با تو می گویم: استعداد
همه نابغه هستند! اما اگر يك ماهى رو براساس تواناييش دربالا رفتن از درخت قضاوت كنيد، كل زندگيش را با اين باور مي گذراند كه خِنگ است. (آلبرت انیشتین)
تو دنیایی که همه زخمی هستند سه دسته آدم بیشتر نداریم، اونی که دنبال مداوای زخمیهاست، اونی که یه کناری افتاده منتظره زخمهاش خوب شن، و اونی که دنبال زخم جدید زدن به اوناییه که فکر میکنه زخمیش کردن.
اگه دنیا هنوز جای قابل تحملیه به خاطر دسته اوله.
اگه دنیا هنوز جای قابل تحملیه به خاطر دسته اوله.
خودشناسی و سبک زندگی
انواع خودباختگی
محمدامین مروتی
خودباختگی به طور کلی به معنی وفادار نبودن به دریافت های حسی و عقلی خود است. وفادار نبودن به آن چیزی که صرافت طبع می نامیم و آن تشخیص طبیعی و فطری خودمان است.
یک نوع خودباختگی، خودباختگی حسی است. یعنی حس خود را نسبت به پدیده های اطراف مان از دست داده ایم. کوه و گل و ابر را چنان که باید نمی بینیم و حس نمی کنیم. عدم احساس طبیعت یک غَبن و زیان بزرگ است که گذشتگان ما کمتر داشتند ولی خودباختگی حسی به کم شدن احساس نسبت به طبیعت تقلیل نمی یابد. به سایر پدیده های روزانه در اطراف مان نیز نوعی کرخ شدگی و سرّ شدگی یا همان بی حسی داریم. این بی حسی به بی اعتنایی منجر می شود و این بی اعتنایی به عدم استفاده از ظرفیت های طبیعی ادراکی مان.
کارکرد هنر بالاعم و موسیقی بالاخص همین ترمیم حواس مان نسبت به طبیعت و اطراف مان است.
نوع دوم خودباختگی وفادار نبودن به احساسات و عواطف مان است. در این حال عواطف ما تقلیدی و مصنوعی است. نه از ته دل می خندیم و نه از ته دل گریه می کنیم. طبق عادت و عرف های رایج می خندیم و می گرییم و عشق می ورزیم. در این حال در عواطف مان شبیه یک ربات یا زامبی می شویم و نمی توانیم با دیگران ارتباط طبیعی و خودجوش داشته باشیم.
نوع سوم خودباختگی وفادار نبودن به عقل و تشخیص عقلی خودمان است. این خودباختگی بسیار رایج است. مقهور شدن نسبت به متونی که درکشان نمی کنیم، یا به مکاتب و مذاهب و جریان های سیاسی مختلف از این قبیل است. از آن جا که این خودباختگی منصه و ظهور اجتماعی و سیاسی دارد، غالباً به بهای گزافی زندگی ها را تباه می کند.
نوع چهارم خودباختگی، خودباختگی نسبت به کار است. غالباً کارمان را دوست نداریم و تا ساعات موظف کاری به پایان برسد، لحظه شماری می کنیم. این بدان خاطر است که دل مان با کارمان نیست. این بی دلی حداقل یک سوم عمرمان را می بلعد و تباه می کند. باید کاری را که دوست داریم انجام دهیم و اگر ناچاریم کاری دیگر را بگزینیم، سعی کنیم بدان هم معنی بدهیم تا بتوانیم دوستش داشته باشیم. بهترین کار، کاری است که ضمن انجامش گذشت زمان را حس نکنی. هر چه بیشتر به ساعت نگاه کنی، از کارت بیگانه تر هستی.
بیگانگی نسبت به کار، بالاخص در مرکز توجه و تعالیم مارکس بود. این نوع بیگانگی در فیلم عصر جدید چارلی چاپلین به خوبی نمایش داده شده است.
با تو می گویم:
هرگـز این چهار چیز را در زندگیت نشکن:
اعتماد، قول، رابطه و قلب!
زیرا اینها وقتی می شکنند صدا ندارند اما درد بسياري دارند. (چارلز_دیکنز)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" طلوع ماه از دهانه پل خواجو
آیه هفته: خرافات
طائِرُكُم مَعَكُم أَئِن ذُكِّرتُم: شومی شما از خودتان است اگر درست بیندیشید. (یس/۱۹)
شعر هفته: جنگ و صلح
تو مگو همه به جنگاند و ز صلحِ من چه آید؟
تو یکی نهای، هزاری، تو چراغ خود برافروز (مولانا)
کلام هفته: تلاش
هدفهای زندگی شبیه ماهی اند. اگر یک ماهی کوچک بخواهی می توانی در بخشهای کم عمق بمانی، اما اگر ماهی بزرگ بخواهی باید به جاهای عمیقتری بروی. (دیوید لینچ)
داستانک: زیرکی
ابوعلی سینا در هنگام عبور از شهری اسبش را بر درختی بست و برایش کاه و یونجه ریخت. خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خرسواری خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم نشست.
شیخ گفت خر تو از کاه و یونجه او می خورد و اسب هم به خرت لگد می زند و پایش را می شکند.
خر سوار آن سخن را نشنیده گرفت. اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد.
خر سوار گفت اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی.
شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد. صاحب خر ، ابوعلی سینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد.
قاضی سوال کرد که چه شده؟ ابوعلی سینا هیچ نگفت.
روستایی گفت این خود را به لال بودن زده تا تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف می زد.
قاضی پرسید با تو سخن گفت؟چه گفت؟
صاحب خر گفت او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد میزند و پای خرت را می شکند.
قاضی خندید و به ابوعلی سینا گفت حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!!
ابوعلی سینا جوابی داد که از آن به بعد درزبان پارسی به مثل تبدیل شد:"جواب ابلهان خاموشی ست"
طنز هفته:تیر خطا
شخصی هرچه تیر به سوی مرغی میانداخت خطا میرفت. رفیقش مرتّب میگفت: "احسنت". شخصِ تیرانداز آشفته شد و با عصبانیت به دوستش گفت: مرا مسخره میکنی؟ رفیقش گفت: نه والله. آن مرغ زیرک را تحسین میکنم. (عبید زاکانی)
فیلم هفته: جاذبه (2014)
محمدامین مروتی
گرانش فیلمی به کارگردانی آلفونسو کوارون و بازیگری ساندرا بولاک و جورج کلونی است.
فیلم دارای نقاط برجسته ایست. این نقاط عبارتند از دادن نگاه فرازمینی و منظر کهکشانی که برای جور دیگر دیدن دنیا که شدیدا بدان نیازمندیم.گستردگی و وسعت کائنات همواره درس مدارا و بی تعصبی و حیرانی و هیچ ندانی به بشر پرمدعا می دهد.
فیلمبرداری و جلوه های ویژة فیلم از دیگر نقاط قوت آن است.
اما حکایت زیر و بم های عاطفی و خاصّه مادرانة یک دانشمند برجسته -با بازی ساندرا بولاک- محور مهم دیگری است که باید روی آن تامل کرد.
ریان استون (با بازی بولاک) و مت کوالسکی (با بازی کلونی)، از اعضای یک تیم فضانوردی هستند که ماموریت آنها تعمیر تلسکوپ هابل میباشد. انهدام یکی از ماهوارههای روسیه و پراکنده شدن تکههای بدنه آن در فضا به انهدام فضاپیمای آمریکایی و کشتهشدن ۳ فضانورد دیگر میشود. از این تیم تنها استون و کوالسکی زنده ماندهاند در حالی که ذخیره اکسیژن لباس فضایی استون در حال تمام شدن است و ...
این فیلم در اسکار ۲۰۱۴ موفق به دریافت هفت جایزه در رشته های مختلف شد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیبایی هفته: طلوع ماه از دهانه پل خواجو
گفتار ادبی
پرویز ناتل خانلری(1292-1369)
محمدامین مروتی
پرویز ناتل خانلری را غالبا با مثنوی کم نظیر "عقاب" می شناسند. اما خدمات بزرگ خانلری به فرهنگ به شاعری او ختم نمی شود.
خود خانلری داستان سرودن عقاب را چنین بیان کرده که متفقین کشور را اشغال کرده بودند و زندگی من در عسرت می گذشت. در این شرایط یادِ گفت و گویی بین عقاب و کلاغ در کتاب "دختر سروان" پوشکین افتادم. خانلری همین اندیشه را طی شعر عقاب گسترش می دهد و نسخه ی دست نویس را به هدایت نشان می دهد. هدایت ذوق زده می شود و پیشنهاد چاپ آن را می دهد. شعر در مجله مهر چاپ می شود و می درخشد. خانلری عقاب را به هدایت تقدیم می کند. شفیعی کدکنی می نویسد:
"اگر قرار شود ده شعر برجسته از عصر ما انتخاب شود، ...آنچه من در آن تردیدی ندارم این است که شعر «عقاب» خانلری یکی از آن ده شعر است. … خانلری را در کنار نیما و گلچین گیلانی باید از نخستین شاعرانی به شمار آورد که مفهوم تجدد در شعر را عملاً ادراک کردهاند و برای به سامان رساندن آن کوشیدند." (شفیعی کدکنی، «با چراغ و آیینه»)
خانلری مانند عقاب، انسان آزاده و مستقلی بود و همین وارستگی و استقلال و بعضا صراحت لهجه و غرور، او را آماج حمله روشنفکران حزبی کرده بود.
خانلری مهمترین مصحح دیوان حافظ پس از قزوینی بود. هرچند در چاپ های بعدی بخشی از نقدش به تصحیح قزوینی را پس گرفت. شاملو ایرادات زیادی به این نسخه گرفت که بعضا درست بود.
او طراح و مجری دو پروژه ی مهم پیکار با بیسوادی و سپاه دانش بوده است که اولی به نام اشرف پهلوی و دومی به نام شاه تمام شد. طرح پیکار با بیسوادی را در "سخن" نوشته بود. او معتقد بود تخته سیاه باید به روستا برود و فصل تحصیلی کودکان روستایی به دلیل کارشان در مزارع، باید متفاوت از شهر باشد.
خانلری همچنین بنیانگذار مجله گرانسنگ سخن است. مجله ای که در میانه نزاع شعر نو و کهنه ایستاده بود.
پایان نامه دکترایش در ضرورت تجدیدنظر در اوزان عروضی با واکنش کهن گرایانی چون بهار و تدین مواجه شد. اما با شاملو و فروغ بر سر وزن شعر، بر سر مهر نبود و با نادرپور و توللی و ابتهاج و شفیعی بیشتر همدل بود.
"سخن" از نوعی نوگرایی معتدل دفاع می کرد. خانلری و نادرپور و توللی نماینده این گرایش بودند. نخستین شعر نو چاپ شده در "سخن"، "باز باران" اثر "گلچین گیلانی" بود.
دعوای نیما و خانلری بیشتر صبغة سیاسی و ایدئولوژیک پیدا کرده بود. چرا که در نفسِ نوگرایی در مضمون، اختلافی نبود. اختلاف عمدتا بر سر شکل این نوگرایی بود. نیما که متاثر از جو زمانه اش، سبک زندگی انقلابی را بهترین سبک زندگی می دانست و امثال خانلری را "خائن" تلقی می کرد، می گفت: "این عالیمقداران همه سبک ها را بلدند اما سبک زندگی را بلد نیستند. کارشان حرف زدن با زبان مرده هاست." (تعریف و تبصره) این درحالی بود که خانلری هم می گفت: "آن کس که امروز با هواپیما سفر می کند، مناظر را آنچنان نمی بیند که شترسواران می دیدند. لذا با همان تعابیر نمی تواند دنیا را توصیف کند." (سخنرانی در نخستین کنگره نویسندگان سال 1325)
نیما از بلند و کوتاه کردن سطرها دفاع می کرد تا بتواند حرفش را بهتر بزند. خانلری این توانایی را داشت که حتی حرفش را بدون کوتاه و بلند کردن مصاریع بزند. نیما متاثر از حزب توده هم بود و می خواست انقلابِ شعری راه بیاندازد.
شعر "عقاب" خانلری و "باز باران" گلچین و "شعرانگور" نادرپور حرف تازه دارد ولی قالب شکن نیست. به معنای حقیقیِ کلمه، "نو" است. اصولا در هنر نمی توان بخشنامه و بیانیه صادر کرد (که متاسفانه صادر می شود) که راه این است و جز این نیست. هر گلی بوی خود را دارد و هیچ شاعری جا را بر شاعر دیگر تنگ نمی کند. مهم شعر خوب گفتن در هر قالبی است. به قولی چرا نگذاریم صد گل بشکفد.
خانلری به سبب قبول وزارات فرهنگ در کابینه اسدالله علم و سناتور شدن در معرض نقد شدید جریان چپ و مذهبی اعم از حزب توده و جلال آل احمد بود. پس از انقلاب مجله اش تعطیل و خودش دستگیر شد و به همت آیت الله مطهری آزاد شد ولی حقوق و بازنشستگی او و خانمش دکتر زهرا خانلری را قطع و خانه نشین اش کردند. برای تادیه ی حقوق سناتوری از او مطالبه یک میلیون و سیصد هزار تومان کردند که فقط پانصد هزارتومان در بساط داشت و باقی زندگی اش در فقر گذشت. خودش می گوید وقتی در زندان بودم یکی از روزنامه ها لیستی از "غارتگران اموال ملی" داده بود که اسم من هم در میان شان بود.
در زمان شاه هم از جانب ساواک نسبت به درج مطالبی در سخن هشدار گرفته بود و نام 35 نویسنده ممنوع القلم به سخن داده شده بود.
در روزهای پایان عمر در پاسخ به سوال خبرنگار صدا و سیما که پرسیده بود چند سال دارید، گفته بود 2500 سال.
منبع:
اندیشه پویا شماره 68/مرداد و شهریور 1399
با تو می گویم: زبان
آنجا كه سخن از گفتن باز ميماند، فحاشی آغاز ميشود!
Ⓜ️ تیپ های شخصیتی از دیدگاه اریک فروم
🔻اریک فروم چند تیپ شخصیتی را مطرح کرد که زیربنای رفتار انسان هستند. شکل خالص این تیپ ها نادر است، اغلب شخصیت ها ترکیبی از چند تیپ هستند ولی معمولاً یکی غالب است. فروم جهت گیری های بی ثمر را از ثمربخش متمایز کرد. جهت گیری های بی ثمر، روش های ناسالم ارتباط برقرار کردن با دنیا هستند که عبارتند از : شخصیت گیرنده، بهره کش، محتکر و بازاری. تیپ یا جهت گیری ثمربخش حالت ایده آل رشد انسان است.
🪧 شخصیت گیرنده
📌افراد دارای شخصیت گیرنده انتظار دارند که چیزی را که می خواهند - عشق، دانش، یا لذت- از منبع بیرونی که معمولاً فردی دیگر است بگیرند. افراد این تیپ در روابط خود با دیگران گیرنده هستند، به جای اینکه دوست بدارند نیاز دارند که دوستشان بدارند، به جای اینکه بیافرینند، می گیرند. این افراد شدیداً به دیگران وابسته هستند و در صورتی که به حال خود رها شوند فلج می شوند؛ آنها بدون کمک دیگران از انجام دادن جزئی ترین کارها بر نمی آیند. شخصیت گیرنده فروم به تیپ شخصیت جذب دهانی فروید و شخصیت مطیع کارن هورنای شباهت دارد.
🪧 شخصیت بهره کش
📌 در تیپ شخصیت بهره کش نیز فرد برای چیزی که می خواهد به دیگران متوسل می شود. اما افراد این تیپ به جای اینکه انتظار داشته باشند از دیگران بگیرند، به زور یا با حیله گری می گیرند. اگر چیزی به آنها داده شود، آن را بی ارزش می دانند. آنها فقط چیزی را می خواهند که به دیگران تعلق داشته یا برای آنها با ارزش باشد، خواه این همسر باشد یا شیء یا ایده. برای افراد این تیپ، چیزی که دزدیده یا تصرف شده باشد از چیزی که آزادانه به آنها داده شده باشد ارزش بیشتری دارد. تیپ بهره کش شبیه تیپ پرخاشگر دهانی فروید است و با دهان گزنده که ویژگی بارز این افراد است مشخص می شود. اگر گفته شود که آنها اغلب در مورد دیگران اظهارات گزنده می کنند بازی با کلمات نیست. نمونه هایی از جهت گیری بهره کش، دسته های مهاجم و رهبران فاشیست هستند که آشکارا دوست دارند بر دیگران مسلط شوند.
🪧 شخصیت محتکر
📌 در تیپ محتکر افراد امنیت را از آنچه بتوانند احتکار یا پس انداز کنند می گیرند. این رفتار گدامنشانه نه تنها در مورد پول و اموال مادی بلکه در مورد هیجانات و افکار نیز صدق می کند. این افراد دیوارهایی دورشان می شکند و خود را با تمام چیزهایی که انباشت کرده اند احاطه می کنند، از آنها در برابر مهاجمان محافظت کرده و تا حد امکان چیزی را بیرون نمی دهند. ویژگی آنها نظم وسواسی درباره اموال، افکار، و احساسات است. آنها نیز با رفتارشان خود را لو می دهند. این تیپ به شخصیت نگهدارنده مقعدی فروید و تیپ جدا/کناره گیر هورنای شباهت دارد.
🪧 شخصیت بازاری
📌در فرهنگ بازاری مبتنی بر کالا، موفقیت یا شکست بستگی دارد به اینکه خودمان را چقدر خوب بفروشیم. مجموعه ارزش ها برای شخصیت ها و کالاها یکی است. شخصیت فرد صرفا کالایی می شود که باید فروخته شود. بنابراین ویژگی های شخصی، مهارت ها، دانش یا انسجام ما اهمیتی ندارد. بلکه مهم این است که چه بستهء خوبی باشیم. ویژگی های سطحی مثل لبخند زدن، دلپذیر بودن، و خندیدن به جوک های رئیس از خصوصیات و توانایی های درونی مهم تر می شوند. چنین جهت گیری ای نمی تواند امنیت بوجود آورد زیرا در این حالت با مردم ارتباطی واقعی نداریم. اگر این بازی برای مدتی طولانی ادامه یابد، دیگر با خودمان ارتباط نخواهیم داشت و حتی از خودمان هم آگاه نخواهیم بود. نقش بسته ای که مجبور به ایفای آن می شویم شخصیت واقعی ما را از خودمان و از دیگران مخفی می کند. در نتیجه ما بیگانه می شویم، بدون جوهر شخصی و بدون روابط معنادار.
🪧 شخصیت ثمربخش
📌تیپ شخصیت ثمربخش ایده آل و بیانگر هدف اصلی رشد انسان است. این مفهوم بیانگر توانایی ما در به کارگیری تمام قابلیت ها برای تحقق بخشیدن به استعدادهایمان و پرورش دادن خود است. ثمربخش بودن به خلاقیت هنری یا اکتساب چیزهای مادی محدود نمی شود بلکه این جهت گیری نگرشی است که هریک می توانیم به آن دست یابیم.
▪️کتاب "نظریه های شخصیت"
▪️نويسندگان:دوان شولتز وسيدني آلن شولتز
▪️مترجم: یحیی سید محمدی +++
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
🔻اریک فروم چند تیپ شخصیتی را مطرح کرد که زیربنای رفتار انسان هستند. شکل خالص این تیپ ها نادر است، اغلب شخصیت ها ترکیبی از چند تیپ هستند ولی معمولاً یکی غالب است. فروم جهت گیری های بی ثمر را از ثمربخش متمایز کرد. جهت گیری های بی ثمر، روش های ناسالم ارتباط برقرار کردن با دنیا هستند که عبارتند از : شخصیت گیرنده، بهره کش، محتکر و بازاری. تیپ یا جهت گیری ثمربخش حالت ایده آل رشد انسان است.
🪧 شخصیت گیرنده
📌افراد دارای شخصیت گیرنده انتظار دارند که چیزی را که می خواهند - عشق، دانش، یا لذت- از منبع بیرونی که معمولاً فردی دیگر است بگیرند. افراد این تیپ در روابط خود با دیگران گیرنده هستند، به جای اینکه دوست بدارند نیاز دارند که دوستشان بدارند، به جای اینکه بیافرینند، می گیرند. این افراد شدیداً به دیگران وابسته هستند و در صورتی که به حال خود رها شوند فلج می شوند؛ آنها بدون کمک دیگران از انجام دادن جزئی ترین کارها بر نمی آیند. شخصیت گیرنده فروم به تیپ شخصیت جذب دهانی فروید و شخصیت مطیع کارن هورنای شباهت دارد.
🪧 شخصیت بهره کش
📌 در تیپ شخصیت بهره کش نیز فرد برای چیزی که می خواهد به دیگران متوسل می شود. اما افراد این تیپ به جای اینکه انتظار داشته باشند از دیگران بگیرند، به زور یا با حیله گری می گیرند. اگر چیزی به آنها داده شود، آن را بی ارزش می دانند. آنها فقط چیزی را می خواهند که به دیگران تعلق داشته یا برای آنها با ارزش باشد، خواه این همسر باشد یا شیء یا ایده. برای افراد این تیپ، چیزی که دزدیده یا تصرف شده باشد از چیزی که آزادانه به آنها داده شده باشد ارزش بیشتری دارد. تیپ بهره کش شبیه تیپ پرخاشگر دهانی فروید است و با دهان گزنده که ویژگی بارز این افراد است مشخص می شود. اگر گفته شود که آنها اغلب در مورد دیگران اظهارات گزنده می کنند بازی با کلمات نیست. نمونه هایی از جهت گیری بهره کش، دسته های مهاجم و رهبران فاشیست هستند که آشکارا دوست دارند بر دیگران مسلط شوند.
🪧 شخصیت محتکر
📌 در تیپ محتکر افراد امنیت را از آنچه بتوانند احتکار یا پس انداز کنند می گیرند. این رفتار گدامنشانه نه تنها در مورد پول و اموال مادی بلکه در مورد هیجانات و افکار نیز صدق می کند. این افراد دیوارهایی دورشان می شکند و خود را با تمام چیزهایی که انباشت کرده اند احاطه می کنند، از آنها در برابر مهاجمان محافظت کرده و تا حد امکان چیزی را بیرون نمی دهند. ویژگی آنها نظم وسواسی درباره اموال، افکار، و احساسات است. آنها نیز با رفتارشان خود را لو می دهند. این تیپ به شخصیت نگهدارنده مقعدی فروید و تیپ جدا/کناره گیر هورنای شباهت دارد.
🪧 شخصیت بازاری
📌در فرهنگ بازاری مبتنی بر کالا، موفقیت یا شکست بستگی دارد به اینکه خودمان را چقدر خوب بفروشیم. مجموعه ارزش ها برای شخصیت ها و کالاها یکی است. شخصیت فرد صرفا کالایی می شود که باید فروخته شود. بنابراین ویژگی های شخصی، مهارت ها، دانش یا انسجام ما اهمیتی ندارد. بلکه مهم این است که چه بستهء خوبی باشیم. ویژگی های سطحی مثل لبخند زدن، دلپذیر بودن، و خندیدن به جوک های رئیس از خصوصیات و توانایی های درونی مهم تر می شوند. چنین جهت گیری ای نمی تواند امنیت بوجود آورد زیرا در این حالت با مردم ارتباطی واقعی نداریم. اگر این بازی برای مدتی طولانی ادامه یابد، دیگر با خودمان ارتباط نخواهیم داشت و حتی از خودمان هم آگاه نخواهیم بود. نقش بسته ای که مجبور به ایفای آن می شویم شخصیت واقعی ما را از خودمان و از دیگران مخفی می کند. در نتیجه ما بیگانه می شویم، بدون جوهر شخصی و بدون روابط معنادار.
🪧 شخصیت ثمربخش
📌تیپ شخصیت ثمربخش ایده آل و بیانگر هدف اصلی رشد انسان است. این مفهوم بیانگر توانایی ما در به کارگیری تمام قابلیت ها برای تحقق بخشیدن به استعدادهایمان و پرورش دادن خود است. ثمربخش بودن به خلاقیت هنری یا اکتساب چیزهای مادی محدود نمی شود بلکه این جهت گیری نگرشی است که هریک می توانیم به آن دست یابیم.
▪️کتاب "نظریه های شخصیت"
▪️نويسندگان:دوان شولتز وسيدني آلن شولتز
▪️مترجم: یحیی سید محمدی +++
🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسانها از رابطه بهوجود میآیند، در رابطه رشد میکنند، در رابطه آسیب میبینند و در رابطه ترمیم میشوند. همهچیز به رابطهها مربوط است!
#اروین_د_یالوم
✅@jamemodern
#اروین_د_یالوم
✅@jamemodern