کانال محمد امین مروتی
1.73K subscribers
1.97K photos
1.66K videos
142 files
2.91K links
Download Telegram
گفتار فلسفی


تلازمِ آزادی مثبت و منفی

محمدامین مروتی


آزادی منفی(آزادی از) و آزادی مثبت (آزادی در)، اصطلاحاتی اند که ایزایا برلین در ادبیات سیاسی و فلسفی وارد کرد.
آزادی از، آزادبودن از سلطه دیگری است و آزادی در آزادبودن در انجام عمل دلخواه است.

تیموتی اسنایدر در جدیدترین کتابش به نام "آزادی"، می گوید درک عمومی ما از آزادی، همان آزادی منفی است. راست ها بر آزادی منفی تکیه می کنند و چپ ها بر آزادی مثبت. اما این دو نوع آزادی لازم و ملزوم یکدیگرند و آزادی از، مقدمه و لازمه آزادی در است. آزادی منفی لازم است، اما کافی نیست. آزادی، آنارشی و فقدان حکومت نیست.
کافی نیست که نهاد حکمرانی ما را به حال خود رها کند، ما نیز نباید این نهاد را به حال خویش رها کنیم.

مفهوم آزادی در خلا به جا مانده از مرگ خدایان و در گریز از پوچی جهان، شکل گرفت. در حقیقت در جهان جدید، ما با انتخاب های مان است که به فضیلت نزدیک یا از آن دور می شویم.

آزادی دادنی و هدیه گرفتنی نیست. ارث و میراث هم نیست. نیازمند توجه و اخلاق و محافظت است.
درست است که آزادی، فردیت ما را پاس می دارد، اما همین فردیت ارزشمند ما در ارتباط و تعامل و گفتگو با دیگران است که شکل می گیرد و نه در انزوا. آزادی مفهومی بین نسلی است که به تدریج شکل می گیرد. هیچ فردی به تنهایی آزاد نیست. آزادی برای شما به معنی آزادی برای من است و در همبستگی بین من و تو شکل می گیرد.

آزادی مساوی امنیت هم نیست که بخواهیم آن را با امنیت مبادله کنیم و بگوییم امنیت داریم، پس آزادیم. اما آزادی بدون امنیت هم وجود ندارد. آزادی و امنیت در کنار هم کار می کنند. در واقع محرومیت از آزادی، عین ناامنی است.
آزادی فقط رها شدن از سلطه نیست که با سرنگونی یک مستبد توسط نیروی داخلی یا نیروی خارجی به دست آید.

پس از فروپاشی شوروی، توصیه غرب به روس ها این بود که آزادی از سلطه، مسیر درست کشور شما را رقم خواهد زد. اما در زمان یلتسین، همه چیز دوباره به سمت فروپاشی رفت. اما توصیه کارل پوپر این بود که روس ها نباید نهادهای به جا مانده از دوره کمونیسم را به یکباره رها کنند. بلکه قسمتی از ان را که کار می کند باید نگه دارند و به تدریج اصلاح کنند.

پس از 11سپتامبر، تصور بوش این بود که حمله به عراق و افغانستان و نوشتن قانون اساسی دموکراتیک می تواند دموکراسی به بار آورد، اما چنین نشد. آزادی از سلطه صدام و ملا عمر، به دموکراسی منجر نشد و حتی شرایط را پیچیده تر کرد. مشکل فقط سلطه صدام و فقدان آزادی منفی نبود.

تصور غلط دیگر این بود که ثروت عقلانیت می آورد و عقلانیت دموکراسی. اما کار به این سادگی نیست. نهادها، زیرساخت ها و فرهنگ ملل با یکدیگر متفاوتند.

در اوکراین کار به عکس بود. غرب پیش بینی می کرد که پوتین در اکراین سه روز تا یک هفته به پیروزی می رسد و پیشنهاد فراری دادن به زلینسکی داد. اما زلینسکی و مردم اکراین تصمیم به مقاومت گرفتند. آنان نشان دادند دموکراسی نیازمند حمایت و جانبازی هم هست و آزادی منفی کافی نیست.

یکی از نتایج محدود کردن خود در دوگانه آزادی و برابری، آن است که درک مخدوشی از رابطه آزادی منفی و مثبت خواهیم داشت. تیموتی اسنایدر می گوید:
"مصیبتی به نام انتخاب میان آزادی و برابری وجود ندارد....تهی سازی آزادی از برابری، برابری را از معنی تهی می سازد."
راست ها باید بپذیرند آزادی مفهومی است نیازمند ساختار و چپ ها نیز بپذیرند که ساختارها نیازمند مفهوم سازی اند.

منبع:
معرفی کتاب "آزادی" تیموتی اسنایدر در "اندیشه پویا" ی شماره 93آذر 1403

12 آذر 1403
با تو می گویم:

نه فریفته مردم می شویم و نه عوامفریبی می کنیم. (منسوب به خلیل ملکی)
#اصطلاحات_علمی
#اصطلاحات_فیزیک
#تئوری_بیگ_بنگ
Big Bang Theory
*ˈbɪɡ bæŋ ˈθɪəri*

توضیح ساده:
تئوری بیگ بنگ بیان می‌کند که جهان از یک نقطه بسیار کوچک، داغ و چگال در حدود 13.8 میلیارد سال پیش آغاز شده و از آن زمان تاکنون در حال انبساط است. این نظریه توضیح می‌دهد که چگونه کیهان از حالتی اولیه به شکل کنونی خود تکامل یافته است و بسیاری از پدیده‌های مشاهداتی مانند پس‌زمینه مایکروویو کیهانی و توزیع کهکشان‌ها را توضیح می‌دهد.

تعریف تخصصی:
تئوری بیگ بنگ مدلی علمی است که منشأ و تکامل جهان را توضیح می‌دهد. بر اساس این نظریه، جهان از یک وضعیت اولیه بسیار چگال و داغ آغاز شده و به دنبال یک انفجار بزرگ یا "مهبانگ"، شروع به انبساط کرده است. این انبساط همچنان ادامه دارد و منجر به سرد شدن تدریجی جهان و تشکیل ساختارهایی مانند کهکشان‌ها، ستارگان، و سیارات شده است. یکی از پیامدهای کلیدی این نظریه، وجود تابش پس‌زمینه کیهانی (CMB) است که به عنوان "پژواک" بیگ بنگ شناخته می‌شود و به شکل امواج مایکروویو در سراسر کیهان منتشر است.

معادلات فریدمن، که از نظریه نسبیت عام اینشتین مشتق شده‌اند، به عنوان پایه ریاضی تئوری بیگ بنگ عمل می‌کنند و توصیف کننده چگونگی انبساط جهان در طول زمان هستند. همچنین این تئوری توضیح می‌دهد که چگونه عناصر شیمیایی اولیه، مانند هیدروژن و هلیوم، در دقایق ابتدایی پس از بیگ بنگ شکل گرفتند.

تاریخچۀ مختصر علمی:
ایده بیگ بنگ برای اولین بار در دهه 1920 توسط ژرژ لومتر، کیهان‌شناس بلژیکی، مطرح شد. لومتر پیشنهاد کرد که جهان از یک "اتم اولیه" منفجر شده و به تدریج منبسط شده است. در دهه 1940، جرج گاموف و همکارانش ایده‌های لومتر را گسترش دادند و پیش‌بینی کردند که اگر بیگ بنگ درست باشد، باید یک تابش پس‌زمینه ضعیف از زمان‌های اولیه جهان وجود داشته باشد. این تابش، به نام تابش پس‌زمینه مایکروویو کیهانی (CMB)، در سال 1965 توسط آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون کشف شد و به عنوان تأیید تجربی قوی برای تئوری بیگ بنگ در نظر گرفته شد. این کشف به پنزیاس و ویلسون جایزه نوبل فیزیک را اعطا کرد و تئوری بیگ بنگ به عنوان مدل استاندارد برای توضیح منشأ و تکامل جهان پذیرفته شد.

مثال:

1. تابش پس‌زمینه مایکروویو کیهانی (CMB): تابش CMB یکی از قوی‌ترین شواهد تئوری بیگ بنگ است. این تابش به صورت امواج مایکروویو در سراسر کیهان مشاهده می‌شود و نشان‌دهنده باقی‌مانده‌ای از انرژی بیگ بنگ است که هنوز در فضا پراکنده است.

2. انبساط جهان: قانون هابل، که بیان می‌کند کهکشان‌ها با سرعتی متناسب با فاصله‌شان از ما دور می‌شوند، به عنوان یکی دیگر از شواهد تئوری بیگ بنگ عمل می‌کند. این انبساط نشان می‌دهد که جهان در گذشته بسیار فشرده‌تر بوده و از یک وضعیت ابتدایی کوچک و داغ آغاز شده است.
خودشناسی و سبک زندگی


مختصات روان سالم

محمدامین مروتی


انسان سالم ترکیبی است از متانت، خوشرویی، شوخ طبعی و دلسوزی.

متانت یعنی عجول نبودن و داشتن آرامش و آهستگی و طمانینه و سکینه و صبر.
بهترین راهکار متین بودن،کاستن از سرعت زندگی و کارهای روزمره است.
راهکار دیگر عجول نبودن و تمرکز بر کارهای روزمره است.
راهکار مهم دیگر غافل نبودن از هنر و به خصوص موسیقی است. به قول نیچه روزی را که در آن با آرامش کامل و توجه، موسیقی نشنیده باشید، از شمار عمرتان کم کنید.
راهکار دیگر طبیعت گردی و احساس کردن زیبایی های طبیعی است.

خوشرویی یعنی داشتن حسّ رضایتمندی و سپاسگزاری نسبت به زندگی و جهان.
راهکار مناسب رای ایجاد این حس، حفظ لبخند بر لبان مان است. این لبخند ولو به تکلف، به دل و زبان سرایت می کند یعنی خوشرویی با خوش زبانی و خوش قلبی در می آمیزند.
راهکار دیگر یادآوری(ذکر) داشته ها و نعمت های مان و از همه مهمتر فرصتی است که برای زیستن به ما داده شده است.

شوخ طبعی یعنی کودکانه و سرخوش زیستن، شاد بودن و شادکردن.
راهکار شوخ طبعی، محشور شدن با کودکان و دیدن فیلم های کمدی و شنیدن و خواندن طنزهای مبتکرانه است.

دلسوزی یعنی شفقت بر آدم و عالم.
راهکار شفقت، همدلی و امپاتی با دیگران یعنی خود را به جای آنان گذاشتن است.
راهکار دیگر، داشتن دست بخشنده و کنار گذاشتن سهمی از ثروت و دارایی برای نیازمندان است.
اما مهمترین راهکار برای رشد شفقت در انسان، تلاش برای بهتر کردن حال دیگران است که بلافاصله پاداش آن را به صورت نقد، به صورت بهتر شدن حال خودت دریافت می کنی.

جمع این عوامل در یک شخص، او را به انسانی نیک محضر و دوست داشتنی و دارای انرژی مثبت تبدیل می کند.

7 آذر 1403
با تو می گویم:
ما با آن‌چه که داریم دارا نمی‌شویم، بلکه؛ با چیزهایی که از آنها چشم می‌پوشیم، دارا می‌شویم. (ایمانوئل کانت)
Ⓜ️ چطور شایعات را تشخیص دهیم؟


📌1.منبع (رفرنس): به عنوان مهمترین و اصلی‌ترین نکته‌ای که باید درباره‌ی درستی یک مطلب توجه کنید داشتن منبع معتبرست. قاطعانه باید گفت اگر مطلبی منبع معتبر نداشت به راحتی باور نکنید! اگر خبر مهمی در جریان باشد رسانه‌های معتبر براحتی از آن نمی‌گذرند.

📌2.قطعه فیلم و تکه عکس اصلی‌ترین ابزار شایعه‌سازها: یک عکس همان قدر که به اندازه‌ی هزار خط نوشته حرف دارد میتواند هزار شایعه نیز به همراه داشته باشد. زاویه‌ی خاص فیلمبرداری یا عکسبرداری، مشخص نبودن اتفاقات قبل و بعد از آن تکه‌ی جدا شده از فیلم، ربط دادن عکس به مطلب نامرتبط، دستکاری عکس و فیلم (فتوشاپ)، کیفیت‌های پایین و نامشخص بودن جزئیات و… فرصت را برای داستان‌سرایی و شایعه‌پردازی روی آن ایجاد می‌کند. عکس کودکی که مار داخل سرش است، یا فیلم سجاده‌ی نماز خوان نمونه‌هایی از این شایعه بودند.

📌3.قسم دادن، التماس کردن، وعده‌دادن، ارعاب و یا تهدید برای انتشار مطلب! اعلام زمان‌های نسبی به جای ذکر تاریخ مشخص: یک‌ساعت پیش، دیشب، امروز، به تازگی، از فردا، آخرین دستاوردها و … برای مثال بیش از سه سال است که شایعه‌ی «به تازگی گوگل برای تغییر نام خلیج فارس رای‌گیری اینترنتی گذاشته است». یا «آخرین تحقیقات دانشمندان ژاپنی…»

📌4.عباراتی که نشان می‌دهد رازی مخوف یا سندی فوق‌محرمانه کشف شده است: (شرکت‌های دارویی برای کم نشدن سودشان نمیگذارند شما بدانید لیمو همه بیماریهای لاعلاج را درمان میکند!)،‌یا نامه‌ی فوق‌محرمانه و مسقیم درباره‌ی زلزله‌ی تهران! «توهم توطئه» نیز می‌تواند در این دسته جای گیرد.

📌5.جملات خبری شبه‌علم و مبهم: دانشمندان کشف کرده‌اند، آخرین دستاوردهای پزشکی نشان می‌دهد. کدام پزشکان؟ کدام دانشمندان؟! عرفان کوانتومی، قانون راز،‌ شعور آب و … نمونه‌هایی از این ادعا هستند.

📌6.ارجاع دروغین خبرهای ناشنیده به خبرگزاری‌های بسیار مشهور و معتبر برای اعتبار بخشی به مطلب: در اینگونه مطالب به صورت خیلی کلی نوشته میشود منبع: BBC ،CNN، پلیس فتا،…

📌7.ارجاع به منابع غیرواقعی با اسمهای عجیب و غریب و پرابهت: (شبکه‌ی خبری Alien News فرانسه، تیم دکتر چوانگ در مرکز توکیو!)


📌8.تبلیغ یا ضدتبلیغ عقیدتی و نژادپرستانه برای یک فرقه‌ی خاص: (۹۰ نفر وهابی…، دانشمندی که شیعه شد، یک بهایی…)


📌9.تحریک شدید احساسات از طریق اغراق در داستان‌های ساختگی غم‌انگیز، عکس‌های دلخراش، روابط عاطفی انسانی، تهدیدات مربوط به سلامتی، تحریک حس وطن‌پرستی یا اعتقادات مذهبی و …

📌10.عدم ارتباط منطقی و تخصصی منبع با متن: (رئیس مرکز «قلب» ژاپن گفته است سیگنال موبایل برای «مغز» مضر است!)

📌11.اینترنت و گوگل منبع نیستند! اینها ابزارهای ارتباطی و جستجو هستند. هرچیزی در آن پیدا شود درست نیست حتی اگر در چندین جای آن تکرار شده بود. انگلیسی بودن متن یک مطلب نیز به معنی معتبر بودنش نیست!

📌12.«آیا میدانید»ها! نادانسته‌های حتی کوچک و سطحی جهان آنقدر زیاد است که تشخیص راست و دروغ بودن آن‌ بسیار مشکل است مگر آنکه منبع معتبر داشته باشند. پیشنهاد می‌کنیم زیاد آن‌ها را باور نکنید چون تقریبا در بیشتر آن‌ها همه‌ی نشانی‌های یک شایعه از جمله نداشتن منبع را خواهید دید!

📌13. شاهدان غیبی! همه ما افرادی را دیده‌ایم که در دفاع از یک ادعای عجیب خواهند گفت: «یکی از دوستان یا نزدیکانم با چشم خودش دیده است!». برای احترام به شعور خودتان هم که شده درخواست کنید با آن شخص سوم ملاقات کرده و حقیقت را از زبان خودش بشنوید و کشف کنید که واقعیت ماجرا چه بوده است؟

📌14.شیوه‌ی نگارش و سطح علمی‌بودن: اشتباه املایی و نگارش شتابزده و غیرحرفه‌ای در نوشته‌های بسیاری از شایعه‌پردازان که بیشترشان از اقشار کم‌سواد هستند رایج است.

📌15.فصل بازار داغ شایعه را بشناسید! خیلی از شایعات موسمی هستند و ناگهان سر از خاک بیرون می‌آورند! شایعه‌پردازان منتظر فرصت هستند تا متناسب با رویدادها و خبرهایی که منتشر می‌شود شروع به چرندپراکنی کنند. اگر کمی به اخبار جامعه آگاه باشید می‌توانید خود را برای هجوم شایعات فصلی آماده کنید.

📌16.فریب ظاهر زیبا را نخورید: داشتن عکس‌ها و ظاهر گرافیکی زیبا یا تدوین یک ویدئوی حرفه‌ای برای یک شایعه دلیلی برای واقعی بودن آن نیست. بسیار دیده شده است که برای مطالب کاملا اشتباه و چرند تصاویر گرافیکی زیبا یا حتی ویدئو ساخته اند و افراد فریب ظاهر آن را خورده اند.. +++






🛄
@zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
آیه هفته:
مظلوم حق دارد صدايش را بلند کند:
لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ ...(نساء/148) خداوند دوست ندارد زبان به بدگویی گشايند، مگر آن كسی كه مورد ستم قرارگرفته باشد .....
کلام هفته:
در آزادی هم سخن خوب هم سخن بد و در استبداد تنها سخن بد گفته می‌شود. (کامو)
شعر هفته:
بيشتر از طول؛ خواهد بود عرضِ راه تو
اين چنين كز مستيِ غفلت، به هر سو مايلي (صائب تبریزی)
داستانک:
واعظی در شهر غزنین بر منبر، سخن عشق می گفت. در پایان، واعظ اعلام کرد هرکس هرچیزی گم کرده است در میان این انبوه جمعیت آن را بجوید.
مردی خرش را گم کرده بود، بانگ برآورد که ای مسلمانان خرِ من را که دیده است؟ هیچ کس از خر نشان نداد.
مرد بیچاره ناآرام و غمگین به انتظار نشسته بود. امام از عشق سخن می گفت و وصف عاشقان می کرد.
پرسید در میان شما کسی هست که تا به حال عاشق نشده باشد؟
سلیم غافلی که می پنداشت عاشق نبودن مهم و نیک است برخاست و گفت: عمر درازی کرده ام و هرگز مرا عشقی نبوده.
امام، مرد خر گم کرده را گفت: افساری بیاور و این مرد را ببر که آنچه در جستجویش بودی، اینجا یافتی.
مرد را بی عشق کاری چون بود
این چنین خر بی فساری چون بود
هرکه عاشق نیست او را خر شمر
خر بسی باشد ز خر کمتر شمر (مصیبت نامه عطار)
طنز هفته:
منجمی(پیشگو) را بردار کردند. کسی از او پرسید که این صورت را در طالع خود دیده بودی؟ گفت: رفعتی ( بلندی) دیده بودم، لیکن ندانستم که بر این موضع باشد! (فخرالدین علی صفی/لطایف الطوایف)
فیلم هفته: آناکارنینا(2012)

محمدامین مروتی

آناکارنینا، اقتباسی از رمان سال ۱۸۷۷ تولستوی و ساخته جو رایت است.
بازیگران: کایرا نایتلی، جود لاو، آرون تیلر جانسن و متیو مک‌فادین.

تولستوی متفکر مصلحی بود. یک مسیحی مومن و عدالت خواه و اخلاق محور. علیرغم خاستگاه اشرافیش، مدافع فقرا و تهیدستان بود و قسمت اعظم املاک خود را بین آنان تقسیم کرد. او در کتاب معروفش به نام "هنر چیست؟"، از هنر متعهد دفاع می کند.
آناکارنینا هم منعکس کننده دغدغه های فکری تولستوی است. آناکارنینا داستان عشق موازی دو خواهر است به دو مرد. اولی عشقی متعهد و اخلاق مدار و دومی عشقی آتشین و بی ضابطه.
داستان مثل جنگ و صلح –مهترین کتاب تولستوی- در فضایی اشرافی جریان دارد.
کایِرا نایتلی (در نقش آنا کارنینا) و جود لاو (در نقش همسرش) بازی درخشانی دارند.
جو رایت درباره داستان آناکارنینا می‌گوید: «من تا ابد مجذوب چرایی و چگونگی عشق هستم و این که ما انسان‌ها چگونه با احساسات و هیجاناتمان روبرو می شویم.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیبایی هفته: اسرار تردستی
گفتار ادبی


داستان سیاوش (قسمت چهارم)

محمدامین مروتی


سياوش نامه‌اي به كاووس مي‌نويسد و از آنچه به دست پدرش و سودابه بر سرش رفته گلايه مي‌كند:
از آن زن، يــكي مــغزِ شاه جــهان
دل مــن برافــروخت، انــدر نهــان
شبستــان او، درد مــن شـد نخست
زِ خــونِ دلــم، رخ ببــايد بــشست
ببــايست بــر كوهِ آتــش گــذشت
مــرا زار بگريســت، آهو بــه دشت
از آن ننگ و خواري، به جنگ آمـدم
خــرامان به جنــگِ نهــنگ آمـدم
چو كشــور بدين آشتي، شاد گشت
دل شــاه، چــون تيغِ پـولاد گشت

سياوش با سيصد سوار به توران مي‌رود و با استقبال افراسياب و مردم روبرو مي‌شود. پيران در ستايش سياوش از سه خصوصيت او تعريف مي كند و آن نژاد او، گفتار نيك او و صورت پر مهر اوست كه باعث ميشود همه مهر او در دل گيرند:
چنين گفت كاي نامور شهريار
ز شــاهان گيتي، تويــي يادگار
سه چيزست برتر كه اندر جهان
كســي را نباشد زِ تـــخم مِهان
يكي آن كه از تخمه ی كي قباد
همــي از تو گيــرند گويي نژاد
به ديــگر زباني بــدين راستـي
به گفتــارِ نــيكو بيــاراستــي
سه ديگر كه گويي كه از چهر تو
ببــارد همــي بر زمـين، مهرِ تو

پيران از او مي خواهد از توران به چين نرود و همان جا بماند و بداند كه افراسياب عليرغم شهرت بدش، مرد خداست:
مگــردان دل از مــهرِ افــراسيــاب
مكــن هيچ‌گونــه، بــه رفتــن شتاب
پراكــنده نامش به گيتي، بـَـدي است
وليكن جز اين است؛ مرد، ايزدي است

مهر سياوش در دل افراسياب هم مي‌نشيند و به پيران مي‌گويد چگونه كاووس توانسته چنين پسري را برنجاند:
از آن پس به پيران چنين گفت رَد
كه كاووس تند اسـت و اندكْ خرد
كه بشــكيبد از روي چــونين پسر
چنــين برز و بــالا و چنــدين هنر
مــرا ديــده از خــوب˚ ديــدارِ او
بمانــد، دلــت خــيره از كــار او
كه فــرزند باشد كــسي را چنــين
دو ديــده بگــرداند انــدر زميــن

پس از چند روز خوش‌گذراني افراسياب ترتيب يك مسابقه چوگان بازي مرا مي‌دهد و از سياوش مي‌خواهد مقابل او بازي كند. ولي سياوش حاضر به گوي زدن در مقابل او نمي‌شود و ترجيح مي دهد در بازي جزء ياران افراسياب باشد. افراسياب چون مي‌خواهد افرادش از سياوش تعليم بگيرند، از او خواهش مي‌كند در مقابل او بازي كند و سياوش به اكراه مي‌پذيرد.
افراسیاب و سیاوش یاران خود را برای چوگان بازی، تیر و کمان و سواری و شکار انتخاب می کنند. در همه ی مسابقات غلبه با ایرانیان است.
پیران پیشنهاد ازدواج سیاوش با دخترش "جریره" را می دهد و پس از چندی هم پیشنهاد ازدواج سیاوش با دختر افراسیاب یعنی "فرنگیس" را به او و افراسیاب می دهد. سیاوش می گوید اگر سرنوشت من این است که دیگر به ایران برنگردم، هرچه صلاح می دانی بکن. ستاره شماران هم به افراسیاب می گویند حاصل این ازدواج پسری است که پادشاه ایران و توران می شود. افراسیاب به پیران می گوید در این صورت، این پـسر معارض پادشاهی ما هم می شود. پیران جـواب می دهد در عوض جنگ ایرانیان و تورانیان خاتمه می یابد. ضمناً اگر تقدیر چنین است از آن گریزی نخواهیم داشت و آنچه باید بشود می شود و با چاره گری کمی و کاستی نمی پذیرد:
بخواهد بُدَن، بی گمان، بودنـی
نـکاهد به پـرهـیز، افـزودنـی

سیاوش به ختن می رود و در آنجا شهری می سازد به نام "سیاووش گرد" که بسیار زیبا و پرنعمت است. "گرد" پسوندی است به معنای "شهر". مثل سوسنگرد و هشتگرد. ولی سیاوش به آینده هیچ امیدی ندارد و به پیران می گوید:
فــراوان بدین نگـذرد روزگـار
که بر دستِ بیداردل شـهریار،
شوم زار من کشته، بر بی گناه
کسی دیگر آراید این تاج و گاه
زِ گـفـتارِ بـدخواه، وَز بختِ بد
چنین بی گنه بر سرم بَد رسد
زِ کشته شـود زنـدگـانـی دُژَم
برآشوبد ایـران و تورام به هم

سیاوش در کاخش نگاره و نقش پهلوانان ایـرانی را حک می کند. پیران از زیـبایی و شکوه "سیاووش گرد" برای افراسیاب حکایت می کند. افراسیاب، برادرش "گَرسیوَز" را نزد سیاوش می فرستد تا از "سیاووش گرد" برایش گزارش کند.
سیاوش از جریره صاحب پسری به نام "فرود" می شود. جشن مفصلی که سیاوش برای تولد فرود می گیرد، حسادت گرسیوز را برمی انگیزد.

ادامه دارد....
با تو می گویم:
سخت ترين توفان، مهمان درياست نه صاحب خانه آن. توفان را بگذران. نادر ابراهیمی