی مسیح ارائه میدهد؛ نه صرفاً مسیحِ الهیِ متون رسمی، بلکه انسانی زنده، اندیشمند، شوریده و رنجکشیده.
جبران در این کتاب، زندگی و شخصیت مسیح را از زبان حدود هفتاد نفر روایت میکند: دوستان، شاگردان، دشمنان، رهگذران، سیاستمداران، کاهنان، زنان، فقرا و حتی کسانی که او را نفهمیدند یا با او دشمنی ورزیدند. هر راوی، مسیح را از زاویهٔ نگاه خود میبیند؛ گاه پیامبری الهی، گاه انسانی شورشی، گاه شاعری عاشق، و گاه تهدیدی برای نظم موجود.
در این روایت چندصدایی:
_مسیح نماد عشق، آزادی، شفقت و حقیقت است.
_او در برابر ریاکاری، قدرتطلبی دینی و ترس انسانها از آزادی میایستد.
_رنج و مصلوبشدن او، نتیجهٔ ناتوانی بشر در تحمل حقیقت و عشق بیقید است.
جبران با نثری شاعرانه و عارفانه، مسیح را به انسانی نزدیک میکند که درد انسان را میشناسد و رستگاری را نه در شریعت خشک، بلکه در بیداری دل میجوید.
درونمایههای اصلی کتاب:
_انسانیتِ مسیح در کنار پیامبری او
_عشق بهعنوان راه رهایی
_تعارض حقیقت با قدرت و تعصب
_تنهایی پیامآوران حقیقت
جمعبندی:
«مسیح، پسر انسان» بیش از آنکه کتابی دینی باشد، اثری انسانی، عرفانی و فلسفی است؛ دعوتی به دیدن مسیح بهمثابه آینهای از خود انسان، با همهٔ ضعفها، امیدها و شوق جاودانگی.
🆔 @MolaviPoet
🆑 کانال مولوی وعرفان
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی نادان شجاع می شود و دانا ترسو، حقیقت در بازار هیاهو گم می شود.
👍5
Audio
کتاب صوتی «کاوشی در خصوص فهم بشری» - نویسنده: دیوید هیوم- مترجم: کاوه لاجوردی
▪️کتاب «کاوشی در خصوص فهم بشری» (An Enquiry concerning Human Understanding) اثر برجستهای از دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی عصر روشنگری، است که در سال ۱۷۴۸ منتشر شد. این کتاب به عنوان یکی از مهمترین آثار فلسفی تاریخ شناخته میشود و به بررسی ماهیت و محدودیتهای شناخت بشری میپردازد.
▫️مباحث کلیدی کتاب:
مبدأ ایدهها: هیوم در این بخش به بررسی منشأ ایدهها در ذهن انسان میپردازد و استدلال میکند که تمام ایدهها از تجربیات حسی ما نشأت میگیرند.
ماهیت استدلال: هیوم در این بخش به بررسی ماهیت استدلال و انواع مختلف آن میپردازد و به نقد مفهوم علیت میپردازد
محدودیتهای شناخت: هیوم در این بخش به بررسی محدودیتهای شناخت بشری میپردازد و استدلال میکند که ما نمیتوانیم فراتر از تجربیات حسی خود چیزی را بشناسیم.
#دیوید_هیوم
@NazariyehAdabi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خوشبختی یک احساس جمعی است.
خودشناسی و سبک زندگی
هنر تاب آوری
محمدامین مروتی
خوب زیستن در ایام دشوار هنری است که در همه نیست و از همین رو در چنین ایامی یاس و نومیدی و افسردگی بلای جان مردمان می شود.
چه بسیار مولانا و نیچه و اپیکتتوس خوانده ایم. اگر هم خوانده ها و نوشته ها و تجارب گوناگون ما موجب نشود برخورد معقول تری با ایام سخت داشته باشیم، عمرمان را تلف کرده ایم.
به راستی رمز شادی و سرشاری امثال مولانا چه بود و "حکمت شادان" ی که نیچه از آن سخن می گفت، چه مشخصاتی دارد؟ رواقیون چگونه دشواری ها را تاب می آوردند؟
دریافت و برداشت من از این بزرگان این است که:
تغییر جامعه کاری است که به دست عوامل متعددی است که به دست من و تو نیست و عقلانی نیست که انسان نباید بیش از وسع و توانایی اش از خود انتظار داشته باشد. همچنین ایدئال های انسان نباید فراتر و افزون تر از واقعیات جامعه برود.
در این شرایط انسان به جای مایوس شدن از رسیدن به ایدئال ها، به نحو احسن کار خودش را بکند و بار خودش را ببرد. بیش از این نمی توان از خود انتظار داشت. باید مبنای رضایت از خود را از بیرون به درون منتقل کنیم. یعنی در حالی از خودمان راضی باشیم که تمام کوشش مان را کرده باشیم. مهم این کوشش است نه میزان نتیجه. این به معنای "ثقل درونی" است که مبنای رضایت انسان از خود باشد نه حوادث بیرونی که به عنوان یک فرد، بر آنان کنترل ناچیزی دارم. از مجموعه این "خویش کاری" (کار کردن بر روی خویش) هاست که جامعه هم سامان می یابد.
از سوی دیگر، به جای جزئی نگری و به جای آن که با میکروسکوپ روزگارمان را رصد کنیم، بکوشیم با تلسکوپِ دورنگرِ تاریخ، در جامعه نظر کنیم که امیدآفرین است. تاریخ به ما خواهد گفت "پایان شب سیه سپید است" و این تنها یک شعر و یک شعار نیست. حقیقتی است که بر پیشانی تاریخ نوشته شده است. یادمان نرود که "این هم بگذرد".
اما به شرطی که هر کدام از ما در زندگی خود، خویشکاری را فراموش نکنیم و به جای یاس و افسردگی، بکوشیم بهترین لحظه ها و اوقات را در همین شرایط دشوار برای خود و اطرافیان مان رقم بزنیم.
هیچ تلاش و مبارزه ای، موثرتر و مهم تر از تقسیم و تسهیم شادی ها و غم هایمان نداریم که گفته اند تقسیم غم های مان، آن ها را سبکتر می کنیم و با تقسیم شادی های مان، آن ها را افزون تر می سازیم.
در شرایط دشوار، تکثیر شادی ها و تقلیل غم ها، رسالتی است که باید بر دوش گیریم. شاد بودن و از آن مهمتر شاد کردن رسالتی است که باید در ایام دشوار بر دوش خود نهیم. هرگز نباید به بهانه شرایط دشوار، از خوب زیستن و خوش زیستن دست بکشیم. زندگی تعطیل بردار نیست. نباید بگذاریم آتشِ آتشکده زندگی خاموش شود. اما چطور؟ با زندگی کردن در دایره حقیقت. هر کس به قدر توانش.
تا باد چنین بادا.....
❤3